تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

شرق وحشی و غرب وحشی

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۳۰ شهریور ۱۳۸۵

می خواستم طنز بنویسم، می خواستم چند جوک بامزه را هم به طنزهایم اضافه کنم. می خواستم هزارتا کار مهم و جالب کنم، اما خواندن چند خبر در روزهای اخیر باعث شد که امروز هر کاری کنم نشود طنز بنویسم. نمی دانم آیا این نوشته طنز است یا نه، می دانم که... شما چه فکر می کنید؟ من فکر می کنم ما باید گفتگو را یاد بگیریم. حتما شما هم مثل من فکر می کنید که ما ایرانی ها گفتگو کردن را بلدیم، اما من با نظر شما مخالفم. می دانم که دوست داشتید من پیش شما باشم تا یک چاقو از جیب تان بیرون بکشید و اختلاف مان را حل کنیم! اما خوشبختانه من پیش شما نیستم و می توانیم به شکلی دیگر اختلاف مان را حل کنیم. من نمی دانم چرا ما ایرانی ها وقتی با هم اختلاف داریم، فورا چاقو می کشیم و یک بخشی از بدن مخالف مان را قطع می کنیم؟ چرا به جای این کار از راههای دیگر استفاده نمی کنیم؟ به چند روش حل اختلاف در کشور دقت کنید.

چگونه اختلاف مان را در بازی فوتبال حل کنیم؟
بنا به گزارش انتخاب، در جریان فوتبال در شهرری در اعتراض به رفتار داور، میان طرفداران دو تیم درگیری با چاقو رخ داد و یک نفر به قتل رسید. در پی کشته شدن این مقتول بینوا بخشی از اختلاف میان دو گروه حل شد.

چگونه اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟
البته طلاق کاری زشت است، اما هر چه باشد از قتل بهتر است، همانطور که هاشمی در هر حال از احمدی نژاد بهتر است. اما ظاهرا ما حتی با جداشدن از همدیگر هم نمی توانیم مشکل مان را حل کنیم. بنا به گزارش انتخاب در روز 26 شهریور، در جریان درگیری میان زن و شوهری که می خواستند از هم طلاق بگیرند، در دفترخانه طلاق، مرد چاقو کشید و زن مجروح شد و به بیمارستان منتقل گشت.

چگونه اختلاف مان را در مورد قیمت کالاها حل کنیم؟
در همین هفته گذشته، در جریان خرید میان یک فروشنده گران فروش و یک خریدار عدالتجوی خشن، درگیری رخ داد و خریدار با چاقو فروشنده را زخمی کرد و به بیمارستان فرستاد.

به جای کشتن یکدیگر از هم شکایت کنیم!
یکی از شیوه های حل اختلاف، این است که مثل آدم از همدیگر شکایت کنیم. این راه صدها سال است که برای حل اختلاف انجام می شود. در همین هفته گذشته در مشهد، در نزاعی که در مقابل دادگستری رخ داد، مردی گوش یکی از کسانی را که با او اختلاف داشت برید و سه نفر با میله آهنی کشته شدند. در زمان حادثه دادگاه مشغول رسیدگی به اختلاف مورد نظر بود. در ادبیات فارسی یک اصطلاح وجود دارد که می گوئیم« اگر فلان کار را بکنی گوشت را می برم و می گذارم کف دستت.»

چگونه در جشن عروسی اختلاف مان را حل کنیم؟
یکی از راههای حل اختلاف در میان خانواده ها در ایران قدیم این بود که خانواده هایی که با هم اختلاف داشتند، با هم ازدواج می کردند و از این طریق اختلاف شان حل می شد و به خوبی و خوشی تا اختلاف بعدی با هم زندگی می کردند. در همین هفته گذشته، در یک مراسم عروسی در شیراز درگیری میان دو خانواده که با هم مخالف بودند و در حال ازدواج با هم بودند، رخ داد و دو نفر با چاقو مجروح شدند.

چگونه اختلاف مان را با نوزاد 25 روزه حل کنیم؟
چرا ما به کسی که بد است می گوئیم « پدر سگ»؟ و چرا به کسی که رفتار خشن می کند می گوییم «حیوان»؟ و چرا به کسی که رفتار بد می کند می گوئیم « الاغ» یا « گاو»؟ کدام حیوان و کدام الاغ و گاو و سگی چنین رفتاری می کند که ما می کنیم؟ در شهر اراک، پدری که مطمئنا پدر بوده است، نوزاد 25 روزه خود را بر اثر ضرب و شتم کشت.

اختلاف در مورد شرافت
حفظ شرافت نیز از موارد مورد اختلاف است. در هفته گذشته در تهران دختری برای حفظ شرافتش از بالای طبقه چهارم پائین پرید و به قتل رسید. مشکل کاملا حل شد. دیگر دختری وجود ندارد که بی آبرو بشود.

چگونه از مرگ نجات پیدا کنیم؟
اما همیشه مشکل این نیست که اختلاف مان را حل کنیم، گاهی اوقات ما برای حل اختلاف مخالف مان را می کشیم، و آنها هم برای حل اختلاف ما را می کشند، اما در همین روز گذشته یک اختلاف مهم در ایران حل شد. سینا که در جریان خرید حشیش در تهران با سیروس درگیر شده بود، برای حل اختلافش با وی او را کشت و قرار بود دیروز اعدام شود. وی پای چوبه دارو در جریان اعدام از قاضی خواست که برای آخرین بار نی بزند، قاضی هم رضایت داد. قاتل مذکور چنان نی محزونی نواخت که خانواده شاکی به گریه افتادند و رضایت دادند و این قاتل از مرگ نجات یافت.

نتیجه گیری اخلاقی: به نظر شما آیا گفتگوی تمدنها برای حل مشکل میان تمدن بزرگ و صلح دوست ایرانی و جهان غرب وحشی وحشی وحشی راه مناسبی است؟ آیا این جمله بندی من درست بود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 20:27  توسط ابراهیم نبوی  | 

کاریکاتور جمهوری و جمهوری کاریکاتور

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۹ شهریور ۱۳۸۵

پیش بینی من مثل اینکه دارد درست از کار درمی آید. آمریکایی ها همه چیز را برای کنار آمدن با ایران آماده کرده اند. کوندالیزا رایس که بعد از جوان قزوینی مدتی هم گیر داده بود به جوان کانادایی، اعلام کرده است که برای دیدار با منوچهر متکی آمادگی کامل دارد. البته فقط یک شرط دارد و آن اینکه ایران آماده تعلیق برنامه های هسته ای باشد. جرج بوش هم که هشت ساعت قبل از احمدی نژاد سخنرانی کرد و همه پیش بینی می کردند سخنرانی تندی علیه ایران بکند، اتفاقا سخنرانی بسیار عاقلانه و منطقی کرده و گفته است که« آمریکا بدنبال راه حل صلح آمیز برای حل مساله هسته ای ایران است... آمریکا با برنامه صلح آمیز هسته ای ایران مخالفتی ندارد.» جرج بوش که تا چند سال قبل نمی دانست پایتخت پاکستان کجاست و فرق زبان عبری و عربی چیست و قرار بود که در تعطیلات امسال رکورد بزند و سیصد صفحه پشت سر هم کتاب بخواند( بدون اینکه وسطش دوچرخه سواری کند» گفت: « آمریکا به مردم، فرهنگ و تاریخ ایرانی ها احترام می گذارد.» بوش همچنین مردم ایران را به دوستی دعوت کرد و به ملت ایران گفت: « بزرگترین مانع در مسیر آینده شما حکرانانتان هستند.» البته بوش چند ساعتی قبل از این اظهارات گفته بود که: « ایران یا سریع گفتگو را آغاز کند یا تحریم می کنیم.» فعلا آمریکایی ها یک چراغ سبز چشمک زن برای عبور به احمدی نژاد نشان داده اند. تا چند ساعت دیگر هم این تحفه خان سخنرانی می کند، باید دید که آیا بازهم هاله نور می بیند یا این دفعه چشمش به پروژکتور عادت کرده است.

کاریکاتور جمهوری
محسن آرمین مردی که محتوایش شبیه آلن دلون و شکلش شبیه بن لادن است، و کارهایش شبیه چه گواراست، گفت: « با تصویب لایحه جامع انتخابات تنها کاریکاتوری از جمهوری می ماند.» آگاهان توضیح دادند که همین که هست خودش کاریکاتور است، فقط امیدواریم این یکی کاریکاتور باعث تعطیلی هیچ روزنامه ای نشود.

طولانی ترین نامه
بزرگترین نامه اداری جوانان در ابعاد 50 در 70 سانتی متر به احمدی نژاد برای رفع مشکل بیکاری صادر شد. ظاهرا طول این نامه 3.5 متر است. آگاهان گزارش دادند که علت اصلی نوشتن این نامه این است که جوانان نویسنده بیکار بودند و چون یکی دو ماه است که نامه نوشتن در کشورمان بهترین راه رفع بیکاری است، این نامه طولانی و پهن نوشته شده است. قرار است احمدی نژاد این نامه را بگذارد زیرش و روی آن .....سفره بچیند و نان و پنیر بخورد.

راهکارهای عملی دیدار با امام زمان
به دنبال انتشار کتاب« احمدی نژاد معجزه هزاره سوم» توسط دفتر ریاست جمهوری به نویسندگی خواهر مجاهد و کمربسته شمسی پهلوون، کتاب مستطاب « راهکارهای عملی دیدار با امام زمان» توسط حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی منتشر شد. این آقای حجت الاسلام همان آقای محترمی است که هر وقت رئیس جمهور به ایران برمی گردد و به شهرستان نمی رود و هیات دولت در حج نیستند، و دورازجان، بلا به دور هیات دولت تشکیل می شود و قرار است در مورد مسائلی که شش ماه است بلاتکلیف مانده تصمیم بگیرند، به وزرای کشور درس اخلاق می دهد. در این کتاب در مورد «دیدارهای خاص و عام» با امام زمان، « عواملی که در هنگام دیدار با امام زمان باید رعایت شود» و تشرف به جمکران و مسجد سهله و همچنین روش عریضه نویسی و تقدیم هدیه به امام زمان اشاره شده است. در این نوشته به کسانی که علیرغم خواندن این کتاب بازهم موفق به دیدار عملی با امام زمان نشده اند، روش هایی را توصیه می کنیم که مطمئنا مفید است. این روش ها بشرح زیر است:

راهکار عملی اول: می رویم به جمکران، هفت روز پشت سر هم روزی 300 رکعت نماز می خوانیم، شش روز پشت سر هم روزه می گیریم، پنج روز پشت سر هم گریه می کنیم، چهار روز پشت سر هم سینه می زنیم تا کبود شویم، سه روز زنجیر می زنیم که خونین و مالین شویم، دو روز خاک می پاشیم توی سرمان، روز آخر به خوابی عمیق می رویم. در خواب مردی سبزپوش به خواب مان می آید و می گوید: پاشو پاشو! این چه قیافه ای یه درست کردی؟ برای چی آبروی منو می بری مرتیکه دیوونه!

راهکار عملی دوم: از اداره ریاست جمهوری که یک ماه است در آن استخدام شده ایم، دو ماه مرخصی با حقوق و مزایا می گیریم و با هواپیمای اختصاصی به مدینه می رویم. با پول بیت المال در هتل گرانقیمت اقامت می کنیم، با عینک دویست دلاری که دفتر برای مان خریده بعد از اینکه با پول دولت برای عمه و خاله سوغاتی خریدیم، به قبرستان بقیع می رویم و در آنجا آنقدر نماز می خوانیم و گریه می کنیم تا یک مرد سبزپوش به خواب مان می آید و داد می زند: آی دزد! آی دزد! بعد از خواب می پریم و برای همه تعریف می کنیم که امام زمان را به خواب دیدیم، ولی نمی گوئیم که به ما چی گفت.

راهکار عملی سوم: به جمکران می رویم و بعد از هشت ساعت گریه کردن و نماز خواندن یک دفعه از دور مردی را می بینیم که پیراهن سفید پوشیده و شال سبز بسته است. به طرفش می رویم و با صدایی آهسته به او می گوئیم: آقا! شمائید؟ می گوید: پس انتظار داشتی خانم باشم؟ بدون اینکه دیگران متوجه نشوند می گوئیم: من جسارت نکردم، فقط می خواستم ببینم صاحب و مولای ما شما هستید؟ طرف می گوید: چیه؟ من هیچی ندارم بهت بدم. آرام می گوئیم: آقا! هرچی می دی بده، فقط یک یادگاری می خوام داشته باشم از شما. طرف دست در جیبش می کند و یک دویست تومانی به ما می دهد. پول را با اشتیاق می گیریم و به او می گوئیم: جسارته، شما آقای ما مهدی هستید؟ طرف می پرسد: کدوم مهدی؟ می گوئیم: آقا! بگو که شما امام زمان هستی؟ طرف می گوید: عجب گدای پررویی هستی، برو بابا حالت خوش نیست.

راهکار عملی چهارم: اول کتاب « احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم» نوشته فاطی رجبی را می خوانیم، بعد خودمان را در یک اتاق که به تمام دیوارهایش عکس احمدی نژاد و حسن نصرالله زده شده است به مدت سه روز حبس می کنیم، در تمام این مدت سخنرانی های مصباح یزدی را گوش می دهیم. شب به خواب می رویم و خواب دراکولا را می بینیم. و صبح که می شود تصمیم می گیریم دیگر از این کارها نکنیم.

راهکار عملی پنجم: محاسن مان را می گذاریم دوماه بلند شود، اما نمی گذاریم معایب مان بلند شود، بعد وضو می گیریم و لباس سفید می پوشیم و یک چفیه می اندازیم دور گردن مان و به بیابان های اطراف شلمچه می رویم. بعد از یکی دو روز بیتوته و امساک و عبادت و گریه و ناله از دور مردی سبزپوش را می بینیم که دارد از ما دور می شود. به دنبالش می دویم، وقتی ما را می بیند شروع می کند به فرار کردن. با سرعت خودمان را به ایشان رسانده و دست مبارک شان را می گیریم. می گوید: ولم کن، دستم درد گرفت. می گوئیم: آقای من! مهدی جان! شمائید؟ ایشان می گویند: ممکنه، فرمایش؟ می گوئیم: من آمدم به دیدار شما، شما چرا از من فرار می کنید؟ می گوید: برای اینکه ازت می ترسم. می گوئیم: چرا؟ من که عاشق شما هستم. ایشان می گوید: اونش رو نمی دونم، ولی قیافه ات شبیه تروریست هاست، من هم ازت می ترسم. می خواهیم برای ایشان توضیح بدهیم که تروریست نیستیم، اما ایشان غیب می شوند و می روند.

تایلند، تایوان، مجارستان
خرتوخر غریبی در انتظار جهان است. انگار ملت های شریف منتظرند رهبران شان بروند سازمان ملل تا شهر را شلوغ کنند. در تایلند کودتا شد و فعلا خبرهای ضد و نقیض از آنجا بگوش می رسد. در تایوان هم فعلا شهر شلوغ است. در مجارستان هم مردم در اعتراض به تقلب در انتخابات به مرکز رادیو و تلویزیون حمله کردند. فعلا چند ساعتی است که برنامه های تلویزیون مجارستان قطع است. آگاهان احتمال می دهند خرتوخر بین المللی ادامه داشته باشد.

پاپ، یهودیان و مسیحیان
این آقای مهاجرانی عزیز، که هرکجا هست خدایا بسلامت دارش، یک فقره مقاله در مورد پاپ و علل تعرض پاپ به پیامبر نوشته است. مقاله ایست خواندنی. آن قدر مقاله خوبی بود که آن را خواندم. ذکر چند نکته در همین باب( یا در همین پاپ) ضروری است:
اول: پاپ ژان پل دوم یک استثنای مهم بود که فکر نمی کنم دیگر براحتی تکرار شود. این پاپ جدید از آن اصولگرایان یا پاپ اللهی های تیز و سه نبش است که از بیخ معتقد است که هم مسلمانان و هم یهودیان باید بروند غاز بچرانند. هفته پیش دوسه منبع خبری اعلام کردند که اظهارات پاپ در راستای منافع اسرائیل بوده، غافل از اینکه پاپ همزمان علیه قوم یهود هم اظهارات کرده است. به نظرم این پاپ هم یک موجودی است مثل مصباح یزدی و جنتی که معتقد است پیروان سایر ادیان گمراهند.
دوم: هر اصولگرایی در هر مذهبی همین است. علت مخالفت علمای اصولگرای مملکت خودمان با خاتمی هم همین است که چرا درپی گفتگوی فرهنگ ها و ادیان است و در پی جنگ با آنها نیست. ضمن اینکه علمای خودمان نه تنها می خواهند همه جهان را مسلمان کنند، بلکه اهل سنت را هم می خواهند شیعه کنند و از همه خطرناک تر اینکه می خواهند کاری کنند که مردم ایران هم مسلمان شوند، که الآن تنها مشکلی که دارند همین است.
سوم: در حال حاضر یهودیان اصیل معتقدند که آینده از آن آنان است، ما هم معتقدیم که امام زمان تشریف می آورند و همه را مسلمان می کنند، مسیحیان اصیل هم کمابیش به چنین چیزهایی اعتقاد دارند. مشکل در این است که اول کی ظهور می کند و زور کی به بقیه می رسد، وگرنه تهش را که نگاه کنی هر موجود متعصبی در دنیا همین است که هست.

سقوط پنج فروند هواپیما در آینده نزدیک
در آینده نزدیک باید منتظر سقوط پنج هواپیمای مسافربری باشیم. این یک اخطار است. نه، این را از یک پیشگو نشنیده ام، ربطی هم به نوستراداموس ندارد. من اطلاع موثق دارم. این اطلاع را هم از منابع داخل کشور شنیده ام. اعلام شد که روسیه قصد دارد پنج هواپیمای مسافربری به ایران بفروشد. آخر این هم شد انصاف!؟ واقعا موجودات بیرحمی هستند این روس ها. من نمی فهمم چند تا هواپیمای روسی باید سقوط کنند که ما بفهمیم نباید هواپیمای کهنه روس ها را خرید؟ در همین هیری ویری، رحمتی وزیر راه و سقوط هواپیما اعلام کرد: « هواپیمای فرسوده نداریم.» از طرف دیگر اعلام شده است که علت سقوط هواپیماهای ایرانی نقص فنی هم نیست، از طرف سوم معلوم شده که خلبانان ایرانی هم بهترین خلبانان دنیا هستند( مثل سایر چیزها که بهترین هستیم.) و از طرف آخر هم معلوم شده است که هیچ سانحه ای به دلیل اقدامات مسافرین مانند هواپیماربایی یا انفجار و از این چیزها نبوده است. فقط یک راه باقی می ماند، احتمالا مثل قضیه انفجار توالت های آستاراست، احتمال دارد که به دلیل ازدحام مسافر و کمبود توالت در هواپیما، این هواپیماها به دلیل انفجار ناشی از گازهای انسانی دچار سانحه می شوند، بعید نیست. شاید!

شهریار فراتر از یک ملت
من نمی فهمم چطور یک دفعه همه مسوولان مملکت عزم شان را جزم می کنند که یک هنرمند مادرمرده بی زبان را که مرحوم شده و دستش از دار دنیا کوتاه است، بعد از مرگ بی آبرو کنند. هفته ای شش روز دارند زور می زنند که گل آقای بیچاره را که در سه سال آخر کارش از دست آقایان دق کرد، تبدیل کنند به موجودی که.... حالا هم دست از سر این شهریار برنمی دارند. این هنرمندان مملکت یا باید بشوند مثل مرحوم شاملو که تا آخر عمر در خانه خودش تبعید باشد، یا بشود مثل پزشکزاد که بهترین سالهای عمرش را بیرون از زبان ملی اش بگذراند، یا بشود مثل مرحوم منوچهر آتشی که اولین بار که اسمش در تلویزیون ایران اعلام می شود، خبر مرگش را اعلام کنند، یا بشود مثل شهریار که چهارتا شعر برای زنده ماندن سروده و حالا چنان از او حرف می زنند انگار شاعر دربار بوده. بابا، مرگ مادرتان دست از جسد آدمها بردارید و بگذارید ملت با شاعرشان حال کنند.

دوم دام دات کام و کارهای خودم
از فردا علاوه بر نوشته هایی که توسط خودم و دیگر دوستان به صورت طنز و یا در حوزه های دیگر هنری در وب سایت دوم دام دات کام منتشر می شود، در نظر دارم که رمان طنز «بکلی سری» را در دوم دام منتشر کنم. از کلیه دوستان خواهشمند است به این وب سایت لینک بدهند و برای این وب سایت با آدرس جی میل من مقاله بفرستند.
www.doomdam.com
ebrahim.nabavi@gmail.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 14:15  توسط ابراهیم نبوی  | 

دولت در سفر

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۷ شهریور ۱۳۸۵

پاپ بندیکت شانزدهم که دیروز صبح از اظهارات خود ابراز ناسف کرده بود و عذرخواهی کرده بود، دیروز ساعت 2 بعد از ظهر باز هم عذرخواهی کرد ولی این عذرخواهی فایده ای نداشت، چون تقریبا همه رهبران مسلمان جهان به او اعتراض کردند. به همین دلیل پاپ راس ساعت 4 باز هم از اظهارات خود ابراز تاسف کرد، اما چون روزنامه های مختلف جهان هم شدیدا به او اعتراض کرده بودند، در ساعت 6 بعد از ظهر یک بار دیگر عذرخواهی کرد. تقریبا تمام دیروز پاپ مشغول عذرخواهی از مسلمین جهان بود. واتیکان عذرخواهی پاپ را بی سابقه خواند. عربستان و پوتین هم به پاپ اعتراض کردند. تنها کسی که فعلا به پاپ اعتراض نکرده است، آنگلا مرکل است، که به نظر می رسد او هنوز متوجه داستان نشده. علیرغم همه این مسائل واتیکان اعلام کرد سفر پاپ به ترکیه لغو نمی شود. شورای خلیفه گری ارامنه تهران که نقش انجمن اسلامی ارامنه را هم بعضی اوقات انجام می دهد، از اظهارات پاپ ابراز تاسف کرد. ضمنا ساعت 9 شب دیشب پاپ مجددا از اظهارات خود ابراز تاسف کرد. من احساس می کنم احساس خطری که دنیای مسیحیت و یهودیت از گسترش جمعیت مسلمانان و قدرت شان دارد، اسلام هراسی را در میان آنها شدیدا تقویت کرده است. واقعیت این است ترس هم دارد. فکر کنید مسلمانان اگر قرار باشد به همین صورتی که کشورهای خودشان را اداره می کنند بخواهند دنیا را هم اداره کنند، تصورش هم وحشتناک است. از طرف دیگر جمعیت مسیحیان روز بروز دارد کم می شود، تعداد یهودی های دنیا هم در عرض این چند سال از 16 میلیون نفر به 13 میلیون نفر رسیده است. و به نظر می رسد این یهودی های مادر مرده، تا قبل از این که احمدی نژاد کشور اسرائیل را از روی نقشه حذف کنند، خودشان تمام می شوند. در عوض امت اسلام از صبح تا شب در حال تولید مثل هستند و واقعا اسلام دین زاینده ای است، برای این که بانوان مسلمان دائم می زایند. دیروز در تهران یک بانوی مسلمان به کوری چشم همه یهودیان و مسیحیان 5 قلو زائید. قرار است اسم هر پنج تاشان را هم بگذارند امیرعلی.

سه تفنگدار در هاوانا
فعلا هرچی چکمه پوش و تفنگدار در دنیا وجود دارد جمع شده اند در آمریکای لاتین. محمود در به در همراه با خانواده و اره و عوره شمسی کوره، احمدی نژاد در بیمارستان با کاسترو هم ملاقات کرد، کاسترو در این دیدار سرش را یکی دو بار تکان داد. بعد از دیدار با کاسترو به ونزوئلا رفت و برای دوهزار و هفتصد و چهل و ششمین بار در سال جاری با چاوز ملاقات کرد. این دو رئیس جمهور که برادر همدیگر شده اند، در دیدار امروز ترانه« ما دو تا داداشیم، به دنیا می ...شیم» را خواندند. چاوز در این دیدار گفت: « ائتلاف ما با ایران ضدآمریکایی نیست.» وی که از دیدن احمدی نژاد احساساتی شده بود و فکر می کرد باید مثل او حرف بزند، گفت: « اگر آمریکا به کوبا حمله کند، خون به راه خواهد افتاد.» قرار است احمدی نژاد در ونزوئلا همراه با چاوز به دیدار کشاورزان منطقه بولیوار برود و دو رئیس جمهور تراکتورهای تولید مشترک ایران را به این کشاورزان تحویل بدهند. بعدا هم قرار است با همدیگر بروند پارک و سینما و بستنی بخورند.

یک خوشگل و ده مشکل
همه دنیا که خودشان را بخاطر یک مشت دلار به گند نمی کشند. بالاخره بعضی ها هم شخصیت دارند. همسر رئیس جمهور سنگال در مراسم استقبال از احمدی نژاد و همسرش که در یک چادر سیاه و یک عینک دودی خلاصه شده بود، خودداری کرد. برای اطلاع از دلیل خودداری ایشان عکس همسر رئیس جمهور سنگال را منتشر می کنیم تا ببینید که طرف حق داشته خودش را سبک نکند و گندکاری اندونزی تکرار نشود که این خانم محترم دستش را دراز کند که با احمدی نژاد دست بدهد، بعد هم یارو دستش را بکشد عقب و از آن خنده های احمقانه ملیح کند. وزارتخارجه ایران اعلام کرد که محل اقامت همسر رئیس جمهور در سنگال در شهر داکار در شان جمهوری اسلامی نبود. آگاهان توضیح دادند که در شان ایران نبود، ولی . علت ماجرا هم این بود که سفر همسر احمدی نژاد که تا این تاریخ نامی جز همسر احمدی نژاد ندارد، خارج از برنامه بود. یعنی ظاهرا طرف به روابط چاوز و محمود مشکوک شده و گفته است که این دفعه خودم می آم تا ببینم چیه که تو هر روز هر روز می ری به دیدن این مرتیکه گردن کلفت.

رفراندوم در کوبا
وزیر امور اقتصادی آمریکا که کوبایی الاصل است، خواستار رفراندوم برای دموکراسی در کوبا شد تا پس از 47 سال دیکتاتوری در کوبا انتخابات برگزار شود. در پی این درخواست کاسترو که در بیمارستان در حال نقاهت بسر می برد، سرش را تکان داد و گفت: نه، رفراندوم نداریم. داداشم فعلا هست، خودش مملکت رو اداره می کنه.

انوشه و لاله و شمسی پهلوون
انوشه انصاری اولین زن گردشگر فضائی که ایرانی هم هست به فضا رفت. لاله صدیق قهرمان مسابقات اتومبیلرانی ایران هم که در کنار چهار زن دیگر در دنیا گواهینامه رانندگی فرمول 3 گرفته است، به ایتالیا رفت و در آنجا کلی مورد توجه قرار گرفت. واقعا این موضوع مهمی است که زنان ایرانی دقیقا در جاهایی که قرار نیست موفق باشند، موفق می شوند. البته در کنار انوشه و لاله، شمسی پهلوون هم از سفر حج برگشت و مشغول ادامه فعالیت های خود برای فحاشی به دیگران شد. شمسی پهلوون گفت: « سخنان خاتمی در مورد 11 سپتامبر ضربه بزرگی به اسلام و مسلمانان زد.» فعلا شمسی خانم ده تا بسته کاغذ و صد تا خودکار خریده و قرار است برای معروف شدن قسمتی از لباس کلیه مسوولان سابق را بکشد سرشان. بنده تصميم گرفته ام اگر این خانم همين طور به کارش ادامه بدهد کاری می کنم که تا پنج سال بعد هر کسی او را می بیند، به او بخندد، مشغول تدارک سوژه طنزی مثل حسنی و نماینده دزفول.

ns_laura_bush_01.jpg

دولت در سفر
من هم بودم همین کارها را می کردم. فکر کنید یک مشت درداهاتی که هنوز وقتی آسفالت می بینند کفش شان را می گذارند زیر بغل شان بشوند وزیر و وکیل و معاون وزیر، طبیعی است که تا بتوانند از موقعیت شان استفاده می کنند. در حال حاضر روسای سه قوه در سفر خارج هستند. البته مثل اینکه حداد عادل به ایران برگشت. علی لاریجانی هم بعد از ماهها سفر به فرنگ فعلا یکی دو روزی است که به ایران سفر کرده است. هاشمی ثمره رفته بود فرانسه. وزیر رفاه برای دومین بار طی سه ماه اخیر به حج عمره رفته است. تعداد زیادی از مسوولان نهاد ریاست جمهوری و تعدادی از وزرا هفته گذشته به حج سفر کردند. و در گران قیمت ترین هتل های عربستان سعودی ساکن شدند. آقازاده به وین رفته است. منکی در سفر است. شمسی پهلوون هم تازه از حج برگشته. به نظر شما چرا این طوری شدیم؟ در اين ميان تنها رييس قوه ای که اگر به حج می رفت جای سئوال نداشت، معلوم شد که در تهران است و بر خلاف نوشته سایت بازتاب به عمره نرفته است. شاید هم راه نجات مملکت همین باشد که این ها هر روز بروند و راحت بگذارند مردم را. شاید هم خدا را چه دیدی در این وسط یک کمی هم فهمیدند که دنیا چطوری است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 1:54  توسط ابراهیم نبوی  | 

پاپ آلمانی و فتنه های چکمه پوش در هاوانا

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۶ شهریور ۱۳۸۵

یادش بخیر، پاپ ژان پل دوم بود، کلینتون بود، مادر ترزا بود، خاتمی بود، یک مشت آدم حسابی بودند. اصلا انگار همه با هم قاط می زنند. طبیعی هم هست. وقتی دعوا شروع می شود، هر کسی بدترین بخش های وجودش را نشان می دهد. گاهی به نظر می رسد که یک باره قد همه آدمهای مهم در دنیا کوتاه می شود و وقتی دقت می کنی می بینی انگار همه این ها به هم مربوط است. امروز صبح تقریبا جنگ جهانی سوم داشت شروع می شد. پاپ بندیکت چهارم، پاپ متعصب آلمانی که وقتی سرکار آمد، روحانیون ایران از روی کار آمدن یک پاپ متعصب و اصولگرا اظهار خوشنودی کردند، در سخنان خودش به نقل از یکی از پادشاهان فلان زمان به حضرت محمد اهانت کرد. من نمی فهمم این پاپاراتزی مگر حواسش نیست که گفتن یک چنین جمله ای براحتی می تواند در عرض یک هفته چند صد کشته در دنیا بوجود بیاورد؟ به فاصله زمانی سه سوت از اظهارات پاپ تمام علمای اسلام، اعم از چپ و راست و محافظه کار و اصلاح طلب و غیره، شدیدا علیه پاپ موضع گرفتند. علامه فضل الله در یک موضع گیری عاقلانه در لبنان از پاپ خواست «شخصا از مسلمانان عذرخواهی کند.» رجب اردوغان نخست وزیر ترکیه هم که این پاپ آلمانی مخالف ورود کشورش به اروپاست، گفت: «پاپ باید از جهان اسلام و مسلمانان عذرخواهی کند.» علمای ایران مواضع سیخکی و مطابق معمول شربپاکن اخذ کردند. آیت الله وحید خراسانی گفت: « به او توصیه می کنم در این اواخر عمر، دست از انحراف و توطئه برداشته....» آیت الله مکارم به شکلی نسبتا منطقی گفت: « چرا باید یک رهبر مسیحی فریب سیاستمداران خودکامه و ظالم را بخورد؟» وی چنان این جمله را گفت انگار روحانیون ایران این کار را نمی کنند و نکردند. سید محمد خاتمی مطابق معمول بطوری منطقی گفت: « سخنان پاپ در حد انسان های کم اطلاع و متعصب است.» در مناطق مختلف جهان مسلمانان به خیابان ریختند و من فکر می کنم در هر حال این رشته سر دراز داشته باشد. اما فقط مسلمانان به پاپ اعتراض نکردند، روزنامه نیویورک تایمز نوشت: « پاپ باید عذرخواهی کند.» رئیس حزب سبز آلمان هم در یک اظهار نظر شدیداللحن که احتمالا آرای این حزب را در انتخابات آینده آلمان در میان مسلمانان دو برابر می کند، گفت: « پاپ در سخنان خود باید به وحشیگری کلیسا در طول تاریخ نیز اشاره می کرد.» همین خانم سبز محترم اضافه کرد: « واتیکان باید در مورد اظهارات پاپ توضیح دهد.» اما مثل همیشه که دنیای غرب بالاخره عقلش کار می کند و زودی ضایع بازی را جمع و جور می کند، ابتدا سخنگوی واتیکان اعلام کرد که « پاپ قصد اهانت به مسلمانان را نداشته.». ساعتی بعد هم خود پاپ بندیکت شانزدهم اعلام کرد که « از اینکه بخش هایی از سخنرانی او توهین به احساسات دینی و اعتقادات تلقی شده است بسیار متاسف است.» اما از همه بامزه تر مواضع آنگلا مرکل بود که به جای ماست مالی ضایعات و تلفات پاپ، اظهارات وی را تائید کرد و آنرا در راستای گفتگوی ادیان خواند. و ما را به این نتیجه رساند که مرکل هم مثل اینکه قاطی زیاد می خورد. آخرین خبر هم اینکه حوزه های علمیه اعلام کردند که در اعتراض به اظهارات پس گرفته شده پاپ، حوزه های علمیه مدتی تعطیل خواهد شد. پاپ نیز از این موضوع بسیار خوشحال شد و به یکی از دوستانش گفت: اگر می دونستم تعطیلش می کنن زودتر می گفتم. در نتیجه همه این اخبار تاسف بار و بحران پرور، نتایج زیر حاصل می شود:
1) به نظر می رسد که دنیای مسیحیت هم مثل یهودیت و اسلام در یکی دو سال اخیر دست اصولگرایان و بعضی ها با دنده خلاص افتاده و همه روسای دین از همدیگر احساس خطر می کنند.
2) به نظر می رسد که پاپ اصلا قدرت درک خطرات دنیای جدید را ندارد و برخلاف پاپ ژان پل دوم که یک ابرسیاستمدار بود، اصلا به اندازه اداره واتیکان هم درایت ندارد.
3) اصولا اصولگرا یعنی همین، جهات اطلاع توجه کنید که جمله پاپ اصلا از جمله جنتی اهانت آمیزتر نیست. جنتی گفته بود: « غیرمسلمانان حیواناتی هستند که روی زمین می چرند...» به نظر شما جنتی و پاپ راتسینگر فرق دارند؟

اعتماد ملی جلب شد
در پی تعطیل روزنامه شرق و ماهنامه های نامه و حافظ و برای حمایت بیشتر از روزنامه نگاران کشور، یک بمب صوتی جلوی دفتر روزنامه اعتماد ملی منفجر شد. ظاهرا بمب گذاران به مسوولان اعتماد ملی می خواستند پیام بدهند که اعتمادشان جلب شده است.

هزینه ها و درآمدهای روسای جمهور
یک روزنامه روسی میزان حقوق سیاستمداران دنیا را اعلام کرد. حقوق بوش 30000 دلار در ماه است. حقوق پوتین 6200 دلار، حقوق یوشچنکو در اوکراین 6500 دلار، حقوق رئیس جمهور ایرلند 29700 دلارو حقوق تونی بلر 28600 دلاراست. بیشترین حقوق در اروپا را رئیس جمهور ایرلند می گیرد و بیشترین حقوق در جهان به میزان ماهانه 50000 دلار توسط نخست وزیر سنگاپور گرفته می شود. براساس پیش بینی های خودم، احمدی نژاد ماهانه یک میلیون تومان حقوق می گیرد، در ماه حدود دو میلیارد تومان هزینه نگهداری و حمل و نقل دارد و ماهانه پنج میلیون دلار زیان به کشور می زند. در همین راستا اعلام شد که به دلیل سفرهای پیاپی « محمود دربه در» ( الف نون سابق) به اقصی نقاط مملکت و جهان چهار میلیارد بودجه مربوط به راهسازی کشور سرگردان مانده و به همین دلیل کلی آدم هر روز کشته می شوند.

بوش جواب احمدی نژاد را به خاتمی داد
در راستای اینکه دوسه ماه پیش احمدی نژاد برای جرج بوش نامه نوشته و وی را به اسلام دعوت کرد و جواب نامه اش را نگرفت و در نتیجه دچار دپرسیون بعد از نامه نگاری شده و بقیه نامه هایش را برای عمه اش نوشت، امروز جرج بوش جواب نامه احمدی نژاد را عملا به خاتمی داد. من فکر می کنم پیام بوش اولین اثر مثبت سفر خاتمی به این کشور است. بوش در حالی که از تصور این ملاقات وحشت زده به نظر می رسید، گفت: « قرار نیست با احمدی نژاد ملاقات کنم.» آگاهان به بوش توضیح دادند که مگر دست خودت هست، اگر اجمدی نژاد به سازمان ملل بیاید می رود بالای تریبون و میکروفون را می چسبد و پائین نمی آید تا تو بروی بالا و با او مناظره کنی.( تصور کنید که احمدی نژاد رفته بالای تریبون و ده نفر محافظ می خواهند او را بکشند پائین و او پائین نمی آید.) جرج بوش همچنین در پیامی به مردم ایران گفت: « می دانم که شما ملتی پر از غرور ملی هستید.» وی حق دستیابی مردم ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای را پذیرفت و اعلام کرد: « به مردم ایران می گویم که هیچ تمایلی به درگیری نداریم.» وی که روی دنده نرم و گرم افتاده بود، گفت: « ما دنبال جنگ نیستیم.» وی در مورد خاتمی گفت: « خاتمی مرد باوقار و بسیار محترمی است.» آگاهان توضیح دادند که بوش یک هفته تمرین می کرد تا بتواند کلمه باوقار را درست بگوید. در همین راستا خاتمی گفت که « سفرم به آمریکا موفقیت آمیز بود.»

انفجار در سی آی ا
انفجار در سیستم کامپیوتری آژانس مرکزی اطلاعات، یا همان سیا ی خودمان ساختمان بزرگ این سازمان اطلاعاتی را لرزاند، اما تلفات و ضایعات خاصی نداشت. این انفجار به دلیل قاطی کردن سیستم کامپیوتری اصلی این سازمان بود. ظاهرا همه چیز زمانی شروع شد که پورمحمدی وزیر کشور جمهوری اسلامی درخواست ویزای آمریکا را کرد و مسوول کامپیوتر سیا نام پورمحمدی را وارد سیستم کرد تا سوابق تروریستی وی را بررسی کند، در نتیجه تمام سیستم کامپیوتری سیا که از ورود نام پورمحمدی به سیستم تعجب کرده بود، سر و صدای شدیدی داد و در اثر زیادی اطلاعات در حال پردازش منفجر شد. به همین دلیل اعلام شد که دولت آمریکا به پورمحمدی ویزای آمریکا نمی دهد.

زندگی، جنگ و... مرگ
اوریانا فالاچی معروف ترین ایتالیایی بعد از لاندوبوزانکا و آل بانو در گذشت. نکته این که فالاچی با وجود اینکه تقریبا بخش اعظم عمرش را در آمریکا گذرانده بود، بالاخره به شهرش فلورانس برگشت و در همان جا مرد. پنه لوپه ای که به جنگ رفته بود، تا بگوید که زندگی جنگ است و دیگر هیچ، با وجود شیدائی ایتالیایی اش در مقابل « یک مرد» قدرتمند، هرگز نپذیرفت که جزو «جنس ضعیف» است. اگر چه می دانست که پاسخ دیکتاتورها به تاریخ همیشه دروغ بوده، اما توانست زیر پوشش زنانگی نه چندان زنانه اش، زیر زبان دیکتاتورها را بکشد. نامه اش « به کودکی که هرگز زاده نشد» هرگز به دست آن کودک نرسید. و می شود مطمئن بود که آخرین روزهاش در بیمارستان فلورانس به او نشان داد که اگرچه خورشید برای او خواهد مرد، اما پس از او همچنان زندگی، جنگ و همه چیز به راه خود ادامه می دهد. سووال آخرش این بود که: چرا خبرنگار شدم؟ به این سووال هیچ کس جز خودش نمی توانست جواب دهد، اما کتابهایش می گویند که اگر یک بار دیگر زنده می شد، شاید باز هم خبرنگار می شد. همان پاپاراتزی شلوغ کن ایتالیایی که این بار می خواهد جهان را با خبرها و نوشته هایش فتح کند. سالهای آخر فالاچی به نوعی دیوانگی و افراط گذشت، در آینه جهانی که تندروی مهم ترین تصویری است که می بینیم، فالاچی پاسخ خوبی به تاریخ امروز نداد. می شود او را که چون قهرمانی آمد و چون موجودی غیرقابل تحمل رفت، همان انسانی بدانیم که ممکن است اولش خوب باشد و آخرش بد، یا اولش بد باشد و آخرش خوب. راستی! خوب و بد را چه کسی تعریف می کند؟

دست ها رو سینه، لپ ها آلوچه، هپ!
جان مادرتان بس کنید. حالا به قول آن جوان که در شب اول ازدواج در اثر سروصدای مهمانان دستپاچه شد، این قدر می گوئید که ایران به آستانه جنگ برود. در حالی که دولت ایران تلاش می کند که مذاکرات میان لاریجانی و سولانا را بدون شرط تعلیق اعلام کند، دولت فرانسه اعلام کرد که «ایران با بحث درباره تعلیق موافقت کرده است.» از کلیه دوستان، دشمنان، مومنین، کفار، منافقین و غیره درخواست می شود، فعلا در مذاکرات سروصدا نکنند تا آقای سولانا کارش را با لاریجانی بکند، وگرنه لاریجانی نه تنها باید مروارید را بدهد، بلکه چیزهای دیگری – مثلا آب نبات - هم خواهد داد.

جنبش غیرمتعهدها به دموکراسی
فتنه های چکمه پوش در هاوانا جمع شدند. من فکر می کنم اگر همین الآن یک محاسبه سرانگشتی انجام شود، کشورهایی که سران شان در هاوانا جمع شده اند و مثلا یک سوم جمعیت جهان را دارند، نود درصد زندانیان سیاسی در همین کشورها هستند. فعلا احمدی نژاد دارد دیکتاتور به دیکتاتور ملاقات می کند. محمود دربه در که فعلا برای گذراندن اوقات فراغت در کوبا به سر می برد یک میلیون عکس در ملاقات با کیم جونگ ایل رئیس جمهور و صدراعظم و قائد بزرگ و صاحب کره شمالی گرفت. وی اصرار داشت که باز هم با کیم جونگ ایل عکس بگیرد، چون کیم جونگ ایل احتمالا تنها مقام عالیرتبه جهان است که قدش از احمدی نژاد کوتاه تر است. احمدی نژاد در دیدار خصوصی که خبرش را فقط ما منتشر می کنیم به کیم جونگ ایل گفت: خوش به حالت، هرکاری بخوای می کنی، من هنوز نمی تونم. وی همچنین با پرویز مشرف نیز ملاقات کرد و به او گفت: این کودتا هایی که شما می کنین یکی چند تموم می شه؟ مشرف هم به او پاسخ داد: از انتخابات هایی که شما می کنید ارزون تر در می آد. احمدی نژاد همچنین با ولیعهد قطر ملاقات کرد و از او پرسید: خیلی حال می کنین که همه اش از خانواده خودتون امیر می شین. ما هم اگر بخواهیم این پسرمون که دانشگاه می ره، بعد از خودمون رئیس جمهور بشه، می شه؟ محمود در به در همچنین با رئیس جمهور کلمبیا ملاقات کرد و به او گفت: شما با مواد مخدر چطوری مبارزه می کنین؟ رئیس جمهور کلمبیا هم گفت: باهاش مبارزه نمی کنیم، باهاش حال می کنیم. در این اجلاس که با حضور بخش اعظم دیکتاتورهای جهان برگزار شد، مجسمه فیدل کاسترو به ریاست اجلاس انتخاب شد و برادرش رائول که هنوز قدرت تکان خوردن دارد، به جای عضو بدون حرکت حکومت کوبا اجلاس را اداره کرد. ظاهرا محمود در به در نذر کرده است که اگر تا آخر امسال صد نفر رئیس جمهور ببیند و با آنها عکس بگیرد، یک میلیون صلوات بفرستد. احمدی نژاد در سخنرانی اش اعلام کرد که « با حضور بریتانیا و آمریکا شورای امنیت نمی تواند پاسدار صلح جهان باشد.» قرار است از این به بعد جمهوری اسلامی ایران، سوریه و القاعده پاسدار صلح جهان بشوند.

این احساس مسوولیتت مرا کشت
یکی از مسائل مهم در جامعه ایران احساس مسوولیت مسوولان امر در کشور ماست. در همین راستا حداد عادل که کم کم دارد از نظر قدرت درک مسائل سیاسی اجتماعی رشد منفی کرده و در سطح احمدی نژاد قرار می گیرد، گفت: « احساس مسوولیت مسوولان ایرانی در دنیا بی نظیر است.» آگاهان ضمن تائید این اظهارات افزودند: مثلا در همین هفته رئیس هر سه قوه کشور برای سفر به خارج رفته بودند. همچنین دادستان مشهد برای نشان دادن عمق حس مسوولیت پذیری هموطنان و مسوولان امور اعلام کرد: « در حادثه هواپیمای توپولوف در مشهد، بجز یک نفر از کادر پرواز بقیه آنان برخلاف مقررات زودتر از مسافرین از هواپیما پیاده شدند.» یکی از اعضای کادر پرواز برای اعتراض به این موضوع اعلام کرد: بخاطر اینکه ما در شرایط خطر بودیم.

مساله آبدار حداد عادل
داستان حداد عادل ادامه دارد. من فکر می کنم باجناق حداد عادل نسبت به او حسادت می کند و برای اینکه او را ضایع کند، چیزهای عوضی به او می گوید تا او با بیان این چیزها خودش را خراب کند. حداد عادل گفت: « آب در قرن 21 منشاء قدرت در جهان است.» آگاهان توضیح دادند که با این حساب کشور ایران که فقط 4 درصد زمین هایش آب دارد، در قرن بیست و یکم اوضاعش خیلی خراب می شود، ضمن اینکه کشورهای اسلامی تقریبا تمام شان در سرزمین های بی آب قرار دارند و در عوض بخش اعظم اروپا و آمریکا و کانادا و غیره سرزمین هایی است که آب دارد.

چند موضوع خصوصی
نکته اول: حالم شدیدا گرفته شد. در یکی از وب سایت های اینترنتی خواندم که دختر جوان فریدون تنکابنی، طنزنویس قدیمی و بزرگ ایرانی که در آلمان زندگی می کند، بطور ناگهانی در گذشته است. این دختر و پدر مهر عجیب و غریبی به هم داشتند، با تمام وجود این اتفاق غم انگیز را به ایشان تسلیت می گویم. تلفن زدم تا تسلیت بگویم، اما در خانه نبودند، پیام گذاشتم.
نکته دوم: یک مصاحبه تلویزیونی کردم با دوست خوبم آقای بهارلو، بامزه بود، کلی آدمها خوششان آمده بود و تعدادی از دوستان هم از من دلگیر شده بودند و از من خواستند که فقط طنز نویس باشم، ولی چه کنم؟ من یک حس بازیگری دارم که نمی توانم از آن فرار کنم. گاهی سعی می کنم خیلی جدی تر باشم و البته می دانم تلاشم به جایی نخواهد رسید.
نکته سوم: وب سایت غیر سیاسی من به نام دوم دام دات کام هر روز مطالب جدیدی را منتشر می کند، در آنجا می توانید داستان ها و عکس ها و شعرها و جوک هایی را که کار می کنم ببینید. ضمنا من تصمیم دارم در دوم دام آثار طنز دیگران را منتشر کنم.
www.doomdam.com
نکته چهارم: کتابهای « کشکول»، « نطق پیش از دستور»، « آقای 666» و یک مجموعه داستان های کوتاه من تا یک ماه دیگر منتشر می شود. قرارست ده روز دیگر به آمریکا بروم و دو ماهی در آنجا برنامه داشته باشم. نه که در اين مدت با شما و روز نخواهم بود بلکه سعی می کنم علاوه بر کار هر روزه سفرنامه مبارکه را هم بنویسم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 14:20  توسط ابراهیم نبوی  | 

مملکت را خدا اداره می کند

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۳ شهریور ۱۳۸۵

امروز به دلايل شخصی یک عالمه کار پیش آمد و اصلا نرسیدم چنان که بايد و مناسب پنجشنبه هاست بنویسم، می خواستم هیچ ننویسم، دیدم نمی شود، شرمنده، تلافی را پس فردا در می آورم

آگاهان پیش بینی می کنند که در هفته آینده بسیاری از مشکلات کشور حل شود. آنان پیش بینی می کنند که میزان تصادفات کاهش یافته و احتمالا بلای آسمانی خاصی نازل نشود. این آگاهان پیش بینی می کنند که قیمت کالاهای اساسی در هفته آینده کاهش یافته و همه چیز رو به بهبود برود. سفر رئیس قوه مجریه یعنی احمدی نژاد به آمریکای لاتین و آفریقا آغاز شد، رئیس قوه قضائیه یعنی هاشمی شاهرودی در حال سفر به حج است. و حداد عادل نیز در قرقیزستان بسر می برد. فعلا شهر در امن و امان است، مردم آسوده و راحت باشند، فعلا خداوند دارد کشور را اداره می کند. حدس می زنم به محض بازگشت آقایان از سفر مملکت مشکلات دوباره افزایش بیابد.

نیم کیلو نصرالله، یه خوشه بوش
عیسی خان بازی های بین المللی مسلمین همچنان بطور شدید و اکید ادامه دارد. مصری ها تخم دو زرده گذاشتند و نام بهترین و بدترین خرمای مصر را به ترتیب نصرالله و بوش نامگذاری کردند. در همین راستا جملات زیر در بازار قاهره شنیده شد:
- حاجی! این نصرالله کیلویی هزار تومن نمی ارزه؟
- حاجی انا فقیر، انا راضی به بوش، نصرالله فقط بدرد پولدار ایرانی می خوره....
- دو تا نصرالله خوردم، همه جام جوش زده.
- نصرالله عالی، با بسته بندی شیک، برای عرضه در بازار جهانی
- آگهی حراج: دو کامیون بوش با نازل ترین قیمت به اولین خریدار فروخته می شود.

چمران چی می گه؟
شما فکر می کنید اگر نام خانوادگی چمران، یک چیزی مثل حسینی یا اکبری بود، چه اتفاقی می افتاد؟ و آیا اصلا نام این مهندس چمران بخاطر کسی می ماند؟ فکر کنید شما یک برادر باهوشی داشته باشید که آدم بزرگی هم باشد، خیلی کارهای مهمی هم کرده باشد، تعدادی هم نامه عرفانی نوشته باشد، و این برادر به یک شهادت جانگداز برسد و شما برای استفاده از اسم برادرتان حاضر باشید ده سال ریش تان را مدل آن شهید بزنید و عینک آن خدابیامرز را استفاده کنید. آخر این هم شد کار؟ مهندس چمران به شرکت مترو بخاطر بی اعتنایی به ارزش های اسلامی اعتراض کرد. ظاهرا باید در تمام ایستگاههای مترو یک مشت گل لاله و کبوتر خونین و تفنگ آماده شلیک و شهید در حال پرپر شدن نقاشی کنند که حاجی خوشش بيايد يا در هر ايستگاهی حاجی منصور ارضی را وادارند نوحه بخواند و يا بساطی برای هلالی درست کنند که صدايش بنالد تا بلکه اسلام راستين وارد مترو تهران شود.

ایران و ونزوئلا در چاه مشترک
فعلا دو نقطه مشترک میان ایران و ونزوئلا وجود دارد، اول تراکتور و دوم چاه. بر اساس گفته محمود احمدی نژاد: « حفاری اولین چاه مشترک ایران و ونزوئلا آغاز خواهد شد.» قرار است چاوز و احمدی نژاد چاه مشترک را ایجاد کنند. اصولا فعالیت های علمی و تحقیقاتی مشترک بسیار مهم است.
به نظرم داستانی که از حاج ميرزا آقاسی نقل می کنند متعلق به آقای مصباح بوده و از ايشان به احمدی نژاد متنقل شده. یادتان هست همان که به حاجی گفتند اگر همين جای زمين را بکنيم از آن طرف به برزيل می رسيم و او عالمانه جواب داد البته اگر در بين راه به هيچ چاه آب برنمی خوريم. حالا ظاهرا یکی همين روايت را با تغيير برزيل به ونزوئلا به گوش آقايان رسانده است و مشغول زدن چاه مشترک با آن ديوانه هستند. وگرنه يکی بگويد از اين طرف زمين به طرف ديگر چاه مشترک چه معنا دارد. وقتی در هر دو کشور، چاه های نفت را ديگران می کنند و از آن نفت استخراج می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 0:23  توسط ابراهیم نبوی  | 

خاتمی و شرق

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۱ شهریور ۱۳۸۵

این موضوع بسیار مهم است. در دوره ریاست جمهوری خاتمی هر وقت که این سید مظلوم می خواست سفری به یک جای دنیا بکند و در آن سفر نشان دهد که ایرانی ها موجودات شریفی هستند و باید به آنها احترام گذاشت، بخشی از قوه قضائیه برای اینکه عکس موضوع را ثابت کند، بلافاصله یکی دو نشریه را تعطیل و یکی دو نفر را دستگیر می کرد. کار به جایی رسیده بود که هر وقت خاتمی می خواست برود سفر، روزنامه نگاران باید دعای وحشت می خواندند. حالا هم که طرف رئیس جمهور نیست، مثل اینکه به قول عمران صلاحی حکایت همچنان باقی است. دوستان هنوز خبر ندارند که بابا آن موقع ها دليل قانع کننده داشت بستن روزنامه ها و گرفتن روزنامه ها و ايجاد بحران، حالا ديگر ندارد. اما به هر حال از آن جا که ترک عادت موجب مرض است همزمان با سفر موفقیت آمیز خاتمی به آمریکا و در حالی که برادران سلطنت طلب و صهیونیست های سنگین نارضایتی خود را از این سفر نشان می دهند، هيات نظارت بر مطبوعات به نمايندگی از سوی قوه قضاييه، یک روزنامه و یک ماهنامه اصلاح طلب را توقیف کردند. روزنامه شرق توقیف شد و ماهنامه نامه هم رفت توی بایگانی. علت توقیف روزنامه شرق کاریکاتوری اعلام شد که به جای اسب، یک الاغ محترم را در صفحه شطرنج کشیده است و طبیعی است که کاریکاتور هر الاغی به معنی [...] محترم است. مصیبتی داریم با این حیوانات بی گناه . گربه نر، تمساح، سوسک، میمون، مارمولک، الاغ هر کدام با خودشان يک داستان مفصل دارند و هر کدام را که کاریکاتور می کنی فورا مسوولان مملکت فکر می کنند منظورت آنها بوده. البته اين ماجرا در فرنگ هم معمول است و در آمريکا اگر خر یا فیل نشان بدهی آدم ها یاد جمهوری خواهان و يا دموکرات ها می افتند اما روزنامه تعطیل نمی شود. مصطفی ریزه معروف به تاج زاده گفت: « تجربه ثابت کرده است که نمی شود خاتمی سفر موفقیت آمیزی را به انجام رساند و اصلاح طلبان هزینه آن را نپردازند.» من بر اساس نوشته های اخیر بعض آقايان حدس می زنم اعلام شود که قوه قضائیه نه تنها باید روزنامه شرق را توقیف می کرد، بلکه باید جهانبگلو و قوچانی را هم سه بار به سیخ می کشید.

تعلیق داریم و نداریم**
هم لاریجانی و هم سولانا اعلام کردند که مذاکرات دارد به نتیجه می رسد، به قول بروبکس دیپلم ردی خواهشا کسی نطق نکنه، شلوغ بازی در نیارین، کسی کسی رو دستپاچه نکنه، بگذارین به توافق برسیم. شما که آدم جنگیدن نیستین، اهل سازش هم نیستین، الآن هم آمریکا می خواد بی سروصدا از جنگ فرار کنه، ایران هم می خواد یواشکی از زیر درگیری در بره، جنگ هم که به نفع ما نیست، فعلا زیپ رو بکشین، تا بعد. در همین راستا رویترز اعلام کرد که پیشنهاد لاریجانی برای تعلیق دو ماهه به سولانا اعلام شده است. علی اصغر سلطانیه هم که از لو رفتن خبر ناراحت شده بود، موضوع را تکذیب کرد و گفت اصلا تعلیقی در کار نبود. لاریجانی هم در مورد بسته و توضیح ایران یک موضوع بامزه را مطرح کرد و گفت: « پاسخ ما تا حدودی مبهم و غیرشفاف بوده است.» آگاهان گفتند: این اولین بار است که یک مقام دیپلماتیک خودش اعلام می کند که پاسخش شفاف نبوده، قبلا مخاطبان اين را می گفتند و حميد رضا آصفی تکذيب می کرد.

نمی توان و نباید کرد
خاتمی در هاروارد یک سخنرانی نیم ساعته کرد و در جریان این سخنرانی باز هم همان مشکل همیشگی را تکرار کرد و گفت:« نمی توان و نباید به نام دین خشونت ورزید.» آگاهان توضیح دادند که نمی توان غلط است، چون ما توانستیم و کردیم، اما نباید، یک حرفی است.

عینک های دویست دلاری
بابا تو دیگه خیلی باحالی! ما الآن چند ساله داریم میلیون میلیون از سیا و استکبار جهانی پول می گیریم، جرات نداریم بابت یک عینک دودی بیشتر از ده دلار یا ده یورو پول بدیم. و قول می دم غیر از مسعود بهنود که تنها کسی است از بين مخالفان دولت که احتمالا عینکش تقلبی نیست، کسی عینک مارک ریبن و غیره به چشم نمی زند، اون وقت محافظین رئیس جمهور پابرهنگان جهان، عینک دویست دلاری می خرند. پیشنهاد می شود یکی مامور بشود که به گروه همراه رئیس جمهور حالی کند که قیمت ها در اروپا و آمریکا و گامبیا چقدر است. اینها ساده اند. یک دفعه می بینی پول یک خانه را در گامبیا برای یک عینک دودی می دهند. اعلام شد که معاون ریاست جمهور به دلیل خودشیرینی از جیب بیت المال برای خرید عینک دویست دلاری برای محافظان جریمه شده است. این آقای معاون که نامش فاش نشد و هرگز نمی شود، عینک دودی برای همه محافظان خوش تیپ رئیس جمهور به قیمت دانه ای دویست دلار تا چشم اوپوزيسيون که همه جز مرفهان بی درد هست بترکد از حسادت و بی عينکی .

*الاهلی و الوحشی
این جوانان امت عربستان سعودی هم کمابیش مثل خودمان هستند، دل شان را به یک چیزهای انسانی و جذاب و بامزه خوش می کنند، بعد دولت یک دفعه اعلام می کند که کل داستان از بیخ عرب است، و غیر قانونی است. پس از مدتها که نگه داشتن سگ ها در عربستان به صورت یک تفریح مردم درآمده، دولت این کشور اعلام کرد که نگهداری و خرید و فروش حیوانات اهلی در این کشور غیرقانونی است، احتمالا قرار است اعلام کنند که نگهداری شیر و فیل و کرگدن و تمساح و حیوانات وحشی در خانه قانونی است.

قطار ایران، قطار آمریکا**
یک ای میل به دست من رسید از طرف یک طنزنویس بامزه به اسم عقل کل. این نوشته را می خواستم تغییر بدهم یا چیزهایی به آن اضافه کنم، اما اینقدر همه چیز سر جایش بود که فقط دخالت های کوچکی در آن کردم. این نوشته را بخوانید.

اخیرا یکی از روزنامه های آمریکایی نوشته بود ایران و آمریکا مثل دو قطار می مونن که با سرعت به طرف همدیگه در حال حرکت هستند. من نمی دونم تو قطار آمریکایی ها چه خبره ولی احتمالا توی قطار شیر تو شیر ایرانی ها این اتفاقات داره می افته:

احمدی نژاد توی لوکوموتیو نشسته و داره رانندگی می کنه، ولی اصلا جلوش رو نگاه نمی کنه، فعلا داره از مناظر اطراف لذت می بره، و برای جمعیت دست تکون می ده، ولی کف کفشش گیر کرده روی گاز و داره تخت گاز می ره.

لاریجانی با پیژامه بغل دست احمدی نژاد نشسته و داره چرت می زنه. گاهی بیدار می شه می گه: هنوز نرسیدیم؟

بزرگ تری نشسته توی واگن درجه یک داره مرتب شعار می ده و می گه: همچین با قطارمون بکوبیم به قطارشون که دشمن له و لورده بشه.

رفسنجانی پشت سر بزرگ تر نشسته و می گه: آقا! ما می تونیم رانندگی کنیم؟ این ها دارن خیلی تند می رن. من که دارم مرتب زیرم کیک زرد درست می کنم.

متکی رفته توالت بیرون هم نمی آد. یک صف طولانی آفتابه به دستان هم پشت در توالت درست شده.
بسیجی ها توی قطار مشغول جدا کردن برادران از خواهران هستند. هر کوپه ای که سر می زنن یکی داره کارهای نباید می کنه، گاهی هم یک نفر رو می گیرن و از قطار پرتش می کنن بیرون.

اصلاح طلبان ته قطار نشستن دارن هی داد می زنن: آقا! ما رو پیاده کنین.

دانشجوهایی که بدون بلیت سوار شدن، شعار می دن: « لوکوموتیو رو رها کن، فکری به حال ما کن.» و مرتب دارن صندلی شون رو عوض می کنن تا مامورهای قطارپیداشون نکنن.

بقیه علما توی رستوران نشستن دارن مرغ می خورن. بقیه رو هم راه نمی دن توی رستوران.

حسنی نشسته می گه: تو تونل می رین؟ غلط می کنین می رین!

شمسی پهلوون در غیبت صغری و کبری و نتیجه
شمسی پهلوون فعلا در سفر حج به سر می برد. حال کنید، یک نامه بنویسید، یک میلیون تومان خرج سفر حج تان را بگیرید. شمسی خانوم فعلا در حال پاکنویس نامه بعدی است. این نامه دلایل کافی را برای اعدام کردن خاتمی ارائه می دهد.

منوچهر احترامی برنده تندیس عبید
اسمش منوچهر است، خیلی هم آدم محترمی است. شعرش با عنوان «حسنی نگو یه دسته گل» یکی از بهترین شعرهای کودکان کشور است که به بچه های ایران به زبان فارسی کلی چیزهای مفید را آموزش داده است. پیرمردی است و از نیم قرن پیش تا امروز دارد طنز را در قالب شعر و نثرقدیم و جدید کار می کند. سبیلش هم کلی احترام دارد، خودش هم به شرح ایضا. منوچهر احترامی برگزیده تندیس عبید در طنز نویسی شد. تبریک تبریک تبریک. دوستش داریم و به او احترام می گذاریم. به ملانصرالدین که جزو هیات داوران این جشنواره بود کلی سلام می رسانیم، ماچ ماچ ماچ.

با کی برد یه جمله بساز**
به یکی گفتند با کیبرد یک جمله بساز. گفت این شلوار منو کی برد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:15  توسط ابراهیم نبوی  | 

خاتمی سو می شود

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۰ شهریور ۱۳۸۵

سفر خاتمی به آمریکا همچنان به شکل یک داستان بامزه پیش می رود. فعلا همه مخالفان خاتمی در «سو» کردن او دارند هم «سو» می شوند. فاطی خانم از یک سو اعلام کرده که خاتمی باید لباسش را دربیاورد، از سوی دیگر وب سایت نزدیک به احمدی نژاد دارد از فرط ناراحتی زیرپوشش را پاره می کند. از سوی سوم بنا به گزارش رادیو فردا هفت خانواده یهودی ایرانی علیه محمد خاتمی در آمریکا شکایت کردند. آنها می گویند بستگان شان در فاصله 1373 تا 1376 در زمانهای مختلف در حال خروج از ایران بازداشت شده و به نقطه نامعلومی برده شده اند و همچنان در زندان بسر می برند. یکی از کسانی که از خاتمی شکایت کرد، گفته است: « قانون فدرال اجازه می دهد که علیه شکنجه گر و آدم ربای خودشان در آمریکا شکایت کنند و او را سو کنند.» فعلا سووالات زیر مطرح است:
1) ظاهرا افراد دستگیر شده در سال های 1373 تا 1376 که خاتمی رئیس جمهور نبود و رئیس کتابخانه ملی بود، دستگیر شده اند و طبیعتا رئیس کتابخانه ملی در دستگیری این یهودیان نمی تواند نقشی داشته باشد.
2) ظاهرا این خانواده ها فقط دست شان به خاتمی بند شده و تمام ناراحتی ای که سر احمدی نژاد دارند، سر خاتمی در می آورند. قول می دهم اگر احمدی نژاد برود به آمریکا همین لابی یهودی های تندرو نه تنها از او هیچ شکایتی نمی کنند، بلکه احتمالا نصف شان هم به دین اسلام مشرف می شوند.
3) طبق قانون مورد اشاره افراد می توانند علیه آدم ربا یا شکنجه گرشان شکایت کنند. معلوم نیست خاتمی کدام یک از این هاست؟

مناسبات مشترک در توالت سازمان ملل
به نظر من اگر کلینتون کمی شجاعت به خرج داده بود، الآن مشکلات ما خیلی کمتر شده بود. کلینتون باید به خاطر مردم ایران هم که شده بود، همان روزی که پشت در توالت در سازمان ملل منتظر ایستاده بود که در باز شود و خاتمی برای برقراری رابطه ایران و آمریکا از دستشویی بیاید بیرون و رابطه برقرار شود، باید در را باز می کرد و می رفت تو و به خاتمی می گفت دیگه بسه، تمومش کن. اما ظاهرا در همان زمان خاتمی در پی یافتن مناسبات مشترک سیاسی توی دستشویی بود و اگر این مناسبات را پیدا کرده بود، مشکل حل شده بود. حتما دارید با خودتان فکر می کنید که من دارم چه مزخرفی می گویم. به این جمله خاتمی که دیروز در آمریکا گفته شده، دقت کنید: « طرفین ایرانی و آمریکایی باید بکوشند زمینه مناسبات مشترک سیاسی را بین خود بیابند تا فضای مناسب جهت شروع مذاکراتی که بر اساس احترام متقابل است، فراهم شود.» ظاهرا هشت سال قبل که نه جنگی بود و نه بوش می آمد که بوش بیاید، این مناسبات کشف نشد، حالا باید وسط توپ و تانک و مسلسل که دیگر اثر ندارد، دنبال مناسبات مشترک بگردیم؟

پارادوکس های وحشتناک
خبرهای ملاقات سولانا، البرادعی و لاریجانی را مرور می کنیم. لاریجانی و سولانا دیدار کردند. لاریجانی گفت: « برخی سوء تفاهمات رفع شد.» پوتین به ایران گفت: « ایران غنی سازی را متوقف کند.» از طرفی آصفی سخنگوی وزارت خارجه که دیروز نامه خداحافظی اش را داده بود، در حال رفتن گفت: « مذاکره را بر شورای امنیت ترجیح می دهیم.» اما بلافاصله وقتی که لاریجانی دیدارش را با سولانا مثبت ارزیابی کرد، در حالی که خداحافظی کرده بود و رفته بود، برگشت و گفت: «حکومت ایران هیچ پیش شرطی را نمی پذیرد.» از مجموع اتفاقاتی که در ژنو افتاده است، نتایج زیر را می توان گرفت:
1) اروپا می داند که ایران نه انرژی اتمی می خواهد، نه بمب اتمی، منتهی شعارهایی داده و نمی تواند زیرش بزند. دولت ایران حاضر است با اروپا کنار بیاید، به شرط اینکه مردم ایران متوجه نشوند.
2) ایران حاضر است برای چیزی که نمی خواهد داشته باشد همه چیزهایی را که دارد از دست بدهد، ولی حرفش را عوض نمی کند، به آن حرف هم عمل نمی کند.
3) آمریکا مایل است روی ایران را کم کند، اروپا می خواهد حال ایران را بگیرد، دولت حاکم بر ایران دوست دارد روی آمریکا و اروپا را کم کند، اما هر سه طرف از جنگ می ترسند.
4) همه به این نتیجه رسیده اند که باید مذاکره کنند، در حالی که آمریکا می خواهد به سرعت به نتیجه برسد تا دموکرات ها نیایند و ایران می خواهد تا آنجا که ممکن است دیرتر به نتیجه برسد که امام زمان بیاید. اروپا نه می تواند معنی کارهای بوش را بفهمد و نه معنی کارهای احمدی نژاد را.
5) سه طرف مذاکره هیچ کدام به هم اعتماد ندارند، از طرفی چاره ای هم جز اعتماد کردن به هم ندارند.

رفقا جمع شوید تا برویم پیش خدا...
احمدی نژاد دارد برای شرکت در اجلاس سران آمریکای لاتین به ونزوئلا می رود، احتمالا همه رفقا می خواهند زیر سایه رفیق کاسترو جمع شوند. قبلا هم احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس سران آفریقا به گامبیا رفت. بعد از آن هم در اجلاس سران کشورهای اسلامی شرکت کرد. به نظرتان ایران جزو کشورهای آفریقاست یا آمریکای لاتین یا دنیای عرب یا کشورهای اسلامی؟ فعلا هر جا که آدمهای نامتنجانس جمع هستند، این واویلا می رود تا مبادا حیثیت و آبروئی برای کشور بماند.

سوسک ها رفتند، الاغ ها می آیند
آقا من نمی فهمم این همشهری های ما چرا این قدر حمله ور می شوند؟ در ماجرای روزنامه ایران فکر می کردیم چون موضوع زبان آذری است و احتمالا ممکن است به ترک ها توهین شده باشد، می توانستیم موضوع را بفهمیم، ولی قضیه دارد معانی بدی پیدا می کند. روزنامه شرق در کاریکاتور خودش یک صحنه شطرنج کشیده که یک طرف بازی اسب و یک طرف بازی الاغ است. همشهریان ما هم به این کاریکاتور اعتراض کرده اند. اعتراض هم این است که چرا تصویر الاغ کشیده شده و منظور دکتر بوده. این که خیلی بد است که هر کسی عکسی از یک الاغ را کشید ما بگوئیم منظور از هر خری رئیس است و به ما بر بخورد. تازه، چه ربطی به آذربایجان دارد، چرا کاری می کنیم که مردم برایمان حرف دربیاورند؟

بوی جوراب یا بوی پیراهن؟
من فکر می کنم از زمانی که احمدی نژاد با خزعلی ملاقات کرد اتاق ملاقات را تمیز نکردند. خزعلی گفت: « بوی پیراهن یوسف می آید و من از مسلمین می خواهم این بو را استشمام کنند.» آگاهان گفتند اولا پیراهن نبود و جوراب بود، ثانیا یوسف نبود و محمود بود.

خ خ خ خبر ب ب بنیامین بهادددری تتتکذیب شششد
آقا! من از بنیامین بهادری شدیدا عذر می خواهم. این خبری که من از سایت انتخاب یا بازتاب یا نمی دانم کدام درد گرم خورده ای خواندم، مزخرف بود و باعث شد من هم غلط بنویسم. معذرت معذرت معذرت. چنانکه یکی از دوستان نوشته است برنامه بنیامین بهادری در سوئد برگزار شد و جمعیت فراوانی از ایرانی ها و سوئدی ها و غیره در این برنامه شرکت کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 13:4  توسط ابراهیم نبوی  | 

آبجی فاطی و آبجی قاطی

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۶ شهریور ۱۳۸۵

در راستای تائید نامه فاطمه رجبی همسر الهام سخنگوی دولت که در حال تبدیل شدن به یک شخصیت جهانی است و قرار است خواندن نامه هایش برای افراد زیر 18 سال ممنوع شود، روح مرحوم حسین رمضون یخی در پیامی که از بهشت ارسال کرد، حمایت قاطع خود و طیب حاج رضایی و سایر لات و لوت های مملکت را از خواهر فاطمه رجبی اعلام کرد. متن نامه ای که به دست ما رسیده است بشرح زیر است.

نامه مرحوم حسین رمضون یخی به آبجی فاطی رجبی

آبجی به گوشمون رسیده که خیلی گرت و خاک کردی. ای ول! مرامتو شکر. تو هر هزار تا زن یکی شیرزن می شه، تو هر یک شهر یکی شمسی پهلوون می شه، تو هر ملت یکی مهوش، ولی دستت درست که از همه اونها سری. اینجا وسط لنگ بهشت نشستیم و نامه های تو رو حاجی طیب با صدای نکره اش می خونه و شعبون خان که تازه رسیده برات ای ول می رفسه و اصغر سالار و حسین اختر برات سوت می کشن. آبجی خیلی کارت درسته. برو که هرچی بچه ناف جوادیه و مفت آباد و آب سرداره هواخواه تو و مرامتن.

آبجی فاطی!
درسته که قاط سنگین زدی و دهنه نطق رو کشیدی و افتادی تو کفی و داری دنده چهار صد و چهل تا می ری ، ولی گفته باشم واسه هر کی قاطی هستی واسه ما آبجی فاطی هستی. بالاخره زنی گفتن، مردی گفتن. شوهرت که عکسش رویت شد، از اونهایی یه که اگه تمرین کنه صداش خوب می شه، اما گمونم اگه جیره دولتی شو قطع کنن ایکی ثانیه باهاس بره شابدولظیم کاسه گدایی دست بگیره، پس تو این مرام رو از کجا کاسب شدی؟ بعیده پدر یا پدر بزرگت از بغل مغل بازار سبزی فروشا رد نشده باشن، باهاس آمارتو از حسین اختر دریابم که ننه خدابیامرزش کپی سند هر خلاف سنگینی توک زبونش بود.

آبجی فاطی!
حالا که نامه تو خوندم و ارادتی خذمت ما حاصل شده، برات چند تا چیز رو باهاس حالی کنم که فردا گفتنی نگی می خواستیم بریم دعوا کسی نگفت تیزی تو جیب بغل بذار و واسه همین رفتیم بزنیم، نشد خوردیم. اینهایی که می گم روزی پنج دفعه بعد از سلام و صلوات نماز با خودت بگو که یادت نره.

اولندش که ای ول که زدی حال این ممد سوسول رو اخذ کردی. آخه این که آخوند نیست، آخوند باهاس مرام باز باشه و غیرت داشته باشه، نه این که هر بچه سوسولی و هر جی جی خانومی بریزه زیر دست و پای ملت و مملکت بشه مملکت ادا و اصول. تا نمرده بودیم آخوند این جوری ندیده بودیم. آخوند باهاس غیرت داشته باشه، باهاس حواسش به ناموس ملت باشه. باهاس اگه دید یکی داره تو خیابون با نشمه اش می ره، ایکی ثانیه چنان بزنتش که یکی از کف گرگی بخوره، یکی از دیفال. پس اینو داشته باش.

دویمندش که آمریکایی جماعت و انگلیسی جماعت که نمی آن توی مملکت ما ان خیرات کنن، گربه که برای رضای خدا موش نمی گیره، می آن که ناموس و غیرت ملت رو از بین ببرن و یه کاری کنن که نه مردی مثل طیب و شعبون پیدا شه، نه شیرزنی مثل مهوش، حالا به قر و اطفار مهوش نگاه نکن که می گفت اینور دلم و اون ور دلم، اینا همه اش تیارت بود، همون آبجی مهوش که به عمرش یه بار سبیلش رو بند ننداخت، شصت تا یتیم رو فرساد دانشگاه و خرج شون رو داد که پاشون به شهرنو وانشه. تازه این کارها رو تو سنه هزار و سیصد و درشکه می کرد که مثل حالا دکتر مهندسا تو جوب نریخته بودن. آمریکا و انگلیس می خوان بیان تا غیرتو قورت بدیم و بشیم یک مشت هرهری مذهب. حالا هم که این ممد چاخان رفته ینگه دنیا باهاس بهش بگی هری! راه بازه جاده درازه، بفرما بغل دست دکتر مهندسا عکس بگیر و بشو تفصیلات روزنومه، اینجا مملکت بی غیرتی و بی ناموسی نیست. باز هم خدائیش این محمود جذبه خیلی همت کرده و نذاشته آب از گلوی اجنبی بره پائین. از قول ما بهش بگو اگه دوزار خرج هیکلش بکنه، هیچی کم از این سلاطین دنیا نداره. البته مرد اونه که وقتی می گه یا علی و می زنه به زانوش که از زیمین پاشه، گرد و خاک شلوارش بلند شه، ولی ظواهر هم مثل بواطن مهمه. از قول ما به این محمود جذبه بگو: بابا جاذبه، تو که ما رو جذب کردی!

سومندش توی نومه ات نوشته بودی که به شوما گفتن خشونت طلب و بی نزاکت و پرخاشگر. ای ول که اینا رو گفتن. اینها رو تو هر بازاری یه میلیون می خرن. تازه اینها که چیزی نیست، زمون اون خدابیامرز بی دین کلونتری به ما بسته بود که ما شرور هستیم و شهر رو به هم می ریزیم. آبجی اونایی که بهت می گن خشونت طلب، مطمئنا تو عمرشون یه بار هم یه تیزی تو صورت هیشکی نزدن و یه کله وسط پیشونی هیشکی نزدن. اینو داشته باش که تو دعوا اگه نزنی خوردی. بعدش هرچی می خوان بگن. من عمرا واسه هر مردی که یه خط تیزی تو صورتش هست سند می زارم. آبجی! غصه نخوری که بهت گفتن خشونت طلب، به زهرا خانوم هم می گفتن، به فاطمه اره هم می گفتن، واسه اینکه فاطمه اره ایکی ثانیه چادرشو می بست به کمرش و یه تنه یه شهر رو زیر و رو می کرد.

چهارمندش یه هوا ازت دلخورم. تو که مرامت مرام پهلوونی یه واسه چی دودره بازی درآوردی و زیر و رو می کشی؟ توی نومه ات دیدم دو سه بار به مافیا و جاهلان بد و بیراه گفتی. تو به جاهل جماعت چی کار داری؟ جاهل اگر نباشه که مملکت جیک ثانیه می افته دسته سوسول و توده ای و مصدقی و هر هوشنگ خانی از چس بولاق تپه می آد و ادعای پادشاهی می کنه. ثانیا مافیا رو چی کار داری؟ ما اینجا تو برزخ با خیلی از مافیایی های رم و سیسیل هم سفره بودیم، اون ها هم مثل خودم و خودت لات هستند منتهی اش ایتالیایی هستند و اتفاقا مثل محمود جذبه آدمهای خونواده داری هستند و هر جا هم که می رن فقط دوماد و باجناق و داداش خودشون رو می ذارن سرکار. مثل آقام دون کورلئونه که از جاهل های ناف نیویورک بود و اصلش سیسیلی.

پنجمندش حالا که چپ اوستات قرصه و قدرت رو دستش گرفته و بد جهودی هم هست که اگر چهل درجه تب داشته باشه دو درجه اش رو به دیگران نمی ده، محکم وایسا و بزن دهن این بچه سوسولها رو آسفالت کن. یکی از بچه هیاتی ها که همین تازگی ریق رحمت رو سر کشیده بود و از تهرون اومده بود، می گفت پسرها همه شون شدن آناناس مالافاین و دخترا همه شون انار آب لمبو. حسن خوبی محمود جذبه اینه که بی خیال همه چی شده و هر چی هم که ضایع می کنه جیک ثانیه خاک می ده روش. خاله اش با آقا جوشه و رخت و لباس بچه سوسولها رو نمی پوشه. حالا که افتاده تو خلاف و داره چهارنعل می ره وسط شیکم دنیا بهش بگو واسه هرکی سازمخالف می زنه یه دهن بند برفسه که دیگه حکایت مصدق السلطنه و آقام کاشانی نشه که بگی خیالی نیست و فردا گفتنی خیطی بالا بیاری و بیفته به حال و روزی که واسطه برفسی که رضایت شاکی تو بگیری. این شیرین عبادی و اکبر گنجی و اره و عوره شمسی کوره رو جمع کنین و دستبند کون بند بکنین ببرین که حکایت چراغونی اون سال نشه، اینو سربسته گفتم که علنی نشه، من دانم و خودت.

ششمندش این اسلام آمریکایی رو باهاس دهنش رو آسفالت کنی. به محمود جذبه بگو به آمریکایی جماعت بگه اگه خیلی دوست داری با ما بپری باهاس قبول کنی که ما بمب اتم داشته باشیم. اصلا کوتاه نیاین، اینا الآن آب روغن قاطی کردن و وجودش رو ندارن که لشگرکشی کنن به مملکت ما. حالا هم که دست طرف زیر سنگه باهاس تا می خوره بزنی که بعدا نتونه از جاش بلند شه، اگه این کار رو بکنی هرچی لات و لوت توی دنیاست می شه طرفدار ایران، همین حالاش هم لات و لوت های پاریس دارن عکس محمود جذبه رو تاتو می کنن رو همه جاشون. با اینها مذاکره و جر و بحث هم نباس کرد، این آمریکایی های بی مرام و اون انگلیسی های بدتر از آمریکایی اگر باهاشون دست بدی بعدا باهاس انگشتاتو بشمری کم نشده باشه. واسه همین به محمود جذبه بگو دمت غیژ که دوسر حاکمی، اگه بری تو دعوا بردی، اگه طرف کوتاه بیاد هم بردی. فقط حواست باشه که جلوی اسلام آمریکایی رو بگیری، اسلام فقط یکی یه اونم همونی یه که آقام علی و آقام ابوالفضل فرمود.

هفتمندش اینکه حال کردیم وقتی گفتی آمریکایی ها آدم کش هستند. آبجی باهاس دهنت رو پر از طلا کرد. شعبون خان هم گفت که این آمریکایی های خارفلان چقدر حال ایرونی های بامعرفت رو بخاطر یه خلاف کوچیک می گرفتن و همه شون رو مجبور می کردن که انگلیسی بلغور کنن. ده عوضی تو غلط می کنی حال ایرونی ها رو می گیری. حالا اگر دانشگاهی ها که مایه شو ندارن علیه ممد سوسول کاری نکردن لات و لوت های مملکت که مخلص آقام احمدی نژاد هستند باهاس علیه آمریکا و خاتمی تظاهرات کنن و وقتی خاتمی اومد ایران باهاس خلع لباسش کنن و حال شو بگیرن. از همین جا خدمت آقایون لاتها و برادران لباس شخصی که از خودمون هستند عرض شود که ریلیفه، هماهنگش کن.
آخرندش عرض شود که آبجی فاطی دست مریزاد، خوب زدی به قالپاق خاتمی. نشون دادی که سالاد نیستی، سالاری، اگر چه آخرش هرچی بشه و واسه هر کی قاطی باشی، واسه ما آبجی فاطی هستی. ضمنا یه چیزی رو می خواستم به اهالی محل بگم که اگه توی نامه ما واسه آبجی فاطی از این حرف های بچه تهرونی های امروزی هست تعجب نکنین، ما اینجا همه مون تو کار اینترنت هستیم و هر چی تهرون آپ دیت می شه ما اینجا دانلود می کنیم، تا چش هر کی نمی تونه ببینه کورشه.
زت زیاد
روح مرحوم حسین رمضون یخی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 19:49  توسط ابراهیم نبوی  | 

خبرهای خوش دولت

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۵ شهریور ۱۳۸۵

دولت احمدی نژاد وارد مرحله جدید تاریخی خود شد. بر اساس اظهارات تاریخ نویسانی که در مورد تاریخ دولت مذکور نظر داده اند، تا کنون این دولت از مراحل زیر گذر کرده است:

1) مرحله وعده درمانی: در این مرحله رئیس جمهور با دادن وعده هایی موفق شد که رای مردمی را که در انتخابات شرکت نکرده بودند، توسط شورای نگهبان به دست آورد.

2) مرحله گفتار درمانی: در این مرحله رئیس جمهور با نطق های آتشین مردم ایران و جهان را متوجه کرد که موجودی به نام احمدی نژاد وجود خارجی دارد و چون ممکن است کارهای خطرناکی بکند، باید به او توجه کرد.
3) مرحله دیدار درمانی: در این مرحله رئیس جمهور خوش تیپ به دیدار روسای کشورهای جهان و مردم شهرستانهای ایران رفت، تا آنها او را ببینند و مطمئن شوند هر فاجعه ای ممکن است در ایران اتفاق بیفتد.
4) مرحله آمار درمانی: در این مرحله پس از یک سال برای اینکه مردم فکر کنند یک اتفاقاتی افتاده است، کلیه مقامات دولتی موظف شدند طبق آمارهایی که ارائه می کنند، نشان دهند که همه چیز بدتراز گذشته نشده است.
5) مرحله اخبار درمانی: این مرحله از هفته قبل آغاز شده است. در این مرحله کلیه مسوولان موظف شده اند هر روز یک خبر خوش و عجیب را اعلام کنند که معلوم بشود در ایران دارد اتفاقاتی می افتد که هرگز در هیچ جای جهان قبلا نیفتاده است.

به همین دلیل در هفته گذشته وزیر بهداشت و درمان اعلام کرد که خبر خوشی را در حضور رئیس جمهور اعلام خواهد کرد. قرار است بزودی از این خبر خوش به عنوان دستاورد دولت احمدی نژاد یاد شود. این خبر خوش کشف داروی بیماری ایدز است که گروه کاشف آن از پنج سال قبل که دولت احمدی نژاد کارش را شروع کرد، تحقیقات آن را آغاز کردند و چند روز قبل نیز نتیجه آن به اطلاع مراکز جهانی رسيده بود. سرلشگر صالحی یکی از مقامات نظامی کشور نیز برای اینکه از قافله عقب نیفتد، دو روز قبل خبر خوش نظامی هفته را اعلام کرد. وی گفت: « در مرحله ساخت هواپیمای جنگی به خودکفایی رسیده ایم.» کارشناسان از سرلشگر فوق الذکر درخواست کردند لطف نموده و بخشی از مخترعین و مکتشفین نابغه ارتش را مامور کنند که جلوی سقوط هواپیماهای کشور را بگیرند، وگرنه اگر قرار باشد هر ماه یک هواپیمای جنگنده تولید کنیم و هر دو ماه یک هواپیما سقوط کند، خرج مملکت خیلی زیاد می شود.

در همین راستا احمدی نژاد که می خواست روی دست وزیر خودش بزند، یک خبر خوش پزشکی دیگر را نیز اعلام کرد و گفت: « بچه های ما توانسته اند ضایعات نخاعی را ترمیم کنند و این تا به حال در دنیا سابقه نداشته است.» وی همچنین در حالی که دوست داشت این اتفاق افتاده باشد، گفت: « امروز بیش از دو میلیون نفر از جوانان دانشگاهی داوطلبانه در روستاها مشغول کارند.» در پی تشویق احمدی نژاد توسط دانشجویان وی به وجد آمده و گفت: هفته گذشته سیصد هزار نفر از استادان ایرانی که در دانشگاههای جهان تدریس می کردند، داوطلبانه به ایران آمدند و اعلام کردند که دوست دارند به دبستان های لرستان و قم و خراسان بروند و به بچه های دبستانی شیمی آلی و فیزیک اتمی یاد بدهند تا بنیه علمی کشور بسیار غنی شود. آگاهان پیش بینی می کنند که خبرهای خوش هفته آینده به شرح زیر اعلام شود:

وزیر آموزش و پرورش اعلام خواهد کرد که یک دختر بچه ده ساله ایلامی به اسم سیده حکیمه موفق شده است چهار سیاره جدید در منظومه شمسی را با یک دوربین معمولی کشف کند که قرار است اسامی این چهار ستاره در سازمان ناسا ثبت شود.

وزیر علوم اعلام خواهد کرد که دانشجویان سال اول مکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران موفق شده اند مرسدس بنزی را طراحی کنند که می تواند فاصله تهران تا بیروت را فقط با سی لیتر بنزین در مدت چهارده ساعت برود.
وزیر بهداشت و درمان اعلام خواهد کرد که گروهی از پزشکان بیمارستان بقیه الله که از ده سال پیش می دانستند احمدی نژاد رئیس جمهور خواهد شد، موفق شدند ژن جاندار هوشمندی را کشف کنند که برخی معتقدند حلقه گمشده داروین است، می تواند نامه های دست نوشته را با سرعت نور بخواند، روزانه 22 ساعت حرف بزند و مردم یک شهر را دوماه بدون اینکه چشم برهم بزنند، سرگرم کند.

وزیر دفاع اعلام خواهد کرد که همسر یکی از فرماندهان ارتش بطور تصادفی با ترکیب گلاب و آب سنگین اراک که در یخچال خانه این فرمانده ارتش نگهداری می شد، موفق شده است شربتی را تولید کند که مزه شربت گلاب می دهد، و با یک شیشه کوچک آن می توان برای صدهزار نفر شله زرد پخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 21:51  توسط ابراهیم نبوی  | 

دماغ تو بکش بالا

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۳ شهریور ۱۳۸۵

از وقتی این خبر را شنیدم اعصابم خورد است. واقعا برای مملکت نگرانم. دلم مثل سیر و سرکه می جوشد. نمی دانم چه کنم. واقعیتش را بخواهید تا به حال فکر می کردم احمدی نژاد دارد بازی می کند و پشت این چهره و لباس و رفتار و سخنان، یک آدم منطقی هست که می داند چه می کند، ولی حرف های استاندار تهران موجی از نومیدی را در من به وجود آورد. استاندار تهران گفت: « رفتار احمدی نژاد مصنوعی نیست.» آگاهان نگرانی عمیق خود را از این موضوع ابراز داشتند.

کوفی عنان و سرگیجه بین المللی
کوفی عنان دومین روز سفرش را به تهران گذراند. وی در ملاقات با هاشمی رفسنجانی احساس کرد هنوز امیدی به ایران هست، اما در ملاقات با متکی به این نتیجه رسید که همه چیز شوخی است و ایرانی ها دارند مسخره بازی در می آورند و برای اینکه او هم بخندد و حالی بکند او را به تهران دعوت کرده اند. وی در ملاقات با لاریجانی به این نتیجه رسید که در واقع سیاست خارجی کشور را لاریجانی تعیین می کند، اما چون این سیاست هنوز تعیین نشده، به او چیزی گفته نمی شود. کوفی عنان سپس با احمدی نژاد ملاقات کرد و به این نتیجه رسید که ملاقاتش با هاشمی رفسنجانی یک توهم بوده و اصلا کسی به این اسم وجود نداشته است. عنان پس از دیدارش با احمدی نژاد گفت احمدی نژاد به وی گفته است که ایران قبول نمی کند که غنی سازی را قبل از مذاکرات تعلیق کند. همچنین سولانا که به عنوان نماینده اروپا معرفی شده است، اعلام کرد: « اروپا به ایران دو هفته فرصت می دهد تا موضع نهایی خود را در مورد تعلیق اعلام کند.»

مصاحبه بدون سانسور
به دنبال پیشنهاد مناظره احمدی نژاد به جرج بوش، مسیح علی نژاد خبرنگار اصلاح طلب و کتک خورده، پیشنهاد یک مصاحبه بدون سانسور را به احمدی نژاد کرد. گفته می شود احمدی نژاد اعلام کرده است اگر به جای علی نژاد خبرنگار سی ان ان مصاحبه کند و سوالات را از یک ماه قبل به او اعلام کنند و مصاحبه را هم قبل از پخش به او بدهند و حتی الامکان جرج بوش مصاحبه کننده باشد و در روز مصاحبه چاوز هم حضور داشته باشد، حاضر به مصاحبه است.

رای دادن به مرد مرده
اسدالله بادامچیان، شاعر نوپرداز، رمان نویس و چهره سیاسی هیات موتلفه که هر سال یک جمله را صد بار تکرار می کند، مجددا در مورد اصلاح طلبان اظهار نظر کرده و گفت: « اصلاح طلبان مرده اند و مردم به مرده رای نمی‌دهند.» آگاهان سووال کردند: این چه مرده ای است که امنیت ملی را به خطر می اندازد، برای آمریکا جاسوسی می کند، فرهنگ کشور را نابود می کند، صلاحیتش رد می شود، ولی در انتخابات رای نمی آورد؟ یکی از مرحومین که سالها از مرگش می گذرد ولی همچنان صلاحیتش رد می شود، گفت: لطفا شما صلاحیت ما را تائید بفرمائید، خودمان با مردم یک کاری اش می کنیم.

دماغ تو بکش بالا
اظهارات کارشناسانه اخمدی نژاد در موارد مختلف ادامه دارد. وی که مجبور بود حرف بزند، وگرنه ممکن بود سقف پائین بیاید، گفت: « ریاضیدانان رقیق القلب هستند.» وی همچنین در حالی که دچار آلزایمر موقت و «خودناآشنایی تاریخی» شده بود، گفت: « فلان آقایی که نمی تواند آب بینی خود را جمع کند، با انتشار چند روزنامه می خواهد مدعی فرهنگ سازی باشد.» آگاهان توضیح دادند: البته کسانی که پشت پاشنه شان را می خوابانند و جلوی مردم پای شان را می خارانند و موهای شان را شانه نمی کنند و دست شان را توی دماغ شان می کنند، می توانند هر چند تا روزنامه خواستند منتشر کنند و حتی رئیس جمهور شوند.

هواپیما، اتوبوس، محافظ احمدی نژاد
در ادامه وضعیت طبیعی کشور و بدون اینکه دلیل خاصی ضرورت داشته باشد، ششمین سانحه هوایی به طور اعم و سومین سانحه بزرگ هوایی منجر به تلفات سنگین دوران محمود قدم خیر در مشهد اتفاق افتاد و 29 نفر از هموطنان در این سانحه کشته و تعداد زیادی مجروح شدند. علت سانحه استفاده از لاستیک فرسوده بود. تنها چهار نماینده مجلس خواستار توضیح وزیر راه در خصوص سانحه هواپیما شدند. در حالی که بیش از 200 نماینده مجلس برای کشته شدن مردم لبنان اطلاعیه صادر کردند. آگاهان از نمایندگان مجلس خواستند که فرض کنند ایرانی ها هم مثل مردم لبنان هموطنان آنان هستند یا فرض کنند که در این هواپیما گروهی لبنانی و فلسطینی کشته شده اند. در پی انتشار خبر سقوط هواپیما در مشهد که ابتدا توسط سی ان ان و بی بی سی و همه خبرگزاری ها اعلام شد و آنگاه توسط صداوسیمای جمهوری اسلامی( عزاجا) اعلام گشت، مردم تصمیم گرفتند برای حفظ جان شان با اتوبوس سفر کنند، اما درست یک روز بعد از فاجعه سقوط هواپیما در مشهد، در سانحه تصادف اتوبوس در جاده نائین 29 نفر از مسافران کشته شدند. علت تصادف خواب بودن راننده گزارش شده است. در پی این دو سانحه آگاهان تصمیم گرفتند از رئیس جمهور درخواست کنند که به جای حل مشکل مردم آمریکا و آلمان مشکل تصادف در جاده های کشور را حل کند، اما رئیس جمهور در دسترس نبود و برای عیادت از پنج محافظش که در تصادف جاده ای مجروح شدند، به بیمارستان رفته بود. یکی از کارشناسان گفت: وقتی پنج محافظ رئیس جمهور مجروح می شود، لابد خودش خبر دارد که چه خبر است؟

زیباترین خیابان دنیا در قم
بنا به اعلام خبرگزاری ها قرار است زیباترین خیابان جهان در قم ساخته شود. قرار است بعد از اینکه این خیابان ساخته شد، تعدادی از زیباترین فروشگاههای جهان در آن ساخته شود و در آن زیباترین پارک جهان ساخته شود. همچنین قرار است در این خیابان تعدادی از زیباترین دستفروشی ها و عطرمشهدی فروش ها و مهرفروش های قمی مستقر شوند. و در ضمن قرار است تعدادی از زیباترین شلغم فروش های کشور در این خیابان شلغم بفروشند. و بعد از ساخت این خیابان و استقرار زیباترین چیزهای جهان در قم، احمدی نژاد و عباسعلی علیزاده و زریبافان و تعداد دیگری از زیباترین مسوولان ایرانی در افتتاح این خیابان شرکت کنند.

مشنگ های جهان متحد شوید
احمدی نژادهای دنیا برای اعلام همبستگی با همدیگر تا سرحد امکان اقدام به انجام کارهای زیبا و جالب کردند. کیم جونگ ایل، همزاد کره ای احمدی نژاد رسما اعلام کرد تمام راههای ارتباط زمینی این کشور به دلیل تعمیرات تا اطلاع ثانوی بسته است. آگاهان احتمال می دهند از دو سه روز بعد رفت و آمد پیاده ها نیز ممنوع شود و مردم موظف شوند از زیر زمین حرکت کنند. معمر القذافی، احمدی نژاد مستقر در لیبی نیز اعلام کرد که: « مخالفان مستحق مرگ هستند.» اوو مورالس، احمدی نژاد نوع سرخپوست مستقر در بولیوی نیز در یک مصاحبه طولانی گفت: « کارمندان دولت باید زبان سرخپوستی یاد بگیرند.» وی گفت: « من سیگار نمی کشم، به ندرت مشروب می‌خورم، خوب می رقصم و قبلا ترومپت می نواختم.» فعلا خل و چل های دنیا مشغول تبدیل جهان به توالت عمومی هستند.

ناموس را پاس بداریم
وزرات آموزش و پرورش طی بخشنامه ای اعلام کرد که از این پس در مدارس و حتی آموزشگاههای دخترانه، معلمان مرد باید متاهل باشند، حداقل 35 سال داشته باشند و باید بچه دار باشند. یکی از کارشناسان ناموس و امور مشابه گفت: بهتر است که این معلمان دارای حداقل بینایی بوده و حتی الامکان نابینا باشند. در صورت لزوم بی ریخت باشند و زن شان هم هر روز همراه شوهر در سر کلاس حاضر شده و اگر دلش خواست از دخترهایی که به شوهرش نگاه می کنند نیشگون بگیرد. این کارشناس گفت: اگر بتوانیم از معلمان مردی که زن هستند استفاده کنیم خیلی بهتر است.

شمسی پهلوون: خاتمی خلع لباس شود
انتشار نامه فاطمه رجبی، همسر الهام سخنگوی دولت احمدی نژاد در رسانه های جهان واکنش های مختلفی داشت. ترجمه برخی از این واکنش ها چنین است. روزنامه ایتالیایی ایل کرتینو نوشت: «همسر سخنگوی دولت ایران پیشنهاد کرد که خاتمی رئیس جمهور سابق ایران، لباسش را دربیاورد. معمولا در ایران چنین پیشنهادی را زنان به مردان نمی کنند و اگر هم بکنند، آنرا اعلام نمی کنند. این زن شجاع برای اولین بار در سالهای اخیر خواسته شخصی خود را به عنوان یک زن به زبان آورده است.» روزنامه فرانس دگولس نیز نوشت: « همسر سخنگوی دولت ایران گفته است که خاتمی باید لخت شود. وی که از طرفداران جدی پرزیدنت احمدی نژاد است، یکی از پیشروان حقوق زنان است که با شهامت خواسته های خود را می گوید. ژان بارتلیه اسلام شناس دانشگاه لیل گفته است که طبق یکی از قوانین ایران، اگر یک روحانی کارهای خلافی انجام بدهد او را مجبور می کنند که استریپ تیز کند. دلفین محمدزاده، یکی از نویسندگان فرانسوی ایرانی تبار نیز به خبرنگار ما گفت: استریپ تیز روحانیون قبلا نیز اتفاق افتاده است، اما فاطمه خاتمی اولین زن ایرانی است که خواسته است در این مراسم حضور داشته باشد.»

دوم دام دارام رام
جهت اطلاع کلیه دوستان عرض شود که برنامه سفر من به آمریکا و کانادا تا یک ماه دیگر آغاز می شود. در این سفر قصد دارم در بسیاری از شهرهای آمریکا و کانادا استندآپ کمدی اجرا کنم و برنامه کاملا جدیدی برای این سفر دارم. ضمنا تلاش می کنم همه اطلاعات سفر و حتی در طول سفر برنامه های اجرا شده را در وب سایت دوم دام دات کام و گویا بگذارم. علاوه بر اینها دارم وب سایت دوم دام دات کام را کامل می کنم و علاوه بر مطالب روزانه غیرسیاسی، آرشیو کلیه کارهای مثلا فرهنگی هنری خودم را در این سایت می گذارم. لطفا به این وب سایت سر بزنید و اگر وبلاگ یا وب سایتی دارید به اینجانب لینک بفرمائید.
http://www.doomdam.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 14:39  توسط ابراهیم نبوی  | 

جناب آقای جرج . دبلیو . بوش
رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا

مدتی در این اندیشه بودم چگونه می توان تناقضات غیر قابل انکار موجود در صحنه بین المللی را که مدام مورد بحث محافل مردمی بخصوص مجامع سیاسی و دانشجویی است توجیه کرد . سئوالات زیادی در این مورد بی جواب مانده است لذا تصمیم گرفتم شمه ای از این تناقضات و سئوالات را مطرح کنم ، شاید فرصتی برای تصحیح آنها فراهم آید.


توضیح: یکی از محافل دانشجویی، در این محفل دانشجویی تعدادی از استانداران گرد آمده اند و یکی از مداحان برای آنان در مورد تناقضات غیرقابل انکار روضه می خواند و آنان ضمن اداره کشور در حال گریه هستند.

آقای رئیس جمهور
می دانید با مردم زندگی می کنم و دائم با آنان در تماس هستم بسیاری از مردم خاورمیانه به نحوی با من تماس می گیرند . آنان اینگونه سیاستهای چندگانه را با هیچ منطقی سازگار نمی دانند.


توضیح: رئیس جمهور در حال زندگی در میان مردم و در حالی که تعدادی از مردم خاورمیانه هم در حال تماس با سر او هستند.

آقای رئیس جمهور
قصد من طرح سئوالات فراوان نیست امــا می خواهم به چند نکته دیگر هم اشاره کنم. چرا در منطقه خاورمیانه هر پیشرفتی در علم و فن آوری ، تهدیدی علیه رژیم صهیونیستی تعبیر و تبلیغ می شود ؟ آیا تلاش علمی و تحقیقاتی از حقوق اولیه ملتها نیست ؟

توضیح: در این تصویر گروهی از مردم خاورمیانه که برای تحقیقات علمی عازم چالوس هستند، توسط رژیم صهیونیستی مورد تهدید قرار گرفته اند و می خواهند از حق خودشان دفاع کنند.

آقای رئیس جمهور
مردم افریقا مردمی پرتلاش ، خلاق و با استعداد هستند . آنان می توانند نقش مهم و ارزنده ای در تامین نیازها و پیشرفت مادی و معنوی جامعه بشری ایفا کنند . فقر و تنگدستی در بخش بزرگی از افریقا مانع چنین نقشی است . آیا آنان حق دارند بپرسند چرا ثروت عظیم و معادن آنان به یغما برده می شود در حالیکه خود آنان بیش از دیگران نیازمند آن هستند؟

توضیح: یکی از مردم آفریقا در حال فقر و تنگدستی. وی سر به زیر انداخته و از خودش می پرسد چرا منابع ثروت کشورش توسط آمریکا غارت می شود.

آقای رئیس جمهور
از وظایف همه دولتها ایجاد امنیت و آرامش برای شهروندان است . مردم کشور شما و کشورهای همجوارِ نقاطِ بحرانی جهان چندین سال است احساس امنیت روانی ندارند.
1416.jpg
توضیح: پلیس ایران در حال ایجاد امنیت و آرامش برای زنان ایرانی.

آقای رئیس جمهور
جنابعالی اطلاع دارید در بعضی از ایـالات کشور شما مردم در فقر و تنگدستی هستند . هزاران نفر بی خانمان در کشور آمریکا زندگی می کنند .

توضیح: یکی از فقرای آمریکایی در بازار تهران دنبال کار می گردد.

آقای رئیس جمهور
آنچه گفتـه شد بخشی از دردهای امروز مردم جهان ، منطقه ما و مردم شماست . اما کلام اصلی من که شما حداقل بخشی از آن را تصدیق خواهید کرد این است که : مردم خواهند گفت ، در دوران ما چه گذشته است . آیا برای مردم امنیت ، رفاه و آسایش آورده ایم یا نا امنی و بیکاری .

یک جوان ایرانی به وضع بیکاری در آمریکا اعتراض می کند و از اینکه این همه امنیت، رفاه و آسایش دارد خودش را در مقابل رئیس جمهور ایران روسیاه می داند.

آیا می خواستیم عدالت بر پا کنیم یا فقط از گروههای خاصی حمایت کردیم و به قیمت فقر و تنگدستی عده زیادی از مردم ، عده اندکی را به ثروت و مقام رساندیم و رضایت آنان را بر رضایت خدا و مردم ترجیح دادیم . آیا ا زحقوق مردم و محرومین دفاع کردیم یا آنانرا نادیده گرفتیم .


توضیح: یکی از بی خانمان های آمریکایی که بعد از روی کار آمدن بوش دچار فقر و تنگدستی شده است. وی فعلا خواب است، ولی وقتی بیدار شد به این وضع اعتراض خواهد کرد.

آقای رئیس جمهور
آیا اگر به جای صدها میلیارد دلار مخارج امنیتی ، نظامی و لشگر کشی این ارقام صرف سرمایه گذاری و کمک به کشورهای ضعیف ، توسعه بهداشت و مبارزه با امراض مختلف ، آموزش و بالا بردن توانمندیهای فکری و جسمی ، کمک به آسیب دیدگان ناشی از بلایای طبیعی ، ایجــاد اشتغال و تولید ، آبادانی و رفع فقر و محرومیت ، و صرف ایجاد صلـح ، رفع اختلافات بین کشورها ، خاموش کــردن جنگهای قومی و نژادی و ... می شد ، امروز جهان در چه موقعیتی بود ؟
1408.jpg
توضیح: تعدادی از موشهای ایرانی که به دلیل توسعه بهداشت و مبارزه با امراض مختلف در جوی یکی از خیابانهای شهر مشغول رسیدگی به وضع بهداشتی آمریکا هستند.

جناب آقای رئیس جمهور
نگــاهی به تاریخ نشان می دهد که اگر حکومتها در طریق ظلم و ستــم باشند نمـــی توانند پایدار بمانند . خداوند سرنوشت بشریت را به دست آنان نسپرده است . خداوند جهان و انسانها را رها نکرده است ، چه بسیار وقایعی که بر خلاف خواست و تدبیر حکومتها اتفاق می افتد . وقایع نشان می دهد دست قدرت برتری در کار است که همه امور با اراده او رقم می خورد.

توضیح: خداوند از طریق این هاله نور سرنوشت بشریت را به دست این شخص سپرده است. هاله نور کاملا واقعی است و وجود هر منبع نوری غیر از نور الهی تکذیب می شود.

آقای رئیس جمهور
مردم جهان از وضعیت موجود راضی نیستند و کمتر به وعده ها و اظهارات برخی حاکمان موثر در جهان اعتماد می کنند . مردم از فساد رو به تزاید ابراز تنفر می کنند . مردم بسیاری ازکشورها از اینکه بنیانهای فرهنگی آنان در معرض تهاجم است و بنیان خانواده ها از هم می پــاشد و از اینکه مهر و محبت ها کم شده است ناراحتند .

توضیح: گروهی از مردم آمریکا که به سخنان رئیس جمهورشان بی اعتماد شده، اما به رئیس جمهور ایران اعتماد دارند، اجتماع کرده اند و احمدی نژاد برای ایجاد احساس نزدیکی و اعتماد بیشتر پایش را از کفشش درآورده و دارد پشت پایش را می خاراند.

والسلام علی من التبع الهدی
محمود احمدی نژاد
رئیس جمهوری اسلامی ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 15:23  توسط ابراهیم نبوی  | 

گداجا و عزاجا و صفاجا

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۲ شهریور ۱۳۸۵

در راستای اینکه آقای احمد خرم، وزیر سابق راه و ترابری در مصاحبه اش گفته است که « زمانی حقوق کارکنان وزارت راه و ترابری اینقدر کم بود که به آنجا گداجا می گفتند.» اسامی زیر برای سازمانها و نهادهای مختلف کشور پیشنهاد می شود:

بلاجا: قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه اگر هر کسی دچاراین بلای غیرآسمانی شود، تا اطلاع ثانوی هیچ راه حلی ندارد.)

ثناجا: مجلس شورای اسلامی( بخاطر ثنا و ستایش بی دریغ و هر روزه مجلس از دولت)

عباجا: شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران( لطفا به تصویر شورای مذکور نگاه کنید، هر جایی را که عبا ندیدید کلیک کنید.)

صداجا: کابینه دولت جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه در آن وزرای محترم با یک مشت سروصدا و سخنرانی، فکر می کنند که دارند مملکت را اداره می کنند.)

نواجا: دفتر ریاست جمهوری( چون هر کسی با پای برهنه وارد آن می شود و بعد از مدت کوتاهی به نان و نوایی می رسد.)

عزاجا: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران( نیاز به توضیح ندارد، تلویزیون را روشن کرده و کانالها را نگاه کنید و اگر حالت غم و گریه و عزا بر شما مستولی نشد، نام دیگری انتخاب کنید.)

هواجا: شورای تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی( به دلیل اینکه سیاست های آن با تغییر مسیر وزش باد و هوا تغییر می کند.)

اداجا: شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی به ریاست علی لاریجانی( بخاطر اینکه هر روز یک ادا و اصولی از خودش صادر کرده و هفته بعد یک ادای دیگر در می آورد.)

قضاجا: وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران( که با تلاشی بی وقفه به تمام آثار هنری و فرهنگی ایران قضای حاجت کرده و تلاش می کند تا رنگ و بوی ویژه ای را در هنر و فرهنگ ایران منعکس کند.)

فضاجا: وزارت علوم و آموزش عالی( بخاطر یک وزیر نابغه که باید مدیر ناسا می شد، ولی برای پیشرفت علمی مملکت قبول کرد که وزیر علوم شود و عملا کاری می کند که همه دانشجویان باهوش مملکت از کشور پرواز کنند و به اروپا و آمریکا و کره مریخ بروند.)

چراجا: وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران( مرکز چون و چرای مملکت که وقتی از کسی سووال می کند طرف دوماهه ده کیلو وزن کم می کند.)

ریاجا: وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی( بخاطر تلاش بی وقفه وزارتخانه مذکور برای اینکه تا می تواند کاری کند که بچه ها از سن هفت سالگی یاد بگیرند از خودشان چهره دیگری نشان بدهند.)

دعاجا: سازمان هواپیمایی جمهوری اسلامی( بخاطر اینکه هر مسافری که سوار هواپیماهای ایرانی می شود باید از اول تا آخر پرواز دعا بخواند تا احتمالا اگر سقوط نکرد، با تاخیر به مقصد برسد.)

صفاجا: سازمان ورزش کشور( بخاطر اینکه انواع علی آبادی ها و سایر اهالی آبادی های اطراف شهر در آن صفا می کنند و به سفر فرنگ می روند و با ورزشکاران بدبخت مملکت عکس می گیرند و هر بلایی هم سر ورزش بیاید، برای شان مهم نیست.)

نماجا: مرکز آمار ایران( بخاطر نمایش و ارائه آمارهای عجیب و غریب از پیشرفت های اخیر اقتصادی مملکت)

خلاجا: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه موفق شده است پول ایران را از ریال تبدیل به پی پی کند و آن را به کم ارزش ترین پول منطقه تبدیل کند.)

جفاجا: سازمان زندانهای جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه در جریان بازجویی و نگهداری زندانیان کاری می کنند که آنها بخوبی وزن کم کرده و رژیم خودشان را حفظ کنند.)

شناجا: وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی( که هر روز یک جور زیرآبی می رود و آب را گل آلود می کند تا از آب گل آلود ماهی بگیرد.)

شفاجا: سازمان راهنمایی و رانندگی کشور( که مسوولیت جلوگیری از عمر طبیعی ملت ایران و تامین مجروح و بیمار را برای بیمارستان ها و شفاخانه های کشور به عهده دارد.)

دواجا: هیات نوحه خوانان و مداحان حزب اللهی جمهوری اسلامی ایران( بخاطر اینکه نوحه خوانان محترم در هیات مذکور موفق به تبدیل انواع مواد و دوا به نوحه های شورانگیز و مدرن شده و بطور خاص بخاطر برادر هلالی و بانوی محترمه که پس از انتشار فیلم مذکور اثبات کردند که هیچ نوع مواد و جنسی تاثیری در طرفداران مداحان عزیز ندارد.)

خداجا: دفتر آیت الله مشکینی( بخاطر حضور دائمی خداوند در دفتر مذکور که از طریق این دفتر خداوند و امام زمان از دولت احمدی نژاد حمایت می کنند.)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 12:41  توسط ابراهیم نبوی  | 

فنومنولوژي دو رئيس جمهور

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۹ شهریور ۱۳۸۵

واقعا جبران عقب ماندگي موضوع مهمي است. حداد عادل گفت: «عقب ماندگي هاي تاريخي را نمي توان در عرض بيست سال جبران کرد.» آگاهان تاريخي توضيح دادند: بخصوص وقتي که آدم به سوي عقب هم حرکت کند.

به الله وصل است

آيت الله مشکيني رابط امام زمان و بشريت اعلام کرد: جمهوري اسلامي به الله وصل است. آگاهان ضمن تائيد اين نکته مهم گفتند اگر چنين نبود با اين کارهايي که احمدي نژاد مي کند، حتما تا به حال مملکت شش بار دود شده بود و به هوا رفته بود.

پيچيده بود يا ول کرده بود؟

يک روز بعد از اينکه قاضي مرتضوي اعلام کرد که در مورد جهانبگلو نمي تواند نظري بدهد چون پرونده اش پيچيده است، رامين جهانبگلو بعد از چهار ماه آزاد شد و سووالات زيادي را بوجود آورد از جمله اينکه معلوم نيست پرونده جهانبگلو «پيچيده» بود يا قاضي « پيچيده» بود و اينکه قاضي اول پيچيده بود و بعد پرونده را ديده بود و بعد ول کرده بود يا اينکه در همان زماني که مي خواست ول کند پرونده پيچيده بود. از طرف ديگر معلوم نيست اگر پيچيده بود چرا ول کرد؟ و اگر مي خواست ول کند چرا پيچيد يا گفت پيچيده است؟

فنومنولوژي دو رئيس جمهور

محسن رضايي استراتژيست و يکي از کارشناسان موضوعات خيلي بزرگ و عظيم، در يک اظهار نظر نسبتا نامعقول اعلام کرد: «احمدي نژاد هم مثل خاتمي يک پديده است.» در همين راستا، کارشناسان عقل اندکي که داشتند روي هم گذاشتند و با رمل و اصطرلاب و سرچ کردن و پژوهش هاي تصويري و ديداري و شنيداري دلايل اينکه اين دو رئيس جمهور پديده هستند، کشف کرده و تفاوت فنومنولوژيک آنها را نيز به شرح زير اعلام کردند:

اول: خاتمي در ميان سياستمداران ايراني يک پديده بود، چون عجيب بود که آدمي با اين همه خصوصيات برجسته اخلاقي و صداقت و درستکاري چگونه رئيس جمهور ايران شده است؟ احمدي نژاد هم در ميان روساي دولت در ايران يک پديده بود، چون معلوم نبود چطور آدمي را با خصوصيات احمدي نژاد چطور به ساختمان رياست جمهوري راه دادند؟

دوم: خاتمي يک پديده بود، چون رئيس جمهوري بود که روز ثبت نام براي اينکه ثبت نام نکند و رئيس جمهور نشود گريه مي کرد، اما مردم به زور رئيس جمهورش کردند. احمدي نژاد هم يک پديده بود، چون مردم حاضر شدند هرکاري بکنند که او رئيس جمهور نشود، اما او به زور رئيس جمهور شد.

سوم: خاتمي يک پديده بود، اين موضوع را هر کسي مي توانست بفهمد و به ديگران اثبات کند. اما پديده بودن احمدي نژاد را خودش فهميد و تلاش کرد به ديگران اثبات کند.

چهارم: خاتمي در ميان سياستمداران ايراني يک پديده بود، چون از دشمنانش هم حمايت مي کرد و اجازه مي داد آنها حرف بزنند، احمدي نژاد هم در ميان سياستمداران جهان يک پديده بود، چون بعد از اينکه سرکار آمد، اجازه حرف زدن به دوستان خودش را هم نداد و به جاي آنها هم حرف مي زد.

پنجم: خاتمي يک پديده بود، همه جهانيان از اينکه آدمي به اين تميزي و مودبي و شيکي و فهميدگي رئيس جمهور ايران شده تعجب مي کردند. احمدي نژاد هم يک پديده بود، چون همه جهانيان فکر مي کردند آدمي با اين سرووضع و قيافه و رفتار و شعور چطور مي خواهد يک کشور به اين بزرگي را اداره کند.

ششم: خاتمي يک پديده بود، چون وقتي روي کار آمد هيچ وعده اي به کسي نداد، اما بعدا به چيزهايي که مردم از او انتظار داشتند تا حدي که مي توانست عمل کرد. احمدي نژاد هم يک پديده بود، چون با دادن يک عالمه وعده سر کار آمد، بعدا وقتي به او گفتند به وعده هايت عمل کن، گفت: من وعده اي نداده بودم.

هفتم: خاتمي يک پديده بود، چون با وجود اينکه تمام حکومت تلاش مي کرد تا مانع کار او شود هشت سال با عقل سر کار ماند. احمدي نژاد هم يک پديده است، چون با وجود اينکه تمام حکومت تلاش مي کند به او کمک کند، با ديوانگي کاري کرده است که همه تعجب مي کنند چطور همين يک سال را دوام آورده است.

هشتم: خاتمي يک پديده بود، چون توانست هشت سال آرام آرام ايران را از يک موقغيت خطرناک بدنامي تبديل به يک کشور خوشنام کند. احمدي نژاد هم يک پديده است، چون توانست در عرض هشت ماه تمام کارهايي را که خاتمي در هشت سال کرده بود ضايع کند.

نهم: خاتمي يک پديده بود، چون با وجود اينکه بيش از هفتاد درصد مردم به او راي داده بودند، اما حکومت جمهوري اسلامي او را به عنوان نماينده مردم قبول نداشت. احمدي نژاد هم يک پديده بود، چون با وجود اينکه فقط سي درصد راي مردم را آورده بود، تمام حکومت مي خواهد اثبات کند که او نه تنها نماينده مردم ايران بلکه سخنگوي تمام مسلمانان جهان است.

دهم: خاتمي يک پديده بود، چون روحاني بود و باعث شد در ميان عامه مردم اين باور بوجود بيايد که بعضي روحانيون تصادفا آدمهاي خوبي هستند، با اين وجود اکثر روحانيون با او مخالف بودند، اما احمدي نژاد با وجود اينکه روحاني نبود، روحانيون را سرکار آورد و باعث بدبيني مردم به آخوندها شد، اما همه آخوندها پشت سرش ايستادند.

نتيجه گيري اخلاقي: پديده ها بر دو نوعند؛ پديده هاي مثبت مثل کشف ماشين که باعث پيشرفت بشر مي شوند و پديده هاي منفي مثل ايدزکه باعث مرگ و مير مي شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 13:6  توسط ابراهیم نبوی  | 

والله خير الهاکرين

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۸ شهریور ۱۳۸۵

من امروز ارادت ويژه اي به احمدي نژاد پيدا کردم. به نظر من خاتمي بايد از اين دکتر اينقدي نژاد ياد بگيرد. خاتمي هشت سال رئيس جمهور بود، يک دروغ مي خواست بگويد يک هفته تب مي کرد. قربان قد اين اينقدي نژاد بشوم که مثل آب خوردن دروغ مي گويد. سرش را گذاشته روي زمين، پشتش را کرده هوا و هر چيزي دلش مي خواهد مي گويد. ماه، مامان، ناناز! بيخود نيست که در تاريخ ايران اين همه سفارش شده که دروغ نگوئيد. لابد همه مي گفتند که اين همه گفته اند نگوئيد.

صدها ميکروفون و يک ميليون دروغ

مصاحبه مطبوعاتي احمدي نژاد با حضور صدها ميکروفون برگزار شد. وي که از هميشه خوشگل تر شده بود، ولي همچنان همانطور بود، حقايق زيادي را فاش کرد.

استاد محمود راستگو که دو هفته قبل اعلام کرده بود بهاي اجاره مسکن در کشور افزايش 20 درصدي داشته است، در پاسخ به اينکه چرا اجاره مسکن افزايش يافته است، گفت: «بهاي مسکن افزايش نيافته است. البته در شهرهاي بزرگ قيمت مسکن افزايش داشته است و ما از اين موضوع خوشحال نيستيم.» آگاهان توضيح دادند که در گذشته همه روساي جمهور از افزايش قيمت مسکن خوشحال مي شدند و احمدي نژاد اولين رئيس جمهوري است که از افزايش قيمت مسکن خوشحال نشده است.

الفنون دموکرات مي شود

دکتر الفنون که سخنگوي دولتش در هفته گذشته رسما از مطبوعات به دادستاني شکايت کرده است، اعلام کرد: «اين دولت کوچکترين تعرضي به هيچ کس نمي کند، حتي به کساني که از مرز انتقاد منصفانه از توهين و تحقير وارد مي شوند.» آگاهان توضيح دادند که يکي از مهم ترين کارهاي دولت احمدي نژاد اين است که اين دولت در زنداني شدن مطبوعاتي ها و جهانبگلو و تعطيل روزنامه ها هيچ نقشي نداشته و قوه قضائيه اين کار را مي کند. همين آگاهان توضيح دادند که در دولت هاي قبلي روساي جمهور روزنامه ها را تعطيل مي کردند، اما قوه قضائيه آنها را يواشکي آزاد مي کرد. احمدي نژاد براي اينکه نشان بدهد تا چه حد توانايي تخيل بالايي دارد، گفت: « اکنون دولت از همه مطبوعات حمايت مي کند، اما ظاهرا اين کافي نيست. براي اينکه مطبوعات بتوانند از چهره هاي عالم تر و دانشمند تر و صاحب نظر تري استفاده کنند. به همين دليل دولت حمايت هاي خود را به طريق مناسبي افزايش خواهد داد و اجازه مي دهيم شرکت ها آگهي را به مطبوعات بدهند.» قرار است در مقابل هر روزنامه نگاري که از هر روزنامه اي زنداني مي شود، دولت تعدادي آگهي به روزنامه کيهان بدهد.

فضاي باز دولت نهم

دکتر محمود نورالدين( معروف به هاله جان) در کمال اعتماد به نفس و بدون اينکه زبانش بند بيايد يا خجالت بکشد يا صورتش سرخ شود، گفت: «فضاي باز دولت نهم، در 15 سال اخير سابقه نداشته است.» آگاهان در اين لحظه عصباني شدند و در مورد روابط خصوصي اعضاي مونث خانواده دروغگو يک حرف هايي زدند که چون اين حرف ها غيرمنطقي بود، آنها را منتشر نمي کنيم. يک عضو دفتر رياست جمهوري براي اثبات نظر رئيس جمهور مبني بر اينکه فضاي باز دولت نهم در 15 سال گذشته بي سابقه بوده است، دلايل زير را ذکر کرد:

1) عيسي سحرخيز به 4 سال زندان محکوم شده، روزنامه شرق تا يک ماه ديگر بايد اجبارا مدير مسوولش عوض شود، مسوولان روزنامه ايران در زندان هستند و سخنگوي دولت از روزنامه ها شکايت کرده و همين نشان مي دهد که فضاي باز وجود دارد.

2) رامين جهانبگلو در زندان است، اکبر محمدي در زندان کشته شده و منوچهر محمدي به دليل اينکه مي ترسيد در فضاي باز دچار خفگي شود، ديروز از ايران خارج شد.

3) نيروي انتظامي براي ايجاد فضاي باز اعلام کردند که همه ماهواره ها بايد جمع آوري شود، چون جلوي حرکت فضاي باز را مي گيرد، همچنين همين نيرو اعلام کرد که 48806 ريسيور ماهواره که فضاي باز دولت نهم را مي بستند جمع آوري شده و به 64 هزار زن بدحجاب که فضاي باز دولت نهم را مي بستند، اخطار داده شده است.

آقاي 666 همچنين در سخنان امروز خود گوشه کوچکي از دانش تاريخي خود را نشان داد و حال کليه تاريخ نويسان و استادان دانشکده هاي تاريخ را شديدا اخذ کرد. وي گفت: « از زماني که آمريکايي ها به عراق آمده اند، مساله شيعه و سني درست شده است.» يکي از مورخين گفت: احتمالا 1200 سال قبل اولين بار آمريکايي ها وارد عراق شده بودند. آقاي 666 به آمريکا گفت: « شما صدام را علم کرده بوديد و خود او را برديد، خب ديگر عراق را ترک کنيد.» مورخين توضيح دادند که اصولا روي کار آمدن حزب بعث عراق، حافظ اسد، معمرالقذافي، شاه ايران، کمونيست ها در افغانستان، ملامصطفي بارزاني، حزب دموکرات کردستان، انجمن خليفه گري ارامنه ايران توسط آمريکا صورت گرفته و براي هر کدام دلايل استکباري وجود داشته است.

پس کي عليه ما راي داد؟

محمود قدم خير که اقداماتش تا کنون دو بار ايران را به شوراي امنيت برده و جز ونزوئلا و قطر بقيه کشورهاي سازمان ملل عليه اقدامات هسته اي ايران حکم صادر کرده اند، در کمال شهامت و شجاعت اعلام کرد: «114 کشور عضو سازمان ملل، 57 عضو سازمان کنفرانس اسلامي، 11 کشور عضو اکو و هشت کشور گروه جي هشت بر حق ملت ايران تائيد کردند.» وي توضيح نداد که آن چهارده کشوري که عليه ايران در شوراي امنيت راي دادند کدام کشورها بودند؟

مناظره قبل از تعليق

محمود احمدي نژاد که تا 48 ساعت ديگر بايد منتظر راي شوراي امنيت باشد، جرج بوش را به يک مناظره بدون سانسور دعوت کرد. آگاهان توضيح دادند که احتمالا رئيس جمهور مي خواست اعلام کند که در ايران مناظره وجود دارد و سانسور وجود ندارد. لاريجاني هم اعلام کرد: «ايران آماده است بر مبناي ان پي تي مذاکره کند.» فرانسه نيز به عنوان نزديکترين کشور اروپايي به ايران پاسخ داد که: «مذاکره مي کنيم، اما بعد از تعليق.»

پاک و اخلاقي و مومن

همچنين محمود نورالدين در حالي که يک وانت هندوانه را يکي يکي زير بغل امت شهيد پرور مي داد، گفت: «ملت ايران جزو پاک ترين، اخلاقي ترين و مومن ترين مردم عالم است.» و اين جمله در مجموع جملات مصاحبه ديروز احمدي نژاد بزرگترين دروغ او بود. وي که از نام مستعار «نذر» براي بسيج، «نياز» براي شوراي نگهبان و «دعا» براي صدا و سيما استفاده مي کرد، گفت: « دولت نهم بدون اتکا به احزاب و متکي به ملت و با نذر و نياز و دعا سر کار آمد.

هکروا و هکروالله والله خير الهاکرين

در همين راستا، خداوند متعال که طاقت شنيدن اين همه دروغ را در يک روز نداشت، مستقيما وب سايت احمدي نژاد را از ديروز هک فرمود و اثبات شد که « هکروا و هکروالله والله خير الهاکرين» ترجمه الهي قمشه اي( پدر مرحوم شکسپير): و آنان هک ورزيدند و خداوند آنها را هک فرمود و همانا خداوند بزرگترين هکر هاست.

فيلم ساختگي

با گذشت يک هفته پس از انتشار سي دي و فيلم ترياک کشي «هلالي» نوحه خوان مدرن تهران، جمعيت زيادي براي مراسم نوحه وي رفتند، افزايش جمعيت نشان مي داد که مردم تا چه حد به اخلاق اهميت مي دهند و اصولا طرفدار جدايي دين از نوحه هستند. در همين مورد يکي از سايت هاي اينترنتي با دو تن از طرفداران «هلالي» مصاحبه کرد. يکي از آنان گفت: «فيلم ساختگي است، البته خود حاج رضا در فيلم واقعي است، اما آن خانم قطعا به فيلم اضافه شده است.» يکي ديگر از طرفداران حاج رضا گفت: «تقصير خود حاج رضاست، وقتي از سبک هاي شاد در مداحي استفاده مي کند بايد منتظر اين مسائل هم باشند.» مهم ترين و جالب ترين موضوع در داستان حاج رضا هلالي اين است که هيچ کس با اينکه چرا حاج رضاي مداح ترياک مي کشد مشکلي ندارد، همه مشکل شان اين است که چرا يک خانم خوش تيپ بغل دست حاج رضا نشسته است. آگاهان توضيح دادند که تا به حال ملت در ايران حرف هايي را که گفته بودند و صداي شان ضبط شده بود تکذيب مي کردند، اما بعد از قضيه هاله نور رايج شد که افراد بتوانند کاري را که جلوي دوربين کرده اند و تصويرش پخش شده از بيخ انکار کنند.

سيرک يا وزارت ارتباطات؟

انگار سيرک است، آخر اين چه طرز انتخاب اعضاي دولت و کارکنان اداري است؟ گزارشگران نوشتند که همزمان با هفته دولت از چاق ترين، لاغرترين، کوتاه ترين و بلندترين مدير وزارت ارتباطات تقدير شد. قرار است در سال آينده از کارمندان وزارت ارتباطات که مي توانند شيرينکاري بهتري انجام دهند و شمع را توي دهان شان خاموش کنند يا دست هاي شان را از پشت به هم برسانند، يا از اين طرف سالن تا آن طرف سالن روي دست راه بروند تقدير شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 13:4  توسط ابراهیم نبوی  | 

شمسي پهلوون در لي لي پوت

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۷ شهریور ۱۳۸۵

دولت ما دو چیز دارد که تا وقتی این ها را دارد، هیچ احتیاجی به عقل ندارد. یکی نفت است و دیگری دین. البته منظورم این نیست که این دو تا خوب نیست و یا من خوشم نمی آید یا بهتر بود نباشد، نه، من هم ضرورت دین را برای جامعه می دانم و هم می دانم نفت برای کشور ما تا چه حد می تواند عامل پیشرفت شود. اما تا وقتی دین جلوی انتقاد کردن از دولت را می گیرد و هم پول نفت باعث می شود هر خل و چلی بتواند بدون اینکه هیچ مشکلی پیدا کند سه چهار سال در کشور حکومت کند، هر حرکت اصلاحی در ایران با سرعت یک میلی متر در سال حرکت می کند. این مقدمه بهر آن آوردم که یک بار دیگر به وضع کشورمان نگاه کنیم. ببینیم چگونه دین و نفت مانع استفاده از عقل می شود.

رئیس جمهور روزی 38 ساعت کار می کند
من نمی فهمم این آمارها چه معنی دارد؟ خواهش می کنم کمی دقت کنید. غلامحسین الهام همسر شمسی خانوم و سخنگوی دولت اعلام کرد که « احمدی نژاد شخصا به 11000 نامه پاسخ گفته است.» فرض کنید شخص مورد نظر هر نامه را پانزده دقیقه شخصا مطالعه کرده و پانزده دقیقه به آن شخصا پاسخ داده باشد. یعنی ایشان 5500 ساعت از وقت خودش را برای مطالعه و پاسخگویی به انبوه نامه هایی که برایش می رسد صرف کرده است و با توجه به اینکه ایشان براساس آمارهای ارائه شده در چند روز گذشته 21 ساعت در روز کار می کند، 270 روز از 400 روز ریاست جمهوری وی به خواندن نامه و پاسخ دادن به آن صرف شده است. علاوه بر این احمدی نژاد اعلام کرده است که با 100 رئیس جمهور در این 400 روز ملاقات کرده است، یعنی بطور متوسط هر 4 روز با یک رئیس جمهور ملاقات کرده است. همچنین در هفده سفر استانی نیز حداقل 51 روز از وقت او گذشته است. به عبارت دیگر 324 روز از 400 روز دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد به برقراری ارتباط با دیگران گذشته است. یعنی 80 درصد از وقت رئیس جمهور صرف ارتباط شده است. در 20 درصد وقت دیگر 2600 مصوبه تصویب شده و کارهای دیگر انجام گرفته است. تمام این فرضیات بر این اساس است که احمدی نژاد در طول این 400 روز گذشته حتی یک ساعت هم در روز با خانواده اش وقت نگذرانده باشد. به نظر شما وقتی رئیس جمهور مملکت در 80 درصد وقتش با دیگران ملاقات می کند و 20 درصد از وقتش را برای اداره کشور می گذارد، انتظار دارید وضع کشور بهتر از این باشد؟

نامه بدون پاسخ منتشر شد
بالاخره درخت توی شکمش سبز شد و هرچه منتظر ماند تا مرکل نامه احمدی نژاد را منتشر کند، طرف مقابل برای حفظ آبروی ایران نامه مذکور را منتشر نکرد. بالاخره امروز این نامه منتشر شد. نامه مذکور را حتما بخوانید، ببینید کدام عقل سلیمی وقت می گذارد و چنین نامه ای می نویسد. من فکر می کنم احمدی نژاد عاشق دیده شدن است. این موضوع در مورد آدمهایی که جذابیت ظاهری ندارند، مثلا خوش تیپ یا قد بلند نیستند زیاد دیده شده و گاهی اوقات بسیاری جنایات دسته جمعی یا فردی توسط این افراد صورت گرفته. فرض کنید به یک بچه دبستانی از فامیل های احمدی نژاد که او را دوست داشته باشد موضوع انشاء هفته را چنین بدهند: « یک رئیس جمهور خوب هر روز چکار می کند؟» متن زیر نامه آن نوجوان دبستانی است.
« بر همگان واضح و مبرهن است که یک رئیس جمهور باید خوب بوده و کارهای زیادی انجام بدهد. آقای رئیس جمهور باید هر روز با آقای چاوز تلفن نموده و بعد از آن با آقای بشار اسد حرف بزند. یک رئیس جمهور خوب مثل پدرهای بی محل نیست مه به نامه های مدیر مدرسه جواب نداده و از صبح که بیدار می شود، به جای مشق شب هر روز به نامه های مردم جواب می دهد. رئیس جمهور خوب برای همه روسای خائن کشورهای غربی نامه نوشته و اگر آنها جواب ندادند ناراحت نمی شود، بلکه باز هم نامه می نویسد. رئیس جمهور خوب کسی می باشد که هر هفته به شهرستانها برود و در حالی که مردم میلیونی و دشمن شکن شهرستان پشت میله ها ایستاده اند، در مورد انرژی هسته ای که حق مسلم ما ایرانیان می باشد صحبت نموده و دستهایش را تکان بدهد. یک رئیس جمهور خوب نباید مثل هنرپیشه ها و سریال ها خوش قیافه بوده و آدم خوشش بیاید بلکه باید اخم نموده و آدم بترسد. ما دوست داریم وقتی بزرگ شدیم رئیس جمهور شده و هر روز عکس ما را چاپ نموده و سوار هواپیما بشویم. پس نتیجه می گیریم که رئیس جمهور خوب خیلی خوب است.»

تره به تخمش می ره، صادق به شمسی
پس از نامه اهانت آمیز زن سخنگوی رئیس جمهور به همه آدم حسابی ها که با پاسخ برادر زن سخنگوی رئیس جمهور مواجه شد، پسر زن سخنگوی رئیس جمهور در دفاع از مادرش به دائی اش حمله کرد و اثبات کرد که بچه حلال زاده به دائی اش نمی رود، بلکه به شریعتمداری می رود. صادق الهام پسر غلامحسین الهام و شمسی پهلوون، در پاسخ به دائی اش نوشت: « دهان مادر من با پول بسته نمی شود.» وی توضیح نداد که دهان بانوی مذکور با چه چیزی بسته می شود، اما این امکان را رد نکرد که دهان بانوی مذکور با پول باز بشود. برخی آگاهان احتمال دادند که دهان بانوی مذکور با پول ممکن است باز شود، ولی بسته نمی شود. صادق الهام که ظاهرا به دلیل اینکه صدقانه تحت الهام پدر و مادر بوده، با لحنی مایوسانه نوشت: « من به عنوان یک دانشجو که در فضای سیاسی بزرگ شده ام، امروزه از سوی دانشجویان بسیاری به جهت این حرکت سخیف مورد انتقاد می باشم.» آگاهان هر کاری کردند موفق به فهمیدن جمله مذکور نشدند، اما امیدوارند که اگر این صادق مورد الهام بزرگتر شود، شاید بتواند از جملاتی استفاده کند که قابل فهم باشد. در راستای کودک سالاری حاکم بر کشور اعلام شد که میانگین سنی دانشمندان و کارشناسانی که مجتمع آب سنگین اراک را احداث کرده اند، 27 سال است. آگاهان توضیح دادند که معنی این کار یعنی ما یک صنعت پیچیده را دست یک مشت بچه داده ایم که کوچکترین اشتباه آنها می تواند یک نسل را به شعاع چند کیلومتر از بین ببرد. فعلا که جان ملت دست کودکان عزیز است. این بچه در حمله به دائیش او را متهم کرد که به خاطر مقام این عذرخواهی را کرده، بچه طفلک نمی دانست که خاتمی و هاشمی ديگر کاره ای نیستند و احمدی نژاد رييس جمهمور شده و ممکن است بابا و مامانش به خاطر مقام دست به اينکارها زده باشند. البته طفلک بچه است و از بچه حرجی نیست. به خصوص بچه ای که قرار باشد از مامانش هم دفاع کند و از همشاگردی هایش هم مایه بگذارد. دروغ که کنتور ندارد همشاگردی طفلک هم که شناخته شده نیستند که مراتب را تکذیب کنند.

نصرالله: اگر می دانستیم، نمی کردیم
در پی شیرجه بلند حسن نصرالله قهرمان جهان اسلام به آبشار نیاگارا که با استقبال شدید حضار هموطن ایرانی مواجه شده و فعلا در لبنان همه به او چپ چپ و در ایران راست راست نگاه می کنند، وی از آب بیرون آمد و در حالی که بطور بدی به احمدی نژاد نگاه می کرد، گفت: کدوم پدرسوخته ای منو از اون بالا هل داد؟ سید حسن نصرالله در یک گفتگوی غافلگیر کننده گفت: « اگر می دانستیم که گروگانگیری دو سرباز اسرائیلی عملیات زنجیره ای و خشونت بار اسرائیل را در پی دارد، هرگز به این کار دامن نمی زدیم.» تکليف دوستانی که می گفتند اين حمله اسلام برای نشان دادن ابهت ولايت بود چه می شود.

پرونده پیچیده
مرتضوی گفت: پرونده جهانبگلو پرونده ای پیچیده است. آگاهان دلایل این پیچیدگی را بشرح زیر برشمردند:
اول: یک نویسنده دستگیر شده که هیچ سابقه ای برای براندازی حکومت ندارد، حاضر است اعتراف کند که می خواسته حکومت را از بین ببرد، اما به هیچ ترتیبی نمی تواند این را اثبات کند.
دوم: جهانبگلو به جاسوسی متهم است، ولی معلوم نیست چه چیزی را می خواسته جاسوسی کند، برای کی می خواست جاسوسی کند و خودش هم حاضر است به جاسوسی اعتراف کند، اما به هیچ ترتیبی نمی تواند اثبات کند جاسوس است.
سوم: جهانبگلو می خواست قدرت موجود را سرنگون و نیروهای مخالف را سر کار بیاورد، در حالی که هیچ سندی وجود ندارد که تا پیش از زندان وی با هیچ نیروی مخالفی ارتباط داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 12:27  توسط ابراهیم نبوی  | 

ملاقات با 100 رئیس جمهور

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۶ شهریور ۱۳۸۵

شهر درامن و امان است. کورش و داریوش و غیره هم می توانند آسوده بخوابند، فعلا تا یکی دو روز دیگر نه خبری است و نه خطری. با توجه به موقعیت خطیر جهانی که ایران باید در این وضع کارهای خوب خوب بکند و مواظب باشد که یک دفعه وسط اجلاس پنج باضافه یک از این "قمر دختره نابالغ" صدای مشکوکی صادر نشود و باعث جنگ جهانی بعدی نشود، موشک مدرن ثاقب با موفقیت پرتاب شد. این موشک دارای برد کافی برای دادن رای تحریم شورای امنیت است. چون مسوولان امر حدس می زدند که این موشک توسط اروپائی ها و آمریکایی ها لای سبیلی در شود، لذا همزمان با این موضوع پروژه آب سنگین اراک نیز راه افتاد. راه افتادن این پروژه در میان دوستان و دشمنان واکنش های متفاوتی داشت، دوستان گفتند: مگر دیوانه اید! دشمنان هم گفتند: دیدید گفتیم دیوانه اند.

در همین راستا و برای رفع خطر رئیس جمهور گفت: « ما برای هیچ کشوری حتی اسرائیل خطری محسوب نمی شویم.» اسرائیل هم در جواب گفت: « ما گول نمی خوریم.» در همین هیری ویری کوفی عنان دارد به ایران سفر می کند تا احتمالا آخرین حرف هایش را قبل از شلیک اولین گلوله بزند. آصفی، سخنگوی مستعفی وزارتخارجه که بلیط سفرش را هنوز نگرفته و لذا همچنان در حال تکذیب به سر می برد، حرف دو روز قبل خودش و رئیس جمهور و لاریجانی را با خط خوش فارسی دری وری، روی یخ نوشت و گفت: « حاضریم صحبت های اروپایی ها را در خصوص تعلیق غنی سازی بشنویم.» در پی اعلام این جمله سولانا و تعداد زیادی از اروپایی ها از خوشحالی سکته کردند و جان به جان آفرین تسلیم نمودند. البته اولین پاسخ اروپایی ها به جواب کتبی دو میلیون صفحه ای ایران، همان بود که معلوم بود، سران اروپا اعلام کردند: « موضع گیری سران اروپا: پاسخ ایران فاقد چیزی است که شورای امنیت به دنبال آن است.» ظاهرا دربان یکی از ادارات ثبت احوال یکی از شهرهای اسپانیا که در هنگام باز کردن در سرش به دیوار خورده بود، گفت که اسپانیا از این به بعد راهش را از اروپا جدا می کند. با شنیدن این جمله در زیر زمین خانه شریعتمداری کیهان، مراسم عقد و عروسی همزمان برگزار شد. علی لاریجانی، معروف به علی بی خیال، یا علی شوکولات، که همچنان در عصر تشویق و تنبیه کودکی به سر می برد، جمله شوکولات خودش را کمی تغییر داد و انگار که حدس می زند که قضیه تحریم جدی است، به استقبال رفت و گت: «سران 5 باضافه 1 به دنبال تحریم نباشند، نمی توانند با آب نبات سر ما را گرم کنند.» ظاهرا غربی ها در تحریم قصد دادن شوکولات را به ما ندارند، بلکه در تشویق این قصد را دارند.

اروپایی ها کج خلق نباشند
فرمول بررسی پیشنهاد ایران به اروپا توسط آصفی اعلام شد. آصفی که در کمال خلوص نیت و بعد از یک هفته مراقبه و مکاشفه به سخنگویی پرداخته بود، اعلام کرد: « اروپا پاسخ ایران را با حضور قلب بنگرد» وی اکیدا تاکید کرد: « اروپا به دور از کج خلقی پای میز مذاکره بیاید.» لذا اداره تشریفات وزارت خارجه ایران فرمول زیر را برای زمان بررسی طرح توسط پیشنهادی ایران توسط اروپا ارائه داد. براساس این فرمول گروه اروپایی موظفند مسائل زیر را رعایت کنند:
اول: قبل از خواندن پیشنهاد ایران وضو بگیرند و نماز وحشت بخوانند و سپس یک بار حداقل دعای جوشن کبیر و دعای فرج و دعای افتتاح را سه دور بخوانند.
دوم: قبل از ورود به جلسه حتما دوش آب سرد بگیرند و در حین جلسه کولرها را روشن کنند که وقتی داغ می کنند، بدجور جوش نیاورند.
سوم: حتما قرص پروزاک و قرص های آرامبخش و قرص های ضدافسردگی همراه داشته باشند. و ضمنا سعی کنند وقتی زیاد عصبی می شوند، به چهره طرف ایرانی نگاه نکنند.
چهارم: حتی الامکان صندلی طرف اروپایی به اندازه کافی عایق بندی شده باشد که وقتی برق از جاهای مختلف آنها می پرد، بقیه دچار برق گرفتگی نشوند.
پنجم: طرف اروپایی در هنگام عصبانیت از پرتاب اشیاء در دسترس خودداری کنند و به جای آن سعی کنند تصمیم درست بگیرند.
ششم: در صورتی که طرف اروپایی احساس کردند پاسخ ها به موضوع مربوط نیست، ناراحت نشوند، از اول هم قرار نبود اینطور باشد.

ملاقات با 100 رئیس جمهور
اصولا آدم وقتی با چیزهای جدید مواجه می شود، حرف هایی می زند که برای دیگران غیرقابل پذیرش است، بخصوص اگر قدرت تخیل بالایی هم در طرف موجود باشد. به همین دلیل بعد از خواندن جملات دکتر اینقدی نژاد به تفسیر روانکاوی این جملات می پردازیم. دکتر اینقدی نژاد در ملاقاتی که در یکی از شهرستانهای مملکت داشت، گفت: « من تا کنون با 100 رئیس جمهور ملاقات کرده ام و قریب به اتفاق آنها در طول مذاکرات شان یکی از خواسته های شان این بوده که ما به آنها در سازماندهی اقتصاد، آموزش و فرهنگ شان کمک کنیم. آنها ما را به عنوان یک الگو انتخاب کرده اند.» موارد زیر جهات اطلاع به عرض می رسد.
1) اصولا احمدی نژاد در طول این یک سال با محاسبه دیدارهای سازمان ملل و کنفرانس سران آفریقا و کنفرانس کشورهای اسلامی و براساس آمارهای سایت رئیس جمهور، تا کنون با بیست و یک رئیس جمهور ملاقات کرده است، وی همچنین با پنج یا شش پادشاه و امیر و شیخ نیز ملاقات کرده است.
2) اکثر روسای جمهور مورد ملاقات کسانی هستند که یا از بیست سال قبل رئیس جمهور دائم العمر محسوب می شوند و یا دو سال قبل رئیس جمهور شده اند.
3) تقریبا هیچ کدام از اشخاص مورد ملاقات از کشورهایی نیستند که وضع اقتصادی کشورشان بهتر از ایران باشد.
4) از رئیس جمهورسووال می شود که با توجه به اینکه در تمام دنیا حدود 120 رئیس جمهور رسمی وجود دارد( غیر از سلاطین و پادشاهان و شیوخ) اگر واقعا این افراد اکثرشان ایران را به عنوان الگوی خود انتخاب کرده اند، چرا فقط کشور قطر و ونزوئلا در مجامع بین المللی از ایران که کشور الگوی آنهاست حمایت می کنند. و بقیه همیشه علیه ایران موضع می گیرند؟

2600* مصوبه در یک سال*
فعلا بحث بر سر کارهای اقتصادی دولت شدیدا جریان دارد. دولتی ها دوست دارد دائما آمارهای خیره کننده بدهد. دکتر اینقدی نژاد دوست دارد همیشه آمارهای بزرگ بزرگ بدهد تا معلوم شود که در این مدت غیر از سفر شهرستانی تبلیغاتی و سفر برای جلب مسلمین جهان کارهای مهم دیگری هم کرده است. دولت اعلام کرد که در طول سال گذشته 2600 مصوبه روی کاغذ انجام داده است. به عبارت دیگر هفته ای 50 مصوبه روی کاغذ به تصویب رسیده است. مخالفان رئیس جمهور می گویند پس چرا این چیزهایی که ما می بینیم اینطوری است، اما طرفداران رئیس جمهور می گویند « یک سال برای ارزیابی عملکرد دولت فرصت کافی نیست.» طرفداران رئیس جمهور می گویند که حداقل ده سال باید بگذرد تا بتوان در مورد دولت احمدی نژاد قضاوت کرد. وزیر صنایع هم برای اینکه مشت محکمی به دهان خاتمی که گفته بود صادرات غیرنفتی کاهش یافته است، اعلام کرد: « صادرات محصولات صنعتی 99 درصد رشد داشته است.» وی تهدید کرد که اگر خاتمی یک کلمه دیگر حرف بزند اعلام خواهد کرد که رشد صادرات محصولات صنعتی در سال گذشته 199 درصد بوده است. همچنین دیروز سد طالقان که 25 سال است در حال ساخت بود، توسط احمدی نژاد افتتاح شد. بزودی اعلام خواهد شد که ساخت تخت جمشید و عالی قاپو نیز توسط دولت احمدی نژاد انجام گرفته و ایشان عالی قاپو و تخت جمشید را افتتاح خواهد کرد.

زیدان بی ناموس شد
در پی گاف تبریک دکتر علاء الدین بروجردی به زیدان بخاطر ضربه سر وی به ماتراتزی که به خاطر یک فقره فحش خواهر و مادر صورت گرفته بود و باعث شد روزنامه کیهان نیز گاف دیگری به منصه ظهور رسانده و ضربه سر زیدان را به سینه ماتراتزی بهترین ضربه سر زندگی زیدان بنامد، و پس از اینکه معلوم شد از این خبرها نیست، حسن عباسی دیپلمه بیکار و متخصص امور تجاوز در حین جنگ با ذکر جزئیات، اظهار داشت: « زیدان کثیف و بی اخلاق پلید مسلمان نما، مثل گاو به سینه بازیکن مقابل رفت.» وی همچنین گفت: « علی دائی استراحتگاهش در بیت شیطان است.» یکی از منابع نزدیک به این دیپلمه بیکار چندین جمله دیگر را نیز به این جملات درخشان افزود:
- علی کریمی شیطان را در اسفل السافلین جهنم دریبل می زند، در حالی که خداوند توپ او را می گیرد.
- خداداد عزیزی را خدا نداده است، بلکه شیطان داده است و وی با عقرب جرار و مار غاشیه محشور است.
- فیگو و رونالدو خرهای دجال اسرائیل غاصب بودند تا مردم جهان متوجه تجاوز اسرائیل به لبنان نشوند.

آقای 666
چنانکه بعضی دوستان می دانند، جلد اول طنزهای من در مورد احمدی نژاد، با عنوان الف نون چند ماه پیش منتشر شد. جلد دوم این نوشته ها نیز با عنوان « آقای 666» بزودی در فرنگ منتشر می شود. در سفر آمریکا که یک ماه دیگر انجام می شود این کتاب نیز توزیع خواهد شد. گفتم آقای 666، یادتان هست که در جریان تصادف و کشته شدن 6 دانش آموز در جاده مشهد، رئیس جمهور به چهار وزارتخانه دستور داد تا هیاتی برای کاهش تصادف در این جاده تشکیل شود؟ از زمان دستور احمدی نژاد فکر می کنم ماهی یک تصادف خطرناک در این جاده اتفاق می افتد. در آخرین تصادف 24 دانش آموز مسافر در راه مشهد کشته شدند. این افراد عازم زیارت مشهد بودند. از این به بعد زائران مشهد به جای اینکه بگویند داریم می رویم به پابوس، باید بگویند داریم می رویم به کابوس. کارشناسان امور متافیزیک و چشم زخم پیشنهاد می کنند که هیات پیشنهادی احمدی نژاد منتفی شود، چون احتمالا تشکیل این هیات احمدی نژاد را یاد این جاده می اندازد و باعث می شود که در همان روز تعدادی در تصادف کشته شوند.

زریبافان شایع شد
در پی گسترش باجناق سالاری در کل کشور، استاندار آذربایجان غربی برادرهمسر، پسرخاله و باجناق خود را به عنوان مدیرکل و فرماندار انتخاب کرد. وی اعلام کرد که برای پیروی از سیاست دولت محبوب مردم، کلیه کارهایش را از روی کارهای احمدی نژاد انجام می دهد.

داخلی ها و خارجی ها
این میکروب خطرناکی است که به جان مخالفان حکومت افتاده که هر کسی که خارج است، کسانی که داخل هستند، به بی عملی و آنها که داخل هستند کسانی را که مجبور به مهاجرت می شوند، با بدترین واژه ها خطاب می کنند. حاصل اینکه این دو نیرو فقط کارشان خنثی کردن نیروی رقیب استف در حالی که مشکل اصلی کشور به نظر می رسد که استبداد است. هجوم کلیه دوستان داخل و خارج به گنجی به نظرم ناجوانمردانه است. بوی خوبی نمی دهد. نه منظورم آن بویی که شما فکر می کنید نیست. خیلی ساده تر از این چیزهاست. مقاله صادق زیبا کلام درباره قهرمان سازی کاذب را بخوانید.

فتاوای مهمه**
فتوای پرورش تمساح در ایران صادر شد. قرار است از این حیوان استفاده بهینه ای از جمله استفاده از گوشت او برای حیوانات و پوست او برای وسایل مختلف بشود. جماعتی به شوخی شرح های ديگری هم برای ما فرستاده اند.

سووال: اگر یک نفر مسلم زرافه در خانه نگه دارد حکمش چیست؟
جواب: اگر گردنش دراز باشد و به خانه نامحرم نگاه کند، جایز نیست، ولی اگر سرش پائین باشد بلامانع است.

سووال: اگر یک نفر مسلمان پلنگ در حیاط خانه نگه داشته و در آن طرف حیاط طفلی باشد، حکم پلنگ چیست؟
جواب: اگر قبل از رسیدن پلنگ به طفل، پوست پلنگ را پس از ذبح شرعی کنده و آنرا به کشورهای اسلامی صادر کنند هم اشکال شرعی دارد، مگر اینکه پلنگ نباشد.

سووال: من یک مسلمانم و در خانه ام یک دایناسور تری سراتوپس نگهداری نموده و این موجود را به شکلی تربیت کرده ام که در هنگام شنیدن خطبه های نماز جمعه آيت الله احمد خاتمی سرش را تکان داده، اشک از چشمانش جاری می شود، حکم نگهداری دایناسور فوق الذکر چیست.
جواب: اشکال ندارد.

بقیه سووالات در فرصت های بعد پاسخ داده می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 14:21  توسط ابراهیم نبوی  | 

سلاح هسته ای حق مسلم ماست

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۵ شهریور ۱۳۸۵

مشکل حل شد. تا به حال این دولتهای بدبخت دنیا که فکر می کردند ایران برای آنها خطرناک است، اشتباه می کردند. خبری نیست! کسی کاری به آنها ندارد. ایران حتی نمی خواهد اسرائیل را هم از بین ببرد. این موشک های دوربرد ایرانی که حزب الله شلیک کرده به اسرائیل هم اسمشان شهاب هست، ولی توی خونه آنها را کروز صدا می کنند. ایران هم قصد دارد انرژی هسته ای تولید کند فقط برای درمان سرطان. در همین راستا، امروز احمدی نژاد پروژه آب سنگین اراک را افتتاح کرد و در آنجا گفت: « ایران برای هیچ کشوری حتی اسرائیل خطر نیست.» با اعلام این جمله ترس برخی کشورهای جهان از دولت احمدی نژاد کاملا از بیم رفت و در حال حاضر فقط مردم ایران از این دولت می ترسند. برای اینکه ترس جهانیان از دولت ایران کاملا بریزد، باهنر گفت: « کاری نکنید مردم سلاح هسته ای بخواهند.» وی به مسوولان صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی و سایر مقامات دست اندر کار اعلام کرد که از هفته آینده مردم ایران به جای انرژی هسته ای صلح آمیز طرفدار سلاح هسته ای بشوند. شعار هفته آینده به شرح زیر خواهد بود: « سلاح هسته ای حق مسلم ماست.»

جرم سیاسی
بالاخره بعد از اینکه هزاران نفر بنا به جرایم سیاسی اعدام و بعد محاکمه و محکوم شدند، و صدها نفر از مجرمین سیاسی زندانی شدند و میلیونها نفر بطور طبیعی متهم به مجرم بودن هستند، سرانجام کریمی راد، سخنگوی قوه قضائیه، وزیر دادگستری و نماینده بعدی مجلس( برای ایجاد استقلال کامل قوا قرار است ایشان در هر سه تا بطور مستقل حضور یابد.) اعلام کرد: « جرم سیاسی تعریف شد.» این اتفاق بسیار نادر و کمیاب و دلپذیر و غیره را به کلیه مجرمین تبریک و به کلیه بازجویان و قضات تسلیت می گوئیم.

اختلاف در کابینه جدی شد
پورمحمدی، وزیرکشور کابینه هفتصد میلیونی دکتر اینقدی نژاد، اعلام کرد که با اینقدی نژاد اختلاف نظر دارد. وی این اختلاف نظر را توضیح داده و گفت: مثلا ایشان معتقدند که باید نام اسرائیل از روی نقشه جهان حذف شود، در حالی که من معتقدم نام اسرائیل باید ار روی کره جغرافیا حذف شود. ما همچنین در مورد وضعیت انتخابات هم اختلاف نظر داریم، ایشان می گوید انتخابات باید مثل انتخابات قبلی باشد، در حالی که من معتقدم انتخابات قبلی خیلی الگوی مناسبی بود که ما باید همان را تکرار کنیم. ما در مورد مطبوعات هم اختلاف نظر داریم، من معتقدم مطبوعات فقط به درد شیشه پاک کردن می خورد، اما ایشان از قول مادرشان نقل می کردند که مطبوعات برای سبزی خورد کردن هم خیلی خوب است. ضمنا ما یک اختلاف خصوصی هم داریم، ایشان معتقدند برای غذا باید نان و پنیر و سبزی خورد، اما من می گویم که خوردن سبزی اسراف است.

زنده باد مصباح یزدی
من پیشنهاد می کنم محتشمی پور بشود مسوول تبلیغات جریان مصباح یزدی. البته ظاهرا جریان مصباح یزدی زیاد مورد استفاده عمومی نیست، ولی در هر حال هر چه تبلیغ بشود بد نیست. فکر می کنم با این روشی که محتشمی پور در پیش گرفته است، قطعا مصباح در انتخابات کلی رای می آورد. محتشمی پور به خطر بسیار مهمی که از سوی مصباح یزدی متوجه منافع ملی و کشور و وضع کنونی است، اشاره کرد و گفت: « جریان مصباح یزدی موجب فروپاشی رهبری خواهد شد.»

نیازعلی ندارد
این بدبختی چی بود به سرمان نازل شد؟ بابا! مارکس مرد، من نمی فهمم چرا خبرها این قدر دیر در مملکت پخش می شود؟ آدم از ناصر زرافشان انتظار ندارد، او همین است که از دوهزار سال پیش بود، ولی دکتر فریبرز رئیس دانا و علی اشرف درویشیان چرا؟ فقط مانده است که حزب توده ایران هم دوباره در کشور تشکیل شود و اتحاد جمهوریخواهان هم دوباره بشود سازمان چریکهای فدائی خلق ایران. علی اشرف درویشیان گفت: « من نویسنده طبقه کارگرم.» به نظرم روشنفکران مملکت دوباره قاطی کرده اند، بخصوص که آدم وقتی چیزهای مختلف را قاطی کند، قاطی هم می کند. لذا پیشنهاد می کنم که اصلا قاطی نزنید. ضمنا به نظر من هرکسی انتظار دارد که حکومت ایران تغییر کند، انتظار بیهوده می کشد. در حال حاضر یک گروه داخل کشور هستند که عوامل رژیم محسوب می شوند، که بعضی از آنها در داخل زندان هستند و بعضی شان در داخل زندان نیستند.

کم خوری و کم خوابی
دلایل مشکلات روانی رئیس جمهور توسط یکی از نزدیکان وی فاش شد. وی گفت: « رئیس جمهور روزانه سه ساعت می خوابد و غذا بسیار کم می خورد.» پزشکان اعلام کردند که کم خوری رئیس جمهور طبیعی است، چون هنوز به سن رشد نرسیده است، اما برای کم خوابی او باید بطور جدی فکر کرد. آگاهان پیش بینی می کنند که اگر خواب رئیس جمهور اصلاح شود و وی بتواند روزی شش تا هفت ساعت بخوابد، احتمالا مشکلات گفتاری و رفتاری وی نیز کاهش می یابد. براساس آمار حضور احمدی نژاد در پست ریاست جمهوری هر ساعت حداقل 4 میلیون دلار برای کشور زیان دارد و اگر ایشان بتواند روزی سه ساعت بیشتر بخوابد بسیاری از پروژه های نیمه تمام مناطق محروم تمام می شود و مشکلات کشور کاسته می شود.

وابستگی به جای همبستگی
بنا به گفته ابراهیم اصغرزاده، خوش تیپ ترین عنصر اصلاح طلب سابق و سوسیال دموکرات بعدی و رادیکال اسبق و چیزهای دیگر « حزب و روزنامه همبستگی تعطیل شد.» قرار است در راستای اصلاح وضع مطبوعات کشور که بطور جدی توسط وزارت ارشاد دنبال می شود، به جای روزنامه « همبستگی» گروه دیگری روزنامه « وابستگی» را منتشر کنند.

کارنامه دولت منتشر شد.
کارنامه دولت منتشر شد. براساس این کارنامه در حال حاضر :
1) میزان گرانی نسبت به سال گذشته کاسته شده است و پولی که مردم به عنوان اضاقه قیمت نسبت به سال گذشته می پردازند، کاملا غیرقانونی است و مسوول آن دولت نیست.
2) در حال حاضر میزان تولید در کشور بسیار افزایش یافته و توقف برخی کارخانه ها به دلیل گم شدن کلید در کارخانه هاست و هماهنگی های کافی در این مورد با کلیدسازان کشور نشده است.
3) در حال حاضر میزان بیکاری که در سال گذشته به 99 درصد رسیده بود به 1.5 درصد رسیده که این افراد بیکارانی هستند که در حال مرگ بسر می برند و خودشان نمی خواهند کار کنند.
4) میزان بهره وام بانکها از سال گذشته از 70 درصد به 4.5 درصد رسیده که تا بیست دقیقه دیگر به 2 درصد خواهد رسید.
دولت اعلام کرد که اگر یک بار دیگر مطبوعات از وضع اقتصادی کشور شکایت کنند، آمارهای جدیدی را عرضه خواهد کرد که چشم مردم را در بیاورد.

اشعار عرفانی حسنی: بوی دوست
اخیرا یک منبع معتبر برای ما دیوان اشعار عرفانی یکی از علما که به عنوان ستاره شهیر شرق شناخته شده است و نام او برای بسیاری از خوانندگان ما آشناست، منتشر کرده است. این اشعار را گاهی اوقات در این ستون خواهید خواند. من در وب سایت دوم دام دات کام برخی از این اشعار را خواهم گذاشت. دوم دام دات کام وب سایت غیر سیاسی من است که قبلا غیر فعال بود و فعلا فعال شده است. مقدمه و زیرنویس اشعار نیز از ستاره شهیر شرق است. برای اطلاعات بیشتر به سایت دوم دام به آدرس زیر مراجعه کنید.
www.doomdam.com

این مقدمه است
یکی از چیزهای مهم در زندگی اشخاص مهم این است که حتما سری به عرفان زده باشند. من از دوران جوانی و چه در موقع جنگ و چه در زمانی که در مزرعه به یاد خدا بودم، در مورد عرفان خیلی فکر کردم و آخرش هم نفهمیدم که چی شد. ولی یکی از دوستان یک کتاب حافظ شیرازی را به من داد که خیلی هم کلفت و مفید است و اشعارهای جالبی در آن نهفته است که برای فال گرفتن نباید از آن استفاده کرد. ولی برای عرفان و شعر که خیلی هم چیز سختی است، جوانان بیکار بهتر است کتاب حافظ را بخوانند و از کلفتی آن هم نترسند، چون هر کدام از آن شعرها را که بخوانی زود تمام می شود و بقیه اش را برای فردا شب بخوان. به همین دلیل من فکر کردم چند شعر عرفانی درست کنم و می خواستم این اشعار بعد از مرگ من منتشر شود، ولی چون دیدم ممکن است زیاد عمر کنم و بعضی اشعار در مورد لبنان و صهیونیسم بود، اینها را منتشر می کنم. البته چون این اشعار سخت است، برای بعضی قسمت ها نمره داده و چیزهایی که شما نمی فهمید می گویم، چون اشعار عرفانی خیلی سخت است.

خوشا دلی که به دنبال هر کسی نرود
اگر ضعیفه ای آمد به آن طرف نرود
به لب(1) نگاه نکن چون که اوست نامحرم
ولی آدام چطوری دنبال هوس نرود؟
نصیحتی کنمت، ورنه می زنم تو سرت
تو خوار مادر داری؟ ز یاد تو نرود
زمن دریغ مکن بوی خویش را ای شیخ
که بوی باهنر(2) از کفش تو به در نرود
جوان! مباش چنین هرزه گرد و بی ناموس
چنین کسی ز دست کمیته در نرود
چپی مباش که این کارهای شیطانی است
اگر تو غیرت داری بدین طرف نرود
مکن به چشم حقارت نگاه در بنده
که آبروی شریعت را تو کی باشی(3) که به در نرود
ز مدرسه من سوی میکده(4) رفتم دوش
اگر تو شعر سرودی از این چیزها از یادت نرود
من از موبایل شنیدم حدیث لبنان را
که یاد شیخ حسن(5) خاطرت به در نرود
تو ای جوان مرو هرگز به سوی اینترنت
که هیچ آدامی از چت درست در نرود
تو چت رها کن و رو سوی یک تراکتور کن
که کار مزرعه از دست تو به در نرود
سیاه نامه تر از من کسی نمی بینی؟
سیاه نامه تر از تو ز خاطرم نرود
«ستاره» در شبها برق می زند، حیوان!
اگر که ابر نباشد ز چشم تو به در نرود(6).

الاحقر. ستاره شهیر شرق، اول شهریور 1385

نمره ها:
1) آدام نباید وقتی به یک زن، اعم از محرم و نامحرم نگاه می کند به لب های او نگاه کند، شاید که لب های او آرایش کرده باشد و انسان را شهوانی کند. فقط وقتی آدم با زن خودش بود اگر به لب او نگاه کند اشکال ندارد، آن هم برای بچه دار شدن نه بیخودی.
2) در اینجا یاد شهیدان رجایی و باهنر گرامی داشته شده و این شعار دشمن شکن که صل علی محمد بوی رجایی آمد، در دل ها طنین می اندازد و بخصوص وقتی که رئیس جمهور آمد. وقتی گفتم کفش باهنر منظورم کفش شهید رجایی بود که چون در شعر عرفانی من جا نمی گرفت، شهیدباهنر را آوردم، چون رجایی رفت سازمان ملل و کفشش را درآورد و شکنجه شاه جلاد را نشان داد. خدا رحمت کند.
3) در اینجا پاسخ کسانی که به شورای نگهبان ایراد می گیرند، داده شده است. آنها فکر می کنند آبروی شورای نگهبان را کسی می تواند ببرد، در حالی که غلط زیادی می کند. در این بیت من چون از دست این افراد عصبانی شدم، بیت من دراز شد. ولی برای دفاع از انقلاب در شعر این چیزها اشکال ندارد.
4) من چون دیدم در اشعار عرفانی از مدرسه به میکده باید رفت، گفتم من هم بروم، وگرنه این قسمت مربوط به شعر است نه اینکه درست باشد، چون اینجانب نه مدرسه رفتم و نه میکده، هیچ یک از دو.
5) منظور شیخ حسن نصرالله قهرمان مقاومت لبنان بود که مشت محکمی به دهان اسرائیل زد و خداوند او را حفظ و دولت باید از او حمایت کند، وگرنه من علیه آن هم سخنرانی می کنم.
6) در بیت آخر شاعر باید اسم خودش را بنویسد که شعر را دزدی نکند، از جمله حافظ هم چنین چیزهایی می نویسد، چون ممکن بود بین دو کلمه ستاره و حیوان قاطی کنند، اسم اینجانب که ستاره است، در پرانتز گذاشتم که اشتباه نشود. و بیت آخر هم منظور این است که اگر شبها ابری باشد بخصوص در بیابان، آدام ستاره را نمی بیند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 16:49  توسط ابراهیم نبوی  | 

بشریت را نجات دهیم

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲ شهریور ۱۳۸۵

یکی از مهم ترین مسائلی که وجود دارد این است که ما موظفیم جهان را نجات بدهیم. آیت الله خامنه ای نیز در هفته گذشته فرمودند که « تنها راه نجات بشریت این است که در جهان حکومت اسلامی بشود.» من ضمن حمایت از نظر ایشان، اولا تلاش می کنم تا نشان بدهم که اگر جهان مثل ایران حکومت اسلامی بشود، چطوری می شود. و ضمنا یک راه حل سریع که می تواند حداکثر در سه ماه جهان را تبدیل به یک جهان اسلامی کند، ارائه می دهم.

بشریت و ماجرای زهرا و رومینا
در هفته گذشته خبر کشتن دختر شش ساله ای به نام «رومینا» توسط نامادری 16 ساله ای به نام زهرا در مطبوعات ایران اعلام شد. ماجرای قتل چنین است که چون نامادری 16 ساله به بچه 6 ساله حسادت می کرد، اول با چند ضربه چاقو بچه را زخمی و سپس او را خفه کرد و جسد بچه را در باغچه خانه دفن کرد. و بعد هم اعلام کرد که بچه برای بازی به کوچه رفته و گم شده است. حتما به این فکر می کنید که اصولا چرا باید یک نامادری 16 ساله که خودش بچه است، از یک بچه شش ساله نگهداری کند؟ پدر رومینا در همین مورد به خبرنگار گفت: « چون همسرم از دست رفته بود، و من خودم را هم نمی توانستم جمع و جور کنم با یک دختر 16 ساله ازدواج کردم. فکر کردم چون کم سن و سال است می تواند بخوبی با رومینا ارتباط برقرار کند. رومینا تنها دارائی من بود.»

بشریت و قاتل خون آشام
قاتل خون آشام در انزلی: قاتلی در انزلی دستگیر شد. وی شش قربانی اش را با زدن ضربه دست و از طریق خفه کردن می کشت. قاتل 28 ساله است. اکثر قربانیان قاتل زنان یا دخترانی بودند که وی به زور به آنها تجاوز می کرد. قاتل بسیار تنومند بود، بطوری که برای کشتن قربانیانش از هیچ اسلحه ای استفاده نمی کرد.

تصادفا تصادف می کنیم
یکی از شانس های بزرگ ما این است که چون در کشورمان جنگ و ناامنی وجود ندارد، تعداد کشته های ما کمتر از عراق و لبنان و فلسطین است ولی برای جبران این کمبود، ملت ایران تلاش می کنند از طریق تصادف در جاده ها، کاری کنند که تلفات در ایران استاندارد کشورهای در حال جنگ را حفظ کند. در همین راستا اورژانس اعلام کرد: « در هفته گذشته 172 نفر در حوادث شهری و جاده ای جان باختند.»

دشمن در چه فکری یه، ایران پر از انرژی یه
با توجه به اینکه ما یکی از منابع اصلی تولید انرژی در جهان هستیم و مردم جهان تمایل زیادی دارند که مثل ایران منبع انرژی داشته باشند، برق تهران به شکلی گسترده و در زمانی طولانی قطع شد. همزمان اعلام شد که صادرات برق ایران به عراق 20 برابر می شود. از سوی دیگر چون مردم مشهد مردم بسیار خوبی هستند و این استان جزو استانهای مذهبی و مهم کشور ایران است، بحران آب در مشهد بوجود آمد و مردم این استان با بی آبی مواجه شدند. چیزی که آرزوی همه مردم دنیاست. علاوه بر این مسائل مهم، مسوولان وزارت نفت اعلام کردند که مصرف بنزین در ده سال گذشته دو برابر شده است. و برای اینکه مژده دیگری هم داده باشیم، به میمنت و مبارکی در سال گذشته ایران برای اولین بار وارد کننده گازوئیل شد. به فاصله يک سال بعد از جشن خودکفائی گندم ما به سرعت خودمان را به اول صف واردکنندگان گندم رساندیم و البته اين از جمله خدمات بسيار مهمی است که وزارت کشاورزی دولت مهرورزی به کشاوران کرده است، البته کشاورزان نيوزيلند و کانادا و استراليا، ولی وقتی حکومت اسلامی جهانی شد ديگر فرقی ندارد. اما همزمان با قطع گاز در شهرهای لرستان مسوولان عراقی اعلام کردند که « ایران روزانه یک هزار تن گاز مایع به عراق صادر می کند.»

دولت شاکی به جای دولت پاسخگو
یکی از مشکلات مهم بشریتی که حکومت اسلامی ندارد این است که روزنامه ها در این کشورها هیچ شاکی ندارند، و آرزوی شان این است که کسی از روزنامه ها شکایت کند. در حالی که دولت اسلامی ایران هم این اقدام بسیار مفید را انجام داده و برای اینکه دولت بتواند از انتقادات روزنامه ها برای اصلاح خودش بهره ببرد، بطور کلی از روزنامه ها شکایت کرده است که این اقدام دولت ایران با استقبال جهانی مواجه شده و در حال حاضر همه ملت ها از دولت ها درخواست کرده اند که از روزنامه ها شکایت کنند. در پی این اتفاق میمون و مبارک وزیر ارشاد هم اعلام کرد: « رجوع به اداره کتاب برای دریافت مجوز کم شده است.» یکی از ناشران گفت: این قدر مجوز کتاب به ما داده اند که ما وقت نمی کنیم مجوز جدیدی بگیریم. ناشر دیگری گفت: واقعا به ما خوش می گذرد، ما به اتفاق نويسندگان و مترجمان و چاپخانه داران همگی در حال گذراندن تعطيلات با خانواده هستيم، فقط خدا کند دولت مهرورزی پول برساند.

بشریت و رسانه های نسبتا گروهی
یکی از نکاتی که باعث مشکلات برای بشریت شده است، این است که بشریت این قدر گرفتار خواندن کتاب و روزنامه و دیدن تلویزیون و استفاده از اینترنت است که به هیچ کدام از کارهای ضروری اش مثل شرکت در راهپیمایی حمایت از دولت یا رفتن به مهمانی نمی رسد. به همین دلیل از وقتی دولت ایران از همین چهارتا و نصفی روزنامه شکایت کرده و مجوز کتاب صادر نمی کند و ماهواره ها را هم جمع کرده و اینترنت را هم فیلتر کرده، همه جهانیان آرزو می کنند ای کاش دولت ما هم مثل دولت ایران اسلامی بود و ما می توانستیم لااقل به مهمانی برویم یا تصادف کنیم یا تریاک و هروئین بکشیم که خستگی مان دربرود. ضمنا حالا که بحث تریاک به میان آمد، ذکر این نکته ضروری است که انتشار تصویر یکی از مداحان مهم کشور که همراه با یک خانم محترم که شلوار لی و تاپ پوشیده و با همدیگر تریاک می کشند، موجی از شادی را در میان جهانیان بوجود آورد. بخصوص مسیحیان آرزو کردند ای کاش کشیشان ما هم چنین کارهایی می کردند و این قدر باحال بودند.

سکس در اسلام
یکی دیگر از مسائلی که جهانیان را به حکومت اسلامی و بخصوص ایران بسیار علاقمند کرده است، موضوع توجه ایرانیان به سکس است. در حال حاضر جهانیان با وجود اینکه اینترنت شان فیلتر نیست و مشکلی برای ورود به وب سایت های سکسی ندارند، این قدر موجودات احمق و عقب مانده ای هستند که از اینترنت به غلط ترین شکل استفاده می کنند، مثلا در آن خبرها را می خوانند یا از طریق آن پژوهش می کنند یا ای میل می فرستند. در حالی که نتیجه تحقیقات منتشره توسط گوگل نشان می دهد که ایرانیان تا چه حد در جستجو کردن در اینترنت کارهای خوب خوب می کنند و جالب اینکه فقط ایران نیست که این همه پیشرفت کرده است، بلکه جهان اسلام در این مورد پیشتاز است. براساس آمارهای ارائه شده توسط گوگل، ایرانیان در جستجو به دنبال کلمه سکس که در جهان اسلام اهمیت ویژه ای دارد، مقام چهارم را دارند، در میان ده کشور اول، هفت کشور مسلمان هستند. ده کشور اول جستجوکننده واژه سکس شامل این کشورها هستند: پاکستان، مصر، ویتنام، ایران، هند، مراکش، عربستان، ترکیه، فیلیپین، لهستان. در میان جستجوگران برای کلمه بسیار مهم FUCK ایران اول است و پاکستان، هند، نروژ، عربستان مقام های بعدی را دارند. در میان جستجوگران اینترنتی واژه فلانجای بانوان محترم ایران مقام اول، السالوادور مقام دوم و ویتنام مقام سوم را دارد. همچنین در میان جستجوگران اصلی واژه بسیار مهم و کلیدی Tit ایران با اختلاف زیادی اول است و کشورهای هنگ کنگ، بریتانیا، آمریکا و نیوزیلند مقام های بعدی را دارند. ای آمريکای عقب افتاده بالاخره روزی ترا حکومت اسلامی خواهيم کرد.

راه نجات بشریت
در راستای موارد مهمی که به آن اشاره کردیم، طبیعی است که به قول مقام رهبری تنها راه نجات بشریت این است که همه جوامع جهان اسلامی شده و حکومت جهانی اسلام بشریت بدبخت و گرفتار را نجات دهد. در همین راستا طرح زیر پیشنهاد می شود:
آمریکا: مایکل جکسون که مسلمان شده است و نه تنها زنش بلکه خودش هم از حجاب کامل استفاده می کند، از بحرین برگردد به آمریکا و رئیس جمهور آمریکا شود.
پاکستان: با توجه به اینکه آنجلینا جولی در بازدید از پاکستان اعلام کرده که به اسلام علاقمند شده است، رهبری پاکستان دست برادپیت بیفتد و ژنرال مشرف برود به افغانستان که نفوذ کرزای در این کشور کم بشود، احتمال دارد در آن صورت اگر بی نظير بوتو قول بدهد که به نصيحت خانم نوبخت که به او موقع ورود به مجلس ايران گفت مادر روسری ات را بکشد روی سرت گوش کند، وی را هم می توان به نخست وزيری منصوب کرد، و در عوض حکومت اسلامی با کمک طالبان و مشرف دوباره در افغانستان بوجود بیاید.
عراق: براساس اعلام یک موسسه تحقیقاتی در عراق نفوذ ایران بیش از آمریکاست، و دلیلش این است که ما هشت سال با عراق جنگ داشتیم، ولی آمریکا فقط سه سال است که در جنگ با عراق است. ضمن اینکه تقریبا همه رهبران کنونی عراق تا دو سال قبل خانه و زندگی شان در تهران بود و رهبر مذهبی شان هم سیستانی است، بنابراین مشکل عراق از حالا حل است.
لبنان: در لبنان اگر بطور طبیعی انتخابات دموکراتیک برگزار شود، احتمالا حزب الله برنده انتخابات می شود، فقط باید بلافاصله برگزاری انتخابات دموکراتیک لغو شود و از این پس هر انتخاباتی زیر نظر شورای نگهبان ایران( و با نظارت فائقه جناب جنتی) برگزار شود.
انگلیس: با توجه به نفوذ یوسف اسلام( کت استیونس سابق) در میان مسلمانان و مردم انگلیس، پیشنهاد می شود این یوسف که هم جمال یوسف را دارد و هم صوت داوودی دارد و هم نام خانوادگی اش اسلام است، رهبر انگلیس شده و حکومت اسلامی را در انگلیس اداره کند.
فرانسه: براساس آمارهای منتشره در فرانسه زین الدین زیدان محبوب ترین شخصیت فرانسوی در بیست سال گذشته بوده و می تواند حکومت فرانسه را در دست بگیرد.
آلمان: با توجه به اینکه یوشکا فیشر وزیر امور خارجه سابق و محبوب آلمان همسر ایرانی دارد و احتمالا امکان مسلمان شدنش زیاد است، یوشکا ی مورد نظر صدراعظم آلمان بشود. حزب سبز آلمان هم که شدیدا بطرف جنبش اسلامی تمایل دارد می تواند اعلام کند که اصولا سبز بودنش بخاطر سیادت است و به عنوان حزب سبز اسلامی با کمک میلیونها ترک ساکن آلمان اداره شود.
اسرائیل: با توجه به اینکه موشه کاتساو( موسی قصاب خودمان) اخیرا هم به فساد اخلاقی متهم شده و هم فساد مالی دارد و هم متولد ایران است و هم یزدی است و هم با خاتمی دست داده، احتمالا بهترین فرد برای اداره یک اسرائیل اسلامی در خاورمیانه است، فقط باید حماس به او کمک کند تا با کمک همدیگر اسرائیل را اسلامی کنند.
حل مشکل دنیای اسلام از طریق اروپا: به نظر من برای مسلمان کردن آمریکا و اروپا مشکل جدی وجود ندارد، آنها مسلمان خواهند شد و حکومت اسلامی در آنجا حاکم می شود، فقط مشکل ما با کشورهایی مانند مصر و اردن و امارات متحده و قطر و بحرین است که باید با فشارهای اروپای مسلمان شده، حکومت شان تغییر کند و اسلامی شود.

یک خبر مهم
نمایشگاه عکس دولت آقای رئیس جمهور بزودی برگزار می شود. در این نمایشگاه می توانید عکس های همه وزرا و رئیس جمهور را در حالات مختلف ببینید. روابط عمومی این نمایشگاه اعلام کرد ورود افراد زیر 18 سال و کسانی که دارای مشکلات قلبی هستند، ممنوع است.

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 13:53  توسط ابراهیم نبوی  | 

پاسخ منفی با دید مثبت

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱ شهریور ۱۳۸۵

در حالی که کوفی عنان خواهان پاسخ مثبت ایران به پیشنهادهای غرب شده است، علی آقا لاریجانی بعد از کلی منت گذاشتن سر اروپایی ها اعلام کرد که پیشنهاد ایران به بسته پیشنهادی غرب آماده است. وی گفت: « ایران با نگاه مثبت، پاسخ بسته پیشنهادی را تهیه کرد.» هنوز هیچ کس از کارشناسان منظور لاریجانی را از نظر مثبت نفهمیده اند، چون ظاهرا تنها موضوعی که مورد درخواست غرب است تعلیق فعالیت های اتمی ایران است. وب سایت آفتاب نوشت: « در پاسخ لاریجانی ایران هر گونه تعلیق فعالیت هسته ای رد شده است» ظاهرا به نظر می رسد مسوولان ایرانی پاسخ پیشنهادات اروپا را با نظر مثبت تهیه کرده اند، اما نظرشان در مورد تعلیق منفی است، اما معتقدند نظر ایران برای دریافت مشوق های غرب مثبت است. در همین حال آیت الله خامنه ای، برای اینکه حال لاریجانی و اروپا و غیره را اخذ کند، گفت: « غنی سازی ادامه خواهد یافت.» جرج بوش نیز برای اینکه احساس ناامیدی شدید نکند، گفت: « سخنان رهبر ایران حرف رسمی و قطعی تلقی نمی شود.» ظاهرا غربی ها اظهارات متکی را قبول ندارند، چون هرچه می گوید بلافاصله توسط سخنگوی خودش تکذیب می شود. حرف های سخنگوی وزارت خارجه را هم قبول ندارند، چون این سخنگو مدتی است استعفا داده و باید برود سفیر امارات بشود، اما چون فصل تعطیلات است و بلیط گیر نمی آید، نمی رود. غربی ها حرف های هاشمی و خاتمی را هم قبول ندارند، چون این افراد کاره ای نیستند. حرف های احمدی نژاد را هم قبول ندارند، چون همینجوری یک حرفی به دهانش می آید و می زند و کسی هم روی حرف او حساب نمی کند. حرف های رهبری را اصلی است رسمی نمی دانند. اما حرف های لاریجانی را قبول دارند، چون اگرچه یک مقام رسمی نیست، اما از نزدیکان رهبری است. و غربی ها اخیرا کشف کرده اند که معمولا نظر جمهوری اسلامی نظری است که نزدیکان رهبری می گویند، نه نظری که خودش می گوید.

مبارزه با سرطان حق مسلم ماست
در راستای مبارزه با استکبار جهانی( ایکبیری سابق) جمهوری اسلامی مبارزه شدید خود را با سرطان آغاز کرد. مسوولان اتمی ایران مژده دادند که ایران به تولید آب سنگین نزدیک شدند. همین مسوولان به شکلی کاملا دلسوزانه اعلام کردند که « آب سنگین برای درمان سرطان بسیار مفید است.» این مسوولان هیچ توضیحی ندادند که آب سنگین برای تولید انرژی هسته ای و بمب اتمی هم مفید است. آگاهان خاطر نشان کردند که احتمالا قرار است از هفته آینده شعار ملی مذهبی « انرژی هسته ای حق مسلم ماست» تبدیل به شعار « مبارزه با سرطان حق مسلم ماست.» شود. به همین دلیل از امروز بازرسی از تاسیسات نطنز متوقف شد و نگهبانان تاسیسات مذکور به بازرسان سازمان انرژی هسته ای گفتند: بروید خانه تان، بعدا خبرتان می کنیم که بیایید یا نیایید. بازرسان مذکور نیز بعد از ساعتها التماس و گریه و خواهش و تمنا، وقتی دیدند آه گرم شان در دل سرد نگهبانان اثر ندارند رفتند لای دست پدرشان.

هیات مذاکره میان متکی و آصفی تشکیل شود
منوچهر میم که هفته گذشته اعلام کرده بود که ایران حتی برای تعلیق هم آماده مذاکره هست، دیروز گفت: « به اصل مذاکره برای حل مسائل هسته ای ایرانی پای بند هستیم.» اما آصفی، به عنوان سخنگوی متکی برای اینکه به او یاد بدهد سخنگو از وزیر مهم تر است، گفت: « تعلیق در دستور جمهوری اسلامی نیست.» آگاهان پیشنهاد می کنند قبل از اینکه مسوولان ایرانی و اروپایی همدیگر را ببینند و با هم مذاکره کنند، یک هیات مذاکره تشکیل شود تا متکی و آصفی همدیگر را ببینند و در جریان نظرات و اظهارات همدیگر قرار بگیرند.

یک پیشنهاد کتبی محکم
علیرغم اصرار فراوان سران اروپا به لاریجانی در مورد اینکه پاسخ ایران که باید امروز اعلام شود، چیست؟ علی لاریجانی اعلام کرد که ایران پاسخ پیشنهادی خود را به صورت کتبی ارائه داده است. آگاهان از برخی منابع شنیده اند که این پاسخ کتبی به شکلی است که حداقل سه ماه طول می کشد تا اروپا بتواند متوجه این پیشنهاد بشود. و ایران در این سه ماه می تواند وقت لازم را به دست بیاورد، و در حقیقت غرب این وقت را از دست بدهد. یکی از آگاهان که از بسته پیشنهادی ایران دیدن کرده و متن کتبی پیشنهاد را خوانده است، دلایلی را که اروپا تا چند ماه دیگر نمی تواند پیشنهاد ایران را بررسی کند، به شرح زیر اعلام کرد:
اول: پاسخ کتبی ایران در یک بسته پیشنهادی است که این بسته یک اسم رمز دارد که لاریجانی رمز آنرا فراموش کرده و چون یک رمز پنج رقمی است، یک هفته طول می کشد تا رمز را کشف کنند.
دوم: در داخل بسته پیشنهادی یک پاکت قرار دارد که این پاکت اگر درست باز نشود منفجر خواهد شد، بنابراین اتحادیه اروپا باید یک گروه عملیات ضد انفجاری را برای باز کردن این پاکت به کار بگیرد.
سوم: در داخل پاکت نامه ای در چهارده صفحه است و متن آن به زبان فارسی دوره اشکانی با لهجه مشهدی دوره ابوحفص سغدی نوشته شده که نویسنده و در حقیقت مترجم آن سه روز قبل فوت کرده، و فقط یک نفر در دانشگاه آکسفورد این زبان را می داند که این آقای دکتر فرد هارطونیان نیز سه سال است دچار آلزایمر است و حداقل دو ماه طول می کشد که این متن را بتواند ترجمه کند.
چهارم: علی لاریجانی گفته است که ما بعد از ترجمه متن به زبان اصیل فارسی تمام دست نوشته های فارسی معمولی را پاره کردیم و اگر بخواهیم دوباره آنرا بنویسیم سه ماه طول می کشد.
پنجم: علی لاریجانی گفته است یادش نیست که چه جوابی به صورت مکتوب نوشته شده و بنا براین تنها راه ترجمه متن فارسی اشکانی است.
نتیجه گیری ادبی: در حقیقت ایران امروز به اروپا پاسخ داده است، اما اروپا هنوز از ایران پاسخ نگرفته است.

خواب است و بیدارش کنید
به نظرم این امیر محبیان سه چهار ماهی در خواب بهاری و تابستانی به سر می برد. محبیان امروز پس از چند ماه از خواب بیدار شد و گفت: « احتمال دارد ایران پیشنهاد روسیه را به صورت مشروط بپذیرد.» آگاهان گفتند: اوقور بخیر!

خب، حالا ما باید چی کار کنیم؟
آدم در این مملکت نمی فهمد چکار کند، تا از یک متهم علت انجام خلاف را می پرسی به جای اینکه توضیح بدهد خودش می شود شاکی اصلی. این رئیس قوه قضائیه هم دارد هفته ای شش بار علیه خودش شکایت می کند. هاشمی شاهرودی گفت: « کثرت پرونده، نشانه بیماری جامعه است.» کارشناسان قضایی چند بیماری را که منجر به کثرت پرونده شده است نام بردند:
بیماری آلزایمر: قاضی دچار آلزایمر شده است و یادش رفته که زندانیانی مانند باطبی و زرافشان و محمدی را آزاد کرده و باید پرونده آنها را ببندد، در نتیجه چون دچار فراموشی است هر چند ماه یک بار آنها را به زندان می اندازد. در یک مورد دیگر قاضی جهانبگلو را احضار کرده بود تا به او در مورد یکی از کتابهایش تذکر کوچکی بدهد، اما چون آلزایمر داشت یادش نیامد که دلیل احضار چیست و به او تهمت جاسوسی زد. در نتیجه کثرت پرونده بوجود آمد.
بیماری هاری: قاضی در جلسه دچار حالت هاری می شود و سحرخیز را گاز می گیرد، در نتیجه برای اینکه سحرخیز شکایت نکند برایش ده تا پرونده می سازد و کثرت پرونده به وجود می آید.
بیماری مشکل تشخیص دید: قاضی پرونده خانم فلان چون مشکل بینایی دارد، در جلسه بازجویی خانم متهمی را به جای همسر خودش گرفته و به وی تجاوز کرده و بعد از اینکه متوجه موضوع شده، برای او پرونده سازی کرده و کثرت پرونده بوجود آمده است.
بیماری ورم معده: قاضی چون دچار ورم معده شده است، وقتی متهمی که یک پرونده مالی ساده دارد، به جای اینکه برای او یک مجازات منطقی در نظر بگیرد از روی شکمش( که دچار ورم معده است) نظر می دهد، در نتیجه دهها هزار پرونده زندانی مالی ایجاد می شود.
بقیه بیماریها را خودتان کشف و معالجه کنید.

تبریک به رضا عابدینی عزیز
رضا عابدینی برنده جایزه اول بنیاد پرنس کلاوس شد. در میان این همه خبر بد، این خبر خوبی است که دل آدم را گرم می کند. رضا عابدینی یکی از بهترین گرافیست های امروز ایران است و باعث افتخار من است که کتاب « قصه کوتوله ها و درازها» را که من نوشته بودم، او تصویر سازی کرد و تقریبا سی کتاب من مزین به طرح جلدهای زیبای اوست. به رضا عابدینی تبریک می گویم. یک خبر خوب دیگر اینکه قاسم فر و نیستانی امروز به مرخصی آمدند. خدا کند که زودتر آزاد شوند.

گلباجی خانم عذر می خواهد
گلباجی خانم، عمه اینجانب از کلیه مردم عذر می خواهد که ماهواره آنها را جمع آوری کرده است. و قول می دهد بقیه ماهواره ها را جمع آوری نکند. آقای الهام، شوهر شمسی پهلوون و سخنگوی دولت اعلام کرد: « دولت در جمع آوری آنتن ها نقشی ندارد.» ظاهرا یا عمه من در جمع کردن ماهواره ها نقش داشته است، یا دولت های دیگر مثل دولت پاکستان و دولت ترکیه. شاید دولت پاکستان به نیروی انتظامی دستور جمع کردن ماهواره ها را داده، چون، اولا از دولت پاکستان بعید نیست، ثانیا نیروی انتظامی بدون دستور دولت حتی آب هم نمی خورد، چه برسد به جمع کردن ماهواره که از خوردن آب سخت تر است.

دوم دام وارد شد
از دو روز قبل وب سایت دوم دام دات کام را که مدتها فعال نبود، فعال کردم. تصمیم دارم داستانها، نوشته هایی درباره موسیقی و سینما، نوشته های غیر سیاسی، نطق پیش از دستور، تحقیقات ادبی، رمان ها، فرهنگ واژه های عامیانه، جوک های روز و غیر روز و عکس های خودم را در دوم دام بگذارم. ضمنا می خواهم آثار دیگران را که برای این وب سایت می فرستند، در آنجا منتشر کنم. کار را جدی گرفته ام. از کلیه دوستان درخواست می شود لینک بفرمایند تا کامروا شویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 1:3  توسط ابراهیم نبوی  | 

مخالفم و امضاء می کنم