تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

هفده دعوای بی اهمیت

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 30 آبان 1385 [2006.11.21]

po_nabavi_01.jpg

در راستای اینکه معاون محترم رئیس جمهور بعد از بررسی هایی چند، موفق به کشف نکات مهمی در روابط ایران و آمریکا شده است، وی اعلام کرد: « هفده دعوا میان ایران و آمریکا حل نشده است.» آگاهان فهرست این هفده دعوا را بشرح زیر اعلام کردند:

دعوای اول: ایران و آمریکا هر کدام قصد نابودی همدیگر را دارند که اگر این اختلاف حل بشود، حتی رسیدگی برای حل شانزده اختلاف دیگر هم نیست.

دعوای دوم: آمریکا معتقد است در ایران باید اصلاحاتی بوجود بیاید، مثلا مجلس و دولت و سیستم قضایی و قانون اساسی و شیوه رهبری و نوع اقتصاد و روابط اجتماعی اصلاح شود و ایران بشود کشوری مثل سوئد، ایران هم معتقد است آمریکا باید از این نظام دو حزبی و سیستم سرمایه داری و دخالت آمریکا در کشورهای دیگر و حاکمیت یهودیان بر اقتصاد این کشور و مسیحیان بر فرهنگ این کشور و ارتش مداخله گر آمریکا و قانون اساسی آمریکا و فرهنگ این کشور، دست بردارد و تبدیل به کشوری بشود مثل افغانستان تا ایران و آمریکا یکی دیگر از اختلافات شان حل شود.

دعوای سوم: ایران معتقد است تا وقتی نظام انتخاباتی آمریکا تغییر نکند و شورای نگهبان جمهوری اسلامی بر انتخابات این کشور نظارت نکند، اختلاف این دو کشور همچنان پابرجا خواهد بود و اگر این نظام انتخاباتی تغییر کند قطعا با توجه به محبوبیتی که احمدی نژاد دارد در انتخابات بعدی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور آمریکا می شود. آمریکا هم معتقد است نظام انتخاباتی ایران باید از اساس تغییر کند تا انتخابات دموکراتیک در این کشور برگزار شود، و اگر روش انتخابات ایران تغییر کند جرج دبلیو بوش رئیس جمهور ایران می شود و اختلاف ایران و آمریکا حل می شود.

دعوای چهارم: ایران معتقد است آمریکا به دلیل اینکه در قاره آمریکا قرار دارد و دور از دسترس موشکهای ایرانی است، این موضوع مانع بزرگی برای سیاستهای استراتژیک کشور ایران بوجود آورده است، بطوری که ارتش ایران باید هزینه زیادی صرف کند تا آمریکا را از بین ببرد و این موضوع باعث اختلاف میان ایران و آمریکاست، لذا برای رفع اختلاف ایران پیشنهاد می کند که آمریکا به جایی نزدیک ایران، مثلا امارات متحده عربی منتقل شده و از آن قاره بیرون بیاید تا برخی اختلافات ایران و آمریکا حل شود. از طرف دیگر آمریکا هم معتقد است وجود ایران در خاورمیانه یکی از عوامل ایجاد تشنج است و این کشور ترجیح می دهد کشور ایران به جایی مثل هائیتی یا مکزیک یا کوبا منتقل شود تا آمریکا برای حمله به ایران این همه هزینه مصرف نکند و اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، یک اختلاف دیگر ایران و آمریکا حل می شود.

دعوای پنجم: آمریکا معترض است که چرا ایرانی ها هر هفته پرچم ملی این کشور را آتش می زنند، و برای رفع اختلاف انتظار دارد که حداکثر هر ماه یک بار پرچم این کشور آتش زده شود، اما ایران معتقد است که آتش زدن پرچم آمریکا در ایران یکی از آئین های مذهبی ایران است و یک مساله داخلی کشور است و آمریکا حق ندارد در این مورد اعتراض کند، از طرف دیگر آمریکا از ایران می خواهد که از میان چهار پنج پرچم موجود که به عنوان پرچم ایران شناخته می شود( با شیرو خورشید، بدون شیروخورشید، با الله و بدون الله، با حاشیه الله اکبر و بدون حاشیه مذکور و انواع دیگر) ایران یکی از این پرچم ها را به عنوان پرچم خودش اعلام کند که اگر زمانی آمریکایی ها خواستند پرچم ایران را آتش بزنند، بدانند که پرچم ایران کدام یک از این پرچم هاست.

دعوای ششم: یک اختلاف کوچک میان ایران و آمریکا این است که ایران معتقد است آمریکا باید به اقلیت سرخپوست و سیاهپوست احترام بگذارد و باید کاری کند که اقلیت سیاهپوست که 14 درصد مردم آمریکا هستند، در یک برنامه حمایتی تعدادشان افزایش یافته و حداقل به پنجاه درصد جمعیت آمریکا برسند. و در مقابل ایران قول می دهد که آمریکایی ها دیگر حق نداشته باشند در مسائلی مانند برخورد ایران با اقلیت هایی مانند بهائیان دخالت کنند.

دعوای ششم: دولت ایران معتقد است که آمریکا باید از کودتای آمریکایی 28 مرداد علیه مصدق عذرخواهی کند و علاوه بر این کار جلوی فعالیت کلیه کسانی که طرفدار مصدق هستند و در آمریکا فعالیت می کنند را بگیرد. دولت آمریکا هم معتقد است ایران باید از ماجرای گروگانگیری در سال 1359 عذرخواهی کند. آمریکایی ها معتقدند که یک بار در این مورد عذرخواهی کرده اند، اما دولت ایران برای رفع اختلاف معتقد است که هر روز آمریکا باید یک بار عذرخواهی کند، از طرف دیگر ایران معتقد است که گروگانگیری حق دانشجویان ایرانی بوده است، چون آنها در آن زمان دل شان می خواست این کار را بکنند و عذرخواهی در این مورد کار درستی نیست.
دعوای هفتم: ایران معتقد است آمریکا باید دارایی های ایران را به این کشور برگرداند. در این مورد اختلاف نظر کوچکی وجود دارد، آمریکایی ها معتقدند میزان دارایی باقیمانده بلوکه شده توسط دولت آمریکا حدود 173 دلار و 24 سنت است، اما ایرانی ها معتقدند که دارایی ایران نزد آمریکا 98 میلیارد و 569 میلیون و 712 هزار و 645 دلار و 45 سنت است که مسوولان امر معتقدند این اختلاف کوچک هم باید حل شود تا روابط آمریکا و ایران بهبود پیدا کند.

دعوای هشتم: آمریکا معتقد است ایران حق هیچگونه فعالیت هسته ای اعم از فعالیت های نظامی و تحقیقاتی و علمی ندارد، اما ایران معتقد است که نه تنها ایران حق داشتن بمب اتمی دارد، بلکه این آمریکاست که به دلیل سوابق اش حق هیچ فعالیت اتمی ندارد. این اختلاف نیز قابل رفع است و به نظر می رسد که احتمالا اگر سه بار دیگر حکومت های ایران و آمریکا تغییر کند یا یک جنگ جهانی اتفاق بیفتد یا یکی از دو قاره آسیا و آمریکا از روی نقشه حذف شود، این اختلاف نیز حل شود.

دعوای نهم: آمریکا معتقد است که ایران حق ندارد اعلام کند که اسرائیل باید از بین برود، اما ایران معتقد است که تا وقتی اسرائیل از بین نرفته است، ایران نمی تواند آمریکا را نابود کند، بنابراین منطقا اول باید اسرائیل از بین برود. این اختلاف نیز احتمالا در چاپ بعدی نقشه جهان ممکن است رفع شود.

دعوای دهم: آمریکا معتقد است که ایران از تروریستهای عراقی و فلسطینی و لبنانی و سایر کشورهای عربی حمایت می کند، اما ایران معتقد است که این تروریست ها، اصلا تروریست نیستند، بلکه نیروهای فداکار و از جان گذشته ای هستند که فقط قصد دارند با ترور دشمنان اسلام آنها را بکشند. ایران نیز معتقد است که آمریکا نیز باید دست از حمایت از تروریستهایی مانند مجاهدین خلق بردارند، در حالی که آمریکا معتقد است که مجاهدین خلق اصلا تروریست نیستند، فقط نیرویی هستند که می خواهند از طریق ترور نیروهای حاکم بر ایران حکومت را عوض کنند و قول می دهند که بعد از این کار مسلسل ها را ببوسند و بگذارند کنار و به جای آنها تیربار دست شان بگیرند.

دعوای یازدهم تا هفدهم: اختلافات یازدهم تا هفدهم کمی سخت تر و پیچیده تر از اختلافات دهگانه اولی است، به همین دلیل از شما درخواست می شود خودتان آنها را حدس بزنید و برای خودتان آنها را یادداشت کنید تا در اثر تکرار یادداشت های شما، این اختلافات نیز برطرف شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 21:10  توسط ابراهیم نبوی  | 

هیتلر در ارادان

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 29 آبان 1385 [2006.11.20]

po_nabavi_01.jpg
امروز نگاهی کردم به خبرهای بیست و چهار ساعت گذشته. خبرها اصولا بامزه و جالب بودند و نشانگر این نکته که به نظر می رسد ایران از یک سو قطب حوادث مهم جهان است، اما از سوی دیگر هیچ اتفاق مهمی در این کشور رخ نمی دهد. در همین راستا مروری می کنیم بر برخی از خبرهای بی اهمیت که به نظر می رسد، اهمیت بیشتری نسبت به خبرهای مهم دارد.

اسکناس، ناقل 70 نوع بیماری
براساس نوشته یکی از وب سایت های اینترنتی اسکناس به عنوان ناقل 70 نوع بیماری تشخیص داده شده است. و کسانی که اسکناس حمل و نقل می کنند، احتمالا به این 70 نوع بیماری دچار می شوند. برخی از این بیماری ها بشرح زیر است:
سکته قلبی: کسانی که اسکناس حمل می کنند، مورد حمله سارقین قرار می گیرند و با خوردن ضربه ای دچار سکته قلبی می شوند.
فراموشی ناگهانی: کسانی که اسکناس حمل می کنند، مورد حمله دزدان قرار می گیرند، دزدها با ضربه محکم توی سرشان می زنند و همین ضربه باعث می شود تا آنها دچار فراموشی شدید شوند.
نقرس: کسانی که پول حمل می کنند، از ترس محافظه کار می شوند و قدرت تحرک خودشان را از دست می دهند و در نتیجه نقرس می گیرند.
بقیه 67 بیماری را بعدا اعلام می کنیم.

شکر زیادی نخورید
بر اساس اعلام برخی منابع آگاه پزشکی، مصرف شکر ابتلا به سرطان را افزایش می دهد. در همین راستا پیش بینی می شود آقایان مصباح یزدی، جنتی و خزعلی به دلیل مصرف زیادی شکر در هفته های گذشته و بخصوص در روزهای جمعه هفته های جاری دچار سرطان شده و احتمالا ممکن است دور از جان اتفاقات بدی برایشان بیفتد.

اعتراض دانشجوی ایرانی در کالیفرنیا
بر اساس خبرهای اولیه یک دانشجوی ایرانی که در ساعات دیروقت توسط پلیس آمریکا مورد شک قرار گرفته بود، علاوه بر اینکه مورد شک قرار گرفت، مورد حمله هم قرار گرفت. دو ساعت بعد، رسانه های ایرانی نوشتند: پلیس کالیفرنیا به دانشجویان ایرانی حمله کردند و همین موضوع باعث شد که صدها دانشجوی آمریکایی از این دانشجویان ایرانی حمایت کنند. شش ساعت بعد اعلام شد: در حمله وحشیانه ارتش آمریکا به صدها دانشجوی ایرانی مقیم لس آنجلس، ساعتها درگیری رخ داد و صدها هزار تن از مسلمانان آمریکا و مکزیکی های هوادار ایران که عکس های احمدی نژاد را در دست داشتند، با پلیس درگیر شدند. دوازده ساعت بعد از انتشار خبر نوشته شد: لس آنجلس در ماتم هزاران دانشجوی به خاک و خون کشیده شده، نشست. سگهای پلیس دندانهای تیزشان را نشان دادند......
نتیجه گیری اخلاقی: اصولا جریان سالم انتشار اطلاعات موضوع مهمی است.

امتحان خبرگان برگزار شد
از میان صد و چهل داوطلب شرکت در انتخابات مجلس خبرگان که در امتحان کتبی این مجلس شرکت کرده بودند، فقط حدود ده درصد آنها در امتحان قبول شدند. آیت الله صانعی اعلام کرد: « از رد صلاحیت افراد شناخته شده، متدین و انقلابی متاسفم.» ظاهرا در این امتحان که در مورد قرآن و احادیث و احکام الهی برگزار شد، خداوند متعال و آقا امام زمان نیز به صورت مخفیانه حضور پیدا کرده بودند که هر دو پس از خواندن سووالات چون جواب ها را نمی دانستند، امتحان را بی سر و صدا ترک کردند. خداوند متعال در مصاحبه با خبرنگاران بدون حد و مرز گفت: «این ها که از قول می گویند و می پرسند، این احکامی که به اسم پیامبرم صادر کرده اند و در ورقه امتحانی نوشته اند، یادم نمی آید.»

شیمون پرزو نسخه ایرانی هیتلر
شیمون پرز گفت: « احمدی نژاد نسخه فارسی هیتلر است.» در اعتراض به این اظهار نظر ناپخته و غیر دقیق، آگاهان تفاوت های زیر را میان آدولف هیتلر و نسخه فارسی اش بشرح زیر برشمردند:
اول: هیتلر تمیز و مرتب بود و موهایش را شانه می کرد.
دوم: هیتلر می دانست چه حرفی می زند و برای چی حرف می زند، احمدی نژاد از دهانش حرف در می رود و نمی فهمد چه می گوید.
سوم: هیتلر می خواست دنیا را بگیرد و در نتیجه آلمان را نابود کرد، احمدی نژاد می خواست خودش را نجات دهد، در نتیجه همه دنیا را با خطر مواجه کرده است.
چهارم: هیتلر منظم بود و برنامه داشت، احمدی نژاد هرکاری دستش بیاید انجام می دهد تا کار ایران و جهان بی برنامه شود.

چهار نوع ایرانی در آمریکا
با چهار نوع ایرانی در آمریکا آشنا شده ام:
اول: ایرانیان کالیفرنیا که از نظر « شناخت انواع» دارای لهجه شدیدا پینگلیش هستند، در سال 1357 زیست می کنند، تمایلات آمریکایی جمهوریخواهانه و تمایلات ایرانی سلطنت طلبانه دارند، به فارسی روزگار می گذرانند، بعضی از آنها طرفدار جنگ علیه ایران هستند و از اکبر گنجی بخاطر انتقادش از سلطنت ناراحتند.
دوم: ایرانیان مقیم منطقه واشنگتن دی سی، یا ویرجینیا یا مریلند که به نظر می رسد بيش تر این گروه از ایرانی ها از نظر سیاسی در آمریکا راست افراطی هستند و در ایران چپ رادیکال به شمار می آیند، اکثرا جزو نیروهای سیاسی در بیست سال گذشته ایران بودند. فارسی را با لهجه انگلیسی حرف می زنند، اما انگلیسی را بدون لهجه فارسی . همه شان به هم مشکوک اند. این منطقه به نوعی بین النحرین یا بیت المقدس ایرانیان آمریکاست، چون هر از گاهی یکی دو پیغمبر مانند هخا در آن ظهور می کند، انواع جادوگر و فالگیر و رمال و امام زمان و مسیح بازمصلوب و غیره را در این منطقه می توان دید. ایرانیان این منطقه دیوار به دیوار دفتر مرکزی سی آی ا و پنتاگون زندگی می کنند و گاهی آثار این همسایگی بر چهره آنان نیز هویدا و آشکار می گردد. این ایرانیان عمدتا کسانی هستند که در ده پانزده سال اخیر به آمریکا مهاجرت کرده اند. و اکثر این افراد معتقدند گنجی چون یکی از عوامل مزدور نظام است، باید سریعا محاکمه و مجازات شود اما قبل از اعدام باید به سرعت با جرج بوش ملاقات کند.
سوم: ایرانیان دانشگاهی که بیشترشان در جاهایی مانند دانشگاه مریلند، شهر بوستون و دانشگاههای هاروارد و ام آی تی و شهرهای استنفورد و برکلی زندگی می کنند و درس می خوانند. این گروه از ایرانیان معمولا به دلیل رابطه زنده با ایران دائما در جریان اخبار و وقایع ایران هستند، هر روز افراد تازه ای به جمع شان افزوده می شود. از نظر علمی در سطوح بالایی قرار دارند. معمولا هم با استقبال دولت ایران مواجه می شوند و وقتی قرار می شود که به ایران بروند، مشکلی برای آنان پیش نمی آید. این گروه از ایرانیان تقریبا نزدیک ترین فاصله را با میدان سیاست روز ایران دارند. جزئیات مسائل سیاسی ایران را می شناسند و شايد به همين دليل تاثیر گذار هم بر سیاست های دولت آمریکا باشند. این گروه هم در ماهیت خودشان در ایران و هم در نزدیکی شان با سیاست های آمریکا دموکرات هستند. معمولا برنامه های جدی و دقیق و عمیق برگزار می کنند و زیاد از اطراف کالیفرنیا رد نمی شوند. این گروه معتقدند اکبر گنجی کمی تندروی کرده و باید روش نرم تری در واکنش او نسبت به انتخابات مجلس ششم و وقایع قبل از آن دیده می شد.

چهارم: ایرانیان نیویورکی که به نظر می رسد بيش ترشان چپ و معترض هستند. بيش ترشان روشنفکر و بقیه ایرانیان آمریکا را قبول ندارند. اکثرا در جامعه آمریکائیان حل شده اند و چپ تر از دموکرات ها هستند، آنها معتقدند اروپا از آمریکا بهتر است و معتقدند که بوش بدترین موجود دنیاست. آنها در مورد مسائل آمریکا بسیار بدبین و در مورد آینده ایران بسیار خوش بین هستند.
جالب بود. دیروز کلی با بچه های ایرانی مقیم نیویورک حرف زدم. دوست دارم دیالوگی که بین مان گذشت برایتان بنویسم. این کار را بزودی خواهم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 23:23  توسط ابراهیم نبوی  | 

لطفا قطار را ندزدید

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 25 آبان 1385 [2006.11.16]

po_nabavi_01.jpg

بازی انتخابات دوباره شروع شد. یک طرف این بازی کسانی هستند که نمی خواهند به دلایل مختلف اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو رای بیاورند( شامل محافظه کاران، رادیکال های تندرو خارج از کشور و رادیکال های داخل کشور) و طرف دیگر بازی کسانی هستند که می خواهند تا جایی که ممکن است نیروهای اصلاح طلب و میانه رو و منتقدین دولت وارد قدرت شوند. به نظر من محافظه کاران دارند روی رادیکال ها کار می کنند تا داستان تحریم را شروع کنند. و به محض اینکه داستان تحریم از خارج از کشور موجش راه بیفتد، بلافاصله روزنامه کیهان و سایر محافظه کاران و حتی صدا و سیما به موج آن دامن خواهند زد. شورای نگهبان هم با رد صلاحیت به صورت گسترده کاری خواهد کرد تا انگیزه کافی دست تحریم کنندگان بیفتد.

من فکر می کنم باید از این ماجرا فرار کرد. از نظر من با عبرت آموزی از سه انتخاب قبلی، در انتخابات باید موارد زیر را مورد توجه قرار داد:
1) به هر قیمت در انتخابات شرکت می کنیم و کسی را که بهتر است انتخاب می کنیم.
2) اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو باید به یک لیست واحد برسند و تا حد امکان از هدر رفتن رای خودداری کنند.
3) اینکه محافظه کاران نتوانسته اند به یک فهرست مشخص برسند، امری میمون و مبارک است که باید با استفاده از احمدی نژاد سعی کنیم میمون تر و مبارک تر شود.
خبر رسیده است که در تهران رد صلاحیت ها به گستردگی شهرستانها نبوده، و در شهرستانها رد صلاحیت گسترده موجب اعتراض نیروهای اصلاح طلب و از جمله مجاهدین انقلاب شده است. از طرفی محافظه کاران و باند دولتی ها نتوانسته اند به فهرست مشخص برای انتخابات شوراها برسند. موسیو پشم و شیشه معروف به چمران از نرسیدن اصولگرایان به فهرست واحد ابراز تاسف کرد. البته سخنگوی خوش تیپ دولت خوش تیپ تر سابق، طی یک جمله عجیب و غریب عواطف ما را برانگیخت و گفت: « می خواهیم ریل انحراف از قانون اساسی را سرجایش برگردانیم.» آگاهان موانع زیر را در برگرداندن ریل مذکور از محل موجود به سرجای قبلی به شرح زیر برشمردند:
اول: ریل مذکور صد سال است هر دو سه سالی یک بار از جای خودش در می رود و کلی از ملت در اثر دررفتگی نابود می شوند، بهتر است ریل را از یک جای دیگر بکشند.
دوم: این قطاری که قبلا ملت ما سوارش بودند، الآن دست یک مشت دل و دیوانه است، از طرفی یک عده سوار موتور هوندا، یک عده سوار بنز، یک عده سوار مینی بوس، یک عده سوار الاغ، یک عده سوار هواپیمای اختصاصی، یک عده پیاده و سرگردان و خسته، یک عده با دوچرخه دارند هر کدام به یک طرفی می روند. اول اینها را سوار قطار بکنیم، بعد مسیر را درست کنیم.
سوم: راننده قطار در حال حاضر با سرعت دویست کیلومتر در حال رانندگی است و در کنارش هم یک کمک راننده دائما دارد با دوربین از او عکس می گیرند و کل خانواده هم در کابین لوکوموتیوران نشسته اند و دارند چای و خرما می خورند. از طرفی راننده سوار قطار تهران تبریز است و به زور می خواهد برود به مشهد.

باز هم حرف زد
کاک محمود، مرد هزارچهره، در کردستان حضور فعال یافته و در حالی که لباس کردی پوشیده بود و تلاش می کرد با آن لباس که پاچه، سرشانه ها، آستین و سایر اندازه های لباس سه برابر هیکل وی بود، رشادت مردم کرد را نشان دهد، اعلام کرد: « تمام قدرت های عالم امروز در پرونده هسته ای در مقابل ملت ما زانو زده اند.» آگاهان از وی سووال کردند: آیا منظورتان آمریکاست؟ گفت: نه، غیر از آمریکا. گفتند: آیا منظورتان سی چهل کشور اروپایی است؟ گفت: نه، ما اروپایی ها را قدرت حساب نمی کنیم. گفتند: منظورتان کشورهای اسلامی است؟ گفت: نه، کشورهای اسلامی بازیچه ابرقدرتها هستند. آگاهان از ایشان پرسیدند: منظورتان کشورهای غیراسلامی است؟ گفت: نه، اصولا ما با کشورهای غیر اسلامی کار نداریم. آگاهان بعد از شنیدن این پاسخ ها به نتیجه مطلوب رسیده و بکلی خفه شدند.

بیائید مردم جهان را نجات دهیم
به نظر من این یک وظیفه ملی و بین المللی است که ما مردم جهان را از چنگال ابرقدرتها نجات دهیم و در چنگال خودمان بگیریم. احمدی نژاد که در نامه به بوش نوشته بود: « مردم خاورمیانه با من تماس می گیرند و درخواست می کنند ما در مورد آمریکا به آنها کمک کنیم.» دیروز گفت: « مردم آمریکا از من تقاضا کرده اند که با آنها صحبت کنم.» یکی از مشاوران رئیس جمهور که نخواست اسمش فاش شود، گفت: مردم آمریکا الآن دوشنبه ها و چهارشنبه ها تماس می گیرند و درخواست صحبت با رئیس جمهور را دارند. وی گفت: مردم آمریکا از همان شبی که رئیس جمهور در خانه مردم آمریکا مهمان بودند، علاقه خاصی به رئیس جمهور پیدا کردند و اتفاقا امیرحسین پسر بزرگ مردم آمریکا تعدادی از عکس های رئیس جمهور را هم برای ما فرستاد. وی گفت: قرار است تا یکی دو ماه دیگر مردم آمریکا برای دیدار از خانواده و رئیس جمهور یک سری به تهران بیاید. وی گفت: مادربزرگ مردم آمریکا که در خرم آباد زندگی می کند، هر روز بعد از نماز برای رئیس جمهور دعا می کند.

استعدادهای عملیاتی
در پی سفر کاک محمود به کردستان، وی گفت: « همه استعدادهای کردستان باید عملیاتی شوند.» آگاهان برای کشف منظور رئیس جمهور گزینه های زیر را پیشنهاد کردند:
اول: نیروهای مستعد کردستان باید مورد عملیات قرار بگیرند تا در صورت لزوم از آنها برای عملیات استفاده شود.
دوم: باید برای استعدادهای درخشان مردم کرد برنامه ریزی کرد تا بعد از عملیات آنها هم مثل بقیه استعدادهای درخشان از مملکت بروند و بعدا از آنها دعوت کنیم که به کشور برگردند.
سوم: همه استعدادهای کردستان را باید تبدیل به عمله کنیم تا در راهسازی از آنها استفاده کنیم.
چهارم: زیاد مهم نیست، رئیس جمهور هر جا که می رود یک چیزی از خودش پرت می کند، نباید زیاد جدی بگیریم.

دست ها رو سینه، لپ ها آلوچه، هپ!
در پی جداسازی اتاق کارکنان زن و مرد در سازمان تامین اجتماعی که از سوی یکی از هواداران ناموس و احمدی نژاد صورت گرفت، رئیس نهاد رهبری در دانشگاهها خواستار کنترل پوشش و آرایش در دانشگاهها شد. این دو مقام اعلام کردند که علت این امور، تلاش برای پیشرفت های علمی کشور و رسیدن ایران به استقلال علمی است و هیچ منافاتی با شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور که گفته بود ما وقتی روی کار آمدیم به پوشش و جداسازی کاری نداریم، ندارد.

ایران 2 کره جنوبی صفر
حالی کردیم. خوش گذشت. خبر خوبی بود. در این وانفسایی که هر خبری که می رسد بد است و آزار می دهد و از این چیزها، پیروزی دو بر صفر ایران بر کره جنوبی باعث شد کلی خوشحال مان کرد. آقا! جان مادرتان یک کاری کنید این علی دائی به تیم ملی برگردد. واقعا حضور یک بچه باهوش و فهمیده در تیم ملی مهم است. گفتم بچه باهوش و فهمیده، یاد آن مخترع تبریزی افتادم که هواپیما را با بالن و هلی کوپتر ترکیب کرده بود و یک چیز تازه ساخته بود. آقا یک ای میل برای من آمد که این جوان اعرابی که اسمش حسین بود، یک آقا تیزه باحال است و بعد از اینکه کلی از این خبرها برای خودش درست کرده بود، به عنوان استعداد درخشان وارد دانشگاه تبریز شد. این هم از غیبت امروز. راستی! یک جمله تاسف آور و رنجبار خواندم، این را بخوانید و دنبال کنید: « بعد از فرار مغزها، نوبت فرار سرمایه هاست.» کارشناسان امور فرار و تعقیب و گریز، مورد زیر را در ادامه این موضوع تذکر دادند که با توجه به رفتن بعضی از فوتبالیست ها از ایران، بعد از فرار سرمایه ها، نوبت فرار «پا» هاست.

دویدم و دویدم، به نیویورک رسیدم
فعلا در نیویورک هستم. بعد از یک سخنرانی جدی در مورد زبان و سیاست در ایران که در حضور تعدادی از بچه های هاروارد انجام شد، دیروز صبح به نیویورک آمدم. خیلی شهر عجیبی است، تقریبا می شود گفت که مثل یک کره دیگر است. با یک خانواده ایرانی آشنا شدم که همسر رضا دوست ایرانی من، اهل اکوادور است و فارسی را بسیار کامل و دقیق و زیبا صحبت می کند. دیدن مارتا برایم کشف جالبی بود. داماد رضا و دو دختر و یک پسرش کلی از ما پذیرایی کردند و رضا نیویورک را نشانم داد. رفتم و محل برج های تجارت جهانی را دیدم. توضیح مفصل تر را به همراه مجموعه ای از « اشعار یک عاشق مشنگ» در دوم دام بخوانید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 23:22  توسط ابراهیم نبوی  | 

گفتگو با یک رئیس جمهور خوشحال

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 24 آبان 1385 [2006.11.15]

po_nabavi_01.jpg
به دنبال اصابت یک شیئی سنگین به سر رئیس جمهور که پس از ملاقات رئیس جمهور با مقامات مربوطه در روستای پدرانش( تعداد این افراد هنوز دقیقا مشخص نیست.) اتفاق افتاد، عصر دیروز رئیس نسبتا محترم جمهوری با خبرنگاران مصاحبه کرد و به سووالات آنان پاسخ داد. با توجه به اینکه به نظر می رسد که یا رئیس جمهور، یا راوی خبر و یا من یا شمل دچار یک مشکل روانی خاصی شده ایم، به نظر می رسد که این مصاحبه چندبار خوانده شود.

ما: سلام آقای احمدی نژاد...
الفنون: علیک السلام پسرم، از اینکه سلام خودت و پدر و مادر و همشهریان و دوستان خودت را می رسانی ممنونم، من چیزی نیستم، فقط یک فرستاده کوچک خدا. که یک ذره هم نیستم، سوآل کن.

ما: با توجه به ملاقات وزیرسابق امورخارجه آمریکا با آقای ظریف، آیا مذاکرات را جدی خواهید گرفت؟
الفنون: ما البته قصد مذاکره با آمریکا را نداریم و من دستور داده ام که هیچ مذاکره ای نشود، که ملاقات آقای ظریف و آن آقا هم به معنی مذاکره نیست، یک چیز خیلی ساده است.

ما: شرایط شما برای مذاکره با آمریکا چیست؟
الفنون: ما خیلی راحتیم، خیلی، چون اصلا آمریکا چیزی نیست، دیدید که وقتی دیروز یک کلمه گفتیم دموکرات ها رای آوردند، ما در حال حاضر تحت یک سری شرایط با هر کشوری از جمله آمریکا مذاکره می کنیم، فقط آنها باید بخاطر اینکه زمان دوستان ما به لانه جاسوسی به جای تخلیه آنجا، مقاومت کردند و کاغذها را تکه تکه کردند. آنها باید قول بدهند که دیگر اینجور اسناد را تکه تکه نکنند و وقتی به آنها حمله می کنیم الکی مقاومت نکنند و وقت ما را تلف نکنند.

ما: ارزیابی شما از وضع کنونی آمریکا چیست؟
الفنون: همانطور که می دانید ایران از نظر حمایت افکار عمومی، قدرتمندترین کشور دنیاست و روزانه حدود دو هزار نفر از عاشقان ایران، بخاطر اینکه می خواهند به ایران بیایند و مقدور نیست دق می کنند و می میرند. از طرفی طبق آمارهای دقیقی که برادران ما بصورت بررسی تلفنی و تلویزیونی جمع کردند، محبوبیت جرج بوش از 33 درصد به 7 درصد رسیده و این برای آمریکایی ها بسیار بد است. در حالی که درست برعکس محبوبیت مسوولان کنونی نظام، مثلا خودم که تا هفته قبل براساس گفته های نیویورک تایمز و سی ان ان 96 درصد بود، دیروز به 105 درصد رسید.

ما: با این محبوبیتی که شما دارید، چرا نمی خواهید با آمریکا رابطه برقرار کنید؟
الفنون: ما الآن یک سال و نیم است که می خواهیم با آمریکا رابطه داشته باشیم، اما آنها چنان وحشتی از ما و ملتها دارند که قابل توصیف نیست. من وقتی به آمریکا رفتم، خیلی ها جمع شده بودند که من برای آنها حرف بزنم، اکثر آنها دانشمندان غربی بودند که معلوم بود می خواهند از طرح های انرژی هسته ای ایران حمایت کنند، ولی مثل اینکه دستی جلوی دهان آنها را گرفته بود. در مدتی که من آمریکا بودم، آقای بوش از ترس اینکه من با او حرف بزنم و قدرت اسلام را بفهمد فرار کرد و از آنجا رفت. این وضع ماست. در هر حال ما معتقدیم که اگر آمریکا رفتارش را اصلاح کند، اصل ما در رابطه دوستی با همه ملتهاست. مثلا اگر آمریکا جلوی اسرائیل را بگیرد که وقتی برادران فلسطینی می خواهند عملیات استشهادی کنند، به جای فرار از جلوی آنها بایستند و کشته شوند بسیار بهتر است و این به نفع خود آمریکایی ها هم هست، ولی متاسفانه منافع شان را نمی فهمند.

ما: پیام شما به آمریکا چیست؟
الفنون: من می خواهم صمیمانه بگویم که آمریکا باید سرجایش بنشیند. ممکن است در آمریکا کسی وجود نداشته باشد که چنین چیزی را برای آمریکا توضیح بدهد، یا اصلا آمریکا توانایی درک خودش را از دست داده است، چون این مصرف توده وار، آنها را فربه کرده و به قول قرآن این انبوه تنومند هرگز قدرت درک ندارد. اکنون من به آمریکا فرصتی می دهم تا رفتارش را اصلاح کند و امیدوارم آمریکا این مشکل را حل کند. وگرنه من حال شان را می گیرم.

ما: چرا بودجه پژوهشی دانشگاهها کم شده است؟
الفنون: من به عنوان متخصص امور دانشگاهی باید بگویم که بودجه پژوهشی دانشگاه ظاهرا کم شده در حالی که عملا افزایش یافته است.

ما: ولی بودجه دانشگاه افزایش نیافته، بلکه کاهش یافته است.
الفنون: این شما و سازمان برنامه و صدا و سیماست که می گوید افزایش یافته، در حالی که من متخصص بودجه دانشگاه هستم و این که می گویند بودجه دانشگاه 50 درصد کم شده، در حقیقت 780 درصد اضافه شده است.

ما: مردم مشکلاتی در وضع معیشتی شان دارند و خیلی از آنها به سختی زندگی شان را می گذرانند.
الفنون: من خودم از مردم هستم و لازم نیست از من سووال کنید. من مشکلات مردم را می دانم و به شما هیچ ربطی ندارد.

ما: تعطیلی حساب نشده عید فطر باعث شد تا خسارات زیادی به کشور وارد بیاید، آیا این درست است که بخاطر تعطیلی عیدفطر میلیاردها دلار خسارت به ما خورد؟
الفنون: نه، این درست نیست، چون تعطیلی عیدفطر باعث شد که ما بیست میلیارد دلار درآمد داشته باشیم.

ما: موضوع استفاده از ماشین های زرهی چیست؟
الفنون: چنین موضوعی واقعیت ندارد. چون در ایران اگر کسی قرار است ماشین زرهی استفاده کند، من هستم که باید از آن استفاده کنم، ولی من از آن استفاده نمی کنم.

ما: موضوع استفاده شما از هواپیمای تشریفاتی چیست؟
الفنون: ما در حقیقت از هواپیمای تشریفاتی استفاده نمی کنیم، چون حالت اشرافی دارد، فقط در این چهل و پنج سفری که داشتیم، فقط چهل و دو مورد برای میهمانانی مانند خانم خودم و آقای زریبافان استفاده کردیم که این امر بخاطر احترامی که میهمان از نظر اسلام دارد، صورت گرفته است.

ما: خیلی ممنون، دیگر سووالی ندارم.
الفنون: از خودم بسیار متشکرم و اگر در مورد من سووالی بود که من می توانستم به مشکلات من که برای ملت من و دولت من اهمیت دارد بپردازم، پاسخ می دهم.

توضیح: فردا پیام ویژه رئیس جمهور محبوب به امت شهیدپرور و دموکرات آمریکا از همین جا داده می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 23:20  توسط ابراهیم نبوی  | 

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 23 آبان 1385 [2006.11.14]

po_nabavi_01.jpg

یک فاجعه بزرگ برای ورزش ایران در راه است. در پی سقوط فوتبال ایران در رده بندی فیفا از مقام 22 جدول به مقام 40 جدول که این واقعه مولمه بعد از حضور احمدی نژاد در اردوی تیم ملی رخ داد. و فاجعه حذف تیم ملی وزنه برداری ایران در پی دوپینگ دسته جمعی این تیم که پس از حمایت احمدی نژاد از این تیم رخ داد. و چند فاجعه دیگر، آگاهان پیش بینی می کنند که ورزش ایران بکلی نابود شود، چرا که محمود قدم خیر، معروف به دکتر نورالدین رئیس جمهور م.ش. نگ.( منتخب شورای نگهبان) اعلام کرد که « دولت از ورزشکاران حمایت می کند.» در پی این خبر تلخ و دردناک کمیته جهانی المپیک سه روز عزای عمومی اعلام کرد. همچنین احمدی نژاد که فکر می کند داشتن یک پرچم و یک آدم قد بلند و یک نردبان برای نصب پرچم ایران بر همه قله های ورزشی کافی است، بدون اینکه به کلمات صادره فکر کند، اعلام کرد: « پرچم ایران باید بر همه قله های ورزشی نصب شود.» آگاهان برای شخص موسوم به رئیس جمهور توضیح دادند که طی چه مقدماتی برای نصب پرچم ایران بر همه قله های ورزشی ضروری است.
اول: رئیس جمهور باید قول بدهد که از ورزشکاران حمایت نکند.
دوم: رئیس جمهور باید کلیه علی آبادی ها و حسین آبادی ها و ارادانی ها و سایر روستائیان را از کمیته های ورزشی کشور برکنار و افرادی که بیش ار یک ثانیه سابقه ورزشی دارند و یا رسما از ورزش متنفر نیستند به امور ورزشی منصوب کند.
سوم: برای پیشرفت ورزش ایران پیشنهاد می شود که هیچ یک از مقامات ایرانی تا سه سال در مورد ورزش هیچ فکری نکنند.
چهارم: برای پیروزی در کلیه رشته های ورزشی، در درجه اول لازم است که ما در آن رشته ورزشی تیم داشته باشیم، در غیر این صورت نمی توانیم قهرمان جهان شویم. چون تیمی که وجود ندارد نمی تواند با بقیه مسابقه دهد و بر آن ها پیروز شود.
پنجم: در بعضی از رشته های ورزشی مانند پینگ پنگ و تنیس و بدمینتون و شنا و ژیمناستیک و دوچرخه سواری و دهها رشته دیگر تنها داشتن زور کافی و یا حمایت رئیس جمهور و غیرت ورزشی کافی نیست، و ورزشکار باید توانایی داشته باشد، ضمنا نمی توانیم برای پیروز شدن بر این ورزشکاران آنها را کتک بزنیم تا بر آنان پیروز شویم.
ششم: برای نصب پرچم ایران بر قله های ورزشی باید تیم ایران به محل مسابقه برود و صرفا حضور افراد فامیل احمدی نژاد باعث پیروزی تیم ایران در عرصه های جهانی نمی شود.
هفتم: برای پیروزی در صحنه های ورزشی تیم ایران باید در مسابقات ورزشی پیروز شویم تا پرچم ایران برافراشته شود.

اسپانیایی موزون و مقفا
آیا لزومی دارد که حتما آدم کارهایی را انجام دهد که غیر ممکن است؟ و آیا لزومی دارد که آدم در مورد کارهایی که غیرممکن است حرف بزند؟ من خیلی در مورد این جمله فکر کردم. و واقعا جز اینکه به این نتیجه رسیدم که در زندگی آدمهایی هستند که با اظهار نظرشان روح انسان را در انزوا می خورند و می خراشند( منظورم صرفا داریوش سجادی نیست.) و بعضی از این افراد در مورد شعر هم اظهار نظر می کنند. یکی از مترجمان محترم کشور گفته است: « اشعار مولانا با حفظ وزن فارسی خود را به اسپانیایی برگردانده می شود.» آگاهان موارد زیر را توضیح دادند:
حالت اول: گوینده نمی دادند شعر مولانا چیست؟
حالت دوم: گوینده نمی داند زبان اسپانیایی چیست؟
حالت سوم: گوینده نمی داند وزن در شعر فارسی چیست؟
حالت چهارم: گوینده نمی داند که چیزهایی را که نمی داند، احتمالا دیگران می دانند؟

ایران رتبه 106 فساد اداری
اصلا به این آماری که هفته پیش در سطح جهانی منتشر شد، توجه کردید؟ سازمان شفاف سازی جهانی( اسمش را درست بخاطر ندارم) اعلام کرد که دولت ایران از سال 2004 که در رتبه 88 فساد اداری بود، در سال 2005 به رتبه 92 و در سال 2006 به رتبه 106 سقوط کرد. به عبارت دیگر در اثر تلاش های بی وقفه احمدی نژاد برای جلوگیری از مافیای قدرت، در طول دوسال فساد اداری در کشور افزایش یافته است. این اتفاق مبارک و میمون را به کلیه دوستداران مبارزه با فساد دولتی تبریک و تسلیت می گوئیم.

تاج زاده، سعید عسگر و احمدی نژاد
این تاج زاده هم آدم بامزه ای است. وی گفت: « در انتخابات شوراها در حقیقت انتخاب اصلی بین دولت 9 روز یک بحران، با دولت 9 روز یک گاف است.» وی همچنین گفت: « منتظرم ببینم آقای سعید عسگر کی رئیس دانشگاه می شود.» آگاهان توضیح دادند که سعید عسگر فعلا رئیس جمهور است و قرار است هر وقت دوره اش تمام شد برای کار علمی و ادامه ابتکارات و نوآوری هایش وزیر علوم بشود.

ایران آمریکا را در انتخابات شکست داد
به نظر شما مردم آمریکا وقتی به دموکرات ها رای دادند بیشتر به فکر منافع کشور خودشان بودند یا به فکر منافع کشور ما بودند؟ من که فکر می کنم اکثر مردم آمریکا بخاطر احمدی نژاد بود که به دموکرات ها رای دادند، چون واقعا احمدی نژاد به عنوان یک چهره دموکرات برای آنها جذابیت خاصی داشت. واقعا می گویم. اصلا. مسخره می کنم؟ نه. اصلا. علاء الدین بروجردی نابغه سیاست خارجی ایران گفت: « نتیجه انتخابات آمریکا یک پیروزی برای ایران است.» در همین راستا، پیروزی های دیگر ایران نیز به شرح زیر اعلام شد»
اول: ورود آمریکا به عراق یک پیروزی بزرگ برای ایران بود.
دوم: شکست آمریکا در عراق( اگر شکست بخورد) یک پیروزی بزرگ برای ایران است.
سوم: پیروزی حزب الله در لبنان در حقیقت پیروزی ایران است.
چهارم: عقب نشینی دولت فرانسه در مقابل شورشیان حاشیه نشین پاریس پیروزی دولت احمدی نژاد در فرانسه است.
پنجم: جدا شدن جنیفر انیستون از براد پیت مزدور آمریکا یک پیروزی بزرگ برای « دوستان» ایران در جهان بود.
ششم: اصولا هر چیزی در دنیا نشانه پیروزی ایران است.

مردمی ترین، عمرانی ترین و کارآمدترین؟
در پی یک نظرسنجی که میان عمه و خاله ارادانی های مقیم مرکز به عمل آمد، اعلام شد که «احمدی نژاد مردمی ترین، کرباسچی عمرانی ترین و قالیباف کارآمد ترین شهردار دهه اخیر پایتخت هستند.» آگاهان توضیح دادند که این جمله به این معنی است که کرباسچی مهم ترین شهرداری است که وقتی شهردار بوده است به جای اینکه از صبح تا شب با مردم بیکار ملاقات های الکی کند، به کارهای عمرانی شهر پرداخته است. قالیباف هم بسیار کارآمد بوده، چون مانند کرباسچی همیشه مورد فشار دیگران قرار نگرفته است. از طرف دیگر احمدی نژاد نه کارآمد بوده و نه اقدامات عمرانی انجام داده، بلکه دائم مشغول نشان دادن خودش به مردم بوده و از پول شهرداری برای دادن غذای نذری و گل و شکلات به مردم استفاده می کرده است. با این حساب باید ملک مدنی را به عنوان « درگیر ترین شهردار تهران» و الویری را به عنوان « حواس جمع ترین شهردار تهران» و نبی حبیبی را به عنوان « خوش تیپ ترین شهردار تهران» انتخاب کرد.

چرا فاطمی، فاطمی است؟
واقعا بعضی اوقات آدم متوجه نمی شود چرا موضوعاتی تا این حد مشخص مورد سووالاتی تا این حد مبهم قرار می گیرد. منیر طه در تیتر یکی از مطالبش پرسید: « چرا فاطمی فاطمی است؟» آگاهان پاسخ دادند: به همان دلیل که « فاطمه، فاطمه است.» و به همان دلیل که « شریعتی، شریعتی است.» و به همان دلیل که « مصدق، مصدق است.» و به همان دلیل که « منیرطه، منیر طه است.» آخر این هم سووال کردن دارد؟ باز اگر سووال کرده بودند که « چرا فاطمی، مصدق است؟» یک چیزی بود.

حسنی حسنی حمایتت می کنیم.
برای حفظ کیان مملکت از دست دشمنان کمونیست و بی دین و چپی و دوم خردادی و حجاریان ها و عبدی ها و گنجی ها، برای توسعه بیل و کلنگ و کشاورزی، برای جلوگیری از پیتزا و بی ناموسی و ژل و فاتبال و بوق های بیخود و مانتوی زیر زانو و سگ های مینیاتوری، برای مقابله با آلفرد انیشتین و استالین و اسماعیل آقا سیمیتقو و جرج بوش دبلیو، برای حفظ طنز و رشد طنز سیاسی در کشور و برای زدن توی دهان هر کسی که با انقلاب و اسلام و چیزهای دیگر مخالف است، ما علاوه بر اعلام کاندیداتوری آیت الله العظمی حسنی اعلی الله مقامه الشریف، اینجانب و کلیه طنزنویسانی که مرجع تقلیدشان حضرت آیت الله حسنی است، در انتخابات کشور به حسنی رای می دهیم. من از کلیه ملت ایران می خواهم در همه حوزه های انتخابیه به آیت الله حسنی رای بدهند، اگر می خواهیم نشاط و شادمانی جمعی داشته باشیم به حسنی رای دهیم. حسنی نامی که می شناسیم و به آن اطمینان داریم. من تا روز انتخابات و حتی تا یکی دو هفته بعد با تمام نیرو از حسنی حمایت خواهم کرد. حسنی حزب الله، وکیل می شه انشاء الله

سخنرانی در هاروارد و مریلند
برنامه استندآپ کمدی پریروز در دانشگاه مریلند و دیروز در هاروارد انجام شد. واقعا آدم احساس غریبی پیدا می کند وقتی این بچه های ایرانی هاروارد را می بیند. بسیار محظوظ شدیم. حس لذتبخش حضور ایرانیان باهوش و توانمند در این مرکز دانایی و علم جهان، آدم را غرق شادی و غرور می کند. فردا دارم برای چهار روز به نیویورک می روم. فکر کنم جالب باشد. مشغول یک جوابیه برای یک دوست هستم که بزودی در دوم دام خواهم گذاشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 18:8  توسط ابراهیم نبوی  | 

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 22 آبان 1385 [2006.11.13]

po_nabavi_01.jpg

یکی از امور مهم در جهان، این است که ملت های نسبتا محترم جهان، در هر کشوری چگونه در انتخابات شرکت می کنند و وقتی در انتخابات حضور پیدا می کنند، چه می کنند. در همین راستا کارشناسان مختلف بررسی های بین المللی خود را انجام داده و نتایجی به این شرح حاصل شده است:

مصر: مردم مصر در انتخابات دو کار می توانند بکنند، یا در انتخابات حضور فعال پیدا کنند و در نتیجه حسنی مبارک یک بار دیگر با 94 درصد از آرای مردم، رئیس جمهور شود، یا اینکه انتخابات تحریم شود و کسی در انتخابات حاضر نشود و در نتیجه حسنی مبارک با 98 درصد از آرای مردم رئیس جمهور شود.

عراق: انتخابات با حضور فعال مردم عراق و با حمایت آمریکا و دولت دست نشانده و مردمی عراق برگزار می شود، مردم نام کسی را که دوست دارند روی برگه رای گیری می نویسند، آن را تا می کنند و می اندازند توی صندوق و در همین لحظه صندوق منفجر می شود و در نتیجه نماینده شیعیان انتخاب می شود.

افغانستان: مردم به سلامت انتخابات احترام می گذارند، به همین دلیل به جای تقلب در انتخابات، سرکوچه رای گیری می ایستند و به جای اینکه برگه رای گیری را پاره کنند، رای دهنده را پاره یا منفجر می کنند.

پاکستان: رای گیری توسط نظامیان اداره شده و نظامیان در انتخابات به هر کسی که دوست داشته باشند رای می دهند، نتیجه انتخابات هر چه باشد، کسی که انتخاب نشده است، کودتا می کند و قدرت را تا کودتای بعدی در دست می گیرد.

کوبا: مردم کوبا پای صندوق رای گیری می روند و چون پنجاه سال است این کار را نکرده اند، نمی دانند چه کنند، در نتیجه از حوزه رای گیری خارج می شوند و به خیابان می روند و علیه آمریکا تظاهرات می کنند و فیدل کاسترو اگر بتواند حرف بزند هشت ساعت برای آنها سخنرانی می کند.

آمریکا: جمهوری خواهان و دموکرات ها با جدیت تمام علیه همدیگر تبلیغات می کنند و [...] همدیگر را به سر هم می کشند و از تمام سلاح های رسانه ای و افکار عمومی علیه همدیگر استفاده می کنند. سرانجام انتخابات برگزار می شود، و هرکسی که رای نیاورد خودش را برای بدست آوردن قدرت در چهار سال آینده آماده می کند.

جمهوری آذربایجان: انتخابات اعلام می شود. عده ای نامزد می شوند. گروهی که فامیل علی اف نیستند و کسانی که ممکن است به آنان رای بدهند، سه روز قبل از انتخابات دستگیر می شوند. در نتیجه هابیل علی اف یا قابیل علی اف یا الهام علی اف یا فاطمه علی اوف، رجبی علی اف، سعیدلو علی اوف، زریبافان علی اوف یا یک علی اف دیگر رئیس جمهور شده و بقیه خانواده به کارشان ادامه می دهند.

ایران: از چهار سال قبل از انتخابات پرونده کلیه کسانی که ممکن است کاندیدا شوند مورد بررسی قرار گرفته؛ در نتيجه صاحب پرونده شده دستگير و زندانی شده و به همين علت هم رد صلاحيت می شوند، یا از کشور بیرون رفته و یا دچار مشکلات خانوادگی که باز نتيجه اش یکی است. از سه سال قبل، تحریم انتخابات آغاز می شود، و این عمل تا چهار سال بعد ادامه دارد. از دوسال قبل از انتخابات، همه ملت به این نتیجه می رسند که باید در انتخابات شرکت کنند وگرنه مملکت نابود می شود. از یک سال قبل از انتخابات، حکومت روزی شش بار اعلام می کند که بهتر است مردم حتما در انتخابات شرکت کنند و تکلیف شرعی است که در انتخابات شرکت کنند، در نتیجه مردم متوجه می شوند که تکلیف شرعی این است که در انتخابات شرکت کنند، در نتیجه تصمیم می گیرند که در انتخابات شرکت نکنند. از یک ماه قبل از انتخابات، شور تبلیغاتی آغاز می شود و سه روز قبل از انتخابات اصلاح طلبان و نیروهای منتقد دولت تصمیم می گیرند که احتمالا در انتخابات شرکت کنند. نیم ساعت بعد، نیروهای منتقد به این نتیجه می رسند که باید همه با هم ائتلاف کنند، اما چون وسط ائتلاف یاد گذشته می افتند، همه با هم درگیر می شوند و در نتیجه انتخابات را تحریم می کنند و از مردم می خواهند که به رقیب شان رای بدهند.

نتیجه گیری اخلاقی: انتخابات یکی از بهترین راهها برای ورود مخالفان به حکومت در سایر کشورهاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 18:50  توسط ابراهیم نبوی  | 

رفتم بار سفر بستم

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 21 آبان 1385 [2006.11.12]

po_nabavi_01.jpg
این آمریکا هم کشور جالبی است. صبح که از خواب بیدار می شوی باید سی مایل رانندگی کنی تا برای صبحانه خودت را به استارباکس برسانی، بعد باید بیست و پنج مایل رانندگی کنی تا بروی به باجه بانک که در آن بانک پول بگیری، بعد باید پانزده کیلومتر رانندگی کنی که برسی محل کار. بعد باید چهل کیلومتر رانندگی کنی تا بروی به خانه دوستت و هفتاد مایل باید درایو کنی تا برگردی خانه. خیلی جالب است. البته درست که فکر کنی اصلا جالب نیست. دو سه روز قبل احمدی نژاد گفته بود برای حل مشکلات ترافیکی ایران ما باید راه حل های ترافیکی خودمانی را اجرا کنیم. دیروز هم یکی از مقامات مسوول در امور رانندگی کشور اعلام کرده است که «ایرانیان هفت برابر اروپائیان سفر می کنند.» در همین راستا دلایل زیر برای اینکه چرا ایرانیان هفت برابر اروپائیان رانندگی می کنند، کشف شد:
اول: ایرانی ها همیشه با جایی که هستند، مشکل دارند، به همین دلیل دائما می خواهند بروند یک جای دیگر. در حالی که اروپایی ها علاقه زیادی به رفتن به جای دیگر ندارند.
دوم: ایرانی ها بنزین اضافی دارند که اگر آن را مصرف نکنند، باید بریزند توی سطل آشغال، به همین دلیل مجبورند هر روز صد کیلومتر رانندگی کنند.
سوم: با توجه به اینکه طبق آمار هر سال 30 هزار نفر در تصادفات رانندگی کشور کشته می شود، رانندگان ایرانی مجبورند برای حفظ این آمار بیشتر از اروپایی ها رانندگی کنند.
چهارم: اروپایی ها چون آدمهای بدبختی هستند، مجبورند از صبح تا شب کار کنند و وقت مسافرت رفتن ندارند، اما ایرانی ها چون احتیاج ندارند که وقت گرانبهای شان را برای کارهای احمقانه ای مثل کار کردن تلف کنند، بنابراین ترجیح می دهند هفت برابر اروپایی ها رانندگی کنند و به مسافرت بروند و خوش بگذرانند.

معاون هنرمند و معجزه نادیدنی
با توجه به اینکه مسوولان روابط عمومی و تبلیغات ریاست جمهوری وقت نداشتند و صدا و سیما نیز مشغول امورات نرگسی بوده است و در خراسان جنوبی هیچ وسیله خاصی برای نشان دادن معجزات سیاسی و اجرایی دولت وجود ندارد، لذا بر اساس گفتار معلوم و مشهود و مشخص و باستانی « خود گویی و خود خندی، عجب مرد باهنری در مجلس وجود دارد...» آقای داوودی معاون رئیس جمهور گفت: « انصافا در خراسان جنوبی معجزه شده است.» آگاهان معجزات رئیس جمهور را تائید و به معاون ایشان پیشنهاد کردند که از این پس به جای اینکه خودشان از خودشان تعریف کنند، از خبرنگاران حزب اللهی بخواهند که آنها از دولت تعریف کنند و به آنها پول بدهند، اینجوری به صرفه تر است.

محبوب ترین ها چه کسانی هستند؟
در راستای اینکه محبوب ترین چهره های جهانی انتخاب شدند و نلسون ماندلا، بیل گیتس، دالایی لاما، بیل کلینتون و کوفی عنان جزو محبوب ترین ها به شمار آمدند و جرج بوش و کیم جونگ ایل مطابق معمول کمترین محبوبیت را داشتند، ضمن ابراز تاسف در این مورد که با وجود اینکه در حال حاضر احمدی نژاد محبوب ترین چهره قرن محسوب می گردد، این انتخاب به عنوان یک توطئه صهیونیستی قلمداد می شود.

محمود معجز ارادانی
یکی دیگر از معجزات احمدی نژاد آشکار شد. وی به معجزه ای که در آمریکا در هنگام سخنرانی اش اتفاق افتاد اشاره کرده و گفت: « وقتی در آمریکا سخنرانی می کردم، مردم آنجا از صندلی های خود بلند می شدند و احساسات خود را نشان می دادند.» در پی افشای این موضوع آگاهان بسیار شگفت زده شدند. چون چنین چیزی در تاریخ آمریکا بی سابقه بوده و تا قبل از احمدی نژاد آمریکایی ها در هنگام سخنرانی کارهای زیر را می کردند:
اول: به سخنران حمله کرده و شدیدا آن جای او را گاز می گرفتند.
دوم: به جای اینکه به سخنرانی گوش کنند، باباکرم می رقصیدند.
سوم: در هنگام سخنرانی با پاره آجر به سخنران حمله می کردند.
چهارم: بعد از سخنرانی به جای اینکه احساسات شان را نشان دهند، آنرا توی دست شان می گرفتند و احساسات شان را قایم می کردند.

آبواژه ی هستی
من خیلی فکر کردم که این آبواژه ی هستی چیست؟ واقعا بسی رنج بردم در این سال سی تا بفهمم واقعا این زن چیست که آبواژه ی هستی است؟ راستش را بخواهید هر چه بیشتر فکر کردم، کمتر به نتیجه رسیدم. در یکی از شعرهایی که در اینترنت منتشر شده است، گفته شد:
زن، کهربای آزادی است
زن، سرشار آبواژه ی هستی است!
درخواست از ادبا: از کلیه کسانی که می دانند آبواژه هستی چیست، خواهش می کنم موضوع را توضیح داده و یک انسان را از نگرانی نجات دهند.

مریلند، بوستون، سن دیه گو
تا یکی دو ساعت دیگر در دانشگاه مریلند در شرق آمریکا برنامه دارم، اضطراب هم مثل همیشه مرا می کشد. یک بخش جدید در برنامه اجرا خواهم کرد. فردا و پس فردا هم در بوستون برنامه خواهم داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 19:3  توسط ابراهیم نبوی  | 

مدل های خودمانی ترافیک

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 18 آبان 1385 [2006.11.09]


اصولا یک کشور و یک گروه از مردم دو نوع ممکن است دموکرات باشند، یکی اینکه دموکرات به دنیا آمده باشند و بر اثر تصادف یا بحران یا جنگ یا هر چیز دیگری دموکراسی را زیر پا بگذارند، اما تا ته روح شان دموکرات باشند و هیچ راه دیگری را هم بلد نباشند. یکی دیگر این که زیر پوست شان همیشه یک دیکتاتور وجود داشته باشد و به زور و با انقلاب و فشار و این جور چیزها بخواهند دموکرات شوند. واقعیت این است که آمریکا اند دموکراسی است. حتی سیاستمداران احمق هم در این کشور دموکراتهای احمق هستند، اما دموکرات هستند. انتخابات آمریکا به خوشی و میمنت برگزار شد و دموکرات ها در انتخابات برنده شدند. بلافاصله بعد از پیروزی دموکرات ها جرج بوش به رئیس جدید مجلس نمایندگان زنگ زد و پیروزی را به او تبریک گفت و چند ساعت بعد هم دانلد رامسفیلد استعفا داد و کنار رفت تا بوش بتواند یک آدم ميانه رو به جایش بگذارد. بسیار از این موضوع خوشنود شدیم و به نظر من پیروزی دموکرات ها در این انتخابات یک شانس بزرگ برای پیشرفت دموکراسی در ایران هم هست. لابد لازم است که دلایلی هم برای این موضوع ارائه داد:
اول: مهم ترین موضوع این است که اصولا حرکت بنیادگرایی اسلامی که احمدی نژاد دارد آن را رهبری می کند، فقط در صورتی در دنیا مورد استقبال قرار می گیرد و در داخل هم به یک چماق برای زدن توی سر نیروهای میانه رو تبدیل می شود که آمریکا در انحصار جمهوریخواهان باشد و اسرائیل هم در دست تندروها باشد. در غیر این صورت کسانی مثل احمدی نژاد و نصرالله چه نوع شکر( با کالری زیاد یا کم) می خواهند مصرف کنند؟
دوم: مهم ترین چیزی که در حال حاضر صلح جهانی را به خطر می اندازد، اختلاف بین اروپا و آمریکا و سایر دنیای آزاد است. علت اصلی این اختلافات هم سیاست های آمریکا در عراق است که دموکرات ها شدیدا روی آن مشکل دارند. و جنبش اسلام گرایی فاشیستی هم از همین اختلاف سوء استفاده می کند. با روی کار آمدن دموکرات ها این مساله نیز حل می شود.
سوم: اما، مساله اصلی در مورد ایران این است که با وجود قدرت گرفتن دموکرات ها در آمریکا، راه حل های نظامی و تند در برخورد با ایران منتفی می شود، و همین موضوع باعث می شود نیروهای تندرو هم در ایران قدرت شان را از دست بدهند، چون این نیروها فقط در صورتی قدرت دارند که ایران در شرایط جنگ و بحران قرار بگیرد.
چهارم: دموکرات ها در برخورد با ایران جدی و دقیق و حساب شده رفتار می کنند، و این موضوع به نفع اپوزیسیون سیاسی داخل و خارج کشور است.
خیلی جدی شدم؟ ببخشید. این چند روز که طنز روز را ننوشتم کمی اخلاقم خراب شده و دارم دچار انحرافات بی رویه و با رویه می شوم.

انتخابات شوراها و خبرگان
داریم می ریم که داشته باشیم. من فکر می کنم دومین ضربه بعد از قضیه انتخاب دموکرات ها در آمریکا به جناح راست در ایران انتخابات شوراها و خبرگان باشد. فهرست اصلی اصلاح طلبان در تهران بوسیله شورای نگهبان تائید شده است. اگر نشده بود هم مهم نبود. در هر حال باید در انتخابات شرکت کنیم و به کسی که کمتر مزخرف است رای دهیم، اگر خوب بود که چه بهتر. در همین راستا آرمین، طی یک اظهار نظر بسیار شگفت انگیز که چشم جهانیان را خیره کرد، گفت: « مهم ترین، مفیدترین و تنها راهبرد پیش رو رویکرد اصلاح طلبانه است.» آگاهان توضیح دادند که وقتی یک راه تنها راه است، دیگر چه اهمیتی دارد که مهم ترین و مفیدترین راه هم باشد؟ در هر حال وقتی جلوی پای ما یک « تنها راه» وجود دارد، یا باید به همان تنها راه برویم، یا کپه لالا بگذاریم و بخوابیم. من معتقد به اصول زیر در مورد انتخابات شوراها و خبرگان هستم:
اول: باید با مشت محکم توی دهان تحریم کنندگان انتخابات بزنیم. یکی از راههای منطقی و دموکراتیک این است که از همین امروز تا روز انتخابات دوایی چیزی توی غذای این چند نفر تحریم کننده موثر بریزیم و آنها را بیهوش کنیم و ببریم توی زیرزمینی جایی و اعلام کنیم که رفته اند شمال یا هائیتی برای گردش. وگرنه کیهان و بازتاب و غیره به هر نحو شده از زیر زبان تحریم کنندگان جمله تحریم را می کشند بیرون. البته اگر بشود به جای بیهوش کردن این افراد با یک برخورد منطقی بزنیم توی سرشان و آنها را بیهوش کنیم کم هزینه تر است.
دوم: در انتخابات شوراها و خبرگان باید به هر کسی که یک ذره از آن یکی بهتر است رای بدهیم و تلاش کنیم که به لیست واحد و مورد توافق برسیم. تا رای های جریان اصلاح طلب و میانه رو پخش نشود.
سوم: یک نفر جلوی جیغ و داد کردن آقای کروبی و یک نفر جلوی غش کردن آقای هاشمی و یک نفر جلوی گریه کردن آقای خاتمی و یک نفر جلوی داغ کردن بهزاد نبوی را در انتخابات بگیرد، من هم قول می دهم محکم جلوی دهن اکبر گنجی را بگیرم که حرف های بد بد نزند و فعلا فقط در مورد کانت و دکارت و هایدگر نطق کند.
چهارم: همه ملت حواس شان باشد که کسی روز رای گیری خواب نماند. پیروزی جناح اصلاح طلب و میانه رو در این انتخابات یک راه نجات کم هزینه کشور است.

دکتر جکیل شبها خوابش نمی برد
دکتر اینقدی نژاد، معروف به دکتر جکیل نصف شب در حالی که خوابش نمی آمد، برای دیدن تعدادی از مردم که به سروکولش بپرند، ساعت پنج و نیم صبح از خانه متواری و برای بازدید سرزده به دفتر ریاست جمهوری رفت. حالا ساعت پنج صبح ملت بدبخت آنجا چکار می کردند و چه می خواستند بماند. احمدی نژاد اعلام کرد که از این به بعد برای رفتن به خانه هم بصورت سرزده عمل خواهد کرد. دکتر محمود خوش قدم همچنین در حالی که یادش رفته بود که رئیس جمهور مملکت چه موجودی است، گفت: « آمار کنونی کشته شدگان کشورمان در خور این کشور نیست.» آگاهان کلمات زیر را برای جایگزینی در جمله فوق پیشنهاد کردند:
رئیس جمهور کنونی کشورمان در خور این کشور نیست
مجلس کنونی کشورمان در خور این کشور نیست
قوه قضائیه کنونی کشورمان در خور این کشور نیست
اپوزیسیون کنونی کشورمان در خور این کشور نیست
همچنین احمدی نژاد طی سخنانی گفت: « مردم به قوانین احترام بگذارند.» در پی بیان این جمله سقف محل سخنرانی پائین آمد و زلزله ای به قدرت شش در مقیاس ریشتر ارادان را لرزاند. مرکز ژئوپلیتیک دانشگاه تهران از رئیس جمهور خواست قبل از سخنرانی حتما با این سازمان هماهنگی های لازم را برای کاهش آسیب دبدگان ناشی از زلزله انجام دهد. همچنین یکی از آگاهان در پاسخ به رئیس جمهور گفت: « اگر راست می گی خودت به قانون احترام بگذار.»

مدل های خودمانی ترافیک
دکتر الفنون( دکترای ترافیک، آسفالت و تونل) گفت: « باید ترافیک را با مدل خودمان مدیریت کنیم.» در همین راستا مدل خودمانی ترافیک توسط گروه مشاوران ترافیکی رئیس جمهور اعلام شد:
اول: حق تقدم همیشه با آدم پیاده است.
دوم: در صورتی که دو خودرو با هم تصادف کنند، مقصر کسی است که سوار خودرو گرانتر است.
سوم: عبور خودرو از سمت چپ خیابان در هر حال ممنوع است. خودروهای سفارتخانه های خارجی فقط حق دارند از سمت چپ عبور کنند.
چهارم: در صورت تصادف دو اتومبیل از روبرو، مقصر زن بدحجابی است که از پیاده روی نزدیک به آن دو اتومبیل رد می شود.
پنجم: خیابان های اصلی شهر از ساعت چهار رصبح تا چهار صبح روز بعد خطوط ویژه اعلام می شود تا یک خودروی رئیس جمهور و 350 خودروی محافظانش بتوانند از خط ویژه استفاده کنند.
ششم: خودروهای شخصی حتی الامکان سعی کنند از خیابان های بیرون شهر برای رفت و آمد استفاده کنند.
هفتم: در صورتی که خیابان یا بزرگراه بند آمده باشد، خودروها موظفند براساس سیاست نظام حرکت کنند، یعنی هرکسی هرکاری خواست بکند.
موارد بعدی نیز بزودی اعلام می شود.

یک جمله حرف حساب
اصلا دلیل خاصی لازم نیست و هیچ توضیحی هم ضرورت ندارد. گاهی اوقات یک جمله آنقدر کامل و دقیق است که هیچ توضیحی لازم ندارد. داریوش همایون، بدون هیچ توضیحی یک جمله درخشان و دقیق و کامل را برای بیان وضع سیاست در ایران بیان کرد و گفت: « تا سیاسی کاران ایرانی پاسداری گذشته های خود را نخستین تکلیف خویش می شمارند از آنان به عنوان نیروهای سیاسی نمی توان نام برد.»

کیهان، اسرائیل و انگلیس
روزنامه معتبر، پرتیراژ، عزیز، مهم، بی نظیر و طرفدار حقیقت کیهان طی مقاله ای که در مورد وب سایت روز نوشت، اعلام کرد که این وب سایت به دلیل اینکه حامیان مالی اطلاعاتی انگلیسی از آن ناراضی بودند تعطیل شده است. ظاهرا خبرنگار مخفی این روزنامه در اسرائیل، اين خبر قلابی را به شريعتمداری انداخته است. ضمن تائید خبر ويژه کيهان لابد روز آنلاین تعطیل است و مطالبی که همين الان دارید می خوانید در حقیقت در جای دیگری منتشر شده است. بعدا اطلاعات دقیق تر در این مورد به اطلاع خوانندگان روزآنلاین می رسد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 17:0  توسط ابراهیم نبوی  | 

آبادگر عزیزم! افشا کن، افشاکن!

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۱ آبان ۱۳۸۵

در راستای اینکه گاهی اوقات همه حرف هایی که ما می خواهیم بزنیم، همان حرف هایی است که آنها زده اند و چه بسا بهتر از ما هم زده اند، مانند بسیاری از مطالبی که من می خواهم بکویم، ولی می بینم که آقای حسنی این حرف را بهتر از من زده است، لذا توجه شما را به شعر نویی که توسط آبادگران در مسجد قلهک بصورت دسته جمعی سروده شده است، جلب می کنم.

دیروز بود، دیروز
ستادهاي احمدي نژاد به دعوت سايت نوسازي
در مسجد قلهك
جعفري بود که می گفت: رهبر جريان سوم تير مقام معظم رهبري بود نه احمدي نژاد
و احمدي نژاد «پرو» رهبري بود .
و معلوم نیست «پرو» بود یا «پررو»؟
و او فریاد زد، ایها الزنا و ایها الربا!
آیا دو سانتیمتر موی زنان همان دوسانتیمتر است، یا بیشتر است؟
آری! بیشتر است.
اگر دو سانتی متر بود که قیچی می کردیم
اما همین دو سانتی متر کرم می گذارد و دراز می شود
...... و دراز می شود
و رضاخواه بود که با خشم سخن می گفت
اختلافات زیر سر زریبافان بود
و شورای شهر هفت تن شدند
و قالیباف در حالی که قالی می بافت و مذبذب بود، شهردار شد
و چنین نیست که در مملکت قحط الرجال باشد
قحط الرجال نیست
توی سر سگ بزنی صد تا احمدی نژاد از زیر خاک در می آید
قحط الرجال نیست و وفور النساء هست.
و اگر صد نفر مثل احمدی نژاد بودند
امروز اسلام پیروز بود
وبه محض پیروزی دنیا سه بار منفجر شده بود

و زريبافان خود را در بيست خرداد 83 به ستاد احمدي نژاد تحميل كرد
و ما هم گفتيم اشكال ندارد
چون مي دانستيم او مي خواست فقط اسمش باشد .

و رضاخواه گفت: مشايي در ستاد احمدي نژاد نبود
او مزخرفاتي عليه اسلام مي گفت تامشهور شود .
..... و مشهور شد
و اینها مي خواستند يك نفر كه دست شاه را بوسيده بود وزير صنايع كنند
در حالی که باید دستش را گاز می گرفت
و می خواستند يك نفر را بیاورند
كه در دوره خاتمي تعدادي فاحشه بين المللي استخدام كرده بود
و با خود به عنوان منشي به سفر مي برد
آیا فاحشه؟ آیا اصلاحات!؟ این بود آنچه بود؟

و زريبافان چند نفر از فاميل خود را وارد دولت كرده است
دامادش مشاور جوان وزرات خارجه بود
باجناقش رييس سازمان تامين اجتماعي شد
و شوهر عمه اش ناظمي اردكاني

وسعيدلو يك ديپلم را استاندار كرد
ای خاک برسرت سعیدلو!
و مشايي ملك زاده ديپلمه رامعاون گردشگري کرد
مي گويد من دكتر هستم، اما يك كلمه انگليسي صحبت كردن بلد نيست .

ای مشايي! کجاست دوميليارد تومان از بودجه بيت المال؟
ذيحساب هاي وزارت اقتصاد چه مي كنند؟

... اینک وزیر تعاون، فقط ساختمانش را تجهیز کرد
براي حضور خودش در ساختمان 450 ميليون تومان
و برای اتاق خودش27 ميليون هزينه كرد.

و ای وزير اقتصاد! ای وزير بازرگاني
مگر قرار نبود كه تورم كم شود؟
آیا خداوكيلي تورم كم شده است ؟
ببينيد در ماه رمضان چه بلايي بر سر مردم آوردند؟

و این گفتگو ادامه داشت
... و این گفتگو تا ابد ادامه دارد
این شعر را آبادگران سرودند
بیل به دوش هایی زحمت کش
با جیب های بزرگ
و دهان های افشاگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 21:1  توسط ابراهیم نبوی  | 

ایران 150 میلیونی

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۰ آبان ۱۳۸۵

در راستای اظهارات مبتکرانه محمود احمدی نژاد، معروف به «محمود مبتکر» مبنی بر افزایش جمعیت کشور از 70 میلیون به 150 میلیون، و با عنایت به اینکه برای رسیدن به این هدف مقدس که می تواند مشکل جهان اسلام را کم کند و مشکل کشورمان را زیاد کند، طرح اجرایی افزایش جمعیت کشور به 150 میلیون نفر به این شرح پیشنهاد می شود. رجاء واثق داریم که اگر مجلس شورای اسلامی این طرح را تصویب نموده و در هنگام تصویب طرح نمایندگان همدیگر را گاز نگیرند یا به هم حمله نکنند، یا کارهای دیگری انجام ندهند، این طرح قابلیت اجرایی دارد و رئیس جمهور محبوب و مشنگ کشور می تواند آنرا بسرعت انجام دهد.

کلیات طرح: ما در ایران 70 میلیون نفر جمعیت داریم( البته با توجه به نداشتن آمار دقیق حدس زده می شود که آمار مردم ایران بین 60 تا 90 میلیون نفر است که متوسط آنرا فرض می کنیم که 70 میلیون نفر باشد.) از این 70 میلیون نفر، حدود 40 میلیون نفرشان در سن بچه دار شدن هستند ولی متاسفانه بطور طبیعی فقط نصف آنها( احتمالا بانوان) می توانند بچه بزایند، که البته با این وضع که کشور پیش می رود، ممکن است آقایان هم کم کم این قابلیت را پیدا کنند، اما فعلا بهتر است فقط زنان بچه بزایند، با این حساب اگر بیست میلیون نفر در برنامه چهار ساله آینده هر سال یک فرزند بزایند، و در همین وضعیت بطور طبیعی 2.8 میلیون نفر نیز به رحمت ایزدی تشریف ببرند، تا چهار سال دیگر جمعیت ایران حدود 145 میلیون نفر خواهد شد( که شصت درصد این جمعیت زیر سه سال خواهد بود)

جزئیات طرح: برای اجرای طرح « تولید مثل انقلابی» اقدامات زیر پیشنهاد می شود:

روش سلول انفرادی: استفاده از زندان انفرادی برای زوجین مساله دار: با توجه به اینکه انداختن نیروهای مخالف بصورت تنهایی در زندان انفرادی برای اهداف نظام خطرناک است و معمولا همسر زندانی در بیرون اقدام به ایجاد تنش و بحران می کند، لذا پیشنهاد می شود که زندانیان مخالف را با همسرشان زندانی کنند. و به آنها اعلام کنند که حالا حالاها آنها را آزاد نمی کنند. در نتیجه این افراد در زندان انفرادی مجبورند برای بیرون آمدن از تنهایی با هم حرف بزنند که در نتیجه بچه دار می شوند.

تولید مثل از طریق انتخابات: وزارت کشور با همکاری وزارت اطلاعات و وزارت بهداشت و پلیس تهران و صدا و سیمای جمهوری اسلامی طرحی را اجرا کنند که بر اساس آن یکی از کسانی که مردم خیلی به او علاقه دارند، مثلا شیرین عبادی یا گوگوش یا انوشه انصاری یا لیلا حاتمی یا بهرام رادان رئیس جمهور شود و تا سه ماه بعد از ریاست جمهوری این شخص هیچ اسمی از اسلام و انقلاب نباشد و صدا و سیما دائما در مورد آینده روشن ایران حرف بزند. در همین مدت رابطه با جهان بهبود پیدا کند و دولت اعلام کند که به همه مردم برای خرید خانه کمک می کند. حتی الامکان کل این پروژه در زمستان انجام شود و در تمام مدتی که این پروژه اجرا می شود احمدی نژاد و رهبران کشور را در یک زیر زمین قایم کنیم که هیچ کس به فکر آنها هم نیفتد. در اثر این اقدامات مردم به آینده امیدوار می شوند و بر اساس سابقه تاریخی در ایران مردم هر وقت به آینده امیدوار می شوند، اولین کاری که می کنند این است که با اولین کسی که دم دستشان است ازدواج می کنند و یک ماه بعد( حداکثر) بچه دار می شوند. چهار ماه پس از این ماجرا که مطمئن شدیم هشتاد درصد زنان حامله شده اند، یک گروه مسلح در یک شب زمستانی رئیس جمهور را ترور و در انتخابات بعدی احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود، تا بچه هایی که به دنیا خواهند آمد خوب تربیت شوند. منتهی برای اینکه این خانم های حامله بچه شان نیفتد، بهتر است که تا یک سال تصویر احمدی نژاد را از تلویزیون نشان ندهند.

تولید مثل از طریق تلویزیون: هر شب در هنگام خواب مردم و زمانی که زن و شوهرها لحاف را زیر چانه شان کشیده اند و می خواهند بخوابند، فیلمهای سکسی مثل فیلم دست ندادن احمدی نژاد با همسر رئیس جمهور اندونزی( معروف به فیلم خیط شدی باهات دست ندادم!) را پخش کنیم. با پخش این فیلم زن و شوهرها از خجالت سرشان را زیر لحاف می کنند و از ناراحتی همدیگر را بغل می کنند و بچه دار می شوند.

تولید مثل ویژه برادران حزب الله: اولا دولت تمام سال آینده را تابستان اعلام کند. و از طرف دیگر نه تنها نیروی انتظامی جلوی خواهران بدحجاب را نگیرد، بلکه با نمایش دادن حجاب این خواهران از صدا و سیما کاری کند که زنان با هر لباسی می خواهند به خیابان بیایند، مطمئنا در این حالت خانمهای ایرانی جوری لباس می پوشند که برادران انصار حزب الله به خیابان آمده و چون بطور طبیعی در تابستانها این برادران انصار فصل جفتگیری شان است، پس از اینکه در روز این خواهران را مورد هجمه قرار دادند، شب هم همسر خودشان را مورد هجمه قرار داده و تولید مثل حزب الله افزایش شدید پیدا می کند.

فراز مغزها و چیزها: دولت می تواند به مدت یک ماه اعلام کند که جلوی کار همه کسانی که ضریب هوشی شان بالاتر از 90 باشد، زنانی که بی ریخت نباشند، جوان های خوش تیپ، خواهران غیرچادری، نوشندگان مشروبات الکلی، علاقمندان به انواع رقص، هنرمندان در هر نوع و شکل، نویسندگان غیر کیهانی، ناشرین، کسانی که به دیدن فیلم علاقمندند، گرفته شده و این افراد از یک ماه بعد زندانی می شوند. در نتیجه بیست درصد ملت به کشورهای غربی مهاجرت کرده و در عرض شش ماه خانه و زندگی پیدا می کنند و چون به آینده امیدوار می شوند، در نتیجه بچه دار می شوند. یک سال بعد، وقتی دولت از طریق کنسولگری ها و سفارتخانه هایش مطمئن شد که این افراد بچه دار شدند، دولت اعلام کند که قانون قبلی لغو شده و هر ایرانی که بچه دار است می تواند بدون هیچ مشکلی به کشور برگردد.

روش عسل و خرما و پنیر: دولت به کسانی که ازدواج می کنند وام مخصوص « ماه عسل» بدهد و زنها و شوهرهای تازه مزدوج را مجبور کند که در تمام ماه مذکور عسل و خرما و پنیر بخورند، در نتیجه با خوردن عسل و خرما تمایل این افراد به تولید مثل زیاد می شود و در اثر خوردن پنیر زیاد خنگ می شوند، در نتیجه چون خنگ شده اند هم طرفدار دولت می شوند و هم دیگر به آینده فکر نمی کنند، به همین دلیل بچه دار می شوند. در ادامه این کار اگر پدر و مادر از پنیر برای تغذیه کودکان استفاده کنند، این بچه ها نیز خنگ شده و برای پیشبرد اهداف رئیس جمهور از آنها می توان بصورت دائمی استفاده کرد.

روش مهندسی ژنتیک: با توجه به تولید انواع گوسفند و میمون توسط منهدسی ژنتیک، پیشنهاد می شود این تحقیقات برای جانوران دیگر ادامه پیدا کند، در مرحله بعد می توان به تولید انواع گوریل( برای حفاظت از اماکن مختلف)، تولید انواع انسان پیتک آنتروپ و کرومانیون و نئاندرتال برای کار در هیات دولت، تولید انواع کامل شده تر نئاندرتال برای عضویت در آبادگران، تولید انسان های اولیه برای عضویت در موتلفه و شورای نگهبان، بپردازیم. و در مرحله نهایی می توانیم به صورت مصنوعی جمعیت ایران را بسرعت و بدون دردسر اضافه کنیم.

روش آسانسور: در ساختمانهای بزرگ مانند وزارت کشور و کشاورزی با برنامه ریزی مشخصی در ساعات بعد از کار از برادران اصیل و عزیز حزب اللهی و خواهران خوشگل مساله دار دعوت کنیم و برای آنها در طبقات بالای ساختمان جلسه گذاشته و وسط راه آسانسور را خاموش کنیم. بعد از یک ساعت آسانسور را روشن کرده و با یکی از این حالات مواجه می شویم:
الف: هر دو نفر خوشحال و خندان آماده ازدواج هستند، برادر مذکور هم دنبال یک تیغ برای اصلاح صورت می گردد.
ب: پسر با حالت خجالت و صورت پنجول کشیده و دختربا حالت خوشحال و لباس پاره خارج می شوند و دنبال محضر ازدواج می گردند.
پ: پسر با حالت شاکی و دختر با حالت نا امید بیرون می آیند و دختر می گوید خاک بر سر بی عرضه ات.
ت: هر دو نفر در حال سوت زدن بیرون می آیند، و هر کدام در حالی که خوشحالند به یک طرف می روند.

به مردم اعلام کنیم که تمام این یک سال و نیم که احمدی نژاد سرکار بوده شوخی می کردیم. همان شب ملت از خوشحالی جشن می گیرند و با هم کلی می گویند و می خندند و در نتیجه بچه دار می شوند. سه ماه بعد به شکلی که بچه های مردم سقط نشود، سخنرانی احمدی نژاد را پخش می کنیم.

اعلام حکومت نظامی کنیم. تلویزیون دائما سخنرانی احمدی نژاد پخش کند تا هیچ کس تلویزیون نگاه نکند، جلوی پخش همه رادیوهای داخل و خارج را بگیریم. اجازه خروج از خانه به مردم ندهیم. به هر خانه ای که صدای موسیقی از آن آمد حمله کنیم... طبیعی است که مردم کاری جز بچه دار شدن نخواهند داشت.

مقامات عالیه کشور اعلام کنند که این اظهارات احمدی نژاد نظر شخصی اش بوده و توی دهانش بزنند و رسما اعلام شود که بچه دار شدن در حال حاضر عمل غیرقانونی است و افراد تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند. در پی این اظهارات چند نفر به اتهام حاملگی دستگیر و زندانی شوند. در این حالت مردم همگی تمایل پیدا می کنند که حامله شوند.

روش داروخانه ای: یکی از راههای مهم برای جلوگیری از جلوگیری این است که تمام عوامل جلوگیری را سوراخ نموده و از این طریق مشکل را حل کنیم.

علاوه بر روشهای فوق، روشهایی مانند استفاده غلط از پیت حلبی، دادن قرص اشتباه در داروخانه ها و برخی روشهای دیگر نیز مورد نظر است که بعدا به اطلاع دقیق خواهد رسید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 22:49  توسط ابراهیم نبوی  | 

ایران 150 میلیونی

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۰ آبان ۱۳۸۵

در راستای اظهارات مبتکرانه محمود احمدی نژاد، معروف به «محمود مبتکر» مبنی بر افزایش جمعیت کشور از 70 میلیون به 150 میلیون، و با عنایت به اینکه برای رسیدن به این هدف مقدس که می تواند مشکل جهان اسلام را کم کند و مشکل کشورمان را زیاد کند، طرح اجرایی افزایش جمعیت کشور به 150 میلیون نفر به این شرح پیشنهاد می شود. رجاء واثق داریم که اگر مجلس شورای اسلامی این طرح را تصویب نموده و در هنگام تصویب طرح نمایندگان همدیگر را گاز نگیرند یا به هم حمله نکنند، یا کارهای دیگری انجام ندهند، این طرح قابلیت اجرایی دارد و رئیس جمهور محبوب و مشنگ کشور می تواند آنرا بسرعت انجام دهد.

کلیات طرح: ما در ایران 70 میلیون نفر جمعیت داریم( البته با توجه به نداشتن آمار دقیق حدس زده می شود که آمار مردم ایران بین 60 تا 90 میلیون نفر است که متوسط آنرا فرض می کنیم که 70 میلیون نفر باشد.) از این 70 میلیون نفر، حدود 40 میلیون نفرشان در سن بچه دار شدن هستند ولی متاسفانه بطور طبیعی فقط نصف آنها( احتمالا بانوان) می توانند بچه بزایند، که البته با این وضع که کشور پیش می رود، ممکن است آقایان هم کم کم این قابلیت را پیدا کنند، اما فعلا بهتر است فقط زنان بچه بزایند، با این حساب اگر بیست میلیون نفر در برنامه چهار ساله آینده هر سال یک فرزند بزایند، و در همین وضعیت بطور طبیعی 2.8 میلیون نفر نیز به رحمت ایزدی تشریف ببرند، تا چهار سال دیگر جمعیت ایران حدود 145 میلیون نفر خواهد شد( که شصت درصد این جمعیت زیر سه سال خواهد بود)

جزئیات طرح: برای اجرای طرح « تولید مثل انقلابی» اقدامات زیر پیشنهاد می شود:

روش سلول انفرادی: استفاده از زندان انفرادی برای زوجین مساله دار: با توجه به اینکه انداختن نیروهای مخالف بصورت تنهایی در زندان انفرادی برای اهداف نظام خطرناک است و معمولا همسر زندانی در بیرون اقدام به ایجاد تنش و بحران می کند، لذا پیشنهاد می شود که زندانیان مخالف را با همسرشان زندانی کنند. و به آنها اعلام کنند که حالا حالاها آنها را آزاد نمی کنند. در نتیجه این افراد در زندان انفرادی مجبورند برای بیرون آمدن از تنهایی با هم حرف بزنند که در نتیجه بچه دار می شوند.

تولید مثل از طریق انتخابات: وزارت کشور با همکاری وزارت اطلاعات و وزارت بهداشت و پلیس تهران و صدا و سیمای جمهوری اسلامی طرحی را اجرا کنند که بر اساس آن یکی از کسانی که مردم خیلی به او علاقه دارند، مثلا شیرین عبادی یا گوگوش یا انوشه انصاری یا لیلا حاتمی یا بهرام رادان رئیس جمهور شود و تا سه ماه بعد از ریاست جمهوری این شخص هیچ اسمی از اسلام و انقلاب نباشد و صدا و سیما دائما در مورد آینده روشن ایران حرف بزند. در همین مدت رابطه با جهان بهبود پیدا کند و دولت اعلام کند که به همه مردم برای خرید خانه کمک می کند. حتی الامکان کل این پروژه در زمستان انجام شود و در تمام مدتی که این پروژه اجرا می شود احمدی نژاد و رهبران کشور را در یک زیر زمین قایم کنیم که هیچ کس به فکر آنها هم نیفتد. در اثر این اقدامات مردم به آینده امیدوار می شوند و بر اساس سابقه تاریخی در ایران مردم هر وقت به آینده امیدوار می شوند، اولین کاری که می کنند این است که با اولین کسی که دم دستشان است ازدواج می کنند و یک ماه بعد( حداکثر) بچه دار می شوند. چهار ماه پس از این ماجرا که مطمئن شدیم هشتاد درصد زنان حامله شده اند، یک گروه مسلح در یک شب زمستانی رئیس جمهور را ترور و در انتخابات بعدی احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود، تا بچه هایی که به دنیا خواهند آمد خوب تربیت شوند. منتهی برای اینکه این خانم های حامله بچه شان نیفتد، بهتر است که تا یک سال تصویر احمدی نژاد را از تلویزیون نشان ندهند.

تولید مثل از طریق تلویزیون: هر شب در هنگام خواب مردم و زمانی که زن و شوهرها لحاف را زیر چانه شان کشیده اند و می خواهند بخوابند، فیلمهای سکسی مثل فیلم دست ندادن احمدی نژاد با همسر رئیس جمهور اندونزی( معروف به فیلم خیط شدی باهات دست ندادم!) را پخش کنیم. با پخش این فیلم زن و شوهرها از خجالت سرشان را زیر لحاف می کنند و از ناراحتی همدیگر را بغل می کنند و بچه دار می شوند.

تولید مثل ویژه برادران حزب الله: اولا دولت تمام سال آینده را تابستان اعلام کند. و از طرف دیگر نه تنها نیروی انتظامی جلوی خواهران بدحجاب را نگیرد، بلکه با نمایش دادن حجاب این خواهران از صدا و سیما کاری کند که زنان با هر لباسی می خواهند به خیابان بیایند، مطمئنا در این حالت خانمهای ایرانی جوری لباس می پوشند که برادران انصار حزب الله به خیابان آمده و چون بطور طبیعی در تابستانها این برادران انصار فصل جفتگیری شان است، پس از اینکه در روز این خواهران را مورد هجمه قرار دادند، شب هم همسر خودشان را مورد هجمه قرار داده و تولید مثل حزب الله افزایش شدید پیدا می کند.

فراز مغزها و چیزها: دولت می تواند به مدت یک ماه اعلام کند که جلوی کار همه کسانی که ضریب هوشی شان بالاتر از 90 باشد، زنانی که بی ریخت نباشند، جوان های خوش تیپ، خواهران غیرچادری، نوشندگان مشروبات الکلی، علاقمندان به انواع رقص، هنرمندان در هر نوع و شکل، نویسندگان غیر کیهانی، ناشرین، کسانی که به دیدن فیلم علاقمندند، گرفته شده و این افراد از یک ماه بعد زندانی می شوند. در نتیجه بیست درصد ملت به کشورهای غربی مهاجرت کرده و در عرض شش ماه خانه و زندگی پیدا می کنند و چون به آینده امیدوار می شوند، در نتیجه بچه دار می شوند. یک سال بعد، وقتی دولت از طریق کنسولگری ها و سفارتخانه هایش مطمئن شد که این افراد بچه دار شدند، دولت اعلام کند که قانون قبلی لغو شده و هر ایرانی که بچه دار است می تواند بدون هیچ مشکلی به کشور برگردد.

روش عسل و خرما و پنیر: دولت به کسانی که ازدواج می کنند وام مخصوص « ماه عسل» بدهد و زنها و شوهرهای تازه مزدوج را مجبور کند که در تمام ماه مذکور عسل و خرما و پنیر بخورند، در نتیجه با خوردن عسل و خرما تمایل این افراد به تولید مثل زیاد می شود و در اثر خوردن پنیر زیاد خنگ می شوند، در نتیجه چون خنگ شده اند هم طرفدار دولت می شوند و هم دیگر به آینده فکر نمی کنند، به همین دلیل بچه دار می شوند. در ادامه این کار اگر پدر و مادر از پنیر برای تغذیه کودکان استفاده کنند، این بچه ها نیز خنگ شده و برای پیشبرد اهداف رئیس جمهور از آنها می توان بصورت دائمی استفاده کرد.

روش مهندسی ژنتیک: با توجه به تولید انواع گوسفند و میمون توسط منهدسی ژنتیک، پیشنهاد می شود این تحقیقات برای جانوران دیگر ادامه پیدا کند، در مرحله بعد می توان به تولید انواع گوریل( برای حفاظت از اماکن مختلف)، تولید انواع انسان پیتک آنتروپ و کرومانیون و نئاندرتال برای کار در هیات دولت، تولید انواع کامل شده تر نئاندرتال برای عضویت در آبادگران، تولید انسان های اولیه برای عضویت در موتلفه و شورای نگهبان، بپردازیم. و در مرحله نهایی می توانیم به صورت مصنوعی جمعیت ایران را بسرعت و بدون دردسر اضافه کنیم.

روش آسانسور: در ساختمانهای بزرگ مانند وزارت کشور و کشاورزی با برنامه ریزی مشخصی در ساعات بعد از کار از برادران اصیل و عزیز حزب اللهی و خواهران خوشگل مساله دار دعوت کنیم و برای آنها در طبقات بالای ساختمان جلسه گذاشته و وسط راه آسانسور را خاموش کنیم. بعد از یک ساعت آسانسور را روشن کرده و با یکی از این حالات مواجه می شویم:
الف: هر دو نفر خوشحال و خندان آماده ازدواج هستند، برادر مذکور هم دنبال یک تیغ برای اصلاح صورت می گردد.
ب: پسر با حالت خجالت و صورت پنجول کشیده و دختربا حالت خوشحال و لباس پاره خارج می شوند و دنبال محضر ازدواج می گردند.
پ: پسر با حالت شاکی و دختر با حالت نا امید بیرون می آیند و دختر می گوید خاک بر سر بی عرضه ات.
ت: هر دو نفر در حال سوت زدن بیرون می آیند، و هر کدام در حالی که خوشحالند به یک طرف می روند.

به مردم اعلام کنیم که تمام این یک سال و نیم که احمدی نژاد سرکار بوده شوخی می کردیم. همان شب ملت از خوشحالی جشن می گیرند و با هم کلی می گویند و می خندند و در نتیجه بچه دار می شوند. سه ماه بعد به شکلی که بچه های مردم سقط نشود، سخنرانی احمدی نژاد را پخش می کنیم.

اعلام حکومت نظامی کنیم. تلویزیون دائما سخنرانی احمدی نژاد پخش کند تا هیچ کس تلویزیون نگاه نکند، جلوی پخش همه رادیوهای داخل و خارج را بگیریم. اجازه خروج از خانه به مردم ندهیم. به هر خانه ای که صدای موسیقی از آن آمد حمله کنیم... طبیعی است که مردم کاری جز بچه دار شدن نخواهند داشت.

مقامات عالیه کشور اعلام کنند که این اظهارات احمدی نژاد نظر شخصی اش بوده و توی دهانش بزنند و رسما اعلام شود که بچه دار شدن در حال حاضر عمل غیرقانونی است و افراد تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند. در پی این اظهارات چند نفر به اتهام حاملگی دستگیر و زندانی شوند. در این حالت مردم همگی تمایل پیدا می کنند که حامله شوند.

روش داروخانه ای: یکی از راههای مهم برای جلوگیری از جلوگیری این است که تمام عوامل جلوگیری را سوراخ نموده و از این طریق مشکل را حل کنیم.

علاوه بر روشهای فوق، روشهایی مانند استفاده غلط از پیت حلبی، دادن قرص اشتباه در داروخانه ها و برخی روشهای دیگر نیز مورد نظر است که بعدا به اطلاع دقیق خواهد رسید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 22:46  توسط ابراهیم نبوی  | 

دنیای زندونی دیوار نیست

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۸ آبان ۱۳۸۵

در راستای اینکه آقای داوود احمدی نژاد، اخوی رئیس جمهور، معروف به هاله نور شماره دو، که خودش در هنگام انتخابات مدتی به دلیل توزیع سی دی غیر مجاز، زندانی بوده و سپس به مقام عظمای بازرس ویژه رئیس جمهور منصوب شده است، پس از بازدید از زندان رجایی شهر اعلام کرده است که: « زندانيان زندان رجايي‌شهر احساسي از زنداني بودن نداشتند.» برخی دلایل این اظهار نظر شگفتی برانگیز و عبرت آموز برای آموزش ملت ایران که از هر هفت نفرشان حداقل یک نفر پرونده قضائی دارد، اعلام می شود:

اول: اصولا زندان جایی است که شما در آن نمی توانید حرف بزنید و اگر حرف بزنید پدر شما را در می آورند. با توجه به اینکه در کل کشور ایران نیز این موضوع قابل مشاهده است، طبیعی است که کسی که در بیرون نمی تواند حرف بزند، وقتی در زندان هم نمی تواند حرف بزند، احساس زندانی بودن نمی کند.

دوم: یکی از موضوعاتی که باعث می شود زندانی احساس زندانی بودن کند، این است که در زندان تحت کنترل است، با توجه به اینکه ملت شریف ایران در شهر و خیابان و خانه و محل کار هم تحت کنترل هستند، طبیعی است که وقتی زندانی می شوند، احساس نمی کنند چیز عجیبی اتفاق افتاده است و احساس زندانی بودن نمی کنند.

سوم: زندان جایی است که در آن مسوولان در مورد سرنوشت آدم تصمیم می گیرند، در ایران این مساله در بیرون زندان هم وجود دارد، بنا براین زیاد تفاوتی بین زندانی و کسانی که فکر می کنند آزاد هستند وجود ندارد.

چهارم: یکی از چیزهایی که باعث می شود زندانی احساس زندانی بودن کند، این است که متوجه می شود تلفن اش تحت کنترل است و هر چه می گوید، توسط دیگران شنیده می شود، به همین دلیل است که احساس زندانی بودن می کند، اما در ایران چون مردم در حالت عادی احساس می کنند تلفن شان مورد شنود تلفنی قرار دارد، بنا براین بطور طبیعی همیشه احساس زندانی بودن دارند. پس تفاوتی ندارد.

پنجم: با توجه به اینکه اکثر مردم ایران مجبورند از صبح تا شب دو سه کار انجام دهند تا زندگی شان بگذرد، به همین دلیل بطور طبیعی در هر روز یکی دو ساعت بیشتر زن و بچه شان را نمی بینند و در هفته فقط یکی دو روز با زن یا شوهرشان احتمالا حرف می زنند، در حالی که در زندان زندانی ها به دلیل اینکه کار خاصی ندارند، دائم به فکر زن و بچه هستند و هفته ای یک بار هم ملاقات می کنند، که معمولا این ملاقات ها خیلی هم کمتر از ملاقات زن و شوهر در زمان آزادی نیست.

ششم: یکی از چیزهایی که باعث می شود که زندانیان خلاف کار مانند قاچاقچیان و معتادان در زندان احساس زندانی بودن نکنند، این است که در زندان امروز تا دلتان بخواهد مواد مخدر در زندان پیدا می شود، بنا براین زندانی هیچ احساسی از زندانی بودن نمی کند.

هفتم: ممکن است کسی از زندانیان به دلایل مختلف احساس زندانی شدن بکند. به نظر شما چنین موجودی ممکن است به برادر احمدی نژاد بگوید که احساس زندانی بودن می کند، و به فرض اینکه این را بگوید آیا برادر مذکور این نکته را منعکس خواهد کرد و به فرض اینکه آنرا منعکس کند، آیا دیگر برادر رئیس جمهور و موجودی در حال زندگی خواهد بود؟ بنا براین همه چیز درست است و زندگی ادامه دارد.

نتیجه گیری اخلاقی: اصولا کسی در زندان احساس زندانی بودن می کند که وقتی از زندان بیرون بیاید احساس آزاد بودن بکند.

آخرین گزارش از سفر
امروز به دلیل اینکه تا یکی دو ساعت دیگر برنامه دارم، نوشته طنز کمی کوتاه شد. کوتاهی آنرا به بلندی خودتان ببخشید، بالاخره هر چیزی که مربوط به هر احمدی نژادی باشد لاجرم کمی کوتاه خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 22:56  توسط ابراهیم نبوی  | 

بسیجی ترمز ندارد

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۷ آبان ۱۳۸۵

حسین شریعتمداری، رهبر غیر معظم انقلاب اسلامی و رئیس کابینه سایه و چند چیز دیگر، طی یک هشدار به کلیه رانندگان و ملت پیاده ایران، اعلام کرد: « بسیجی بی ترمز است.» آگاهان و کارشناسان امور بسیج و خودرو موارد زیر را به اظهارات شریعتمداری افزودند:
اول: بسیجی بی ترمز است.
دوم: بسیجی معمولا دنده عقب حرکت می کند.
سوم: بسیجی معمولا چراغ جلو ندارد و فقط چراغ خطرش کار می کند.
چهارم: بسیجی تخت گاز می رود و چون آب و روغن قاطی کرده ریپ می زند و در خیابانهای شلوغ سروصدای اضافی از خودش صادر می کند.
اداره راهنمایی و رانندگی تهران اعلام کرد به محض دیدن یک بسیجی فورا ترمز کنید و کنار بایستید تا رد شود و برود و بعد حرکت تان را ادامه دهید.

همه ملت من
با توجه به اظهارات عدیده و مهم و سراسر احساس محمود احمدی نژاد که بنا به گفته پزشک معالجش روزبروز از نظر روانی مشکلات بیشتری پیدا می کند، و با عنایت به اینکه احمدی نژاد در حال کشف برخی راه حل های مهمی است که در سالهای قبل کشف و خنثی شده بودند، اما در حال حاضر در حال بازگشایی توسط ایشان است، به مصاحبه ای که با مشنگ خان یکی از مشاوران شخص مذکور به عمل آمده است، توجه کنید:
ما: در صورت حمله آمریکا به ایران چه خواهید کرد؟
مشنگ خان: موضوع جدی نیست، آمریکایی ها هارت و پورت می کنند.
ما: اما سخنگوی کاخ سفید از مانور نظامی آمریکا خبر داد.
مشنگ خان: این سخنگوی کاخ سفید حرف دهانش را نمی فهمد، زرت و پرت زیادی می کند.
ما: گفته می شود که چند ناو آمریکایی به طرف ایران حرکت کرده اند و قرار است با همکاری 24 کشور در خلیج فارس مانور انجام دهند.
مشنگ خان: من به زری جان گفتم، رفت زیر ناوها را نگاه کرد، این ناوهای آمریکایی پوسیده اند و یک انگشت به آنها بزنیم می رود زیر آب.
ما: اگر آمریکایی ها از نیروی هوایی و هوانیروز استفاده کردند چه می کنید؟
مشنگ خان: تا آنجایی که ما اطلاع داریم از جنگ ویتنام تا به حال آمریکایی ها چترهای چتربازان شان سوراخ شده و هنوز آنها را رفو نکرده اند. ضمنا ما با خدا تماس گرفتیم، ایشان فرمودند اگر نیروی هوایی آمریکا حمله کند، ابابیل قرار است به عنوان نیروی کمکی به کمک ما بیایند.
ما: به نظر شما در کوتاه مدت چه اقدامی در مقابل آمریکا باید انجام دهیم؟
مشنگ خان: در کوتاه مدت باید تلاش کنیم جمعیت ایران را به 120 میلیون نفر برسانیم که من می دانم این کار ممکن است یکی دو سالی طول بکشد.
ما: در دراز مدت باید چکار کنیم؟
مشنگ خان: باید جمعیت ایران را در بیست سال به 300 میلیون نفر برسانیم که از جمعیت آمریکا هم بیشتر شود و توی دهان آنها بزنیم.
ما: مردم ایران در چنین شرایطی باید در کجا سکونت کنند؟
مشنگ خان: ما جاهای خالی زیاد داریم، از جمله در کویر امکان سکونت دویست تا سیصد میلیون نفر هست که البته آنجا آب ندارد که ما در کوتاه مدت با بشکه آب می بریم و در دراز مدت قرار است یک رودخانه درست کنیم که آب دجله و فرات با همکاری برادران عراقی به کویر لوت بیاید.
ما: در صورت افزایش جمعیت برای اشتغال آنها چه می کنید؟
مشنگ خان: قرار است که ده میلیون نفر را جذب دولت کنیم و در دولت استخدام کنیم.
ما: با کارمندان فعلی چه می کنید؟
مشنگ خان: آنها را اخراج می کنیم تا جا برای استخدام نیروی جدید باز شود.
ما: برای کسانی که بیکار می شوند و اخراج می شوند چه راهی سراغ دارید؟
مشنگ خان: در این مورد باید یک فکر اساسی بکنیم که امشب ساعت 9 تا 10 قرار است در این مورد فکر کنیم و به راه حل برسیم که از ساعت 11 اجرا شود.
ما: نظرتان راجع به افزایش قیمت ها و گرانی چیست؟
مشنگ خان: قیمت ها از زمانی که ما تشریف آوردیم کم شده و چیزهایی که روزنامه ها می نویسند چرت و پرت است.
ما: با توجه به بحران های مختلفی که دولت با آنها درگیر است، می خواهید با مردم چه کنید؟
مشنگ خان: همه ملت ایران حامی من هستند.
ما: این نکته را خود مردم ایران به شما گفتند، یا خودتان حدس می زنید؟
مشنگ خان: البته ما یک حدس هایی از بچگی می زدیم، ولی در این چندباری که به ارادون سفر کردیم و بر اساس اظهاراتی که فاطمه خانم و مادر آقای زریبافان فرمودند در این مورد مطمئن شدیم.
ما: با توجه به برخی شبهات عناصر ضدانقلابی و با توجه به اینکه مطمئن هستید که همه ملت ایران حامی شما هستند، چرا با برگزاری یک رفراندوم موافقت نمی کنید....
..... به دنبال پرسیدن این سووال خبرنگار مذکور(ما) غیب شده و به همین دلیل مصاحبه ناتمام ماند.

یک خبر محترمانه
ما اصولا به صورت محترمانه خبرها را می نویسیم. رهبر کبیر و معظم جمهوری اسلامی در مورد انتخابات خبرگان فرمودند: « اگر مجلس خبرگان مورد اعتماد ملت نباشد، چنان گره ای در دستگاه مدیریت کشور بوجود می آید که با هیچ سرانگشتی باز شدنی نیست.» آگاهان ضمن تاگید بر اظهارات داهیانه رهبر فرزانه نظام، علت گره هایی را که در دستگاه مدیریت کشور به وجود آمده است که با هیچ سرانگشتی بازشدنی نیست کشف کرده و احتمال دادند که اگر انتخابات به صورت قبل برگزار شود، گره های جدیدی نیز افزوده شود.

برنده اسکار بعدی مشخص شد
با جدایی تام کروز از همسر سابقش و تصمیم وی به ازدواج با کتی هولمز، برنده بعدی اسکار زن سال بعد معلوم شد. کتی هولمز از حالا خودش را برای طلاق از تام کروز( جواد ترین بازیگر هالیوود) آماده کرده و تصمیم گرفته است تا به دلیل رفتاری که تام کروز با وی خواهد کرد دیگر با هیچ مردی ازدواج نکند و فقط بازی در سینما را جدی بگیرد.

مواضع منفرد به صیغه مجهول
فرج سرکوهی که اخیرا در مورد نوشتن مقالاتی که باعث می شود تا دیگران بطور تخصصی دست به استخراج خشتک نویسنده شوند، تخصص ویژه ای به دست آورده است، مقاله ای را با این تیتر منتشر کرد: « نقد احکام و مواضع منفرد به صیغه مجهول یا نقد رادیکال بینش ها و مفاهیم». قرار است فرج سرکوهی یک دانشنامه 24 جلدی برای توضیح معنی این جمله و ترجمه آن به زبان فارسی، منتشر کرده و ناآگاهان را از ناآگاهی خارج کند.

ساناز ناناز و سهراب کشان
اصولا حفظ آبرو تا اطلاع ثانوی از اهم مسائل خانوادگی در کشور بوده و بر هر پدر و مادری است که تا لحظه به قتل رسیدن توسط فرزندشان آبروی وی را حفظ کنند. در همین راستا و برای اثبات این ضرورت که حتما باید جمعیت ایران به دو تا سه برابر افزایش یابد، خبر زیر در وب سایت انتخاب منتشر شد:
یک دختر 24 ساله به اسم ساناز که مدتها معتاد بوده است و همه شهر بجز پدر و مادر و خانواده از این موضوع خبر دار بودند، و این ساناز خانم چند بار از خانه فرار کرده، ولی برای حفظ آبروی خانواده گاهی به خانه برمی گشت، با پدرش که شدیدا به فکر آبروی خانواده بود درگیر شد. سهراب 75 ساله، پدر ساناز، بعد از اینکه متوجه شد ساناز می خواهد دوباره از خانه بیرون برود، برای حفظ آبروی خانوادگی، تصمیم گرفت جلوی خروج وی را از خانه بگیرد، اما ساناز 24 ساله که حال و حوصله حفظ آبرو نداشت، با چاقو پدرش را زخمی کرد. قرار شد خانواده مذکور برای حفظ آبرو سهراب را به بیمارستان نبرند، اما جراحات عمیق بود، به همین دلیل قرار شد در بیمارستان اعلام کنند که سهراب دچار مارگزیدگی شده تا آبروی ساناز حفظ شود، اما سهراب بیچاره در اثر ضربات دخترش کشته شد. چند روز بعد ساناز به اتهام ولگردی و اعتیاد دستگیر شد ولی برای حفظ آبروی خانواده اش اعلام کرد که خانواده ندارد. در حال حاضر برای حفظ آبروی مذکور نیروی انتظامی از انتشار عکس و نام خانوادگی ساناز مذکور خوددداری کرده است.
شش ماه بعد: نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که عکس و مشخصات قاتلی را که دچار جنون شده و هر روز سه نفر را می کشد به دست آورده است، و از کلیه شهروندان درخواست کرد قاتل مذکور را دستگیر کرده و یا اگر چنانچه ردپایی از وی دارند به نیروی انتظامی خبر دهند. نیروی انتظامی اعلام کرد که برای حفظ آبروی قاتل مذکور و اعضای خانواده اش نمی تواند عکس و مشخصات وی را منتشر کند، به همین دلیل مردم باید تلاش کنند خودشان حدس بزنند که قاتل چه کسی است.

سه مشکل بوش با ایران
آقا! آدم وقتی وارد آمریکا می شود، و با ایرانی هایی که آمریکایی شده اند صحبت می کند، به شکل عجیبی دلش می خواهد علیه بوش حرف بزند. این وطن پرستی ایرانیان مقیم فرنگ به شکل عجیبی دل آدم را به درد می آورد. فقط آدم می ماند که چرا این هموطنان بعد از اینکه آمریکایی می شوند، چرا اینقدر فحش و فضیحت نثار بوش می کنند؟ و اینکه با این همه کارهای بدی که بوش می کند، چرا این هموطنان عزیز به وطن زیبا و دوست داشتنی خودمان برنمی گردند؟ من هم چند روزی است که شدیدا با بوش مخالف شده ام و از صبح تا شب( و بالعکس) دلم می خواهد فقط به بوش فحش خواهر و مادر بدهم، فقط مشکل این است که بوش خواهر ندارد و برای این مشکل اساسی باید یک فکری کرد. براساس اخبار واصله بالاخره بوش متوجه شد که مشکلات اصلی اش با ایران چیست. ظاهرا بوش سه سووال اساسی در مورد ایران دارد، که ما از آگاهان خواهش کردیم به این سه سووال پاسخ بدهند.
سووال اول: آیا ایران به دموکراسی جوان در عراق اجازه رشد می دهد؟
جواب اول: بله، ایران به دموکراسی جوان در عراق اجازه رشد می دهد، همانطور که به دموکراسی جوان در خود ایران اجازه رشد می دهد، به شرط اینکه این دموکراسی جوان اولا نمازش را اول وقت بخواند، قرتی بازی در نیاورد، پیرو ولایت فقیه باشد، انتخاباتش زیر نظر و عمل شورای نگهبان برگزار شود و در انتخابات هم به کسانی رای بدهد که مثل احمدی نژاد طرفدار دموکراسی جوان باشد. ضمنا مزاحم کسانی که بطور دموکراتیک عملیات استشهادی می کنند یا بمب کار می گذارند نشود.

سووال دوم: آیا ایران به دموکراسی جوان دولت سینیوره در لبنان اجازه رشد خواهد داد؟
جواب دوم: بله، ایران به دموکراسی جوان دولت سینیوره در لبنان اجازه رشد خواهد داد، به شرط اینکه دموکراسی جوان مذکور دموکراسی دینی باشد، ضمنا دولت مذکور دولت سینیوره نباشد و دولت حزب الله و سید حسن نصرالله باشد و این دموکراسی جوان لبنانی هفته ای دویست تا موشک به تل آویو شلیک کند. در این صورت رشد دموکراسی مذکور بلامانع است.

سووال سوم: آیا ایران می خواهد تسلیحات هسته ای تولید کند؟
جواب سوم: ایران قصد تولید سلاح هسته ای را ندارد، اما ممکن است یک دفعه دلش بخواهد سلاح هسته ای تولید کند، اگر هم سلاح هسته ای تولید کرد، قصد استفاده از آن را ندارد و فقط می خواهد نشان بدهد که بلد است سلاح هسته ای تولید کند، مگر اینکه احساس کند اسرائیل از روی نقشه جهان حذف نشده و دولت آمریکا هنوز وجود دارد، که در آن صورت ممکن است دلش بخواهد از سلاح هسته ای استفاده کند. و اگر هم از سلاح هسته ای بخواهد استفاده کند، دوست ندارد این سلاح های هسته ای را به جایی پرتاب کند که آسیبی به کسی بزند، مگر اینکه تصمیم بگیرد سلاح های هسته ای را به جایی پرتاب کند که بخواهد آسیبی به کسی بزند.
از آقای جرج دبلیو بوش درخواست می کنیم بقیه سووالات خودش را برای ما بفرستد تا ما به سرعت به او جواب بدهیم.

زندانی رجایی شهر، آزاد نباید گردد
داوود احمدی نژاد، برادر رئیس جمهور که تا یک شب قبل از انتخابات به کار کپی غیرقانونی از سی دی های غیرمجاز اشتغال داشت و به همین دلیل دستگیر شد و فعلا بازرس تخلفات در ریاست جمهوری است، در بازدید از زندان رجایی شهر اعلام کرد: « زندانیان رجایی شهر احساسی از زندانی بودن نداشتند.» یکی از زندانیان رجایی شهر گفت: ایشان درست می گوید، ما احساس نمی کنیم در زندان هستیم، بلکه احساس می کنیم در قبرستان هستیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 22:55  توسط ابراهیم نبوی  | 

چند تا بچه کافی است؟

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۴ آبان ۱۳۸۵

در راستای اینکه نابغه معاصر و حلال مشکلات جامعه بشری و نظریه پرداز طرح های ابتکاری کشور، محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور م.ش. نگ.( منتخب شورای نگهبان) هر روز یک راه جدید برای حل مشکلات کشور پیدا کرده و اخیرا نیز به این نتیجه رسیده است که نه تنها دو تا بچه کافی نیست، بلکه بسیار کم است، لذا برخی دلایل مبنی بر اینکه چرا باید به جای جلوگیری از افزایش جمعیت به تقویت آن همت گماشت و برخی راه حل ها برای افزایش جمعیت ارائه می شود:

1) در حال حاضر یکی از مشکلات ایران این است که تعداد شیعیان ایران نسبت به اهل سنت و مسیحیان و جمعیت کل جهان کم است، ضمن اینکه مسلمانان سایر جهان به دلیل اینکه در معرض دموکراسی و آزادی و پیشرفت هستند، امکان فسادشان وجود دارد، بنا براین روی آنها نمی توان در دراز مدت حساب کرد. با این مقدمه، ما نیازمند این هستیم که یا جمعیت رقبای دینی مان را که حدودا یک و نیم میلیارد هستند، و جمعیت دشمنان مان که حدود پنج میلیارد هستند، در عرض سی سال به هفتاد میلیون نفر کاهش دهیم، یا جمعیت ایران را در یک پروسه سی ساله به پنج میلیارد افزایش دهیم، تا قدرت پیدا کنیم.

2) افزایش جمعیت باعث می شود که رئیس جمهور ایران در آینده نزدیک به جای اینکه نماینده شانزده میلیون از هفتاد میلیون ایرانی باشد، نماینده شصت میلیون از دویست میلیون ایرانی باشد، که این موضوع یک پیشرفت بزرگ برای کشور است.

3) یکی از فواید افزایش جمعیت در ایران، کاهش میزان بیکاری است. چون اگر جمعیت ایران از هفتاد میلیون به 140 میلیون افزایش یابد، ما به جای 2 میلیون معتاد، از تعداد 4 میلیون معتاد برخوردار خواهیم بود. و به جای اینکه 200 هزار نفر از ماموران نیروی انتظامی به تلاش مذبوحانه برای کنترل مواد مخدر بپردازند و موفق نشوند، چهارصد هزار نفر از نیروهای انتظامی به فعالیت مذبوحانه می پردازند و موفق نمی شوند، در نتیجه تعداد نیروهای انتظامی 200 هزار نفر افزایش می یابد و از این نیروها؛ که در هر 12 ماه به مدت چهار ماه با قاچاق مبارزه می کندد، در مدت هشت ماه برای برگزاری انتخابات می توان از آنان استفاده کرد.

4) با توجه به اینکه در حال حاضر با هفتاد میلیون جمعیت، سالانه 35 هزار نفر در تصادفات جاده ای کشته می شوند، در صورتی که جمعیت ایران دو برابر شود، تعداد کشته های ایران در جاده ها به 70 هزار نفر در سال می رسد، در نتیجه برای این تصادفات و کشته ها ما باید تعداد زیادی پلیس راهنمایی و رانندگی استخدام کرده و تعدادی بیمارستان احداث کنیم که همه اینها باعث می شود تا جمعیت بیکار اشتغال پیدا کند. از طرف دیگر اگر جمعیت دوبرابر شود و جاده ها به همین تعداد باقی بماند در میزان مصرف مردم از جاده هم صرفه جویی می شود.

5) یکی از فواید افزایش جمعیت ایران، افزایش ضریب امنیت ملی در اثر افزایش جمعیت است. اگر جمعیت کشور به 140 میلیون و جمعیت تهران به چیزی حدود سی میلیون برسد، مردم تهران به جای اینکه روزانه چهار ساعت در ترافیک باشند، روزانه هفت تا هشت ساعت توی ترافیک می مانند، در نتیجه قدرت واکنش اجتماعی مردم کاسته شده و امنیت ملی مورد تهدید قرار نمی گیرد، چون همه کسانی که می خواهند امنیت ملی را مورد تهدید قرار دهند، توی ترافیک گیر کرده اند.

6) افزایش جمعیت نیروی انسانی مشکلات بسیاری از جنبش جهانی اسلام را حل می کند، از جمله اینکه به دلیل کم بودن نیروی انسانی که بتواند زنجیره انسانی دور نیروگاههای انرژی هسته ای ایجاد کند، این زنجیره انسانی لاجرم پس از یک روز بدلیل خستگی به خانه رفت، اما اگر جمعیت ایران دو برابر شود، این امید وجود دارد که به جای 4000 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران که همه شان در دبیرستانهای روستاهای اطراف اصفهان به دبیرستان می روند یا در کارخانه های اصفهان کار می کنند، دولت می تواند هشت هزار نفر را برای ایجاد زنجیره انسانی جمع کند، که در این حالت دو برابر اثبات می شود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست و دیگر لازم نیست نرخ کالاها کاهش یافته یا درآمد نفت به سر سفره مردم برده شود.

7) اگر تلاش کنیم که انشاء الله از همین امشب تولید ملت افزایش یابد و این کار بطور مداوم روند خود را حفظ کند، احتمالا برای انتخابات بعدی احمدی نژاد( سه سال دیگر) جمعیت کشور از هفتاد میلیون نفر می تواند به صد میلیون برسد، در این حالت اگر سن رای دهندگان به جای هجده سال و پانزده سال به دو سال برسد، در نتیجه افراد واجد شرایط شرکت در انتخابات به نود میلیون نفر می رسد و در این حالت، احمدی نژاد می تواند با همان روش قبلی( هماهنگی شورای نگهبان با بسیج و هلی کوپتر و مصباح و یا حسین) با سازماندهی پیچیده و دقیق، 24 میلیون رای از این نود میلیون را به دست بیاورد و تعداد آرایش بشود به اندازه آرای آقای خاتمی. و شب ها بتواند بخوابد. البته به شرط اینکه صدای بچه ها بگذارد که بخوابد.

8) اگر بتوان از طریق کنترل ازدواج و تا حدی دخالت در امر ازدواج کاری کرد که فقط طرفداران نظام و جمهوری اسلامی بچه دار شوند و نیروهای خنثی و سوسول ضد انقلاب بچه دار نشوند [اگر از تخم هم بروند که نور علی نور است] بخشی از مشکلات اصولی کشور حل می شود.

9) با توجه به اینکه در هر سال تعداد زیادی از مغزهای کشور فرار می کنند، و فقط در هر سال صد نفر از این پنج هزار نفر را می توان برای بازگشت به کشور جذب کرد، در صورت دو برابر شدن جمعیت ایران احتمالا میزان فرار مغزها به سالانه ده هزار نفر رسیده و در نتیجه هر سال می توان دویست نفر از این افراد را برای بازگشت به کشور جذب کرد و در این حالت صدا و سیما می تواند هر سه روز با یک نفر از مغزها مصاحبه کند و این یک پیشرفت بزرگ برای کشور ماست.

10) با توجه به اینکه برای افزایش ازدواج در کشور لازم است ازدواج های زیادی صورت بگیرد، چون معمولات انسان زنده زاست و تخم ریزی نمی کند، و با عنایت به اینکه سن تجرد در کشور بالا رفته و تعداد زیادی از پدر و مادرها از سن طبیعی شان برای بچه دار شدن گذشته است، این امید وجود دارد که اگر این افراد مسن بچه دار شوند، انشاء الله بچه های آنها ناقص و عقب مانده درآمده و در نتیجه نیروهای پشتوانه حزب الله گسترش بسیار پیدا کرده و دولت می تواند با این افراد اتاق های فکر را تشکیل داده و دولت را پیش ببرند و تعداد رييس جمهورها را بیشتر کند.

راه حل علمی: با توجه به تولید انواع گوسفند، بز، میمون، کره خر، گرگ و سگ گرگی و غیره از طریق مهندسی ژنتیک پیشنهاد می شود که کارشناسان مهندسی ژنتیک با انتخاب نمونه های عالی اسوه های بشری در ایران، مانند احمدی نژاد، ملاحسنی، حسن عباسی، سعید مرتضوی، حسین شریعتمداری، حسین رضازاده، زریبافان، مهدی چمران، آیت الله رعشه( معروف به خزعلی)، دکتر حسین بلخاری و غیره، از طریق مهندسی ژنتیک سالانه یک میلیون از همین افراد را در آزمایشگاه تولید کنند تا ضمن افزایش جمعیت در کشور خدای ناکرده جمعیت افزوده شده یک مشت آدم باهوش و خوش تیپ ایرانی نباشند که برای کل نظام و حکومت دردسر ایجاد کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 20:15  توسط ابراهیم نبوی  | 

این دوازده مرد و زن خبیث

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱ آبان ۱۳۸۵

انتخابات شوراها فعلا در حال داغ شدن است و ما نیز منتظریم تا دوستان، دشمنان، مخالفان وموافقان و منافقان اقدام به تحریم انتخابات کنند، تا ما مشت محکمی به دهان آنان بزنیم. فعلا سردار طلایی، فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ، معروف به سردار امین که از سن یک سالگی تا به حال یک کلمه هم دروغ نگفته بود( البته شاهد خاصی برای این ادعا وجود ندارد) و هفنه قبل استعفا داده بود و پس از استعفا اعلام کرده بود که علت استعفای او شرکت در انتخابات شورای شهر نیست، دیروز برای شرکت در انتخابات شورای شهر ثبت نام کرد. علاوه بر سردار طلایی تا به حال 117 هزار نفر دیگر برای انتخابات شورای شهر نامزد شده اند. تعدادی از اصلاح طلبان ناامید نیز که از سوم تیر تا هفته پیش در حال انجماد در فریزر به سر می برد، بالاخره یخش آب شد و اعلام کرد که در انتخابات شرکت فعال خواهد داشت. سه نفر از اعضای کابینه خاتمی، یعنی احمد مسجد جامعی( آرام ترین وزیر خاتمی)، محمد علی نجفی( خوش تیپ ترین وزیر خاتمی) و اسحاق جهانگیری( زیباترین وزیر خاتمی) و حجتی[ جهادی ترين وزير خاتمی] در انتخابات شوراها ثبت نام کردند. همچنین هر دوازده عضو سابق شورای شهر که برای آنها مقام دنیوی و جیفه دنیا پشیزی ارزش ندارد، برای انتخابات بعدی داوطلب شدند تا اثبات کنند که مقام دولتی و دنیوی برای آنان از عطسه بز هم ارزش کمتری دارد. در همین راستا زریبافان، جوان بیکار و در جستجوی سرنوشت نیز برای شرکت در شورای شهر ثبت نام کرد. معصومه ابتکار و اشرف بروجردی و تعداد دیگری از آدمهایی که اسم شان حداقل یک بار و حداکثر دو سه بار شنیده شده است، نیز در انتخابات نامزد شدند. فعلا می رویم که داشته باشیم که چه می کنه هيات نظارت مجلس که هر چی خواهش کرد جنتی و شورای نگهبان حاضر نشدند وظيفه اش را عهده دار شوند. اما در هر حال سرنوشت آينده مملکت از نظر من کاملا بستگی به این انتخابات دارد.

کی گفته احمق ها به بهشت نمی روند؟
من اصولا با کسانی که بحث اخلاق و هنر و عقل را قاطی می کنند، شدیدا مخالفم. و اصولا فکر می کنم اگر قرار باشد کسی به بهشت برود، حتما این احمق ها هستند که به بهشت می روند. البته نمی خواهم به آقای مصباح یا جنتی توهین کنم، ولی مجبورم این کار را بکنم. و اتفاقا تمام امید ما برای تحمل این دنیا این است که در روز قیامت در جهنم در کنار هنرمندان و سیاستمداران و دانشمندان باشیم، وگرنه تا به حال صد بار خودکشی کرده بودیم. حالا که بحث درباره احمق ها جدی شد، آلبرتو فرناندز، یکی از مقامات آمریکایی اعلام کرد: « در عراق احمقانه عمل کردیم.» آگاهان ضمن تائید این اظهارات آقای فرناندز، اعلام کردند که فرق احمق خوب و احمق بد این است که احمق خوب دو سال بعد از اینکه فهمید حماقتی انجام داده است، به این حماقت اقرار می کند و تلاش می کند حماقتش را اصلاح کند، اما احمقی که واقعا احمق است، حتی پس از گذشت بیست سال وقتی نامه آیت الله خمینی در مورد اشتباه در جنگ ایران و عراق منتشر شد، از اینکه چنین نامه ای پخش شده ابراز ناراحتی می کنند و اصرار عجیبی دارند که حماقت انجام شده، به صورت یک پیروزی بزرگ نشان داده شود. البته فکر نکنید که من طرفدار آمریکا هستم، اصلا اینطور نیست، من عاشق آمریکا هستم.

چرا دستگیر شد؟ چرا آزاد شد؟
و سرانجام بعد از میلیاردها سال، موسوی خوئینی نماینده سابق مجلس و یکی از نیروهای اصلاح طلب زندانی، دیروز با یک وثیقه 150 میلیونی آزاد شد. یکی از آگاهان دلایل زندانی شدن وی را بشرح زیر برشمرد:
اول: چون در مجلس ششم نماینده ای اصلاح طلب بود.
دوم: چون تندرو نبود و با نیروهای تندرو همکاری نمی کرد.
سوم: چون حرف می زد و مردم حرف هایش را می شنیدند.
چهارم: چون علیه امنیت ملی اقدام کرده بود و به مسوولان اهانت کرده بود.
در پی آزاد شدن موسوی خوئینی ها از سوی یکی دیگر از آگاهان که هیچ ربطی به آن یکی آگاهان نداشت، دلایل زیر برای آزادی موسوی خوئینی ها اعلام شد:
اول: چون نماینده مجلس ششم بود و خوب نبود که نماینده سابق در زندان باشد.
دوم: چون پس از مدتی زندان معلوم شد تندرو نیست و در صورت آزادی هم با نیروهای تندرو همکاری نخواهد کرد.
سوم: چون احتمال داده شد که حتی اگر از زندان هم آزاد شود، باز هم حرف می زند و مردم حرف هایش را می شنوند.
چهارم: چون ادامه حضورش در زندان به امنیت ملی لطمه می زد.
سووال اساسی: به نظر شما کسی که موسوی خوئینی ها را دستگیر کرده بود، در مورد عواقب این عمل فکر کرده بود؟ و کسی که دستور آزادی وی را داد دلیلی برای آزادی اش داشت؟

روی ریل اصلاحات
من هم موافقم و معتقدم اگر قرار باشد این قطار حرکت کند و به سمتی جز ته دره برود، هیچ راهی نیست جز اینکه قطار اصلاحات به سوی همان مسیر قبلی برود. در همین راستا، رمضان زاده، سخنگوی تر و تمیز و نسبتا خوش تیپ دولت خاتمی گفت: « باید کشورداری را روی ریل قبلی برگردانیم.» در توضیح این موضوع یکی از آگاهان که نامش اصغر عادلخانی است، اما نخواست نامش فاش شود، موارد زیر را تذکر داد:
اول: این قطار بهتر است روی همان ریل سابق قرار بگیرد، فقط تلاش کنید که کمی هم راه برود.
دوم: از پرتاب هر نوع حسین فهمیده و ممانعت هر نوع دهقان فداکار در مسیر حرکت قطار خودداری شود.
سوم: لطفا مسیر قطار را قبل از حرکت مشخص کنید که بالاخره ما به سمت یزد می رویم یا رفسنجان یا خرم آباد یا مشهد؟
چهارم: لطفا از همراه آوردن کسانی مثل عباس عبدی که یک دفعه وسط راه ترمز قطار را می کشند و طرح خروج از قطار را مطرح می کنند، خودداری شود، البته قبل از او یک فکری هم برای اصغرزاده بکنیم بد نیست.

این سیاستمداران خشن!
به یک خبر منتشر شده در یک سایت اینترنتی امت حزب الله توجه کنید. طی تماس تلفنی ولادیمیر پوتین رئیس جمهور و رئیس مافیای روسیه با ایهود اولمرت رئیس کابینه اسرائیل، پوتین در مورد موشه کاتساو رئیس جمهور ایرانی الاصل و متجاوز اسرائیل گفت: « به رئیس جمهوری خود سلام برسان، عجب آدم خشنی! تجاوز به دهها زن؟ از کاتساو انتظار نمی رفت. همه ما متعجب شدیم. همه ما به او حسودی می کنیم.» در پی اعلام این خبر سووالات زیر مطرح شد:
اول: کدام دهن لقی( احتمالا دهن لق کشدار) این مذاکره را که فقط بین پوتین و اولمرت گفته شده است با این دقت منتقل کرده است.
دوم: حدس می زنیم در دم و دستگاه اولمرت و پوتین احتمالا تعدادی نوری زاده وجود داشته باشند که نمی توانند دهان خودشان را نگاه دارند.

داریوش سجادی
آقا! می خواستم یک چیزی در مورد گفته های د. س، و ح. د. در مورد احمدی نژاد و انرژی هسته ای بنویسم، اما یکی از دوستان گفت: تو که قول داده بودی دیگر چرت و پرت ننویسی. به همین دلیل بعدا ممکن است در مورد موضوعات دیگر چیزهایی بنویسم.

ده نمکی مخملباف نمی شود
من هم همینطور فکر می کنم. یعنی اصلا امکان ندارد. غیر ممکن است این اتفاق بیفتد. اصلا هیچ چیزش با چیزهای دیگرش جور نیست. مسعود ده نمکی گفت: « من مخملباف نمی شوم» آگاهان ضمن تائید اظهارات ده نمکی دلایل اینکه ده نمکی هرگز مخملباف نخواهد شد، اعلام کردند
1) استعداد و توانایی
2) استعداد و توانایی
3) استعداد و توانایی

دو باجناق، خواستگار مادرزن شان را کشتند
اخلاق واقعا موضوع مهمی است و ما باید به اخلاق بسیار احترام بگذاریم. مثلا ما باید برای کانون گرم خانواده احترام زیادی قائل باشیم و سعی کنیم که تا می توانیم کانون گرم خانواده تشکیل دهیم. در همین راستا یک مادرزن که دارای دو عدد داماد بود که این دو داماد هر دو نفرشان دارای یک کانون گرم خانواده داشتند، بعد از اینکه متوجه شدند که مادر زن شان ممکن است کانون گرم خانواده تشکیل دهد، غیرت شان عود کرد و وی را کشتند.
نتیجه گیری اخلاقی: یک مادر خوب وقتی می خواهد داماد انتخاب کند، باید مواظب باشد که دامادش قبلا خلع سلاح شده باشد.
نتیجه گیری اخلاقی دوم: یکی از نکات اخلاقی مهم در جامعه ایران این است که یک زن خوب و شریف بعد از مرگ شوهرش باید حتی الامکان سعی کند زودتر بمیرد وگرنه بقیه او را می کشند.

سحر یا غضنفر
این موضوع بسیار مهم است. بخصوص در روزهای ماه مبارک رمضان. همین هفته قبل مادر غضنفر که می خواست برای سحر او را از خواب بیدار کند گفت: غضنفر جان می خوای سحر صدات کنم. غضنفر جواب داد: مگه غضنفر چه عیبشه؟ نه همين خوبه.

فعلا در لس آنجلس هستم
دیشب برنامه استندآپ کمدی در اورنج کاونتی برگزار شد و قرار شد برای 19 و 18 نوامبر برنامه لس آنجلس و سن دیه گو برگزار شود. در اجرای دیشب یک باز تک نفری اعتراف محمد خردادیان را اجرا کردم و ترسم از تغییر برنامه و نزدیک شدنم کار به نمایش ریخت. هفته آینده در سانتاکلارا برنامه دارم و از کلیه دوستان دعوت می کنم که هیچ لزومی ندارد که برای دیدن این برنامه بیایند، چون سال دیگر در همین محل برنامه دیگری را اجرا خواهم کرد. موضوع لس آنجلس و وقایع اتفاقیه در آن را قول داده بودم که بزودی می نویسم که تا چند ساعت دیگر خواهم نوشت. اگر ننویسم که در لس آنجلس چه خبر است دق می کنم. فعلا در حال تعلیق دارم یواش یواش حرف می زنم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 19:7  توسط ابراهیم نبوی  | 

مخالفم و امضاء می کنم