تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

انتخابات تا روز قیامت

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 30 آذر 1385 [2006.12.21]

po_nabavi_01.jpg

من متوجه نمی شوم که چرا شمردن ششصد هزار رای یک روز طول می کشد، ولی شمردن چهل هزار رای آخری دو روز طول می کشد؟ چه منطقی وجود دارد؟ و آیا اصولا منطقی وجود دارد؟ ظاهرا نتیجه انتخابات معلوم است و تفسیر ان نیز روشن است، اما یک مشکل خانوادگی وجود دارد به نام پروین جان. قرار است جای پروین جان از نفر هشتم جدول شورای شهر تهران به نفر هفتم منتقل شود و به همین دلیل روزانه میلیونها تومان صرف می شود که این اتفاق مبارک و میمون و چی توز رخ بدهد. من فکر می کنم اصلاح طلبان بهتر است کوتاه بیایند و قبول کنند که پروین جان نفر هفتم تهران بشود و او هم مشکل شغلی اش مثل دو تا داداش ها حل بشود. حالا مکافاتی داریم، این سه تا که از ارادان به شهر آمدند، تازه می خواهند همه اعضای خانواده را به تهران بیاورند و برای شان کار پیدا کنند. بعد، برای اینکه هر کدام شان شغلی پیدا کنند که ماهی یک میلیون تومان پول بگیرند، مملکت روزی یک میلیارد تومان باید ضرر و زیان بدهد. من پیشنهاد می کنم که به کلیه اعضای خانواده احمدی نژاد ماهی یک میلیون تومان محض تفریح و برای حفظ امنیت کشور حقوق بدهیم، اینجوری ارزان تر تمام می شود. البته، چشمم کور، دنده ام نرم، باید روزی که انتخابات را تحریم کردم که پوز هاشمی و خاتمی را بزنم و در نتیجه احمدی نژاد رئیس جمهور شد، فکر اینجا را هم می کردم.

اصل انتخابات را زیر سووال ببریم یا نه؟
پارادوکس مملکت ما همین است. یک انتخاباتی برگزار شده است که همه می دانیم در آن تقلب وسیع صورت گرفته است، از طرف دیگر یک چیز را هم می دانیم که نتیجه انتخابات نشانه بسیار خوبی برای آینده سیاسی و اصلاحات در کشور است. اگر بخواهیم به انتخابات استناد کنیم که باید بکنیم و بر همان اساس معلوم شود که دولت حاضر که قبلا بیست درصد طرفدار داشت حالا ده درصد طرفدار دارد، باید بپذیریم که نتیجه انتخابات همین است وگرنه به آن نمی توانیم استناد کنیم. از طرف دیگر خودمان را هم نمی توانیم گول بزنیم، می دانیم که در انتخابات تقلب و تخلف صریح و آشکار و وسیع صورت گرفته. داستان بیل است و آدم و جای شکرش.... که باقی است.

در همین راستا، خاتمی گفت: « اصل انتخابات را نباید زیر سووال ببریم.... وحدت اصلاح طلبان یک دستاورد بزرگ برای کل کشور بود.» خاتمی اضافه کرد: « حیف است شیرینی حضور 28 میلیونی مردم در انتخابات را با شبهات تلخ کنیم.» وی همچنین یک حال مجانی به هاشمی داد و گفت: « رای بالای هاشمی نشان داد ایشان مورد توجه مردم هستند.» ماشاء الله شمس الواعظین هم گفت: « ائتلاف اصلاح طلبان در جمع کردن آرای خاموش موفق شد.» از طرف دیگر تلگرافخانه سیاستمداران که هر ساعت یکی دو پیام جدید از انتخابات می گیرد، همچنان پیام های جدید را اخذ کرد. رمضانزاده، سخنگوی دولت خاتمی گفت: « مهم ترین پیام انتخابات این است که حامیان جریان حاکم تنها 3 درصد رای آوردند.» علیرضا رجایی هم پیش بینی کرد که: « روند پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آتی ادامه می یابد.»

ما حامی خودمان نیستیم
در پی شکست وحشتناک حامیان دولت که رایحه آنان هنوز برطرف نشده و ملت در حال استفاده از بوگیر برای رفع مشکل بسر می برند، جوانفکر، مشاور رسانه ای رئیس جمهور اعلام کرد که « میان دولت و ائتلاف رایحه( خ خ) هیچ ارتباطی وجود ندارد. و دولت جز برگزاری دقیق و قانونمند انتخابات و پاسداری از رای ملت، هیچ نقش دیگری در انتخابات نداشته است.» آگاهان گفتند: لابد پروین احمدی نژاد هم آبجی باقر قالیباف است؟ از طرف دیگر امیررضا واعظ آشتیانی، عضو شورای دوم و نامزد رایحه( خ خ) شکست را پذیرفت و گفت: « هرکسی گفته احمدی نژاد سی میلیون رای می آورد، خودش جواب بدهد.»

چرخش در سازمان ملل
تا به حال هیچ دولتی این همه برای بردن آبروی خودش تلاش نکرده بود. به نظر من یک نیروی قدرتمند در ایران در حال تلاش است تا بسرعت وجهه جمهوری اسلامی را از بین ببرد. البته من اصلا از این موضوع ناراحت نیستم، چون خوشبختانه جهان تکلیف دولت ایران را دارد با مردم ایران جدا می کند. و اصولا تمام حرفی هم که ما داریم همین است که حکومت ایران مخالف حقوق بشر است، برای همین گیردادن به موضوعی مثل انرژی هسته ای اصلا راه خوبی برای برخورد با حکومتی که از اساس حقوق بین المللی از جمله حقوق بشر را نقض می کند، نیست. در همین راستا، « مجمع عمومی سازمان ملل متحد با 72 رای موافق، 50 رای مخالف و 55 رای ممتنع از موارد نقص حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد.» منوچ میم یکی از کارکنان وزارت امور خارجه، اعلام کرد: « صدور قطعنامه علیه ایران فقط به پیچیده تر شدن شرایط کمک می کند.» جمهوری اسلامی هم برای اثبات نظر مجمع عمومی سازمان ملل، صبح دیروز شش نفر را در زندان اوین اعدام کرد و برای اینکه محکم کاری کند، دیشب هم سه نفر از متهمان بمب گذاری اهواز را اعدام کردند. آگاهان توضیح دادند که علت همزمانی 9 اعدام با قطعنامه سازمان ملل در یک روز ، این بود که مسوولان قضایی کشور می ترسیدند مبادا کسی برایش سووال پیش بیاید که چرا سازمان ملل ایران را مخالف حقوق بشر دانسته است.

محمود پوپول یک قدم برداشت
اصولا یکی از خوبی های یک رئیس جمهور محبوب این است که وقتی قول می دهد یا کاری می کند، این طور نباشد که مثل روسای جمهور قبل از احمدی نژاد، یک سال بعد به وعده اش عمل کند، بلکه وقتی یک قولی داد، دو روز بعد باید به قولش عمل کند. فرق خاتمی و احمدی نژاد همین بود، خاتمی مثل شوهر ششم آن خانم دائم حرف می زد و قول می داد، اما عمل نمی کرد و به همین دلیل هم بود که آن خانم محترم، بعد از شش تا شوهر هنوز بچه نداشت، اما احمدی نژاد اصلا اینطور نیست، مهم ترین مشکلی که دارد این است که ملت هر چه زودتر و تند و تند بچه دار بشوند و جمعیت ایران بشود صد میلیون، و به همین دلیل، اول عمل می کند و بعد قول می دهد. مثلا در همین سفر کرمانشاه، سه روز قبل احمدی نژاد گفت: « در یک قدمی» قله بلند هسته ای ایستاده ایم. اما هنوز دو روز نگذشته، اعلام کرد که این یک قدم هم در همین دو روز که ایشان در کرمانشاه بود، برداشته شد. وی در هرسین گفت: « جوانان ایران بدون اتکا به زورگویان، فناوری هسته ای را به صورت کامل در اختیار دارند.» آگاهان توضیح دادند که ظاهرا رئیس جمهور با خودش فکر کرد که چون مردم هرسین دوست دارند یک حرف جدید از رئیس جمهور بشنوند، بهتر است همین یک قدم را هم بردارد، جای دوری نمی رود.

ابتکار علی آبادی در ورزش
واقعا که علی آباد هم برای خودش شهری است! و در این شهر هر روز یک نبوغ شکفته می شود. من در شگفتم که چرا ما تا امروز این نبوغ غریب و بی نظیر را نشناخته بودیم. واقعا چرا ما از این همه استعداد جوانان کشور، بخصوص جوانان علی آباد استفاده نمی کنیم؟ من مطمئنم از فردا این احتمال وجود دارد که روس ها این آقای علی آبادی را بدزدند تا از استعداد شگرف او برای خودشان استفاده کنند. علی آبادی، مسوول ورزش کشور که از سوی رئیس جمهور نابغه ایران به این عنوان منصوب شده و در طی مدتی کوتاه توانسته کاری کند که ورزش ایران تقریبا در حال نابودی قرار بگیرد، یک پیشنهاد ابتکاری ارائه داده و گفت: « بازیهای آسیایی می تواند بصورت مشترک توسط ایران و یک کشور دیگر برگزار شود» در پی بیان این جمله یکی از مشاوران سازمان تربیت بدنی یواشکی به علی آبادی گفت: حاج آقا! خواهران هم در بازیهای آسیایی هستند، اونها رو چی کار کنیم؟ علی آبادی هم به سرعت فکری کرده و اعلام کرد: « ایران آمادگی دارد که مسابقات آسیایی مردان را برگزار کند و یک کشور دیگر هم مسابقات زنان را برگزار کند.» در پی اعلام این طرح شگرف و ابتکاری که در عرض بیست ثانیه به فکر علی آبادی رسیده بود، مسوولان جهانی ورزش دوبامبی زدند توی سرشان و گفتند: ای خاک به سر ما! چرا توی این چند سال چنین چیزی به فکر ما نرسیده بود؟ در همین راستا، پیشنهاد شد که بازیهای آسیایی بطور مشترک توسط ایران، کویت، ونزوئلا و توگو برگزار شود. ایران قول می دهد که توگو و ونزوئلا که دو کشور دوست ایران هستند، در این مدت جزو کشورهای آسیایی بشوند.

در این هوای سرد چه کسی...
انتخابات 24 آذر نتایج بسیاری داشت، در این میان یک نتیجه مورد توافق همه بود. حتی مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور هم پذیرفت که حامیان احمدی نژاد در انتخابات شکست خوردند. اما یکی از اصولگرایان اعلام کرد: « کسانی که ادعای شکست دولت را می کنند، بگویند که مردم کرمانشاه در این هوای سرد چرا از احمدی نژاد استقبال کردند؟» من خیلی به این موضوع فکر کردم، از شما خواهش می کنم به عکس های استقبال از احمدی نژاد نگاه کنید و بعد به موارد زیر فکر کنید:
اول: در انتخابات کرمانشاه حدود 300 هزار نفر شرکت کردند و حداقل آرای منتخبین شورای شهر حدود 15 هزار نفر بود، در عکس هایی که احمدی نژاد با حضور انبوه جمعیت گرفته است، حداکثر ده هزار نفر از مردم شهر حضور دارند، این موضوع چه چیزی را ثابت می کند؟
دوم: شما فکر می کنید اگر گوگوش با اجازه حکومت و در میدان اصلی شهر کرمانشاه برای مردم آواز می خواند، کمتر از 300 هزار نفر در این برنامه شرکت می کردند؟ گوگوش را بگذارید کنار، حتی اگر جواد یساری هم در کرمانشاه سخنرانی کند، حداقل دویست هزار نفر برای دیدنش می روند.
سوم: براساس آماری که دیروز توسط نهضت سوادآموزی کشور اعلام شد، در ایران حداقل هشت میلیون بی سواد مطلق داریم.
توضیح فوتوگرافیک: در یک عکس که تعداد زیادی از مردم را نشان می دهد، حداکثر شما نیازمند ده هزار نفر هستید تا به نظر برسد که جمعیت انبوهی اجتماع کرده اند، اما این ده هزار نفر در شهری مثل کرمانشاه، فقط دو تا سه درصد واجدین شرایط انتخابات هستند.

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
امروز یک ستاره دیگر هم درخشید و یک شکوفه تازه در آسمان علم ایران درخشید. وزیر علوم گفت: « به اعتقاد ما، امروز گفتمان علمی در همه امور یک تکلیف شرعی است که بسیجیان از عهده این مهم برآمده اند.» شما فکر می کنید این جمله معنی هم داشته باشد؟ و آیا حدس می زنید که وزیر علوم متوجه بود که دارد چه می گوید یا مجموعه ای از کلمات و حروف یک دفعه از دهانش پرت شد بیرون؟ فرض می کنیم که انسان مجاز باشد هر چیزی را به هر چیز دیگر ربط بدهد و لازم نباشد که جمله ای که از دهان انسان بیرون می آید، معنی هم داشته باشد. در این صورت جملات زیر را احتمالا در آینده نزدیک از وزیر علوم خواهیم شنید:
جمله اول: « ارتش بیست میلیونی دانشمندان بسیجی ایران اسلامی بزودی در پهندشت گستره چون ستارگان در دریای غور، بحر خواهند کرد. و مشت محکمی به دهان هاروارد و آکسفورد کفر خواهند زد.»
جمله دوم: « میدان مین ارتش علمی بسیجیان، پهنه گفتمان دایناسورهای است در مقابل مورچه های استکباری که بزودی قله های بلند می نگرد.»

متکی، متکی، لاریجانی رو تو کشتی
آقا! من حدس می زنم این متکی مارمولک سر علی لاریجانی را خورده و یک جاهایی او را سر به نیست کرده، معلوم نیست علی آقا کجاست که فکری برای سیاست خارجی مملکت بکند. تونی بلر، فعلا شمشیر را از رو بسته و به عنوان نخست وزیر دولت فخیمه انگلیس و طبعا رهبر مسلمین جهان، از همه مسلمانان درخواست کرد علیه ایران متحد شوند. تونی بلر گفت: « ایران تهدیدی استراتژیک برای منطقه است.» من فکر می کنم قضیه بسیار جدی است و احتمالا بزودی داستان تکفیر شیعیان و هلال شیعی کار دست جمهوری اسلامی می دهد. از طرف دیگر سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد: «اظهارات بلر دخالت آشکار و مخرب در منطقه است.» آگاهان توضیح دادند که همکاری ایران با آمریکا در اشغال افغانستان هیچ ربطی به دخالت آمریکا در منطقه ندارد، اما اظهارات بلر دخالت آشکار در منطقه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 15:6  توسط ابراهیم نبوی  | 

کاک محمود کرد شبستری

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 29 آذر 1385 [2006.12.20]

po_nabavi_01.jpg

من دارم یقین می کنم که احمدی نژاد دچار توهم شدید است و دارم شک می کنم نکند حرف هایی که من درباره او زدم درست باشد و این موجود واقعا دچار شکفتگی نارسیسیزم عمیق خودش شده است. به نظر شما چرا این آدم دچار این توهم شد که سی میلیون نفر ممکن است از او حمایت کنند؟ خوش چهره، نماینده اصولگرا و منتقد سیاست های احمدی نژاد در مجلس گفت: « خودشیفتگان در انتخابات شکست خوردند.» عماد افروغ نیز چنین جمله ای را تکرار کرد که: « نتیجه انتخابات یک « نه» بزرگ بود به خودشیفتگی، احساس گرایی و درک سطحی از عدالت.» در مقابل دکتر رامین، فیلسوف معاصر و مردی که با هیبتی زردموی از آلمان آمد تا در میان برادران راستگرا شغلی پیدا کند و مشکلات مالی اش حل شود و فعلا دبیر سیاسی رایحه کفش احمدی نژاد است، بدون هیچ دلیلی گفت: «حضور مردم رضایت مندی از عملکرد شورای شهر و دولت احمدی نژاد است.» آگاهان گفتند: ما که می دانیم کجا و به چه دلیل دارد می سوزد، شما راحت باش و حرف خودت را بزن. همچنین محسن رضایی نیز مطابق معمول دچار توهم فرماندهی شده و اعلام کرد: « از نتایج انتخابات برای تضعیف دولت استفاده نشود.» آگاهان گفتند: استفاده می شود. باهنر نیز پس از اینکه از دولت دفاع کرد، دو دلیل مهم خود را برای دفاع از دولت چنین گفت: « فامیل ثمره هستم و حامی پورمحمدی» وی که خودش را به عنوان تمام اصولگرایان تلقی می کرد، گفت: « تمام اصولگرایان حامی دولت هستند.» باهنر همچنین ضمن پذیرش شکست حامیان دولت، دستور صادر کرد که: « شکست حامیان احمدی نژاد به معنای شکست دولت نیست.» آگاهان در یک پرسش چهارجوابی پرسیدند: شکست حامیان احمدی نژاد به چه معنی است؟
جواب اول: شکست حامیان احمدی نژاد به معنی شکست خاتمی است؟
جواب دوم: شکست حامیان احمدی نژاد به معنی شکست هاشمی رفسنجانی است؟
جواب سوم: شکست حامیان احمدی نژاد به معنی شکست حزب جمهوریخواه در آمریکاست؟
جواب چهارم: شکست حامیان احمدی نژاد به معنای شکست مخالفان احمدی نژاد است.
آگاهان از مردم خواستند به یکی از چهار گزینه فوق پاسخ داده و پاسخ مذکور را برای عمه رئیس جمهور که احتمالا در انتخابات بعدی مجلس در کنار مادرش و سایر اعضای خانواده نامزد انتخابات می شود، بفرستند.

ریاضیات انتخاباتی
در منطق و ریاضی بعضی اصول وجود دارد که بدیهی است، مثلا یک چیز بزرگ از یک چیز کوچک بزرگتر است. یا مثلا اینکه جمع دو عدد از هرکدام از آن دو عدد بزرگتر است. اینها اصول منطقی است، البته چیزهایی وجود دارد به اسم معجزه که ممکن است اتفاق بیفتد، مثلا معجزه رخ بدهد و دو دوتا بشود 17 تا، به نظر می رسد که تا این لحظه ما با یک انتخابات پر از معجزه طرف هستیم. قبل از بیان این معجزات البته که باید توجه کنیم که سردار ذوالقدر، فرمانده سابق بسیج بیست میلیونی و فرمانده فعلی انتخابات بیست میلیونی که در وزارت کشور مشغول شغل شریف است، اعلام کرد: «تخلف انتخاباتی کذب محض است.» وی گفت: « ما از 1200 رایانه برای شمارش آرای شورای شهر تهران استفاده کرده ایم و با هر رایانه پنج نفر کار می کنند.» وی چنین نتیجه گرفت که چون از 1200 رایانه استفاده شده، لذا احتمال هرگونه معجزه ای از صندوق های ربوده شده ایندیاناجونز بعید است. اما آگاهان با توجه به برخی موارد، توضیحاتی در مورد ریاضیات مدرن انتخابات کشور ارائه کردند:

اول: طبق آمارهای منتشره در مورد مجلس خبرگان توسط وزارت کشور که در سایت بازتاب و انتخاب و غیره منتشر شده است، برای اولین بار در تاریخ ایران و جهان تعدادی صندوق رای شمارش شده و آرای آن محاسبه شده، اما به جای اینکه با افزودن آرای جدید، میزان آرای بعضی نامزدها اضافه شود، آرای آنان کم شده است. ( تمام آمارها توسط ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام شده است.)
مثلا: آرای هاشمی از 5910 صندوق 1579270 رای، از 6229 صندوق 1564197 رای
آرای امامی کاشانی از 3300 صندوق 788842 رای، از 4571 صندوق 780385 رای
آرای شیخ محمد یزدی از 5910 صندوق 974749 رای، از 6229 صندوق 970192 رای
آرای کازرونی از 5910 صندوق 797193 رای، از 6229 صندوق 716828 رای
آرای خرازی از 5910 صندوق 975659 رای، از 6229 صندوق 688212 رای
آرای قمی از 5910 صندوق 703318 رای، از 6229 صندوق 543688 رای
آرای مرعشی از 5910 صندوق 578867 رای، از 6229 صندوق 518129 رای
سووال: چگونه ممکن است تعدادی رای جدید به آرای قبلی اضافه شود و در نتیجه از آرای کسی که آرایش اضافه شده، کم شود؟

دوم: در انتخابات شورای شهر تهران، بنا به آخرین آمار آقای ثمره هاشمی در 2013 صندوق 695985 رای شمارش شده، اما تعداد صندوق های رای 3150 تاست که در آنها 1800000 رای وجود دارد، یعنی در صندوق های شمارش نشده که 1137 صندوق است، 1104015 رای وجود دارد، به عبارت ساده در حدود 2هزار صندوق حدود 700000 رای وجود دارد، ولی در 1000 صندوق دیگر که قرار است نتیجه را تغییر دهد، حدود 1100000 رای وجود دارد، و به عبارت دقیق تر، متوسط تعداد آرا در هر صندوق شمارش شده 346 رای است، اما متوسط تعداد آرا در صندوق های شمارش نشده 971 رای است.

سوم: بنا به اعلام وزارت کشور، پنج صندوق شورای شهر تهران که چهار روز بود مفقودالاثر بود، پیدا شده و بعد از چهار روز به سایت آقامحمدی تحویل داده شد.

چهارم: تعدادی از آرای موجودی به نام مسجدجامعی که هشت سال وزیر بوده و همه او را می شناسند، به نام شخصی به نام مسجدی که کسی او را نمی شناسد، خوانده شده و به همین دلیل یک دفعه وسط نامزدهایی که به هر حال اسم شان شنیده شده است، سروکله موجودی به نام مسجدی پیدا شده و آرای ریخته شده مسجد جامعی وقف مسجدی شده است.

پنجم: در شهر کاشان شورای نگهبان یک باره ویرش گرفته و ده صندوق رای از آرای شمارش شده را که ده درصد کل آرای شهر بوده و عدم محاسبه آن کل نتیجه رای گیری را تغییر داده است، باطل کرده است. سیاست جدید ستاد انتخابات کشور این است که فقط صندوق هایی را که نوع آرای آن را مناسب بداند شمارش کرده و صندوق هایی را که مناسب نباشند به زباله دانی تاریخ می ریزد.

ششم: وزیر کشور پریروز اعلام کرد که اگر اتفاق خاصی نیفتد، دیروز ظهر نتیجه آرای تهران را اعلام می کند، به نظر شما چه اتفاقی دیروز افتاد که هنوز نتیجه آرای شورای شهر تهران اعلام نشده است؟

تقلب کردیم و نبردیم
اصولا آدم وقتی تقلب می کند باید از کارش نتیجه بگیرد، این کار درستی نیست که یک وزیر مملکت همراه با کلی آدم، و تعدادی پیرمرد شورای نگهبان و رزمندگان اسلام، این همه خودشان را جر بدهند که آقای بذرپاش به جای اینکه نفر 28 تهران باشد و در شورا حضور نیابد، نفر 24 شورا بشود و در شورا حضور نیابد. البته این سخن در غياب معجزات جديد کلیت دارد. وگرنه با معجزه همین فردا می شود مهرداد جان را نفر سیزدهم کرد، یعنی نمی شود.

پرنده ای نشست و برخاست
یکی از عواقب بد پارانویا این است که آدم دو احساس همزمان در وجودش دارد، از یک طرف احساس عظمت می کند و فکر می کند موجود بسیار مهمی در سرنوشت بشر است و دوم اینکه احساس می کند همه دشمنش هستند و می خواهند او را نابود کنند. آقای الهام، همسر شمسی پهلوون( عضو انجمن خواهران ویژه) اعلام کرد: « اگر ایران ذخایر و منابع جاری خود را از دلار به یورو تبدیل کند، تاثیر زیادی در بازارهای جهانی خواهد داشت.» منابع جهانی اعلام کردند که چنین نیست، اولا ایران این کار را نمی تواند بکند و ثانیا اگر هم بکند هیچ تاثیری در بازار ندارد و کارهایی هم که تا به حال در تغییر ارز انجام شده در بازار تاثیر نداشته است.
توضیح روانشناختی: دولت احمدی نژاد تصور می کند که اگر جنگ ایران و آمریکا رخ بدهد و آمریکا حمله کند، ایران هم تنگه هرمز را می بندد، بعد از یکی دو ماه قیمت نفت می رسد به 150 دلار، در همین موقع یک نابغه ای مثل زریبافان می گوید: 150 دلار چیه، می شه 190 دلار، دکتر رامین هم اضافه می کند که 190 دلار که چیزی نیست، من مدتی آلمان بودم، می دانم که قیمت نفت بشکه ای 230 دلار می شود، بعد سردار ذوالقدر می گوید: من که اگر یک سنت کمتر از 300 دلار بشه قبول نمی کنم. بعد احمدی نژاد می گوید: شما که آمریکا نرفتید، من رفتم، من اعلام می کنم که قیمت هر بشکه نفت می شود 400 دلار، بعد همه صلوات می فرستند، اما مشکل از آنجا شروع می شود که این افراد محترم قبل از اینکه جنگ بشود، چون دوست دارند قیمت نفت بشکه ای 400 دلار بشود، فرض می کنند که این اتفاق افتاده است.

کاک محمود کرد شبستری
محمود پوپول امروز به کرمانشاه رفت و در حالی که از خروج از تهران و دیدن کسانی که برای استقبال از او جمع آوری شده بودند، شور و شوق خاصی پیدا کرده و از افسردگی بعد از انتخابات کمی خارج شده بود، به مردم کردستان مژده داد که در یکی از دیدارهای بین المللی لباس کردی خواهد پوشید. فعلا مسوولان دفتر ریاست جمهوری در کرمانشاه به دنبال تهیه یک دست لباس کردی نوجوانان هستند که اندازه قامت رشید و پهلوان رئیس جمهور باشد. به دنبال این اعلام نظر، کریستین دیور و شانل از احمدی نژاد درخواست کردند که به عنوان مدل در برنامه زمستانی مدل لباس های فرانسه شرکت کند، اما رئیس جمهور اعلام کرد که تا وقتی فرانسه حق مسلم ایران که انرژی هسته ای است به رسمیت نشناسد، هرگز حاضر به همکاری با شانل و کریستین دیور نخواهد شد. از سوی دیگر، احمدی نژاد در سخنرانی خودش در روانسر گفت: « دوران ابرقدرت ها به پایان رسیده است.» آگاهان توضیح دادند که ظاهرا دلیل این اظهار نظر این است که احمدی نژاد چون فکر می کند که خودش ابرقدرت است و لیست حامیان وی در انتخابات رای نیاورده و دورانش به سر رسیده، لذا به این نتیجه رسیده که دوران ابرقدرت ها به سر رسیده است. احمدی نژاد همچنین در دیدارش از کرمانشاه گفت: «در یک قدمی قله بلند هسته ای ایستاده ایم.» کارشناسان امور مربوط به شلوار تذکر دادند که احمدی نژاد باید مواظب باشد، چون اینجوری اگر بخواهد قدم بردارد، ممکن است شلوارش پاره شود. اما یکی از اعضای دفتر رئیس جمهور که با اصرار می خواست نامش فاش شود، اما ما آنرا فاش نمی کنیم، گفت: ظاهرا احمدی نژاد برای اینکه این قدم را بردارد، قصد استفاده از شلوار کردی را دارد، چون در این صورت احتمالا شلوارش پاره نخواهد شد. آگاهان در مورد هرگونه پارگی از اظهار نظر خودداری کردند.

دستت درد نکنه
من نمی دانم دلیل این کار چه بوده، ولی حدس می زنم هاشمی شاهرودی چون از خراسان با آرای زیادی انتخاب شده، فعلا در حال سرور و شادمانی است، البته ایشان اصولا آدم وحشتناکی نیست و فقط مشکلش این است که گاهی اوقات از قوه قضائیه ای که خودش رئیس آن است انتقاداتی می کند که آدم به نظرش می رسد انگار یک نفر دیگر رئیس قوه قضائیه است. در هر حال کمال امتنان را داریم. امروز حکم زندان محمد دادفر توسط رئیس قوه قضائیه متوقف شد و این آقای باحال و بامزه و دوست داشتنی که گاهی اوقات خیلی چیزهای خوبی هم می نویسد، زندان نرفت. از طرف دیگر منصور اسانلو نیز مجددا آزاد شد. معلوم نیست که اسانلو دوباره دستگیر شود، یا اینکه جمهوری اسلامی تغییر کند.

یا بیروت، یا بیروت
بیروت امروز به هم ریخت، گروه وسیعی از مردم اسن شهر تصمیم گرفتند لبنان را ترک کنند و برای مدتی طولانی که بیروت قابل سکونت نخواهد بود به کشورهای دیگر بروند. فائزه الرومی که ساکن یکی از محلات شمال بیروت است، گفت: از صبح که این خبر را شنیدم، حالم خراب است، آیا واقعا تا بیست سال دیگر بیروت درست نخواهد شد؟ وی در حالی که اشک می ریخت، برای خبرنگار ما دست تکان داد و گفت: بای بای، مع السلام. میشل خلیفه نیز از شنیدن این خبر نگرانی شدید خود را اعلام کرد. میشل گفت: نه، اصلا، باور نمی کنم. شهرداری تهران دیروز اعلام کرد: « بازسازی بخشی از بیروت را انجام می دهد.» به همین مناسبت مردم لبنان عزای عمومی اعلام کردند.

خاورمیانه اینقدی نژادی
احمدی نژاد دیروز گفت: « در یک قدمی قله بلند هسته ای ایستاده ایم.» وی که به دلیل رشادت فراوان و بلندی قد به هر چیز بلندی لقب قله می دهد، هفته پیش از کشورهای منطقه خواست از ثمرات تکنولوژی هسته ای ایران استفاده کنند. آگاهان گزارش کردند که این درخواست با موج سرور و شادمانی در میان کشورهای منطقه روبرو شد، بطوری که وزیر خارجه کویت بلافاصله از برنامه های اتمی ایران ابراز نگرانی کرد. همچنین پادشاه بحرین که بیست سال بود حرف نزده بود، با شنیدن اظهارات احمدی نژاد سراپاشوق و شادی شد و اعلام کرد که جزایر سه گانه متعلق به ماست و « از رسانه ها خواست همچنان بر عربی بودن خلیج فارس تاکید کنند.» در همین راستا حجت الاسلام حکیم نیز از ترس احمدی نژاد از بوش خواست که عراق را حالا حالاها ترک نکند. دولت عربستان نیز که علاقه خاصی به احمدی نژاد دارد، آمریکا را تهدید کرد که در صورت خروج از عراق این کشور به گروه های سنی و ضدشیعه عراق کمک مالی و تسلیحاتی خواهد کرد. در جمهوری آذربایجان بیشترین استقبال از احمدی نژاد صورت گرفته و نشریات این کشور نه تنها به جمهوری اسلامی بلکه به خدا و پیغمبر نیز هر چه خواستند گفتند. در قطر نیز استقبال شدیدی از ایران صورت گرفت و در بازیهای آسیایی این کشور جمهوری اسلامی ایران به نام جمهوری عربی ایران خوانده شد. آگاهان از کلیه ایرانیان خواستند که دیگر با عربی بودن خلیج فارس مخالفت نکنند، بلکه فعلا از عربی نبودن ایران مخالفت کنند. اما موج ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی مواضع احمدی نژاد از این هم فراتر رفت و پس از حمایت قاطع ایران از ملت فلسطین گروه حماس به جای جنگ با اسرائیل از کمک های مالی ایران استفاده کرد و تعدادی از اعضای فلسطینی فتح را مجروح کرده، دو کودک را به قتل رساند و تعدادی را زخمی کرد. فعلا در اثر مساعی داهیانه رئیس جمهور نابغه ایران، جنگ اسرائیل و فلسطین تبدیل به جنگ فلسطین با فلسطین و مقاومت عراق علیه آمریکا، تبدیل به جنگ مسلمانان شیعه علیه مسلمانان سنی شده است. در همین راستا، یک اسرائیلی در نشریه یدعوت آهارانوت نوشت: « متشکریم محمود! تو زندگی را برای اسرائیل بسیار آسانتر ساختی.»

سگ کشی و افتخار
چهار سال قبل وقتی در دوران صدام به عراق رفتم، یکی از عراقی هایی که مامور حزب بعث بود، می گفت که صدام حسین وقتی با ایران قرارداد امضا کرد که زائران ایرانی برای زیارت به این کشور بروند، می ترسید که بعضی از مردم عراق که روحیه ضدایرانی دارند، به این زائران حمله کنند. وی می گفت صدام حسین در حضور جمعیت سگی را آتش زد و در حالی که تصویر تلویزیون سگ آتش گرفته را نشان می داد، به مردم عراق گفت: « به ایرانی هایی که برای زیارت می آیند کاری نداشته باشید، اگر کسی با آنها بدرفتاری کند، به سرنوشت این سگ دچارش می کنم.» من تقریبا مطمئنم که این اتفاق نیفتاده است، اما اطمینان دارم که آن مامور عراقی چنین چیزی را به من گفت. گفته ای که نشان می دهد صدام در آن شرایط تصمیم گرفته بود رفتارش را با ایرانیان تغییر دهد. از طرف دیگر دیروز صدام در دادگاهش اعلام کرد که: « مسوولیت حمله شیمیایی به ایران را با افتخار خواهم پذیرفت.» در این جمله کینه عجیبی پنهان است و بايد از خودمان هم بپرسیم مگر ما با صدام چه کردیم که چنین کینه ای در او و هوادارانش به وجود آمده است.

پاسخ دادن و پاسخ ندادن
یکی از بدی های سیاست این است که آدم یک حرفی می زند که حال مخالفش را بگیرد، بعد از مدت کوتاهی همان بلا سر خودش می آید. احمدی نژاد دو ماه قبل وقتی طرفداران بوش در انتخابات آمریکا شکست خوردند، شکست حامیان دولت بوش را پیروزی ایران قلمداد کرد. دیروز خبرنگاران از سخنگوی کاخ سفید پرسیدند: وقتی حامیان دولت بوش در انتخابات شکست خوردند، احمدی نژاد این شکست را پیروزی ایران قلمداد کرد، حالا که حامیان دولت احمدی نژاد درانتخابات شکست خوردند، شما چه نظری دارید. سخنگوی کاخ سفید از دادن هر پاسخی به این سووال خودداری کرد.

انجمن خواهران ویژه تشکیل شد
در راستای اهداف دشمن شکنانه و ضداستکباری کشورو ضرورت حضور هرگونه خواهر و مادر مسوولان مملکتی در صحنه های حق علیه حق و باطل علیه باطل، انجمن خواهران ویژه برای مشارکت در صحنه های سیاسی کشور تشکیل و اسامی اعضای این گروه اعلام شد. قرار است بعدا اسامی خواهران دیگر به این فهرست افزوده شود. اسامی این افراد به شرح زیر است:
افسانه هلو کاست( معروف به افسانه هلو) مسوول روابط بین المللی
رایحه خوشخدمت( معروف به رایحه جون) مسوول امور انتخاباتی
پروین احمدی نژاد( معروف به آبجی پروین) مسوول امور تربیتی
هاله نورانی( معروف به هاله جیگر) مسوول واحد معارف و امور دینی
فاطمه رجبی( معروف به شمسی پهلوون) مسوول واحد عملیات و امور خشن
عشرت شایق( معروف به عشرت رعشه) مسوول امور بانوان بی تربیت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 15:41  توسط ابراهیم نبوی  | 

ده درس از 24 آذر

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 28 آذر 1385 [2006.12.19]


po_nabavi_01.jpg

اصولا برای ما ایرانیان که از هر اتفاقی درس می گیریم و بعد از مدتی درسمان را فراموش می کنیم، درس گرفتن از انتخابات، موضوع مهمی است. فارغ از همه اتفاقاتی که رخ داده است و براساس همان آمارهای اعلام شده، دروس زیر توسط اینجانب اخذ شده و پیشنهاد می کنم دیگران هم خودشان هر جور که بلد هستند، از این انتخابات درس بگیرند:

درس اول: ستاد انتخابات کشور، تا یک هفته قبل از انتخابات، فقط یک چیز را می دانست و آن این که چه کسانی نباید برنده انتخابات بشوند، این ستاد یک لیست از برندگان تهیه کرده بود و قصد داشت آن را به عنوان نتیجه انتخابات اعلام کند، اما اعضای خانواده، بعضی از مسوولان انتخابات و دوستان وزیر کشور و معاونانش به آنها گفتند که اول باید رای گیری انجام شود و بعد لیست اعلام شود. وزیر کشور با همان لهجه کرمانی گفت: « ها؟ همه جا همی طوره؟» آنها گفتند: « بله»، وزیر کشورگفت: «اگر ورگزار نکنیم، مردم را می برن که ای لیستو از کیسه ما به در جکیده؟» همه گفتند: « بعله» و از یک هفته قبل از انتخابات وزارت کشور تازه تصمیم گرفت حوزه رای گیری مشخص کند و کامپیوتر بخرد و از اعضای فامیل و آشنا برای شمارش آراء استفاده کند.
درس دوم: محافظه کاران 25 درصد از مردم را با خودشان داشتند که این 25 درصد در انتخابات ریاست جمهوری به احمدی نژاد رای دادند، در این انتخابات اعمال احمدی نژاد باعث شد که 5 درصد از این 25 درصد فریب خورده و به او رای بدهند، 20 درصد دیگر هم به بقیه محافظه کاران رای دادند. اصلاح طلبان هم 15 درصد طرفدار داشتند که با زحماتی که کشیدند 5 درصد به آنها اضافه شدند،و این افراد به اصلاح طلبان رای دادند، گروهی از مردم هم به آدمهای مستقل، خوشگل، آشنا و غیره رای دادند. جمعا 60 درصد از مردم در انتخابات شرکت کردند، پس نتیجه می گیریم که اگر محافظه کاران خودشان را جر بدهند در انتخابات بعد 25 درصد رای می آورند، اما اگر اصلاح طلبان خودشان را جر بدهند، احتمالا می توانند هر انتخاباتی را با 35 درصد از طرفداران ببرند. طبیعتا معلوم و مشهود است که 30 درصد مردم ایران در شرایط عادی در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنند. (توضیح: کلیه این ارقام تا 50 درصد احتمال خطا دارد. نقل از عباس عبدی)
درس سوم: معلوم شد که اصولا مردم ترجیح می دهند در انتخابات شرکت کنند تا اوضاع کمی تغییر کند و بهتر شود و تا حدی فهمیده اند که اگر در انتخابات شرکت نکنند، اوضاع بدتر می شود و بهتر نمی شود، بنابراین مردمی که در انتخابات شرکت کردند، به دو گروه افراطی نه گفتند: اول به دولت افراطی احمدی نژاد و حامیانش( لیست رایحه و مصباح) که با وجود تقلب سنگین و استفاده از صدا و سیما به عنوان بوق شخصی رئیس جمهور ده درصد از آراء را هم به دست نیاورد و دوم به افراطی های مخالف نظام که تحریم انتخابات سیاست همیشگی شان است. به قول عماد افروغ: مردم به جریانهای ماکیاولیستی نه گفتند. فهرست کسانی که رای آوردند نشان می دهد که مردم به نیروهای میانه رو، محافظه کار( به معنی انگلیسی و واقعی کلمه) و اصلاح طلب( به معنی رایج کلمه) رای می دهند.
درس چهارم: یکی از معیارهای مهم در انتخابات این بود که اکثر مردم به راست های طرفدار دولت که می شناختند( ازجمله مصباح، زریبافان، بذرپاش، پروین احمدی نژاد، نسرین سلطانخواه و...) رای ندادند و به اصلاح طلبانی هم که نمی شناختند( مسجد جامعی و ابتکار و نجفی را مردم می شناختند) رای ندادند. اصولا مردم برای رای دادن ترجیح می دادند که لااقل اسم آدمها را چند بار به دلایل خوبی شنیده باشند. نکته بسیار مهم این که در فهرست اولیه برگزیدگان تهران نفر دوم فرمانده پلیس تهران( با چهره ای نسبتا معقول و خوشنام)، نفر سوم هادی ساعی( قهرمان تکواندو)، نفر چهارم رسول خادم (کشتی گیر)، نفر پنجم عباس شیبانی( پیرمرد قدیمی و بازمانده از دوران سینمای صامت)، نفر ششم علیرضا دبیر( کشتی گیر) هستند.
درس پنجم: در انتخابات خبرگان، تعداد کمی از نیروهای اصلاح طلب حضور دارند، علت این است که در بسیاری از شهرها حتی یک نفر هم از اصلاح طلبان تائید صلاحیت نشده بود. توضیح مهم اینکه در مورد خبرگان اصولا معنی لیست حامیان دولت و اصلاح طلبان و اصولگرایان کاملا با شوراها متفاوت است. در این گروه که از روحانیون سرشناس هستند، بسیاری حضور دارند که شان سیاسی ندارند و فقط نامزد اصولگرایان یا اصلاح طلبان هستند. ضمن اینکه انتخابات خبرگان توسط اکثر چهره های شناخته شده اصلاح طلبان هم تا دو سه روز پیش از انتخابات تحریم شده بود و این نکته مهم است که چگونه اصلاح طلبان موفق شدند در انتخاباتی که تحریم کرده بودند 30 درصد از کرسی ها را به دست بیاورند و این از معجزات خداوند است. والله علیم بذات الصدور.
درس ششم: تعداد زنان انتخاب شده در انتخابات بسیار زیاد است و این موضوع نشان می دهد که اصولا مردم ترجیح می دهند به موجودات خطرناکی مثل مردها زیاد رای ندهند، چون در هر حال خطر مردان برای جامعه از زنان بیشتر است. من فکر می کنم میزان زنان برگزیده در انتخابات شوراها از نسبت زنان برگزیده در بسیاری از کشورهای غیرمسلمان هم بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد نامزدهای برگزیده مستقل که جزو هیچ لیستی نبودند، بیش از بیست درصد برگزیدگان و چهاربرابر لیست حامیان دولت است.
درس هفتم: انتخابات 24 آذر باعث افتادن شکاف عمیق در میان محافظه کاران، ایجاد نزدیکی میان نیروهای میانه رو و اصلاح طلب، انزوای نیروهای تندروی طرفدار و مخالف دولت، فعال شدن نیروهای اجتماعی و سیاسی و از همه مهم تر خاموش شدن هاله نور احمدی نژاد شد. دیگر حامیان دولت نمی توانند بگویند که احمدی نژاد چهره محبوب مردم ایران است. احمدی نژاد برای گروهی از مردم به نقطه امیدی تبدیل شده بود که نقطه مذکور بعد از یک سال و نیم از صفحه افکار عمومی کشور حذف شده است.
درس هشتم: نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور در این انتخابات حضور نداشتند، اصلا وجود نداشتند، تنها برخی از نیروهای چپ معتدل شده مانند فرخ نگهدار و اصلاح طلبان غیر تندرو در انتخابات 24 آذر زنده بودند. درس مهم این انتخابات برای ایرانیان مقیم فرنگ این است که باید جهت نگاه شان را مشخص کنند، آنهایی که امیدی به درست شدن ایران ندارند، وقت نازنین شان را برای کشوری که به سرعت و شدت درست بشو نیست، هدر ندهند. و آنهایی هم که فکر می کنند باید برای ایران کاری بکنند، باید چهره شان را بسوی ایران بگیرند و وقت شان را با پالتاک بازی و اجلاس بازی و تشکیلات سازی هایی که هیچ اثری در داخل کشور ندارند، حرام نکنند.
درس نهم: من فکر می کنم انتخابات 24 آذر اولین پیروزی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد بود. در حقیقت پیروزی دوم خرداد هم اول اتفاق افتاد، بعدا معلوم شد که اصلاح طلبان وجود دارند و اصلاح طلبان برای آن پیروزی کاری نکرده بودند. در 24 خرداد اصلاح طلبان توانستند روی 20 درصد از حائزین شرایط تاثیر بگذارند، این مهم ترین اتفاق است. حاصل انتخابات 24 آذر می تواند به یک پیروزی بزرگ تبدیل شود و آن اینکه اگر اصلاح طلبان یک سال کار کنند، همین فردا فهرست نامزدهای سال آینده را برای مجلس بنویسند، برای سال آینده رسانه پیدا کنند، بیخودی تند نروند و از اصول تشکیلاتی و سیاسی عدول نکنند، چهره های سیاسی شان را نسوزانند، در آن صورت پیروزی در مجلس هشتم یعنی سازماندهی 30 تا 35 درصد از حائزین شرایط و ایجاد یک جبهه واقعی برای مبارزه همه جانبه سیاسی. از طرف دیگر محافظه کاران هم اگر عقل داشته باشند در این یک سال می توانند نیروهای شان را حفظ کنند تا در یک ایران دوحزبی واقعی با چرخش قدرت همه نیروهای اجتماعی فعال شوند و بدین ترتیب تعادل سیاسی بعد از صد سال در ایران ایجاد شود.
درس دهم: انتخابات 24 آذر نه درس بیشتر نداشت، اما چون ده فرمان، ده فرمان بود، مورد دهم هم محض تفریح نوشته شد.

صندوق خودش را دزدید
فعلا براساس خبر رسمی ستاد انتخابات کشور که اقدام به صندوق ربایی از دست خودش کرده است، اولین نتایج شوراها در تهران چنین اعلام شد که به ترتیب چمران، مرتضی طلائی، هادی ساعی، رسول خادم، عباس شیبانی، علیرضا دبیر... معصومه ابتکار، احمد مسجد جامعی، محمد علی نجفی، پروین احمدی نژاد( یازدهم)،... زریبافان( بیست و ششم)، بذرپاش( بیست و نهم)، سلطانخواه( چهل و یکم) هستند. اما اعتماد ملی با اعتماد کامل به نظر خودش فهرست دیگری را به عنوان فهرست نهایی اعلام کرد که بر اساس این فهرست معصومه ابتکار اول است و تقریبا تمام 15 نفر اصلی جزو فهرست ائتلاف اصلاح طلبان است. آگاهان با نویسنده این نوشته ها( طبیعتا منظورم خودم هستم) تماس گرفتند و اعلام کردند که جز دلایلی که دیروز شمردم، یک دلیل دیگر هم برای اعلام نکردن نتیجه انتخابات شوراها وجود دارد. آگاهان گفتند چون وزارت کشور می خواهد ابتدا فهرستی را اعلام کند که راست ها در آن رای بیشتری دارند، به همین دلیل آرای صندوق هایی که به نفع راست هاست اول اعلام می کند. اما مشکل این است که در بقیه صندوق ها آرای ریخته شده به نفع راست ها نیست. پورمحمدی گفت: « نتیجه قطعی انتخابات شوراها اگر اتفاق خاصی رخ ندهد تا فردا ظهر اعلام می شود.» آگاهان اتفاقاتی را که می تواند باعث شود تا فردا نتیجه قطعی اعلام نشود، به شرح زیر پیش بینی کردند:
اتفاق اول: بعد از اینکه شب تمام شد، صبح بشود.
اتفاق دوم: بعد از دوشنبه، سه شنبه باشد.
اتفاق سوم: میزان آرای پروین جان از اینکه هست کمتر شود.
اتفاق چهارم: اصلاح طلبان در شمارش آرا رای بیشتری بیاورند.
اتفاق پنجم: صندوق ها و آرای موجود و شمارشگران آرا و کامپیوترها غیب شود.
اتفاق ششم: وزارت کشور در اثر دیدن نتیجه آرا، مثل کامپیوترهای این وزارتخانه هنگ کند.
اتفاق هفتم: احمدی نژاد به جای رفتن به کرمانشاه به وزارت کشور برود.
آگاهان اعلام کردند که جز این اتفاقات، بقیه وقایع از جمله سیل و زلزله و وبا و جنگ جهانی سوم و غیره در اعلام بموقع آرا تاثیر ندارد.

ثمره هاشمی، بادامچیان را دوست دارد

واقعا که دیدن وقایع دوران احمدی نژاد یک اتفاق منحصر بفرد در زندگی ماست و مطمئنا دیگر در جهان تکرار نخواهد شد. ثمره هاشمی، مردی که می خواست وزیر کشور باشد، دوازده ساعت بعد از اعلام نام جلودارزاده و غفوری فرد به عنوان برگزیدگان انتخابات میاندوره ای تهران، گفت: « تا آنجا که من شنیده ام، غفوری فرد و بادامچیان دارای اکثریت هستند.» وی بلافاصله افزود: « نتیجه انتخابات عوض شد.» با این حال چند ساعت بعد، معاون همان ثمره هاشمی که می دانست به هیچ صورتی امکان تغییر نتایج انتخاباتی مورد نظر وجود ندارد، گفت: « همان غفوری فرد و جلودارزاده دارای اکثریت هستند.» تقریبا همه نیروهای سیاسی که در انتخابات شرکت کردند، از جمله برگزار کننده انتخابات در صحت نتایج هر سه انتخابات شکایت کردند. اصلاح طلبان و کارگزاران رسما شکایت شان را به جاهای مختلف نوشتند. رایحه خوش خدمت، که قرار است کفش احمدی نژاد را به عنوان آرم تشکیلاتش انتخاب کند، از وزارت کشور خواست که آرای تهران را بازخوانی کند. وزارت کشور به رایحه مذکور گفت: بابا شما که خودمونید. از طرف دیگر اسدالله بادامچیان نیز با ارسال نامه ای از وزارت کشور خواست که آرا را دوباره بخوانند و محض رضای خدا ایشان را برنده انتخابات اعلام کنند. شیخ قدرت علیخانی، که نام زیبایش کلیه مظاهر قدرت از جمله شیخ، قدرت، خان و قربانش بروم حضرت علی(ع) را دارد، اما خودش تصادفا اصلاح طلب شده است، گفت: « نسبت به لیست اعلام شده شورای شهر تردید داریم، زیرا خبرهایی که به ما می رسید، چیز دیگری بود و شمار اصلاح طلبان در لیست قبلی بیش از لیست فعلی است.» تقریبا همه نمایندگان مهم اصولگرای مجلس برگزاری انتخابات را بسیار نامطلوب توصیف کردند. گرامی مقدم، سخنگوی اعتماد ملی نیز اعلام کرد: « نتایج اعلام شده آرای شورای شهر تهران واقعی نیست.» اما جالب ترین جمله انتخاباتی دیروز توسط لر عصبانی شهر و مردی که تا آخر ایستاده است، یعنی شیخ مهدی اصلاحات بیان شد. مرد لر عصبانی گفت: « آنها که گفته اند رای مصلحتی است، دخل و تصرف در آن را حرام نمی دانند.» شیخ مهدی کروبی زیباترین تشبیهی را که ممکن است برای فهم موضوع گم شدن صندوق های رای گیری مورد استفاده قرار داد و گفت: « مگر صندوق رای، تغار ماست است که گم و بعد از مدتی پیدا شود.» آگاهان بعد از ساعتها فکر و تحقیق در ادبیات کهن یادشان آمد که تغار ماست چیست و تازه بعد از آن به این فکر افتادند که مگر تغار به آن گندگی هم گم می شود؟ اما کارشناسان تذکر دادند که وقتی صدها صندوق به آن بزرگی گم می شود، لابد تغار ماست هم گم می شود.

پروین جان! عصبانی نشو
اما موضوع پروین جان تبدیل به یک مشکل ملی شده است. تا به حال سابقه نداشته است که یک نفر در ایران معروف بشود، و خواهرش یا دخترش یا مادرش یا همسرش یا پسرش یا برادرش در انتخابات جزو اولی ها نباشد، از جمله است فائزه هاشمی و جمیله کدیور و رضا خاتمی و مرحوم علیرضا نوری و حتی مادر حمید جلایی پور که مدتها قهرمان ملی کشور بود. اما در این انتخابات احمدی نژاد ثابت کرد که پروین جان که تا این لحظه از وی فقط یک پارچه سیاه و تعدادی چشم و دماغ دیده شده است، یک پدیده استثنایی است. فعلا مشکل خواهرومادر رئیس جمهور به معضل دموکراسی ایران تبدیل شده است.

مثلث ذوالقدر، ثمره و دانشجو

اطرافیان آقای کروبی با حوله خیس، قهوه و چای، سطل آب یخ، سیلی و سیگار در اتاق شیخ اصلاحات ایستاده اند که ایشان خوابش نبرد. همه مطمئن هستند که به محض اینکه آقای کروبی چشم هم بگذارد، نتیجه انتخابات تغییر می کند. شهر فردا، ارگان ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کرد که سردار ذوالقدر، ثمره هاشمی و دانشجو برای تغییرآرای تهران در فرمانداری جمع شده اند و دارند دعا می کنند که کروبی بخوابد و آنها نتیجه انتخابات را تغییر بدهند. از طرف دیگر علاء الدین بروجردی در بازدید از ستاد انتخابات کشوربرای اولین بار یک جمله منطقی و عجیب گفت: « وقتی کاندیداهای اصلاح طلبان در نقاط مختلف کشور رای آورده اند، یعنی انتخابات سالم برگزار شده است.» آگاهان نتیجه گرفتند که به همین دلیل انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در دور قبل سالم برگزار نشده است. اما جمله بروجردی تنها جمله جالب دیروز راست ها نبود. مهدی کوچک زاده، راست ترین عضو شریف مجلس و عضو کمیسیون اعصاب و روان مجددا دچار حمله شدید شده و گفت: « حضور حتی یک بازمانده از دوران گذشته ( اصلاح طلبان) در شورای شهر به ضرر ملت است.» آگاهان به وی هشدار دادند که این قدر اعصاب خودش را ناراحت نکند، چون در این سن احتمال سکته ناشی از انتخابات زیاد است.

رای ها رو ما شمردیم، کی برد کی برد، ما بردیم
غیر از حامیان دولت که دچار افسردگی بعد از زایمان شده و فعلا به دیوار زل زده و غذا نمی خورند و حال شان اصلا خوب نیست، همه جناح های شرکت کننده در انتخابات خودشان را پیروز قطعی انتخابات خواندند. صفدر حسینی مسوول امور استانهای ستاد اصلاح طلبان اعلام کرد که از 1524 عضو انتخاب شده شورا در 265 شهر، 605 نفر اصلاح طلب( 39.7 درصد)، 438 نفر اصولگرا، 52 نفر رایحه خوش خدمت( حامیان احمدی نژاد)، 429 نفر مستقل هستند. بلافاصله بعد از صفدر فوق الذکر، وب سایت بازتاب نتیجه انتخابات شوراها را پیروز قطعی اصولگرایان خواند و گفت که در انتخابات شوراها آرای حاصله چنین بوده است: اصولگرایان 115، اصلاح طلبان 63، رایحه 40، خدمتگزاران مستقل 43 و نامزدهای مستقل 49 نفر بودند. حزب اعتماد ملی هم اعلام کرد که این حزب برنده انتخابات در سراسر کشور شده است. آگاهان گفتند که ظاهرا دیروز صبح محمد هاشمی هم می خواست اعلام کند که کارگزاران برنده اصلی هر سه انتخابات در کشور بودند که حسین مرعشی جلوی دهان او را محکم گرفت و تا این لحظه ول نکرده است.

فرافکنی راست ها علیه دادفر
همزمان با اولین پیروزی اصلاح طلبان بعد از مدتهای طولانی، راست ها برای اینکه نشان بدهند که در صورت حضور اصلاح طلبان در قدرت، دستگیری ها و زندان ها به سیاق دوران خاتمی، علیه حامیان خاتمی آغاز خواهد شد، بلافاصله تصمیم گرفتند دادفر، نماینده مجلس سابق را زندانی کنند. مصطفی تاج زاده گفت: « اقتدارگرایان با زندانی کردن دادفر می خواهند شکست های خود را تحت الشعاع قرار دهند.»

سفر احمدی نژاد به کرمانشاه

دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که محمود دپ( احتمالا یک خویشاوندی دوری با جانی دپ دارد) فردا برای دیدار استانی به کرمانشاه می رود. من فکر می کنم فردا گروهای از مردم در مراسم استقبال احمدی نژاد را هو می کنند و علیه او شعار می دهند.

زندگی شیرین می شود

بالاخره مشکل بانوی محترم، سرور ارجمند، چهره تابناک، حامی حقوق زنان و کودکان، وکیل مبرز و شجاع، برنده جایزه صلح نوبل سرکار خانم شیرین عبادی حل شد. وی که در مصاحبه با یک نشریه آلمانی نشان می داد که فرق خاتمی و احمدی نژاد را در این مدت متوجه شده است، گفت: « اوضاع ایران در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد بدتر شده است.» در همین راستا ما هم دیگر هیچ متلکی، طنزی، حرف نامربوط و مربوطی به شیرین خانم عزیز نمی زنیم و هرکسی هم که به ایشان حرف بدی بزند با بقیه طرف است.

سانسور بهتر است یا زندان؟

به همین دلیل است که من این همه طرفدار آمریکا هستم، چون آنها سانسور می کنند، اینها زندانی می کنند. یک تحلیل گر سابق سیا گفت: « کاخ سفید دستور داد اشاره به همکاری ایران با آمریکا در افغانستان را از مقاله ام حذف کنم.» آگاهان توضیح دادند که اگر هر تحلیل گری از جمله عباس عبدی، حسین قاضیان، بهروز گرانپایه و سایر تحلیل گران، اگر همین جمله را در ایران نوشته بودند، نه تنها جمله شان سانسور می شد که بخاطر ارتباط با دشمن و طرفداری از آمریکا و جاسوسی دو سال زندان می رفتند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 9:53  توسط ابراهیم نبوی  | 

بذر را پاشیدند، ثمره را هاشمی برد

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 27 آذر 1385 [2006.12.18]

po_nabavi_01.jpg

ظاهرا بذری را که حامیان دولت پاشیده بودند، ثمره اش را تا اینجا هاشمی برده است. در حالی که حامیان دولت دکتر اینقدی نژاد قبل از انتخابات اعلام کرده بودند که 18 میلیون رای آماده دارند و احتمالا سی میلیون نفر از فهرست رئیس جمهور خوشگل کشور در انتخابات حمایت می کنند، تا این لحظه هر سه فهرست حامیان دولت در انتخابات شوراهای استانها، خبرگان و میاندوره ای شکست خورده است. به نظر می رسد که حامیان دولت می خواهند با اعلام پیروزی در انتخابات تهران بگویند که حامیان دولت در انتخابات بطور کلی پیروز شدند. از طرف دیگر اصولگرایان اعلام کردند که اکثریت را در شورای شهر به دست آوردند، حزب اعتماد ملی هم اعلام کرد که اکثریت را به دست آورده است، رایحه خوش خدمتی ها هم بوی مناسب خودشان را رها کرده و اعلام کردند که اکثریت را در شورای تهران به دست آوردند، با این حال هنوز معلوم نیست صندوق های گمشده ایندیاناجونز کجاست! فعلا اصلاح طلبان از یک طرف و هاشمی و خاتمی از طرف دیگر دربدر دارند دنبال صندوق های اسرار آمیز می گردند. اسپیلبرگ گفته است که احتمالا صندوق ها در ارادان است.
علیرغم اعتراضات گسترده، جیغ و داد فراوان، نامه های سربسته و سرگشاده، تلفن های رسمی و غیر رسمی، هنوز اثری از صندوق های گمشده شورای شهر نیست. ستاد اصلاح طلبان به فرمانداری مراجعه کرد، اما اثری از صندوق ها نبود. به همین دلیل این ستاد طی نامه ای به رئیس مجلس از عدم اعلام نتایج اولیه شورای شهر تهران ابراز نگرانی کرد. تازه، پس از ارسال نامه، ستاد اصلاح طلبان یادشان افتاد که رئیس مجلس حداد عادل است و نامه را بیخودی فرستادند. در همین راستا، شور بودن زیاد آش انتخابات، باعث شد که آقای افروغ به عنوان یکی از بقایای انسان هایی که هنوز در مجلس هفتم حرف زدن یادشان نرفته، از تاخیر دولت در اعلام نتایج انتقاد کند. آگاهان فکرشان را روی هم گذاشتند و در مورد عدم اعلام نتایج اولیه به چند نتیجه مهم رسیدند.

چرا نتایج انتخابات شورای شهر تهران اعلام نمی شود؟
اول: با توجه به اینکه پروین احمدی نژاد، آبجی محترم رئیس جمهور مملکت است و دست زدن به آرایی که اسم او روی آن نوشته شده، توسط نامحرم، اشکال شرعی و قانونی و انقلابی دارد، لذا به دستور رئیس جمهور غیور و ناموس پرست مملکت، قرار است تمام صندوق های شورای شهر تهران به ارادان منتقل شود تا این آرا توسط اعضای فامیل و محارم پروین جان شمارش شود. به همین دلیل فعلا خانواده شمعدانی در حال شمارش آرا هستند. به نظر می رسد شمارش این آرا تا اواخر حرداد سال 1423 هجری شمسی تمام شود که نتیجه آن بزودی توسط اعضای ستاد انتخابات وزارت کشور که تا آن زمان زنده مانده باشند، اعلام می شود.
دوم: با توجه به اینکه پروین جان، آبجی رئیس جمهور از اینکه تعداد آرای او تا به حال کم بوده به فرمانداری تهران شکایت کرده است، که هنوز معلوم نیست صندوق های این آرا کجاست و چند تاست، لذا رئیس جمهور دستور اکید صادر کرده است که مشکل آبجی ایشان باید سریعا حل شود. گویا پروین جان با عصبانیت به خانداداش زنگ زده و گفته است که: « خانداداش! به روح جفت پدرامون اگر من نفر اول تهرون نشم، من می دونم و اون خانوم که از وقتی زنت شده یه آب خوش از گلوی من پائین نرفته.» قرار است فعلا انتخابات شورای شهر تهران باطل شود و انتخابات شورای شهر تهران با کمک چاوز و خالد مشعل و روح کاسترو در کاراکاس، نوار غزه و هاوانا برگزار شود که پروین جان حتما رای بیاورد.
سوم: با توجه به اینکه در حال حاضر احمدی نژاد در سراسر جهان چهره محبوبی دارد و همه کشورهای جهان، قصد دارند او را رئیس جمهور خودشان کنند، و در همین راستا اصلا خوبیت ندارد که رئیس جمهوری که در سراسر جهان محبوب است، در کشور خودش حتی بیست درصد لیست انتخاباتی اش هم رای نیاورد، و حالا که در انتخابات خبرگان و میاندوره ای و شوراهای شهر استانهای کشور لیست حامیان دولت رای نیاورده، از نظر استراتژیک واجب است که حامیان دولت در تهران اکثریت آرا را به دست بیاورند، به همین دلیل وزارت کشور خودش باید یک کاری بکند و تا هر زمانی که لازم بود نتیجه انتخابات را کش بدهد تا اصلاح طلبان خسته بشوند و به خانه بروند و بعدا نتیجه آرا را اعلام کند و فورا برگه های رای را بریزند توی آتش.

چگونه رای ها را بشماریم؟
با توجه به اینکه انتخابات شورای شهر تهران، اولین انتخاباتی است که پس از کشف آتش و دوران پارینه سنگی برگزار می شود و به همین دلیل نه در ایران و نه در هیچ جای جهان نمی دانند که چطور باید آرای ریخته شده به صندوق ها را بشمرند، لذا هنوز در مورد راههای شمارش آرای ماخوذه اختلافات اساسی وجود دارد و این سووالات مطرح است:
1) چطوری در صندوق های رای رو باز کنیم؟ و چکار کنیم که وقتی باز می کنیم منفجر نشود؟
2) چطوری تای کاغذهای رای را وقتی از صندوق درآوردیم، باز کنیم که کاغذها صاف بشود و پاره نشود؟
3) چطوری کاغذهای رای را بخوانیم، از بالای صفحه بخوانیم یا از پائین صفحه؟
4) چطوری آرای ریخته شده به صندوق را شمارش کنیم، با دست بشمریم؟ و اگر خواستیم با دست بشمریم، اگر تعداد آرای یک نفر از پنج تا بیشتر شد، از کجای مان برای شمردن بقیه آرا استفاده کنیم؟
5) اگر قرار شد شمارش آرا دستی نباشد، از ماشین حساب استفاده کنیم یا از رایانه و یا از چرتکه؟
6) اگر قرار شد از رایانه استفاده کنیم، چطوری کامپیوتر را بزنیم به برق و چطوری روشنش کنیم؟ با دست روشنش کنیم یا با پا؟
7) اگر قرار شد از یک روش غیر دستی استفاده کنیم، آیا بهتر نیست که از تسبیح استفاده کنیم که مستحب هم باشد؟ که هر وقت صدتا رای شمردیم هم یک صلوات بفرستیم و تسبیح پرشده را بیندازیم توی صندوق کسی که رای آورده، بعد تسبیح های هر کسی را بشمریم و ضربدر صد کنیم. حالا اگر خواستیم این کار را بکنیم تسبیح از کجا بیاوریم؟ برای این کار باید سه تا پنج میلیون تسبیح داشته باشیم و شصت تا سالن که توی هر سالنی هشت هزارنفر بشینند و رای ها را با تسبیح بشمرند. برای همین کار دولت باید یک لایحه سه فوریتی برای گرفتن 65 میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی بفرستد به مجلس که با صرف بودجه یک سال کشور، پروین جان و چهارده تا تحفه دیگه بروند توی شورای شهر تهران.

بهش نگم محمود چاخان؟
به نظر شما من اگر به این محمود بگویم محمود چاخان، به او اهانت کرده ام؟ جدا شما بگوئید اگر کسی رسما، علنا و در روز روشن در مورد موضوعی که معلوم و مشخص است، مثل آب خوردن دروغ بگوید، به او باید چه لقبی داد؟ من کاری به نفت و سفره و رقص و هاله نور و قله های ثروت ندارم، اینها را فرض می کنیم اتفاق نیفتاده، من فقط به همین موضوع انتخابات امروز و دیروز کار دارم. ما یک قضیه مشخص داریم با یک صغری و کبری و نتیجه.
صغری: دولت احمدی نژاد اعلام کرد که نتیجه انتخابات خبرگان و میاندوره ای را تا صبح یکشنبه اعلام می کند و اولین نتایج انتخابات شوراها را تا ده ساعت پس از پایان اخذ رای به اطلاع مردم می رساند.
کبری: در این لحظه، حداقل 48 ساعت از پایان اخذ رای گذشته و نتیجه قطعی خبرگان و میاندوره ای اعلام نشده و هنوز هیچ نتیجه ای از انتخابات شوراها به اطلاع مردم نرسیده است.
نتیجه: وقتی دیروز، پس از دو روز، احمدی نژاد اعلام می کند که « هیچ تاخیری در اعلام نتایج آرای چهارمین دوره مجلس خبرگان و سومین دوره شوراها وجود ندارد.» غیر از اینکه به او بگوئیم محمود چاخان، چه می توانیم بکنیم و بگوئیم؟

نماد همبستگی مفقود شد
یکی از موضوعات مهم در سیاست هر کشوری وجود نماد همبستگی است. حداد عادل در دیدار با وزیر امور خارجه ارمنستان گفت: « انتخابات اخیر نماد همبستگی ملت ایران است.» آگاهان اعلام کردند که دقیقا همینطور است، لطفا این نماد همبستگی را که نتیجه آن معلوم نیست، پیدا کنید، بعدا همه با هم به آن افتخار می کنیم.

قدم خیر دپ زد

دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که برنامه سفرهای استانی رئیس جمهور، دیدارهای سرزده و سفرهای خارجی وی تا یک سال دیگر لغو شده و ایشان به دلیل افسردگی شدید تا اطلاع ثانوی در هیچ دیداری شرکت نخواهد کرد. این دفتر خاطرنشان ساخت که اعضای فامیل و روستائیان ارادان می توانند از پشت پنجره با رئیس جمهور دیدار کنند. محمود خوش قدم، همچنین تحت درمان پزشک مخصوص قرار گرفت و قرار است از امروز قرص های ضدافسردگی مصرف کند. پزشکان معالج از اطرافیان رئیس جمهور خواستند که در صورت مشاهده حالت خیره شدن وی به دیوار و سکوت طولانی، برای وی از موفقیت هایش سخن گفته و فیلم سخنرانی رئیس جمهور در سازمان ملل را برایش نشان دهند. این پزشکان همچنین خاطرنشان کردند که اطرافیان رئیس جمهور هرگونه اشیاء برنده، طناب، قرص های خواب آور به میزان زیاد، اسلحه، پنجره، پل عابر پیاده و هر نوع چیز واجبی که با آن می توان خودکشی کرد، از وی دور کنند. یکی از نزدیکان رئیس جمهور اعلام کرد که این اتفاق از دیروز صبح رخ داده است. ظاهرا دیروز صبح مجله تایم اعلام کرد که امسال از اعلام نام مرد سال خودداری می کند و لذا احمدی نژاد معروف به محمود قدم خیر، که قرار بود عنوان مرد سال تایم را کسب کند و عکسش برای دومین بار روی جلد این مجله چاپ شود، به این عنوان برگزیده نخواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 22:9  توسط ابراهیم نبوی  | 

صندوق ها در ارادان است

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 26 آذر 1385 [2006.12.17]

po_nabavi_01.jpg

انتخابات برگزار شد. رایحه خوش خدمت گفته می شود، در انتخابات شهرهای بزرگ موفق نشد اکثریت را به دست بیاورد. در انتخابات خبرگان هاشمی رفسنجانی فعلا رای اول تهران است و احتمالا اگر معجزه هاله نور از وزارت کشور شامل حال « قله های ثروت» نشود، نتیجه خبرگان تهران به نفع راست سنتی و نه راست مصباح تمام خواهد شد. در شورای شهر تهران فعلا هیچ چیز معلوم نیست، ظاهرا صندوق های رای را احمدی نژاد و پورمحمدی برده اند به ارادان و دارند با چرتکه رای ها را می شمارند. تقریبا همه گروههای سیاسی به این نتیجه رسیده اند که رای ها باید با دست شمرده شود، اما فعلا معلوم نیست صندوق ها کجاست.

چند نتیجه گیری اخلاقی از انتخابات
به نظر من نتیجه انتخابات تهران هرچه که بشود، حاصل آن تا به این لحظه بسیار خوب بوده است، لابد فکر می کنید سرم به جایی خورده و قاطی کردم. ضمن تائید این خبر، به موارد زیر توجه کنید:

اول: مهم ترین موضوع این انتخابات این است که سیستم رای سازی نظامیان در سراسر کشور جواب نمی دهد و میان راست ها اختلاف اساسی وجود دارد، درست برعکس این موضوع در میان نیروهای میانه رو و اصلاح طلب اتفاق افتاده، به این معنی که آنها دارند می فهمند برای انتخابات بعدی، یعنی مجلس هشتم باید از همین فردا کارشان را شروع کنند.
دوم: لیست احمدی نژاد و حامیان دولت و مصباح یزدی در این دو انتخابات رای نیاورد، ممکن است اکثریت در تهران از این لیست باشد یا بشود، اما ظاهرا سفرهای استانی مهم ترین اثرش این بود که مردم استانهای مختلف احمدی نژاد را دیدند و فهمیدند که نباید به او رای بدهند، و نتیجه این سفرها معکوس از آب درآمد. کاش طرف را می شد وادار کرد که در تهران هم چند سخنرانی بگذارد که مردم تهران هم از این به بعد بیشتر در انتخابات شرکت کنند.

سوم: بازهم سروصدای رای ملت نشانه تقویت نظام است، با فس فس آغاز و با فس فس ادامه یافت. به نظر می رسد دو نتیجه از این انتخابات می شود گرفت، اولا داستان تحریمی ها تمام شد و مردم فهمیدند وقتی در انتخابات نباشند، نتیجه حاصله به نفع شان نیست و اینکه بعد از انتخابات شعارهای نفرت انگیز حضور درخشان مردم نشانه تائید نظام است، از آن صداهایی است که مثل توپ و تانک و مسلسل و کرکره دیگر اثر ندارد و ثانیا: حالا دیگر مساله واقعی و روشن است، دولت باید برای برگزاری انتخابات درست تحت فشار قرار بگیرد، نیروهای اعتماد ملی و مشارکت با همین تعدادی که وارد شوراها و خبرگان شده اند، باید کارشان را برای سازماندهی نیروهای اجتماعی و تعیین نامزدهای انتخابات بعد و درگیری با وزارت کشور برای برگزاری درست و سالم انتخابات پیش ببرند.

چهارم: نتیجه انتخابات، در بدترین شکل آن، شرایط را برای دولت احمدی نژاد نه تنها بهتر نکرد، بلکه دولت فهمیده است که اگر تقلب نکند و شرایط انتخاباتی را کاملا در دست نگیرد، در هر انتخاباتی بازنده است. حامیان دولت، برخلاف ادعاهای روزهای قبل از انتخابات هجده میلیون رای که هیچ، همان شش میلیون رای مرحله اول احمدی نژاد را هم به زور می آورند.

پنجم: من فکر می کنم باید برای آینده نزدیک، هرنیروی سیاسی هر کاری را که می تواند برای تغییر وضعیت باید انجام دهد. هر چه فشار نیروهای تندرو بر دولت بیشتر شود، آنها مجبور می شوند با نیروهای میانه رو و خواستار تغییرات کنار بیایند، و از سوی دیگر ورود نیروهای اصلاح طلب و میانه رو به قدرت، دولت را از یکپارچگی خارج کرده و قدرت استبداد را کم می کند و امکان حضور نیروهای معترض و مخالف اصلاحات را هم بیشتر می کند. من فکر می کنم حتی اگر کسی رضا پهلوی را هم قانع کند که تهران خیلی هم برای زندگی جای بدی نیست و او هم برای تغییر وضعیت تغییر کند، خوب است. در هر حال به نظر من مخالفان دولت نباید خشتک همدیگر را جر بدهند. ما یک دولت و یک حکومت داریم که باید تغییر کند، در این حال فکر می کنم به اندازه کافی انگیزه داشته باشیم. به همین دلیل بهتر است توی سر هم نزنیم.

ششم: فرض کنیم که یک ماه دیگر انتخابات مجلس هشتم برگزار می شود، همان کارهایی را که آن روز شروع می کنیم، الآن شروع کنیم. مهم ترین فقر نیروهای مخالف حکومت در ایران رسانه است، وجود رسانه می تواند وضع افکار عمومی را کاملا تغییر دهد. این انتخابات در شرایطی برگزار شد که رسانه ملی کشور در روز انتخابات از فهرست دولت علنا دفاع می کرد. اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو باید برای انتخابات بعدی رسانه های خودشان را پیدا کنند. رسانه هایی که بتواند همه مصرف کنندگان رسانه ها اعم از رسانه های نوشتاری، الکترونیکی و شفاهی را پوشش دهد.

هفتم: من واقعا فکر می کردم نتیجه انتخابات خیلی بدتر از این باشد. نتیجه انتخابات راستش را بخواهید خیلی برایم امیدوار کننده است، با توجه به اینکه مطمئنم آنچه مهم است، نتیجه اعلام شده و رسمی انتخابات نیست. انتخاباتی که وزیر کشورش رسما اعلام می کند طرفدار یک جناح سیاسی است، و صندوق انتخابات اش معلوم نیست کجاست، و شیوه شمارش آرای اش یک روز بعد از انتخابات معلوم نیست. من نگران نتیجه انتخابات نیستم، مشکل من افکار عمومی است. من مثل ابله ها فکر می کردم در این یک سال و نیم واقعا مخ ملت در فرقون دولت تیلیت شد و رفت، ولی مثل اینکه این خبرها هم نیست. یک سال دیگر کار دارد تا بقیه مسیر هم به جای خوب برسد. البته اگر کسی انقلاب نارنجی کند، من هم بسرعت لباس نارنجی می پوشم و تا آخرین تکه لباس برای آزادی کشور مبارزه می کنم، ولی تمام بدبختی من این است که در این مدت، مغزم فقط چیزهای ممکن و کاملا منطقی را می فهمد و نمی توانم در رویاهایم زندگی کنم.
فعلا می رویم تا فردا ببینیم بقیه نتیجه انتخابات چه می شود.

پدرآیت الله خاخام شمعون احمدی نژادیان
مرحوم احمدی نژاد، رئیس جمهور محبوب سابق کشور که موفق نشده است آرای خودش را در یک سال حفظ کند( و در آرای قبلی اش هم تردید داریم) پس از کنفرانس هولوکاست از تمام پیروان ادیان الهی خواست که برای نابودی اسرائیل متحد شوند. بلافاصله بعد از صدور این دستور هاله مذکور، وزارت اطلاعات اقدام به دستگیری وسیع برخی از مسیحیان در رشت، کرج و تهران کرد. ظاهرا این پیروان ادیان الهی به محض اینکه دستور هاله نورانی را شنیدند می خواستند بدون ویزا و گذرنامه برای نابودی اسرائیل اقدام کنند، و وزارت اطلاعات هم به همین دلیل آنها را دستگیر کرد. قرار است بعد از آزادی این افراد، اقدامات ادیان الهی تحت رهبری « پدرآیت الله خاخام شمعون احمدی نژادیان» آغاز شود. فعلا مسیحیان جهان برای احمدی نژاد پیام داده اند که قبل از اینکه ادیان الهی برای آزادی اسرائیل بروند، لطفا خودتان پیروان ادیان الهی را آزاد کنید، بقیه اش طلب تان. همزمان با همین دستور معاونت خداوند بر روی زمین و رهبر ادیان توحیدی، شمعون احمدی نژادیان، 38 مفتی و رهبر وهابی عربستان سعودی خون شیعیان را مباح دانستند، اما چون قضیه خیلی خطری است، اخبار مربوطه را فعلا از جلوی چشم ملت برداشتند. به نظرم این مقدمه چینی عربستان برای جلوگیری از حضور ایرانی ها در مراسم حج است.

شمسی پهلوون دوباره اومد

شمسی پهلوون، زنی که مثل شیر می غرد، دوباره پیدایش شد و اعلام کرد که ملت ایران به هاشمی رفسنجانی رای نمی دهند. ملت ایران هم گفتند موش کور شما را میل کند تا متوجه نوع تغذیه اش نشود و برای لج کردن با آبجی فاطی همیشه قاطی رفتند و به قله های ثروت رای دادند. براساس آخرین اطلاع واصله پدر، برادر، شوهر و سایر اعضای نسبتا شریف آبجی فاطی جمع شده و دست و پای طرف را گرفته اند که زیاد حرف نزند، اما پسر مربوطه دارد جیغ می زند: ننه مو ول کنین!

نصب ده هزار مخزن جدید زباله در تهران
در راستای جمع و جور کردن عواقب تصمیم گیری ها و اقدامات اخیر رئیس جمهور محبوب سابق شهرداری تهران اعلام کرد، بزودی ده هزار مخزن جدید زباله در تهران نصب می شود.

انتخاب با جذابیت های زنانه
وب سایت بازتاب نوشت: « در شهرهای قزوین، زنجان، بندرعباس و اهواز برخی کاندیداهای خانم، با تمرکز بر جاذبه های زنانه موفق به کسب آراء شدند.» یکی از آگاهان که شدیدا به صحت این خبر معترض بود، اعلام کرد: قزوین؟ جذابیت زنانه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 22:8  توسط ابراهیم نبوی  | 

ایران، بر سر دوراهی سرنوشت

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 23 آذر 1385 [2006.12.14]

po_nabavi_01.jpg


موضوع کاملا جدی است. در این انتخابات باید شرکت کرد و به فهرست اصلاح طلبان در شوراها و مجلس خبرگان باید رای داد. بارها گفته ام و بار دیگر می گویم که:

اول: ایران در آستانه یک دوراهی سرنوشت ساز است، یک سوی این دوراهی جنگ جهان صنعتی برای حفظ ارزشهای بشری با دولت بی مسوولیت و بی لیاقت جمهوری اسلامی به رهبری احمدی نژاد است و سوی دیگر آن نشان دادن این واقعیت است که ایران احمدی نژاد نیست و مردم و نیروهای سیاسی ایران خودشان لیاقت و توانایی آن را دارند که جلوی یک دولت جنگ طلب و بی عرضه را بگیرند. ما در این انتخابات یا به جهان نشان می دهیم که توانایی حل مشکلات مان را داریم، یا آنها برای حل مشکل شان که توسط دولت کنونی ایران ایجاد شده است، با کل کشور ما برخورد می کنند. اگر جنگ یا تحریم آغاز شود، ایران نابود می شود نه دولت جمهوری اسلامی یا دولت احمدی نژاد.

دوم: به نظر من کسانی که احساس می کنند توانایی آن را دارند که حکومت جمهوری اسلامی ایران را از طریق نافرمانی مدنی یا انقلاب یا فشارهای بین المللی تغییر دهند یا نابود کنند، حتما تلاش شان را بکنند. در این یک سال و نیم همانطور که احمدی نژاد نشان داد که در حل مشکلات کشور بسیار ناتوان و در ایجاد بحران بسیار تواناست، اپوزیسیونی که قصد سرنگونی حکومت یا انقلاب یا تغییر اساسی حکومت را دارد نیز نشان داد که توانایی بسیار کمی برای اثبات مدعایش دارد. اپوزیسیون، با تعریفی که گفتم باید تا وقتی که توانایی اش را اثبات نکرده و راهی برای جلوگیری از این بن بست وحشتناک ندارد، خودش را از جلوی راهی که نیروهای میانه رو و معتدل دارند کنار بکشد.

سوم: وجود حکومت و دولتی یکپارچه و اقتدارطلب برای هرگونه تغییری خطرناک است. مصلحت دید چنین است که حتی اگر قصد برخورد انقلابی هم با حکومت را داریم، آن حکومت یکپارچه و یکدست نباشد، بدین لحاظ برای همه مخالفان سیاسی حکومت، شکست گروه حامیان دولت در این انتخابات امری حیاتی است. لذا باید برای رسیدن به یک پیروزی درخشان که تنها با حضوری وسیع مقدور است، باید در انتخابات شرکت کنیم.

چهارم: از نظر من تنها راه منطقی برای تغییرات در ایران، حضور نیروهای اصلاح طلب، میانه رو و مخالف جنگ در حکومت است. ما باید انتخابات شوراها را ببریم تا اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو قدرت مواجهه در انتخابات سال آینده برای مجلس هشتم را داشته باشند. پیروزی در انتخابات مجلس هشتم این امکان را فراهم خواهد کرد که دولت احمدی نژاد تحت فشار مجلس قرار بگیرد و امکان پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری با حضور شخصی مانند خاتمی فراهم شود. این دو سال فرصتی است تا نیروهای اصلاح طلب و میانه رو در عرصه مبارزه سیاسی و انتخاباتی خود را متشکل کنند و مشکلات شان را حل کنند و خطوط تفاهم و نزدیکی به هم را بیابند. از سوی دیگر این دوران فرصتی است تا نیروهای رادیکال از یک سو به عنوان نیروی فشار بر دولت و حکومت عمل کنند و از سوی دیگر منطق های واقعا قابل اجرا را برای حضور خود درفضای سیاسی داخل کشور فراهم کنند.

پنجم: شرکت در انتخابات شوراها نیازمند کوششی دشوار است. دشوار از این رو که مردم ایران که از بسیاری عادات منطقی سیاسی فاصله دارند و به همین دلیل بسرعت بی انگیزه شده و یا بسرعت فعال می شوند، را باید به حضور در صحنه انتخابات قانع کرد. این کار یک عمل واقعا سیاسی است. هر کسی شخصا وظیفه دارد مانند یک حزب عمل کند، افراد را قانع کند که در انتخابات حضور پیدا کنند و سرنوشت کشور را تغییر دهند. نام ایران، تاریخ کشورمان، حیثیت ایرانی، تمامیت ارضی و آزادی و عدالت در کشور ما بازیچه دست قدرت طلبان کوتاه قدی قرار گرفته است که ایران را برای رویاهای جهانگسترانه، ناممکن و غیرانسانی شان می خواهند. ما باید از این سرنوشت بیرون برویم و جز حضوری گسترده چاره ای برای نجات کشورمان نداریم.

ششم: محمود احمدی نژاد در یک سال و نیم فقر و گرانی، ویرانی اقتصادی و اجتماعی، بی حیثیتی جهانی، ناامنی و بحران در روابط سیاسی، استبداد و انحطاط و تحقیر را برای جامعه ما به ارمغان آورده است. دروغ گویی و فریبکاری، شعار دادن هائی برای بازی با افکار عمومی، روش هائی بود که این موجود وارد جامعه ایرانی کرد و ما سزاوارش نبودیم. او سوار بر افکار عمومی برخی مسلمانانی که در جهان غرب زندگی می کنند، با صرف پول نفت و دادن شعارهای خطرناک کاری کرد که خود در موقعیت رهبری یک جریان متحجر و بنیادگرا قرار گرفته و سرمایه های ملی ایران هزینه خرید این موقعیت شد. موقعیتی که اکنون نه به سود کشورمان که کاملا به زیان آینده ایران است. از سوی دیگر تبلیغات صدا و سیما و رسانه های دولتی در این دو سه سال تلاش کرد تا به مردم ایران بگوید که شما ضد آمریکایی، مذهبی، شورشگر، رهبر دنیای اسلام و نجات دهنده دیگران هستید، در حالی که جامعه ایران هزاران مشکل دارد که باید ابتدا آنها را حل کند. ما باید برای مردم توضیح بدهیم که چهره واقعی این ملت چیست و جای آنها در کجای جهان است. حالا دیگر ما با رئیس جمهوری طرف نیستیم که قول دروغ می دهد و مردم را فریب می دهد، بلکه با رئیس جمهوری طرف هستیم که دروغ هایش فاش شده و بی حقیقت بودن او در همین یک سال و نیم معلوم شده، اینها را برای مردم باید بگوئیم.

هفتم: انتخابات خبرگان به دلایل مختلف صحنه دشواری شده است، در حالی که مجلس خبرگان در چند سال آینده نقش اساسی در سرنوشت ایران دارد. پشت دست به دندان گزیدن برای فرصت های از دست رفته، دردی را از ما درمان نمی کند، تنها می توانیم چنگ بزنیم تا آنچه می شود نگه داریم و هرچه می شود، حفظ کنیم. از این رو معتقدم برای انتخابات خبرگان هرچه بتوانیم تعداد بیشتری از روحانیون میانه رو و اصلاح طلب را به این مجلس بفرستیم به نفع آینده کشور است.

هفتم: یک سال و نیم قبل، مردم ایران با عدم مشارکت نیمی از جمعیت در انتخابات ریاست جمهوری سرنوشت تلخی را شاهد بود. عدم مشارکت نیمی از مردم، نه تنها باعث سقوط حکومت و ایجاد فشار جهانی بر حکومت نشد، بلکه باعث ایجاد فشار بیشتر استبداد بر ملت ایران شد. امروز ملت ایران یا آنقدر توانایی و عقلانیت دارد که بتواند از اشتباه نه چندان دور، اما بسیار بزرگش درس بگیرد. این درس بسیار ساده است؛ باید در انتخابات حاضر شد و جلوی رشد بیشتر استبداد و نابودی کشور را گرفت.

فردا روز سرنوشت است. روزی که هیچ کس نباید در خانه بماند، چرا که دفتر سرنوشت ما را در خیابان می نویسند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 11:34  توسط ابراهیم نبوی  | 

تروتسکی در ارادان

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 19 آذر 1385 [2006.12.10]

po_nabavi_01.jpg

داستان ایران دارد به جاهای جالب می رسد. من فکر می کنم روزهای خوش دکتر اینقدی نژاد در نقش تروتسکی ارادان دارد به اوج می رسد. در حقیقت دکتر اینقدی نژاد هرچه در باتلاق وضعیت سیاسی اقتصادی و اجتماعی داخل ایران فرو می رود، قدش کوتاه تر می شود و هر چه از ایران بیرون می رود و در دنیای اسلام و به عنوان سوپرمن مسلمین جهان عمل می کند، قدرت بیشتری پیدا می کند. به همین دلیل فکر می کنم جناح احمدی نژاد می دانند اگر در انتخابات شوراها ببازند، رئیس جمهور فسقلی یک دفعه توی سرازیری می افتد و بعید می دانند دیگر بتواند از این بحران خارج شود و از آن پس محافظه کاران باید به فکر راهی بیفتند که از شر این بچه شرور و نارسیسیت خلاص شوند. برای همین است که به نظر هوادارانش احمدی نژاد چاره ای ندارد جز اين که انتخابات را ببرد، و معتقدند که خودش تنهائی هم باید انتخابات را ببرد، نه جناح راست، حتی نه استاد اعظمش چمران که تصور می کرد با هديه اين بچه به عالم ديگر تا آخر عمر احترام خواهد داشت و به عنوان دون کامیلوی جاودانه باقی خواهد ماند. به هر حال به گمان من تضاد میان محافظه کاران، شبيه دعوای اصلاح طلبان بر سر علت شکست نيست، جدی است. برای همین است که احمدی نژاد در یک هفته باقیمانده تلاش خواهد کرد برگ های بین المللی برنده خودش را برای انتخابات رو کند، از یک طرف پی داستان نصرالله و حماس را می گیرد و از طرف دیگر تلاش می کند تا در پروژه کنار آمدن با آمریکا نقش مهم و فعالی بازی کند. اما بعید می دانم این « گرگ آمد، گرگ آمد...» از این چوپان مکررا دروغگو تعداد زیادی را تحریک کند تا کاری برای نجاتش بکنند یا برایش اهمیتی ویژه قائل شوند. به نظر من احمدی نژاد در حال اوج است. اما و هزار اما، همه چیز بستگی به انتخابات همین ماه شوراها دارد. عباس کاکاوند، مردی که از راست آمد، اما چپ نشد، گفت: « 24 آذر، آغاز افول احمدی نژاد است.»

مثلث بحرانی شوراها
اوضاع در اردوگاه انتخاباتی اصلاح طلبان فعلا بهتر است. جز ابراهیم اصغرزاده در نقش
اولیورتویست که اسم گروه انتخاباتی اش را از « شهروندان ناراضی» به دلیل مخالفت برخی از مسوولان به « جنبش مظلومان شهر» تغییر داد، بقیه اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو به نظر می رسد که دارند از نتیجه سه انتخاب گذشته درس می گیرند و قرار است حرفه ای و سیاسی رفتار کنند. البته به نظر می رسد بچه تحکیمی های تندرو هم از یک طرف برای حفظ موقعیت شان تصمیم به تحریم جدی نداشته باشند، اما از طرف دیگر هم برای ادامه بازی های بی نتیجه قبلی بدشان نمی آید که درست در زمانی که نیاز به حضور واقعی آنها در انتخابات است، سرشان را بیندازند پائین و بروند پارک و بستنی بخورند. سعید رضوی فقیه، یکی از برادران دانشجوی سابق که عقلش در کمال صحت و سلامت است، گفت: « متاسفانه برخی جریانهای دانشجویی که باید پیشرو و پیشگام باشند، انفعال را ترویج می کنند.» آگاهان توضیح دادند که این جریانها فعلا خودشان هم گیج هستند و یحتمل تا مدتها حال شان خوب نمی شود. کراک هم میگویند از تریاک ارزان تر و راحت ترست.
محسن میردامادی گفت: « برای حمایت از ائتلاف مرز نداریم.» آگاهان گفتند: دستت درد نکنه. کروبی هم از آرای خاموش خواست پای صندوق رای بیایند. آرای خاموش هم اینقدر خاموش بودند که جواب شان شنیده نشد که بالاخره می آیند یا نمی آیند. کروبی همچنین گفت: « در انتخاباتی هستیم که امکانات نابرابر داریم.» آگاهان یادشان افتاد که آقای کروبی قرار بود شش ماه قبل تلویزیونش را افتتاح کند، اما چون قرار شد به جای هدیه تهرانی، فاطمه کروبی مجری تلویزیون بشود، فعلا تلویزیون یخدور. اما بشنوید از الهه کولایی که موضوع اصلی را اعلام کرد و گفت: « انتخابات شوراها بهترین فرصت فراروی ماست.» فعلا حزب همبستگی و انجمن اسلامی معلمان از ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان حمایت کرده اند. و از همه جالب تر اظهارات صریح و روشن فرخ نگهدار، چپ سابق و هميشه جوان اصلاح طلب کنونی است که بالاخره جمله ای را که باید دو سال قبل به صراحت می گفت، اعلام کرد که: « تحریم انتخابات یعنی غلبه نظامی گرایان بر کشور.» آگاهان توضیح دادند که غلبه نظامی گرایان یک سال و نیم پیش انجام شد، منتهی حالا قرار است گروهی از غیرنظامیان به امید خدا و با استعانت از وزارت کشور و کمیته امداد غیبی( شورای نگهبان سابق) وارد شوراها شوند. فرخ نگهدار گفت: « آرزو دارم صندوق های رای به سود نیروهای لیست ائتلاف، به پیش کسوتی شیخ مهدی کروبی پر شود.» آگاهان پیش بینی کردند که خداوند متعال آرزوی این جوان پاکدل را که از سوی رفقای سابق روزی شانصد بار متهم به همه بحرانهای درون تشکیلاتی یک میلیارد سال قبل می شود، برآورده کند. یکی از کارشناسان مربوط به آرزوی جوانان پاکدل گفت: اصولا خداوند یک طوری است که آرزوی کسانی را که در لندن هستند و اصلاحات را دوست دارند، بخصوص در ماه آذر برآورده می کند.
جهت اطلاع دوستان عرض شود که فردا ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان نقد و بررسی برنامه های انتخاباتی خودش را با شرکت محمد علی نجفی و معصومه ابتکاربرگزار می کند. آقا! من یک سووال انحرافی هم از آقای مسجدجامعی دارم و آن اینکه می خواستم ببینم منظور از این جمله که « باید به تهران اعتماد کرد.» یعنی چی؟ به نظر می رسد، همانطور که وبای احمدی نژاد مسری است و شدیدا روی سلامت جامعه تاثیر داشته، ادبیات و پرت و پلاگوئی احمدی نژادی هم به کل نیروهای سیاسی کشور، حتی آدم های محترم سرایت کرده. آرزو می کنیم که همه حال شان بهتر شود.

پانزده نفر و هجده جناح
فعلا انتخابات سه جناح اصلی دارد و سه هزار جناح فرعی. ائتلاف اصلاح طلبان تقریبا منظم ترین لیست را دارد، تنها مشکلش این است که معلوم نیست چه تعدادی از مردم [مخالفان دولت و طرفداران اصلاحات] در انتخابات شرکت می کنند. از طرف دیگر طرفداران احمدی نژاد هم برای دادن یک لیست 15 نفری به 18 جناح تقسیم شدند. این جناح بعید است با این تقسیم شدن بتواند آرای سازماندهی شده را برای یک لیست پای صندوق بفرستد. اما بشنوید از اردوگاه محافظه کاران. مریم بهروزی در حالی که معلوم بود در زیر زمین خانه شان مراسم عقد و عروسی همزمان برگزار می شود، اعلام کرد: «پروین احمدی نژاد حذف شد.» چمران، در نقش فاگین، با گریم مناسب، خود را در صدر حامیان واقعی دولت دانست. وی در کمال ناامیدی اعلام کرد: « هنوز امید رسیدن به لیست واحد وجود دارد.» کارشناسان گفتند انشاء الله، شما دعا کنید، خودش خوب می شه. همچنین آگاهان اعلام کردند که تمام رفقای سابق احمدی نژاد از اینکه او در تمام این مدت تنهایی به مسافرت رفته و هیچ کدام از رفقا را نبرده، همه شان دلخورند و هر کدام دنبال دکان و دستگاه خودشان هستند. صادق زیباکلام گفت: « احمدی نژاد باعث شکاف راست شد.» آگاهان توضیح دادند که به این نوع پارگی معمولا شکاف نمی گویند، به نظر می رسد اوضاع و احوال مربوطه در منطقه راست محل مذکور جرخورده است. خوش چهره نیز در مورد جریان حامیان دولت گفت: « جریان حامیان دولت خودش ماهیت دولتی دارد.» آگاهان پرسیدند: پس انتظار داشتید حامیان دولت چه شکلی باشند؟ از طرف دیگر ستاد انتخابات صلاحیت زریبافان، مردی که از هیچ کدام از موقعیت هایش نمی تواند صرف نظر کند، را تائید کرد. در همین راستا، اولین تجمع انتخاباتی یکی از گروههای حامی دولت برگزار شد. به گزارش وب سایت امروز، یکی از دانش آموزانی که در این نشست حضور یافته بود، به یکی از خبرنگاران گفت که نمی داند برای چی در این مراسم شرکت کرده است. او گفت که از طرف مدرسه آنها را برای شرکت در این مراسم آورده اند. وی ضمن اینکه اعلام می کرد که دارد خوش می گذرد، از خبرنگاران درخواست کرد که به هیچ وجه نام وی و مدرسه و مدیر آن را ننویسند. وی در حالی که خشتکش را محکم در دست گرفته بود، از در آورده شدن آن توسط مديرانی که از بخش سیاسی روزنامه رسالت آمده اند ابراز نگرانی کرد. اما مهرداد بذرپاش که به نوعی اسامه( بن لادن یا یکی دیگر) موسوم شده است، در کمال خونسردی ابراز داشت: « هرجا هتاکی هست، ما هم هستیم.» آگاهان توضیح دادند که گاهی اوقات عکس قضیه هم صادق است، یعنی« هر جا ما هستيم، همان جا هتاکی هست»

هاشمی هاشمی، ولش کن
دوباره قات زدن های آقای هاشمی شروع شد. هاشمی اعلام کرد: « در سال 68 مهم ترین مخالفت با رهبری یک فرد را، خود مقام معظم رهبری داشتند.» آگاهان توضیح دادند که از آن سال تا حالا 16 سال می گذرد و در آستانه انتخابات جاری بهتر بود که ايشان تحليل مسائل روز را بدهد. در همین اوضاع و احوال یکی از روحانیون که معلوم نیست از دشمنان هاشمی است یا با او عناد دارد، گفت: «مقام معظم رهبری به هاشمی گفتند که حضور شما در انتخابات خبرگان واجب است.»

برگزاری میتینگ تبلیغاتی توسط حماس و حزب الله
به نظر می رسد که میتینگ انتخاباتی حامیان دولت روز یکشنبه در لبنان برگزار می شود. اسماعیل هنیه نیز روز جمعه قبل در نماز جمعه سخنرانی کرد و زد توی برجک سازمان فتح و دولت فتح و غیره. فکر می کنم هفته آینده ماجرای لبنان بیخ پیدا کند و احتمالا خین و خین ریزی بشود. اگر چنین بشود، معلوم نیست چه تاثیری در انتخابات ایران بگذارد. شوخی نمی کنم. داستان جدی است.

بوی گندم مال من
در اثر مساعی فراوان دولت پابرهنگان و فقرای تحت ستم که قرار بود مشکلات اقتصادی کشور بحمدالله حل شده و با وجود آقای احمدی نژاد، نابغه آسفالت تولید کشور افزایش یابد، واردات گندم طی 8 ماه اول سالجاری افزایش 1100 درصدی داشته است. البته با توجه به اینکه پول نفت در کشور موجود است، هیچ مشکلی وجود ندارد و دولت می تواند نه تنها گندم، بلکه همبرگر برای پابرهنگان وارد کند. همزمان با اعلام این خبر میمون و مبارک قیمت نان افزایش یافت، اما استانداری تهران اعلام کرد: « افزایش قیمت نان غیرقانونی است.» یکی از کارشناسان اقتصادی اعلام کرد: « دولت اصلاحات موفق ترین دولت تاریخ ایران در زمینه اقتصاد است.» آگاهان ضمن تائید این نکته اعلام کردند که علت این موفقیت این بود که دولت خاتمی اصلا قصد نداشت به اقتصاد بپردازد و به همین دلیل هم موفق شد. همین آگاهان پیش بینی کردند احتمالا به همین دلیل در دوره احمدی نژاد رابطه ایران و آمریکا برقرار می شود. و برادر احمدی نژاد اولین فروشگاههای زنجیره ای مک دونالد را در ایران راه می اندازد.

سفر تمام شد
آقا، برگشتیم به بروکسل، فعلا گیجی بعد از سفر دارم. فکر کنم یکی دو روز دیگر خوب می شوم. از فردا جدی تر و کاملا در خدمت دوستان هستیم. فعلا در روزهای انتخابات بیشتر از هر چیزی در این مورد خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 11:15  توسط ابراهیم نبوی  | 

ده نمکی: با هم بخورید

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 16 آذر 1385 [2006.12.07]

po_nabavi_01.jpg

در حالی که فراکسیون اقلیت مجلس حمایت خود را از لیست ائتلاف اعلام کرده بود، دفتر هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: « من هیچ سخنگوئی ندارم.» روزنامه های محافظه کار نوشتند: تکذیب حمایت هاشمی از لیست اصلاح طلبان. از طرف دیگر فهرست ائتلاف اصولگرایان به ریاست چمران اعلام شد. سخنگوی جبهه پیروان امام و رهبری نیز اعلام کرد: « ارائه لیست از سوی چمران تک روی محسوب می شود.» فعلا فهرست اصلاح طلبان اعلام شده و مورد حمایت گروههای اصلاح طلب و میانه رو قرار گرفته است، اما گروههای محافظه کار هنوز فهرستی را اعلام نکرده اند. قرار است بزودی جمعیت ایثارگران، جمعیت خدمتگزاران انقلاب اسلامی، جمعیت خدمتکاران با رایحه، انجمن فداکاران گلکار، انجمن سربه داران بیکار، انجمن رایحه پیراهن دولت، انجمن ضایعه ناشی از سفرهای استانی، انجمن دربه درهای مقیم مرکز، خدمتگزاران مستقل، خدمتگزاران وابسته بی دلیل، انجمن خدمتمندان ریاحین اعلام کردند که بزودی تا چند ماه دیگر فهرست مشترکی را ارائه خواهند کرد. مسعود ده نمکی که اخیرا تبدیل به مسعود بانمکی شده است، اعلام کرد: باهم بخورید. آگاهان گفتند: آخه سیر نمی شن. از سوی دیگر به دنبال تلاش های ناکام فرمانداری و استانداری و شهرداری تهران و چند استان دیگر برای رد صلاحیت زریبافان، مجلس شورای نسبتا اسلامی طرح دو فوریتی برای رد صلاحیت زریبافان را تصویب کرد. آگاهان پیش بینی می کنند که مجلس موفق به رد صلاحیت زریبافان نشود و احتمالا جنگ جهانی سوم تنها راه برای حذف زریبافان از نامزدی شورای شهر تهران باشد.

طرح بیکر و نظرات جرج بوش
جانشین رامسفلد گفت: « گفت و گوی مستقیم با ایران در اولویت برنامه هایم است.» از طرف دیگر طرح بیکر در مورد عراق منتشر شد. جرج بوش نیز در حالی که بروبر به دوربین خیره شده بود و یکی از آن لبخندهای بلورین خود را می زد، اعلام کرد که از طرح بیکر حمایت می کند. براساس طرح بیکر که تحقیقات گسترده ای در مورد ایران انجام داده است، بالاخره دولت بوش متوجه شد که ایران و عراق دو کشور مستقل هستند و شیعه و سنی دو گروه از مسلمانان به شمار می روند. احمدی نژاد به عنوان مادر عروس و پدرزن ملت عراق اعلام کرد: تنها شرط ما برای مذاکره با آمریکا خروج آمریکا از عراق است. عبدالعزیز حکیم نیز ضمن تائید اظهارات احمدی نژاد به بوش التماس کرد که تو را به حضرت ابوالفضل فعلا از آمریکا نروید. لاریجانی هم ضمن تائید نظرات عبدالعزیز حکیم اعلام کرد: « شرط کمک ایران به آمریکا ارائه جدول زمانی خروج نیروها از عراق است.»

همایش سترگ ایرانیان
جلسه بزرگ همایش سترگ ایرانیان خارج از کشور برگزار شد. در این جلسه که قرار بود با سخنان احمدی نژاد که مورد علاقه مفرط ایرانیان خارج از کشور است، آغاز شود، احمدی نژاد حضور نیافت، چون به مازندران رفته بود، اما به جای او دبیر شورای ایرانیان خارج از کشور قرار بود شرکت کند، که او هم در این جلسه شرکت نکرد. و سرانجام این جلسه خود بخود برگزار شد و در آن تمام مشکلات ایرانیان خارج از کشور مطرح و با تصویب هزار و چهارصد مصوبه در ایکی ثانیه حل شد.

ارتش صد میلیونی ایجاد باید گردد
در پی حضور رئیس جمهور در استان مازندران، مردم تنکابن شعار دادند « مازندران غربی استان باید گردد.» احمدی نژاد قول داد که اگر مردم مازندران قول بدهند که به سرعت بچه دار بشوند، این منطقه استان خواهد شد. وی همچنین در یک اظهار نظر شگفت انگیز اعلام کرد: « با اقدامی انقلابی مشکل کمربندی تنکابن را حل می کنیم.» احمدی نژاد همچنین دو روز پیش اعلام کرد: « بزودی جشن تثبیت هسته ای را برگزار خواهیم کرد.» قرار است همان گروه هندی و مصری که در دوحه برای رئیس جمهور رقصیدند، در جشن تثبیت هسته ای حاضر شده و مراسم را برگزار کنند.

تجمع دانشجویان در روز دانشجو
بالاخره یخ دانشگاهها هم آب شد و بعد از مدتهای طولانی که دانشگاه پروژه قبرستان سازی را پشت سر گذاشت، دیروز تجمع بزرگ دانشجویان در روز دانشجو برگزار شد و دانشجویان اعلام کردند: دانشگاه زنده است. به نظر می رسد قضیه تا حدی جدی است.

القطر السابقون
حسین رضازاده، برای دوازدهمین بار قهرمان جهان شد و حال جابر سالم( یانی مارچوکوف سابق) وزنه بردار قطری بلغاری الاصل را گرفت. قطری ها که پروژه قطری سازی ورزشکاران جهان را دنبال می کنند، فعلا در حال ایجاد یک تیم ملی خوب فوتبال هستند. قرار است تیم فوتبال قطر در چهار سال دیگر با این ترکیب در جام جهانی حضور یافته و قهرمان جهان شود: حسن ابراهیم( جان لوئیجی بوفون سابق، دروازه بان)، محمد شعلان الدواری( فابیو کاناواروی سابق)، حازم محمد الشهرستانی( فرانچسکو توتی سابق)، فرحان جمعه سالم( لوئیس فیگوی سابق)، سالم جاسم معروف( رونالدینیوی سابق)، صغیر یوسف البرتغالی( لوئیس دکوی سابق)، حسن عثمان العظیم( وین رونی سابق)، داوود عارف معروف( دیوید بکهام سابق)، محمد یونس طولانی( لوئیس ترزگه سابق)، ابوبکر محمد هادف( شوچنکوی سابق)، ابراهیم ابراهیم محسن( ابراهیموویچ سابق). مربی تیم قطر شاهزاده عبادالصلاح( شاهزاده موناکوی سابق) ضمن اعلام این خبر اظهار امیدواری کرد که قطر بزودی در فوتبال جهان جایگاه واقعی خود را بازیابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 16:33  توسط ابراهیم نبوی  | 

رقص و نفت و دموکراسی و سفره

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 15 آذر 1385 [2006.12.06]

po_nabavi_01.jpg

چند روزی گرفتار بحران سفر بودم، تا دو روز دیگر قضیه بکلی حل می شود. امروز هم قصد دارم یک سری به اخبار روز مملکت بزنیم. اول برویم سر ماجرای انتخابات...

چند اصل انتخاباتی
اول: ما یا باید حکومت را تحمل کنیم، یا سرنگون کنیم، یا از خارجی ها بخواهیم حکومت را سرنگون کنند، یا اوضاع را در حدی که می توانیم تغییر دهیم. تحمل این وضع به نظر من دشوار است، ما هم آدمهای سرنگون کردن حکومت نیستیم، یعنی نه قامتش را داریم نه استقامتش را، این چیزی هم که توی جیب بعضی هاست چراغ قوه است، اشتباه نگیریم. از طرف دیگر ملت دو شخصیتی هستیم، از طرفی از خارجی ها انتظار داریم حکومت را تغییر بدهند و وقتی کاملا آن جوری شد که ما می خواهیم( که خودمان هم نمی دانیم چه می خواهیم) زود از کشورمان گورشان را گم کنند. تا بعد دوباره گند بزنیم به همه چیز و به قول کرمانی ها « همون خر سیاه، راه آسیاب». و این تازه وقتی است که ما هنوز ماجرای خارجی را جدی نگرفتیم، وقتی قضیه جدی می شود و خودمان از خارجی ها دعوت می کنیم که به قول اکبرآقا بیایند به کشورمان حمله کنند، تازه یادمان می آید که ما ملتی بزرگ و مقاوم هستیم و حاضریم همه تن به تن سر به کشتن دهیم، مبادا که کشور به دشمن دهیم. و بعد می شویم هموطنانی که تازه یادشان می افتد که آماده شهادت برای جلوگیری از دشمن هستند، حالا اصلا تا یک هفته قبل فکر نمی کردیم این یارو دشمن ماست. می ماند یک راه و آن اینکه اوضاع را تا حدی که می شود عوض کنیم. من از ملت شهیدپرور و عزیز ایران می خواهم محض رضای خدا به این موضوع توجه کنند که این کشوری که سی سال بتدریج به آن گند زده شده، لااقل بیست سال طول می کشد که تر و تمیزش کنیم. لطفا صف را رعایت کنید، از پله شیش تا شیش تا نپرید، شلوارتان پاره می شود، بیخودی ندوید و دور نزدید. من یک پیشنهاد غیرسازنده دارم. و این پیشنهاد را یک سال قبل هم گفتم. راه من این است:

اول: سعی کنیم در انتخابات شوراها تا می توانیم با تعداد آرای بیشتر روی احمدی نژاد و حامیانش را کم کنیم. دقیقا باید روکم کنی راه بیندازیم. باید هر تعداد از شوراها را که می توانیم ببریم. رای دادن هم نباید بر اساس انتخاب مفید اشخاص باشد. یعنی به هر کسی که خوب بود رای بدهیم، بلکه کاملا باید حزبی و بر اساس ائتلاف ملی اصلاح طلبان و میانه روها علیه دولت احمدی نژاد رای بدهیم. اگر انتخابات را بردیم که این یک پیروزی بزرگ است، اگر باختیم باید خودمان را متوجه انتخابات مجلس در یک سال بعد کنیم. همین روش را ادامه دهیم و از این تلاش ها یک جبهه ملی، یک جبهه اصلاحات، یک جبهه ائتلاف ملی در بیاوریم. این تنها راه بقای ماست، وگرنه در وسط دو لبه قیچی « احمدی نژاد- بوش» کشورمان نابود می شود.

دوم: گروهی ار سیاستمداران ایرانی داخل و خارج نمی خواهند وجود مبارک شان را آلوده انتخابات کنند، لطفا این کار را بی سروصدا بکنند. باید به آقای ع.س. و ع. ا. و م. س. و ف. ر. و خانم ش. ع. و غیره هشدار بدهیم که لطفا سکوت کنید. اگر نمی توانید به حل مشکل کمک کنید، لطفا دردسر درست نکنید.

سوم: به نظر من در مورد دو انتخابات خبرگان و شوراها باید دو استراتژی در پیش گرفت. در جایی که کاندیدای میانه رو و اصلاح طلب داریم، با تمام نیرو شرکت کنیم و تا می توانیم همه را به پای رای گیری بیاوریم و در جایی که کاندیدای مناسب وجود ندارد، انتخابات را کاملا تحریم کنیم و جلوی رای دادن مردم را هم با آگاهی بخشی بگیریم. دقیقا با این تعریف که تعداد نمایندگان بیشتری در مجلس خبرگان داشته باشیم. در مورد انتخابات شوراها موضوع کاملا متفاوت است. انتخابات شوراها یک مسابقه سیاسی روشن است، یک طرف آن جناح احمدی نژاد و رهبری است و طرف دیگر آن اصلاح طلبان و میانه روها هستند. ائتلاف این دو نیرو اگر در سال 1378 و قبل از انتخابات مجلس ششم رخ داده بود، نه نشریات دوم خردادی و آزادی بیان براحتی از دست می رفت و نه کارگزاران که دوستان اصلاحات بودند و برای آن تاوان داده بودند، از جبهه اصلاح طلبی قهر می کردند و شاهد خاموش قلع و قمع جنبش دوم خرداد می شدند و نه اینکه جنبش اصلاحات بی دلیل رادیکالیزه نمی شد. حالا یک فرصت تاریخی است. این ائتلاف یک پیروزی بزرگ سیاسی است. حالا باید مردم را تا می توانیم به پای صندوق بکشیم. تا آخرین نفر.

چهارم: ما دچار بحران رسانه ای هستیم. رسانه ملی و روزنامه های داخلی تا حد امکان در اختیار محافظه کاران است. به قول ضرغامی « صدا و سیما خانه رئیس جمهور است.» جبهه ائتلاف ملی دچار عقب ماندگی رسانه ای است. این عقب افتادگی را باید از هر طریقی می توان جبران کرد. از یک طرف باید موقتا رادیو و تلویزیون های ممکن و مقدور را در اختیار گرفت. راهش را بلد نیستم ولی حس می کنم، یک ائتلاف میان رسانه های مختلف برسر این انتخابات ضروری است. حتی در مورد رسانه های خارجی که به نحوی دولتی هستند مانند بی بی سی و صدای آلمان و غیره هم شاید تلاش کردن بی فایده نباشد. اگرچه تعیین کننده در این موارد گاهی اوقات روابط دولتی است. البته گاهی اوقات. اما به نظر من رفتن برای اجاره یک تلویزیون یا رادیوهای مختلف مفید است. و البته مفیدترین کار رسانه های رودررو و حضور در مجالس و دانشگاهها و هرجایی است که می شود حرف زد.

قصد نداشتم فقط به این موضوع اشاره کنم. ولی مثل اینکه همین کار را کردم. فردا ادامه داستان را با هم باید بگوئیم. در هر حال حقیر سراپا تقصیر به عنوان یک انسان قلم به مزد آمادگی خود را برای هرگونه فعالیت رادیو تلویزیونی در این روزها به نفع شرکت مردم در انتخابات اعلام می کنم.

خبرهای انتخاباتی
خبر اول اینکه: « اسامی 1271 داوطلب تائید صلاحیت شده شورای شهر تهران اعلام شد.» با ذره بین دنبال اسم 25 نفر گشتم، ولی مثل اینکه لیست کاندیداهای شورای شهر کابل را داشتم می خواندم، دریغ از 25 تا اسم آشنا. یک خوبی اش این است که احتمالا رای ها خرد نمی شود. خبر دیگر اینکه آرمین اعلام کرد که: « سازمان مجاهدین و حزب مشارکت در انتخابات خبرگان نه فهرست می دهیم و نه از لیستی حمایت می کنیم.» رضا خاتمی هم یک همچین حرفهایی را گفت. من که با نظرشان مخالفم و معتقدم باید یک لیست بدهند و مثلا اعلام کنند که ما از این 37 نفر حمایت می کنیم. تقریبا همه آدمهای سیاسی بر ضرورت حضور نیروهای مردم تاکید کردند. بهزاد نبوی با یک قیافه پر از شور و شادمانی گفت که اگر حضور مردم پرشور باشد، تخلفات انتخاباتی موفق نخواهد بود. اما شمس الواعظین از « تلاش محافظه کاران برای ایجاد فضای سرد انتخاباتی» خبر داد. رضا خاتمی هم اعلام کرد که حضور گسترده مردم باعث جلوگیری از نفوذ و تقلب می شود. به نظر من آرمین در هشدار نسبت به دخالت حزب پادگانی( منظورشان بسیج است) در انتخابات زیادی ناامید و مایوس است. در این میان دو نفر بسیار موثر برخورد کردند. قربانش بروم خاتمی جان، در یک سخنرانی بسیار خوب و موثر در میان جوانان اصلاح طلب، اعلام کرد که« عوام فریبی فرو می نشیند و اصلاحات خواهد ماند.... برخی حیات شان را در غیبت مردم می بینند.» محمد قوچانی هم که از وقتی سبیل هایش را زده خیلی باحال تر به نظر می آید، یک جمله کلیدی را گفته که « می خواستیم دموکراسی را سر سفره های مردم ببریم.» و اما بشنوید از مناظره جالب و هیجان انگیز تاج زاده و اسدالله بادامچیان. ظاهرا گروه برگزار کننده برای اینکه تاج زاده نتواند به سووالات بادامچیان جواب بدهد و نتواند حالش را بگیرد، مناظره را برگزار کردند، اما به تاج زاده خبر ندادند که باید در مناظره شرکت کند، به همین دلیل بادامچیان گفت: « تاج زاده نیامد، چون دانش او از من کمتر است.» ابطحی خبر داد که اصلا تاج زاده از این جلسه بی اطلاع بود.

رقص و نفت و دموکراسی
علیرغم پخش فیلم حضور احمدی نژاد در مراسم رقص و پایکوبی هندی و مصری در دوحه که توسط بیش از یک میلیارد بیننده دیده شده است، دفتر احمدی نژاد اعلام کرد که وی در آن زمان در استادیوم حضور نداشته است. احمدی نژاد قبلا هم در مورد اظهارات هاله نورانی خودش در حضور آقای جوادی آملی به یک خبرنگار خارجی گفت: چنین چیزی وجود نداشته و این شایعات روزنامه هاست، من خواهش می کنم یک نفر لطفا برای احمدی نژاد موارد زیر را توضیح دهد.
1) دوربین وسیله ای است که تصویر آدم را پخش می کند و مردم وقتی می بینند که شما در یک جایی نشستید، شما نمی توانید تکذیب کنید و بگوئید که من جلوی دوربین نبودم. تکذیب مال وقتی است که آدم را نشان نمی دهند.
2) تلویزیون همه چیز را نشان می دهد، هم موقع سخنرانی و هم در حال تماشای رقص.
3) حضور احمدی نژاد تکذیب می شود، به این معنی نیست که احمدی نژاد دوست نداشت در آنجا باشد، یا دوست نداشت بقیه او را ببینند، بلکه به این معنی است که احمدی نژاد در استادیوم نبود.
4) رقص و آواز و موسیقی چیز بسیار خوبی است و ما برای دیدن آن پول می دهیم تا آنرا تماشا کنیم، بعدا هم برای همه این را گزارش می کنیم. این کار اصلا بد نیست، اما اینکه آدم یک وزیر ارشاد داشته باشد که جلوی هرچی رقص و آواز را بگیرد، بعدا خودش تنهایی این چیزها را تماشا کند بسیار بد است.
5) حالا ما که احمدی نژاد را آدم حساب نمی کنیم، بوش و بلر و مرکل و شیراک و این قبیل موجو.دات هم فکر می کنند یک دیوانه ای است، که آمده و می رود، اینها هیچ، اما آدم وقتی بغل دست بشار اسد و اسماعیل هنیه که خودشان اینکاره هستند، نشسته باشد و بعدا بگویند که نبود، خیلی جلوی در و همسایه بد است.
6) چه اشکالی دارد، احمدی نژاد گفت من می خواهم نفت را سر سفره مردم ببرم، نتوانست، حالا که مکی تواند حداقل رقص را سر سفره مردم ببرد، مردم به رقص هم احتیاج دارند.

یک عالمه سوژه و حرف داشتم، روده درازی کردم. همینجا درز می گیرم تا فردا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 12:5  توسط ابراهیم نبوی  | 

شهردار تهران کیست؟

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 13 آذر 1385 [2006.12.04]

po_nabavi_01.jpg

در راستای اینکه بهزاد نبوی زمخت ترین موجود طرفدار تسامح و تساهل، اعلام کرده است که «حضور گسترده مردم در انتخابات تخلفات انتخاباتی را بی اثر می کند.» گروهی از مخالفان وی که خودشان را آماده تخلفات بسیار گسترده کرده بودند، در یک پاسخ کاملا رسمی اعلام کردند«زکی» اما این پاسخ به دلیل قرار نگرفتن در استانداردهای گفتگوی دیپلماتیک مورد قبول قرار نگرفت. در یک راستای دیگر استاد محمود جذبه که دو ماه قبل وقتی فهمیده بود که مراسم رقص در یک کنفرانس دیپلماتیک برگزار می شود، در آن شرکت نکرد، ولی دیروز وقتی دید در مراسم افتتاحیه مراسم رقص در انواع سکسی و باحال آن برگزار می شود، در کمال افتخار و سربلندی تمام برنامه را نگاه کرد و حتی یک آخ هم نگفت، به همین دلیل با این فرض که اگر هر کدام از کاندیداهای شوراها روی کار بیایند، چه اتفاقی می افتد، به این سووال نسبتا جدی که پاسخ آن احتمال دارد هیچ فرقی نکند، یا اینکه کاملا متفاوت باشد، پاسخ می دهیم که هر کی بیاد سرکار و شهردار تهران بشه چی می شه؟

اگر چمران بیاد: توالت عمومی بزرگ که همه منتظرند یکی از توالت بیاید بیرون و همه دارند به کسانی که رفتند تو و بیرون نمی آیند فکر می کنند.

اگر قالبیاف بیاد: یک گودال بزرگ در حال پر و خالی شدن که دائما یک عده یک کار را انجام می دهند و یک عده جلوی انجام آن کار را می گیرند.

اگر احمدی نژاد بیاد: یک سالن بزرگ سخنرانی که همه در حال حرکت کفش هاشون در اومده و هر کسی در حالی که داره به احمدی نژاد نگاه می کنه و می خنده دنبال کفشش می گرده و طرف هم جلوی جمعیت داره بر سر اسرائیل فریاد می زنه، اما ضمنا جوراباش رو که لنگه به لنگه پوشیده داره درست پاش می کنه.

اگر کروبی بیاد: یک هیات سینه زنی کامپیوتری که چهارطرفش یک طرف علما با عبا و عمامه، یک طرف مهندسین با کت و کراوات، یک طرف برادران حزب الله با ریش و پشم و شیشه، یک طرف مصلحین با ریش دومادی و روسری قرمز نشستن، هر سه دقیقه ای یک گروه بلند می شن از این ور می رن اون ور و این وضع ادامه دارد.

ابراهیم اصغر زاده: یک رینگ بوکس از این مسابقات کشتی آمریکایی که نمایشی است و در آن آدمها را صدبار زمین می زنند و جر می دهند ولی باز هم کسی نه زخمی می شود و نه مشکلی پیدا می کند و نه چیزی می شود.

اگر عباس عبدی بیاید: یک ضبط صوت خراب که یک نوار از ترانه های مختلف روی آن ضبط شده و آن را برای پخش در میان حضار آماده کرده اند، اما صدای ضبط صوت هیچ وقت تنظیم نیست، یک وقت می خواهی کم کنی اصلا شنیده نمی شود، یک وقت می خواهی کمی زیاد کنی صدا جیغ می کشد، تا دست به پیچ کم کننده می زنی صدای خرخر می آید، هیچ وقت ادامه منطقی صدای قبلی نیست.

اگر زریبافان بیاید: تهران می شود یک بازار بزرگ شامل قصابی زیربافان، بقالی زریبافان، رستوران زریبافان با طعم زعفرانی، کفاشی زریبافان فرد اعلا، پنچرگیری زیربافان با کامپیوتر(فقط پنچری باجناق ها گرفته می شود.) کتابفروشی زریباف نشر، سلمانی مردانه بافان، سلمانی زنانه زری. میوه فروشی زریبافان به شرط قمه، شهرداری زریبافان، معاون فنی زریبافان، سرپرست هواپیمایی زریبافان.

اگر کواکبیان شهردار تهران شود: تهران تبدیل می شود به یک میدان بزرگ که یک عده انسان بسیار تنومند و بسیار عظیم الجثه در آن در حال اعتراض هستند، گاهی از این عده گروهی بلند می شوند و نعره می کشند و درخواست رفراندوم می کنند، بعد همان گروه بلند می شوند و اعلام می کنند که هر کس درخواست رفراندوم کند خائن است، بعد یک عده بلند می شوند و هرودود کنان می دوند به سمت راست، بعد می خورند به سمت چپ، و در طول این مدت یک عده از این افراد در حال مسابقه دو صد متر با مانع و عده ای از صبح تا شب در حال خواندن نماز شب هستند.

اگر کارگزاران شهرداری تهران را در اختیار بگیرند: یک سال طول می کشد تا بفهمیم آمدند، دو سال مثل آدم زندگی می کنیم، یک سال طول می کشد تا بیرون شان کنند. در این مدت همه چیز داریم، مهدیه با استخر سرپوشیده و سونا و جکوزی، دسته سینه زنی با سینه های عمل کرده و کاملا جذاب، سوپر مارکت های بسیار شیک و گرانقیمت برای فقرا، بزرگترین کتابخانه های جهان برای مناطقی که بی سواد هستند، و الی آخر....

اگر سردار طلایی بیاید: یک خیابان منظم که همه ماشین ها با نظم و ترتیب و دقت تمام و در حالی که همه رانندگان آن کمربندهایشان را بسته اند، از جای شان تکان نمی خورند، چون خیابان بند آمده است.

اگر خاتمی بیاد: یک اتاق انتظار بسیار تمیز و ساکت که پرنده توش پر نمی زنه.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 12:15  توسط ابراهیم نبوی  | 

انجمن ناراضیان بزن به چپ بپیچ به راست

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 12 آذر 1385 [2006.12.03]

po_nabavi_01.jpg

آقا! قبول نیست، این اصولگرایان تقلب می کنند. هر راه حلی که اپوزیسیون حکومت ایران پیشنهاد می کند، اول در ایران ممنوع می شود، بعدا با استفاده از وجود آزادی در کشورهای دیگر اسلامی یا نسبتا اسلامی به عنوان راه حلی برای مقاومت در مقابل حکومت ها یا سرنگونی حکومت ها یا تغییر آنها انتخاب می شود. این محسن سازگارا بعد از کلی فکر کردن ودود چراغ و گازوئیل و نفت و گاز خوردن، به این نتیجه رسید که راه حل مشکل ایران، رفراندوم است. حکومت جمهوری اسلامی هم نه تنها هر رفراندومی را در هر جای ایران به هر دلیل ممنوع کرد، بلکه طرفداران این رفراندوم را هم کاری کرد که همگی رفتند لای دست سازگارا به آمریکا، بعدا حکومت جمهوری اسلامی کشف کرد که راه حل مشکل فلسطین همین است. مدتی بعد اکبر گنجی پیشنهاد کرد که نافرمانی مدنی به عنوان راهی برای مقابله با حکومت در ایران در پیش گرفته شود، حالا در لبنان دو روز است که نافرمانی مدنی در بیروت و علیه دولت فواد سینیوره آغاز شده است. پیش بینی می شود با پیشنهاد انتخابات آزاد در ایران، بزودی جمهوری اسلامی طرفدار انتخابات آزاد در مصر شود و با طرح موضوع انقلاب نارنجی توسط برخی از نیروهای ناراضی، احتمالا جمهوری اسلامی یک انقلاب نارنجی در افغانستان راه بیندازد.
نتیجه گیری اخلاقی: زندگی خوب است، منتهی برای همسایه.

ائتلاف شکن ها
داستان انتخابات از این به بعد بیخ پیدا می کند. مطمئنم موارد زیر را در روزهای آینده شاهد خواهیم بود.
1) گروهی از کسانی که دست شان زیر سنگ قوه قضائیه است و قرار است نظرات داهیانه و اندیشمندانه صادر کنند، از یک طرف و از طرف دیگر کسانی که همیشه خودشان عامل دعواهای درونی اصلاح طلبان بودند، شروع می کنند به زدن زیر آب لیست ائتلاف و این نکته را مطرح می کنند که لیست دوم و سوم اصلاح طلبان نیز باید در رای گیری تبلیغ شود و در نتیجه رای ها را به نفع جناح راست و محافظه کاران می شکنند.
2) به محض اینکه از داخل کشور یکی دو نفر مثل عباس عبدی و ابراهیم اصغرزاده و دکتر خوش تیپ و بانوی ارجمند، اعلام کنند که انتخابات فایده ندارد، محافظه کاران این نظرات تحریمی را بزرگ می کنند و زیرآب لیست ائتلاف را می زنند و از طرف دیگر تلویزیون های این وری هم که کلی دردسرهای مالی دارند و دوستانی که هوس سفر دوباره اسرائیل را کرده اند می زنند به کانال تحریم و دوباره می شود همان داستان که در سه انتخابات قبلی افتاد. یعنی دوباره شورای شهر می افتد دست احمدی نژاد و در این حالت دیگر براحتی نمی توان هیچ تغییری را در یکی دو سال دیگر انجام داد.
3) اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو باید شدیدا در این روزها به فکر رسانه های تبلیغی برای این دو انتخابات باشند، الآن مشکل اصلی انتخابات عقب ماندگی رسانه ای اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو با رسانه ملی که در انحصار محافظه کاران قرار دارد، است. اگر این عقب ماندگی جبران نشود ممکن است بازی انتخابات به نتیجه خیلی مطلوبی نرسد. به نظر من حتی اگر همان تلویزیون هما را با یک خط و ربط درست راه بیندازند، مفید است.
..... و چند نکته دیگر

انجمن ناراضیان بزن به چپ بپیچ به راست
لیست ابراهیم اصغرزاده، مردی برای تمام فصول انتخاباتی منتشر شد. این لیست معروف به لیست « انجمن ناراضیان بزن به چپ بپیچ به راست» فعلا در حال انتشار است. راههای زیر برای توجه امت شهیدپرور به این لیست پیشنهاد می شود:
اول: قابلمه به دست، قاشق به دست، اصغرزاده با پای برهنه بیفتد جلو و همه جیغ بزنند، ما نون می خوایم یالله، قالیباف بره بالا
دوم: ملت ناراضی لیست را بگیرند دست شان و هرکدام یک جوراب پاره بزنند سر یک چوب و نافرمانی مناسب مدنی کنند، روز انتخابات هم بروند توی خانه، جیش. بوس. لالا.

دود دود دودود دود خاکستری
فعلا همه منتظرند از این اردوگاه اساقفه و کشایش( جمع اسقف و کشیش) اصولگرایان یک دودی صادر شود، حالا می خواهد سفید باشد یا خاکستری. فعلا محمود قدم خیر، صدا و بوی مربوطه را تولید کرده، اما هنوز معلوم نیست گاز صادره چه رنگی است.

وزیر علوم یا دبیر دبیرستان؟
من فکر می کنم این زاهدی( وزیر علوم فعلی و عضو سابق ستاد دیه استان کرمان) را بگذاریم دبیر یک دبیرستان بشود، قول می دهد خیلی از بچه ها نمره ریاضی شان خوب بشود. یک مقداری در حق این مادرمرده ظلم شده است، وگرنه می توانست دبیر خوبی باشد، حالا وزیر بدی است. در اخبار آمد که « دانشجویان پلی تکنیک مانع حضور زاهدی در کلاس درس این دانشگاه شدند.» از دانشجویان عزیز درخواست می شود به همین کار ادامه دهند.

عقبه و جلوی طرف
انتخابات گذشته هم بامزه بود. یادم افتاد به تبلیغات انتخاباتی سوسولگرایان به نفع قالیباف. این موجود مورد نظر اعلام کرده که : « عقبه من در اصولگرایان است.» منتهی به نظر می رسد که جلوی طرف در سوسولگرایان است. البته اگر هنوز همان جا مانده باشد.

مثلت بوم، تق، توق!
من فکر می کنم این هیلاری دو سه شب قبل با قابلمه ای چیزی محکم زده توی سر کلینتون، وگرنه سابقه نداشت چنین اظهارات عنیفی کند. بیل کلینتون مورد نظر گفت: « ایران و سوریه به عراق کمک کنند.» آگاهان اعلام کردند که همین حالا هم ایران و سوریه دارند به عراق کمک می کنند، فقط کمی که دقت کنید هر روز صبح صدای کمک شان در عراق می پیچد. کارشناسان پیشنهاد کردند که بهترین روش کمک ایران و سوریه به عراق موارد زیر است:
اول: ایران مرزش را با عراق تغییر دهد و با عربستان هم مرز شود.
دوم: ایران قول بدهد تا یک سال هیچ کمکی و رابطه ای با عراق نداشته باشد.
سوم: بشار اسد هم فراموش کند که عراق همسایه این کشور است.
چهارم: کلینتون هم از این به بعد وقتی دید هیلاری دارد با قابلمه طرفش می آید زود فرار کند و برود بیرون خانه.
جدا از همه اینها فکر می کنم این داستان هلال شیعی با این سفر حکیم به آمریکا برای دیدار با بوش و نافرمانی مدنی دو سه روز اخیر لبنان که احتمالا موجش عراق را هم می گیرد، به جای خوبی نمی رسد. می گوئید نه، سه روز منتظر بمانید.

ابن سینا و ابوریحان بیرونی عرب بودند؟
مسابقات دوحه آغاز شد و در همان آغاز مسابقه قطری ها با اعلام اسامی بزرگان خودشان در تاریخ مانند ابوریحان البیرونی و ابن سینا و لابد الونصر فارابی و غیره، برای خودشان کلی تاریخ تولید کردند. نکته جالب اینکه همه این تجاوزات تاریخی جلوی چشم برادر غیور و رئیس جمهور کشورمان که همراه با خانواده برای سفر تفریحی به دوحه رفته است، رخ داد. یکی از خبرنگاران از احمدی نژاد پرسید: آیا شما اعتراضی به اینکه گفته شده ابن سینا و ابوریحان بیرونی عرب بودند و ایرانی نبودند، ندارید؟ وی در پاسخ اعلام داشت: اینها که گفتید چه کسانی هستند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 12:12  توسط ابراهیم نبوی  | 

بوی خوش کفش

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 9 آذر 1385 [2006.11.30]

po_nabavi_01.jpg

همه چیز به این بستگی دارد که اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو تا حد امکان صندلی های شورا و خبرگان را بگیرند. در مورد خبرگان قضیه اینقدر جدی نیست که در مورد شوراهای شهر. پیروزی در انتخابات شوراهای شهر به معنی داشتن امکانات بیشتر برای پیروزی در انتخابات مجلس بعدی و ریاست جمهوری است. به همین دلیل راههای زیر را برای شرکت در انتخابات پیشنهاد می کنم:
اول: هر کسی که به این نتیجه نرسیده است که باید در انتخابات شرکت کند، باید قانع کنید. سعی کنید از تعداد موجودات بی تفاوت و بی انگیزه بکاهید.
دوم: هرکسی که به این نتیجه رسید که باید در انتخابات شرکت کند باید تلاش کند با ایجاد یک شبکه تلفنی با خویشان و دوستان و غیره، افرادی را که می تواند پای صندوق ببرد. هر روز این افراد را کنترل کنید که وسط کار پشیمان نشوند.
سوم: دسته جمعی برای دادن رای بروید که کسی از قلم نیفتد و بر اساس لیست رای بدهید که تمام لیست اصلاح طلبان و میانه روها حتی الامکان رای بیاورند.
چهارم: مصطفی تاج زاده حرف درستی زده است. اگر در حوزه ای با رد صلاحیت ها امکان هیچ رقابتی وجود ندارد، انتخابات آن حوزه تحریم شود و قبل از برگزاری انتخابات حتی الامکان تحریم این حوزه ها اعلام شود.
پنجم: مطمئن باشید که طرف مقابل تمام نیروی بسیج و نیروهای اداری سازماندهی شده را پای صندوق می آورد، بنا براین هرگز فکر نکنید که به یک رای شما نیاز نیست و در اولین فرصت رای بدهید.
ششم: در تمام روز برگزاری انتخابات با کسانی که ممکن است رای نداده باشند تماس بگیرید که حتما از رای دادن یا به قول احمد پورنجاتی از قطار سرنوشت جا نمانند.
هفتم: یک انگیزه بزرگ وجود دارد. دولت احمدی نژاد به نام نماینده مردم ایران حضوری در جهان پیدا کرده است که ادامه این حضور به معنی نابودی آینده کشور است و تنها راه برای جلوگیری از ادامه این حضور این است که مردم دنیا بفهمند که دولت احمدی نژاد بعد از یک سال و نیم چون ناموفق بود، در انتخابات شکست خورد. این اصل دعواست.

الفنون بازهم نامه نوشت
حالا می رویم سر موضوعات بی اهمیت دیگری مثل نامه احمدی نژاد به مردم آمریکا که برای دعوت ملت آمریکا به اسلام و درخواست توبه سیاستمداران آمریکایی و چیزهای دیگر نوشته شده که من قصد دارم جداگانه به عنوان یکی از مزدوران آمریکا به وی پاسخ بدهم.

خبرهای انتخاباتی از همه جا
لیست ائتلاف اصلاح طلبان از طرف اصلاح طلبان و اعتماد ملی منتشر شد. تقریبا بعد از چهار پنج سال این اولین بار است که اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو موفق شدند یک لیست واحد برای انتخابات بدهند. من فکر می کنم رهبران محافظه کار از حالا شروع می کنند که یک سری از برادران گیج شبه اصلاح طلب مثل کواکبیان و اصغر زاده را علم کنند که در مورد لیست واحد سووال ایجاد کنند و همان بلایی بر سر این انتخابات بیاید که در انتخابات های قبل آمد. از طرفی مرتضی حاجی سخنگوی ائتلاف برنامه اصلاح طلبان برای اداره تهران را اعلام کرد.
و بشنوید از بازی بازی های روزهای آخر که این بقایای یخبندان دوم زمین شناسی در شورای نگهبان، در نقش آقاتیزه تا روز آخر به قول فردوسی پور چه می کنند؟ اولین خبر در این راستا این که « فرماندار سابق گرگان به دلیل اقدام علیه نظام جمهوری اسلامی رد صلاحیت شد.» آگاهان توضیح دادند که نظام جمهوری اسلامی چنان در سالهای فرمانداری این فرماندار خائن، قدرتمند بود، که علیرغم اقدامات وی علیه نظام هیچ اتفاقی نیفتاد و ایشان هنوز در خانه نشسته و مشغول ادامه اقدامات ضدانقلابی اش است. همچنین سه نفر از اعضای شورای شهر اصفهان که قبلا صلاحیت شان توسط هیات اجرایی تائید شده بود، توسط هیات نظارت رد شد. ظاهرا هیات نظارت حق رد صلاحیت را ندارد، بلکه باید صلاحیت های رد شده را احراز کند، اما چون هیات مذکور به انجام وظیفه اش علاقه نداشت، یک کار دیگر کرد.در همین راستا خانواده شهدا و امام جمعه اصفهان به رد صلاحیت ها اعتراض کردند.

بوی خوش کفش
به نظر من که احمدی نژاد خیلی کار بدی کرد که وسط سخنرانی با پای راستش که از کفش بیرون بود، پشت زانوی چپش را خاراند، این کار اصلا کار ابتکاری و جالبی نبود. برای این کار پیشنهاد می کنم زریبافان که عضو بیکار دولت است، مامور شود تا هر وقت جایی از رئیس جمهور نیاز به خارش داشت، آن را بخاراند. رئیس ستاد انتخابات جبهه پیروان خط امام و رهبری گفت:
« فکر نمی کنم ستادهایی چون « رایحه خوش خدمت» و « حامیان قالیباف» بتوانند با یکدیگر نزدیک شوند.» آگاهان حدس می زنند بزودی چند ستاد تبلیغاتی با اسامی « بوی خوش یار» و «در محضر عشق» و « همبسته با وابسته» و « مهرت به دل خاکم به سر، جون!» برای حمایت از کاندیداهای طرفدار دولت تشکیل شود. نکته مهم این که قرار است رئیس جمهور در انتخابات هیچ دخالتی نکند.

پیکان در سودان
من فکر می کنم بزودی ماجرای « دارفور» در سودان که طی آن دهها هزارتن از مردم سودان توسط همدیگر به قتل رسیدند، منتفی شده و مردم سودان از این به بعد با وسایل جدیدتری از شمشیر و قمه و بیل و کلنگ به قتل برسند. دولت ایران اعلام کرد که برای صادرات تصادف از ایران، تولید پیکان در سودان آغاز شد.»

سلمان رشدی ترک می شود
ورود یک نویسنده صاحب نام و نویسنده پرفروش ترین رمانهای معاصر را به هموطنان ترک این وری و آن وری تبریک می گوئیم. آقا! من به این آقای « رافق تقی» پیشنهاد می کنم که فورا چند رمان بنویسد و میلیاردر شود. اصلا مهم نیست که موضوع رمان ها چه باشد. ضمنا پیشنهاد می کنم به سرعت به آمریکا یا فرانسه برود. لابد می پرسید چرا. در پی انتشار مقاله « رافق تقی» نویسنده روزنامه « صنعت» در جمهوری آذربایجان، آیت الله فاضل لنکرانی که عواقب و نتایج صدور حکم مرگ سلمان رشدی را دیده بود و می دانست، حکم ارتداد و مرگ رافق تقی را اعلام کرد. این موفقیت ادبی را به این رفیق رافق تبریک گفته و امیدواریم زودتر کتابهایش چاپ شود.

دلی اوغلان، آی دلی اوغلان!
این معمرالقذافی هم شاهکاری است. واقعا لاو ترکونده. من که دارم با کارهایش حال می کنم. نکته جالب این است که اکثر کسانی که گفته می شود خیلی محبوب هستند، بیشتر محافظ دارند، ظاهرا طرفداران شان یا می خواهند آنها را بکشند یا ... نه، احتمالا می خواهند آنها را جر بدهند. پیشنهاد می کنم مجسمه این مشنگ های سیاسی را یک جایی بگذارند، موزه باحالی می شود. یک موزه بی نظیر که قول می دهم هر روز هزاران بازدید کننده داشته باشد. براساس اخبار منتشره، «معمرالقذافی با 200 محافظ وارد نیجریه شد و چون دولت نیجریه فقط با ورود هشت اسلحه موافقت کرد، قرار شد اسلحه های اضافی را به دولت نیجریه تحویل دهند. قذافی برای اعتراض مدتی مسیر تا محل برگزاری جلسه را پیاده رفت، اما دوباره برگشت.»

توجه توجه، از تهران تا کیش، با هواپیمای شخصی
ما یک مملکت بزرگ داریم که در آن حداقل سالانه چهارهواپیما سقوط می کند و 35 هزار نفر در تصادفات جاده ای کشته می شوند. در چنین مملکتی به نظر شما چه راهی برای کاهش مرگ و میر وجود دارد؟ بله، درست است. بهترین راه تولید هواپیماهای شخصی است. چون وقتی هواپیمای شخصی سقوط می کند فقط مسافران خودش کشته می شود، اما وقتی یک اتومبیل تصادف می کند، مسافران اتومبیل دیگر هم کشته می شوند. حالا مساله دوم را هم باید حل کنیم؛ این هواپیماها که احتمالا اکثر آنها متعلق به مردم تهران هستند، در کجا فرود می آیند و در کجا پرواز می کنند؟ آن هم در شهری که برای رانندگی اتومبیل هم جای کافی وجود ندارد. در هر حال، « هواپیمای فوق سبک با قیمت کمتر از خودروی سواری تولید شد. از این هواپیما برای حمل و نقل مسافر و سمپاشی استفاده می شود.» به نظر شما با وجود احمدی نژاد، آیا کشور ما نیازمند به هواپیمای سمپاشی بیشتری دارد؟

توهین به لرهای عزیز
شما برای چی توقیف شدید؟ بخاطر اهانت به نظام.
روزنامه شما برای چی توقیف شد؟ بخاطر اهانت به مسوولان مملکت
روزنامه شما رو چرا تعطیل کردند؟ بخاطر کشیدن کاریکاتور رئیس جمهور
شما برای چی توقیف شدید؟ بخاطر استفاده ابزاری از تصاویر بانوان
شما چرا تعطیل شدید؟ بخاطر توهین به مقدسات
روزنامه شما رو چرا بستند؟ بخاطر توهین به ترک ها
شما چرا زندانی شدید؟ بخاطر اهانت به لرها
روزنامه شما چرا توقیف شد؟ بخاطر اهانت به فوتبالیست ها
روزنامه شما چرا توقیف نشد؟ هنوز دلیلش رو به ما نگفتند.
در خبرها آمده است: « حسین سعیدی پور مدیر مسوول نشریه سپاس به جرم اهانت به لرها بازداشت شد.»
نتیجه گیری اخلاقی: آقا جان! توی این داروخونه ما فقط نفت داریم، هیچ احتیاجی هم به روزنامه نداریم، شما هم بیخود سووال نکن، بشاش و برو

ما دو تا ماهی بودیم....
واقعا علاقه میان ملت ایران و مردم عراق یک علاقه انکار ناپذیر است. به همین دلیل است که ما بیش از چهل سال با وجود داشتن مرز مشترک طولانی همیشه و در همه حکومت ها با هم در حال جنگ بودیم. البته قبل از این دوره هم کشور عراق وجود نداشت، وگرنه حتما سعی می کردیم با آنها بجنگیم. شاید به دلیل همین علاقه دو ملت است که ما هر از چند گاهی گروهی از عرب های جدایی طلب طرفدار عراق را اعدام می کنیم تا علاقه مان را به آنها نشان دهیم و به دلیل همین علاقه است که ما معتقدیم عرب هایی که از طریق عراق به ایران حمله کردند، در حقیقت عرب هایی بودند که از طریق روسیه به ایران حمله کردند. و به همین دلیل است که ما به عراقی ها می گوئیم سوسمارخور و آنها به ما می گویند مجوس کافر. بالاخره این عشق باید این همه نشانه هم داشته باشد. باور کنید که من که این حرف ها را می زنم، شدیدا مخالف نژادپرستی هستم و عرب ها را خیلی دوست دارم. اما نمی فهمم که چرا احمدی نژاد این جمله را گفته است که: « هیچکس نمی تواند ملتهای ایران و عراق را از هم جدا کند.» البته به نظر من دو موجود هستند که در چهل پنجاه سال گذشته این دو ملت را از هم جدا کردند: دولت ایران و دولت عراق.

جوشش شعر و در و دیوار
من تا به حال می دانستم مصرف مشروبات الکلی و عدم رعایت قوانین و چپ روی و تندروی جزو دلایل تصادفات رانندگی است، اما فکر نمی کردم شعر هم چنین نقشی داشته باشد. منصور اوجی شاعر بزرگ میهن مان اعتراف کرد: « از وقتی شعر در من جوشید، ماشین را به در و دیوار می زدم! بنابراین ماشین را کنار گذاشتم.» آگاهان موارد زیر را توضیح دادند:
اول: لطفا وقتی شعر در شما جوشید ترمز کنید.
دوم: ممکن است منظور شاعر از جوشیدن شعر چیز دیگری باشد که جوشیده است.
سوم: اگر شاعر هستید لطفا در کوچه های تنگ رانندگی نکنید.
چهار: در هنگام جوشش شعر چراغ های فلاشر را روشن کنید که رانندگانی که شاعر نیستند مواظب خودشان باشند.

شکست در مانور
یکی از بزرگترین برتری های ما نسبت به ارتش های کلاسیک جهان در این است که ما در مانورهایی که برگزار می کنیم، موفق می شویم دشمن فرضی خود را شکست دهیم. و این یک افتخار بزرگ برای ارتش ماست. البته در چند سال گذشته گاهی در مانورهایی که برگزار کردیم دشمن فرضی تعدادی را اسیر کرد که از سرنوشت آنها هیچ خبری نیست. فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی گفت: « آمریکا در مانور آخر خلیج فارس در برابر مانور ایران شکست خورد.» آگاهان توضیح دادند که بدنبال این پیروزی عظیم بخشی از کسانی که در مانور نقش نیروهای آمریکایی را بازی می کردند، دستگیر شده و فعلا در حال بازجویی هستند. همچنین چند نفر از نیروهای فرضی آمریکایی نیز شهید شدند که قرار است برای تشییع جنازه اجسادشان را به آمریکا بفرستند.

هر گاو گند چاله دهانی....
یکی از کارهای مهمی که فرزندان و آشنایان و دوستان ادبا و شخصیت های بزرگ می توانند بکنند و معمولا باید هم بکنند، این است که پس از مرگ پدر شاعرشان تا می توانند شخصیت او را نابود کنند و اثبات کنند که این شاعر برجسته، مثل همه آدمهای معمولی هزار تا نقطه ضعف هم داشته و اگر مردم این نقطه ضعف ها را ندانند، ممکن است خدای ناکرده از شعر و داستان و ترجمه و تحقیقات آن مرحوم لذت ببرند. البته این کار برای اینکه معلوم بشود که فرزند این مردک ترسو و بزدل وجود دارد نیز ضروری است. سیروس شاملو در مورد پدرش نوشت: « این که شاملو هرگز به سانسور تاسی نکرد و همواره به بی عدالتی نه گفت، مفت ترین دروغ جهان معاصر است... شاملو انسانی دوشخصیتی و مالیخولیایی بود... او آدمی به شدت ترسو و وحشت زده و چاپلوس بود.» این اقدام قهرمانانه سیروس شاملو را تبریک گفته و آرزوی موفقیت های روزافزون برای او داریم.

برنامه استندآپ کمدی در اورلاندو
بالاخره سفر آمریکا هم بعد از دو ماه تمام شد و من آخرین برنامه استندآپ کمدی خودم را در اورلاندو برگزار می کنم. اصلا نمی دانم در اورلاندو غیر از مسعود نقره کار عزیز چه ایرانیانی زندگی می کنند. البته این مشکل را در مورد سایر شهرها هم دارم. بعد از اورلاندو هم به واشنگتن می روم و به بروکسل برمی گردم. نوشتن رمان « نذر» که داستانی است که در دوران احمدی نژاد می گذرد شروع کردم و فعلا فصل چهارم آن را تا دیشب نوشتم. اگر از دست نگذارم شاید یک ماهه تمام شود.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 0:40  توسط ابراهیم نبوی  | 

چه نباید کرد؟

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 8 آذر 1385 [2006.11.29]

po_nabavi_01.jpg

چرا نباید انتخابات را به هیچ دلیل تحریم کرد:
اول: مهم ترین دلیل تحریم انتخابات این است که تحریم کنندگان می خواهند مردم در انتخابات شرکت نکنند تا نظام مشروعیتش را از دست بدهد و در نتیجه مردم و جوامع بین المللی این نظام را تغییر دهند. در حالی که تجربه نشان می دهد که با وجودی که احمدی نژاد با کمترین رای و بیشترین تحریم در انتخابات پیروز شد، با وجود اینکه همه فهمیدند این نظام مشروعیت ندارد، نه تنها قدرت نظام کمتر نشد، بلکه بیشتر هم شد.
دوم: یکی دیگر از دلایل تحریم این است که با شرکت نکردن در انتخابات نظام یکدست شود و مردم و جهان کار حکومت را یکسره کنند. در حالی که الآن یک سال و نیم است که حکومت کاملا یکدست است و نه مردم و نه جهانیان هیچ نشانه ای برای اینکه کار حکومت را یکسره کنند از خودشان بروز نمی دهند، فقط زندگی مردم سخت تر شده است.
سوم: دلیل سوم تحریم این است که یک گروه از پیرمردها در داخل و خارج از ایران زندگی می کنند که نه حوصله دارند وارد حکومت شوند و نه بلدند حکومت کنند و این افراد در هر چهار سال یک ماه آن هم برای تحریم انتخابات ابراز وجود می کنند، و بعد از اینکه به زندگی ملت گه زدند به کار اداری شان می پردازند. البته اکثر این افراد در حال پیرشدن هستند و عده ای از آنها یواش یواش دارند آلزایمر می گیرند و دیگر یادشان نمی آید انتخابات چیست و برای چی باید چی کار کرد.
چهارم: دلیل چهارم انتخابات این است که خیلی از ایرانیان هنوز فرق انقلاب و انتخاب را نمی فهمند و به همین دلیل دوست دارند با یک انتخاب حکومت تغییر کند، به همین دلیل فرق بین دو گروه انتخاب شونده را نمی فهمند. با توجه به اینکه در سه انتخابات قبلی و بخصوص پس از احمدی نژاد تفاوت میان شورت مردانه و زنانه مشخص شد و فرق این دو گروه توی چشم همه ملت ایران رفت، فکر می کنم این دلیل هم منتفی است.
پنجم: و اما مهم ترین دلیل تحریم در انتخابات ایران این است که ما ایرانی ها در هر کاری باید ثابت کنیم از همه تندتر هستیم، و این کار را هم باید بدون پرداخت هیچ هزینه ای و بدون تکان خوردن از جای مان انجام دهیم. تحریم به همین دلیل سیاست کسانی است که هیچ کاری نمی کنند. بسیاری از هموطنان خارج از کشور انتخابات را تحریم می کنند، چون ممکن است نتیجه انتخابات باعث شود اوضاع ایران بهتر شود و خدای ناکرده آنها مجبور شوند به ایران بروند. باید از این گروه بخواهیم که یک ماه فعلا ساکت باشند.
ششم: در گذشته حکومت ایران از حضور 80 درصدی و 60 درصدی و 50 درصدی مردم در انتخابات نتیجه می گرفت که مردم حکومت را دوست دارند و اصولا سیاست حکومت در ایران این بود که تعداد بیشتری در انتخابات شرکت کنند، در حالی که در دو سه سال اخیر، حکومت حضور 40 درصدی و 30 درصدی و 20 درصدی مردم را هم نشانه حمایت ملت از نظام می داند و اصولا سیاست حکومت در سه سال گذشته این است که تلاش کند تا انتخابات تحریم شود. و لذا به کسانی که می خواهند با این حکومت مبارزه جدی کنند، پیشنهاد می کنیم حالا که حکومت طرفدار تحریم انتخابات است، حداقل برای زدن توی دهان حکومت هم که شده، در انتخابات شرکت کنیم.
نتیجه گیری: تنها ملتی که با افتخار در هر جای دنیا که باشد در انتخابات شرکت نمی کند، ایرانی ها هستند. چون اصولا ما ترجیح می دهیم به جای اینکه ما هم مثل میلیونها نفر دیگر یک رای داشته باشیم، تنها رای ما ملاک تغییر حکومت باشد.


انتخابات نزدیک می شود

فعلا اوضاع خوب است. خبر خاصی از انتخابات نیست. لیست پانزده نفری شورای شهر اصلاح طلبان مشخص شد. به نظر من از حالا باید اصلاح طلبان در یک سیستم سازماندهی شده، برای روز انتخابات یک گروه بیست نفری از اطرافیان شان را مشخص کنند تا با آنها برای رای گیری بروند و نگذارند کسی در خانه بماند. مرتضی حاجی گفت: « با اعتماد ملی به توافق صددرصدی می رسیم.» کروبی هم بعد از مدتها از خر شیطان پیاده شده، اظهار داشت: « به سمت تفاهم حداکثری با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان پیش می رویم.» بیادی، یار غار و رفیق شخصی احمدی نژاد از دولت شدیدا انتقاد کرد و دولت را متهم کرد که در انتخابات دخالت می کند. فعلا همه امید محافظه کاران و ترس اصلاح طلبان به اقدامات نیروهای غیبی محافظه کاران بسته شده است. کروبی گفت: « از اقدامات نیروهای غیبی در انتخابات نگرانیم.» حداد عادل نیز همین موضوع را به شکل شاعرانه ای بیان کرد و گفت: « امیدوارم باز هم دود سفید از دودکش اصولگرایان بلند شود.» اما سید احمد خاتمی، یکی از رهبران محافظه کاران نومیدی خودش را به شکل دیگری نشان داد: « شکست شرافتمندانه بر پیروزی غیراخلاقی در انتخابات ترجیح دارد.» البته با توجه به بداخلاقی های محافظه کاران کسی به اظهرات این نوع خاتمی توجهی نکردند. اما بشنوید از طرفداران احمدی نژاد که رهبری دخالت آنان را در انتخابات ممنوع کرده، اما ظاهرا این کار را خیلی هم جدی نگرفته. ستادهای طرفداران دولت، با اسامی حامیان عدالت و دولت، حامیان امام اول و دوم، حامیان هاله نور، حامیان دوازده امام، حامیان تپه های پاستور و اسامی دیگر تشکیل شده و از حالا تبلیغات را شروع کرده اند.

الهام! توهم؟
من نمی فهمم چرا باید موضوعی به این سادگی را یک میلیارد بار توضیح داد. این بار یک الهام دیگر مورد الهام قرار گرفته و خانم الهام امین زاده گفت: « شیرین عبادی هرگز نباید جایزه نوبل می گرفت! به چه حقی کسی که متخصص حقوق کودکان است باید چنین جایزه ای بگیرد؟» آگاهان توضیح دادند که اصولا نوبل را گروهی می دهند که از جمهوری اسلامی اجازه نمی گیرند و اگر لازم شد، حتما برای سال آینده به سراغ ایشان خواهند آمد.

اسرائیل 2035
دکتر حسن عباسی، دیپلمه بیکار و مردی که به انواع تجاوزها علاقه خاصی دارد، و مدتهاست ما را از لذت شنیدن حرف هایش محروم کرده و تخیلات ما به همین دلیل متوقف شده است، در دانشگاه خلیج فارس بوشهر گفت: « چیزی به نام اسرائیل در سال 2035 در زمین وجود ندارد.» کارشناسان ضمن تائید نظرات داهیانه و عمیق و حساب شده دکتر حسن عباسی دیپلمه بیکار، دلایل اثبات این نظریه را به شرح زیر برشمردند:
اول: با این تشعشعاتی که از محمود نوری صادر می شود، تا دو سال دیگر اتحادیه عرب منحل می شود و فلسطینی ها از ترس ایران به اسرائیل پناهنده می شوند.
دوم: تا سه سال دیگر لبنانی ها دست و پای حسن نصرالله را می بندند و می گذارند سرکوچه که احمدی نژاد برش دارد و بیاوردش به تهران و او هم در یکی از شهرستانهای ایران پیتزافروشی باز کند و لبنان دوباره عروس خاورمیانه می شود، هنوز داماد مناسب پیدا نشده است.
سوم: تا سه سال و نیم دیگر با این کارهایی که احمدی نژاد می کند، ایران کاملا نابود می شود و دیگر انگیزه ای برای دشمنی اسرائیل با ایران باقی نمی ماند. در نتیجه ایرانیان مقیم اسرائیل به ایران مهاجرت می کنند و تلاش می کنند تا هموطنان خودشان را نجات دهند.
چهار: مهاجرت یهودیان به ایران حدودا ده سالی طول می کشد و در این مدت مردم ایران مشغول تروتمیز کردن شاهکاری های احمدی نژاد هستند که در این چند سال ظاهر شده است.
پنج: با از بین رفتن حماس و حزب الله و جمهوری اسلامی، کلیه احزاب تندروی اسرائیل منزوی می شوند و احزاب دموکرات یهودی و فلسطینی در اسرائیل حاکم می شوند و کشور جدیدی با یک نام جدید ایجاد می کنند.
شش: من فکر می کنم اسرائیل تا سال 2020 حداکثر از بین می رود و به نظر من پیش بینی 2035 توسط حسن عباسی بخاطر این است که خود ایشان احتمالا یک پولی از اسرائیلی ها گرفته است.

باهوش، میهمان نواز، چشم و دل سیر
واقعا ما ایرانی ها چقدر خوبیم؟ این خارجی ها بیایند ما را ببینند و لذت ببرند. ظاهرا یکی از آنها که گزارشگر دیسکاوری هم هست، به ایران آمده و ایرانی ها را دیده است و این جمله را در مورد مردم ایران گفته است: « ایرانیان از باهوش ترین و با فرهنگ ترین مردم جهان هستند.» ظاهرا ترجمه این جمله با دقت و بطور کامل صورت نگرفته بود. ترجمه کامل این جمله بدین شرح است....
- من نمی فهمم احمدی نژاد چطور رئیس جمهور ایران شده، چون ایرانیان از باهوش ترین و با فرهنگ ترین مردم جهان هستند.

ترافیک نمنه دی؟
یک بار یک نفر از شیعیان عزیز که طبیعتا خیلی از اهل سنت بدش می آمد و هنوز متوجه نشده بود که برای انتقام گرفتن از اهل سنت، می تواند به عراق برود و آنها و خودش را منفجر کند، در روز عمرکشون بالای منبر رفت و بعد از اینکه ساعتها به حضرت عمر فحش داد، گفت: یک شب عمر هزار بار مورد چیز قرار گرفت. بعد از اینکه سخنرانی در میان شور و شوق حضار تمام شد، ایشان از منبر پائین آمد. یک آقایی که نسبتا معقول به نظر می رسید گفت: یا شما نمی دانید هزار چه عددی است، یا تا به حال کسی شما را مورد چیز قرار نداده است. حالا حکایت پورمحمدی است، من نمی خواهم بگویم که ایشان چیز شده یا نه، بالاخره آدم توی رفسنجان و قم زندگی کند، هزار بار که نه، ولی به هر حال ممکن است چیز بشود، ولی این جمله مهم است که ایشان فرموده: « با افزایش یک میلیون اتومبیل ترافیک افزایش پیدا نکرده است.» آگاهان توضیح دادند: یا شما نمی دانید ترافیک چیست و چطوری افزایش پیدا می کند، یا نمی دانید یک میلیون چه عددی است.

زندگی و دوران قاضی روی بین
ای بمیرم! یکی به داد این آقای شاهرودی برسد. به نظر من این مرتضوی و محسنی اژه ای و دری نجف آبادی و غیره هفته ای یک بار در پارچ آب هاشمی شاهرودی داروی خواب آور سنگین می ریزند و این مادر مرده خواب آلود، هر ماه یکی دو روز بیشتر بیدار نیست و نتیجه اینکه وقتی به هوش می آید یک چیزهایی را می بیند که ناراحت می شود و یک حرف هایی می زند که نشانه این ناراحتی است، اما جوری حرف می زند که انگار کارهایی را که ایشان انجام داده بود، ما انجام دادیم. دیروز هاشمی شاهرودی پس از یک ماه بیهوشی، به هوش آمد و اظهار داشت: « تخلف مطبوعاتی را نباید به دادگاه کشاند.» آگاهان موارد زیر را برای هاشمی شاهرودی توضیح دادند:
الف) قربون دهنت، ما هشت ساله می خواهیم همین حرف رو به شما بزنیم، شما همه اش خوابیدین.
ب) تخلف مطبوعاتی را ما به دادگاه نکشاندیم، شما به دادگاه کشاندید.
پ) جهت اطلاع آن مقام محترم عرض می شود که در این مدتی که شما خوابیده بودید، 150 روزنامه و نشریه نه تنها به دادگاه کشانده شد، بلکه توقیف شدند و کارکنان آن جر خوردند.
ت) لطفا قبل از خوردن آب از آن پارچی که روی میز ریاست قوه قضائیه است، جلوی کشاندن تخلف مطبوعاتی را به دادگاه بگیرید و بعد هر چقدر خواستید بخوابید.


ای خائن! ای مزدور! ای بی دین!
آیا می دانید که شما یک خائن هستید؟ و آیا می دانید که اکثر فامیل و آشنایان شما همگی خائن هستند؟ و آیا می دانید که اکثر مردم دنیا خائن هستند؟ حتما دارید بیخودی می خندید و حوصله تان سر رفته و از اینکه چیزی را که می دانستید به شما بازگویی کردم، ناراحت شدید. نه، ناراحت نشوید. چون برادر احمدی نژاد، همان داداشی که به دلیل قاچاق سی دی روز انتخابات بازداشت و پس از انتخابات مهم ترین بازرس تخلفات کشور شد، گفته است: « خائنان می گویند کشور را نمی توان با حکومت اسلامی اداره کرد.» آگاهان ضمن تائید اظهارات ایشان توضیح دادند که علاوه بر اینکه خائنان معتقدند که کشور را با حکومت اسلامی نمی توان اداره کرد، خادمان و غیر خائنان هم هرکاری می کنند، نمی توانند کشور را با حکومت اسلامی اداره کنند.

لطفا سنگسار کنید!
البته من هم موافقم که وقتی یک قانون بد است یا غیرانسانی است یا چیزهای دیگر، باید آن را حذف کرد. اما اگر این اتفاق نیفتاد و آن قانون بد حذف نشد باید چکار کنیم؟ یک دیدگاه عقلانی این است که ما از حکومت بد بی تربیت بخواهیم آن قانون را اجرا نکند، اما یک دیدگاه غیرعقلانی هم هست که معتقد است، حالا که یک قانون غیرانسانی داریم که پدر ما را در می آورد، باید حتما آنرا اجرا کنیم تا .... چی بشود؟ من که معنی اش را نمی فهمم. کمپین مخالفت با قانون غیرانسانی سنگسار تشکیل شد، و شعار عجیب و غیرقابل فهم زیر به عنوان شعار این کمپین روی اینترنت خوانده شد: « اگر سنگسار اجرا نمی شود، چرا در قانون هست؟» آگاهان هیچ توضیحی ندادند، چون همه چیز روشن بود.

داور پپسی گرفته!
اصولا در ایران پپسی در دو مورد وارد فرهنگ ضرب المثل های ما شد، یکی زمانی که تیمی که هوادارش بودیم، شکست می خورد و طبیعی بود وقتی تیم ما شکست می خورد، داوری اشتباه بود و « داور پپسی گرفته» بود. معلوم می شود ما از سالها قبل و بلکه قرنها قبل مخالف غارتگران بیت المال بودیم و دوست نداشتیم یک داور حتی یک پپسی ناقابل هم از تیم مقابل گرفته باشد. ضرب المثل دوم در مورد ساواک به کار می رفت. و این اتفاق نامیمون و نا مبارک زمانی رخ می داد که بازجویان ساواک برای اجرای تئوری « فشار از پائین و بازجویی از بالا» از شیشه این نوشیدنی استفاده غیر بهینه می کردند. اما سری می زنیم به اراک.... در جریان مسابقه فوتبال میان دو تیم صنایع اراک و تربیت یزد، تماشاگران اراکی و مسوولان تیم اراک و سایر دوستان میهمان نوازی مخصوص ایرانیان را به حد اعلا رساندند و داور مسابقه صنایع اراک و تربیت یزد به نام « فرشید افشار» از سوی تیم میزبان کتک خورد. و چون احساس می شد این تنبیه کافی نیست، ایشان مورد فحاشی تماشاگران و مسوولان باشگاه و تیم صنایع اراک قرار گرفت. و برای اثبات اینکه ما ایرانیان چقدر به بازی دوستانه و جوانمردانه و پوریای ولی و این قبیل مزخرفات قدیمی احترام می گذاریم، داور مسابقه به کلانتری برده شد و مورد بازجویی قرار گرفت. این واقعه میمون و مبارک را به کلیه فوتبال دوستان و هموطنان عزیز تبریک می گوئیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 13:27  توسط ابراهیم نبوی  | 

چمران، کینگ کنگ و گودزیلا

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 7 آذر 1385 [2006.11.28]

po_nabavi_01.jpg
باز هم یک اتفاق تکراری مثل همیشه رخ داد و رکورد یک تا دو سقوط هواپیما در سال در اختیار ایران باقی ماند. همه چیز مثل سابق است، یک هواپیمای روسی، یک تعداد سرنشین نظامی، هواپیمای تحت کنترل سپاه که قصد دارد در جنگ زمینی و هوایی اسرائیل و آمریکا را شکست دهد، اما از حمل و نقل فرماندهان خودش عاجز است. در سقوط هواپیمای روسی آنتونف سپاه پاسداران در فرودگاه مهرآباد، 37 سرنشین کشته شدند. اسامی کشته شدگان منتشر شد. بنا به گفته فرماندهی سپاه افراد ارشد سپاه در میان این گروه نبودند. آیت الله شاهرودی که مدتهاست با تلاشهای جانکاهش جلوی مسامحه کاری در قوه قضائیه را سالی یک بار سعی می کند بگیرد و موفق نمی شود، گفت: « باید جلوی این مسامحه کاری ها گرفته شود.» از سوی دیگر فرماندهی سپاه برای اینکه این شبهه که هواپیماها کهنه هستند و به این دلیل سقوط می کنند، لذا آمریکایی استکباری مسوول سقوط هواپیماهای ماست، اعلام کرد: « این هواپیمای آنتونف فقط چهار سال کار کرده بود.» در پی اعلام این نکته قرار شد فرماندهان سپاه کلاه شان را سی سانت بالاتر بگذارند. همچنین رحیم صفوی که در بریدن زبان مطبوعات و دریدن شکم آنان دست به تهدیدش حرف ندارد، جمله نامربوطی را بیان کرده و گفت: « انفجار هواپیما در هفته بسیج معنا و مفهومی را در بردارد.» آگاهان معانی و مفاهیم مربوطه را به شرح زیر برشمردند:
اول: تقریبا از 52 هفته سال حداقل 40 هفته یا هفته سپاه است، یا هفته بسیج است یا هفته جنگ است یا هفته ارتش است.... بنابراین هر هواپیمایی در ایران سقوط کند، به احتمال 90 درصد در یکی از این هفته ها سقوط می کند.
دوم: معنی سقوط هواپیمای سپاه در هفته بسیج این است که سپاه برای یک هفته هم نمی تواند خودش را کنترل کند و ضایعات و تلفات ندهد.
سوم: سومین معنی انفجار هواپیما این است که این هواپیما سقوط کرده و منفجر نشده است.

اصلاح طلبان؛ صاایران، هر روز بهتر از دیروز
فعلا اصلاح طلبان در حال فعالیت بسر می برند، محافظه کاران دارند توسط گرگ خورده می شوند و تحریمی ها خوشبختانه آب توی گلوی شان گیر کرده و فعلا در حال خفگی بسر می برند، به امید خداوند تبارک و تعالی. اعلام شد که فهرست 15 نفر از اصلاح طلبان برای شوراها قطعی شده است. این واقعه میمون و مبارک را به کلیه امت شهیدپرور بجز کارخانه چی توز تبریک می گوئیم. شنیده شد که خاتمی وارد میدان شد و کروبی نیزاین فهرست را تائید کرد. موسوی لاری هم اعلام کرد که « هاشمی رفسنجانی از اصلاح طلبان حمایت می کند.» از طرف دیگر شایع شد که خاتمی گفته است: « انتخابات شوراها فعلا یگانه سنگر دفاع از جمهوریت در ایران است.» و اما بشنوید از مردی پر از شور و حرارت، به سختی سنباده و به قدمت سنگ پا( محل تولد فعلا مورد اشاره نیست.) بهزاد نبوی در یک اظهار نظر شبه دموکراتیک اعلام کرد: « آگاه سازی جامعه تنها راه ما برای تحمیل انتخابات آزاد است.» بنا به آخرین اخبار واصله فهرست ائتلاف اصلاح طلبان در گلستان قطعی شد.

محافظه کاران؛ شنگول و منگول و حبه انگور
به نظر می رسد که عسگراولادی و باهنر و چمران و بقیه محافظه کاران و بخصوص آبادگران بیل به دوش، دچار سرگیجه( جای سرش قابل تغییر است) شده اند. مثل اینکه دسته جمعی بعد از تماشای یک فیلم وحشتناک تصمیم به ائتلاف گرفتند. به جملات زیر که در هفته قبل بیان شده است توجه کنید و سپس به سووال زیر جواب دهید:
بادامچیان: « هر کس در انتخابات ائتلاف نکند، گرفتار گرگ بیابان می شود.»
باهنر: « خطر تکه پاره شدن اصولگرایان در انتخابات وجود دارد.»
چمران: « اگر اصولگرایان به نتیجه واحد نرسند، خداوند با پس گردنی به ما جواب خواهد گفت.»
قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین: «امید است اصولگرایان با کمک امدادهای غیبی به وحدت برسند.»
سووالات: این جملات پس از دیدن کدام فیلم گفته شده است:
گزینه اول: کینگ کنگ
گزینه دوم: بازگشت گودزیلا
گزینه سوم: آوای وحش
گزینه چهارم: بازگشت دراکولا

می شناسد، نمی شناسد، احتمالا می شناسد
مهندس پشم آگین، در حالی که از میان موهای انبوهی که وی را احاطه کرده بود، اظهار داشت: «خداوند اصولگرایان را می شناسد و آنها که اصولگرا هستند خودشان را می شناسند.» آگاهان در مورد این جمله چمران توضیحات زیر را دادند:
اول: خداوند اصولگرایان را می شناسد، اما بعضی از مردم آنها را نمی شناسند.
دوم: اصولگرایان هم به نظر می رسد خودشان را می شناسند، اما بقیه مردم هم آنها را می شناسند.

در غرب خبری نیست
روزی هزار بار شکر کنیم که در غرب وحشی زندگی نمی کنیم که یک دفعه خدای ناکرده کسی به کسی حمله کند و یا کسی کسی را بکشد. اگر هزار عیب در مملکت ما وجود داشته باشد، حداقل یک حسن دارد که قبلا در آن امنیت وجود داشت. لذا برای عبرت حاضرین و مروری بر بهشت ام القرای اسلام ناب محمدی خبرهای اجتماعی هفته گذشته را مرور می کنیم.

داستان اول: بعد از ظهر سگی
بر اساس اخبار واصله یک نفر گروگانگیر مسلح در اطراف هیوستون تگزاس نه، بلکه در اطراف خیابان ولی عصر به دبیرستان پسرانه فلق هجوم برده و تعدادی از دانش آموزان را گروگان گرفته است. گروگانگیر که از رزمندگان سابق بود، همراه با دخترش از اصفهان به این مدرسه آمده و پس از مدتی گروگانگیری همه را رها کرد.

داستان دوم: سگ های پوشالی
آنها نه یک نفر و نه دو نفر، بلکه 9 نفر بودند. مردانی که آنقدر مرد بودند و به شرافت انسانی و کردار نیک و رفتار نیک و گفتار نیک و چیزهای دیگر نیک معتقد بودند که 9 نفری راه را بر آن زوج جوان بستند. زوج جوان نمی توانستند به پلیس شکایت کنند، چون این 9 نفر لباس مامورین پلیس را پوشیده بودند و چون وحشیانه رفتار می کردند، هیچ جای تردیدی برای این زوج باقی نماند که با پلیس طرف هستند. این 9 نفر به زن جوان تعرض کردند و سپس با خیال راحت به خانه شان رفتند. اما پلیس تصمیم گرفت که این متجاوزان کثیف را به سزای اعمال خودشان برساند. البته این اتفاق بزودی نیفتاد، چون خانواده زنی که مورد تجاوز قرار گرفته بود، ترجیح می دادند که برای حفظ آبروی شان دختر خودشان را بکشند، نه اینکه با متجاوزان درگیر شوند، چون درگیری با دختر خودشان دردسر کمتر و خطر کمتری هم داشت. اما سرانجام زوج جوان به پلیس شکایت کردند و فعلا بدون آبرو در محل زندگی می کنند.

داستان سوم: قاتل در شهر
اینجا هارلم نیست، سوهو هم نیست، اینجا محله گلشهر مشهد است. مرتضی که در اثر خوردن مشروبات الکلی کنترل خودش را از دست داده بود، و از مدتی قبل در حال ترک اعتیاد بود، با چاقو شروع به شوخی و مزاح با کسی که دچار عقب ماندگی ذهنی بود، کرد. دوستش به نام « وزیر» از وی خواست که با این فرد عقب مانده شوخی نکند. مرتضی هم که احساس می کرد شوخی با چاقو با یک موجود عقب مانده کار سرگرم کننده ای است، با وزیر مذکور درگیر شد و با چاقو به شوخی به او ضرباتی وارد کرد و به شوخی وی را به قتل رساند و جدا متواری شد. .... وی دستگیر و بخاطر قتل عمدی به قصاص نفس محکوم شد. وی همچنین بخاطر نگهداری مواد مخدر به 60 ضربه شلاق و پرداخت دویست هزار تومان جزای نقدی و بخاطر مصرف مشروبات الکلی به 80 ضربه شلاق محکوم شد. وزیر ارتباطات گفت که علت کنترل ماهواره ها این است که ممکن است مردم شریف ایران با دیدن صحنه های خشن فیلمها دچار بدآموزی شوند.

داستان چهارم: عشق و خون

هرگاه خواستید پلیس به سرعت در محل حادثه حضور یابد با پلیس 110 تماس بگیرید. خبری که می خوانید به دلیل ضرورت انتشار سریع اخبار، در اول فروردین 83 رخ داده، اما دیروز خبر آن پس از چند سال منتشر شده است. عصر یکم فروردین 83 بود که شخصی با شماره 110 فوریتهای پلیس تماس گرفت. و از قتل پسردوازده ساله اش به نام شهرام خبر داد. قاتل که نامش فاش نشده است، عاشق خواهر شهرام بود و قرار بود پس از جدایی نازنین از شوهرش با هم ازدواج کنند. مقتول پی به این ماجرا برده و خواهرش را تهدید کرده بود. قاتل هم برادر را جلوی چشم برادر کوچکترش کشت و جسدش را در رودخانه انداخت. رئیس جمهور از جرج بوش خواست برای مردم آمریکا امنیت بوجود بیاورد.

داستان چهارم: گزارش یک مرگ از پیش اعلام شده
انجمن اسلامی دانشجویان علامه اعلام کرد که یکی از دانشجویان این دانشگاه به نام سید شفیع رضایتی در اثر سهل انگاری مسوولان دانشگاه درگذشته است. وی که در مراسم تحصن برای قتل دانشجوی سبزواری که هفته قبل با چاقو توسط یک دانشجوی بسیجی کشته شده بود، شرکت کرده بود، در این مراسم دچار ناراحتی قلبی شد.... جسد وی در حالی که هنوز زنده بود به مدت پانزده دقیقه کف کلاس افتاده بود، اما هیچ امکان درمانی برای امدادرسانی وجود نداشت. پس از 45 دقیقه که هیچ کمکی سر نرسید وی فوت کرد. پزشک دیر رسید، آمبولانس نیز 22 دقیقه بعد از خبر دادن آمد. و در جعبه کمکهای اولیه دانشگاه هم هیچ وسیله امدادرسانی نبود. وزیر بهداشت اعلام کرد: ما آماده کمک رسانی به مردم آفریقا هستیم.

چراغ هایت را خاموش می کنم

در راستای چراغانی های ضروری برای نیمه شعبان سال آینده، وزارت ارشاد اسلامی پس از بیست و سه بار چاپ، چراغ های زویا پیرزاد را خاموش کرد. و از آن جائی که همه تصميم های دولت نهم اصولی و سنجيده و علمی است. تا خبر اين گندکاری چاپ شد، فورا وزارت ارشاد مردمی چراغ را روشن کرد و مديرکل تلفن کرد به مدير انتشارات مرکز که بابا چرا شلوغش میکنی بيا بگیر. حالا ما یک حالی داده بودیم تو که نباید جدی بگیری.

یکی ترجمه کند
البته امور مربوط به خبرگان و نخبگان و از این جور چیزها بسیار مهم است، ولی دیگر نه اینقدر. آیت الله موسوی بجنوردی گفت: « نظارت شورای نگهبان باید استطلاعی باشد»، وی که متوجه شده بود ما منظور ایشان را نفهمیدیم، گفت: « نظارت خبرگان بر رهبری نوعی عزیمت است نه رخصت.» یکی از مشاوران فرهنگستان زبان فارسی خبر داد که بزودی ترجمه این دو جمله آیت الله بجنوردی در هشت جلد در قطع وزیری منتشر می شود. البته یکی از آگاهان جملات زیر را به زبان کلانتری چنین ترجمه کرد:
- شورای نگهبان عددی نیست، بیخودی زرت و پرت می کنه
- رهبری توی خبرگان اجزه مجزه یخدور، محض گل روی آقاست

اللهم بیر بیر
واقعا که قسطی زندگی می کنیم. در پی لغو حضور تیم ملی ایران از سوی فیفا، فعلا تا یک ماه این دستور لغو شد و به ایران یک ماه دیگر فرصت داده شد. فدراسیون اعلام کرد که 28 روز دیگر برای جلوگیری از این تصمیم جلسه تشکیل خواهد داد. حالا چی داده اند تا به اين ارفاق رسيده اند برای ملت اعلام نمیشود مبادا که غیرتی شویم. دادکان و ديگران فکر میکردند که پول حلال مشکلات نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 12:29  توسط ابراهیم نبوی  | 

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 6 آذر 1385 [2006.11.27]

po_nabavi_01.jpg
فعلا انتخابات در مرکز هیجانات قرار دارد. برخلاف تمام این سالها که محافظه کاران هیچ طرفداری نداشتند، و این را می دانستند و اصلاح طلبان طرفداران زیادی داشتند، اما نمی دانستند. فعلا بعد از یک میلیارد و دویست میلیون سال، بالاخره اصلاح طلبان( لطفا هر روز صبح اسفند دود کنید و دعای چشم زخم فراموش نشود.) سر یک چیزی توافق و ائتلاف کردند. الهی درد و بلای هرچی ابطحی است بخورد توی سر ابراهیم اصغرزاده. ابراهیم یزدی گفت: « از لیست واحد اصلاح طلبان حمایت می کنیم.» البته این لیستی که نهضت آزادی از آن حمایت می کند، هنوز در حال آماده شدن است ولی خوشبختانه برخلاف لیست اصولگرایان قرار نیست به امضای آقا امام زمان برسد. موسوی لاری وزیر سابق کشور، اعلام کرد: « برخی نمی خواهند تب و تاب انتخابات جدی شود.» حزب اعتماد ملی نیز ضمن تکذیب اینکه فقط در خرم آباد و ممسنی کانیدا خواهد داشت، اعلام کردند: « در همه کشور کاندیدا داریم.» از طرف دیگر ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کردند: « به دلیل رد صلاحیت ها امکان رقابت نداریم.» البته گفتن این حرف ها برای آوردن فشار بد نیست، ولی خیلی جدی نمی گیریم. مساله این است که هر چندتا بیشتر نماینده اصلاح طلب به مجلس و شوراها برود بهتر است. البته این در حالتی است که عقل را در نظر بگیریم، در غیر این صورت هرکسی هرکاری دلش می خواهد بکند. اما یک کلمه هم بشنوید از مادر عروس. سید محمد خاتمی گفت: « اصلاح طلبان تاکنون در زمینه ائتلاف خوب پیش رفته اند.» محمد علی نجفی هم که به عنوان یک نابغه ریاضی شناخته نمی شود، اما به عنوان یک عضو پيشين کارگزاران شناخته می شود از تحریمی ها خواست پای صندوق بیایند. مادر عروس همچنین در واکنش به رد صلاحیت های اصلاح طلبان گفت: « داور به نفع یک جناح وارد بازی شده است.» آگاهان بر اساس این توصیف، ویژگیهای فوتبال انتخاباتی بین دو گروه را بشرح زیر برشمردند:
اول: نصف اعضای اصلاح طلبان فعلا با وثیقه در خانه به سر می برند و در صورتی که وارد زمین شوند، به زندان می روند.
دوم: دروازه اصلاح طلبان به طول دوازده متر است و دروازه بان حق گرفتن توپ ها را ندارد.
سوم: اصولگرایان حق دارند با کلیه اعضای خود، اعم از راست افراطی، راست و سابقا چپ از کلیه جناحین از قبل از مسابقه تا بعد از بازی هر وقت خواستند گل بزنند.
چهارم: تماشاگران فقط حق دارند شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست را بدهند و دادن شعار علیه اصولگرایان و به نفع اصلاح طلبان تا اطلاع ثانوی ممنوع است.
پنجم: داور بازی، اعم از داور وسط و جناحین و ذخیره قبلا پپسی های خود را دریافت کرده و نتیجه بازی را از قبل اعلام می کنند.

شناسنامه می دهیم، آب حوض می کشیم...

آقا! بالاخره مشکل سعیدلو و مرتضوی و زریبافان و بیادی و چمران و پروین خانم و شمسی پهلوون و عشرت رعشه و سایر دوستان حل شد و از این به بعد مشکل بکلی حل شده و این افراد می توانند کلیه کارهای خود را با مدارک قانونی انجام دهند. سالارکیا معاون دادستانی تهران و رابط مرتضوی با زندان اوين که گویا داوطلب شده از این پس در مواردی مانند زهرا کاظمی رييس را به زحمت نیندازد و خودش راسا عمل کند؛ خبر داده که افراد با سابقه شناسنامه دار می شوند. البته قبلا هم شهرداری تهران خبر از شناسنامه دار شدن درخت های پایتخت داده بود و همین هفته گذشته اعلام شد که شهرداری برای اموالش شناسنامه صادر می کند و در همین کار هم بود که معلوم شد ده ها میلبارد از اموال شهرداری شناسنامه ندارد.

تخیل باید برود
جدیدترین نظرات فقهی در مورد استفاده از صدا و سیما ارائه داده شد. آیت الله ناصر مکارم شیرازی در حالی که اطلاعات دقیق و موسع و غیره او چشم دشمنان اسلام را دوهزاربار کور کرده بود، فرمودند: « باید نمایشنامه ها و فیلمنامه های ما طبق اصول اسلام و انقلاب تنظیم شود که به کسی در این راستا آسیبی وارد نگردد.» همچنین آیت الله جوادی آملی اعلام کرد: « صدا و سیما در تولید فیلم، از تخیل پرهیز کند.» بدنبال اعلام این نظر، استفتائات زیر به عمل آمد:
سووال: آیا قهرمان فیلم حق دارد به شخصیت های دیگر فیلم لگد بزند؟
فتوی: اگر نیت کند و لگد را به آنجای او نزند بلامانع است.
سووال: اگر زن قهرمان فیلم با مرد قهرمان فیلم با همدیگر ملاعبه کنند حکم آن چیست؟
فتوی: حرام موکد است، مشروط بر آنکه محرم باشد، و دیدن آن اشکال دارد.
سووال: اگر داستان فیلم واقعی باشد، حکم آن چیست؟
فتوی: اگر داستان فیلم واقعی باشد، احوط آنست که هر کاری در فیلم بکند، اشخاص واقعی را دستگیر و مجازات نمایند.

انرژی هسته ای حق مسلم عم ماست
مشکلات کشور در حال حل است، فقط اگر هرچه زودتر مشکلات انرژی هسته ای حل شود، دیگر مشکلی نیست جز دوری شما، که آن هم حالا حالا ها حل نمی شود. در راستای توجه ویژه احمدی نژاد و مسوولان کشور به تصادفات جاده ای، « در تصادف محور ساوه به همدان که بین یک اتوبوس و یک تریلی رخ داد، از 25 مسافر 12 نفر کشته شدند. دلیل این تصادف تجاوز به چپ اعلام شد.» همچنین برای اثبات توانایی های ایران در مورد کنترل انرژی های مختلف، « در گازگرفتگی یک مدرسه ابتدایی در جنت آباد تهران 27 دانش آموز مسموم شده و 18 تن از آنان به بیمارستان منتقل شدند.»

از اینجای دنیا تا آنجای دنیا
بدبختی تا اینترنت را باز می کنی و وارد وب سایت های اینترنتی می شویم فورا خبر مرگ یکی دوتا از رفقا را می خوانیم. بابک بیات عزیز هم بعد از مدتها بیماری در گذشت. کلی غصه خوردیم. این احسان نراقی هم عجب موجودی است. یک بار آبگوشت درست کردیم و رفتیم رستوران مزه در پاریس شانزدهم و با مرحوم مصباح زاده و همسرش آبگوشت خوردیم. شنیدم به رحمت ایزدی رفته است. این هم از غصه دوم امروز. فعلا در فلوریدا هستم. در دیتونا بیچ و روز یک شنبه برنامه استندآپ کمدی را به عنوان آخرین برنامه این سفر آمریکا اجرا می کنم و بزودی برمی گردیم به بلژیک. در دو سه روز گذشته بدجوری زده بود به سرم که بروم ایران. نوشتن رمان نذر را شروع کردم. قسمت اولش را شاید بگذارم در دوم دام.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 20:30  توسط ابراهیم نبوی  | 

ماه عسل و ماه تلخ

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 5 آذر 1385 [2006.11.26]

po_nabavi_01.jpg
معلوم بود و معلوم است و معلوم خواهد بود که « ماه عسل» دولت احمدی نژاد و بانو رو به اتمام است. این مراسم عروسی که خواستگاری آن بی سروصدا صورت گرفته و در تمام مدت نامزدی، داماد اصلا روی ماهش را به عروسی که قرار بود به عقد موقت چهارساله دربیاید، نشان نداده بود، در میان سروصدای فراوان برگزار شد و پس از آن داماد تنهایی یک سال به سفر رفت و در چهار قاره جهان با چیزهایی که هرگز ندیده بود، آشنا شد و چیزهایی که در چهار قاره جهان کسی قبلا ندیده بود، نشان داد. فعلا آقای داماد یکی دو ماهی است که به سرخانه و زندگی برگشته و مشغول بازی پاتختی و دیدارهای داماد سلام و عروس سلام است. به نظر می رسد که داماد از وقتی زندگی معمول را آغاز کرده، حالش خوب نیست و دلش می خواهد دوباره به ماه عسل برود.محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت گفت: « ماه عسل دولت رو به اتمام است.»

کیف های مصری
تکذیب شد. وزارت رفاه و امور مجلس که قویا قصد دارد کلیه نیروهای کم درآمد، غریب الغربا، راه ماندگان و ابن السبیل، زیر خط فقر، خواهران ویژه و برادران گرفتار مجلس را تحت حمایت قرار دهد، تا خودش هم در صورت لزوم تحت حمایت قرار بگیرد، اهدای کیف های یک میلیون تومانی را تکذیب کرد و اعلام کرد که این تعداد کیف اصلا قابل نمایندگان عزیز را نداشت، و کسانی که در مطبوعات سروصدا راه انداختند، باید بروند و بمیرند. قرار است وزارت مذکور برای مرحله بعد کوله پشتی هایی به این نمایندگان اهدا کند که وقتی به روستای پدری برمی گردند وسایل شان را در آن بگذارند.

گریه کنین مسلمونا! ثوابه
اصولا یکی از مشکلات جهان امروز این است که وقتی یک کاریکاتور ضد اسلامی در دانمارک چاپ می شود، بلافاصله بیست نفر از مسلمین ترتیب یک انفجار را می دهند، و صد نفر دیگر از مسلمین را می کشند. یا وقتی یک نفر در فرانسه یا ترکیه به شئونات اسلامی اهانت می کند، برادران مسلمان به جای اینکه او را از بین ببرند، که اینجانب با از بین بردن این اشخاص عمیقا مخالفم، می زنند و خودشان را از بین می برند. در نتیجه اتفاق مهمی که می افتد این است که در سه حالت ملت بدبخت و مومن عراق به شهادت می رسند:
حالت اول: در این حالت جنگ بین نیروهای اشغالگر و نیروهای مخالف اشغال صورت می گیرد و هفته ای ده نفر از طرفین کشته می شوند.
حالت دوم( قبل از اشغال): در این حالت صدام حسین رهبری کشور را در دست داشت و مردم هر روز کشته نمی شدند، بلکه هر چند سال یک جنگی راه می افتاد و دهها هزار نفر از مردم عراق دشمنان شان را می کشتند و خودشان کشته می شدند. در فاصله بین دو جنگ نیز صدام وقت می کرد و کسانی را که اضافه بودند بصورت دسته جمعی یا فردی از بین می برد.
حالت سوم: در این حالت چون هیچ قدرت متمرکزی در عراق وجود ندارد که مردم از آن بترسند، در نتیجه مردم وقت می کنند کار طبیعی شان را بکنند، یعنی شیعیان و اهل سنت تلاش می کنند همدیگر را نابود کنند که وقت دشمنان خارجی هم گرفته نشود. در یک عملیات فاجعه بار در شهرک صدر 202کشته و 250 زخمی شدند، در این عملیات سنی ها شیعه ها را کشتند.

یک فرقه عجیب و نه چندان جدید
من نمی دانم کجای این فرقه جدید است؟ البته می دانم که این فرقه عجیب است، اما جدید نیست. رسانه ها اعلام کردند که یک فرقه عجیب در فرانسه کشف شده است. که این فرقه به یک جنبش افراطی در آمریکا وابسته اند. اعضای این فرقه فرزندان شان را در خانه آموزش می دهند. و کودکان آنان با بقیه بچه ها ارتباط ندارند. اعضای این فرقه از رسانه های گروهی مانند رادیوتلویزیون و اینترنت اصلا استفاده نمی کنند.
توضیح: با وجود شباهت تمام خصوصیات اعضای این فرقه با مجاهدین خلق، به عرض می رسد که منظور از این فرقه مجاهدین خلق نیستند.

علی آباد در مقابل فیفا
بالاخره دعای امت شهیدپرور و احمدی نژاد مستجاب شد و فیفا ایران را به دلیل دخالت دولت در اداره امور فوتبال از تمام فعالیتهای بین المللی معلق کرد. این واقعه روح بخش و انقلابی را به امت شهیدپرور و رزمنده ایران تبریک گفته و از خداوند خواستار ادامه این برکات الهی هستیم. برای اقدام متقابل در مقابل فیفا، راه حل های زیر پیشنهاد می شود:
1) افزایش تولید اورانیوم به سرعت و اعلام آن به افکار عمومی جهان تا مردم جهان بفهمند ما چقدر جدی هستیم و دست از بازی های اینچنینی بردارند.
2) انفجار دفتر فیفا در سراسر جهان و سپس دعوت فیفا به مذاکره در شورای امنیت و همزمان با آن کمک به مردم لبنان تا آنها بتوانند ضعف های شان را در فوتبال جبران کنند.
3) کار روی تیم ملی برای اینکه آنها همگی به تیم وزنه برداری بروند و البته دوپینگ نکنند.
4) ایجاد جام جهانی اسلامی و جام ملت های مسلمان در سراسر جهان به جای جایگزین جام جهانی.
5) البته یک راه دیگر هم وجود دارد و آن اینکه علی آبادی از فدراسیون برود و دولت تیم فوتبال را رها کند به حال خودش. اما این موضوع عیب بزرگی که دارد این است که ممکن است مشکلات فوتبال کشور حل شود.

شور رنگی انتخابات
وزارت کشور واقعا تیم خوشفکر و عمیق و دقیق و حساب شده ای را برای برگزاری انتخابات برگزیده است. این وزارتخانه برای ایجاد شور و نشاط انتخاباتی و حضور سلیقه های گوناگون در انتخابات، صندوق های رای گیری را در رنگ ها مختلف انتخاب کرده که با این صندوق ها احتمالا شور انتخاباتی هفت و نیم برابر می شود.

روز خواهر وارد می شود
روز خواهر و سرودی از بسیجیان برای خواهران کشور عزیز ما ایران. در این سرود دل انگیز و نشاط بخش بسيجيان عزيز به مناسبت روز خواهر چنین گفته اند :
خواهرم در كوچه آرايش مكن
-از جوانان سلب آسايش مكن
- گيسوان از روسري بيرون مريز
- بر مسير ديدگان افسون مريز
-خواهرم ديگر تو كودك نيستي
- فاش مي گويم عروسك نيستي
خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟
پوشش چسبان؟؟؟خجالت نمي كشي ؟ حيا نمي كني ؟
شايد ندوني که من دوستت دارم ...
شايد ندوني که من عاشقتم ....
شايد هيچ وقت ندوني که قلب من به عشق تو مي تپه .....
اما اينو بدون که انرژي هسته اي حق مسلمه...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 0:30  توسط ابراهیم نبوی  | 

کیف انگلیسی و کیف های مصری

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 2 آذر 1385 [2006.11.23]

po_nabavi_01.jpg


به نظر من این انتخابات احتیاج به دو قطبی شدن دارد. اتفاقا باید یک قطب آن هم احمدی نژاد باشد تا بتوان از نتیجه انتخابات استفاده درست سیاسی برای آینده کرد. من فکر می کنم اصول انتخاباتی زیر را باید کاملا در نظر گرفت:
اصل اول: اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو باید به یک لیست واحد برای هر دو انتخابات برسند و باید تلاش کنند که حتی الامکان این لیست به نام کسی مانند خاتمی یا اصلاح طلبان شناخته شود، این یک وظیفه ملی و بین المللی است. چون تنها راهی است که ما می توانیم کشور خودمان و دنیا را از خطر « احمدی نژاد» نجات دهیم.
اصل دوم: به نظر من آنچه مهم است، رای بالاتر اصلاح طلبان و نیروهای ائتلاف کننده نسبت به حامیان دولت است، به عبارت دیگر انتخابات باید دو قطبی شود. اگر این اتفاق باعث پیروزی ائتلاف اصلاح طلبان شود، به احتمال بسیار زیاد راه پیروزی در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری بعدی هموار می شود.
اصل سوم: فهرست نیروهای اصولگرایان و غیره باید لیست حامیان دولت نامیده شود، چرا که خطر این دولت روز بروز بیشتر برای جامعه آشکار و ادعاهایی مانند دولت مردمی و دولت غیرفاسد و این اباطیل دیگر معنی ندارد. فعلا وزرای احمدی نژاد و مفاسد اداری و مالی شان روی همه دولت های قبلی را سفید کرده است.
اصل چهارم: احتمالا دولت و قوه قضائیه در همین روزها تعدادی از طرفداران تحریم را موقتا از زندان آزاد می کند و حتی برای افزایش قدرت تبلیغاتی ممکن است کاری کند که آنها به فرنگ بروند، یا حتی در داخل و خارج نیروهای احمدی نژاد با دادن برخی امتیازات به مخالفان ممکن است آنان را به تحریم تحریک کنند. تحریم تنها چیزی است که می تواند باعث شکست ائتلاف اصلاح طلبان در این انتخابات شود. به همین دلیل باید شدیدا با این گروه برخورد کرد و اجازه لوس بازی های سه انتخابات قبلی را به آنها نداد.
اصل پنجم: از کلیه کسانی که جز تحریم در انتخابات کار دیگری بلد نیستند، خواهش می شود موقتا و بخاطر نتایجی که در سه انتخابات قبلی از اعمال آنان حاصل شده است، موقتا زیپ ها را بکشند، یا به مرخصی بروند، یا به نقاشی درودیوار خانه شان بپردازند. فقط لطفا حرف نزنند. ما مجبوریم این انتخابات را ببریم وگرنه تکه پاره های مملکت را در دو سه سال آینده با هیچ چیز نمی توان جمع کرد. از آقایان فریبرز رئیس دانا، ناصر زرافشان و خانم ها غیره و از جمله دارندگان محترم جوایز معتبر جهانی، و کسانی که هنوز فرق احمدی نژاد و خاتمی توی چشم شان نرفته است، خواهشمندیم یا نظر ندهند و یا کمی به عواقب اظهارات شان دقت کنند.
اصل ششم: مواظب باشیم. ممکن است هرگونه ویروس و پارازیت و نکبتی باعث شود رسانه های اصلاح طلبان با مشکل مواجه شوند، وب سایت ها قطع شود، پسورد به سرقت برود، بخش فنی و مالی وب سایت را نابود کند، و همه این کارها در دوره انتخابات صورت بگیرد. مواظب انواع ویروس باشیم.
اصل هفتم: مهم نیست که ائتلاف اصلاح طلبان بتواند در هر دو انتخابات و در همه شهرها پیروز شود، مهم این است که پیروز شود. و تعداد بیشتری از نیروهای خودش را در شوراهای شهر و خبرگان وارد کند و از نظر تعداد آرا برتری داشته باشد. بازی انتخابات را باید عوض کنیم. بعد از تجربه سه شکست ناشی از انقلابیگری بی دلیل، مجبوریم کشورمان را با رفتار حرفه ای نجات دهیم. احمدی نژاد یک خطر برای حیثیت و جان و مال و وجود کشور ایران است. براساس اعلام ایرانیوز « به نقل از اسکای تی جی 24 فرانسوی مردم اروپا و بخصوص فرانسه اعلام شده است که از هر 10 نفر 8 نفر اظهارات احمدی نژاد را باور نمی کنند.» معنی این حرف این است که توهم احمدی نژاد در دنیا در حال برطرف شدن است. باید شر این بچه خوشگل را مرحله به مرحله کند.

اصلاح طلبان عاقل، محافظه کاران گیج
فعلا دوستان اصلاح طلب دارند از توانایی های عقلانی شان استفاده بهینه می کنند. کمال تشکر را داریم. براساس اعلام این نیروها تا به حال یک وحدت هشتاد درصدی میان این نیروها به وجود آمده است. در تهران هم بنا به گفته مرتضی حاجی فعلا شش نفر در لیست اصلاح طلبان قطعی هستند. یک خبر خوب و دلپذیر این که « شهرفردا به سردبیری محمد قوچانی ارگان اصلاح طلبان در انتخابات شد.» این بهترین انتخاب در چنین شرایطی است. از طرف دیگر لر عصبانی و حزب مورد اعتمادش، تا به حال به یک لیست شصت نفره برای انتخابات رسیده اند. نکته جالب این است که حزب اعتماد ملی و کروبی که در انتخابات قبلی اعلام کرده بود که فقط برای زدن توی پوز هاشمی در انتخابات شرکت کرده است، نام هاشمی را در صدر فهرست اعتماد ملی قرار داده است. به این می گویند عبرت گرفتن از گذشته های سخت و دشوار. هاشمی رفسنجانی هم در حال روشن کردن مواضع خودش نسبت به احمدی نژاد است. این متهم به انواع مشکلات مالی اعلام کرد: « خلق ثروت یک ارزش است.» وی همچنین به نکته ای که دیگران به آن احتمالا باور دارند، اقرار کرده و گفت: « افتخار حکومت ها برقراری دموکراسی است.» هاشمی در اصفهان گفت: « مردم انتخابات آتی را جدی بگیرند.» من پیشنهاد می کنم که گروه سه نفره هاشمی، خاتمی و کروبی برای تبلیغات کلی روی فهرست ائتلاف به شهرهای کوچک و استانها سفر کنند. گفتم سفر، بدون هیچ دلیلی یاد میردامادی افتادم. محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت گفت: « منطقی ترین راه ائتلاف است.» آگاهان از وی خواستند فعلا سعی کند حتما منطقی باشد. از طرف دیگر ظاهرا مشارکتی ها و اصلاح طلبان مشغولند تا آخرین مشکل ائتلاف را که همانا لجاجت لر عصبانی مورد نظر است، حل کنند. میردامادی گفته است که مرتضی حاجی در حال رایزنی با کروبی برای ائتلاف حداکثری است.

خطر تکه پاره شدن

من نمی فهمم این ادبیات لطیف و زیبای موتلفه ای ها از کجا آمده است. دیروز بادامچیان گفته بود: « هر کس در انتخابات ائتلاف نکند، گرفتار گرگ بیابان می شود.» ظاهرا گرگ مذکور دیروز سراغ باهنر رفته است. باهنر گفت: خطر تکه پاره شدن اصولگرایان در انتخابات وجود دارد. از طرف دیگر عسگراولادی هم ضمن اعلام خطر برای خودش و عمه اش( خانم رقیه میراطهاری عمه آقای عسگراولادی) اعلام کرد که « اصولگرایان باید زودتر اجماع کنند.» ولی آگاهان با توجه به اخلاق احمدی نژاد و اینکه طرف دچار بیماری نارسیسیزم افراطی شده و حالا حالاها خوب نمی شود، احتمال هر نوع اجماعی را بعید دانستند. اما مهم ترین موضوع اینکه سه روز قبل احمدی نژاد گفت که: « اگر شورای شهر تهران را از دست بدهیم انتخابات آینده ریاست جمهوری را هم از دست می دهیم.» اهمیت مژده ای را که در اين کلمات پنهان است داشته باشید.

عشرت و فاطی رفتند، پروین آمد
بعد از عشرت رعشه و شمسی پهلوون که مدتی است از آنها خبری نیست، ستاره «پروین» در برج نحس احمدی نژاد در حال ظهور است. مهرداد بذرپاش، رئیس ستادهای حامی احمدی نژاد، که قرار است در زمین شور و سنگلاخ بیابانهای احمدی نژاد بذرهای انتخابات را بپاشاند، دلایل قطعی را مبنی بر اینکه چرا باید به آبجی محمود کوچولو رای بدهیم، برشمرد. اولین دلیل این است که « پروین خانم» فوق لیسانس دارد و مدیر مدرسه است و طبیعتا کسی که مدیر یک مدرسه باشد، چهره سیاسی و مطلع در جریان اوضاع است. از طرف دیگر یک دلیل مهم دیگر برای انتخاب آبجی پروین این است که « ایشان کاندیدای مجلس ششم و شورای شهر اول و دوم بود.» و چون در آن سه انتخابات رای نیاورد، مامانش و پدرش خیلی ناراحت شدند و الآن بهتر است رای بیاورد که مامان شان از غم و غصه دربیایند. مرداد بذرپاش همچنین گفت: « عالم و آدم و جن و انس منتظرند تا نتیجه انتخابات شوراها مخالف تفکر حامیان احمدی نژاد باشد، البته در این زمینه دستاویزی وجود ندارد، چرا که رئیس جمهور بیش از بیست میلیون رای را همراه خود دارد.» آگاهان ضمن تائید این نکته که عالم و آدم منتظرند تا حامیان احمدی نژاد رای نیاورند، سووال کردند که این هجده میلیون حامی از کجا آمده است؟ شوخی شوخی اوضاع به جایی می رسد که احمدی نژاد اعلام کند که در انتخابات قبلی 28 میلیون رای آورده است. به نظر شما این موضوع بعید است؟

کیف انگلیسی و کیف مصری
خوشم می آید که این برادران مستضعف هنوز دستخط ساده زیستی الفنون خشک نشده، بلافاصله از اولین پولی که از اموال عمومی تحت اختیارشان قرار می گیرد، برای کمک به دوستان کم درآمد استفاده می کنند. در پی انتخاب « مصری» نماینده مجلس هفتم به عنوان وزیر رفاه، اقدامات وزیر مذکور برای ایجاد رفاه در خانه ملت آغاز شد و ایشان نیم ساعت بعد از دریافت رای اعتماد پنجاه نفر از نمایندگان مجلس را در « وزارت رفاه و امور مجلس» دعوت کرد و بعد از پذیرایی شایان ذکر از آنان، « به هر کدام از آنها یک کیف سامسونیت و هدایایی به ارزش یازده میلیون و پانصد ریال داد.» آگاهان از این اقدام اظهار خشنودی کرده و امیدواری خودشان را برای تامین رفاه سایر نمایندگان پابرهنه ملت اعلام کردند.

ترور پیر جمیل و تهدید حسن نصرالله

دو روز بعد از اینکه حسن نصرالله اعلام کرد که کابینه فواد سینیوره آمریکایی است و حزب الله با آن مبارزه می کند، پیر جمیل، وزیر صنایع کابینه لبنان با 24 گلوله کشته شد. پیر جمیل یک مسیحی مارونی و از خانواده محترم و با سابقه جمائیل است که سال ها وزارت و رياست را در آن کشور به عهده داشته اند و طبیعتا حالش از بشار اسد و نیروهای سوریه در لبنان به هم می خورد. نماینده جنبش امل هم بدون اینکه توضیح بدهد که این ترور کار چه کسی بود، اعلام کرد: « جریان فکری طرفدار آمریکا و اسرائیل از ترور جمیل سود می برد.» آگاهان توضیح دادند که این موضوع قبلا هم تکرار شده است. مثلا برج های تجارت جهانی توسط القائده نابود شد، اما سود آن را نهایتا ممکن است آمریکا و اسرائیل ببرد. از طرف دیگر چند صد کیلومتر آنسوتر، برای دومین روز پیاپی، رئیس مجلس عراق از سوء قصد جان به در برد. یک محافظ کشته شد و یکی دیگر زخمی شد. آگاهان اعلام کردند که قبل از این ترور حسن نصرالله هیچ تهدیدی به رئیس مجلس عراق نکرده بود، بنابراین بعید است که ترور نافرجام وی کار حزب الله باشد.

این آمریکایی های نظرسنج بامزه

آمریکایی ها از بوش بدشان می آید. البته طبیعی است که بعضی از آمریکایی ها اینطورند. وگرنه احتمالا خیلی از آمریکایی ها از بوش خوش شان می آید، اما نکته مهم این است که این آمریکایی هایی که از بوش بدشان می آید، یکی از مهم ترین منابع انتشار اطلاعات و اخبار علیه آمریکا و بوش هستند. مثلا براساس نوشته یکی از وب سایت های امت حزب الله خودمان، « هشتاد درصد مردم اندونزی تز بوش متنفرند.» همین وب سایت نوشت که منبع این نظرسنجی آمریکایی است، و با وجود اینکه همه اطلاعات این نظرسنجی کامل و دقیق و روشن است، اما اسم موسسه ای که نظرسنجی کرده معلوم نیست. از همین جا نتیجه می گیریم که این نظرسنجی بسیار دقیق است، چون اگر دقیق نبود، اعلام می شد که 81.28 درصد مردم اندونزی از بوش متنفرند، و این درصد دقیق هشتاد نشان دهنده دقت و صحت نظرسنجی است. به نظر من که این وب سایت های داخلی خودمان این نظرسنجی را انجام داده اند، فردا هم اگر کسی پرسید منبع نظرستجی چیست، اتفاقی نمی افتد و کسی هم معمولا سووال نمی کند. در همین راستا حمایت گروهی از دانشجویان مسلمان آمریکا که نه اسم دارند، نه معلوم است کجا هستند، نه محل اعلام حمایت شان گفته شده است، نیز منتشر شد. در یکی از وب سایت های مملکت عزیز خودمان آمده است که « نامه جمعی از دانشجویان مسلمان آمریکا به رئیس جمهور ایران برای حمایت و استقبال از او» منتشر شد. آگاهان توضیح دادند که ظاهرا بابای یکی از دانشجویان ایرانی که در آمریکا درس می خواند به دفتر احمدی نژاد زنگ زده و به این دفتر اعلام کرده است که این نامه منتشر شده است. و ظاهرا نامه مذکور بعد از انتشار گم شده و معلوم نیست چه کسی آنرا نوشته و کی امضا کرده.

ایران در رده بندی فیفا

تمام زحمات محمود رونالدینو از بین رفت. تیم ایران که پس از بازدید احمدی نژاد از این تیم در عرض سه ماه از مقام 22 در جدول فیفا به مقام 47 جدول سقوط کرده بود، در رده بندی دیروز فیفا اولین تیم آسیا شد و در جدول رده بندی فیفا پنج ردیف بالاتر رفت. دفتر ریاست جمهوری ضمن اعلام عزای عمومی برای فوتبالیست های کشور، گفت که رئیس جمهور بزودی در یکی از تمرینات تیم ملی حاضر می شود تا جلوی این روند فاجعه بار را بگیرد و کاری کند که علاوه بر
حذف ایران از فیفا تا یک ماه دیگر تیم ملی ایران دوباره ده پله در جدول رده بندی سقوط کند.

از سبزوار تا لس آنجلس
به نظر شما واقعا این دو تا چه شباهتی دارند؟
پرونده اول: مسوولان دانشگاه یو سی ال ا در ساعت 11 شب از یک دانشجوی ایرانی درخواست می کنند که کارت شناسایی خودش را نشان دهد. این دانشجو کارت شناسایی اش را نشان نمی دهد. پلیس هم بعدا می آید و از همین دانشجو می خواهد کارت شناسایی اش را نشان دهد. وی این کار را نمی کند. در نتیجه با پلیس درگیر می شود و پلیس او را کتک می زند. و دانشجویان آمریکایی فردا در دفاع از این دانشجو واکنش نشان می دهند.
پرونده دوم: یک دانشجوی بسیجی، در بیرون دانشگاه جلوی یک دانشجوی دیگر را می گیرد و به بهانه مشکلات اخلاقی، بدون اینکه کارت شناسایی نشان بدهد یا به پلیس چیزی بگوید، با چاقو این دانشجو را می کشد. نیروی انتظامی هم خشتک مقتول و دانشجویان معترض را درمی آورد.
به نظر شما این دو موضوع قابل مقایسه اند؟ اینکه یک دانشجویی چون کارت شناسایی نشان نداده( مرض داری؟ کارتت را نشان بده) مورد ضرب و شتم قرار بگیرد و بعدا در تمام دنیا سروصدا راه بیندازد، چه شباهتی به این دارد که دانشجوی بسیجی با چاقو دانشجوی مخالف را بکشد؟ همین است که آدم از دست این جبهه مشارکت حالش بد می شود. اعلام شد که کمیته دانشجویی جبهه مشارکت نسبت به تضییع حقوق دانشجویان ایرانی در دانشگاههای سبزوار و یو سی ال ا، اعتراض کرده است.

بزرگترین کتابخانه کشور
براساس اعلام دانشگاه آزاد نجف آباد، قرار است بزرگترین کتابخانه کشور در این شهر ایجاد شود. مدیر این پروژه که بعدا قرار است اجرا شود، گفت: « این کتابخانه هفت میلیون جلد کتاب خواهد داشت، کتابخانه دیجیتالی خواهد بود، در این کتابخانه از کتاب بر برقی استفاده می شود، این کتابخانه دارای سالن قرائت خانه مجهز و جداگانه برای خواهران و برادران و استادان خواهد بود. این کتابخانه که در هشت طبقه ایجاد خواهد شد، دارای میهمانسرا هم خواهد بود.» برنامه های بعدی این کتابخانه به شرح زیر احتمالا پیش بینی می شود:
1) قرار است برای این کتابخانه چهاراتوبان مستقیم هشت بانده از تهران، قم، جمکران و مشهد کشیده شود.
2) قرار است برای دانشگاهیانی که از جاهای دیگر جهان به کتابخانه نجف آباد می آیند، یک فرودگاه بین المللی در نجف آباد ایجاد شود.
3) این کتابخانه مجهز به یک رستوران عظیم خواهد بود که ده هزار نفر همزمان می توانند در آن غذا بخورند و بر اساس اظهارات کارشناسان بعد از خوردن غذا سیر خواهند شد.
4) این کتابخانه هشت طبقه دارای یک زیر زمین شانزده طبقه به عنوان نمازخانه خواهد بود. این نمازخانه ها مستقیما با یک سیستم مترو سریع به جمکران وصل می شود.
5) این کتابخانه دارای شش شبکه تلویزیونی و یک شبکه اینترنتی خواهد بود که همزمان چهل میلیون نفر می توانند هفت میلیون کتاب را بخوانند.
6) این کتابخانه دارای یک شهرک به جمعیت چهار میلیون نفر خواهد بود که این افراد برای استفاده از کتابخانه از شهرهای دیگر بهخ این شهر منتقل می شوند.
7) روی پشت بام این کتابخانه یک باند فرود هلی کوپتر ایجاد می شود که هر ماه یک بار مسوولان کشور بتوانند آن را افتتاح کنند.
8) این کتابخانه دارای یک نیروگاه اتمی خواهد بود که در آن همزمان دویست هزار سانتریفیوژ می توانند برق کلیه کتابخانه های سراسر دنیای اسلام را تامین کنند.
9) در فاصله پانصد متری این کتابخانه یک زندان مستقل برای کسانی که در اثر خواندن کتابها منحرف می شوند وجود خواهد داشت. همچنین یک قاضی مستقل برای نظارت بر این زندان انتخاب می شود.

مشکلات:
1) هنوز بیش از دو هزار کتاب مناسب برای قرار دادن در این کتابخانه پیدا نشده است و قرار است جستجو برای 6998000 جلد دیگر قرار است صورت بگیرد.
2) این کتابخانه قرار است بیست سال فعالیت کند تا افراد مناسب را برای مطالعه کتابهای کتابخانه تولید کنند.
3) به دلیل نیاز به پارکینگ عظیم، محل پارک اتومبیل ها در فاصله هجده کیلومتری این کتابخانه است و قرار است افراد بعد از پارک اتومبیل هجده کیلومتر پیاده تا محل کتابخانه بیایند.

مردی که به میامی آمد
بعد از کلی سفر، رسیدیم به فلوریدا و فعلا در شهر دیتونابیچ مشغول زندگانی هستم تا ده روز دیگر همین جا خواهم بود. کلی سفرنامه نوشتم و کلی کار تازه شروع کردم و منتظرم تا با دوستان کارهای برنامه استندآپ کمدی در آتلانتا، میامی و اورلاندو را بگذارم. در مطالب دیروز و پریروز یکی دو چیز قاطی شده بود که بعدا توضیحش می دهم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 13:1  توسط ابراهیم نبوی  | 

نرگس و احمدی نژاد

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 1 آذر 1385 [2006.11.22]

po_nabavi_01.jpg
حدس می زنم احتمالا در یکی از همین روزها ساختمان صدا و سیما خراب می شود یا یک اتفاق خطرناکی برای عده ای از کارکنان صدا و سیمای ایران می افتد. احمدی نژاد از صدا و سیما بازدید کرد و گفت: « اطلاع رسانی درست و به موقع از ضروریات جامعه است.» آگاهان پیش بینی کردند که احتمالا به مناسبت اعلام همین نکته بزودی یا تعدادی از خبرنگارانی که اطلاع رسانی درست و بموقع می کنند دستگیر و زندانی می شوند، یا یک هواپیمای دیگر خبرنگاران سقوط می کند. در همین دیدار احمدی نژاد به کارکنان رادیو گفت: « خود را برای تبدیل شدن به رسانه ای بی بدیل در جهان آماده کنید.» همزمان با این نکته قرار شد نهضت سوادآموزی نیز برای آموزش زبان فارسی به شش میلیارد از عاشقان احمدی نژاد کارش را در پنج قاره آغاز کند. همچنین منجی فقرا و اقشار تحت ستم « از ضرغامی خواست که به وضع کارکنان رده پائین خود برسد.» در پاسخ به تشعشعات رئیس جمهور، آقای ضرغامی مدیر عامل صدا و سیما نه گذاشت و نه برداشت و بدون اینکه از خودش خجالت بکشد، گفت: « رسانه ملی، خانه رئیس جمهور است و حتما روی این رسانه در جایگاهی تاثیرگذار، حساب جدی باز کند.» آگاهان تبدیل رسانه ملی را به خانه رئیس جمهور تبریک گفته و قرار شد تلویزیون های خودشان را در اسرع وقت از پنجره خانه پرت کنند به بیرون. همچنین کارشناسان محیط زیست اعلام کردند با توجه به تبدیل صدا و سیما به خانه احمدی نژاد، در هنگام روشن کردن تلویزیون حتما از بوگیر استفاده شود.

نارسیسیزم و اسکیزوفرنیا
من فکر می کنم علاوه بر اسکیزوفرنیا، طرف دچار نارسیسیزم شدید هم هست. واقعا شگفتی برانگیز است. مارکس گفته بود: من مارکسیست نیستم. امام خمینی هم گفته بود: نگوئید من، این من احمدی نژاد است. دکتر محمود اینقدی نژاد که به نظر می رسد تمام اتاق ریاست جمهوری اش را پر از آینه کرده و روزی ده ساعت خودش را نگاه می کند و دائما قربان صدقه دست و پای بلوری خودش می رود، طی یک اظهار نظر شگفت انگیز گفت: « دنیا به سرعت در حال احمدی نژادی شدن است.» وی برای اثبات این نکته گفت: « من به تمام قاره های جهان جز یک قاره سفر کرده ام و می دانم در آنجا چه خبر است.» در همین راستا کارشناسان توضیح دادند که رئیس جمهور برای درک عمیق آمریکا به مدت چهار روز در این قاره بوده و این قاره را بخوبی می شناسد. با توجه به موارد فوق آگاهان مربوط به تغییرات جوی و جهانی و ظهور امام و مسیح و غیره، برخی نشانه های احمدی نژادی شدن جهان را بشرح زیر اعلام کردند:
اول: از وقتی احمدی نژاد روی کار آمده، روزانه بیست سی نفر از مسلمانان توسط مسلمانان دیگر کشته می شوند تا استکبار جهانی از بین برود، ظاهرا کسی به این مسلمین خبر نداده است که برای نابودی استکبار جهانی باید آنها را بکشند، نه اینکه خودشان را بکشند.
دوم: از وقتی احمدی نژاد روی کار آمده حداقل هفته ای یک مسجد یا حرم ائمه منفجر شده یا آتش می گیرد، که این امر نشانه توجه مردم جهان به احمدی نژاد و اسلام است.
سوم: براساس نظرات انسان شناسان، از یک سال قبل سالی دو سانتی متر دارد از قد ابناء بشر کم می شود و تولید انسان های کوتوله در دنیا افزایش می یابد.
چهارم: از وقتی مردم دنیا متوجه شدند که وجود احمدی نژاد شوخی جدید ایران با مردم جهان نیست و این آدم واقعا رئیس جمهور ایران است، انتخاب رئیس جمهورهایی که دمپایی می پوشند، با پیژامه سخنرانی می کنند، موهای شان را شانه نمی کنند، سلام نمی دهند و به جای بحث کردن، نعره می کشند، در حال افزایش است.
پنجم: تا دو سال قبل مراکز تحقیقات استراتژیک در دنیا مهم ترین سووال شان این بود که « این اندیشمندان ممکن است چه فکری در سر داشته باشند؟» الآن این مراکز مهم ترین سووال شان این است که « این احمق ها ممکن است چه بلایی سرمان بیاورند؟»
ششم: یکی از نشانه های احمدی نژادی شدن جهان این است که ساخت و ساز عمارات و تولید اتومبیل در دنیا بشدت افزایش یافته است. علتش هم این است که میزان انفجار ساختمان و اتومبیل در دنیا اضافه شده است.
هفتم: تولید کارخانه های عطر و ادوکلن در دنیا در حال افزایش است، چون مردم دارند به بوی بد عادت می کنند.

به جا، به موقع، روشن و دقیق
احمدی نژاد در دیدار از صدا و سیما گفت: « قصد داریم 60 هزار سانتریفیوژ ایجاد کنیم.» وی در دیدار با کارکنان انرژی اتمی گفت: ما بزودی قصد داریم سه شبکه تلویزیونی ایجاد کنیم. وی همچنین در دیدار با وزیر کشور گفت: سیاست خارجی ما عین دیانت خارجی ماست. وی همچنین در بازدید سرزده از وزارت خارجه گفت: انتخابات مهم است.

انتخابات را تحریم کنیم یا برویم بخوابیم؟
داستان تحریم انتخابات و غیره در حال انجام است. فعلا روشن و واضح و مبرهن است که محافظه کاران وضع شان خراب است و اصلاح طلبان هیچ کاندیدایی ندارند که به او رای بدهند. اما باز هم نظر من این است که حتی اگر یک امکان هم باشد باید با تمام قدرت برای گرفتن یک کرسی هم در انتخابات مجلس شرکت کرد. غفوری فرد گفت: « هیچ وقت در لیست اصولگرایان اینقدر پراکندگی نبوده است.» همچنین بادامچیان نیز گفت: « هرکس حاضر به ائتلاف نباشد گرفتار گرگ بیابان می شود.» براساس این گفته، آگاهان عسگراولادی و چمران و باهنر را در بیابان های اطراف شهر دیدند که در حال خورده شدن توسط گرگ بیابان هستند. البته به نظر می رسد منظور بادامچیان از گرگ بیابان، همان غول بیابان بر اساس ضرب المثل« هرکه گریزد ز خراجات شهر، جورکش غول بیابان شود.» بوده است که از همین جا نتیجه می گیریم که فقط داریوش سجادی بی سواد نیست، بلکه بادامچیان نیز سابقه مطبوعاتی طولانی دارد. متعاقب این اوضاع عسگر اولادی گفت: « احمدی نژاد باید همکارانی را انتخاب کند که با او ارتفاع کمتری داشته باشند.» آگاهان توضیح دادند که اگر همکاران احمدی نژاد از او هم ارتفاع کمتری داشته باشند، دیگر نمی شود آنها را دید و باید با ذره بین دنبال شان گشت.

نرگس ها در مرداب فیلم بازی می کنند

در پی معلوم شدن اینکه متهم سی دی غیراخلاقی سریال «نرگس» در فیلم سکسی کذایی بازی نکرده است و بعد از اینکه قاضی، مسوولان صدا و سیما، کاربران اینترنتی، مسوولان قضایی و غیره، مطمئن شدند که بازیگر فیلم پورنو یک خانم دیگر بوده است، وی از سوی دادستانی ممنوع التصویر شد. قرار است از این به بعد آن خانم بی تربیتی که فیلم پورنو بازی کرده است و هنوز معلوم نیست که چه کسی است، پیدا شود و به جای ایشان در سریال نرگس بازی کند.

نصرالله، ماشاء الله، مبارک
فعلا شهر در امن و امان است. تا وقتی زیر پای تان مین منفجر نشده با خیال راحت در بیروت راه بروید. حسن نصرالله، اعلام کرد که دولت سینیوره آمریکایی است و باید برود. آگاهان حدس می زنند در هفته گذشته احتمالا احمدی نژاد تماس تلفنی با حسن نصرالله داشته و باعث شده است که طرف دوباره قاط بزند. حسن نصرالله گفت: « ما هرگز نیروی تحت قیمومیت ایران و سوریه نبودیم.» وی در مورد انگیزه کمک های مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی به این حزب الله گفت: آنها هیچ چیزی در مقابل پرداخت پول و اسلحه نخواستند و اینها را به ما دادند، چون من هم خوشگل بودم، هم تار می زدم. از طرف دیگر حسنی مبارک رئیس جمهور مادام العمر مصر که فکر می کند هنوز هجده ساله است و احتمالا امیدوار است مثل فراعنه مصر اگر مومیایی شود هزارسال دیگر زنده باشد، گفت: « تا زنده ام رئیس جمهور مصر می مانم.» آگاهانی که نزدیک به مبارک هستند، برای روشن شدن افکار عمومی موارد زیر را توضیح دادند:
اول: حسنی مبارک اول تصمیم گرفته بود که تا ده سال پس از مرگش هم رئیس جمهور باشد، اما پزشکان به او توضیح دادند که اگر بمیرد، دیگر نمی تواند هیچ کاری بکند. بنابراین تصمیم گرفت فقط تا زمانی که زنده است رئیس جمهور مصر بماند.
دوم: مبارک با تجربیاتی که دارد مانند تجربه شاه، انورسادات، صدام حسین، حافظ اسد و غیره می داند که برای اینکه یک نفر رئیس جمهور باقی بماند، بهترین تصمیم این است که خودش بخواهد تا آخر عمر رئیس جمهور باشد، در این صورت هیچ مشکلی نخواهد داشت. و مشکل صدام یا شاه سابق ایران یا انورسادات این بود که نمی خواستند تا آخر عمر رئیس جمهور باشند، وگرنه نه ترور می شدند، نه مورد انقلاب قرار می گرفتند، نه نیروی خارجی به آنها حمله می کرد.

بازهم دستگیر شد
منصور اسانلو بطور طبیعی و برای چندمین بار دستگیر شد. مامورانی که وی را دستگیر کردند، ظاهرا می خواستند آخرین اخبار را در مورد اکبر گنجی بدست بیاورند، به همین دلیل اسانلو را دستگیر مردند که اکبر گنجی اعلام اعتصاب غذا کند و معلوم شود کجاست. قرار است بلافاصله دو سال بعد از اینکه معلوم شد اکبر گنجی کجاست منصور اسانلو را آزاد و به جای او خوئینی ها و رامین جهانبگلو را دستگیر کنند.

دانشجو در سبزوار کشته شد
در پی کشته شدن یک دانشجوی تربیت معلم سبزوار که در حال گفتگو با همسرش بود، توسط یک دانشجوی بسیجی با ضرب چاقو دانشجویان شهر سبزوار به این اقدام اعتراض کردند. ظاهرا دانشجوی قاتل با هر گونه روابط میان زن و مرد( حتی میان زن و شوهر) نیز مخالف بود و چون احساس می کرد باید مخالفت خود را نشان بدهد، مقتول را کشت. وزارت علوم نیز بلافاصله اقدام به طلاق همسر مقتول نامبرده کرد و اعلام داشت: « دانشجوی مقتول مزاحم ناموس مردم و دانشجوی قاتل به این مزاحمت معترض بوده است.» وزارت علوم قرار است طی بخشنامه ای اعلام کند که دانشجویان در چه حالتی حق دارند، دانشجویان دیگر را با چاقو و یا سلاح های دیگر به قتل برسانند. این وزارتخانه این اقدام را گامی در راستای توسعه علمی کشور دانست. همچنین در تهران، به دلیل اینکه تعداد دانشجویان بسیجی به اندازه کافی نبود و تعداد چاقو نیز در محل وجود نداشت، « 43 دختر و پسر شرکت کننده در یک مجلس پارتی فقط دستگیر شدند.» نیروی انتظامی ضمن ابراز تاسف از اینکه نتوانسته است از دانشجویان بسیجی برای فعالیت های علمی در مقابل پارتی ها استفاده کند، اعلام کرد که قرار است کمیته ضربت بسیج دانشجویی با همکاری نیروی انتظامی بزودی تشکیل شود.

زوال ذهن
روزنامه جام جم در یک مقاله علمی نوشت: « کار درمانی و بهبود بیماران مبتلا به زوال ذهن» آگاهان پیشنهاد کردند این کارهای درمانی حتما در مورد آقایان خزعلی، مشکینی، جنتی و غیره که بیش از سیصد سال است که دارند از ذهن شان استفاده می کنند، انجام شود. آگاهان اظهار امیدواری کردند که در این صورت احتمالا آنها می توانند به دوره مشروطه بازگردند و وقایع ایران معاصر را بفهمند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 18:59  توسط ابراهیم نبوی  | 

مخالفم و امضاء می کنم