تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

ذکر احوال شیخ محمود نورالدین

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۷ مهر ۱۳۸۵

آن یوسف به صورت و جمال، آن رستم دستان به هیبت و کمال، آن محمود اهل یقین، آن معروف زمان و زمین. آن نادره دوران، آن آمده از بلاد ارادان، آن مظهر زیبایی و جمال، آن مصدر دانایی و کمال، آن دائم السفر، آن زاینده شر، آن معاند قومپانی توتال و شل، آن فیلسوف آسفالت و تونل، آن مسافر دائمی قم، آن کاشف اورانیوم، آن دهنده اقوال خالی، آن رونده جزیره بالی، آن محفوظ هاله نور، آن صادره از صندوق به زور، آن نوشنده آبلیمو به جای کوکا، آن پوشنده کاپشن فرد اعلا، آن منجی سعیدلو از بیکاری، آن مولد وبا و حصبه و بیماری، آن دارنده باجناق های زیاد، آن صاحب العباد، آن آمده با مینی بوس از بیابان، آن منتخب شورای نگهبان، آن آکل نان و خرما و ماست، آن منکر هولوکاست، آن شیخ با سواد، آن مملکت را داده به باد، شیخنا و وتدنا و مولانا محمود احمدی نژاد، خورنده انواع موز بود، و تالی تلو چی توز بود.

نقل است که چون از مادر بزاد نعره برکشیده همی گفت: اووووه! پس هر کس از حکمای ارادان بود مجتمع شده و در کلمات وی به چند ساعت غور همی کردند. تا حکیمی گفت: طفل گوید که اگر مرا شیر دهید، کاری کنم که در سفره شما هرچه کاسه نهید پر از طلا شود. پس مادرش به سه سال وی را شیر همی داد و هر چه صبر کردند به کاسه شان طلا نیامده کاسه بشکست و سبو ریخت. پس چون به شش سال رسید، نعره برکشیده، همی گفت: اگر مرا به مکتب فرستید، پس کاری کنم که در سفره شما هر کاسه مسین به نقره بدل شود. پس وی را به مکتب نهادند. و از کرامات وی آن بود که هر چه کاسه مسین در خانه بود، غیب شد. پس چون به هجده سال رسید نعره برکشیده، گفت: اگر مرا به دانشگاه بگذارید، کاری همی کنم که سفره خانه تان پر از پول شود و هر که در دانشگاه با من آید گاگول شود. پس پدرش به چند سال آهنگری کرد و او را به دانشگاه بفرستاد و هر چه پول در خانه داشت به کاغذی پاره بدل شد و سفره شان از دعای وی بسوخت. پس چون به پنجاه رسید مردمان را نعره همی زد که اگر مرا حاکم خویش کنید کاری کنم که سفره تان پر از نفت شود. پس حاکمی بشد و کاری همی بکرد که وبا بیامد و بلا بیامد و انفجاری در خلا بیامد و از کرامات وی آن بود که نه نفت بماند و نه سفره و نه مردمان.

چون به سنین صباوت رسید، به طهران آمد و در آمدنش به طهران حکمای مختلف اختلاف همی کردند. شیخ الانبوه، هذا المهدی الچمران، که به عمری بیل به دوش همی داشت، در آمدن شیخنا به طهران همی گفت: « اذهب و اجلس فی بلد الطهران و ینتظر فی الانتخابات» ( ترجمه: وقتی اومد تهران گیر داد که من می خوام رئیس جمهور بشم، هی می پرسید: دفترش کجاست؟ دفترش کجاست؟» و شیخ الباجناقان، ثم زریبافان رضی الله عنه، در آمدنش به طهران بطور حزین آواز همی خواند: « وقتی رسید محمود هنوز نفس داشت، نشسته بود بره هاشو می لیسید.) و شیخ مهدی معروف به ابن الصغیر( مترجم: احتمالا منظور کوچک زاده است) در ذکر ورود شیخ به طهران همی گفت: « اشلونک؟ اذهب محمود بالطهران، سنه نه وار؟ فاک یو» ( ترجمه: چیه؟ اومد طهران دیگه؟ به تو چه عوضی؟ می زنم دهنتو صاف می کنم.)

در کرامات وی یکی نقل است که طی الارض می کرد. شیخنا متکی همی گوید که شیخ اعظم صبح در بلاد کفر موعظتی می نمود و شب در بلاد اسلام بود و وی را محمود طیار همی گفتند. شیخ علی لاریجانی از کرامات وی نقل کرد که چون کفار مروارید مسلمین از ایشان بدزدیدند شیخ به بلاد کفر برفتی و مروارید از آنان به چشم بر هم زدنی بگرفتی و چون به مملکت آمد از آن مروارید ده من کیک زرد پخت و هزار تن فقیر از آن کیک بخوردند و هر کس از آن می خورد از فقر خارج شده غنی همی شد. شیخ حسن روحانی معروف به جمال الدین در وصف کرامات او بگفت: شیخ چنان بود که هر چه به ده سال بافتیم به یک شب پنبه کرد و جز وی هیچ کس چنین نکرده بود. نقل است که چون خواست خرقه حکومت بپوشد و در خرابی ملک بکوشد، بلدیه طهران را همی گفت تا فقرای بلاد را اطعام مساکین کنند، پس به آنان نان و پنیر و خرما دادند و هر کس یک لقمه می خورد تا چند سال سیر بود، شیخ قالیباف نقل همی بکرد که تا ده سال بودجه بلدیه را برای همان نان و پنیر دادیم و این از کرامات شیخ بود که هر معجزتی می نمود صد کرور خرجش می شد. و شیخنا حداد عادل در کرامات وی همی گفت: شیخ چنان بود که زبان عجم را در چهل سال همی بیاموخت.

شیخ زریبافان در وصف وی بگفت که شیخنا چون به اجلاس روسای ملل برفتی از فرط جمال صورت و هیبت هیکل که در وی بود تا به سخن بیامد هاله نوری از وی ساطع شد و چون نطقش گشاده شد هر کس که در آن مکان بود زبانش بسته شد و صد تن از هیبت کلام وی لال شده و پنجاه تن از جمال وی دست خود به دندان گزیدند و تا شیخ به نطق مشغول بود هیچ کس چشم بر هم نزد و تمام این جمال و کمال از جانب خداوند بود. و چون این سخنان نزد شیخ آملی ببردند تا به یک سال به خواب نشد و دائم ورد همی خواند و حیران بود.

از شیخ محمود سخنان بسیار نقل است. شیخنا بگفت: « غربی ها از آزادی دو درجه می دن ما 360 درجه، خوب مال ما بزرگتره.» و نقل است که گفت: « من نگفتم که نفت می برم سر سفره مردم، به من چه» و گفت: « اسرائیل که چیزی نیست.» و نقل است که گفت: « حمله شان هم کشکه» و نقل است که گفت: « ترکی حرف می زنم، فارسی حرف می زنم، لری هم حرف می زنم، هر جا هم می رم به من می گن آی لاو یو»

شهرت شیخ چنان بود که مغنیان و نوحه خوانان در فراق وی که دائم السفر بود و وی را « زاد المسافرین» نیز گفتند، شعرها گفته، سخن ها سروده اند. یکی آنکه چون خواست به سفر برود، شیخ القدما، شیخ احمد الجنتی که هنوز سخن می گفت، به دست و پای بلرزید و از فراق وی ناله سر داده و گفت: « ای قشنگ تر از پریا، تنها تو کوچه نری یا، موساد و سیا دزدن، این تحفه رو می دزدن.» و نقل است که بنیامین که نوحه خوان بود، چون در محضر وی حاضر و کمال و جمال وی را بدید زززباننش بببند بیامده، مراثی و نوحه یکسر به کناری نهاده، اما چون در صف عشاق وی درآمده بود، دایم به زبان گفتی:« دنیا دیگه مثل تو نداره، نداره نمی تونه بیاره، دلا همه بی قراره عشقه، اما عشقه که واسه تو بی قراره...» و نقل است که شیخ اندی از شیوخ اطراف لس آنجلس و بصره، چون به یک بار جمال بی مثال وی بدید، چنان شیفته راه رفتن و طرز حرکات وی شد که فرمود:« خوشگلها باید برقصن» و نقل است که شیخ منصور از مغنیان معروف که موی و گیس رها کرده و به چند سال در بیابان آواره بود، در وصف وی گفته است« دیوونه، دیوونه، دیوونه شو دیوونه، دنیا و قیل و قالش، همه رو بی خیالش.» و گویند که شیخنا محمود چون این وصف شنید سر به بیابان بنهاد و بطور چند ماه در بیابان های اطراف قم بیتوته کرده و روزی یک دانه خرما می خورد تا غولی در آنجا ظاهر شد و چون غول شیخنا بدید از ترس بگریخت.
و شیخنا رضی الله عنه، به سیصد سال عمر بکرد، از آن رو که 240 سال عزرائیل به دنبال وی سفر کرد و هر جا که رفت شیخنا از آنجا رفته بود. و چون خواست بمیرد آسمان سیاه شد و زمین بلرزید و مرغان جمع شده آواز همی خواندند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 21:25  توسط ابراهیم نبوی  | 

مارمولک ها به لانه برمی گردند

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۶ مهر ۱۳۸۵

براساس دستورات مقام معظم رهبری که اطاعت از ایشان فرض است( معلوم نیست فرض محال است یا معمولی) مبنی بر عدم دخالت احمدی نژاد و سایر مقامات اجرایی در انتخابات، مسوول واحد تشریفات رئیس جمهور( که کار شستن جوراب و لکه گیری کاپشن ها را هم غیر از خریدن عینک برعهده دارد) برای شرکت در انتخابات شورای شهر استعفا کرد. همچنین برای احترام خیلی بیشتر به اظهارات رهبری ستادهای تبلیغاتی حامیان احمدی نژاد تشکیل شد. ممکن است برای اثبات ذوب شدن احمدی نژاد در رهبری حتی خودش هم از ریاست جمهوری استعفا بدهد و نامزد انتخابات شورای شهر شود و یا همزمان هم عضو شورای شهر باشد و هم رئیس جمهور و هم در شورای شهر ارادان کاندیدا شود. فعلا احمدی نژاد با تمام وجود در حال اطاعت از رهبری است و ممکن است بزودی برای اثبات این موضوع خودش را جلوی بیت تکه تکه کند.

کامیلا باتمانقلیج، زن سال انگلیس
کامیلا باتمانقلیچ، یک زن ایرانی الاصل برنده جایزه زن سال 2006 انگلیس شد. و کلیه وب سایت های داخل ایران نیز خبر مذکور را به شکلی منتشر کردند که انگار ایشان دخترخاله عموزاده احمدی نژاد است. آگاهان خبر دادند که موارد زیر در برگزیده شدن این بانوی محترم، دخیل بوده است:
اول: وی سالها قبل از ایران به انگلیس مهاجرت کرده است و تمام اموال پدری اش توسط جمهوری اسلامی مصادره شده و به همین دلیل هویت ایرانی وی نقش مهمی در فعالیت هایش داشته است.
دوم: همزمان با پیروزی انقلاب خانواده وی در معرض خطر مرگ بودند، به همین دلیل هم معلوم می شود که انقلاب ایران چه خدمتی به وی کرده است.
سوم: وی در تمام این مدت زیاد به فکر تغییر یا اصلاح اوضاع ایران نبوده، به همین دلیل وقت داشته است که خدمتی به بشر و بخصوص بچه های فقیر دنیا بکند.

مارمولک ها به آشیانه بازمی گردند
علی دهکردی، بازیگر بسیار خوب سینمای ایران که قبلا در نقش های مذهبی بازی کرده است، مثلا در فیلم « از کرخه تا راین» در نقش یک بسیجی بازی کرده بود، اعلام کرد که « ایفای نقش یک روحانی کار بسیار مشکلی است.» آگاهان دلایل زیر را برای این مشکل برشمردند:
1) یک روحانی خودش نقش بازی می کند و طبیعتا بازی کردن نقش کسی که خودش نقش بازی می کند کار سختی است.
2) فرض کنید کسی که نقشش را بازی می کنید قصد داشته باشد شما را به عنوان بازیگر نابود کند، طبیعی است که شما از خودتان در آن نقش می ترسید. و بازیگر نباید از نقشی که بازی می کند بترسد.
3) بازیگر وقتی می خواهد نقشی را بازی کند باید بداند که شخصیت مربوطه می خواهد چکار کند، نه اینکه خود نقش هم نفهمد می خواهد چکار کند.

سازمان بی برنامه و بودجه
فاتحه مع الصلوات. احمدی نژاد فاتحه سازمان مدیریت و برنامه ریزی را خواند. دولت احمدی نژاد که الآن بیست روز است که به دلیل ماه مبارک رمضان و ماندن در تهران موفق به بهم ریختن وضع جهان نشده است، تصمیم گرفت که فعلا وضع داخل کشور را به هم بریزد تا رئیس جمهور تا سفر بعدی بیکار نباشد. در همین راستا، دستور الحاق سازمان های مدیریت و برنامه ریزی استانها به استانداریها داده شده است. آگاهان اعلام کردند که ظاهرا علت ناراحتی احمدی نژاد این بود که به علت اتلاف وقت ناشی از تصمیم گیری و فکر کردن و برنامه ریختن، اداره جهان کمی سخت شده بود و برای همین تصمیم گرفته شد کل سازمان منحل شده و به جای آنها بودجه کشور با گونی به استانداریها حمل شود و استانداران از این بودجه مراقبت کنند که هر وقت رئیس جمهور و یساول و قراول به سفر استانی رفتند، بین مردم پول پخش کنند. به همین دلیل فرهاد رهبر که در صورت اجرای این تصمیم باید برای چراندن غازهای خود به استانهای مختلف سفر کند، به تصمیم دولت که به مدت هفت ثانیه مطالعه برای آن صرف شده و در مدت ده دقیقه اعلام شده بود، اعتراض کرد. همچنین 40 نفر از کارشناسان برنامه و بودجه استعفا دادند. احمد توکلی نیز که معمولا با این تصمیمات به مدت نیم ساعت مخالفت می کند و بعد از نیم ساعت تصمیمات رئیس جمهور را بهترین تصمیم در طول تاریخ اقتصاد می داند، گفت: « الحاق سازمان مدیریت استانها به استانداریها منطقی، قابل دفاع و سازگار با اصل 26 قانون اساسی نیست.»

دو تا بچه کافیه
دولت چین که مدتی بود جلوی کنترل شدید جمعیت خودش را ول کرده بود، مجددا طرح هایی برای کنترل جمعیت کشور را اعلام کرد. یکی از آگاهان طرحی را پیشنهاد کرد که می تواند در عرض ده سال جمعیت چین را از یک و نیم میلیارد نفر به صد و پنجاه میلیارد نفر برساند. براساس این طرح پیشنهاد می شود:
مرحله اول: مردم چین کاملا مسلمان شوند و تمام قواعد دینی را اجرا کنند.
مرحله دوم: احمدی نژاد رئیس جمهور چین شود.
مرحله سوم: سیاست خارجی و حمل و نقل زمینی و هوایی چین توسط جمهوری اسلامی اداره شود.
مرحله چهارم: وزارت تبلیغات و فرهنگ چین زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره شود.
مرحله پنجم: اقتصاد کشور توسط آبادگران اداره شود.
در این حالت:
1) مردم چین مسلمان شده و هفته ای صد نفر از مسلمین توسط انفجار دیگر مسلمین کشته می شوند و ده درصد از جمعیت کاسته می شود.
2) مردم مسلمان چین با استکبار جهانی بجنگند، در این حالت جنگ با جهان و آمریکا آغاز و ده درصد دیگر از جمعیت چین کاسته می شود.
3) با روی کار آمدن احمدی نژاد و آبادگران و دولت احمدی نژاد در کشور چین سی درصد مردم در اثر سوء تغذیه و سالانه سه درصد از مردم در اثر تصادف می میرند.
4) با قدرت یافتن وزارت ارشاد در چین سی درصد مردم چین به آمریکا و اروپا مهاجرت می کنند.
در نتیجه بطور طبیعی جمعیت چین به ده درصد می رسد و بسیاری از مشکلات این کشور در ابتدا کاهش یافته و سپس مجددا افزایش می یابد.

سفر ادامه دارد تا دوم دارام دارام رام
فعلا رسیدیم به لس آنجلس. معلوم نیست برنامه لس آنجلس چه شود، اما برنامه اورنج کاونتی معلوم است. اینجا اوضاع کمی قروقاط است. من هم بیست و چهر ساعتی است که سفرنامه را به تاخیر انداختم که تا یکی دو ساعت دیگر می گذارمش. در عوض در اتاوا کلی فایل های صوتی عقب مانده را ضبط کردیم که همین امشب در دوم دام به روز می کنم. به دوم دام بروید و از هیچ چیز نترسید. قول می دهم.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 1:37  توسط ابراهیم نبوی  | 

باور کن، حرف هامو باور کن!

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۴ مهر ۱۳۸۵

اصولا یکی از تولیدات کلامی ما قسم جان مادر و بچه و حضرت ابوالفضل و حضرت عباس و حضرت جرجیس و سایر حضرات است و در همین راستا بسیاری از ما برای اینکه دیگران باور کنند که دیروز حتما قورمه سبزی خورده ایم و نه فسنجان، احتیاج دارند که به ما اعتماد کنند. و با توجه به اینکه اعتماد کردن در سطح ملی، بین المللی و غیره، یکی از مشکلات ما می باشد، بدینوسیله روشهای ایجاد اعتماد در دیگران را در جوامع مختلف بیان کرده و تلاش می کنیم که نشان بدهیم که ما ایرانیان برخلاف آنچه بعضی از غربی های زبان نفهم فکر می کنند، نه تنها موجودات قابل اعتمادی هستیم، بلکه کاملا صمیمی و دوست داشتنی هم هستیم. سووال این است: مردم دنیا چگونه به هم اعتماد می کنند؟

ایالات متحده آمریکا: به همدیگر نگاه می کنند و به هم سلام می کنند و به هم اعتماد می کنند. هر وقت هم فکر کردند سرشان کلاه رفته است، طرف را سو می کنند.

فرانسه: فرانسوی ها به محض اینکه از طرف خوششان بیاید( یعنی برای شان فایده داشته باشد) به او اعتماد می کنند و تا چند روز دیگر که از یکی دیگر خوششان بیاید و به قبلی خیانت کنند، به او اعتماد می کنند.

آلمان: آلمانی ها کمی دیر اعتماد می کنند، اول باید معلوم بشود که طرفدار نازی ها نبودی، بعد معلوم بشود طرفدار آمریکا نیستی، بعد معلوم شود راست نیستی، بعد معلوم شود که طرفدار آلمان هم نیستی. بعدا به تو اعتماد می کنند، اما بعد از اینکه اعتماد کردند احتمال اینکه بازهم همدیگر را ببینید، بعید است.

انگلیسی ها: به شما اعتماد می کنند و تمام اطلاعات لازم را در مورد شما به دست می آورند. وقتی هم که اعتمادشان سلب می شود جوری نشان می دهند که به شما بیشترین اعتماد را دارند. آنها هرگز اعتماد نمی کنند، و هرگز نشان نمی دهند اعتماد ندارند.

ایتالیایی ها: آنها به محض اینکه ببینند شما خوشگل هستید با شما دوست می شوند و به شما اعتماد می کنند. و به محض اینکه کاری برای شان پیش آمد و رفتند یادشان می رود که به شما اعتماد داشتند، به همین دلیل می روند و به یک خوشگل دیگر اعتماد می کنند.

هلندی ها: آنها به حرف شما گوش می دهند و به آنچه می گوئید اعتماد می کنند. بعدا وقتی می بینند که شما کارهای یک ایرانی را می کنید، یک ماه مریض می شوند و دیگر با هیچ ایرانی حرف نمی زنند.

عرب ها: یک عرب وقتی بداند شما مسلمان هستید و به او بگوئید که به دین معتقدید به شما اعتماد می کند و وقتی هم که سرتان را برید معلوم می شود دیگر به شما اعتماد ندارد.

سوئدی ها: معمولا یک سوئدی شش ماه طول می کشد تا به کسی اعتماد کند. این اتفاق معمولا در تابستان که مردم از خانه بیرون می آید اتفاق می افتد، اما چون تابستان ها در سوئد کوتاه است در خیلی موارد زمان برای اعتماد کردن کوتاه است، به همین دلیل به جای اینکه اعتماد کنند، زندگی طبیعی شان را می کنند.

کانادا: آنها فقط به وکیل شان اعتماد می کنند. این وکیل می تواند پدر کسانی که به آنها اعتماد ندارید در بیاورد.

ژاپنی ها: آنها هیچ مشکلی برای اعتماد کردن به سایر ژاپنی ها ندارند، اما به هیچ کسی که ژاپنی نیست، اعتماد نمی کنند.

افغانی ها: آنها به همه اعتماد می کنند و دل شان بسیار صاف و پاک است، به همین دلیل دائما در حال فریب خوردن و مورد خیانت قرار گرفتن هستند. آنها بعد از اینکه مورد خیانت قرار گرفتند یا به ایران می روند یا ترانه های سوزناک می خوانند یا از ایران برمی گردند یا در عملیات انتحاری شرکت می کنند.

شوروی کمونیستی: برای اینکه به دوستتان اعتماد کنید یک جوک علیه رهبران حزب بگوئید، اگر فردا صبح در قطاری به مقصد سیبری بودید، معلوم می شود دوستتان قابل اعتماد است و احتمالا در قطار آلمان در حال رفتن برای پناهندگی به غرب است.

ایران: در ایران معمولا به شیوه های زیر آدمها به هم اعتماد می کنند:
1) مرگ: اصولا ایرانی هایی که مرده باشند قابل اعتمادند، چون مطمئنا نظرشان دیگر تغییر نمی کند.
2) دور از شهر: ایرانیانی که روشنفکر، سیاستمدار، هنرمند، اهل فکر، دانشجو، زن یا مرد، کارمند و شاغل در سازمان های مختلف و مواردی نظیر این هستند، معمولا بسختی قابل اعتمادند.
3) آلزایمر: بسیاری از ایرانیانی که آلزایمر دارند و از حافظه شان نمی توانند استفاده کنند قابل اعتمادند.
4) ام اس یا سکته مغزی: اصولا ایرانیانی که بیماری هایی دارند که قدرت تکلم و تکان خوردن و نوشتن از آنها سلب شده، افرادی قابل اعتماد هستند و می توان به آنها نزدیک شد.
البته برای جلب اعتماد ایرانیان راههای مختلفی وجود دارد که قابل توصیه است. اکثر این راهها وجود دارد و تقریبا هیچکدام قابل اعتماد نیست.

فرهنگسرا باید مسجد شود
در راستای اینکه سردار قالیباف، که به نظر می رسد قصد دارد شوخی شوخی از حالا خودش را برای ریاست جمهوری دوره بعد از افتتاح بزرگراه شهید احمدی نژاد آماده کند، اعلام کرد که «فرهنگسراها باید به شیوه مساحد اداره شود.» در همین راستا سووالات زیر صادر شد:

سووال: مساجد به چه شیوه ای باید اداره شود؟
جواب: مساجد باید به شیوه بسیج و بصورت نیمه نظامی اداره شود.

سووال: بسیج باید به چه شیوه ای اداره شود؟
جواب: بسیج چون کارش اداره انتخابات است، باید به شیوه احزاب اداره شود.

سووال: احزاب باید چگونه اداره شوند؟
جواب: احزاب باید به زیر نظر قوه قضائیه و دولت اداره شوند.

سووال: دولت باید به چه شیوه ای اداره شود؟
جواب: دولت باید به شیوه هیات های عزاداری و تکایا اداره شود.

سووال: هیات های عزاداری باید به چه شیوه ای اداره شود؟
جواب: هیات های عزاداری برای جذب جوانان باید شبیه گروههای موسیقی رپ و پاپ اداره شوند.

سووال: گروههای موسیقی باید چطور اداره شوند؟
جواب: گروههای موسیقی پاپ باید شبیه به گروههای توریستی که برای اجرای کارهایشان به همه جا جز ایران می روند اداره شوند.

سووال: گروههای توریستی باید چطور اداره شوند؟
جواب: گروههای توریستی ایرانی باید شبیه نمایندگان فرهنگی جمهوری اسلامی اداره شوند تا وجهه دینی جمهوری اسلامی را نشان دهند.

سوووال: نمایندگی های فرهنگی جمهوری اسلامی باید چطور اداره شوند؟
جواب: نمایندگی های فرهنگی جمهوری اسلامی باید شبیه موسسات نمایشی که برای ایرانیان مقیم فرنگ برنامه اجرا می کنند، اداره شوند.

سووال: موسسات نمایشی باید چگونه اداره شوند؟
جواب: موسسات نمایشی باید شبیه مدارس اداره شوند و دائما کارهایشان مورد بررسی و بازرسی انجام بگیرد.

سووال: مدارس کشور باید چطور اداره شود؟
جواب: مدارس کشور باید مثل ارتش که نظم و ترتیب و حساب و کتاب دارد اداره شود.

سووال: ارتش باید چگونه اداره شود؟
جواب: ارتش و سپاه باید مثل وزارتخارجه که در سطح جهانی و منطقه حضور فعال دارد اداره شود.

سووال: وزارتخارجه باید چطور اداره شود؟
جواب: وزارتخارجه باید مثل وزارت پست و تلگراف و تلفن اداره شود که در آن وزیر و سفرا کارشان رساندن پاکت ها و پیام های رئیس جمهور به دیگران است.

سووال: وزارت پست و تلگراف و تلفن باید چگونه اداره شود؟
جواب: ..... این رشته سر دراز دارد و تا ابد می شود آن را ادامه داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 0:1  توسط ابراهیم نبوی  | 

محمود چ مصاحبه می کند

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۰ مهر ۱۳۸۵

با توجه به مصاحبه برادر محمود احمدی نژاد در مورد اقدامات یک ساله دولت، خبرنگار ما مصاحبه زیر را انجام داده که این مصاحبه جهت کاهش قیمت ها منتشر می شود.

سووال: دولت برای کاهش گرانی کالاها چه کارهایی کرده است؟
محمود چاخان: من در اين مدت، با بيش از صد نفر از سران كشورها ديدار و گفت وگو كردم.

سووال: با توجه به اینکه 30 درصد از مردم شما را انتخاب کردند که مشکلات اقتصادی کشور را حل کنید، لطفا بفرمائید که چه اقدامی در این راستا انجام دادید؟
محمود چ: من در يك سال گذشته، ميزبان ‪ ۱۳‬نفر از روساي جمهوري و نخست وزيران جهان در تهران بودم و به ‪ ۱۷‬كشور نيز براي ديدارهاي دوجانبه و شركت در اجلاسهاي بين‌المللي سفر كردم.

سووال: با توجه به اینکه در انتخابات قول داده بودید که با قله های ثروت مبارزه کنید و پول نفت را به سفره مردم بکشانید، لطفا بفرمائید که در حال حاضر پول نفت تا کجای سفره مردم تشریف آورده است؟
محمود چ: یک مقداری از پول نفت فعلا قرار است بعد از عبور از سفره های ونزوئلا و لبنان تا چند سال دیگر به تهران برسد. ضمنا حمايت كشورهاي مختلف جهان از مواضع حق‌طلبانه جمهوري اسلامي ايران در موضوع هسته‌اي را، از دستاوردهاي مهم ديپلماسي فعال كشورمان بود.

سووال: شما در انتخابات قول دادید که مافیای نفتی را از بین می برید، آیا مافیای نفتی در حال حاضر کاملا نابود شده است، یا هشتاد درصد آن از بین رفته است؟
محمود چ: ما تصمیم گرفتیم مافیای نفتی را از طریق انرژی هسته ای نابود کنیم. که در حال حاضر ملت ایران به آرزوی خود رسیده است و خوشبختانه با الطاف الهي و حمايت مردم، امروز داراي چرخه كامل سوخت هسته‌اي هستيم.

سووال: یکی از مسائل مهمی که مردم منتظر آن هستند موضوع سهام عدالت است. این سهام تا کنون تا چه حد توزیع شده است؟
محمود چ: ما موفقیت های زیادی به دست آوردیم. اين موفقيت‌ها حاصل استحكام و ايستادگي رهبري و ملت و وحدت و توكل بر خداست و ملت ايران با برخورداري از تمدن و تاريخي ‪ ۷‬هزار ساله، هيچگاه تحميل‌ها را نمي‌پذيرد و از بيگانگان دستور نخواهد گرفت.

سووال: در راستای اینکه ملت ایران بارها مورد حملات بیگانگان اعم از مغول ها و افغان ها و اعراب و غیره قرار گرفته و این بیگانگان در کشورمان هرکاری خواستند کردند، آیا شما فقط در مقابل استکبار جهانی مقابله کردید یا قبلا هم در تاریخ هفت هزارساله کشور حضور فعال داشتید؟
محمود چ: تمام آن حملات زمان هاشمی و خاتمی اتفاق افتاد. اما بعد از اینکه ما آمدیم ملت ایران بکلی عوض شد. ملت ايران اكنون عزتمندترين ملت جهان است و دشمنان اين ملت ناراحتند كه چرا ايرانيان امروز به بالاترين فناوري‌ها دست يافته‌اند.

سووال: شما در سخنان خود قبلا از مردم خواسته بودید که اگر نابسامانی دیدند نه تنها انتقاد کنند، بلکه فریاد بکشند. مردم می خواهند بدانند که اگر خواستند فریاد بکشند آیا محل خاصی برای این پیشنهاد شما وجود دارد یا باید در خانه خودشان فریاد بکشند؟
محمود چ: متاسفانه این موج از سوي رسانه‌هاي ملي و غير ملي در طول چند ماه گذشته به موضوع گراني دامن زده است و در جهت ناتوان نشان دادن دولت طوري جوسازي مي كنند كه گويي قرار بوده دولت در طي يك سال تورم را صفر يا گراني را محو كند، در حالي كه تورم موضوعي است كه همواره وجود داشته.

سووال: آقایان توکلی و الهام فرموده اند که قیمت کالاها در مغازه های محل شان برخلاف محل زندگی سایر مردم افزایش نیافته است، آیا دولت تصمیم ندارد که با دادن آدرس مغازه های مذکور به ملت با گرانی کالاها مبارزه کند؟
محمود چ: تورم در يك سال گذشته كنترل شده و كاهش يافته است. مثلا "تورم در پايان شهريور ‪ ۱۳۸۵‬نسبت به مدت مشابه سال قبل در تهران ‪۱۰/۵‬ و در سراسر كشور ‪ ۱۰/۹‬درصد بوده، اما در سال ‪ ۸۴‬نسبت به ‪ ۸۳‬اين رقم ‪۱۴/۶‬ درصد بوده كه نشان‌دهنده كاهش نزديك به ‪ ۴‬درصدي تورم است".

سووال: با توجه به اینکه شما همیشه فقط ماه شهریور سال 1385 را مثال می زنید، لطفا بفرمائید که در سال 1385 فقط همین یک ماه وجود داشته است یا مثل سال 1384 دوازده ماه وجود داشته است؟
محمود چ: ما اصولا در اقتصاد معتقدیم که ماه شهریور ماه مهمی است، اما در آموزش و پرورش ماه مهر و در مورد پیروزی انقلاب ماه بهمن و در مورد سفر من به نیویورک ماه شهریور مهم است.

سووال: با توجه به اینکه دولت قصد داشت در ماه مبارک رمضان با « طرح ضیافت» قیمت ها را کاهش دهد، اما به محض اینکه چنین تصمیمی گرفته شد، قیمت حبوبات و گوشت و مرغ و سبزی و برخی دیگر از اقلام مورد نیاز مردم افزایش یافت، آیا علت ناموفق شدن طرح ضیافت را اقدامات اسرائیل می دانید یا اینکه انگلیس و آمریکا این طرح را ناموفق گذاشتند؟
محمود چ: در مورد مرغ ما با مشکل آنفلوآنزای مرغی و صدا و سیما مواجه بودیم که رسانه ملی قیمت مرغ را بالا برد. در مورد حبوبات نیز با افزايش قيمت جهاني و كاهش توليد داخل اين گراني تشديد شد، در حالي كه دولت جز صدور مجوز واردات و كاهش تعرفه‌ها ابزاري براي كنترل قيمت‌ها در اختيار ندارد. قیمت آهن آلات نیز به دلیل اینکه قيمت جهاني فولاد نيز افزايش يافت و دولت با آن كه منبعي براي اختصاص يارانه به تيرآهن در اختيار ندارد، همه تلاش خود را براي كاهش و كنترل قيمت آن به كار گرفت. من در اینجا به افزایش قیمت ها اشاره کردم، اما تاکید می کنم که قیمت ها افزایش نیافته است.

سووال: با توجه به اینکه دولت شما سه برابر دولت خاتمی و هاشمی درآمد ارزی در اختیار داشته است، آیا هیچ راهی وجود نداشت که با استفاده از این درآمد کلان وضعیت اقتصادی حداقل در حد گذشته بماند و گرانی افزایش پیدا نکند؟
محمود چ: مردم بدانند كه امروز دولت در جبهه‌اي گسترده در خارج و داخل كشور در حال نبرد است، اما به لطف خدا دولت مستحكم و به‌دنبال تقويت پايه‌هاي اقتصادي كشور، اشتغال پايدار و توسعه صنعت و كشاورزي است. "امروز صنايع كشور با مشكل كمبود نقدينگي براي توسعه خود مواجه هستند و واحدهاي صنعتي براي طرح‌هاي توسعه و تكميل پروژه‌هاي نيمه كاره نيازمند ‪ ۱۴‬هزار ميليارد تومان نقدينگي هستند كه در صورت تامين اين ميزان در سال جاري، ‪ ۵۷۰‬هزار شغل ايجاد خواهد شد".

سووال: اگر این 570 هزار شغل ایجاد نشد مردم باید چکار کنند؟
محمود چ: در این صورت معلوم می شود که من نگفته بودم که 570 هزار شغل ایجاد می شود.

سووال: انتظار شما از مردم چیست؟
محمود چ: من از مردم می خواهم برای کاهش گرانی اولا روزنامه هایی را که قیمت ها را می نویسند، نخوانند. از طرف دیگر ضمن تماس با آقای الهام و توکلی آدرس مغازه محله ایشان را بگیرند و از آنجا خرید کنند و با توجه به اینکه رسانه ملی به گرانی دامن می زند، تلویزیون های شان را نگاه نکنند و حتی الامکان تلویزیون را از پنجره خانه شان پرت کنند توی خیابان. ضمنا از کلیه مردم انتظار دارم که ضمن تلاش برای افزایش قیمت جهانی نفت که درآمد دولت را افزایش می دهد، جلوی افزایش قیمت سایر کالاهای جهانی را بگیرند.

سفر ادامه دارد
برنامه سفر امریکا تقریبا دارد مشخص و روشن می شود. فردا به اتاوا می روم و یکشنبه در ونکوور خواهم بود. هفته آینده در لس آنجلس و اورنج کانتی برنامه خواهم داشت. فعلا برنامه های استندآپ کمدی برای شهرهای شیکاگو، دالاس، اورلاندو، آتلانتا، واشنگتن، دانشگاه مریلند، نیویورک، بوستون و چند شهر دیگر در حال تنظیم است و به محض اینکه برسم به کالیفرنیا، در روز دوشنبه همه برنامه ها را قطعی می کنیم و اعلام می کنیم. برنامه ها و شرح ماجرا و سایر نوشته های مرا در دوم دام بخوانید و به آدرس دوم دام در وب سایت و وبلاگ و هرجایی که می توانید اشاره کنید. فعلا این سایت محترم نیازمند لینک است.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 2:46  توسط ابراهیم نبوی  | 

محمود چاخان

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۹ مهر ۱۳۸۵

من فکر می کنم توی خانه آقای الهام خیلی اتفاقات جالبی می افتد، وگرنه یک آدم لاغر و کوچک و فسقلی طبعا نباید این همه حرف های مهم و جالب و شگفت انگیز از خودش صادرات کند. طبق آخرین الهاماتی که معلوم نیست از سوی شمسی پهلوون صادر شده یا خود الهام مورد چنین الهامی قرار گرفته، دکتر غلامحسین گفت: « راه ندادن خبرنگاران به ستاد انتخابات برای تضمین سلامت انتخابات است.» در همین راستا آگاهان پیشنهاد کردند که برای تضمین کامل سلامت انتخابات اقدامات زیر حتما انجام بگیرد:
اول: خبرنگاران را از دو روز پیش از انتخابات هر روز هشتاد ضربه شلاق بزنند که سلامت انتخابات کاملا تضمین شود.
دوم: علاوه بر خبرنگاران جلوی ورود نمایندگان نامزدهای انتخاباتی به ستاد انتخابات کشور و حوزه های رای گیری هم گرفته شود تا هیچ شبهه ای در مورد تقلب در انتخابات بوجود نیاید.
سوم: برای اینکه سلامت انتخابات کاملا تضمین شود از ورود رای دهندگان به حوزه های رای گیری ممانعت به عمل بیاید و ناظران اجرایی و ناظران شورای نگهبان خودشان به جای مردم رای بدهند تا انتخابات خیلی خیلی سالم باشد.

زن زیادی
یک راه بزرگ نجات در کشور ما ایران این است که هرچه می گذرد تعداد مردان ایرانی کاهش یافته و تعداد زنان کشور زیاد شود. این موضوع واقعا یک راه نجات است، البته شما می توانید این حرف مرا باور نکنید. اصلا مهم نیست، مهم این است که من این حرف را می گویم. برای مثال اشاره می کنم به جمله شهلا لاهیجی دوست عزیز و ناشر محترم و یکی از کسانی که در دادن آمار ید طولایی دارد. وی گفته است: « تعداد زنان در نویسندگی و ترجمه طی سالهای اخیر تقریبا 400 برابر شده است.»
نظریه آماری: مثلا اگر ما در سالهای گذشته اگر فقط صد تا نویسنده و مترجم داشتیم، در حال حاضر چهل هزار نویسنده و مترجم داریم. که هر دو شکل آن جالب است، چه زمانی که صد نویسنده و مترجم زن داشتیم و چه حالا که چهل هزار تا داریم و آثارشان را روز به روز می خوانیم.
توضیح مهم: اصولا ما ایرانی ها یک خوبی که داریم این است که در دادن آمار خیلی دقت می کنیم و واقعا اگر چنین نبود چه فجایعی که اتفاق نمی افتاد.

محمود چاخان
من هم در این مورد با احمدی نژاد موافقم که هر وقت کسی گفت چرا چنین اتفاقی افتاده، اعلام کنیم که اصلا چنین اتفاقی نیفتاده. این یک روش خوب و قدیمی است. مثلا اگر کسی به شما گفت که چرا به این خانم یک جور بدی نگاه کردی، جواب بدهید که اصلا من کورم، نمی توانم نگاه کنم. این روش خوبی است. از بیخ باید موضوع را قطع کرد. البته منظورم موضوع مورد نظر شما نیست، بلکه موضوع دیگری را می گویم. ضرغامی، مدیرعامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در پاسخ به احمدی نژاد گفت: « وقتی گوشت شش هزار تومان است، نمی توانیم بگوئیم 3900 تومان بخرید.» در مقابل احمد توکلی رسما اعلام کرد: « قیمت سبزی 500 تومان نیست، بلکه دیشب در محله ما 160 تومان بود.» در پی اعلام نظر احمد توکلی اورژانس تهران اعلام کرد که احمد توکلی که توسط سبزی فروش محل شان کتک خورده بود، جهت پیاده کردن فک به بیمارستان منتقل شد. از سوی دیگر احمدی نژاد مجددا برای یک هزارمین بار گفت: « با اخبار دروغ به گرانی ها دامن می زنند.» شیخ قدرت علیخانی هم مشت نسبتا محکمی می خواست به شکم احمدی نژاد بزند که به دلیل کوتاهی قد وی به دهان وی اصابت کرد. شیخ قدرت گفت: «احمدی نژاد هر وقت کم می آورد به مطبوعات و رسانه ها حمله می کند.» به دنبال این هشدار مطبوعات و رسانه های کشور به سرعت فراری شدند، چون به نظر می آید طرف از این به بعد هر روز کم می آورد. همچنین در پی اعلام این که دولت احمدی نژاد اعلام کرده بود که قصد دارد با اجرای طرح « ضیافت» در ماه رمضان قیمت ها را کاهش دهد، آگاهان به احمدی نژاد گفتند: شما قیافت رو درست کن، نمی خواد ضیافت راه بندازی!
یک موضوع لازم به یادآوری: وقتی احمدی نژاد که قبل از انتخابات صریحا و جلوی دوربین گفته بود که من پول نفت را سر سفره مردم می برم و یک سال بعد رسما و جلوی خبرنگاران گفت من چنین چیزی نگفتم شرق از خودش نوشت. و وقتی که مردم فیلم احمدی نژاد را دیدند که جلوی آقای جوادی آملی گفت که هاله نوری مرا در برگرفته بود، و همین موجود جلوی دوربین های آمریکایی رسما اعلام کرد که موضوع هاله نور را من نگفتم، ساخته خیالپردازان است. به نظر شما عجیب است که احمدی نژاد رسما اعلام کند که ما اصلا تورم نداریم و دولت تورم را مهار کرد؟ من پیشنهاد می کنم اسم این دکتر اینقدی نژاد را تا زمانی که گرانی کالاها مهار نشده بگذاریم « محمود چاخان»

توزیع فقر و ثروت
مشکل این است که طرف معنی این جمله ها را نمی فهمد. این ملت ساده دل چون فکر نمی کنند که ممکن است یک موجودی چنین چیزی را نفهمد و رئیس جمهور هم باشد، فرض می کنند که معنی حرفش را می فهمد، در حالی که این طور نیست. احمدی نژاد گفت: « ملت ایران توزیع فقر را به توزیع ثروت در بین نورچشمی ها ترجیح می دهد.» در همین راستا چند توزیع ضروری است:
اول: این آقای احمدی نژاد یک پدربزرگ بسیار وطندوست داشت که اسم همه بچه هایش را از اسامی وطنی انتخاب کرده بود، مثلا اسامی چهار عمه آقای احمدی نژاد چنین است؛ ایران خانم، کشورخانم، ملت خانم و حاجیه مملکت خانم. در خیلی موارد وقتی احمدی نژاد در مورد ایران و ملت و کشور و مملکت حرف می زند، منظورش واقعا ایران و کشور و ملت نیست، منظورش عمه های خودش هستند. مثلا وقتی می گوید « مملکت بزرگی داریم» یا « کشور ما بسیار وسیع است.» یا « ما به ایران افتخار می کنیم» یا « ملت ما طرفدار انرژی هسته ای است» منظورش عمه های خودش هست. زیاد نگران نباشید.
دوم: اینکه ملت ایران توزیع فقر را ترجیح می دهد، نشان می دهد که این محمود چاخان هنوز نمی داند که در مقابل توزیع فقر در میان مردم، توزیع ثروت در میان مردم است. ظاهرا برنامه احمدی نژاد از نظر خودش باید این باشد که به جای توزیع ثروت بین نورچشمی ها باید به توزیع ثروت میان همه مردم بپردازد، ولی ظاهرا طرف باور کرده و یا نمی فهمد که نباید بگوید که من می خواهم فقر را توزیع کنم. مشنگ جان! تو اگر این حرف را بزنی مردم از تو بیشتر بدشان می آید، این را نگو، یک چیز خوب بگو.

چه دولت باحالی!
با توجه به اینکه در ایران تعداد زیادی وزارتخانه وجود دارد که باعث می شوند بیکاری کشور کاهش پیدا کند و بخشی از مردم صبح ها مجبور بشوند از خانه بیرون بروند و از سوی دیگر مردم کارهایی می کنند که این وزارتخانه ها لازم است جلوی آن کارها را بگیرند. و از جانب سوم فرق زیادی نمی کند که یک وزارتخانه کار خودش را انجام دهد یا کار یک وزارتخانه دیگر را انجام دهد، چون در هر دو حال قرار نیست کار خاصی انجام بگیرد و با عنایت به اینکه یکی از کارشناسان گفته است که: دولت دانشگاهها را مثل پادگان اداره می کند، از کلیه هموطنان عزیز درخواست می شود به وظایف جدید و روش های اداره وزارتخانه ها توجه کنند.
وزارت علوم دانشگاهها را مثل پادگانها اداره می کند.
وزیر راه و ترابری وظیفه وزارت جنگ را انجام می دهد، منتهی به جای اینکه دشمنان کشور کشته شوند، هموطنانی که به سفر می روند کشته می شوند.
قوه قضائیه کار وزارت اطلاعات را انجام می دهد، یعنی از طریق دستگیر کردن ملت اطلاعاتی را که فکر می کند آنها باید داشته باشند از آنها می گیرد.
وزارت اطلاعات کار سخنگوی دولت را انجام می دهد و هر چند ماهی یک بار کارهایی را که انجام داده است تکذیب می کند و در بقیه اوقات منتظر است که اطلاعات جدید را از قوه قضائیه بگیرد.
سپاه پاسداران کار برگزاری انتخابات را انجام می دهد تا دموکراسی کاملا تامین شود.
روحانیت کار وزارت خارجه را انجام می دهد و تعیین می کند که ایران باید با کجا رابطه داشته باشد و با کجا رابطه نداشته باشد. مکارم شیرازی گفت: رابطه با دانمارک را قطع کنید.
وزارت خارجه کار سازمان ایرانگردی و جهانگردی را انجام می دهد و مسوولان کشور را به سفر خارجی و زیارت می برد و مسوولان خارجی را به شهرستان می برد.
دفتر ریاست جمهوری کار سازمان حج و زیارت را انجام می دهد و مسوولان خودش و همسران شان را به اماکن زیارتی می فرستد.
وزارت بهداشت کار کنترل قیمت ها را انجام می دهد که به همین دلیل قیمت ها روز بروز اضافه می شود.
در مورد سایر وزارتخانه ها هنوز اقدام خاصی مشاهده نشده است.

احترام یعنی چی؟
مسیح علی نژاد گفت: « آقای احمدی نژاد! به رئیس جمهور ایران احترام بگذارید.» احمدی نژاد نیز در پاسخ، پرسید: « احترام چی هست؟»

دارم می رم اتاوا و ونکوور
برگشتم به تورنتو و فردا به امید خدا دارم می رم اتاوا و ونکوور، اصلا فکر نمی کردم استقبال جمعیت به این خوبی باشه. در این لحظه من دارم برای خودم تبلیغات می کنم. سفرنامه همچنان ادامه دارد و یک داستان کوتاه جدید هم نوشتم به نام بیگانه که می تونید اون رو در دوم دام دات کام بخونید، ضمنا دارم یک مجموعه عکس همراه با شرح و تفصیلات از برنامه تورنتو می گذارم روی دوم دام، البته تا چند ساعت دیگه. به دوم دام حتما سر بزنید.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 23:44  توسط ابراهیم نبوی  | 

هر ملتی چه چیزی را کشف یا اختراع کردند؟

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۷ مهر ۱۳۸۵

ترکیه: آنها رنگ موی بلوند را کشف کردند و سعی کردند با تمام ظرفیت از آن استفاده کنند.
مراکشی ها: فرانسه را کشف کردند، مدتی به عنوان کارگر در آن مشغول به کار شدند و به این کار ادامه دادند.

آمریکایی ها: آمریکایی ها کشف کردند که اگر 300 میلیون نفر از مردم آمریکا، سه جور همبرگر، دو جور قهوه، چهار جور عروسک، دو تا حزب و دو جور رئیس جمهورداشته باشند، قطعا مجبور نیستند فکرشان را برای انتخاب کردن خسته کنند و می توانند با خیال راحت تلویزیون نگاه کنند.

انگلیسی ها: انگلیسی ها کشف کردند که اگر آمریکایی ها مطرح ترین نیروی مقتدر، فرانسوی ها به عنوان دموکرات ترین جامعه، سوئیسی ها به عنوان ثروتمند ترین کشور و ایتالیایی ها به عنوان زیباترین تولید کننده زیبایی در دنیا مطرح باشند، آنها می توانند قدرتمندترین و دموکرات ترین و ثروتمندترین کشور را داشته باشند.

عراقی ها: عراقی ها کشف کردند که اگر بخواهند کسی واقعا کشته شود می توانند سرش را از بدنش جدا کنند، وگرنه معلوم نیست دوباره زنده شود.

پاکستانی ها: آنها کشف کردند که تا وقتی رئیس جکومت لباس نظامی نپوشیده است، در کشور آرامش برقرار نمی شود، بنا براین سالهاست که یک نظامی با کودتا روی کار می آید و به محض اینکه احساس کرد که اوضاع بروفق مراد است و دیگر لازم نیست لباس نظامی بپوشد، بعد از چند سال با کت و شلوار و کراوات در ملاء عام ظاهر می شد. یک روز بعد، صبح زود، یک نظامی که لباسش را هنوز درنیاورده بود کودتا می کرد و قدرت را در دست می گرفت.

مصری ها: کشف کردند که اگر اجساد پادشاهان را کاملا مومیایی کنند و زیر خروارها سنگ مثل اهرام دفن کنند، این پادشاه دیگر دست از حکومت کردن برمی دارد و کسی دیگر پادشاه می شود.

ایرانی ها: کشف کردند که اگر به جای اینکه با برگزاری یک انتخابات عادی که 2 میلیارد هزینه برمی دارد، دولت را تغییر دهند، می توانند هر بیست سالی با یک انقلاب که 100 میلیارد هزینه برمی دارد حکومت را تغییر دهند، در این حالت هم دلشان خنک می شود و هم پول نفت یک جوری مصرف می شود.

ارمنی ها: کشف کردند که بهترین مصرف کننده مشروبات خانگی آنان مسلمانان هستند، و به همین دلیل همیشه می توانند از دست ترک ها به ایرانیان پناه بیاورند.

آلمانی ها: کشف کردند که اگر دقیق ترین و قدرتمندترین و مطمئن ترین اتومبیل دنیا را بسازند، می توانند مطمئن باشند که بازار جهانی اتومبیل در اختیار ژاپنی ها قرار خواهد گرفت.

فرانسوی ها: عطر را کشف کردند و از آن پس مطمئن شدند که اگر یک ماه هم حمام نروند بوی بد بدنشان دیگران را آزار نخواهد داد.

بلژیکی ها: کشف کردند که برای اداره یک کشور نه میلیون نفری، یک پادشاه، سه زبان، چهار دولت و دویست وزارتخانه کافی است و لازم نیست دولت را از این بزرگتر کنند.

سوئدی ها: سوئدی ها با یک مشکل جدی همواره مواجه بودند، هر وقت می خواستند چیزی را کشف کنند زمستان می شد و باید می رفتند داخل خانه و به همین دلیل چیزهای زیادی کشف نکردند.

چینی ها: چینی ها در دوران کمونیسم قبلی کشف کردند که اگر همه یک میلیارد و خرده ای میلیون جمعیت این کشور یک جور لباس بپوشند، تعداد مخالفین حکومت کمتر می شود.

ژاپنی ها: کشف کردند که برای استفاده از دوربین هایی که دائما تولید می کنند، حتما لازم است که همیشه ده درصد جمعیت این کشور در خیابان شانزه لیزه پاریس مشغول عکاسی باشند.

سوریه ای ها: سوریه ای ها کشف کردند که اگر مخالفان حکومت را اگر بکشند هزینه کمتری نسبت به زندانی کردن آنها دارد.

ایتالیایی ها: رادیو را کشف کردند، وسیله ای که می توانست روزی 24 ساعت بلاانقطاع حرف بزند.

اسپانیایی ها: کشف کردند که اگر پارچه قرمز را جلوی چشم گاو بگیرید، حتما به طرف آن حمله می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 21:37  توسط ابراهیم نبوی  | 

پارک اسلامی چیست؟

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۹ مهر ۱۳۸۵

نامه آیت الله خمینی در مورد پایان جنگ منتشر شد. به دنبال انتشار این نامه برادرانی که سالها نان جنگ را می خوردند، به دست و پا افتادند که چرا چنین نامه ای منتشر شده است. مهدی کوچک زاده نماینده تهران و عضو کمیسیون اعصاب و روان مجلس که ظاهرا دکتر به او دستور داده بود دیگر در مجلس غذای زیادی نخورد و رژیم بگیرد، دوباره حمله ور شد و انتشار این نامه را بر اساس مصالح شخصی دانست. در پی این اظهار نظر دکتر معالج بیمار مذکور با وی تماس گرفت و به وی هشدار داد که حتما رژیمش را رعایت کند و هیچ چیز زیادی نخورد. کاظم انبارلوئی سردبیر رسالت نیز از انتشار این نامه انتقاد کرد و گفت: ما روزنامه نگاران باید حقیقت را به مردم بگوئیم، نه اینکه آنها را منتشر کنیم. محسن طلایی نیک، عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی و مسائل مهم نیز اعلام کرد که نامه محسن رضایی بنا به درخواست هاشمی رفسنجانی نوشته شده است. ظاهرا کلیه این افراد از اینکه جنگ در سال 1368 تمام شده بود، ناراحت اند و معتقدند که اگر در آن سال جنگ تمام نشده بود، ما به جای اینکه حالا مجبور باشیم یک جنگ جدید راه بیندازیم، همان جنگ قبلی را ادامه می دادیم و تا به حال نیویورک را هم گرفته بودیم. در پی تمام این مخالفت ها، دیروز بالاخره شادوماد با کاندیداتوری برای مجلس خبرگان موافقت کرد. هاشمی رفسنجانی که معمولا هر کاری را تا شب قبل طول می داد، فعلا بله را گفته است. منتجب نیا هم اعلام کرد که رفسنجانی در فهرست حزب اعتماد ملی قرار دارد. خوشبختانه فعلا نیروهای تحریم کننده انتخابات یا در حال تبدیل احمدی نژاد به هوگو چاوز هستند، و یا هنوز یخ سال قبل شان آب نشده است.

مشروعیت و ولایت فقیه
مصباح یزدی، مسوول حوزه علمیه کانادا و لندن و غیره، در یک اظهار نظر شگفت انگیز اعلام کرد که « اگر از صدر اسلام تا کنون فقیهی پیدا کنید که گفته باشد مشروعیت ولی فقیه از رای مردم است من تمام دارائی ام را به او می بخشم.» آگاهان این نکته را تائید کردند و آنها هم حاضر شدند که دارائی خودشان را در صورت کشف فقیه مورد نظر به یابنده ببخشند. اما اینکه کاری ندارد، در صورتی که هر کسی توانست یک فقیه را از صدر اسلام تا قبل از سال 1345 هجری شمسی پیدا کند که نظریه ولایت فقیه را قبول داشته باشد یا از آن اسم برده باشد، من هم حاضرم تمام دارائی های آقای هاشمی رفسنجانی را به او ببخشم. توضیح ضروری: طبیعی است که وقتی کسی به ولایت فقیه معتقد نباشد، در مورد مشروعیت اش هم حرفی نمی زند.

پارک اسلامی
منابع خبری اعلام کردند که پارک بعثت قرار است به پارک اسلامی تبدیل شود تا امت همیشه در خیابان، بتوانند به امت همیشه در پارک نیز تبدیل شده و دست دشمن از پارک های کشور نیز کوتاه شود و مردمی هم که نمی توانند شوونات اسلامی را در پارک رعایت کنند، از این پس علاوه بر اینکه محل برگزاری مهمانی، محل خوشگذرانی، محل بازی، محل دیدار، محل بگو و بخند و محل مشروب خوری و غیره را در خانه شخصی شان باید ایجاد کنند، از این پس باید به فکر یک پارک هم در خانه شان باشد. بنا به یک گزارش منتشر نشده، برخی آگاهان پیشنهاد کردند برای تبدیل پارک بعثت به پارک اسلامی تغییرات زیر در این پارک انجام بگیرد:
1) پارک اسلامی نباید فواره داشته باشد و اگر هم قرار است فواره داشته باشد، هیچ گاه این فواره نباید روشن شود و به جای آن از آبشارهای کوچک باید استفاده شود.
2) پارک اسلامی نیمکت نخواهد داشت و اگر هم داشت، نیمکت های پارک یک نفره خواهد بود.
3) با توجه به اینکه وجود نرده باعث توسعه قدرت دید و در نتیجه انحراف اخلاقی و در نهایت قتل و روابط نامشروع می گردد، لذا پارک اسلامی دارای دیوارهای مناسب و زیبایی خواهد بود که روی تمام دیوارها نقاشی های اسلامی از جمله در مورد توسعه انرژی هسته ای و تصاویر بزرگان اسلام مانند هوگو چاوز و فیدل کاسترو و حسن نصرالله اجرا خواهد شد.
4) با توجه به ضرورت حفظ شعائر اسلامی قسمت خواهران و برادران در پارک اسلامی جدا خواهد بود و در صورتی که زوجین بخواهند همراه با هم از این پارک استفاده کنند غلط می کنند. لذا، در پارک اسلامی فروش هرگونه مواد مخدر توسط برادران به خواهران و بالعکس ممنوع است و در هر قسمت توسط خواهران به خواهران و برادران به برادران سرویس داده خواهد شد.
5) برای رعایت شوونات های اسلامی( اگر چند بار جمع بسته شود بهتر حفظ می شود) مسوولان مربوطه با مهربانی به امر به معروف و با خشونت مناسب به نهی از منکر خواهند پرداخت. و با توجه به اینکه ممکن است ورود افراد ناباب باعث فساد در پارک اسلامی شود، حتی الامکان تلاش می شود که فقط ماموران امر به معروف و نهی از منکر از پارک استفاده کنند. لذا داشتن معرفی نامه از بسیج محل برای ورود به پارک الزامی است.
6) با توجه به اینکه پارک باید مظهر نظافت باشد، لذا کلیه افراد می بایست در هنگام ورود به پارک اسلامی کفش خودشان را دربیاورند و با پای برهنه وارد پارک شوند. داشتن نایلون برای حمل کفش الزامی است.
7) با توجه به اینکه افرادی که وارد پارک می شوند کفش های شان را درمی آورند، برای ایجاد بهداشت روی چمن های پارک فرش و گلیم پهن خواهد شد.
8) پارک اسلامی از ساعت 10 صبح تا 8 بعد از ظهر برای نماز و ناهار تعطیل است و در این فاصله فقط کسانی که می خواهند این دو فریضه را بجا بیاورند و یا مواد مخدر مورد نیاز را( به تفکیک خواهران و برادران) تهیه کنند، حق ورود به پارک اسلامی را دارند. همچنین برای حفظ امنیت کسانی که می خواهند از پارک استفاده کنند پارک ها از ساعت 8 شب تا 10 صبح تعطیل است.
9) با توجه به اینکه نمازگزاران محترم ممکن است به دلیل آمدن باران خیس شوند، لذا پارک اسلامی بصورت مسقف خوهد بود و برای ایجاد زیبایی پارک اسلامی یکی از زیباترین گنبدهای خاورمیانه قرار است برفراز این پارک ساخته شود.
10) با توجه به اینکه ایجاد سقف برای پارک اسلامی برای درختان ممکن است زیان داشته و باعث نابودی درختان شود، لذا کلیه درختان از پارک قطع شده و یا به بیرون پارک منتقل می شوند تا علاوه بر حفظ محیط زیست از هرگونه سوء استفاده از سایه درخت جلوگیری شود.
11) با توجه به اینکه ممکن است کسانی که به پارک بیایند بخواهند نمازهای یومیه خود را در پارک بخوانند، لذا زیباترین محراب پارک های خاورمیانه در این پارک ایجاد خواهد شد و هر روز نماز جماعت در پارک اسلامی برگزار می شود.
12) برای ورود به پارک اسلامی بعثت همراه داشتن مدارک زیر الزامی است:
الف- شناسنامه، گذرنامه و گواهینامه همراه با کپی از کلیه صفحات هر سه مدرک.
ب- برگه رضایت از ولی
پ- 12 قطعه عکس از روبرو در حال اخم
ت- برگه تائیدیه از بسیج محل یا یکی از سفارتخانه های ایران در خارج و یا سفارتخانه های ونزوئلا و کوبا در تهران.
ث- در صورتی که سابقه زندانی و اعتراف داشته باشد، یک کپی از فیلم اعتراف با زیر نویس.

ای میل های مستهجن
فکر می کنید در کدام کشور جز آمریکا ممکن بود چنین اتفاقی بیفتد؟ یک سناتور آمریکایی به دلیل زدن ای میل های مستهجن به اشخاص نابالغ استعفا داد و از مردم آمریکا عذرخواهی کرد. فرض کنید آقای رضا هلالی مداح چنین ای میلی به یک دختر 16 ساله زده بود و این ای میل لو رفته و فاش شده بود. فکر می کنید چه اتفاقی می افتاد:
اول: رضا هلالی در نامه ای سرگشاده اعلام می کرد که این خانم همسر من بوده و این ای میل توسط دشمنان اسلام هک شده و در اینترنت گذاشته شد.
دوم: کلیه مداحان تهران ضمن پشتیبانی از رضا هلالی از اینکه افرادی وارد حریم خصوصی یکی از مومنان( حریم خصوصی فقط برای مداحان باید رعایت شود) شده اند اعلام انزجار می کردند.
سوم: رضا هلالی از آن پس محبوبیت دو چندان پیدا می کرد و بطور محسوسی بچه های زیر 18 سال در مراسم مداحی او شرکت می کردند.
چهارم: رضا هلالی برای اعتراض به افشای این ای میل، تکیه خود را تعطیل می کرد و سپس رئیس جمهور شخصا تماس می گرفت و از او می خواست تکیه خود را بازگشائی کند و از این پس پس ورد خودش را هر هفته دو بار عوض کند.

چمران و ریاکاران
مهندس پشم شیشه معروف به چمران گفت: « بسیاری با ریاکاری خودشان را طرفدار این دولت نشان می دهند، در حالی که با آن مخالفند.» آگاهان ضمن تائید این نکته اعلام کردند که این موضوع طبیعی است و اصولا آدم نمی تواند طرفدار این دولت باشد، مگر اینکه واقعا ریاکار باشد یا به نحوی از چاوز خوشش بیاید.

دوم دام و سفر کانادا
برنامه سفر من به آمریکا و کانادا از هفته آینده آغاز می شود. جزئیات این برنامه در وب سایت دوم دام دات کام اعلام می شود. در حال حاضر هم مقدمات این داستان را در وب سایت مذکور گذاشته ام. می خواهم در جریان سفر آمریکا، سفرنامه ام را به صورت روزانه در دوم دام دات کام بگذارم و با توجه به این که سفرنامه قبلی را هم کمابیش نوشته ام، از همین حالا، یعنی از یک هفته قبل از سفر نوشتن این سفرنامه را شروع می کنم. اتفاقی که بار قبل برای من افتاد این بود که با جامعه ای مواجه شدم که خودم درباره اش قضاوت داشتم و قضاوت خوبی هم نداشتم. در حقیقت این سفرنامه نوعی شناخت از یک دنیای دیگر است. از کلیه دوستانی که نوشته های غیرسیاسی من را می خوانند دعوت می کنم به دوم دام دات کام سر بزنند و نظرات شان را هم برای من به آدرسی که در وب سایت نوشته شده بفرستند.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 1:41  توسط ابراهیم نبوی  | 

چگونه مشهور شویم؟

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۴ مهر ۱۳۸۵

در راستای اینکه در حال حاضر در هواپیما بسر می برم و نمی توانم اخبار مملکت را بخوانم و درباره خبرهای روز چیز بنویسم، لذا به مطلب زیر توجه فرمائید.

شهرت یکی از موضوعات مهم در جهان بشری است و بر همگان لازم و ضروری و واجب و چیزهای دیگر است که تلاش کنند تا مشهور شوند و بعد از اینکه مشهور شدند، پولدار شوند و بعد از اینکه پولدار شدند، قدرت به دست بیاورند و بعد هر غلطی دلشان می خواهد بکنند. با توجه به اینکه راههای مشهور شدن در دنیا متفاوت است، لذا ما راههایی را که در هر کشوری باعث شهرت می شود اعلام نموده و نشان می دهیم که چگونه می توانید در عرض کمتر از 24 ساعت معروف و مشهور شوید. برای شما آرزوی شهرت و موفقیت بیشتر را داریم.

ایتالیا: کار ساده ای است. اگر سیاستمدار هستید با یک زن مجری تلویزیون و اگر زن هستید با یک مجری تلویزیون ازدواج می کنید. بعدا به شکلی که همه بفهمند یک عمل جراحی زیبایی روی صورت تان انجام می دهید، پاپاراتزی ها در عرض یک هفته تمام مطبوعات و تلویزیون را پر می کنند از فیلم ها و عکس های تن و مشهور می شوید

آمریکا: به مدت شش ماه هر روز شروع می کنید به گفتن حرف هایی احمقانه و بی سروته، در نتیجه مردم شما را در انتخابات به عنوان رئیس جمهور انتخاب می کنند. اگر به گفتن جملات احمقانه تان ادامه دادید شهرت بین المللی پیدا می کنید وگرنه در دور بعد کسی که حرف هایی جالب تر از شما بزند انتخاب می شود.

فرانسه: مهم نیست چند ساله هستید، در هر حال در مسابقات استار آکادمی تلویزیون شرکت می کنید و تلاش می کنید دقیقا همه کارهایی که خوانندگان آمریکایی می کنند انجام دهید، باید نشان بدهید که خیلی موجود معصوم و تنهایی هستید و جلوی دوربین تلویزیون گریه تان می گیرد. در نتیجه شهرت پیدا می کنید و سی دی موسیقی تان از خوانندگان حرفه ای هم پرفروش تر می شود.

انگلیس: به آمریکا می روید و در آنجا مشهور می شوید و به انگلیس برمی گردید و سعی می کنید از شهرتی که در آمریکا بدست آوردید استفاده کنید. فقط یادتان باشد که در انگلیس شهرت به هیچ دردی نمی خورد، چون هرچه مشهورتر باشید امکان موفقیت تان کمتر است.

هلند: اگر زن هستید بهتر است از هلند به فرانسه بروید تا معروف بشوید، و در صورتی که مرد هستید یا فکر می کنید که چنین است، بهتر است فوتبالیست بشوید تا شهرت پیدا کنید، برای شهرت بیشتر بهتر است در تیم های انگلیسی بازی کنید.

شوروی سابق: دو راه دارید، یا از کشور خارج می شوید و علیه حکومت حرف می زنید، در این صورت یک ماه مشهور و بقیه عمر بیچاره می شوید، یا اینکه عضو رهبری حزب می شوید که در این صورت دو سال بدنام می شوید و بقیه عمر راحت زندگی می کنید.

روسیه فعلی: هرگز این کار را نکنید، چون یک روز بعد از اینکه تصمیم به مشهور شدن گرفتید، دو نفر جوان که صورت شان را هم پوشانده اند و هیچ ربطی به مافیا و پوتین ندارند، دو تا گلوله توی مغزتان شلیک می کنند و حتی خبر قتل تان را هم با اسم خودتان چاپ نمی کنند.

ترکیه: تغییر جنسیت می دهید، خواننده می شوید، موهای تان را بور می کنید و همیشه لباس های براق می پوشید و دائما در تلویزیون برنامه اجرا می کنید، تا مدتی دیگر شما معروف ترین چهره شهر هستید.

هند: اول مادرتان را از دست می دهید، بعد با بدبختی و دست فروشی در بمبئی کاری پیدا می کنید، بعد به لندن می روید و لیسانس می گیرید، بعد به آمریکا می روید و در آنجا دکترای شیمی آلی و فوق تخصص تجارت می گیرید و بعد برمی گردید به هند و بعد از گذراندن یک دوره رقص، در بالیوود هنرپیشه می شوید.

عراق: یک گروه تروریستی تشکیل می دهید. بعد از یک هفته شهرت بین المللی پیدا می کنید و در حال دستگیر شدن کشته می شوید.

کوبا: فیدل کاسترو می شوید، اگر موفق نشدید کاسترو شوید، مطمئن باشید نمی توانید معروف شوید.

کره شمالی: بهتر است هر چه زودتر خودتان را به تیمارستان معرفی کنید.

ایران: سه راه وجود دارد؛ یا علیه رهبری حرف می زنید، در این صورت چند ماه در داخل کشور معروف می شوید و بعد اگر به خارج از کشور آمدید چند ماهی هم در خارج از کشور معروف می شوید، یا اینکه علیه هاشمی رفسنجانی حرف می زنید، در این صورت قطعا مشهور می شوید، فقط باید جوری حرف بزنید که همه فکر کنند که شما چیزهایی را می دانید که هیچ کس دیگری نمی داند. یک راه دیگر برای شهرت در ایران هم این است که تاریخ مشخصی را برای تغییر حکومت اعلام کنید، در این صورت به مدت یک ماه مشهور شده و بعد از رسیدن تاریخ مقرر شهرت شما تحت الشعاع شهرت کسی که تاریخ بعدی را اعلام کرده است، قرار می گیرد.

نتیجه گیری اخلاقی: شهرت چیز خوبی است به شرطی که کسی شما را نشناسد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 1:21  توسط ابراهیم نبوی  | 

یوسف اسلام مناخیم شولان می شود

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۱ مهر ۱۳۸۵

دو تا احمدی نژاد داریم: یکی که در داخل کشور است و رئیس جمهور است و یکی که در سطح جهانی مطرح است و رهبر ایران است. این دو با هم تفاوت هایی دارند.

1) وقتی احمدی نژاد در داخل کشور است، باید گرانی را کنترل کند، کشور را اداره کند، انتخابات برگزار کند، جواب حقوق های شش ماه دریافت نشده را بدهد، با مسائل فرهنگی و اجتماعی درگیر شود و محدودیت برای اهل فکر و فرهنگ و دانش ایجاد کند، جلوی مخالفت های سیاسی با حکومت را بگیرد و هزار مصیبت و بدبختی و بیچارگی که اصلا قد این بابا نمی رسد که به این مشکلات جواب دهد.
2) وقتی احمدی نژاد در خارج از کشور است، می شود کسی که می خواهد مشکلات جهان را حل کند، با آمریکا مخالف است، با اسرائیل مخالف است، با دیکتاتوری و محدودیت مخالف است، می خواهد با محدودیت برای اهل فکر و فرهنگ و دانش مبارزه کند، با مخالفان سیاسی حکومت ها همراهی می کند، مصاحبه می کند و با حرف زدن همه مسائل را حل می کند. وقتی احمدی نژاد در خارج است می شود یک غول گنده که از هیچ چیزی نمی ترسد.
3) احمدی نژاد در داخل کشور هیچ راه حلی برای مشکلات بی پایان اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ایران ندارد، در حالی که در سطح جهانی او برای همه مشکلات راه حل های ابتکاری دارد.
4) احمدی نژاد داخلی کسی است که با 30 درصد آرای کنترل شده و خریداری شده در یک انتخابات مخدوش و تحریم شده رئیس جمهور شده است و از همان اول گفته است که فقط برای اجرای دستورات رئیس جمهور شده است، در حالی که احمدی نژاد خارجی کسی است که همه در دنیا گمان می کنند که او نماینده اکثریت ایرانیان پابرهنه و فقیر و تحت فشار و رهبر مسلمانان ایران است و همه مسوولان کشور زیر نظر او هستند. در حالی که او به مصباح و گاهی به مزاح به رهبری می گوید من همه چیز را از شما و امام زمان دارم. و در عین حال قسمت های مهم دولت هم دست او نیست. یعنی بهتر که نیست وگرنه مذاکرات هسته ای و شهرداری تهران و وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی را هم گند میزد.
5) وقتی احمدی نژاد وارد تهران می شود به عمق 1.5 متر در مردابی که با اقدامات خودش و مشکلات جاری کشور ایجاد شده فرو می رود و فقط سرش می ماند بیرون از تا نفس تازه کند، و وقتی از تهران بیرون می رود می شود رئیس جمهوری که کشورش پول دارد، مشکل ندارد و رهبری خاورمیانه را در دست دارد و روی آسمان راه می رود و از آسمان برای ملت های دربند دست تکان می دهد.
6) شما فکر می کنید چرا احمدی نژاد دوست ندارد در تهران باشد و دائما به هر بهانه ای از کشور و یا تهران بیرون می رود؟ مساله این است!

حماس فتح می کند
حالا این حرف را در تهران بزنی فورا می شود مساله روزنامه شرق و کاریکاتور آن خر بیگناه. لابد می گفتند وقتی می گویی خدا خر را شناخت، شاخش نداد، منظورت رئیس جمهور است. نه بابا، منظورم ربطی به احمدی نژاد ندارد. مشخصا باید بگویم که منظورم حماس است. بیخود نیست که حماس قدرت را نمی تواند در دستش نگه دارد. دیروز کارکنان دولت فلسطین که شش ماه است به دلیل قطع کمک های خارجی حقوق نگرفتند، برای اعتراض به حماس به عنوان قدرت اصلی دولت فلسطین اجتماع کردند. نیروهای شبه نظامی حماس هم برای اینکه مشکلات مالی آنها را حل کنند، به سوی آنان شلیک کردند و هشت نفر از آنان را کشتند. آگاهان اعلام کردند که معمولا برای کشتن هشت نفر فلسطینی حداقل ده بمب باید توسط اسرائیل شلیک شود تا این مادرمرده ها کشته شوند. فعلا حماس همه مشکلات فلسطینی ها را حل کرده؛ فقط در گذشته که قدرت در فلسطین دست نیروهای سازشکار بود، احتمالا فلسطینی ها به دست اسرائیلی ها کشته می شدند، حالا به دست هموطنان خودشان کشته می شوند. منظور این بود که تعدادی کشته شوند که آن هم در حال انجام است.

الهام و تورم
من فکر می کنم این دفعه به جای اینکه الهام به زنش الهام کرده باشد که چی بگو و چی بنویس، فاطی خانوم شوهرش را مورد الهام قرار داده است. امروز غلامحسین الهام در مورد تورم اظهار نظر کرد. وی موفق شد پس از یک ساعت که علت گران شدن کالاها را توضیح داد، اعلام کند که اصلا چیزی به اسم تورم و گرانی در کشور وجود ندارد. به بخش هایی از سووال و جواب که بعد از مصاحبه رسمی بین ما و استاد الهام انجام شده است، توجه نمائید:
ما: لطفا بفرمائید که علت افزایش قیمت حبوبات چیست؟
استاد الهام: قیمت حبوبات قائدتا نباید افزایش یابد، ما واقعا به دو دلیل شگفت زده شدیم. چون رئیس جمهور با این موضوع مخالف است. ظاهرا علت افزایش قیمت حبوبات این است که چون قیمت جهانی حبوبات افزایش پیدا کرده است، قیمت حبوبات هم خودشان سرخود افزایش یافتند که ما فعلا از طریق آقای مرتضوی تمام انواع نخود و لپه و عدس و بخصوص لوبیا چیتی را تحت نظر گرفتیم که اگر قیمت شان را پائین نکشند آنها را دستگیر می کنیم.
ما: آیا حبوبات ایرانی از خارج وارد می شود که قیمت آن هماهنگ با افزایش قیمت جهانی افزایش یافته است؟
استاد الهام: نه، حبوبات ایران از خارج وارد نمی شود و اتفاقا ما از همین تعجب کردیم.
ما: آیا قیمت جهانی حبوبات افزایش یافته است که روی قیمت این کالاها در ایران اثر گذاشته است؟
استاد الهام: ما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که قیمت این کالاها در جهان افزایش یافته است.
ما: اگر قیمت حبوبات در ایران افزایش نیافته، چطور باعث افزایش قیمت در ایران شده است؟
استاد الهام: دومین چیزی که باعث تعجب ما شده همین است. واقعا دولت در این مورد شگفت زده شده است.
ما: لطفا بفرمائید علت افزایش قیمت مرغ چیست؟
استاد الهام: ما سه تا دلیل تا امروز صبح ساعت ده پیدا کردیم، اولا اینکه آنفلوآنزای مرغی وارد اروپا شد و با وجود اینکه موفق نشد به ایران بیاید، اما باعث افزایش قیمت شد. دوم اینکه مرغداری ها یادشان رفته بود که تخم مرغ ها را بگذارند که مرغ بشود و به همین دلیل چون تخم مرغ گذاشته نشده بود، مرغ هم تولید نشد. دلیل سوم هم این بود که برخی از مطبوعاتی که روی مرغ ها تاثیر دارند، در رابطه با انتخابات توطئه ای را باصطلاح خواستند به راه بیندازند. در همین رابطه دولت به برخی از این مرغ ها ابلاغ کرد که اگر به موقع تخم نگذارند با آنها برخورد شدید می کند، که یکی از مرغ های بی تربیت گفته بود به تخمم که چون خیلی مرغ بی ادبی بود فعلا فاطی خانم مشغول گفتگو با ایشان هستند، چون زبان همدیگر را خوب می فهمند.
ما: لطفا بفرمائید که علت افزایش قیمت سبزیجات چیست؟
استاد الهام: علت قیمت [البته افزايش را تو می گوئی وگرنه ما خودمان از طریق برادر مفتح خبرداریم که کاهش هم داشته منتهی نه آن قدر که قرار بود در برنامه ضيافت کاهش داشته باشد] سبزیجات عمدتا این بود که چون در دو ماه گذشته مسابقات گاوبازی در اسپانیا موقتا متوقف شده بود و گاوهایی که در این مسابقات کشته می شدند، کشته نشدند، قیمت یونجه و علف در اسپانیا افزایش پیدا کرد، چون مصرف کننده های گاو تقاضای شان افزایش پیدا کرده بود، در نتیجه قیمت جهانی یونجه و علف روی قیمت سبزیجات در ایران هم تاثیر گذاشت که ما در این مورد سفیر اسپانیا را احضار کرده ایم و اگر آنها سریعا مسابقات گاوبازی را آغاز نکنند، تصمیم داریم فدراسیون فوتبال را تبدیل به فدراسیون گاوبازی کنیم تا قیمت سبزیجات کاهش یابد و فرمایش مقام معظم رهبری نیز برای کاهش قیمت ها، اجرا شود.
ما: لطفا بفرمائید قیمت شیر و لبنیات چرا افزایش یافته است؟
استاد الهام: علت افزایش کلیه اقلام لبنیاتی به شرایط انتخابات برمی گردد که بسیاری از گاوهای عزیز با سوء استفاده از شرایط حساس کشور و نیازهایی که ما به آنها داریم بطور ناجوانمردانه ای از شرایط سوء استفاده کرده اند و قیمت لبنیات بالا رفته است.
ما: علت افزایش شیرینی جات و زولبیا بامیه در ماه مبارک رمضان چیست؟
استاد الهام: در این مورد عمدتا روزنامه های دانمارکی مقصرند که با کاریکاتورهای ضد اسلامی شان قیمت کلیه شیرینی جات را افزایش دادند که دولت از این بابت خیلی ناراحت است. در ضمن برادر مفتح معاون محترم و جدید وزارت بازرگانی خودش یک جعبه زولبیا برای خانه ما فرستاد و دو تومن بیشتر نگرفت و به ما مدلل شد که این شایعات کار کسانی است که میخواهند دولت سقوط کند.
ما: شما بارها اشاره کردید که قیمت های جهانی افزایش یافته است، به نظر شما چه چیزی در افزایش قیمت های جهانی تاثیر داشته است؟
استاد الهام: مهم ترین چیزی که در افزایش قیمت جهانی تاثیر داشت، افزایش قیمت نفت بود که باعث شد درآمد دولت بشدت افزایش پیدا کند، البته دولت امیدوار بود که افزایش قیمت نفت فقط باعث افزایش درآمد ما بشود، متاسفانه موسسات تجاری جهان به ما خیانت کردند و بعضی از کالاها مثل بنزین افزایش پیدا کرده که ما از این موضوع بسیار ناراحتیم. تازه حالا هم که قیمت نفت پائین آمده بی انصاف ها نه بنزين و نه هیچ چیز دیگر را ارزان نمیفروشند.
ما: در مجموع به نظر شما علت افزایش قیمت ها چیست؟
استاد الهام: من بررسی کردم و متوجه شدم که افزایش قیمت ها بکلی شایعه است و اصولا روزنامه ها باعث افزایش قیمت شده اند، در حالی که در سال گذشته نرخ تورم 4 درصد کاهش یافته، ولی ما هنوز متوجه نشدیم که چطور اگر نرخ تورم کاهش پیدا کرده، پس چرا قیمت ها کاهش نیافته. که البته ما معتقدیم قیمت ها کاهش یافته است، اما خود قیمت ها معتقدند که کاهش نیافته اند.

یوسف اسلام، جمال، زیزو**
یوسف اسلام، کت استیونس سابق و خواننده دنیای وحشی و مای لیدی دانبارویل و غیره، از سه چهار روز قبل بعد از سی سال که کاملا مسلمان شده بود، به دنیای موسیقی تجاری بازگشت. وی هفته قبل کنسرت خصوصی اش را در حضور بیل کلینتون اجرا کرد. خوشمان آمد. البته یوسف اسلام از همان اول هم به اسلام بنیادگرا و تروریستی معتقد نبود و از همان اول با آیت الله خمینی و کارهای رادیکال مخالف بود. من فکر می کنم تمام آدم حسابی های مسلمان دنیا به شدت در مقابل تندروی های حزب اللهی موضع بگیرند و خودشان را در لجن احمدی نژاد و چاوز غرق نکنند. جمال دبوزه بازیگر مراکشی الاصل فرانسوی که در حال حاضر جزو سه چهار بازیگر اول محبوب فرانسه است، هفته گذشته در مصاحبه با نوول ابسرواتوار توضیح داد که چرا فرانسه را دوست دارد. جمال در هفته گذشته اولین فروشگاه کتاب فرانسه زبان را در مراکش افتتاح کرد. من فکر می کنم اگر احمدی نژاد یک سال دیگر همین مواضع را بگیرد، یوسف اسلام دوباره اسمش را به کت استیونس تغییر دهد و چه بسا که این دفعه بشود مناخیم شالون.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 22:34  توسط ابراهیم نبوی  | 

چهار جواب به چند سووال

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۲ مهر ۱۳۸۵

در راستای مسائل مختلف کشور و سووالات مختلفی که در کشور پرسیده می شود و خواهد شد، سووالات زیر برای پاسخگوئی ارائه شده است. لطفا به یکی از گزینه ها یا هر چند تا دلتان خواست پاسخ دهید.

یکی از گزینه های زیر را به زور انتخاب کنید: علت گرانی ها چیست؟**
1) مطبوعات مخالف دولت؟
2) خبرنگاران مطبوعات مخالف دولت؟
3) کاغذفروشانی که به مطبوعات کاغذ می فروشند؟
4) گرانی وجود ندارد.

آیا نامه آیت الله خمینی در مورد پایان جنگ باید منتشر می شد یا نه؟
1) با وجود اینکه قبلا منتشر شده بود، نباید منتشر می شد؟
2) اصولا بهتر است نامه احمدی نژاد منتشر شود؟
3) امام خمینی خیلی مهم بود، ولی این نامه نباید نوشته می شد؟
4) امام خمینی باید منتشر می شد، ولی نامه اش نباید منتشر می شد؟

بوش گفته است « من به جنگ عراق ادامه می دهم حتی اگر فقط زنم و سگم از من حمایت کنند»، علت بیان چنین جمله ای چیست؟
1) چون زن بوش و سگ وی تنها کسانی هستند که به او اعتراض نمی کنند؟
2) چون بوش به حرف زنش و سگش گوش می کند؟
3) چون بوش خیلی به مشورت اهمیت می دهد؟
4) در مورد بوش هیچ چیزی دلیل نمی خواهد؟

آیا ایران قصد تعلیق غنی سازی اورانیوم را دارد یا ندارد؟**
1) در پاریس بله، در تهران نه؟
2) در ژنو و پاریس و نیویورک بله، در تهران نه؟
3) اگر مردم ایران متوجه نشوند بله، و اگر متوجه نشوند نه؟
4) روزهای فرد هفته بله، روزهای زوج هفته نه؟

آیا آمریکا قصد دارد به ایران حمله کند؟
1) اگر هم داشته باشد ما فکر می کنیم ندارد؟
2) اگر آمریکا هم قصد نداشته باشد، ما کاری می کنیم که حمله کند؟
3) اگر هم حمله کند، ما اعلام می کنیم که حمله نکرده است؟
4) آمریکا جرات ندارد به ایران جمله کند، همانطور که به افغانستان و عراق حمله نکرد؟

احمدی نژاد گفته است: « متاسفانه بعضی ها با زیر سووال بردن افتخارات ملت، مسائلی را مطرح می کنند که ارتباط به امروز ندارد.» منظور رئیس جمهور از افتخارات ملت چیست؟
1) محمود احمدی نژاد
2) احمد محمودی نژاد
3) احمدی نژاد خالی
4) احمدی نژاد با ماست

وزیر آموزش و پرورش گفته است: « نتیجه کارم در آموزش و پرورش در ده سال اخیر بی نظیر بوده است.» منظور جناب وزیر با کدامیک از ضرب المثل های زیر مطابقت بیشتری دارد؟
1) از خودت گذشته خدا عقلی به بچه هات بده؟
2) اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت رو بگذار زمین و بمیر؟
3) خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی؟
4) اگر باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی می کرد؟

بشار اسد گفت: « باید پذیرفت که جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی است.» علت بیان این جمله چیست؟
1) چون بشار اسد دوست دارد آمریکا به جای اینکه به سوریه حمله کند، به ایران حمله کند؟
2) چون ایران قدرت اتمی نیست، ولی بشار اسد دوست دارد باشد؟
3) چون ایران یک قدرت اتمی است، ولی خودش هنوز خبر ندارد؟
4) چون بشار اسد مدتی است که مریض است و حرفهای عجیبی می زند؟

یکی از نمایندگان مجلس گفت: « هیات رئیسه مجلس چسب بر دهان نمایندگان زده است.» علت این اقدام از نظر شما چیست؟
1) چون ممکن است نمایندگان حرف بزنند؟
2) چون چسب برای توسعه کشور و انرژی اتمی مفید است؟
3) چون قبلا که دهان شان را با دست گرفته بودند، دست شان تفی شده بود؟
4) چون مجلس در راس امور است و هیات رئیسه می خواهد با چسب مجلس را در همان راس امور نگه دارد؟

برای پیشرفت علمی کشور چه باید کرد؟**
1) باید اورانیوم را غنی سازی کرد؟
2) غنی سازی اورانیوم باید انجام شود؟
3) باید کاری کنیم که اورانیوم غنی سازی شود؟
4) اگر غنی سازی اورانیوم انجام نشود هیچ فایده ای ندارد؟

لطفا پاسخ های تان را در برگه ای که دارید بنویسید و به آن فکر کنید.

اگر بار گران بودیم و دوم دام، اگر نامهربان بودیم و دوم دام
فعلا که دارید این مطالب را می خوانید من در حال جمع و جور کردن مسواک و خمیر دندان و بستن چمدان و بردن لب تاپ و این جور چیزها هستم. احتمالا وقتی خواندن مطلب تمام شد، من توی هواپیما نشسته ام. امروز عصر هم می رسم به واشنگتن و یکی دو روزی آنجا هستم تا بروم به تورنتو و مونترال و غیره و دوباره برگردم به آمریکا. این سفر یک ماه و نیم طول می کشد و طبعا بعد از آن دوباره برمی گردم بروکسل. در این مدت هر روز مطالب مرا در روز خواهید خواند و سفرنامه من نیز در وب سایت دوم دام هر روز منتشر می شود، امشب چهارمین قسمت مطلب سفرنامه در دوم دام دات کام به روز می شود. در این سفر استاد ابوالفضل خان، یار و همراه دیرینه بنده که بسیاری از مطالب من نوشته ایشان است، همسفر من است و گاهی اشعاری را در مورد سفر می سراید. در قسمت چهارم سفرنامه این شعر را که از سروده های اوست، می خوانید

آدام باید مسافرت بکند
و در آن چیزهای مهم یاد بگیرد با خودش
از جمله بلیط خریدن و نشان دادن پاسپورت به آن مامور انتظامی
و به انگلیسی حرف نمودن با مردم
چون آنها که عقل ندارد و فارسی درک نمی کند در خارجه

به قول ربابه خاله مرحوم من!
مسافرت خوب است، چون بیل می زند و برای خانواده پول می فرستد.
ولی اگر زن جیرفت و عرقخور شد چی کار می کنی؟
و من بخاطر اینسان
که ای اینسان که مسافرت رفتی
آدام باش و در آنجا زن برای خودت نجیر، اگر یکی داری
و با خودت عراق تخور چون مستها
چون وقتی عرق خوردی حرف مفت بیخودی می زنی
و هی خواهر و مادر مردم را نگاه می کنی
مگر آدام نیستی و غیرت نداری؟
خوب است که وقتی مسافرت رفتی یک نفر به خواهر مادرت اون کار بکند؟
پس برو به خودت
برو به مسافرت
نه در صحرا مستراح کن و نه عرق و نه دو تا زن

و این شعر ابوالفضل بود

برای خواندن سفرنامه آمریکا و سایر نوشته های ابراهیم نبوی به وب سایت دوم دام بروید و اگر دوست داشتید به این وب سایت در سایت خودتان لینک بدهید. واقعا راست می گم.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 22:26  توسط ابراهیم نبوی  | 

نامه هایی برای تاریخ

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۰ مهر ۱۳۸۵

مملکت بامزه ای داریم. یک هفته چنان سیاست خارجی همه چیز کشور می شود، انگار که دولت موجود هیچ کاری غیر از شلوغ کردن در دنیا ندارد. همه وزرا می روند بازی بازی و سفر و ولگردی و رئیس جمهور هم برای عکس گرفتن و مصاحبه کردن سفر دور دنیا می کند. هفته بعد همه مسائل مملکت می شود انتخابات و گرانی و اعتصاب و افتتاح و افتضاح و افشاگری و اغواگری و از این جور قضایا، انگار نه انگار که سیاست خارجی در کشور نقشی دارد. فعلا احمدی نژاد در تهران است و مجبور است به اداره دولت بپردازد و کار دارد بیخ پیدا می کند. بدنبال انتشار نامه آیت الله خمینی، دیروز حسین شریعتمداری که فعلا در نقش حسنین هیکل دارد به اهرام ثلاثه مملکت فرمان می دهد، طی مقاله ای از ارتفاع 30 هزار پایی اعلام کرد: « رفسنجانی حق ندارد از نامه امام در زدوخوردهای شخصی خود استفاده کند.» آگاهان ضمن توضیح این موضوع اعلام کردند که فقط احمدی نژاد و محسن رضایی حق دارند از نامه امام برای زد و خوردهای شخصی خود استفاده کنند. از طرف دیگر حسین مرعشی هم یک علامت به آسمان پرتاب کرد و هشدار داد: « انتشار نامه امام هشدار به کسانی است که می خواهند کشور را در معرض تهدید قرار دهند.»
از طرف دیگر انتشار نامه آیت الله خمینی درباره پایان جنگ کلی تصاویر تثبیت شده در ذهن جامعه را دارد به هم می زند. تا قبل از انتشار این نامه چنین فکر می کردیم:
اول: ما فکر می کردیم که در جنگ پیروز شده ایم و چون عراق بمباران شیمیایی کرده بود، قطعنامه 598 پذیرفته شد، در حالی که به نظر می رسد از این خبرها نبود و در تمام سالهای آخر جنگ این فرماندهان ایثارگر و رشید با وجود اینکه می دانستند امکانات ندارند، بچه های مردم را می فرستادند جلوی تانک و توپ.
دوم: تا به حال فکر می کردیم که مشکل جنگ رهبری سیاسی کشور بود، در حالی که معلوم شده است که اتفاقا مشکل جنگ و شکست های پی در پی پایانی فرماندهان نظامی بودند که فعلا دارند نان پیروزی هایی را می خورند که اصلا اتفاق نیفتاده بود.
سوم: هیچ کس مشکلی با اینکه در این پیام چه چیزی گفته شده ندارد، فقط گفته می شود چرا این پیام به اطلاع مردم رسیده است.

دولت با گرانی مبارزه کند، چشم!**
بالاخره آقا هم به داستان گرانی گیر داد. دیروز هیات دولت که در خانه شان هیچی برای افطار نداشتند به بیت رفتند و قبل از افطار با رهبری دیدار کردند. آیت الله خامنه ای گفت: « دولت باید در جهت برطرف کردن گرانی تلاش کند.» در همین راستا احمدی نژاد تصمیم گرفت که با تغییر همه وزرای کشور و جایگزین کردن معاونین شان به جای آنها مشکل گرانی را تا شنبه آینده حل کند. آیت الله خامنه ای همچنین در حالی که منظورش یک نفر دیگر بود، گفت: «مهم ترین وظیفه مسوولان خدمت به مردم است.» در همین راستا احمدی نژاد تصمیم گرفت برای خدمت به مردم از هفته آینده یک سفر یک ماهه به آفریقا و آمریکای لاتین آغاز کند و سپس برای دویستمین بار به خراسان رفته و نتیجه تحقیقات هلوکاست را منتشر کند تا حسابی به مردم خدمت کند. از طرف دیگر برای اثبات خدمات مسوولان کشور به ملت ایران، اعلام شد که نمایندگان ملت برای کاهش گرانی کالاها با هزینه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به جزیره کیش سفر کرده اند تا بررسی کنند و ببینند که آیا قیمت کالاها در کیش هم بالاست یا فقط این اتفاق میمون و مبارک در تهران و سایر استانها اتفاق می افتد؟ به همین دلیل هم نمایندگان در بازگشت از کیش در حالی که یک چشم شان خون بود و یک چشم شان اشک و در دست شان یک ساک سوغاتی و زیر بغل شان کلی هندوانه های سازمان گردشگری بود، وارد مجلس شده و برای زدن توی دهان نخود و لوبیا و عدس و زولبیا بامیه که بدون توافق با دولت و مجلس قیمت شان افزایش یافته است، شش وزیر را به مجلس احضار کردند. و برای اين که مبادا مردم به ياد داستانی بيفتند که بر سر دعوت سازمان گردشگری سابق از نمايندگان مجلس هفتم پيش آمد و عده ای از اصولگرا ها که تازه نماينده شده بودند فریاد برداشتند صد سال سیاه ما از این لقمه های حرام دولتی در دهان نمی گذاریم. اما این دفعه چون اين لقمه توسط رحيم مشائی که قبلا هم سيصد میلیاردی از بودجه فرهنگی شهرداری را به همين ترتیب خرج کرده است ترتيب داده شده بود نه تنها رفتند، آن هم نه به مشهد بلکه به کيش. بلکه خانواده را هم بردند و در توضیح هم راست راست در چشم های عماد افروغ رييس کميسيون نگاه کردند و گفتند چون دعوت در تعطيلات نوروزی بود که نماينده ها در خدمت خانواده هستند ناگزير بايد با آن ها می رفتند. آخوند جمع هم گفت برای رسيدگی به امور قرآنی در جزيره لازم بود نظارت بکنیم. دوستان گفتند با خانواده. ايشان در مقام مجتهد جواب داد اما به محل های مشکوک بدون خانواده نمی رود. خلاصه اين که معلوم شد در اول وکالت رفتن به مشهد اشکال داشت و در وسطای آن رفتن به کيش با خانواده اشکال ندارد در آخرهای کار هم انشالله خدا نصيب کند با دعوت شرکت های نفتی سری به سواحل جنوبی فرانسه. البته در آن صورت هم گفته خواهد شد که بايد نمايندگان بدانند شرکت توتال و الف فرانسه که طرف قراردادهای نفتی هستند مبادا کار خلاف بکنند.

روزه خواری ممنوع!
من فکر می کنم همین که ما در ایران موفق شده ایم جامعه ای ایجاد کنیم که مثل جوامع غربی نیست، به تمام بدبختی هایی که داریم تحمل می کنیم می ارزد. حداقل مطمئن هستیم که فساد و فحشاء و خشونتی که تمام جهان را دربرگرفته در کشور ما وجود ندارد. یا حتی اگر وجود هم داشته باشد، ما می توانیم فکر کنیم وجود ندارد. در حالی که غربی ها نمی توانند این طوری فکر کنند. براساس اخبار منتشره در وب سایت انتخاب « جوانی مادرش را با چاقو کشت.» همچنین « یک دختر جواهرات خانواده را دزدید» اما همه خبرها بد و تلخ نیستند، مثلا در شهر اراک یک زن و شوهر مردی را که عامل جدایی آنها شده بود کشتند. از مرد قاتل که در اراک زندگی می کند، دو قبضه کلت کمری کشف شد. سردار طلایی هم که اول ماه رمضان اعلام کرده بود در این ماه جرائم کاهش می یابد، برای کاهش بیشتر جرم و جنایت شدیدا اعلام کرد که « شهروندان از تظاهر به روزه خواری در معابر تهران خودداری کنند.» آگاهان خاطر نشان کردند که اگر این اتفاق بیفتد، تمام جرایم و جنایات از بین می رود و کشور ما مثل کوبا کاملا اسلامی می شود.

انتخابات خبرگان
ظاهرا گوش شیطان کر و چشم شیطان کور، قرار است نیروهای میانه رو و اصلاح طلب و عصبانی (کروبی و سایر الوار مقیم مرکز) تا حد امکان در انتخابات ائتلاف کنند. محسن آرمین کاری را که باید انجام بدهد و درباره اش زیاد حرف نزند، اعلام کرد و گفت: « برگزاری انتخابات آزاد را به اقتدارگرایان تحمیل می کنیم.» در پی این اظهار نظر اقتدارگرایان که گردن شان را کج کرده بودند و خجالت می کشیدند، گفتند: « چشم، تحمیل می شویم.» فعلا قرار است مصباح یزدی که تقریبا مطمئن شده است که از قم رای نمی آورد، از تهران کاندیدا شود. تقریبا اخبار انتخاباتی در حال حاضر میمون و مبارک و چی توز و غیره است، فقط یک خبر بد داریم و آن این که اسم آیت الله حسنی در لیست خبرگان نیست. این خبر مرا شدیدا تکان داده است و امکان دارد که بزودی در این مورد یک نطق پیش از دستور معترضانه صادر شود.

شجریان، صفار هرندی و مجیدی**
خوشمان آمد! کمال ارادت تبریزی ما را به ایشان ابلاغ کنید. در پی پرتاب تعداد زیادی ذرت از سوی مجلس شورای اسلامی به وزیر ارشاد سابق که باعث اعتراض رسول صدرعاملی در یکی دو روز گذشته شده بود، مجید مجیدی فیلمساز باحال و دوست داشتنی سینمای ایران گفت: « در هیچ دوره ای در تاریخ مملکت، چه قبل و چه بعد از انقلاب، تا این اندازه توسط یک نهاد قانونگذار به هنر و هنرمند توهین نشده است.» البته این اعتراض بسیار مهم و قابل تقدیر است، اما واقعیت این است که این نمایندگان مجلس هفتم هنوزبه ضرورت آسفالت خیابان پی نبرده اند، طبیعی است که فکر کنند هنرمند یعنی چند نقطه... در ادامه همین راستا دیروز شجریان و صفار هرندی پشت درهای بسته با هم مذاکره کردند. ظاهرا پس از این دیدار صفار هرندی به این تتیجه رسید که چیزی به اسم موسیقی سنتی ایرانی وجود دارد که از نظر فرهنگی مهم است و شجریان هم به این نتیجه رسید که چیزی به اسم مسوولان فرهنگی وجود دارند که باید برای آنها توضیح داد که فرق شجریان با جلال همتی چیست.

طرح تغییر ساعت
بالاخره بعد از شش ماه توضیح احمدی نژاد یک راه حل ابتکاری برای تغییر ساعت پیدا کرد. یکی از نزدیکان وی توضیح داد که رئیس جمهور تصمیم گرفته است که در نیمه دوم سال با گذاشتن یک صندلی زیرپایش ساعت را به عقب بکشد. این اقدام که در حال انجام بود، با برخی مشورت ها انجام نشد. مشاورین برای رئیس جمهور توضیح دادند که چون ساعت را قبلا جلو نکشیده است، الآن نمی تواند عقب بکشد. به همین دلیل فعلا طرح تغییر ساعت متوقف مانده است، اما قرار است این طرح ابتکاری رئیس جمهور برای ثبت در مرکز ثبت اختراعات و اکتشافات اعلام شود.

کافه ترانزیت
من هنوز نمی فهمم چرا خبرها را این طوری اعلام می کنند. یک جوری خبر می دهند که آدم فکر می کند فیلم « کافه ترانزیت» جایزه اسکار را برده است. البته برای ما ایرانیان که اخیرا انوشه انصاری یکی از هموطنان مان که اگر در تهران بود، با دوچرخه هم اجازه نداشت تا سرکوچه برود، افتخار بزرگی است که وی اولین زن فضانورد تاریخ است، اما، که چی؟ براساس اطلاعات منتشره فیلم کافه ترانزیت نماینده سینمای ایران برای رقابت در دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی شده است. من فکر می کنم فیلم بازگشت پدرو آلمادوار جایزه را بگیرد. از کلیه هموطنان درخواست می شود زیاد جوش نیاورند، داغ نکنند، شب دچار بیخوابی نشوند و مثل جام جهانی نشود که همه فکر می کردیم ایران قرار است چهار تا گل به پرتقال بزند و خبری نشد. راستی چه خبر از علی دائی؟

سزارین و زیبایی**
اصولا مساله زیبایی برای ما ایرانیان بسیار مهم است. چنانکه در طول تاریخ هم گفته شده است « زن باید قشنگ باشه، سفید و کمی چاق» و در عوض اعلام شده است که « مرد باید کچل باشه، زشت و بداخلاق». در همین راستا و با توجه به سفارش پیشینیان که گفته اند« بکشین و خوشگلم کنین» اعلام شد که آمار سزارین در ایران سه برابر اروپاست. آگاهان افزودند که مصرف لوازم آرایشی ایران نیز شش برابر اروپاست و برای ترکیدن چشم حسود همچنین اعلام شد که ایران رکورددار جراحی زیبایی در تمام جهان است. برخی ناظران آگاه از جراحان پوست درخواست کردند که از این پس یا رئیس جمهورمان را هم عمل جراحی کنند یا اینکه به جای پخش تصاویر او تصویر هدیه تهرانی را به دنیا نشان دهند.

سفرنامه آمریکا در دوم دام در حال انتشار است
فعلا دارم شدیدا کار می کنم که برنامه های سفر و اجرای استندآپ کمدی در کانادا و آمریکا درست پیش برود. فعلا همه چیز در حال پیشروی است. ظاهرا در تورنتو فروش بلیط ها تمام شده و احتمالا باید یک فکری برای این موضوع بکنیم. انتشار سفرنامه آمریکا را هم در سایت دوم دام دات کام شروع کردم. قسمت اول آن دیروز صبح و قسمت دوم آن دیشب روی سایت گذاشته شد. ضمنا با دوستی که مشاور فنی سایت دوم دام است صحبت کردم و ایشان گفت که امکان گذاشتن صدای نطق های پیش از دستور و فایل های صوتی دیگر را در این وب سایت دارم. به همین دلیل از فردا بخش فایل های صوتی دوم دام را هم راه می اندازم. به دوم دام مراجعه کنید.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 12:6  توسط ابراهیم نبوی  | 

علائق مشترک

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۶ مهر ۱۳۸۵

در یک مصاحبه مطبوعاتی احمدی نژاد اعلام کرد: « من و بوش علایق مشترکی برای ایجاد صلح جهانی داریم.» آگاهان قبلا در مورد علائق مشترک این دو نفر به چیزهای مختلف، حدس های مختلفی زده بودند، اما هرگز حدس نمی زدند که این دو نفر علاقه ای به صلح داشته باشند، چه رسد به اینکه این علاقه، مشترک هم باشد. به همین دلیل، تعداد زیادی از کارشناسان صلح و روانکاوان موجودات روانپریش و متخصصان امور سیاستمداران و زبانشناسان و کارشناسان صلح و جنگ، اجتماع کرده و طی یک تلاش مذبوحانه موفق شدند، علائق مشترک بوش و احمدی نژاد را به صلح جهانی کشف کنند. برخی از موارد این علائق به این شرح است:

موشک: یکی از علائق مشترک بوش و احمدی نژاد موشک های دوربرد است. این دو نفر علاقه خاصی به مصرف موشک دوربرد برای صلح جهانی دارند. هر دو معتقدند که باید موشک های دوربرد را برای کشورهایی مانند اسرائیل و لبنان فرستاد تا با شلیک این موشک ها اولا مردم جهان نیاز به صلح را حس کنند، ثانیا با تمام شدن این موشک ها خطر استفاده از آنها کاسته شود.

خاورمیانه جدید: یک علاقه مشترک میان بوش و احمدی نژاد طرح خاورمیانه جدید است. اصولا کشورهای خاورمیانه دو گروه هستند؛ گروه « الف» و گروه « ب». علاقه مشترک بوش و احمدی نژاد این است که بوش معتقد است حکومت کشورهای گروه «الف» از جمله ایران باید تغییر کند تا خاورمیانه جدید و در نتیجه صلح جهانی بوجود بیاید، احمدی نژاد هم معتقد است حکومت کشورهای گروه « ب» باید تغییر کند تا صلح جهانی بوجود بیاید. این دو نفر در یک تلاش مشترک برای صلح جهانی دارند می جنگند تا خاورمیانه قدیمی نابود شود، تا احتمالا یک خاورمیانه جدید بوجود بیاید.

حقوق بشر: یک علاقه مشترک میان بوش و احمدی نژاد برای رسیدن به صلح جهانی این است که هر دو نفر معتقدند که حقوق بشر باید اجرا شود تا صلح جهانی بوجود بیاید. به همین دلیل احمدی نژاد از اجرای کامل حقوق بشر در آمریکا دفاع می کند و بوش نیز خواستار اجرای کامل حقوق بشر در ایران است. هر دو نفر هم جاهائی را در دست دارند که می تواند الگوی حقوق بشرشان باشد. اوين و گوانتانامو.

هواپیمای جنگی: بوش و احمدی نژاد علاقه خاصی به استفاده از هواپیماهای جنگی دارند، چون تا وقتی هواپیماهای جنگی وجود دارند، این هواپیماها می توانند با پرتاب بمب به مناطقی که مخالفین صلح در آن زندگی می کنند، میزان مخالفت با صلح را کاهش داده و در نتیجه جنگ را از بین ببرند.

علائق خانوادگی: احترام به خانواده برای رسیدن به صلح جهانی یکی دیگر از علائق مشترک میان بوش و احمدی نژاد است. این دو نفر احترام زیادی برای خانواده قائل هستند، و به همین دلیل دوست دارند با خانواده شان به کشورهای مختلف دنیا سفر کنند. معمولا فایده این سفرهای خانوادگی این است که زن رئیس جمهور با زن آن یکی رئیس جمهور دست می دهد و همدیگر را ماچ می کنند و این موضوع به صلح جهانی کمک می کند، البته چون در مورد احمدی نژاد دست و ماچ و از این جور چیزها وجود ندارد، کانون خانواده از راه دور گرم می شود.

مساله اروپا: یک علاقه خاص و مشترک میان بوش و احمدی نژاد در راستای صلح جهانی مساله اروپاست. این دو نفر نفرت خاصی به اروپا دارند، چون اروپایی ها کتاب های مختلفی نوشته اند و رهبران اروپا آدمهایی هستند که گاهی اوقات فکر می کنند و این امر برای این دو رئیس جمهور علاقمند به صلح جهانی بسیار دشوار است، به همین دلیل ترجیح می دهند که به جای اینکه با اروپایی ها کنار بیایند، خودشان هم با هم کنار نیایند که صلح جهانی از این طریق تضمین شود.

انتخابات: یکی دیگر از علائق مشترک میان احمدی نژاد و بوش در راه رسیدن به صلح جهانی برگزاری انتخابات عادلانه در جاهای مختلف دنیا، غیر از کشورهای خودشان است. آنها دوست دارند در تمام دنیا رفراندوم برگزار شود و دائما روسای جمهور عوض شوند تا صلح جهانی به خطر نیافتد، اما چون خودشان باید مواظب بقیه باشند با انتخابات و رفراندوم در کشور خودشان مخالفند. به همین دلیل بوش و احمدی نژاد تلاش می کنند نتیجه انتخابات طوری برگزار بشود که صلح جهانی به خطر نیفتد و در نتیجه خودشان انتخاب می شوند.
تبصره: هر دو نفر با دست کاری در صندوق و بالاخره هم با درصد ناچيزی به رياست جمهوری رسیده اند.

دموکراسی: یکی از علائق خاص و ویژه و مشترک میان روسای جمهور ایران و آمریکا احساس مشترک آنها نسبت به دموکراسی است، بوش دموکراسی را نمی فهمد و از آن خوشش می آید، احمدی نژاد هم دموکراسی را نمی فهمد و از آن متنفر است. از طرفی نیروهای روشنفکر و دموکرات در دنیا و بخصوص آمریکا و ایران دارای احساس های جالبی در مورد این دو نفر هستند، روشنفکران اروپایی و آمریکایی چون احمدی نژاد را نمی شناسند، فکر می کنند اگر او قدرت پیدا کند، آنها از شر بوش راحت می شوند، به همین دلیل اگر از او حمایت هم نکنند با او مخالفتی نمی کنند. روشنفکران ایرانی هم چون آمریکا را می شناسند و احمدی نژاد را هم می شناسند، امیدوارند که بتوانند از طریق بوش از دست احمدی نژاد راحت شوند، به همین دلیل اگر هم از بوش حمایت نکنند، علیه او زیاد حرفی نمی زنند. از طرف دیگر یک علاقه مشترک بوش و احمدی نژاد در راستای ایجاد صلح جهانی نفرت هر دو آنها از روشنفکران کشور خودشان، و بالعکس( نفرت روشنفکران کشور خودشان از آنها) است.

عراق و افغانستان و لبنان: یک علاقه مشترک دیگر میان بوش و احمدی نژاد، علاقه این دو نفر به لبنان و افغانستان و عراق است. بوش آنقدر به این سه کشور علاقه دارد که تلاش کرده است تا حکومت آنها را تغییر داده و آنها را دودستی تقدیم ایران کند، اما چون هنوز ایران در این کشورها مخالفانی دارد، آمریکا مجبور شده نیروی خود را در این کشورها نگه دارد، از طرفی ایران برای رسیدن به صلح جهانی از آمریکا می خواهد از این کشورها خارج شود تا خود ایران همانطور که صلح جهانی را در داخل ایران اجرا می کند در آنجا اجرا کند، اما آمریکا به دلیل علائق مشترک این کار را نمی کند.

فیزیک هسته ای: یکی از علائق مشترک بوش و احمدی نژاد برای رسیدن به صلح جهانی استفاده آنان از علم و دانش بخصوص فیزیک هسته ای است. این دو نفر معتقدند که برای رسیدن به صلح جهانی باید دنیایی پر از علم و دانش بوجود آورد. به همین دلیل دانشجویان ایرانی که از علاقه بیش از حد رئیس جمهور به علم آگاه هستند، از کشور فرار می کنند و به آمریکا می روند تا از این طریق به صلح جهانی کمک کنند و به آمریکایی ها نشان بدهند که ایرانی ها همه با حکومت آمریکا مخالف نیستند، در آمریکا هم استادان دانشگاه به دانشجویان ایرانی اعلام می کنند که در آمریکا همه با بوش مخالفند. در نتیجه صلح جهانی از طریق توسعه علمی ایجاد می شود.

نتیجه گیری اخلاقی: معمولا میان آدم هایی که عقل شان کامل نیست، نوعی علاقه و توافق ضمنی وجود دارد. يک مثل فارسی می گويد عاقل چو عاقل ببیند خوشش آید.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 14:14  توسط ابراهیم نبوی  | 

علائق مشترک

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۶ مهر ۱۳۸۵

در یک مصاحبه مطبوعاتی احمدی نژاد اعلام کرد: « من و بوش علایق مشترکی برای ایجاد صلح جهانی داریم.» آگاهان قبلا در مورد علائق مشترک این دو نفر به چیزهای مختلف، حدس های مختلفی زده بودند، اما هرگز حدس نمی زدند که این دو نفر علاقه ای به صلح داشته باشند، چه رسد به اینکه این علاقه، مشترک هم باشد. به همین دلیل، تعداد زیادی از کارشناسان صلح و روانکاوان موجودات روانپریش و متخصصان امور سیاستمداران و زبانشناسان و کارشناسان صلح و جنگ، اجتماع کرده و طی یک تلاش مذبوحانه موفق شدند، علائق مشترک بوش و احمدی نژاد را به صلح جهانی کشف کنند. برخی از موارد این علائق به این شرح است:

موشک: یکی از علائق مشترک بوش و احمدی نژاد موشک های دوربرد است. این دو نفر علاقه خاصی به مصرف موشک دوربرد برای صلح جهانی دارند. هر دو معتقدند که باید موشک های دوربرد را برای کشورهایی مانند اسرائیل و لبنان فرستاد تا با شلیک این موشک ها اولا مردم جهان نیاز به صلح را حس کنند، ثانیا با تمام شدن این موشک ها خطر استفاده از آنها کاسته شود.

خاورمیانه جدید: یک علاقه مشترک میان بوش و احمدی نژاد طرح خاورمیانه جدید است. اصولا کشورهای خاورمیانه دو گروه هستند؛ گروه « الف» و گروه « ب». علاقه مشترک بوش و احمدی نژاد این است که بوش معتقد است حکومت کشورهای گروه «الف» از جمله ایران باید تغییر کند تا خاورمیانه جدید و در نتیجه صلح جهانی بوجود بیاید، احمدی نژاد هم معتقد است حکومت کشورهای گروه « ب» باید تغییر کند تا صلح جهانی بوجود بیاید. این دو نفر در یک تلاش مشترک برای صلح جهانی دارند می جنگند تا خاورمیانه قدیمی نابود شود، تا احتمالا یک خاورمیانه جدید بوجود بیاید.

حقوق بشر: یک علاقه مشترک میان بوش و احمدی نژاد برای رسیدن به صلح جهانی این است که هر دو نفر معتقدند که حقوق بشر باید اجرا شود تا صلح جهانی بوجود بیاید. به همین دلیل احمدی نژاد از اجرای کامل حقوق بشر در آمریکا دفاع می کند و بوش نیز خواستار اجرای کامل حقوق بشر در ایران است. هر دو نفر هم جاهائی را در دست دارند که می تواند الگوی حقوق بشرشان باشد. اوين و گوانتانامو.

هواپیمای جنگی: بوش و احمدی نژاد علاقه خاصی به استفاده از هواپیماهای جنگی دارند، چون تا وقتی هواپیماهای جنگی وجود دارند، این هواپیماها می توانند با پرتاب بمب به مناطقی که مخالفین صلح در آن زندگی می کنند، میزان مخالفت با صلح را کاهش داده و در نتیجه جنگ را از بین ببرند.

علائق خانوادگی: احترام به خانواده برای رسیدن به صلح جهانی یکی دیگر از علائق مشترک میان بوش و احمدی نژاد است. این دو نفر احترام زیادی برای خانواده قائل هستند، و به همین دلیل دوست دارند با خانواده شان به کشورهای مختلف دنیا سفر کنند. معمولا فایده این سفرهای خانوادگی این است که زن رئیس جمهور با زن آن یکی رئیس جمهور دست می دهد و همدیگر را ماچ می کنند و این موضوع به صلح جهانی کمک می کند، البته چون در مورد احمدی نژاد دست و ماچ و از این جور چیزها وجود ندارد، کانون خانواده از راه دور گرم می شود.

مساله اروپا: یک علاقه خاص و مشترک میان بوش و احمدی نژاد در راستای صلح جهانی مساله اروپاست. این دو نفر نفرت خاصی به اروپا دارند، چون اروپایی ها کتاب های مختلفی نوشته اند و رهبران اروپا آدمهایی هستند که گاهی اوقات فکر می کنند و این امر برای این دو رئیس جمهور علاقمند به صلح جهانی بسیار دشوار است، به همین دلیل ترجیح می دهند که به جای اینکه با اروپایی ها کنار بیایند، خودشان هم با هم کنار نیایند که صلح جهانی از این طریق تضمین شود.

انتخابات: یکی دیگر از علائق مشترک میان احمدی نژاد و بوش در راه رسیدن به صلح جهانی برگزاری انتخابات عادلانه در جاهای مختلف دنیا، غیر از کشورهای خودشان است. آنها دوست دارند در تمام دنیا رفراندوم برگزار شود و دائما روسای جمهور عوض شوند تا صلح جهانی به خطر نیافتد، اما چون خودشان باید مواظب بقیه باشند با انتخابات و رفراندوم در کشور خودشان مخالفند. به همین دلیل بوش و احمدی نژاد تلاش می کنند نتیجه انتخابات طوری برگزار بشود که صلح جهانی به خطر نیفتد و در نتیجه خودشان انتخاب می شوند.
تبصره: هر دو نفر با دست کاری در صندوق و بالاخره هم با درصد ناچيزی به رياست جمهوری رسیده اند.

دموکراسی: یکی از علائق خاص و ویژه و مشترک میان روسای جمهور ایران و آمریکا احساس مشترک آنها نسبت به دموکراسی است، بوش دموکراسی را نمی فهمد و از آن خوشش می آید، احمدی نژاد هم دموکراسی را نمی فهمد و از آن متنفر است. از طرفی نیروهای روشنفکر و دموکرات در دنیا و بخصوص آمریکا و ایران دارای احساس های جالبی در مورد این دو نفر هستند، روشنفکران اروپایی و آمریکایی چون احمدی نژاد را نمی شناسند، فکر می کنند اگر او قدرت پیدا کند، آنها از شر بوش راحت می شوند، به همین دلیل اگر از او حمایت هم نکنند با او مخالفتی نمی کنند. روشنفکران ایرانی هم چون آمریکا را می شناسند و احمدی نژاد را هم می شناسند، امیدوارند که بتوانند از طریق بوش از دست احمدی نژاد راحت شوند، به همین دلیل اگر هم از بوش حمایت نکنند، علیه او زیاد حرفی نمی زنند. از طرف دیگر یک علاقه مشترک بوش و احمدی نژاد در راستای ایجاد صلح جهانی نفرت هر دو آنها از روشنفکران کشور خودشان، و بالعکس( نفرت روشنفکران کشور خودشان از آنها) است.

عراق و افغانستان و لبنان: یک علاقه مشترک دیگر میان بوش و احمدی نژاد، علاقه این دو نفر به لبنان و افغانستان و عراق است. بوش آنقدر به این سه کشور علاقه دارد که تلاش کرده است تا حکومت آنها را تغییر داده و آنها را دودستی تقدیم ایران کند، اما چون هنوز ایران در این کشورها مخالفانی دارد، آمریکا مجبور شده نیروی خود را در این کشورها نگه دارد، از طرفی ایران برای رسیدن به صلح جهانی از آمریکا می خواهد از این کشورها خارج شود تا خود ایران همانطور که صلح جهانی را در داخل ایران اجرا می کند در آنجا اجرا کند، اما آمریکا به دلیل علائق مشترک این کار را نمی کند.

فیزیک هسته ای: یکی از علائق مشترک بوش و احمدی نژاد برای رسیدن به صلح جهانی استفاده آنان از علم و دانش بخصوص فیزیک هسته ای است. این دو نفر معتقدند که برای رسیدن به صلح جهانی باید دنیایی پر از علم و دانش بوجود آورد. به همین دلیل دانشجویان ایرانی که از علاقه بیش از حد رئیس جمهور به علم آگاه هستند، از کشور فرار می کنند و به آمریکا می روند تا از این طریق به صلح جهانی کمک کنند و به آمریکایی ها نشان بدهند که ایرانی ها همه با حکومت آمریکا مخالف نیستند، در آمریکا هم استادان دانشگاه به دانشجویان ایرانی اعلام می کنند که در آمریکا همه با بوش مخالفند. در نتیجه صلح جهانی از طریق توسعه علمی ایجاد می شود.

نتیجه گیری اخلاقی: معمولا میان آدم هایی که عقل شان کامل نیست، نوعی علاقه و توافق ضمنی وجود دارد. يک مثل فارسی می گويد عاقل چو عاقل ببیند خوشش آید.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 13:58  توسط ابراهیم نبوی  | 

رئیس جمهور پشت فرمان

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۴ مهر ۱۳۸۵

واقعا جالب است که ما ده برابر افغانستان و لبنان و عراق و آمریکا تلفات روزانه داریم، بدون اینکه جنگی بکنیم. مطابق معمول سرپرست پلیس راه کشور اعلام کرد که روزانه 18 نفر در تصادفات رانندگی ایران کشته می شوند. نکته مهم این است که علت تصادفات کشور، همان کارهایی است که رئیس جمهور م.ش.نگ.( منتخب شورای نگهبان) در سیاست انجام می دهد. یا به عبارت دیگر رانندگی در تهران مثل سیاست در ایران است. علت تصادفات رانندگی و مشکلات سیاسی کشور به این شرح توسط سرپرست پلیس راه اعلام شد:
عدم توجه به جلو در اثر خستگی و خواب آلودگی( 22.5 درصد) راننده ها هم مثل رئیس جمهور روزی سه ساعت می خوابند.
انحراف به چپ( 25.5 درصد)
عدم رعایت حق تقدم عبور( 20.1 درصد)
تندروی( 16.9 درصد)
بقیه دلایل( 15 درصد)

نه برفه، نه بورانه، فقط ماه رمضانه
به قول معروف یا برفه یا بورانه یا ماه رمضانه. البته امسال نه برفه و نه بورانه، فقط ماه رمضانه. همزمان با فرارسیدن ماه رمضان که امیدوارم روزه داران با آن حسانی حال کنند، و حال روزه خواران را نگیرند، قیمت کالاها افزایش یافت. بنا به گزارش طوبی اقتداری از خبرگزاری ایلنا،« در اولین روز ماه رمضان قیمت کالاهای اساسی از 200 تا 300 تومان افزایش یافت.» البته با توجه به اینکه دولت ما، دولت پابرهنگان است و دولت پابرهنگان با دولت سربرهنگان فرق دارد، افزایش قیمت ها قرار بود فقط برای ثروتمندان باشد، ولی ظاهرا برای همه است. یک منبع دولتی که صدجایش سوراخ بود، از افزایش قیمت ها بسیار ناراحت شد و اعلام کرد که قیمت همه کالاها بالا نرفته است. این منبع اعلام کرد که قیمت کالاهایی مانند لنت ترمز، سگ دست ماشین بنز، نعش کش، لیوان بلند پافیلی، تخمه بوداده تواضع، پرینتر اچ پی، بال هواپیمای اف 16 و شکلات مرسی زیاد افزایش نیافته و به همین دلیل مردم روزه دار زیاد نگران نباشند.

سوراخ گل محمدی
برای هفتمین روز متوالی در هفت روز گذشته و بیست و چهارمین بار متوالی در 24 ساعت گذشته، پاپ از مسلمانان عذرخواهی کرد. وی با سفرای کشورهای اسلامی در واتیکان دیدار کرد و در مورد اظهاراتش توضیحاتی داد. در این میان یوسف اسلام( کت استیونس سابق) خواننده پاپ مسلمان شده که هیچ ربطی به مسلمانان کله خر و تندرو ندارد و آدم حسابی است، نیز شدیدا به پاپ اعتراض کرد. البته طبیعتا کسی اعتنایی به صحبت های پاپ نکرد، مسلمانان در نیجریه به 11 کلیسا حمله کردند، اما یادشان رفت کسی را بکشند، در این میان تعدادی زخمی و تعداد زیادی فراری شدند. در ارمنستان هم دیروز ارامنه به یک مسجد قدیمی مسلمانان حمله کردند و آنجا را کاملا تبدیل به یک طویله کرده و برای اینکه امکان گفتگوی تمدنها فراهم شود تعدادی لاشه خوک را هم به این مسجد پرت کردند. فعلا یک سیبی از باغ یک ملکی خورده شده و غلامانش فعلا دارند درخت ها را از جا می کنند. اما در ایران فعلا موارد زیر توسط شورای فرهنگ خصوصی اعلام شده است که با توجه به اظهارات اهانت آمیز پاپ از این پس نام « پاپ کورن» به همان چس فیل قدیمی تغییر یافته است. همچنین اعلام شد که از این به بعد به واژه «موسیقی پاپ» باید گفته شود « موسیقی گل محمدی» و به واژه «سوپاپ» نیز باید گفته شود: «سوراخ گل محمدی». همچنین برای اعتراض به اظهارات واتیکان شهر اصفهان مورد تجاوز برخی از نیروهای حزب الله قرار گرفت. آنان اظهار داشتند که چون شهر اصفهان خواهر شهر واتیکان است، ما خواهرش را...

انتخابات و اصلاح طلبان پراکنده
عجب انتخاباتی بکنیم ما! فعلا همه چیز آماده است. همان که می ترسیدیم آمد به همان جایی که نباید می آمد. مجتبی هاشمی ثمره، یکی از تولیدات خواهر آقای باهنر که به عنوان تئوریسین یا تروریسین احمدی نژاد شناخته می شود، معاون سیاسی وزارت کشور و طبیعتا سرپرست ستاد انتخابات کشور شد. در این میان یک مساله حیاتی وجود دارد. از طرفی بنا به گفته پورمحمدی در همان روزهای اولی که سرکارآمد « من آمده ام که نگذارم اتفاقی مانند دوم خرداد تکرار شود.» از طرف دیگر ما باید در هر حال کاری کنیم که همین اتفاق بیفتد. بدترین چیز هم در این روزها عشوه آمده هاشمی و خاتمی و کروبی برای نشستن کنار همدیگر و یا اقدامات خطرناکی مانند تحریم انتخابات است. در همین راستا حبیب الله بیطرف که قطعا نباید بیطرف بماند رئیس ستاد اصلاح طلبان شد، مرد لر عصبانی( توی پرانتز کروبی) خرجش را از اصلاح طلبان جدا کرد و محسن هاشمی گفت: منم خبر ندارم که بابا می آیه یا نمی آیه. مصطفی ریزه، معروف به تاج زاده، از بقایای عقلای کشور اعلام کرد: « کسانی که می گویند نظام نیازمند پشتوانه مردمی است، انتخابات را سالم برگزار کنند.» آگاهان گفتند: می گویند، ولی نمی کنند.

وزیر رفاه برکنار شد
در پی اعلام این نکته که وزرای کابینه هفتصد میلیونی احمدی نژاد بهترین وزرای تاریخ ماعصر خاورمیانه بوده و خواهند بود، و به دنبال اینکه معلوم شد که وزیر رفاه در روز دوم خرداد سال 1376 به همسرش گفته است که عزیزم، هوای امروز ابرای نیست، می تونیم پنجره رو باز کنیم، وزیر رفاه برکنار شد. به دنبال برکناری وزیر رفاه، علی یوسف پور سردبیر سیاست روز که سیاست روز را از چند سال قبل بخوبی می شناخت، به عنوان سرپرست این وزارتخانه انتخاب شد و مصری( هیچ ربطی به ناصر و سادات و مبارک ندارد) که فعلا نماینده مجلس است، برای گرفتن رای اعتماد از سوی رئیس جمهور به مجلس معرفی شد. ظاهرا علت انتخاب مصری به عنوان وزیر رفاه این است که وی از یک سالگی تا به حال هرگز از رفاه برخوردار نبوده و قرار است از این پس از رفاه برخوردار شود.

صداوسیما و شهرداری
در پی اختلاف نظر بین شهرداری و صدا وسیما در مورد وظایف این دو سازمان، مدیرعامل صدا و سیما و شهردار تهران در شورای تشخیص مصلحت نظام جمع شدند، تا با نظر این شورا وظایف شان را کاملا تفکیک کنند. بر اساس مصوبه این شورا قرار است صدا و سیما و شهرداری از این به بعد به همان کارهای سابق خود ادامه دهند و در کار همدیگر دخالت نکنند، یعنی شهرداری موظف است آشغالها را جمع کند و صدا و سیما موظف است آشغالها را پخش کند.

حرفهایی درباره حقوق بشر
هاشمی شاهرودی که شش ماه است هیچ اعتراضی به وضع قوه قضائیه نکرده و احتمالا در یکی از روزهای آینده دوباره یک بخشنامه علیه خودش صادر می کند، طی یک اظهار نظر شگفت انگیز گفت: « درباره حقوق بشر، حرف های بسیاری برای گفتن داریم.» آگاهان برخی از این حرف ها را بدین شرح حدس زدند: چماق، بازجویی، زهرا کاظمی، شئیی سخت، لنگه کفش، رامین جهانبگلو، توقیف شد، روزنامه شرق، مرتضوی، وثیقه، رویا طلوعی، اکبر گنجی. همزمان با اظهارات هاشمی شاهرودی، نیروی انتظامی 30 نفر از کسانی را که برای اعتراض به اعدام کبری رحمانپور جلوی سازمان ملل اجتماع کرده بودند، دستگیر کرد و طبیعتا به زندان برد. برخی آگاهان می گویند که این افراد می خواستند جلوی قوه قضائیه جمع شوند و ببینند که رئیس قوه قضائیه چه حرف های بسیاری در مورد حقوق بشر برای گفتن دارد، منتهی اشتباها به جای اینکه جلوی دادگستری بروند، جلوی دفتر سازمان ملل رفتند و به همین دلیل هم تعداد دستگیر شده ها کمتر شد.

ورزش در بحران
ورزش ایران در بحران جدی قرار گرفت. براساس اعلام نتایج آزمایش دوپینگ تیم وزنه برداری کشور، محض رضای خدا فقط دو نفر از تیم یازده نفری دوپینگ نکرده بودند، به همین دلیل تیم ایران از شرکت در مسابقات محروم شد و اعضای تیم باید فعلا بروند اردبیل و به جای وزنه یک چیز دیگر را بالای سر ببرند. از سوی دیگر فیفا هم تا 26 آبان به فدراسیون فرصت داده است که دادکان را در موقعیت سابق ابقا کند. وگرنه فوتبال هم مالیده است، باید برویم گل کوچیک. آقا! این احمدی نژاد چقدر نحوست دارد، یک جای سالم برای مملکت باقی نگذاشت.

آمریکا آمریکا ما داریم می آئیم
فکر می کنم تا یک هفته دیگر در واشنگتن باشم. فعلا برنامه شهرهای تورنتو، مونرآل، اتاوا، ونکوور، لس آنجلس، اورنج کانتی و سن دیه گو معلوم است. برنامه ها دارد یکی یکی مشخص می شود. ضمنا بزودی یک برنامه هم در سیمای صدای آمریکا دارم( جالب است، اسمش صداست، خودش سیما) که احتمالا دو هفته دیگر خواهد بود. جزئیات برنامه سفر آمریکا را در سایت دوم دام دات کام و گویا منتشر خواهم کرد. ضمنا دارم دوم دام را تبدیل به یک سایت طنز گروهی می کنم، یعنی علاوه بر کارهای خودم کارهای غیرسیاسی دیگران را هم می گذارم. آدرس دوم دام چنین است:
www.doomdam.com


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 0:48  توسط ابراهیم نبوی  | 

معجزات هزاره سوم

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۳ مهر ۱۳۸۵

 

در راستای انتشار کتاب بسیار مهم « احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم» من نیز مانند بسیاری از کوردلان که صم بکم عمی فهم بودم و نمی توانستم نور معجزات احمدی نژاد را ببینم، بعد از مدتها مراقبه و مکاشفه و خالی کردن اندرون از طعام، موفق به کشف معجزات احمدی نژاد در هزاره سوم شده و برای نجات سایر گمراهان بخشی از این معجزات را به اطلاع سایر گمراهان می رسانم، به این امید که هدایت شوند و ایمان بیاورند. بعضی از معجزات « امامزاده محمود» به این شرح است:

1) صوت داوودی: معجزه حضرت داوود صدایی بود که هر گمراهی را نجات می داد، معجزه احمدی نژاد هم این است که هر وقت صدایش درمی آید به فاصله یکی دو روز چند جا در دنیا شلوغ می شود و تعدادی آدم کشته می شوند.
2) معجزه قوم لوط: معجزه پیامبر قوم لوط این بود که چون دید مردم گناه می کنند، آنان را نفرین کرد، پس طوفان بیامد و سیل راه افتاد و آتش سرزمین آنان را نابود کرد. معجزه احمدی نژاد هم این است که به هرجایی که سفر می کند برای مردم آنجا دعا می کند، پس یا طوفان می آید یا وبا می آید یا مثل اندونزی آتشفشان می شود و مردمان بی گناه کشته می شوند.
3) معجزه ابابیل: وقتی احمدی نژاد آمد، خداوند برای کمک به او ابابیل را فرستاد و آنان پرندگانی کوچک بودند که سنگ های کوچکی بر منقار داشتند و این سنگ ها را پرت می کردند، منتهی این سنگ ها به جای اینکه به دشمنان بخورد، به هواپیماهای مسافربری می خورد و هر یکی دو ماهی یک هواپیما سقوط می کرد.
4) معجزه حضرت یوسف: معجزه یوسف این بود که از بس زیبا بود، زنان مصری وقتی او را می دیدند با چاقو دست شان را بریدند. اما معجزه احمدی نژاد این بود که هر وقت وارد اجلاس سران می شد، از بس زیبا بود، همه با اعتراض جلسه را ترک می کردند.
5) معجزه حضرت سلیمان: حضرت سلیمان به زبان همه موجودات و هر قومی حرف می زد، معجزه احمدی نژاد هم این است که به هر جایی سفر می کند به زبان آن قوم حرف می زند، وقتی میان ترک ها رفت به ترکی و وقتی به میان لرها می رفت به لری و هر وقت به آمریکای لاتین می رود به عربی حرف می زند...
6) معجزه حضرت نوح: ... و چون خداوند خواست طوفانی به راه بیندازد، نوح کشتی ای بساخت و از جانوران از هر نوع جفتی فراهم کرد و چون طوفان شد، پسرش را با خود نبرد. معجزه احمدی نژاد هم این است که وقتی خواست به سفر برود، هواپیمای اختصاصی را برگزید و هرکس از زن و فرزند و باجناق و دوستان که می شناخت بر آن هواپیما نشاند و وقتی دید جانورانی از نوع خبرنگار در هواپیما هستند، همی گفت: این جانوران اینجا چه می کنند؟ گفتند: خودتان دستور دادید. پس گفت: من؟ گفتند: آری. پس دیگر هیچ نگفت.
7) معجزه حضرت عیسی: پس آن حضرت هرگاه به چشم پیروانش بیامد، دور سرمبارکش هاله ای از نور دیدند، پس حواریون پرسیدند این نور چیست. صدا آمد که این هاله نور از ماست. معجزه احمدی نژاد هم این بود که حواریون و پیروانش دور سر او هاله نور می دیدند و استخدام می شدند. پس وی نزد عالمی بشد و گفت: دور سر من هاله نوری دیدند این حواریون. پس آن عالم در او نگریست و گفت: دروغ نگو بچه، آدم دروغ نمی گه، برو![ البته ظاهرا گفتند الحمدالله]
8) معجزه صوفیان اهل حق: پس آنها به هر سنگی دست می زدند، طلا همی شد. و محمود چون خواست معجزه کند دست به سوی بازار بورس دراز همی کرد و به یک اشارت هر چه سهام و ثروت در دست مردمان بود، به سنگی تبدیل شد و یک معجزت وی این بود.
9) معجزه غیب کردن: و صوفیان هر گاه خواستند شیئی را غیب کردند. و محمود که از اجله ایشان بود کاری کرد که وقتی در شهرداری بود 300 میلیارد تومان از سرمایه های کشور غیب همی شد.
10) معجزه تبدیل یک شیئی به یک شیئی دیگر: یکی از معجزات بزرگ احمدی نژاد این بود که توانست شش میلیون رای را در عرض یک هفته به 16 میلیون رای تبدیل کند و 17 میلیون رای مخالفینش را به 10 میلیون رای تبدیل کند.
11) معجزه قالیچه حضرت سلیمان: پس سلیمان را فرشی بود که بر آن می نشست و به هر کجا که می خواست سفر می کرد و معجزه محمود این بود که کابینه دولت را تبدیل به یک گروه توریستی برای گردش در سراسر ایران و جهان کرد و با اینکه هر ماه یکی دوبار بیشتر جلسه تشکیل نمی داد، اما با وجود این، خداوند کشور را به شکلی اداره می کرد که همه چیز هر روز بدتر از قبل می شد.
12) نور ایمان در دل کفار: و پیامبران را معجزت این بود که نور ایمان را به دل کفار می تاباندند. محمود نیز کاری کرد که در عرض یک سال کمونیست های دنیا مسلمان شده و مسلمانان دنیا با کمونیست های جهان علیه اهل کتاب متحد شدند.
13) معجزه آخرالزمان: و روزی که جهان زیر و رو شود، جنگی خواهد شد. معجزه محمود این بود که دنیایی که مثل آدم داشت کارش را می کرد به دنیایی تبدیل کرد که بین شیعه و سنی و یهودی و مسیحی و مسلمانش هر روز درگیری باشد.
14) معجزه عرفای هندی: عارفان هند همان بودند که دنیا را رها کردند و با دانه ای خرما زندگی همی گذراندند. محمود نیز معجزه اش این بود که در عرض سه ماه از یک آدمی که سوار ماشین قدیمی می شد و خودش محافظ بود، تبدیل شد به کسی که سوار هواپیمای اختصاصی می شد و 65 محافظ داشت.
... و خدا بر هر معجزه ای آگاه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 23:37  توسط ابراهیم نبوی  | 

لطفا معجزه نکنید!

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲ مهر ۱۳۸۵

باز هم اول مهر آمد و هر کدام از ما با یک عالمه خاطره تلخ و شیرین روزهای آغاز سال تحصیلی تنها ماندیم. اولین روز مدرسه ام را یادم نمی رود. فکر می کنم چون مسافرت بودیم نام مرا دیر نوشتند. یک دفترچه کوچک دستم بود و بعد از یک ماهی که از سال تحصیلی می گذشت، به کلاس ریاضی رفتم. با اینکه خواندن و نوشتن را از دخترخاله ای که معلم بود، از پنج سالگی یاد گرفته بودم، اما اولین نمره ای که در مدرسه گرفتم چهار بود. نمی دانم چند غلط داشتم که اولین نمره مدرسه ام شده بود چهار. به همین دلیل بود که وسط راه دفتر کوچک جلد سبز را انداختم توی جوی خیابان، یعنی محتوای آن را انداختم توی جوی خیابان و جلدش ماند توی دستم. وقتی به خانه برگشتم، به دلیل کثرت تعداد برادران و خواهران کسی یادش نماند و نیامد که از من بپرسد اولین روز مدرسه چگونه گذشت. من هم اصلا چیزی در این مورد نگفتم و این اولین آشنایی من با دروغ بود، و چنین بود که وارد سیاست شدم. جالب بود؟ نه؟ پس فرض کنید این نوشته را نخواندید. راستی یک جوک بامزه که یکی از دوستان برایم فرستاده است. از یک آقایی می پرسند معیارت برای انتخاب همسر چیست؟ می گوید: عفاف فاطمه، صداقت خدیجه، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز!

ماه رمضان هم آغاز شد
از وقتی به قول حسین درخشان موو کردیم به این محله بیرون شهر بروکسل و از محله سن ژیل که مرکز ظهور اسلام ناب محمدی و مهاجرین آمریکای لاتین بود، بیرون آمدیم، اثری از اسلام دوروبرمان نیست. و به همین دلیل باید از طریق اینترنت فقط از آغاز ماه رمضان مطلع شویم. ماه رمضان هم آمد و احتمالا در این ماه سیاست در دنیای اسلام کمی سکوت می کند، علت هم این است که خواب مومنین هم عبادت است، و به همین دلیل وقتی می خوابند اوضاع کمی آرام تر می شود. به هر حال هرکسی با ماه رمضان حال می کند، حتما به کارش ادامه بدهد و منتظر دستور من نباشد. ضمنا دولت عربستان سعودی اعلام کرد که کسانی را که تظاهر به روزه خواری کنند، از کشور اخراج می کند. دولت ایران هم احتمالا اعلام خواهد کرد کسانی را که تظاهر به روزه داری کنند، استخدام می کند. راستی! یک جوک قدیمی در مورد یکی از هموطنان. طرف داشت نوار مداحی( احتمالا مربوط به رضا هلالی) را گوش می داد، نوار را گذاشت روی دور تند. دوستش پرسید چرا نوار را روی دور تند گذاشتی؟ گفت: می خوام ببینم آخرش نذری می دن یا نه؟

بن لادن زنده است یا مرد؟
خبر مرگ اسامه بن لادن به دلیل تب و تیفوس توسط دولت عربستان اعلام و توسط فرانسه منتشر شد. آمریکایی ها اعلام کردند که نمی توانند صحت و سقم این خبر را تائید یا تکذیب کنند. راستی گفتم تکذیب، یاد آصفی سخنگوی سابق وزارتخارجه افتادم، اگر او هنوز سخنگو بود حتما این خبر را تکذیب می کرد. راستش را بخواهید از ده روز قبل که بوش اعلام کرد که « بن لادن! قسم می خورم که هر جا باشی تو را می گیریم» حدس زدم که احتمالا خبر مرگ بن لادن را به بوش داده اند و به او گفته اند که فعلا خبر را پخش نکند، او هم خواسته شیرینکاری کند و چنین حرفی زده. فعلا معلوم نیست طرف زنده است یا مرده.

مسلمانان حمله کردند
مشکل مسلمین با معذرتخواهی پاپ حل نمی شود. حتما یک خین و خین ریزی راه خواهد افتاد. در نیجریه که مسلمانانش اصلا اهل شوخی نیستند و یک دفعه اگر عصبانی بشوند، خواهر و مادر غیرمسلمانان را تبدیل به یک موجود واحد می کنند، مسلمانان به 11 کلیسا حمله کردند. در جریان این حمله هفت نفر زخمی شدند و صدها مسیحی از خانه شان فراری شدند. مسلمانان به خانه یک اسقف هم حمله کردند. خدا بخیر بگذراند. از طرفی اعلام شد که ایران دارای بزرگترین جمعیت یهودیان در خاورمیانه است. من فکر می کنم اگر مشکلات اسرائیل ادامه پیدا کند، یهودیان می توانند براساس همان پیشنهادی که من مدتها قبل دادم به ایران مهاجرت کنند. و فکر نمی کنم هیچ مشکلی هم پیدا کنند. چون ایران با یهودیان که مخالف نیست، با اسرائیل مخالف است. پیشنهاد می کنم جمهوری اسلامی با کمونیست های سابق و یهودیان یک جبهه واحد تشکیل بدهد و علیه آمریکا و اسلام آمریکایی مبارزه کند. پیشنهاد خوبی است، در مورد آن فکر کنید. ضمنا بنا به اطلاعات واصله شوراي فرهنگي کشور تصويب کرد که به دليل اهانت پاپ به اسلام نام موسيقي پاپ به موسيقي گل محمدي تغيير مي يابد.

انوشه، پیر، امید، لاله
اسامی میلیاردرهای آمریکایی اعلام شد. در میان صد میلیاردر آمریکایی نام دو نفر ایرانی تبار به چشم می خورد، پیرامیدوار که با راه انداختن ای بی توانسته است در مدت کوتاهی جزو ثروتمندترین و موفق ترین تاجرهای آمریکایی شود و امید کردستانی که از مدیران ارشد گوگل است و او هم از طریق اینترنت میلیاردر شده است. البته این موضوع به ما ربط زیادی ندارد، چون لابد این دو تا اگر در تهران بودند الآن باید یا مثل شهرام جزایری زندان می رفتند یا مثل محمد سعیدی تمام اموال شان مصادره می شد. راستی چه خبر از برادران افراشته. هرکسی دیدشان سلام ما را به آنها برساند. در ضمن انوشه انصاری هم که به عنوان اولین زن فضاگرد فعلا در آسمان دارد می گردد، اعلام کرد که «زمین از اینجا زیبا، آرام و صلح آمیز بود.» آگاهان تذکر دادند همیشه از دور همینطور است، مشکل وقتی شروع می شود که نزدیک می شوید، از قدیم هم گفته اند دوری و دوستی. از سوی دیگر وب سایت های خبری نوشته اند که انوشه انصاری همراه خودش یک جلد قرآن هم به آسمان برده است. دلیل این کار خیلی روشن نیست، چون قرآن خودش از آسمان آمده است، برای چی دوباره آن را به آسمان برده؟ اما بشنوید از لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی کشورمان که دیروز اعلام شد که دیگر حق مسابقه دادن ندارد. پس نتیجه می گیریم که اگر لاله صدیق هم رفته بود آلمان و در مسابقات اتومبیلرانی آلمان قهرمان شده بود، الآن نه تنها روزی 725 بار عکس و تفصیلاتش را در ایران منتشر می کردند، بلکه از او دعوت می کردند به ایران بیاید و در مسابقات اتومبیلرانی کشور شرکت کند. آگاهان پیش بینی می کنند که اگر انوشه انصاری از ایران می خواست به فضا برود، مسایا زیر را باید رعایت می کرد:
اول: نباید همراه با مرد نامحرم برود، بلکه باید در جریان سفر برادر یا شوهرش همراه او باشد.
دوم: در طول سفر باید حجاب اسلامی را رعایت کند، حتی در شرایط بی وزنی.
سوم: در صورتی که همراه با مرد غریبه باشد در سفینه را باز بگذارد که کسی شک نکند.
چهارم: اصلا چه لزومی دارد که وقتی خانمی مثل فاطی رجبی در ایران هست، انوشه انصاری به سفر فضائی برود؟ ایشان می تواند پول سفر را بدهد و فاطی خانم نیابتا به سفر بروند.

ایران و آمریکا
داستان ایران و آمریکا همچنان موضوع جدی بحث و بررسی است. گفته شد که حضور احمدی نژاد در شورای روابط خارجی آمریکا باعث خشم دولت اسرائیل شده است. من فکر می کنم ما اگر با آمریکا رابطه برقرار کنیم، اسرائیل صدبرابر این خشمگین می شود، ما هم که قصدی جز خشمگین کردن اسرائیل نداریم، پس بهتر است با آمریکا رابطه برقرار کنیم تا اسرائیل را بیشتر خشمگین کنیم.

اعتبارات استانی چگونه توزیع می شود؟
ناصر نصیری نماینده شهرستان گرمی از استان اردبیل اعلام کرد که « اگر رئیس جمهور به یک استان سفر نکند، اعتبارات آن استان توزیع نمی شود.» وی گفت: « در جریان سفر رئیس جمهور ایشان به نمین که یک بخش کوچک است، یک میلیارد و 200 میلیون تومان بودجه داد، اما از بودجه گرمی که 2 میلیارد بود، فقط 26 میلیون تومان اختصاص داد.» در همین راستا قوانین جدید دریافت بودجه استانها به شرح زیر اعلام شد:
اول: اگر رئیس جمهور به استانی برود و در آنجا استقبال خوبی بشود و مردم غش کنند و دو سه ساعت زیر آفتاب جز بزنند و عکاس ها هم عکس های خوبی بردارند، 80 درصد بودجه تصویب شده به این استان داده خواهد شد.
دوم: اگر رئیس جمهور همسر و زریبافان( این دوتا حضورشان ضروری است) و بچه ها را هم با خود ببرد و در مراسم به او یک اسب توسط یک جانباز 99 درصد داده شود و چند پیرزن برایش گریه کنند و کفش رئیس جمهور هم پای او را نزند و در هنگام عبور ماشین از میان جمعیت مردم خودشان را به ماشین بمالند، تقریبا 90 درصد بودجه استانی به آن استان داده می شود.
سوم: اگر رئیس جمهور به استانی سفر کند که همه نمایندگانش مخلص رئیس جمهور باشند و استاندار در جلسه دیدار روی دو دست خودش سه دقیقه راه برود و شب قبل از سفر احمدی نژاد با هوگو چاوز گفتگوی تلفنی کرده باشد و نصف جمعیت مردم کاپشن جواد( معروف به کاپشن احمدی نژادی) پوشیده باشند و همان روز مصاحبه رئیس جمهور با یک شبکه خارجی پخش شده باشد، احتمال دارد که بین 120 تا 200 درصد از بودجه مصوب را به آن استان بدهند.
چهارم: اگر رئیس جمهور به استانی سفر کند که حداقل یک نفر از نمایندگان آن استان از جناح اقلیت باشند، چه در مجلس حرف زده باشد یا نزده باشد و در دوره انتخابات میزان آرای احمدی نژاد در آن استان کم بوده باشد، حد اکثر 20 درصد از بودجه مصوب به آن استان داده خواهد شد و اگر زیاد حرف بزنند این میزان تا ده درصد هم ممکن است کاهش پیدا کند.

فسیل سه میلیون ساله
یک فسیل سه میلیون ساله انسان کشف شد. سازمان جهانی فسیل شناسان بدون مرز از آیت الله جنتی دعوت کرد که برای شناسایی این فسیل به محل کشف برود. این سازمان امیدوار است که آیت الله جنتی در دوران جوانی اش با این فسیل ملاقات هایی داشته و بتواند اطلاعاتی را در مورد او بدهد. دولت ایران از کلیه مجامع بین المللی درخواست کرده است که این فسیل را برای عضویت در شورای نگهبان به مدت چهار سال به جمهوری اسلامی قرض بدهند.

لطفا معجزه نکنید
در پی انتشار کتاب « احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم» از سوی خواهر شمسی پهلوون، معروف به فاطی رجبی، و همچنین گذشت ماهها از اعلام معجزه دیدن هاله نور توسط اطرافیان احمدی نژاد و انتظار معجزه فرج آقا امام زمان که احمدی نژاد یک هفته بعد از روی کار آمدن به مقام رهبری اعلام کرده بود که اگر شما اجازه بدهید من کاری می کنم که تا دو سال دیگر آقا ظهور کند... حجت الاسلام دعاگو اعلام کرد که: « انتظار معجزه از دولت صحیح نیست.» آگاهان توضیح دادند که ما انتظار معجزه نداریم، فقط از دولت انتظار داریم هفته ای یک بار تشکیل جلسه بدهند و رئیس جمهور و وزرا گاهی برای امضای نامه های اداری و بخصوص ارسال بودجه و پرداخت حقوق کارمندان به تهران بیایند و نامه های شان را امضا کنند.

انتخابات در سوئد
انتخابات در سوئد برگزار شد و راست ها مجلس را در اختیار گرفتند. از میان 80 ایرانی که نامزد ورود به مجلس شده بودند، تنها یک نفر که در دور قبل هم نماینده سبزها بود در مجلس باقی ماند. نکته مهم این که فقط 2.5 درصد نمایندگان مجلس خارجی تبار هستند. این یعنی زنگ خطر راست گرائی در اروپا، البته زنگ خطر برای چپ ها، وگرنه ما که مادرزاد راست وارد جهان شدیم و همواره طرفدار لیبرالیسم و دموکراسی هستیم.

جایزه برای شهلا لاهیجی
شهلا لاهیجی جایزه بین المللی نشر گرفت. خوشحال شدم و به ایشان تبریک می گویم. این شهلا لاهیجی یکی از برجسته ترین بانوان ایرانی است که در کارش کاملا حرفه ایست و وقتی در ایران بودم یک مصاحبه طولانی و باحال با او کردم که اگر بشود بخشی از آن را تا فردا در دوم دام می گذارم. راستی قول داده بودم که در سایت دوم دام رمان بکلی سری را قسمت به قسمت می گذارم، این کار را نکردم، چون تایپ رمان تمام نشده بود. از فردا این کار را حتما می کنم. حتما به دوم دام که وب سایت غیرسیاسی من است سر بزنید و برای آن مطلب بفرستید.
www.doomdam.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 13:56  توسط ابراهیم نبوی  | 

مخالفم و امضاء می کنم