تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

نشانی تازه ی تارنگارو بدون فیلتر:

http://nabavie.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 15:49  توسط ابراهیم نبوی  | 

همه مامان های رئیس جمهور

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 3 خرداد 1386 [2007.05.24]

po_nabavi_01.jpg

مشکل ایران و آمریکا هم خدا را شکر در حال حل است. همه چیز آماده حل این مشکل است، فقط یک دردسر وجود دارد و آن اینکه از طرف آمریکا موضوع بحث و نماینده و محل و چیزهای دیگر همه معلوم است، اما از طرف ایران هنوز معلوم نیست که قرار است مذاکره انجام بشود یا بناست جنگ بشود؟ و معلوم هم نیست که مذاکره در مورد چیست؟ و معلوم هم نیست که نماینده ایران چه کسی است؟ عده ای مانند متکی و سلطانیه و غیره آماده مذاکره اند، اما حکومت آنها را برای مذاکره مناسب نمی داند. کسانی هم هستند مانند ظریف که برای این مذاکره مناسب است، اما خودش حاضر به شرکت در مذاکره نیست، یک گروه سوم هم وجود دارد که هم خودش مناسب است و هم حاضر است مذاکره کند، مثل جواد لاریجانی که بقیه با او مخالفند. فعلا که جواد ظریف گفت: « امکان شرکت در مذاکره با آمریکا را ندارم، آماده بازگشت به تهران هستم.» همزمان با همین مذاکرات و یک هفته مانده به قطعنامه سوم، دیروز 9 فقره یا فروند یا اسکادران یا قطعه یا واحد ناو جنگی آمریکا وارد خلیج فارس شدند. در همین راستا سارکوزی نیز گفت: « من فکر می کنم نباید در تشدید تحریم های ایران تردید کرد.»

گروگان در مقابل گروگان
واقعا نبوغ بیداد می کند! اصلا فکرش را هم نمی توانستید بکنید که احمدی نژاد چنین چیزی به ذهنش خطور کند، بیخودی نیست که این آقای کروبی یک ساعت خوابید، رای احمدی نژاد دو میلیون تا رفت بالا. تازه به قول محسن رضایی این نیروی دست ششم شان است و این کارهای شکوهمندانه و نبوغ آسا و مبتکرانه به ذهن شان می رسد، وای به اینکه نیروهای دست اول شان بیایند که آن وقت معرکه می شود. به عقل چه کسی می رسید که در برای آزادی گروگان های آمریکایی که این آمریکایی های چشم سفید و زورگو از سفارت ایران در اربیل گرفتند، جمهوری اسلامی هم به جایش پنج نفر از اتباع آمریکایی را گرفته است و حالا این را ول می کنم تو هم آن را ول کن، فقط نکته اش این است که آمریکایی ها ایرانی ها را به عنوان گروگان دستگیر می کنند، ایرانی ها هم در عوض خود ایرانی ها را دستگیر می کنند. وزارت امور خارجه و وزارت علوم طی اطلاعیه مشترکی با همکاری زندان اوین از کلیه استادان و دانشجویان دانشگاههای هاروارد، ام آی تی، مریلند، برکلی، استنفورد، دنورو تگزاس درخواست کرد که برای همکاری با دولت مهرورز جمهوری اسلامی و مبارزه با آمریکای جهانخوار از طریق توسعه علمی سریعا ویزای ایران را گرفته و برای کاهش دردسر برادران اطلاعات مستقیما از فرودگاه مهرآباد خودشان به اوین بروند. سازمان اتوبوسرانی تهران اعلام کرد خط مهرآباد- اوین بطور رایگان آماده خدمت به هموطنان عزیز است. در راستای دستگیری هاله اسفندیاری، آخرین عضو انجمن طرفداران گفتگو با دولت ایران و معروف به عامل جمهوری اسلامی و نازی عظیما، کیان تاجبخش پژوهشگر ایرانی آمریکایی نیز دستگیر شد. یکی دیگر از دوستان را هم گرفته اند که هرجوری فکر می کنم این بنده خدای سازشکار و عامل جدی جمهوری اسلامی را چرا گرفته اند، نمی فهمم؟ عفو بین الملل اعلام کرد که وضع حقوق بشر در ایران، بدتر از همیشه است. سخنگوی دولت اعلام کرد: عوضش همه چی گرون می شه.

استقبال پرهزینه یا کم هزینه
احمدی نژاد فردا وارد اصفهان می شود، البته نه از تهران، بلکه از اوکراین، به نظر می رسد کمی نیاز به محبوبیت دارد و برای همین اصفهان را همزمان با قضیه کتک خوردن که دارد به یک پدیده ملی در کل کشور تبدیل می شود، انتخاب کرده است. معاون استاندار اصفهان که خودش می داند قضیه از چه خبر است، گفت: « استقبال پرهزینه از رئیس جمهور ممنوع است.» ظاهرا دفعه های قبل هزینه استقبال آنقدر بالا بوده که سروصدای آشپزباشی را هم درآورده است. شما یک نگاه به عکس های جمعیت بکنید تا بفهمید که علت استقبال پر هزینه چیست.

البرادعی، گم شده در ترجمه
البته یک بدی اش این است که بعضی ها انگلیسی بلد نیستند و نمی فهمند البرادعی چه چیزهای خوبی به ما می گوید، در عوض یک خوبی هم دارد که وقتی خودمان گفته های البرادعی را ترجمه می کنیم، بسیاری از چیزهایی را که البرادعی حالی اش نبوده و باید می نوشته و ننوشته، به جای او می نویسیم و مشکل را حل می کنیم. دیروز ممد، منظورم همین برادعی خودمان است، گزارشی از آخرین آبشارهایی که روی کلیه تپه های نطنز و اصفهان و بوشهر، ایران به کار انداخته است و سایر قضایا را به سازمان ملل تقدیم کرد. البرادعی سرپیچی ایران از قطعنامه شورای امنیت را تائید کرد. لاریجانی همین موضوع را ترجمه کرد و گفت: « گزارش البرادعی نشان از حرکت ایران در چارچوب حقوق بین المللی دارد.» همچنین البرادعی گفت: « جمهوری اسلامی مانع بازرسی ها شده است.» محمد سعیدی، همین موضوع را ترجمه کرده و گفت: « هیچ مانعی برای بازرسی های آژانس وجود ندارد.» البرادعی گفت: « نمی توان اطمينان حاصل کرد که برنامه هسته ای ايران، صرفا صلح آميز است.» سلطانیه مترجم رسمی و قسم خورده دادگستری نیز این جمله را ترجمه کرده و گفت: « گزارش البرادعی سند دیگری بر صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران است.» در پایان البرادعی افزود: « ایران به برنامه غنی سازی خود سرعت بخشیده است.» فعلا نهضت ترجمه ادامه دارد، فقط یک اشکالی وجود دارد که این رهبران کشورهای دیگر که علیه ما قطعنامه صادر می کنند، به جای اینکه ترجمه فارسی گزارش البرادعی را بخوانند، متن انگلیسی اش را می خوانند، این مشکل جدی است، باید آن را حل کرد.

همه مامان های رئیس جمهور
یکی است که ما دوست نداریم رئیس جمهور باشد، ولی خودش دوست دارد رئیس جمهور باشد و روز به روز هم این مشکلش جدی تر می شود. یکی دیگر هم هست که ما دوست داریم رئیس جمهور شود، ولی مامانش راضی نیست. مادر سید محمد خاتمی گفت: « به محمد گفتم راضی نیستم اگر دوباره رئیس جمهور شوی.» در عوض مادر احمدی نژاد گفت: اوی محمود! با لباس سیاه رفتی تهرون، با کفن سفید برمی گردی، اگر ببینم دور بعد رئیس جمهور نشدی، دیگه خونه نمی آی. در همین راستا محسن رضایی گفت: « احمدی نژاد حداکثر یک استاندار است و کابینه اش نیروی دست ششم است.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 15:49  توسط ابراهیم نبوی  | 

خاتمی، اولشی! آخرشی!

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 [2007.05.21]

po_nabavi_01.jpg

بالاخره هرجا که باشد، به هر ترتیب که باشد، هر جوری که باشد، دوباره همه راهها به رم ختم می شود. فردا سالگرد دوم خرداد است و قرار است خاتمی در این مورد سخنرانی کند. از همه دوستان درخواست می شود که اگر بچه شان هم روی گاز است، ابریشم شان هم روی آتش است، لیوان وسط مهمانی توی دست شان است، بگذارند کنار و حتما به این مراسم بروند. ضمنا پیشنهاد می کنیم آدمهایی مثل هاشمی رفسنجانی و کروبی و غیره هم در برنامه شرکت کنند، یک دفعه آقای کروبی دوباره خوابش نبرد آرای انتخابات زیر و رو شود. مطبوعات اعلام کردند که اصلاح طلبان برای کاندیداتوری سید محمد خاتمی در مجلس هشتم در حال تلاش جدی هستند. به نظر من اگر خاتمی برای انتخابات نامزد شود و رای اول تهران را بیاورد، بهترین موقعیت برای آماده شدن او برای ریاست جمهوری بعدی است. سعید حجاریان گفت: « مردم به اصلاح طلبان اعتماد دارند.» البته آگاهان گفتند: اعتماد که مدتی است گم شده و پیداش نیست، اما احتمالا یک چیزهایی دارند. در همین راستا نهضت آزادی ساعت صفر شروع فعالیت های انتخاباتی را اعلام کرد و گفت: « اپوزیسیون قانونی متحد شوند.» از طرف دیگر اصلاح طلبان در انتخابات خانه احزاب هم پیروز شدند. فعلا هوا خوب است و کارها دارد گاماس گاماس پیش می رود. شلوغ نکنیم و صف را به هم نزنیم.

مجلس برود یا به روانکاو مراجعه کند؟

اکبر اعلمی، نماینده غیور تبریز که اسامی 35 نفر از سووال کنندگان از رئیس جمهور را اعلام کرده است، برخی دلایل و علل سووال یا استیضاح را چنین گفت: « خودمحوری و خود شیفتگی احمدی نژاد از یک سو و در مواردی غلبه احساس بر عقل و منطق از دیگر سو، باعث به هم ریختگی سیستم و آشفتگی امور گردیده است.» آگاهان توضیح دادند که معمولا چنین مشکلاتی با مراجعه به روانکاو و مدتی بستری شدن حل می شود و نیازی به استیضاح نیست، اما برخی دیگر از آگاهان گفتند کار از محکم کاری عیب نمی کند، اول برود به مجلس بعد سری به بیمارستان بزند.

عوامل امیرکبیر دستگیر شدند
بالاخره یک ماه بعد از اینکه دانشگاه امیرکبیر به هم ریخت و اول یک نفر، بعد سه نفر، بعد پنج نفر، بعد شش نفر و بعد هشت نفر از بچه های امیرکبیر دستگیر شدند، وزارت اطلاعات تازه امروز اعلام کرد که عوامل انتشار متون موهن در نشریات دانشگاه امیرکبیر دستگیر شدند. به نظر می رسد وزارت اطلاعات در دستگیری ها به روش زیر عمل می کند:
اول: سه نفر دانشجو را که کاملا با هم فرق دارند به شیوه تصادفی دستگیر می کنند.
دوم: با بازجویی از آنها یکی را که بیشتر از دو نفر دیگر به نظر می رسد شبیه کسی است که این کارها از او بعید نیست، نگه می دارند و دو تای دیگر را آزاد می کنند.
سوم: سه تا شبیه اولی دستگیر می کنند و خانه های شان را می گردند تا شاید یک چیزی از خانه پیدا کنند.
چهارم: کسانی که از خانه شان چیزهای جالبی پیدا شده جدا می کنند و کسانی که هیچ چیزی برای متهم کردن آنها نیست به عنوان اقدام کننده علیه امنیت ملی به دادگاه انقلاب می سپارند.
پنجم: از کسانی که چیزهای جالبی در خانه شان پیدا شده، اسامی همکلاسی های شان را می پرسند و سه نفر از همکلاسی ها را دستگیر می کنند و بازجویی می کنند.
ششم: در مورد خانواده همکلاسی های دستگیر شده بازجویی می کنند و احتمالا ده بیست نفر مشکوک، مثل بقیه مردم ایران در خانواده آنها پیدا می کنند و آنها را هم احضار و بازجویی می کنند.
هفتم: یکی از کسانی که واقعا مرتکب جرم شده، اشتباها در جایی از دهانش درمی رود و خودش را لو می دهد و وزارت اطلاعات وی را دستگیر می کند.
هشتم: وزارت اطلاعات اعلام می کند که در اثر پیگیری های مستمر عوامل مذکور را دستگیر کرد.

بازی های نیکلا کوچولو
فعلا فرانسه در تب و تاب این سیاستمداری که همه از او متنفرند، ولی تنها راه باقی مانده برای آینده است، دارد جلز ولز می کند. نیکولا کوچولو یک وزیر دادگستری زن مراکشی مسلمان جوان را به کابینه اش آورد. در کابینه اش 10 مرد و 7 زن عضویت دارند. نکته مهم این که ظاهرا مجاهدین خلق می خواستند بروند پیش او، ولی فعلا راهشان نداده. شر این آشغال ها را از فرانسه بکند، خوب است. در همین راستا، در جنوب فرانسه فستیوال فیلم کن آغاز شد و فیلم پرسپولیس که از روی اثر پرفروش مرجانه ساتراپی ساخته شده به این فستیوال رفت. رسانه های درپیتی مثل بازتاب فعلا اسم فیلم « ضدایرانی» را روی پرسپولیس گذاشته اند. اگر فیلم مثل کتاب باشد، اصلا هم ضدایرانی نیست، بلکه خیلی هم فیلم خوبی است. وسط این همه نویسنده بین المللی ایرانی تبار، ساتراپی از آنهایی است که به عنوان گزارشگر فضای ایران در جهان کارش واقع گرا و جالب بوده. وزارت ارشاد اسلامی به نمایش این فیلم در کن اعتراض کرد. آگاهان گفتند: وزارت ارشاد اسلامی غلط کرد.

جنگ اعراب با اسرائیل یا متکی؟
اوضاع مذاکره ایران و آمریکا فعلا در وضعیت شیرتوشیر به سر می برد. روزنامه کیهان شمشیر را از رو بسته که مذاکره نباید بشود. آقای خامنه ای هم در حالی که تصویرش نشان می داد که با مذاکره مخالف است، اما صدایش اعلام کرد که طرفدار مذاکره است، در مشهد رویت شد. از طرف دیگر ماست مالی داستان هولوکاست توسط متکی و جواد لاریجانی، که یک هفته است وارد صحنه شده است، شروع شد. م. ن.چ. وزیر خارجه پریروز اعلام کرد: « هر دانش آموزی می داند که هیچ کشوری از روی نقشه جهان حذف شدنی نیست.» اما ظاهرا رئیس جمهور شب زنگ زد و به منوچهر گفته که: « بی مرام! خوبه من جمعت کردم از خیابون و به اینجا رسوندمت، حالا دیگه ما رو ضایع می کنی؟» در همین راستا م.ن.چ. دیروز مواضع خود را راست کرد و گفت: « منظورم این بود که فلسطین حذف شدنی نیست، نه اسرائیل.» در همین راستا کشورهای عرب علیه دخالت متکی در اختلاف اسرائیل و فلسطین اعتراض کردند و گفتند: « ایها الاخوی! انت راس البصل او تحت البصل؟ روه روه اهنا، اصلا خودش یعنی به عرب تشی کار داری؟» و اما بشنوید از جواد لاریجانی که ظاهرا بطور اشتباهی با جروزالم پست مصاحبه کرد و مورد انتقاد خفنگ و شدیداللنگ کیهان قرار گرفت. به دنبال انتقاد کیهان از مصاحبه جواد لاریجانی با جروزالم پست؛ ستاد حقوق بشر قوه قضائیه گفت که اصلا چنین مصاحبه ای صورت نگرفته است. و راوی آن از بیخ جزو اعراب محسوب می شود. جواد لاریجانی نیز در ادامه سیاست ماست مالی هولوکاست گفت: « محو اسرائیل از نقشه زمین ساخته پرداخته رسانه های غربی است.» من فکر می کنم جواد لاریجانی کیهان و رسالت و دکتر رامین را جزو رسانه های غربی حساب کرده است. جواد لاریجانی همچنین با گریه تمام گفت: « کشورهای عربی باید برای پیشرفت اتمی ایران ارزش قائل شوند.» آگاهان گفتند: آقا جوات! اینها اصلا حالی شون نیست، ول شون کن بریم اطراف ارادان، اون ها انرژی هسته ای خیلی واردن. وسط این بکش بکش معاون طالبانی گفت: « ایران به دخالت در عراق پایان دهد.» فعلا مذاکره معلوم است و طرف آمریکایی هم تعیین شده، ولی طرف ایرانی معلوم نیست. سخنگوی وزارتخارجه گفت: « نماینده ایران در مذاکره با آمریکا هنوز مشخص و قطعی نیست.»

دروغ های رئیس جمهور
مصاحبه رئیس جمهور عجیب بود. انگار چیزی به اسم واقعیت وجود ندارد و اصلا بنا نیست فکر کنیم که ممکن است غیر از « من» کسی وجود داشته باشد که بتواند در مورد واقعیت حرف بزند. رئیس جمهور و رهبر جنبش عددسالاری معاصر، رسما اعلام کرد که تورم امسال 13 درصد است. احمد مجتهد، مشاور بانک مرکزی هم اعلام کرد که تورم امسال 17 درصد و افزایش نقدینگی 40 درصد است. البته رئیس جمهور یک حرف مهم و جالبی زد که به نظر می رسد بخش « دپرسیو» بیماری اش بر بخش « مانیای» آن غلبه کرده است. وی گفت: « اگر از من خوشتان نمی آید، حداقل دروغ نگوئید.» آگاهان توضیح دادند که از رئیس جمهور خوششان نمی آید، ولی این دلیل نمی شود که دروغ بگویند. معلوم نیست چرا رئیس جمهور فکر می کند منتقدان دولت نمی توانند این دوتا کار را با هم بکنند، هم از رئیس جمهور خوش شان نیاید و هم آمار درستی بدهند؟

و مشکلات اساسی ایران

گاهی اوقات آدم در می ماند که این دولت عزیز و محترم به کدام دلیل منطقی و حتی غیرمنطقی یا هر اصولی یا اصلا بدون هیچ اصولی، فلان کار را می کند؟ شما یک خیابان دارید به اسم « خالد اسلامبولی» که این آقای محترم رهبر و رئیس جمهور یک کشور مثل مصر را ترور کرده است. بعد التماس می کنید که آهای مصر! بیا با من رابطه برقرار کن که من به تولید انبوه خالد اسلامبولی در مصر بپردازم، آن کشور هم می گوید اسم خیابان را عوض کن، تا رابطه برقرار کنیم، شما هم این کار را نمی کنید. به نظر شما رابطه با یک کشور مهم تر است یا اسم یک خیابان؟ یا مثلا در مورد کانادا. در تمام این دنیای عظیم، یک کشور بود که مثل آدم با ایران رابطه داشت، معلوم نشد لنگه کفش مرتضوی بود یا چه کسی که زد و این زهرا کاظمی را که با اجازه رسمی دولت وارد کشور شده بود، و تنها گناهش این بود که یادش رفته بود که ایران چه جور کشوری است، را کشت. حالا دولت حاضر است رابطه اش با کانادا تا ابد به هم بریزد، ولی یک تحفه نورچشمی را حداقل از کار برکنار نکند. از طرف دیگر در تمام این دنیا یک آقای نوام چامسکی زبان شناس که من واقعا اقرار می کنم زبان شناس بزرگی است، چون توانسته زبان احمدی نژاد و گنجی را همزمان بفهمد، از ایران طرفداری می کند. دولت محترم هم خانم هاله اسفندیاری که احتمالا ایرانیان دوروبرش در آمریکا به او می گویند جاسوس جمهوری اسلامی، دستگیر کرده و به او می گوید جاسوس آمریکا. همین می شود که آقای چامسکی هم شاکی می شود که بابا اینا دیگه کی ان؟ دیروز نوام چامسکی بازداشت هاله اسفندیاری را محکوم کرد. فقط همین مانده که فردا همه استادان ایرانی مقیم آمریکا در هاروارد و برکلی و استنفورد ایران را محکوم کنند. من فقط یک چیز را هرگز نخواهم فهمید و آن اینکه این آقایان که تا یک هفته دیگر هاله اسفندیاری را آزاد می کنند و دیگر حتی اسمش را هم از زبان وزیر اطلاعات و قوه قضائیه نخواهیم شنید، چرا کاری را که هفته دیگر می خواهند بکنند، امروز نمی کنند؟ راستی کسی از رامین جهانبگلو خبری دارد؟

هفت تفاوت بین هاله اسفندیاری و فی ترنی
خیلی به این موضوع فکر کردم که تفاوت خانم هاله اسفندیاری و خانم فی ترنی ملوان که فکر می کرد قرار است به او تجاوز کنند و دارند در سلول بغلی برایش تابوت می سازند، چیست؟ به نظرم این تفاوت ها میان آنها وجود دارد که یکی را با سلام و صلوات و اهدای لباس و روسری و کادو و دیدار رئیس جمهور آزاد می کنند و این یکی را نگه می دارند.
اول: هاله ایرانی است و ممکن است عامل آمریکایی ها باشد که قرار است بعدا با ایران بجنگند، اما فی ملوانی است که انگلیسی است و به خاک ایران تجاوز کرده است.
دوم: هاله یک محقق مخالف جنگ است، فی یک جنگجوی در حال جنگ است.
سوم: فی چون مادر است خیلی برای ما ارزش دارد، اما هاله چون مادربزرگ است اصلا برای ما ارزش ندارد.
چهارم: فی وقتی به انگلیس برگشت هر چیزی هم که اتفاق نیفتاده بود گفت، اما هاله مطمئنا اگر به آمریکا برگردد چیزی جز آنچه اتفاق افتاده است نخواهد گفت.
پنجم: فی چشم سبز و موبور است و از خودمان است، هاله مومشکی و چشم سیاه است و از خودشان است.
ششم: هاله آدم تحصیلکرده ای است و ما هم که طرفدار علم هستیم و به همین دلیل کاری می کنیم که تمام ایرانیان تحصیلکرده با ما دشمن شوند و دیگر پای شان را به ایران نگذارند، اما فی تحصیل نکرده و ملوان است و این دفعه با عمه و خاله اش برای دیدار از رئیس جمهور عزیز ما می آید، البته احتمالا با ناو می روند ارادان.
هفتم: وقتی ما فی را دستگیر کردیم خیلی چیز عجیبی نبود، چون یک نظامی در منطقه جنگی یک نظامی را دستگیر کرده بود، ولی وقتی هاله را دستگیر کردیم، برای همه اتفاق عجیبی بود که فقط ممکن بود در ایران رخ بدهد.
نتیجه گیری اخلاقی: یادتان هست سالها قبل چیزی به اسم اخلاق وجود داشت؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:10  توسط ابراهیم نبوی  | 

مخالفم و امضاء می کنم