شرق وحشی و غرب وحشی
می خواستم طنز بنویسم، می خواستم چند جوک بامزه را هم به طنزهایم اضافه کنم. می خواستم هزارتا کار مهم و جالب کنم، اما خواندن چند خبر در روزهای اخیر باعث شد که امروز هر کاری کنم نشود طنز بنویسم. نمی دانم آیا این نوشته طنز است یا نه، می دانم که... شما چه فکر می کنید؟ من فکر می کنم ما باید گفتگو را یاد بگیریم. حتما شما هم مثل من فکر می کنید که ما ایرانی ها گفتگو کردن را بلدیم، اما من با نظر شما مخالفم. می دانم که دوست داشتید من پیش شما باشم تا یک چاقو از جیب تان بیرون بکشید و اختلاف مان را حل کنیم! اما خوشبختانه من پیش شما نیستم و می توانیم به شکلی دیگر اختلاف مان را حل کنیم. من نمی دانم چرا ما ایرانی ها وقتی با هم اختلاف داریم، فورا چاقو می کشیم و یک بخشی از بدن مخالف مان را قطع می کنیم؟ چرا به جای این کار از راههای دیگر استفاده نمی کنیم؟ به چند روش حل اختلاف در کشور دقت کنید.
چگونه اختلاف مان را در بازی فوتبال حل کنیم؟
بنا به گزارش انتخاب، در جریان فوتبال در شهرری در اعتراض به رفتار داور، میان طرفداران دو تیم درگیری با چاقو رخ داد و یک نفر به قتل رسید. در پی کشته شدن این مقتول بینوا بخشی از اختلاف میان دو گروه حل شد.
چگونه اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟
البته طلاق کاری زشت است، اما هر چه باشد از قتل بهتر است، همانطور که هاشمی در هر حال از احمدی نژاد بهتر است. اما ظاهرا ما حتی با جداشدن از همدیگر هم نمی توانیم مشکل مان را حل کنیم. بنا به گزارش انتخاب در روز 26 شهریور، در جریان درگیری میان زن و شوهری که می خواستند از هم طلاق بگیرند، در دفترخانه طلاق، مرد چاقو کشید و زن مجروح شد و به بیمارستان منتقل گشت.
چگونه اختلاف مان را در مورد قیمت کالاها حل کنیم؟
در همین هفته گذشته، در جریان خرید میان یک فروشنده گران فروش و یک خریدار عدالتجوی خشن، درگیری رخ داد و خریدار با چاقو فروشنده را زخمی کرد و به بیمارستان فرستاد.
به جای کشتن یکدیگر از هم شکایت کنیم!
یکی از شیوه های حل اختلاف، این است که مثل آدم از همدیگر شکایت کنیم. این راه صدها سال است که برای حل اختلاف انجام می شود. در همین هفته گذشته در مشهد، در نزاعی که در مقابل دادگستری رخ داد، مردی گوش یکی از کسانی را که با او اختلاف داشت برید و سه نفر با میله آهنی کشته شدند. در زمان حادثه دادگاه مشغول رسیدگی به اختلاف مورد نظر بود. در ادبیات فارسی یک اصطلاح وجود دارد که می گوئیم« اگر فلان کار را بکنی گوشت را می برم و می گذارم کف دستت.»
چگونه در جشن عروسی اختلاف مان را حل کنیم؟
یکی از راههای حل اختلاف در میان خانواده ها در ایران قدیم این بود که خانواده هایی که با هم اختلاف داشتند، با هم ازدواج می کردند و از این طریق اختلاف شان حل می شد و به خوبی و خوشی تا اختلاف بعدی با هم زندگی می کردند. در همین هفته گذشته، در یک مراسم عروسی در شیراز درگیری میان دو خانواده که با هم مخالف بودند و در حال ازدواج با هم بودند، رخ داد و دو نفر با چاقو مجروح شدند.
چگونه اختلاف مان را با نوزاد 25 روزه حل کنیم؟
چرا ما به کسی که بد است می گوئیم « پدر سگ»؟ و چرا به کسی که رفتار خشن می کند می گوییم «حیوان»؟ و چرا به کسی که رفتار بد می کند می گوئیم « الاغ» یا « گاو»؟ کدام حیوان و کدام الاغ و گاو و سگی چنین رفتاری می کند که ما می کنیم؟ در شهر اراک، پدری که مطمئنا پدر بوده است، نوزاد 25 روزه خود را بر اثر ضرب و شتم کشت.
اختلاف در مورد شرافت
حفظ شرافت نیز از موارد مورد اختلاف است. در هفته گذشته در تهران دختری برای حفظ شرافتش از بالای طبقه چهارم پائین پرید و به قتل رسید. مشکل کاملا حل شد. دیگر دختری وجود ندارد که بی آبرو بشود.
چگونه از مرگ نجات پیدا کنیم؟
اما همیشه مشکل این نیست که اختلاف مان را حل کنیم، گاهی اوقات ما برای حل اختلاف مخالف مان را می کشیم، و آنها هم برای حل اختلاف ما را می کشند، اما در همین روز گذشته یک اختلاف مهم در ایران حل شد. سینا که در جریان خرید حشیش در تهران با سیروس درگیر شده بود، برای حل اختلافش با وی او را کشت و قرار بود دیروز اعدام شود. وی پای چوبه دارو در جریان اعدام از قاضی خواست که برای آخرین بار نی بزند، قاضی هم رضایت داد. قاتل مذکور چنان نی محزونی نواخت که خانواده شاکی به گریه افتادند و رضایت دادند و این قاتل از مرگ نجات یافت.
نتیجه گیری اخلاقی: به نظر شما آیا گفتگوی تمدنها برای حل مشکل میان تمدن بزرگ و صلح دوست ایرانی و جهان غرب وحشی وحشی وحشی راه مناسبی است؟ آیا این جمله بندی من درست بود؟

