تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

خانه ملت یا خانه دولت؟

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 28 دی 1385 [2007.01.18]

po_nabavi_01.jpg

دکتر اینقدی نژاد دیروز از سفر یک هفته ای سیاحتی آمریکای لاتین برگشت و احتمالا تا قردا به یک سفر زیارتی قم یا مشهد خواهد رفت. از دیروز صبح دولت تلاش کرد موج منفی گسترده ای را که علیه احمدی نژاد در هفته قبل شدت گرفته بود بخواباند. رئیس جمهور م.ش.ن.گ( منتخب شورای نگهبان) در یک مصاحبه از خودش تعریف کرد. متکی هم به مدت یک ساعت در نقش وزیرخارجه ظاهر شد. اکثریت مجلس هم با طرح تجمیع انتخابات مجلس به نظر می رسد که دارد یک باج به نیروهای سرگردان مجلس می دهد تا موضوع استیضاح و سووال از احمدی نژاد فعلا ماست مالی شود. در منطقه هم فعلا اوضاع ایران شدیدا خراب است و سگ می زند و گربه مشغول امور مورد علاقه آقای مشائی است.

جنگ اعراب و اسرائیل یا جنگ اعراب و ایران؟
دیشب برنامه تلویزیونی شبکه الجزیره را که بین سید صادق الموسوی و یک عراقی سنی طرفدار صدام برگزار شده و روی اینترنت گذاشته شده بود دیدم. تقریبا این دو نفر مانده بود که جلوی دوربین همدیگر را کتک بزنند. یکی شان چنان علیه ایران حرف می زد و صدام را به پیامبر و خلفای راشدین تشبیه می کرد که من از این وضع احساس وحشت کردم. این سید صادق الموسوی هم بچه خوبی است، به قول نوریزاده زمانی با هم همسایه بودیم، مانده بود که چکار کند. احساس می کنم اعدام صدام، در بعضی اعراب ناسیونالیست این احساس را بوجود آورده که انگار ایران با فشار بر دولت عراق و با کمک آمریکا، رهبر دنیای عرب را در کمال مظلومیت به شهادت رسانده است. این تئوری حطرناکی است که دارند به دقت روی آن کار می کنند و ما ایرانی ها هم ناخواسته تا دلتان بخواهد داریم کمک شان می کنیم.

متحدین ما با آنها متحد شدند

به هر حال اینها را گفتم که در جریان باشید که بیخود نبود که دیروز هشت کشور عرب، شامل مصر و اردن و کویت و عربستان و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که تا یک ماه قبل اکثریت جمعیت شان به ایران به عنوان نوک حمله جنگ اسلام و آمریکا نگاه می کردند، همگی رفتند بغل دست آمریکا و علیه ایران بیانیه صادر کردند. شیخ محمد آل صباح وزیر خارجه کویت هم به عنوان سخنگوی این هشت کشور گفت: « دخالت های ایران در عراق همه ما را نگران کرده است. به همین دلیل ما در بیانیه خود از تمایل خود به افزایش نیروی آمریکا در عراق برای ثبات عراق سخن گفته ایم.» همزمان با این موضوع از ره پله خانه همسایه بغل دستی هم سروصدای بروبیا می آمد. دولت ترکیه سفرای خود در ایران، عربستان سعودی، عراق و سوریه را به آنکارا احضار کرد. بعید می دانم افراد برای شرکت در کنسرت ترکان یا ابرو گوندش یا ابراهیم تاتلیس به آنکارا رفته باشند. کمی این طرف تر، یعنی در شمال شرقی کشور، افغانستان از مذاکره ای خبر داد که ما هیچ چیزی از آن نمی دانیم و فقط جواب افغانی ها را به مذاکره کننده می شنویم. افغانستان اعلام کرد: « آمریکا هرگز از حاک ما برای حمله به ایران استفاده نخواهد کرد.» اگر یک کمی پائین تر هم می رفتیم، یعنی در پاکستان، خبر اعترافات دکتر حنیف، سخنگوی بازداشت شده طالبان را می شنیدیم که گفته است « در دو سال گذشته یک ژنرال بازنشسته پاکستانی رهبری عملیات نظامی طالبان را در افغانستان برعهده داشته و استخبارات پاکستان از ملاعمر حمایت کرده است.» فعلا تنها جایی که امن است آذربایجان است که برخلاف سایر همسایگان که آمریکا در آنها نفوذ زیادی دارد، این کشور کاملا آمریکایی است.

شایعه است، توی دهن همه است
البته اصلا نگران نباشید، چون بوش گفته است که : « تشکیل پایگاههای نظامی در خلیج فارس به معنی جنگ با ایران نیست.» آگاهان توضیح دادند که آمریکا دو هدف اصلی از تشکیل پایگاههای نظامی در خلیج فارس دارد؛ هدف اول اینکه از آنجا شعبات مک دونالد و استارباکس را اداره کند و احتمالا در این پایگاهها کنسرت موسیقی جاز برگزار کند و یکی هم اینکه از این پایگاهها برای حمله به ونزوئلا استفاده کند. به همین دلیل، سخنگوی بوش هم گفت که اطمینان می دهد « حمله به ایران شایعه است.» فعلا دو نفر اصلی که قصد دارند جنگ را پیش ببرند، هر دو در حال تکذیب هستند. احمدی نژاد در گفتگو با العربیه گفت: « آمریکا جسارت آغاز جنگ دیگری را ندارد.»

چرا آمریکا جرات ندارد وارد جنگ با ایران شود؟

1) مسوولان ایرانی معتقدند حکومت آمریکا یک حکومت جنگ طلب و احمق است. و طبیعی است یک حکومت جنگ طلب و احمق وقتی ببیند که در معرض خطر است، نمی جنگد.
2) از آن جا که در عرض یک هفته خانم رایس و آقای گیتس و خانم کلینتون و فرماندهان نظامی همه شان به منطقه آمده اند، می توانیم نتیجه بگیریم که این افراد چون در آمریکا بیکار بودند، به سفر تفریحی آمده اند. اصولا آمریکایی ها وقتی می خواهند نجنگند، همه شان می روند دید و بازدید خانه یکدیگر.
3) احمدی نژاد چون خودش بدون دلیل به سفر خارجی می رود، فکر می کند رهبران نظامی و سیاست خارجی آمریکا هم بدون دلیل به سفر می آیند.
4) با توجه به اینکه آمریکا در باتلاق عراق طوری گیر کرده است که هر روز پنجاه تا عراقی می زنند پنجاه تا عراقی دیگر را می کشند، و این کشور 20هزار نیروی تازه نفس وارد آمریکا کرده، این ها نشان می دهد که آمریکا اصلا جرات ندارد وارد جنگ دیگری شود.
5) مهم ترین دلیلی که اثبات می کند آمریکا قصد جنگ با ایران را ندارد، این است که همه کشورهای منطقه اعلام کرده اند که از سیاست های آمریکا علیه ایران پشتیبانی می کنند و به همین دلیل هم آمریکا چون تنها نمانده است، جرات حمله به ایران را ندارد.
از این بیشتر دلیل می خواهید. حالا بروید راحت خانه تان بخوابید.

گیر می دهند و ول نمی کنند
من فکر می کنم آمریکا از توی همان داستان کنسولگری یک دستک دنبک درست و حسابی برای آغاز درگیری به دست می آورد. در حالی که براساس طرح بوش، آمریکا قصد دارد هر ایرانی طرفدار حکومت را در عراق قیمه قورمه کند، منوچهرمیم( سرباز گمنام وزارت خارجه، که هنوز محو جمال بانوی اکوادوری است. جان من! عکسش را دیدید. این میم ف بازتاب شاهکار زده بود سر این عکس.) در دیدار با شروان وائلی وزیر مشاور امنیت عراق خواهان خروج گروههای مخالف جمهوری اسلامی از این کشور شد. متکی به وزیر مشاور امنیت عراق گفت: « دولت عراق مسوول دیپلمات های ربوده شده است.» البته دولت عراق هفته پیش رسما اعلام کرد که این افراد دیپلمات نبودند، ولی منوچ مجددا تاکیدات قبلی را موکد کرد. اما داستان را از اتریش بشنوید که روزنامه اتریشی استاندارد نوشته است که: « عامل ترور قاسملو در بین بازداشت شدگان اربیل است.» ظاهرا همان کسی که به نام جعفری یا جعفر صحرارودی یا من چه می دانم امامی یا اسلامی یا حسینی یا هر نام دیگری که تحت تعقیب دولت اتریش است، فعلا دست آمریکایی هاست. نکته این که البته اسرائیلی آدمهای قد و لجوجی هستند که برای پس گرفتن دو تا سرباز از لبنانی ها یک جنگ راه انداختند، وگرنه برای ما خیلی هم مهم نیست که پنج تا ایرانی را آمریکایی ها بدزدند. انگلیسی ها هم برای اینکه نشان بدهند با کار غیردیپلماتیک آمریکا مخالفند، « محمد الفرطوسی فیلمبردار شبکه ایرانی العالم را برای مدت کوتاهی در بصره بازداشت کردند.» آگاهان پیش بینی می کنند که فردا اطلاعیه زیر از طرف وزارت خارجه ایران صادر شود و موارد زیر در مورد این فیلمبردار اعلام شود.
اول: نام این فرد محمد الفرطوسی نبوده، بلکه ابوالقاسم فردوسی طوسی بوده
دوم: این فرد فیلمبردار شبکه العالم نبوده، بلکه یک شاعر ایرانی بوده که اخیرا دیپلمات شده و برای شرکت در یک کنفرانس در گامبیا در حال عبور از عراق دستگیر شده و باید سریعا آزاد شود.

الهی قربون خودم برم
یعنی یکی پیدا نمی شود که هزینه های سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین را دربیاورد و در مجلس سووال کند که آقای محترم! شما یک هفته هلک و تلک به چه مناسبت رفتید آن طرف دنیا ؟ این سووال بسیار سووال ساده و منطقی و عدالت خواهانه و در جانبداری از منافع امت شهیدپرور است. چرا این سووال را نمی کنند؟ احمدی نژاد در بازگشت از سفر سیاحتی، خودش از خودش تعریف کرد و گفت: « سفرم بسیار موفقیت آمیز بود.» ظاهرا اگر یک نفر دیگر هم همین نظر را داشته باشد، روی هم می شوند دو نفر که این سفر را موفقیت آمیز ارزیابی می کنند. دکتر اینقدی نژاد برای اثبات موفقیت سفرش گفت: « یکی از نشانه های موفقیت سفرم، عصبانیت نظام سلطه است.» آگاهان توضیح دادند که اگرچه این دلیل بسیار مهم است، ولی نظام سلطه( که احتمالا منظور آمریکاست) اصلا از سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین عصبانی نشده است. شما یک دلیل نشان بدهید که آمریکایی ها از رابطه احمدی نژاد با چاوز و سفرش به آنجا عصبانی هستند؟ بالاخره باید یک جا حرفی زده باشند. البته ظاهرا این بیماری مسری است و حتی آدمهایی که عقل دارند هم دارند از روی دست آدمهایی که درس شان را بلد نیستند تقلب می کنند. علی لاریجانی هم پس از یک عمر فلسفه و اندیشه و از این شوخی ها، در مورد سفرش به عربستان که هنوز آغاز نشده ناکام ماند، گفت: « نتایج مذاکره با عربستان بسیار مثبت بود.» همین لاریجانی مذکور گفت: « آمریکا و انگلیس به دنبال تراشیدن دشمن فرضی در منطقه هستند.» آگاهان از شنیدن این جمله بسیار ناراحت شده و به آمریکا تذکر دادند که کارش بسیار زشت است. چون آمریکا نباید دشمن فرضی در منطقه بتراشد. و اصولا وقتی ما برای نابودی امپریالیسم، به قول نوازنده انتخاب یک صندوق سرخ دائر می کنیم( مطلبش بامزه بود، بخوانید.) و دو میلیارد پول می دهیم که آمریکا از بین برود، طبیعی است که اصلا دشمن آمریکا نیستیم، فرض می کنیم که می خواهیم پول بدهیم که آمریکا از بین برود. فرضی است دیگر. شما فرض سرتان نمی شود؟

پای لخت و آتیش بازی؟
بابا! این یارو، مخ آن مورالس بدبخت از همه جا بی خبر را گرفته و به او گفته که ما از شما حمایت مالی می کنیم. او هم فی الفور دستور صادر کرده که: « براساس تصمیم جدید، آمریکایی ها باید برای ورود به بولیوی در سال جدید میلادی روادید دریافت کنند.» بابا! مورالس! این محمود توی مملکت خودش صد تا چاقو ساخته یکی اش دسته ندارد، تو خر نشی همین دوزار ده شاهی که از چهار تا توریست آمریکایی که همه شان هم طرفدار خودت هستند، پول به دست می آوری از دست بدهی. اگر کسی اسپانیولی بلد است این حرف مرا به مورالس بگوید.

بازی بازی شکست خورد
به نظر می رسد که بازی ای را که حکومت می خواست انجام بدهد و آن اینکه با پیدا کردن یک واسطه و خریدن زمان در مذاکره از طریق واسطه ای مثل عربستان برای خودش فرصت بیشتری بوجود بیاورد، یعنی خودش را مایل به مذاکره نشان دهد، اما شرط تعلیق را نپذیرد یا در موردش موقتا سکوت کند، شکست خورد. سفیر آلمان از قول لاریجانی گفت که ظاهرا « علی لاریجانی طرح تعلیق را پذیرفته بود ولی مسوولان کشور موافقت نکردند.» با این حساب ایران حالا دیگر وارد بازی لجاجت بیشتر می شود که یا طرف کوتاه بیاید، یا خودش دراز شود. دبیرخانه شورای امنیت ملی اعلام کرد که « شرط پذیرش تعلیق از سوی ایران رد شد.» همزمان با همین خبر، بن گی مون، دیبرکل سازمان ملل متحد برنامه هسته ای ایران را « خطری برای صلح و امنیت جهانی» ارزیابی کرد. مارگوت بکت وزیر خارجه انگلیس هم گفت: « انتخاب ایران بدون هزینه نیست.» بدبختی، تصمیم اش را یکی دیگر می گیرد، تمام یک ملت باید هزینه اش را بپردازند.

خانه ملت یا خانه دولت؟
شوخی شوخی دارند کاری می کنند مجلسی که براساس قانون اساسی باید چهار ساله باشد، عمرش بشود پنج سال. چرا؟ چون اگر دو انتخابات همزمان برگزار شود هزینه اش کمتر است. این حرف کاملا درستی است، اما چرا عمر این یکی را زیاد می کنید، عمر آن یکی را کم کنید. انتخابات ریاست جمهوری و مجلس همزمان در زمستان سال آینده برگزار شود. هم مجلس چهار ساله تمام می شود و هم احمدی نژاد سه ساله به کارش ادامه می دهد. ظاهرا هم « این مجلس است که در راس امور است» و اگر قرار باشد غش کنیم، باید توی حیاط خانه ملت غش کنیم، نه توی زیر زمین خانه دولت. کلیات طرح تجمیع انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم تصویب شد. البته رئیس مجلس و دولت با این طرح مخالفت کردند. و معلوم هم نیست که شورای نگهبان در این مورد چه نظری بدهد. ولی این طرح یک طرح انحرافی برای جلوگیری از سووال و استیضاح وزراست. سید محمد غروی، سخنگوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از احضار احمدی نژاد به مجلس حمایت کرد، ولی باهنر گفت: « نمی گذاریم احمدی نژاد به مجلس احضار شود.» فعلا یک دولت داریم که هشت تا وزیرش زیر استیضاح اند، خودش در حال جنگ است، رئیس اش دائم السفر است، بودجه اش را سر سیاه زمستان تازه یکشنبه آینده می خواهد ببرد به مجلس و خرتوخر عظمائی است که بیا و ببین.

ابوسلیمان هم کشته شد
راستی، اصلا کسی جواب داد که چطور در همه وب سایت ها و رسانه های کشور خبر کشته شدن کاریکاتوریست دانمارکی را الکی الکی نوشتند و حتی نوع مرگ و محل کشف جسدش را هم اعلام کردند، و بعد هم گفته شد که نه خانی آمده بود و نه خانی رفته بود. کسی هم نپرسید که شما وقتی خبری را منتشر می کنید، حداقل از عمه جان تان بپرسید، شاید ایشان در جریان باشد. البته این یکی دیگر صحت دارد، چون بعید می دانم که هیچ عنصر مهمی از القاعده تا چند ماه دیگر زنده بماند. ابوسلیمان، رهبر گروه ابوسیاف که مدتی کارشان انفجار و سربریدن و دیگر روش های جلب توجه مردم به دین بود، در فیلیپین کشته شد.

فیفا یا سیا؟
این یک بیماری است که آدم فکر کند هرکسی بیرون کشورش نشسته دشمنش است و قصد دارد در کشور نفوذ کند و ما را بکشد و اصلا کار به جایی برسد که آدم فرق آنجلیناجولی که می خواهد برای دیدار از وطن مان به ایران بیاید و فرق رایس را که می خواهد یک جای دیگر برود، نداند. عزیز دلم! سیا و فیفا با هم فرق دارند. روزنامه سیاست روز در یک حمله شدید به صفایی فراهانی نوشت: « وی قصد اجرای گام به گام برنامه های فیفا را در ایران دارد.» آگاهان پرسیدند: حالا مگر فیفا قصد دارد در ایران گام به گام چکار کند؟ مگر شما می توانید بدون رعایت مقررات فیفا در دنیا مسابقه بدهید. این که آچار نیست که زورچپان کنید.

تهران را منتقل کنیم؟ با چی؟
مشکل ما این است که برای بعضی چیزها راه حل هایی داریم که دهها سال است که دائما داریم فکر می کنیم که این راه حل درست است یا نه. مثلا همین راه حل انتقال تهران به یک جای دیگر که سالهاست مطرح است. سهراب مشهودی گفت: « تنها راه نجات تهران، جابجایی پایتخت است.» وی برای اینکه ثابت کند حرفش درست است، اعلام کرد که « عمر تهرانی ها به دلیل آلودگی هوا پنج سال کوتاهتر است... 7 درصد زمان مفید ملی در ترافیک تهران کشته می شود... تهران دو گسل بزرگ زلزله دارد.... تخریب روانی و جمعیتی در تهران زیاد است و افزایش آمار جرم و جنایت در این شهر مشهود.» نکته مهم این که:
سی سال قبل: تهران شرایط خطرناکی دارد، این شهر دو میلیونی باید به جای دیگری منتقل شود.
25 سال قبل: حل مشکل این شهر چهار میلیونی فقط در صورتی ممکن است که تهران منتقل شود.
20 سال قبل: تهران برای زندگی این هفت میلیون نفر گنجایش ندارد، باید منتقل شود.
15 سال قبل: شهر تهران با جمعیتی در حدود ده میلیون نفر اصلا برای زندگی مناسب نیست، باید این شهر را منتقل کرد.
10 سال قبل: تهران با جمعیتی در حدود چهارده میلیون بزودی با زلزله ویران می شود و بخشی از شهر در زمین فرو می رود و باید تهران را به جای دیگری منتقل کرد.
5 سال قبل: تهران شانزده میلیونی باید هرچه سریع تر منتقل شود.
دیروز: تهران در وضع خطرناکی است، باید هرچه سریع تر از اینجا منتقل شود.
چند نکته اخلاقی:
اول: ما وقتی یک وزیر یا یک رئیس جمهور را می گذاریم سر یک کار، شش سال طول می کشد تا بتوانیم برش داریم، چطور انتظار دارید که یک شهر هفده میلیونی را منتقل کنیم.
دوم: واقعیت این است که مفاهیمی مثل وضع خطرناک، بحران، وضع بد و این جور چیزها جزو شوخی است و کسی تا زنده است این جور چیزها را جدی نمی گیرد.
سوم: ما ایرانی ها وقتی می خواهیم یک پل بسازیم ده سال و وقتی تونل می سازیم نه سال و وقتی مترو می سازیم چهل سال طول می کشد، چطوری می خواهیم یک شهر هفده میلیونی را منتقل کنیم؟
چهارم: دولت احمدی نژاد مهم ترین هدفش این بود که دولت را از تهران به شهرهای مختلف منتقل کند، الآن مهم ترین بخش دولت که از تهران منتقل شده خود رئیس جمهور است که هیچ وقت در تهران نیست.

نتایج نظرخواهی
نامه های زیادی درباره این ستون گرفتم. از هفته دیگر ضمن حفظ حجم مطالب، مطالب را کوتاه تر و بیشتر طنز می کنم، اما ظاهرا اکثر خوانندگان دوست دارند جنبه خبری این صفحه هم در کنار طنز آن حفظ شود. البته طنز سابق، چون خودم هم متوجه نشدم که چطوری از صفحه طنز تبدیل به آسوشیتد پرس شدم. از نظرات شما ممنونم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 15:24  توسط ابراهیم نبوی  | 

آخرین تانگو در تهران

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 27 دی 1385 [2007.01.17]

po_nabavi_01.jpg

اصولا دیپلماسی همین است که شما یک چیزی می شنوید، در حالی که منظور چیز دیگری است. این روزها کلمات و اتفاقات کاملا دارند از هم فاصله می گیرند، مثلا وقتی کسی می گوید ما دوست داریم بزودی رابطه برقرار کنیم، یعنی اینکه داریم شلیک می کنیم. یا وقتی گفته می شود، ما برای گفتگو آماده ایم، یعنی داریم موشک های مان را آزمایش می کنیم. به همین دلیل واضح و مبرهن و مشخص، کسانی که می خواهند بفهمند چه خبر است، باید به جای اعتماد کردن به گوش های شان، کمی هم از چشم شان استفاده کنند. در همان حالی که 21000 نیروی تازه نفس آمریکا وارد عراق شده است و خانم رایس هنوز از در بیرون نرفته، خانم کلینتون وارد می شود و نماینده دشت آزادگان از سقوط یک هواپیمای جاسوسی آمریکا در مرز دشت آزادگان خبر می دهد، خانم رایس در حالی که از شنیدن کلمه جنگ وحشت کرده بود و داشت پس می رفت، گفت: « حتی صحبت از حمله به ایران خطرناک است.» ایران هم در حالی که آمریکا فقط یک شرط دارد و آن، توقف ولو موقت نیروگاه نطنز است، بدون اینکه این شرط را بپذیرد، آمادگی خودش را برای گفتگو با آمریکا اعلام کرد. علی لاریجانی که دفعه قبل دچار مشکل سوختگی بینی در چین شده بود، پیام رئیس جمهور و رهبری را برای اینکه عربستان میان آمریکا و ایران میانجیگری کند، به پادشاه عربستان تقدیم کرد. و درست در همان حالی که این درخواست را داشت به عربستان تقدیم می کرد، وزارت خارجه و دولت هرگونه درخواست و میانجیگری و نامه و عربستان سعودی و صلح و مذاکره را تکذیب کرد. فقط مانده بود که سفر لاریجانی را هم به عربستان تکذیب کنند که چون نمی توانستند بگویند که پادشاه عربستان خالی بسته است، این یکی را تکذیب نکردند. عربستان سعودی هم که صبح با گردن شکسته آقای لاریجانی و عصر با چشم های دریده خانم رایس مواجه شده بود، ایکی ثانیه « نه» را گفت و نه ماه را به شکم نکشید. مادر! بیکاری، وسط جنگ بچه بزایی؟

طرح بوش و بوم تق توق
ظاهرا خلاصه طرح جدید بوش برای عراق این است که قرار است خواهر و مادر ایران و سوریه به عقد دائم آمریکای جنایتکار درآمده و بوش دامادمان شود. سعود الفیصل در دیدار با رایس گفت: « از اهداف استراتژی جدید بوش در عراق حمایت می کند.» مالکی هم به عنوان صاحب عزای طرح جدید بوش در عراق گفت: « درباره موفقیت طرح امنیتی بغداد خوشبین هستم.» البته دیروز صدای بلندی که همزمان با موفقیت طرح جدید بوش برای آرامش عراق در بغداد به گوش می رسید، اثبات کرد که ظاهرا طرح جدید بوش بسرعت موفق شده است. دیروز در بغداد صدای بلندی برخاست و در انفجاری که جلوی دانشگاهی در بغداد رخ داده بود، حدود 70 نفر کشته و صد نفر زخمی شدند.

مملکت یا انرژی هسته ای؟
این روزها نوشته های احمد زیدآبادی و زیباکلام را در مورد مسائل بین المللی بخوانید، این دو نفر عاقلانه و دقیق مسائل را می بینند. احمد زیدآبادی در مسائل بین المللی شاهکاری است. زیباکلام گفت: « اینکه ما بدون هیچ انعطافی در مقابل قطعنامه بایستیم، دقیقا همان چیزی است که بوش و رادیکالهای کاخ سفید می خواهند.» وی کلام زیبایش را ادامه داد و گفت: « دولت نهم کاری کرد که اجماع جهانی علیه ایران شکل گرفت.» وی سووال مهمی را که گاهی اوقات از شدت اهمیت آدم یادش می رود که باید به این سووال پاسخ دهد، پرسید که: « برنامه هسته ای برای مملکت است یا مملکت برای برنامه هسته ای؟» احمدی نژاد از وسط مراسم تحلیف ریاست جمهوری اکوادور در کیتو پاسخ داد، مملکت برای برنامه هسته ای.

عقب عقب، جلو جلو، زدی به دیوار
من مطمئنم که کل ماجرای انرژی هسته ای یک بازی وحشتناک است. شما می گوئید که توی جیب تان اسلحه دارید، طرف هم می گوید اسلحه را بده. شما هم نمی دهید، طرف هم از ترس مردن خودش شما را می کشد و بعد از کشتن شما طرف هرچه می گردد چیزی را پیدا نمی کند. شما می خواستید او را بترسانید، ولی کم کم خودتان از اینکه او ترسیده خوشتان آمده است. اگر یک محاسبه سرانگشتی کنید می بینید تا به حال یک میلیون سانتریفیوژ باید نصب شده باشد و به اندازه قنادی بی بی باید کیک زرد پخته باشند. از یک طرف قرار است جشن هسته ای در دهه فجر برگزار شود که مطمئنم خبری نیست و از طرفی ایران از جامعه بین المللی برای دیدار از تاسیسات هسته ای دعوت کرده است. جامعه بین المللی کجا بود؟ دوباره یک مشت کور و کچل از جزیره بالی و توگو جمع می کنند و اسمش را می گذارند جامعه بین المللی. دیروز، محمود فتنه، از راه دور ابلاغ قانون تجدید نظر در روابط با آژانس را امضا کرد. و قرار شد که برنامه هسته ای کشور سرعت پیدا کند و دولت در همکاری با آژانس تجدید نظر کند. در همان دیروز احمدی نژاد در اکوادور گفت: « توسعه نطنز گام به گام و به زودی انجام می شود.» محمود فتنه که یک ماه قبل گفته بود ما تا قله اتمی یک گام بیشتر نداریم، گفت: « در نطنز ما در مسیر تحقیقات قرار داریم و تا تولید برق هسته ای راه درازی در پیش است.» از یک طرف دیگر یک دیپلمات عالیرتبه آشنا با بازرسی های آژانس گفت: « هیچ مدرکی وجود ندارد که ایران نصب سانتریفیوژها را در نطنز آغاز کرده باشد.» آگاهان سه فرض را احتمال دادند:
اول: ایران تا یک ماه دیگر برق تولید می کند و در حالی که برق اتمی تولید کرده نابود می شود.
دوم: ایران تا یک ماه دیگر نابود می شود و بعد معلوم می شود هیچ سانتریفیوژی در کار نبوده.
سوم: ایران تا هفته آینده بمب اتمی تولید می کند و در حالی که بمب اتمی دارد، نابود می شود.

بابا، یواش قلی! بدو، لحاف یخ کرد!
این رفسنجانی هم مثل چاپ سیاه و سفید قدیمی یک سال طول می کشد ظهور کند، تازه وقتی هم ظهور می کند وسط جنگ، اول می خواهد یک دور تاریخ تمدن را بگوید و بعد یک دور مبانی فلسفه شرق و غرب درس بدهد و بعد آمادگی خودش را برای حضور در صحنه اعلام کند. هاشمی رفسنجانی دیروز پس از اینکه کلی سرفه کرد و صدایش را صاف و صوف کرد و آب خورد و لب و لوچه اش را ورچید، گفت: « صدقه دادن به فقرا عدالت به وجود نمی آورد.»

هفت سامورایی
در مورد دانیل اورتگا چه می دانید؟ یا حتی در مورد هوگو چاوز و اوو مورالس و یا رافائل کوره آ در اکوادور و باشله در شیلی؟ فکر می کنید نظر آنها در مورد دموکراسی در ایران چیست؟ به نظر شما آیا دانیل اورتگا تفاوت احمدی نژاد و اکبر گنجی و خاتمی را می داند؟ واقعیت این است که همانطوری که قطعا شما هنوز تلفظ اسم رافائل کوره آ را مثل من بلد نیستید، و مطمئنا هیچ اطلاعاتی در مورد اکوادور ندارید، اورتگای بدبخت هم اطلاعاتی در مورد ایران و احمدی نژاد و اصلاحات و از این چیزها ندارد. این وسط یکی پیدا شده و از آن طرف دنیا آمده و با او قرارداد می بندد و به او تبریک می گوید و قیافه اش هم مثل پابرهنه هاست و معلوم است که سه ماه است هیچ غذایی نخورده است. این حرف ها را به شما نمی زنم، به خودم می زنم که سه روز است دارم از حرص احمدی نژاد و کارهای او، به اورتگایی که دوستش داشتم بد می گویم. البته طبیعتا یک سیاستمدار نمی تواند رفع مسوولیت کند و بغل دست یک فاشیست بایستد و او را آزادیخواه معرفی کند. البته چاوز از نظر من مارمولک قدرت طلبی است، ضمن اینکه اگر قرار باشد مثل کاسترو جلوی آزادی ملت را بگیرد و حاصل عدالت جویی اش همین زباله دانی به نام کوبا باشد، طبیعی است که رابطه چاوز با احمدی نژاد، به زیان ملت ایران است. اینها را گفتم که خودم حواسم باشد که اورتگا آدم نازنینی است و اشکال ماست که آنها نمی دانند در ایران چه خبر است. البته، اگر سفر احمدی نژاد همین یک فایده را داشته باشد که از این به بعد اگر یک دختر خانم خوشگل جلوی رئیس جمهور ما برقصد و رئیس جمهور ما در عوض اخم کردن لبخند بزند و انسانی رفتار کند، طبیعتا فردا هم اگر یک رئیس جمهور اصلاح طلب رفت نیکاراگوئه و یک کمی لامبادا رقصید دیگر به او گیر نمی دهند. اما بشنوید از مراسم امروز در اکوادور که برنامه به بهترین شکا اجرا شد و رافائل کوره آ در حضور یازده رئیس جمهور آمریکای لاتین و یک رئیس جمهور آسیایی قسم خورد و مشغول کارش شد. همزمان با این مراسم پزشکان اعلام کردند که حال فیدل کاسترو شدیدا وخیم است. گفته شد که کاسترو در حالت کما هم شعارهای ضدآمریکایی می داد. البته این چیز عجیبی نیست، چون تمام ملت کوبا الآن بیست سال است که در حال کما هستند و دارند شعار ضدآمریکایی می دهند. به این بیماری می گویند « تلاش مذبوحانه بیمار لاعلاج» . فکر می کنم تا فردا صبح خدا رحمتش کند.

استقبال در خارج، بحران در داخل
تقریبا همه جناح ها و رسانه های شان از سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین انتقاد کردند. خوش چهره گفت: « سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین در فصل بودجه توجیه ندارد.» اگر سه چهار روز دیگر اوضاع همین طور پیش برود و طرف برنگردد فکر می کنم همان جا بماند سنگین تر است. در حالی که ایران زیر فشار سنگین آمریکا در منطقه است، احمدی نژاد به رئیس جمهور اکوادور قول داد که در صورت حمله آمریکا از این کشور دفاع می کند. رئیس جمهور اکوادور هم احتمالا به ذهنش نرسید که بپرسد: چطوری؟ ولی دارم فکر می کنم سه ماه دیگر رئیس جمهور اکوادور وقتی اخبار ایران را می شنود، به خودش می گوید: منو باش که فکر می کردم این آقاهه راست می گه، دیدی بیچاره چی شد؟ اما بشنوید از این بیچاره که وزیر مسکن کابینه اش امروز در مجلس به سووالات نمایندگان پاسخ داد. سعیدی کیا، وزیر مسکن در مجلس گفت: « دولت برای کاهش قیمت مسکن لایحه فوریتی ارائه می کند.» اما حداد عادل که وقتی جیک جیک گرمای تشکیل کابینه بود، اصلا فکر نمی کرد با سرمای زمستان برخورد کند، گفت: « مردم و مجلس راه حل فوری تری نیاز دارند.» حداد عادل اضافه کرد: « دولت آبی بر آتش گرانی مسکن بریزد.» آگاهان اعلام کردند که دولت می تواند هیزم زیر آتش بگذارد ولی بلد نیست چه جوری آب روی آتش بریزد. نکته مهم این که من نمی دانم چه رازی است که این دولت وقتی می خواهد قیمت ها را بالا ببرد، این کار را دو ماهه می کند، بعد که می خواهد قیمت را سرجای اولش برگرداند، دو سال طول می کشد.

مجلس علیه دولت، دولت علیه ملت
فعلا چهل نماینده مجلس طرح استیضاح فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش را امضا کردند. فرشیدی هم که عقلش به این چیزها نمی رسید، گفت: « نگران کنار رفتن خودم از قدرت نیستم» آگاهان گفتند: ما هم نگران کنار رفتن شما از قدرت نیستیم. از طرف دیگر با محوریت نمایندگان استان بوشهر در مجلس، طرح استیضاح وزیرکشور هم تهیه شد.

آخرین تانگو در تهران
به نظر من این آخرین خواستگار است. تا دیروز سولانا با آن قد و بالا نازش را می کشد، دیروز مرتیکه عرب با چهار تا زن، جواب رد بهش داد. فرانسه هم برای حل مشکل خودش و هم برای اینکه آخرین تلاش را بکند، اعلام کرد که وزیر خارجه اش را به تهران می فرستد. جان مادرتان! این یکی را رد نکنید، وگرنه می ماند روی دست مان.

آخرین قربانی هولوکاست
اگر شما به جای این خانم بودید چه می کردید؟ فکر کنید شوهر ایشان با یک من ریش و پشم، که مثل خیلی از یهودی های متعصب حتی وقتی که دارند به این سووال عمل می کنند که « چند تا بچه کافی یه» هم صورت زن شان را می پوشانند و نگاهش نمی کنند، به خانم گفته که من دارم برای کار مهمی به ایران می روم. بعد این خانم که هیچ وقت مورد ماچ شوهرش قرار نگرفته، ببیند همه روزنامه ها عکس شوهرش را در حالی که یک موجود دیگر با یک من ریش تا وسط لنگ و پاچه اش رفته و دارد فرنچ کیس اش می کند، چاپ کرده اند. طبیعی است که شما هم جای این خانم باشید طلاق تان را از این مرتیکه همجنس گرا می گیرید. همسر خاخام موشه آریه فریدمان بخاطر روبوسی شوهرش با احمدی نژاد از او تقاضای طلاق کرد.

یاواش یاواش، عجله نکن
به نظر می رسد به قول بهزاد نبوی « آرایش نیروهای سیاسی در شرف تغییر است.» من فکر می کنم باید نیروهای اصلاح طلب ضمن مدیریت دقیق و حساب شده مجموعه ای از استیضاح ها در مجلس و ایجاد فشار مردمی بر بدنه دولت برای تغییر وزارت کشور، و برخورد فعال در حوزه سیاست خارجی، خودشان را برای یک سال دیگر آماده کنند. بهزاد نبوی گفت: « برنامه اصلاح طلبان حضور فعال در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری آینده است.» من فکر می کنم از این پس باید جناح بندی نیروهای سیاسی را اینطوری تعریف کرد: نیروهای میانه رو، نیروهای تندروی چپ، نیروهای طرفدار نظامیان، سکولارهای ملی گرا. جناح بندی خوبی است، البته شامل 98 درصد نیروها نمی شود.

اصولگرایان اصلاح طلب
من نمی دانم خودشان را هم مسخره کردند یا نه، ولی مطمئنم که ما را مسخره کردند. باد آمد و بوران آمد و ماه رمضان رفت و بالاخره یکی از زیرزمین سبز شد و کفتر را از توی کلاه درآورد. یک بیانیه مهم منتشر شد و یک جبهه که هیچ کسی عضو آن نیست، معرفی شد. در این بیانیه اعلام شده است: «جبهه‌ اصولگرايان اصلاح‌طلب ايران اسلامی برخاسته از متن مردم و يک جريان مردمی و انقلابی است که دارای تفکر ولايی و انقلابی واقعی، عشق به ولايت و حمايت از دولت و ملت و وفادار به آرمان‌های انقلاب اسلامی و سياست‌های کلی نظام و دارای اراده‌ خدمت به نظام و مردم است. جريان سومی که همواره صحبت از وجود آن می‌شود همان تفکر اصول‌گرايی اصلاح‌طلبانه است، يعنی جبهه‌ اصول‌گرايان اصلاح‌طلب ايران اسلامی.» به نظر شما رایحه خاصی از این بیانیه استشمام نمی شود؟

مایوی اسلامی
یک طراح استرالیایی یک مایو برای زنان مسلمان طراحی کرده است که با آن مایو این زنان می توانند با رعایت حجاب کامل به دریا بروند. عکس این مایو منتشر شد، فقط مشکلش این است که اگرچه مایوی مذکور اسلامی است، اما مانکنی که آن را پوشیده هیکلش به نظر مسیحی می آید.

لطفا کمی دیگر ادامه دهید

دیروز نوشتم که دارم کمی در شیوه نوشتن این ستون تجدید نظر می کنم و از خوانندگان خواستم که نظر بدهند که آیا این ستون را به طرف طنزهای کوتاه، و بدون توجه متمرکز بر اخبار روز پیش ببرم، یا اینکه همین حالت را حفظ کنم و کمی از لحن عصبی آن و بیمزه بودنش کم کنم و همین غلطی را که می کنم ادامه دهم؟ از دیشب تا به حال حدود دویست ای میل دریافت کردم، تقریبا حاصل جمع نظرات این است که همین شیوه خبری باشد، ولی از طنز و کوتاه نویسی غفلت نشود. خواهش می کنم باز هم نظرات تان را برای من بفرستید. من هم دارم تلاش می کنم که تا هفته آینده شیوه نوشته را متناسب با آنچه مورد نظر شماست تغییر دهم. ضمنا قصد دارم سفری به آسیای میانه و بخصوص به تاجیکستان و ارمنستان بروم، از بروبکس ایرانی ساکن آنجا می خواهم در صورت امکان در مورد ایرانیان این دو کشور اطلاعاتی که مفید است برایم ای میل کنند. نظرات تان را برای من به آدرس زیر بفرستید:

ebrahim.nabavi@gmail.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 15:22  توسط ابراهیم نبوی  | 

جیگرتو، مایکل مور

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 26 دی 1385 [2007.01.16]

po_nabavi_01.jpg

نامه مایکل مور به بوش بامزه بود. اصولا ژورنالیسم آمریکایی به نظر من بزرگترین و شاید تنها شیوه ممکن جلوگیری از رفتارهای غلط دولت در آمریکاست. البته اگر در جبهه مخالف حکومت صدها نشریه و دهها تلویزیون وجود دارد، آن طرف هم صدها نشریه و دهها تلویزیون دارند. شیوه طنز موجود در نامه مایکل مور بامزه و جالب است. البته فرق مایکل مور و طنزنویس ایرانی این است که وقتی مایکل مور چنین نامه ای به بوش می نویسد، کسی در دموکراسی آمریکایی جرات ندارد حتی جگرش را هم بخورد، در حالی که اگر یک طنزنویس ایرانی چنین نامه ای بنویسد، حتما مسوولان امنیتی جگرش را می خورند.

74 امضا برای رهایی از نابودی کشور

روش مبارزه پارلمانی مدیریت می خواهد. یکی باید راه بیفتد و کار توضیحی کند و جلسه بگذارد و اعضای مجلس را قانع کند که اگر جلوی رفتارهای احمدی نژاد و شرکا را نگیرند، مملکت نابود می شود و رئیس جمهور فراری از تهران را به مجلس احضار کند. صد البته که نباید تا قبل از رسیدن به نتیجه قضیه را توی بوق کرد. فعلا یک فراکسیون جدید در مجلس در حال تشکیل است که من مطمئنم اگر چنین شود، این نمایندگان برای همیشه خودشان آبروی خودشان می شوند و در تاریخ ایران به عنوان کسانی که به موقع کشور را از بحرانی بزرگ نجات دادند، شناخته می شوند. تا به اینجای کار، تعداد امضاهای سووال از احمدی نژاد به پنجاه نفر رسید. از طرف دیگر دیروز مجلس با اعلام مخالفت خود با یک طرح و یک لایحه دو فوریتی اجازه برداشت پیاپی از صندوق ذخیره ارزی را نداد. این اقدام مهم را به مجلس تبریک می گویم.

محمود در ماناگوآ
همزمان با طرح مشکلات مختلف اقتصادی در تهران، احمدی نژاد در آمریکای لاتین در حال حل این مشکلات است، منتهی نه برای ما، بلکه برای مردم آمریکای لاتین. البته نباید بخیل باشیم، کاش می شد دولتی و ملتی و سرمایه ای داشتیم که ایران می توانست مشکلات بسیاری از ملت ها را حل کند. احمدی نژاد پس از یک سال و نیم که همیشه با بیست نفر محافظ برای سفر می رود، درحالی که سوار ماشین دانیل اورتگا شده بود و اورتگا رانندگی می کرد، از محله های فقیرنشین ماناگوآ دیدن کرد. در تهران، اکثر اقتصاد دانان و گروههای منتقد و حتی ائمه جمعه و مردم از دولت خواستند با گرانی و فقر مبارزه کند. در پاسخ به این خواسته ملت ایران، احمدی نژاد در ماناگوآ اعلام کرد که « تهران قصد دارد که در عملیات ریشه کن کردن فقر در فقیرترین کشور آمریکای لاتین شرکت کند.» آگاهان این اقدام بموقع احمدی نژاد را ستودند. از سوی دیگر همزمان با سووال خبرنگاران از وزیر مسکن در مورد مشکل مسکن و علت افزایش قیمت آن، که باعث خنده وزیر مسکن شد، احمدی نژاد اعلام کرد که شرکت های ایرانی بزودی 40 هزار واحد مسکونی در ونزوئلا می سازند و بخشی از مشکل مسکن ونزوئلا را حل می کنند. آگاهان گزارش کردند که اقدامات رئیس جمهور در این حد محدود نشد، چرا که همزمان با حضور سنگین آمریکا در منطقه که نیازمند آمادگی دولت ایران است، احمدی نژاد اعلام کرد که ایران و ونزوئلا دو میلیارد دلار بودجه برای مبارزه با استیلای آمریکا در آمریکای لاتین مصرف می کنند. ظاهرا احمدی نژاد درخواست کرده است که بودجه سال آینده را فعلا برای آمریکای لاتین تخصیص بدهند تا بعدا در سال آینده بودجه کشور برای فلسطین و لبنان اختصاص داده شود. محمود احمدی نژاد در دیدارش با اورتگا جمله ای را که دیروز از چاوز یادگرفته بود، تکرار کرد و گفت: « ما امروز در دنیا تنها نیستیم. نیکاراگوئه، ایران، ونزوئلا و کشورهای انقلابی همه با هم هستیم و با هم خواهیم ایستاد.» آگاهان گفتند: انشاء الله به پای هم پیر بشین.

سفر رفتی که از یادم بری دیدم نمی شه، نمی شه...
مسکو، کشف تازه ای کرد و یکی از نمایندگان دومای روسیه گفت: « سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین پاسخ سفر رایس به منطقه بود.» آگاهان با توجه به اینکه مطمئن هستند که دومای روسیه هنوز اطلاع کافی از مسائل ایران ندارد، برای آگاهی بیشتر این دوما ی محترم، موارد زیر را تذکر دادند:
اول: احتمالا سفر این هفته احمدی نژاد به ونزوئلا در پاسخ به سفر رایس به منطقه بود، سفر چهار ماه قبل احمدی نژاد به ونزوئلا هم به دنبال سفر چهارماه قبل یک نفر دیگر به منطقه بود. و علت اینکه احمدی نژاد برخلاف همه روسای جمهور ایران و جهان دو سال پی درپی به سفر نیویورک رفت، این بود که رایس دو سال پشت سر هم از واشنگتن به تگزاس رفته بود....
دوم: این روس ها فکر می کنند که دولت ایران مثل دولت روسیه فقیر است که وقتی رئیس جمهورش با صد تا غربتی می خواهند سفر بروند نیاز به انگیزه داشته باشند. یا اینکه اصولا برای انجام کاری در ایران دلیل وجود دارد. نه، یولداش، نه تاواریش، از این خبرها نیست، در ایران هرکسی کاری که به نظرش رسید جالب است انجام می دهد، بعدا فکر می کند ببیند که کارش درست بوده یا نه.
سوم: بفرض که سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین پاسخ به سفر رایس باشد، یک پاسخ ارزان تر وجود نداشت که به این خانم مستکبر دائم السفر بدهند؟

منابع درآمد اعلام شد
مهم ترین منابع نفتی کشورهای آمریکای لاتین اعلام شد
ونزوئلا: نفت، تراکتور، محمود احمدی نژاد
بولیوی: کوکائین، محمود احمدی نژاد
نیکاراگوئه: محمود احمدی نژاد، چاوز

می ترسم، می ترسم، می ترسم
مدتی است که احساس می کنم عصبی می نویسم. نوشته یکی از بچه های وبلاگ نویس را خواندم، درست نوشته بود. انگار که خودم هم به طنز فرصت نمی دهم بیرون بریزد. گاهی احساس می کنم خواننده ایرانی را هم عصبی ممکن است بکنم. واقعیت این است که ترس عجیبی از جنگی خطرناک دارم. شده ام شبیه آدمی که صدای سوت خمپاره را می شناسد و آن را شنیده است و دارد فریاد می زند و از این که دیگران احساس وحشت نمی کنند شگفت زده است. نمی دانم باید از این احساسم عذر بخواهم یا دیگران را وادار کنم که وضعیت را جدی بگیرند. خدا کند من اشتباه کرده باشم و ایران در معرض خطری جدی نباشد.

بروبیا ادامه دارد
آرامش قبل از طوفان در حال ادامه است. بلر گفته است که جنگ را ما انتخاب نمی کنیم. دیروز دیک چنی به ایران هشدار داد. وزیر دفاع آمریکا هم فعلا در خلیج کاملا فارس کنگر خورده و لنگر انداخته است . وزیر دفاع مذکور گفت که برای بررسی ایران به منطقه آمده است. وی گفت: « دلیل افزایش فعالیت های آمریکا در خلیج فارس مقابله با ایران است.» سولانا هم که همیشه حرف هایش بوی آرامش می داد، گفت: « ایران از حمایت گروههای خرابکار دست بردارد.» جرج بوش هم جدی جدی گفت: « ایران تهدیدی برای صلح جهانی است.... هر ایرانی در عراق دستگیر شود، با وی برخورد می کنیم.» از طرف دیگر ارتش آمریکا اعلام کرد که نیروهای تازه نفس آمریکایی وارد بغداد شدند. دیروز آمریکا باز هم اعلام کرد که آماده گفتگو با ایران است. احمدی نژاد هم بدون اینکه حرفی از انرژی هسته ای بزند، گفت که ایران برای مذاکره با آمریکا مشکلی ندارد. اما دیروز الهام بکلی قضیه را خراب کرد و گفت: « ما برای مذاکره با آمریکا در شرایط مناسب مشکلی نداریم.... و به غنی سازی ادامه می دهیم.» به نظر می رسد دولت با جدیت تمام مشغول عصبی کردن هرچه بیشتر آمریکاست.

این گروه نسبتا خشن

هنر ترجمه واقعا بیداد می کند. سایت آفتاب، این یکی آفتاب را نمی گویم، آن یکی آفتاب از قول وزیر خارجه عراق خبر داد که: « هشیار زیباری به سی ان ان گفت که دفتر اربیل کنسولگری بود و دستگیرشده ها دیپلمات بودند و دولت عراق در جریان رفت و آمد آنها بود.» ظاهرا ترجمه این مصاحبه برای کاهش خطر حمله آمریکا انجام شده بود. چون دو ساعت بعد، رادیو فردا به نقل از رویترز نوشت که بنا به گفته هشیار زیباری « ایرانی های دستگیر شده دیپلمات نیستند و حتی کارت شناسایی که نشان دهد کارمند وزارت خارجه هستند را ندارند، اما مقامات محلی در جریان رفت و آمد آنان بودند.» البته من هم فکر می کنم اگر ما بتوانیم از طریق تغییر ترجمه خبرها جلوی جنگ را بگیریم کار مهمی کرده ایم، اما فکر می کنم کار بسیار سختی است.

معجزه خانوادگی هزاره سوم
به نظر می رسد مشکل فقط از شمسی پهلوون نیست، مشکل خانوادگی است. غلامحسین الهام سخنگوی دولت و وزیر آینده دادگستری توصیفاتی که تا به حال برای احمدی نژاد می شد و او را به یار امام زمان و امام زمان و امام حسین و سایر مقدسین می شد کافی ندانست و احمدی نژاد را به حضرت موسی تشبیه کرد و گفت: « ترس آمریکایی ها از احمدی نژاد مثل ترس فراعنه از موسی هاست.» آگاهان پیشنهاد کردند حالا که قرار است اسم این هاله نورانی را موسی بگذاریم، اسم اعضای ائتلاف خوش خدمت را هم بنی اسرائیل بگذاریم. الهام در کمال صداقت گفت: « دولت برای کاهش گرانی هیچ غفلتی نداشته است.» آگاهان گفتند: برای کاهش گرانی هیچ غفلتی نداشته است، اما برای افزایش آن غفلت داشته است. غلامحسین مذکور گفت: « با همه قوا برای مبارزه با گرانی تلاش می کنیم.» آگاهان پرسیدند: کدام قوا؟ اين جمله شوهر فاطمه اره را هم بخوانيد تیتر اول روزنامه سرمايه است "در ماه های اخير بعضی کالاها دارای شتاب افزايش قيمت بوده اند اما برخی هم افزايش قيمت پيدا کرده اند" که بايد افزود برخی هم از اول خل بوده اند. و بهترست که برای خودشان و فاطی اره کمی اسپند دود بنمايند. [جمله را دوباره بخوانيد و پيش خود بگويید بچه های کشور چطوری پيش اين استادان درس می خوانند]

عروس ما صداش می آد، صدای کفش پاش می آد
بابا این عروس خانم هم چه عشوه ای دارد. یک روز سرما خورده، یک روز کف پایش مور مور می شود و نمی تواند برای صلح خاورمیانه از خانه بیرون برود، یک روز توی دلش آشوب می شود و انگاری که آبستن حوادث است. فعلا همه دارند کل می کشند که عروس خانم از پشت پرده دربیاید. مرعشی گفت: « ضرورت دخالت هاشمی در پرونده هسته ای احساس می شود.» عباس عبدی هم بعد از میلیاردها سال بالاخره یک جمله ای گفت که در آن هیچ کدام از لباس های هاشمی بادبان نشده بود. عبدی گفت: « از مواضع هاشمی در مسائل هسته ای حمایت می کنم.»


زنده باد شهرام جزایری
خوشم می آید. این پسر آدم مهمی در تاریخ ایران است. شهرام جزایری اولین ایرانی است که نه تنها از پولدار بودنش دفاع می کند، بلکه شهامت دارد و می گوید که پول درآوردن کار مهمی است. شهرام جزایری در حالی که روزهای دفاع دادگاه چند صد ساله اش را به عنوان یکی از قربانیان سیاست در اقتصاد می گذراند، گفت: « چون به کسی وابسته نیستم گرفتارم.» وی در حالی که می خندید، ادامه داد: « در ایران به راحتی می شود پولدار شد.» البته آگاهان برای شهرام جزایری توضیح دادند که وی در حال حاضر زندانی است. وی گفت: « 160 میلیارد تومان سرمایه دارم.» وی ادامه داد: « به شیوه پول درآوردنم افتخار می کنم.»

من از روز ازل....
شما دقت کردید که قورمه سبزی ایران، بهترین و بی نظیرترین قورمه سبزی در خاورمیانه است؟ و دقت کردید که خوراک کله گنجشکی ایران در تمام دنیا حرف اول را می زند و ژاپنی ها با وجود اینکه در همه زمینه ها پیشرفت کردند، اما هنوز هم این ما هستیم که کله گنجشکی را به این خوبی و سرعت درست می کنیم؟ فکر می کنید چرا ما برای کشیدن یک تونل دو کیلومتری رسالت که سالی ده تا مثل آن در دنیا ساخته می شود نه ماه وقت صرف می کنیم ولی تونل مانش با 50 کیلومتر طول در عمق 39 متری دریا در پنج سال ساخته می شود؟ دلیلش ساده است، ما سه هزار سال یا به عبارتی پنج هزار سال و اگر کسی چیزی به ما نگوید هفت هزار سال تاریخ داریم و طبیعتا دو سال و بیست سال و سی سال برای ما چیزی نیست. مثلا دقت کردید که مغولها در اوایل قرن هفتم به ما حمله کردند و ما تا وقتی تصمیم بگیریم با آنها مبارزه کنیم، صد و هشتاد سال گذشته بود و همه شان ایرانی شده بودند و وقتی بیرون شان کردیم داشتند از غصه گریه می کردند و می رفتند. برای همین است که برای ما اصلا مهم نیست که هشت سال بجنگیم و بعد سی سال طول بکشد تا اجساد کشته های مان را بگیریم و دفن کنیم. در همین راستا، رئیس مرکز پاکسازی میادین مین کشور گفت: « ایران در پاکسازی مین حرف اول دنیا را می زند.» وی بدون اینکه اعلام کند که از پایان جنگ 17 سال گذشته است، گفت: « ناطق آلوده به مین تا پنج سال آینده کاملا پاکسازی می شود.» البته آگاهان پیش بینی می کنند تا آن زمان ما باید بیست و پنج سال هم مناطق مین گذاری شده جنگ شش روزه با آمریکا را پاکسازی کنیم.

راه حل مفید
خدا پدرت را بیامرزد که بالاخره مشکل ما را حل کردی. تا دیروز هر وقت می خواستم در مورد طرفداران احمدی نژاد بنویسم، تا می آمدم بنویسم « راست» ها، یادم می آمد که او مهم ترین حامی بقایای کمونیسم و سوسیالیسم در جهان است. و وقتی می آمدم بنویسم « اصولگرایان» یادم می افتاد که این اساتید به هیچ اصولی اعتقاد ندارند، و وقتی می خواستم بنویسم « محافظه کاران» یادم می آمد که این گروه نه تنها از چیزی محافظت نمی کنند، بلکه همه چیز را بسرعت ویران می کنند. اما راه حل آقای بادامچیان بخش مهمی از مشکل ملی ما را حل کرد. اسدالله بادامچیان گفت: « احزاب معتقد به اصل ولایت فقیه عادل در یک جناح و احزاب سکولار در جناح دیگر قرار بگیرند.» آگاهان پیش بینی کردند که اگر این جناح بندی صورت بگیرد، آن بیست درصد گروه اول در یک جناح می مانند و چون هیچ حرب سکولاری نداریم، جناح دوم هم خالی می شود. باز هم برای هشتاد درصد مشکل داریم، ولی باز جای شکرش باقی است که بیست درصد مشکل مان حل شده.

گام به گام، با کفش ملی

این افغانی ها دارند رکورد ما را می زنند و به جای اینکه به قول رحیم صفوی ما بزودی ابرقدرت منطقه شویم، احتمالا افغانستان پوز زنی می کند و شوخی شوخی ابرقدرت منطقه می شود. در همین راستا، دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدراعلام کرد که « زنگ خطر تولید هروئین کریستال در افغانستان به صدا درآمد.» آگاهان توضیح دادند که این اولین باری است که در سال گذشته یک کشور منطقه در یک نوع فساد از ما جلو افتاده است. نیروی انتظامی اعلام کرد: عوضش در 9 ماه آینده 740 جنایت در ایران اتفاق افتاده که کسی نمی تواند روی دست ما بزند.

اعدام وحشیانه
کینه توزی هم چیز وحشتناکی است. من نمی دانم چرا وقتی یک نفر را محکوم به مرگ می کنند، چرا در هنگام مرگ هم او را آزار می دهند؟ تازه وقتی هم می خواهیم بگوئیم رفتار کسی خشن است، می گوئیم رفتارش حیوانی است. جان مادرتان! کدام حیوانی این وحشیگری که ما انسانها می کنیم، انجام می دهد؟ عواد البندر و برزان التکریتی دیروز صبح اعدام شدند. ظاهرا عراقی ها در کمال خشونت این کار را کردند. ممکن است کسی بگوید آن دو کشته هم وحشیگری کرده بودند که چنین کشته شدند. منظورم از این موجودات وحشی شامل آنها هم می شود. نکته این که انگلیس و آمریکا این اقدام را محکوم کردند.

برسر دوراهی، به من بگوئید چه کنم

چند روزی است که دارم تصمیم می گیرم که طنز این صفحه را کوتاه کنم و این حالتی که در آن بیشتر مرور خبرهاست تغییر بدهم و حجم مطلب را بکاهم و بیشتر به طنز بپردازم. به نظرات شما نیازمندم. لطفا نظرات مخالف تان را برایم بفرستید و بگوئید که ترجیح می دهید کوتاه و طنز بنویسم یا همین غلطی را که می کنم ادامه دهم. ضمنا نوشته های تان را فقط به ای میل زیر بفرستید.
ebrahim.nabavi@gmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 14:14  توسط ابراهیم نبوی  | 

آنفلوآنزای هسته ای

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 25 دی 1385 [2007.01.15]

po_nabavi_01.jpg

فعلا سیاست خارجی کشور در بحرانی از امیدهای مبهم و نومیدی های روشن دست و پا می زند. از یک طرف به نظر می رسد که احمدی نژاد از هرگونه اظهار نظر در قضایای هسته ای و غیره ممنوع شده، از طرف دیگر احتمال می رود که ایران قصد کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و مذاکره را داشته باشد. سویه سوم این است که حجم انتقادات از دولت احمدی نژاد بسیار افزون شده و بعید است در بازگشت این ستاره یگانه تولید بحران برای کشور، حملات منتقدان دولت بسادگی مهار شود. اما، نکته این که به نظر می رسد آنفلوآنزای هاشمی در حال تبدیل به یک اپیدمی سیاسی دارد می شود، خاتمی و کروبی مدتی است که در سکوت بسر می برند. روزنامه کیهان که هر روز در حال غنی سازی احمدی نژاد بود، فعلا یک کلمه هم در مورد انرژی هسته ای حرف نمی زند.

سفر به دیگرسو
انجمن عقب مانده های جهان در حال سرور و شادمانی بسر می برند. فعلا تنها جایی که در دنیا امن است و هیچ بحران صداداری در آن مشهود نیست، آمریکای لاتین است. احمدی نژاد در دیدار چند ساعته اش با چاوز، که توسط کیهان و غیره به اندازه شش روز بزرگ شده است، همصدا با چاوز اعلام کرد که « آماده است صدها میلیارد دلار برای پروژه های مالی دیگر کشورها صرف کند تا از استیلای آمریکا جلوگیری کند.» آگاهان توضیح دادند که قرار است احمدی نژاد این صدها میلیارد دلار را از محل گورستان خانوادگی ابوی شان استخراج کند، وگرنه تا اطلاع ثانوی در ایران پولی برای این کارها وجود ندارد. در پاسخ به این ولخرجی احمدی نژاد، هوگو چاوز گفت: « مرگ بر امپریالیسم آمریکا» چاوز که در دیدار با احمدی نژاد، از پیشرفت های کشورش سخن می گفت، به نقل از یک پیرزن ونزوئلایی که در سال گذشته اولین بار تراکتور دیده است، گفت: « این پیرزن چهل سال است کشاورزی می کند، اما نمی دانسته تراکتور چه کارآیی دارد.» آگاهان از این موضوع به عنوان نشانه ای برای پیشرفت تکنولوژی ونزوئلا و ضرورت جایگزینی ژاپن و آلمان عقب مانده به جای ونزوئلای صاحب تراکتور نتیجه گرفتند. هوگو چاوز پس از گفتن این نکته فریاد کشید: « مرگ بر امپریالیسم آمریکا» در این مراسم هوگو چاوز کتابی را که در مورد آیت الله خمینی به زبان اسپانیولی چاپ شده بود به احمدی نژاد ارائه داد و به محض اینکه نام آیت الله خمینی آمد، سه بار با صدای بلند گفت: « مرگ بر امپریالیسم آمریکا» احمدی نژاد نیز بدون اینکه توضیح بدهد که اگر کسی در ایران طرفدار تفکر سیمون بولیوار باشد احتمالا زندانی می شود، کتاب فارسی ای را در مورد بولیوار به چاوز هدیه داد. چاوز با دیدن این کتاب بسیار خوشحال شد و فریاد کشید: « این دفعه دیگه واقعا مرگ بر امپریالیسم آمریکا» نکته مهم اینکه احمدی نژاد فعلا دو روز است در مورد انرژی هسته ای هیچ حرفی نزده است.

ارکستر عقب مانده های ذهنی
اتفاقا همه کسانی که به معالجه عقب ماندگی ذهنی مشغولند، معتقدند موسیقی نقش والایی در درمان این عقب ماندگی دارد. هوگو چاوز با اشاره به اورتگا و مورالس و احمدی نژاد گفت: « هر روز تعداد ما بیشتر می شود و حتی می توانیم یک گروه موسیقی تشکیل دهیم و من نوازنده تنبور خواهم شد و «اوو» مورالس خواننده گروه باشد.» آگاهان پیش بینی می کنند که در این گروه احمدی نژاد به عنوان نوازنده نی و یا رقاص پای نقاره مشغول بکار شود. طراحان ما در حال آماده کردن تصویر ارکستر چپ های نوین جهان هستند. من بزودی تلاش می کنم که اولین ترانه گروه را هم بسازم. نکته مهم در مورد این موضوع اینکه فعلا هوگو چاوز که شدیدا با مخالفت مردم ونزوئلا مواجه است، قصد دارد با تغییر قانون اساسی هرگونه محدودیتی که مانع از انتخاب مجدد او می شود را از میان بردارد. چرا که مخالفان چاوز معتقدند اکثریت مردم ونزوئلا با روش او که برخلاف سنت 60 ساله دموکراسی در این کشور است، مخالفند.

محمود و مورالس
اوو مورالس اعلام کرد که فردا با احمدی نژاد یک دیدار دوجانبه خواهد داشت. آگاهان پیش بینی می کنند که احمدی نژاد و مورالس چنین گفتگویی خواهند کرد:
محمود: چطوری آقا مورالس؟
مورالس: قربانت بشم، تو چقذه کوچیکی؟
محمود: تو ارادون همه همی طورن
مورالس: آق محمود! می شه یه زحمتی بکشی چنی از ای تراکتورای چاوزه برای مونم بدی؟
محمود: ها! هر چی بخوای بهت می دم، فقط می خواستم بدونم تو هنوز کمونیستی؟
مورالس: مو؟ ها. مو خیلی کمونیستم. تو مگر کمونیست نیستی؟
محمود: من نه، ولی تو هنوز می گی دین تریاک توده هاست؟
مورالس: ها، مو هنی می گم. چطور؟
محمود: یعنی تو با دین مخالفی؟
مورالس: نه، اتفاقا مو با تریاک و کوکائین هم مخالف نیستیم، از شما هم برای همین خوشم می آد.
محمود: ولی ما با تریاک و کوکائین مخالفیم.
مورالس: نگو رفیق، من و تو و چاوز یه بست کوکائین حسابی بزنیم تموم آمریکا رو می گیریم.

رایس و فتح، ایران و حماس
کوندالیزا رایس وزیر خارجه آمریکا پس از دیدار از اسرائیل به دیدار ابومازن رفت و به او گفت که ما « به تشکیل کشور مستقل فلسطینی پابندیم.» ابومازن هم که فعلا مردمش گرسنه هستند و هزار تا بدبختی دارند، اما زیر فشار حماس است، گفت: « دستگاههای امنیتی فلسطین باید به سلاح مجهز شوند.» فعلا ایرانی ها دارند به حماس اسلحه می دهند، آمریکایی ها هم به فتح کمک مالی و تسلیحاتی می کنند، تا این دو گروه به جای ایران و آمریکا با هم بجنگند، تا اگر کسی از فلسطینی ها زنده ماند، احتمالا دولت جدید فلسطین را تشکیل دهد. همزمان با سفر رایس، هیلاری کلینتون، نامزد انتخاباتی دوره بعد آمریکا، بعد از بغداد به کابل رفت و با حامد کرزی دیدار کرد. نیکلاس برنز هم گفت: « اگر ایران غنی سازی در تاسیسات نطنز را حتی بطور موقتی متوقف کند، آمریکا حاضر است با ایران وارد گفت و گو شود.» فعلا آمریکایی ها دارند در مسابقه شطرنج با ایران، دائما قربانی های کوچک می دهند تا حریف را به بازی بکشانند. حسینی، سخنگوی وزارتخارجه پیشنهاد مذاکره با آمریکا را ریاکارانه خواند. اما احمدی نژاد در کاراکاس در یک گفتگو با شبکه الجزیره شرکت کرد و گفت: « ایران در شرایط عادلانه و مناسب منعی برای گفتگو با آمریکا ندارد.» شرایط احمدی نژاد برای گفتگو با آمریکا بشرح زیر اعلام شد: « آمریکا باید موجودیت و استقلال دولت منتخب عراق و حق تعیین سرنوشت ملت این کشور را به رسمیت بشناسد.» وی همچنین گفت: « ما رژیم صهیونیستی را برسمیت نمی شناسیم.» احمدی نژاد در مورد توقف غنی سازی هیچ چیزی نگفت.

ایران و آمریکا صلح می کنند

منابع نزدیک به احمدی نژاد شرایط مذاکره با آمریکا را بشرح زیر اعلام کردند:
اول: برای حل مشکل ایران و آمریکا، این کشور باید دولت عراق را که خودش روی کار آورده برسمیت بشناسد و بعد از عراق بیرون برود.
دوم: دولت آمریکا باید حکومت نظامی در سومالی را متوقف کند.
سوم: دولت آمریکا باید به عربستان بگوید که دست از حمایت از سنی های عراق بردارد و از شیعه های عراق حمایت کند.
چهارم: دولت آمریکا باید دست ازحمایت از فتح بردارد و از حماس حمایت کند و دولت حماس را تشکیل دهد.
پنجم: دولت آمریکا باید با تغییر دولت سینیوره در لبنان موافقت کند و سید حسن نصرالله رئیس جمهور لبنان شود.
ششم: دولت آمریکا برای حل مشکل میان ایران و آمریکا باید به فرانسه اعلام کند برج ایفل را از محل خودش به حیاط سفارت ایران منتقل کند که اگر رئیس جمهور ایران به پاریس رفت بتواند در همان حیاط سفارت بالای برج ایفل برود.
احمدی نژاد اعلام کرد که در صورت پذیرش این موارد توسط آمریکا، شرایط بعدی را اعلام می کند.

علی موند و حوض زمزم
دیپلماسی یکی به راست یکی به چپ در حال پیشروی است. در حالی که احمدی نژاد دارد وسط رفقای سابق وول می خورد، لاریجانی به عربستان رفته است تا در آنجا دست به یک معامله بزرگ بزند. دیروز علی لاریجانی با پادشاه عربستان دیدار کرد... در این دیدار طرفین با هم دست دادند، همدیگر را ماچ کردند، با هم حرف زدند، با هم ناهار خوردند، بعد از ناهار با همدیگر نماز خواندند، سپس برای همدیگر دعا کردند. در این دیدار 34 فنجان چای مصرف شد و طرفین چهار بار سرفه کردند... اما هیچ جزئیاتی در مورد گفتگوهای آنان منتشر نشد.

آمریکا و ایران و کنسولگری
ظاهرا یک بار حسینی سخنگوی وزارت خارجه ایران در حال قاچاق باروت به عراق بود، وسط راه مامورین مرزی دستگیرش کردند و به او گفتند: اینها چیه همراهت؟ گفت: فلفل. گفتند: ولی اینا به نظر باروت می آد. حسینی گفت: نه قربان! به حضرت عباس فلفله، به ابوالفضل فلفله. مامور کمی از باروت را کف دست حسینی ریخت و کبریت را کشید و باروت منفجر شد و دست حسینی سراپا سوخت. حسینی در حالی که از درد اشک توی چشمهایش جمع شده بود، گفت: قربان! عرض نکردم فلفله.
مقامات نظامی آمریکا در عراق گفتند که: « ایرانیان دستگیر شده در عراق از اعضای سپاه پاسداران هستند و با سپاه قدس ارتباط داشته اند و مسوولیت رساندن کمک های نقدی و اسلحه به جنگجویان مخالف حضور نیروهای ائتلاف در عراق را برعهده داشته اند.» از طرف دیگر یو اس ای تودی نوشت که « محمد جعفری، معاون شورای امنیت ملی ایران یکی از اعضای کنسولگری ایران در اربیل است که دستگیر شده است.» البته راست و دروغ خبر به گردن یو اس ای تودی. ولی سخنگوی دولت عراق هم گفت: « دفتر دولت ایران در اربیل که مورد حمله نیروهای آمریکایی قرار گرفته یک دفتر دیپلماتیک نبوده.» این سخنگو اعلام کرد که: « ما منتظر گزارش آمریکا هستیم.» با وجود همه این موارد آقای حسینی، سخنگوی وزارت خارجه هرگونه ارتباط این افراد با سپاه پاسداران را تکذیب کرد، آنها را « دیپلمات» و دفتر اربیل را « کنسولگری» نامید. ظاهرا ایران این محل را به عنوان کنسولگری تعیین کرده بود، اما چون احساس می کرد لازم نیست که به دولت عراق اعلام کند که این ساختمان کنسولگری است، به هیچ کس چنین چیزی را اعلام نکرد. نکته مهم این که از دیروز دیگر دولت ایران واژه دیپلمات را در مورد این پنج نفر بکار نبرده و فقط « خواستار آزادی پنج تبعه خود توسط آمریکا شد.» نکته با مزه دیگر اینکه وزیر اطلاعات ایران و وزیر امنیت ملی عراق با هم دیدار کردند. واعظی، وزیر امنیت عراق گفت: « افزایش نیروهای آمریکایی در جهت اجرای طرح امنیتی بغداد است.» وی گفت: « پشتیبانی آمریکا از نیروهای عراقی، به درخواست فرماندهی عراق است.» محسنی الاژه ای، وزیر اطلاعات نیز در حالی که اصلا به روی خودش نمی آورد که قضیه پنج دیپلمات چیست، اعلام کرد که: « بطور کلی در مورد گروگانگیری بحث شد، اما به صورت جزئی نه.»

دست ها رو سینه، لپ ها آلوچه، هپ!
در تمام راهروهای سیاست هسته ای کشور، همه دارند یواش یواش راه می روند. کسی صدای پای کسی را نمی شنود. اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس با صدای بسیار آهسته و آرام گفتند: « مسوولان دولت به جای سخنان غیرضروری و گاه نسنجیده اجازه دهند پرونده هسته ای در مسیر صحیح خود پیگیری شود.» ظاهرا منظور آنان سخنگوی وزارت خارجه بود که دیروز گفت: « غنی سازی در نطنز متوقف نشده است.» محمد عطریانفر هم بعد از قرنها اقدام به تمجید از کارهای علی لاریجانی کرد و گفت: « موضع لاریجانی در مورد پرونده هسته ای بسرعت به دیدگاههای دولت در گذشته نزدیک می شود.» فعلا کسی بلند بلند حرف نزند، یواش یواش راه بروید و پرده ها را هم کنار نزنید. علی آقا دارد یواشکی با موبایلش حرف می زند.

جشنواره طنز قالیباف
جشنواره طنز از طرف شهرداری تهران برگزار شد و تعداد زیادی از طنزنویسان کشور در آن شرکت کردند. قالیباف که در این مراسم سخن می گفت، اعلام کرد: « جرات حضور در جمع طنزپردازان بسیار سخت تر از رفتن به جبهه و جنگ است.» البته آگاهان توضیح دادند که قبل از عملیات ظاهرا دشمن کاملا خلع سلاح شده بود. رویا صدر، معروف به بی بی گل، در مورد جشنواره طنز قالیباف نوشت: « تا به حال به عنوان یک طنزنویس، اینقدر احساس سرافکندگی و خجالت نکرده بودم.... اکبر عبدی در این جلسه از قالیباف خواست به طنزنویسان خانه بدهند، منوچهر آذری هم گفت: ما بیکاریم، به ما کار بدهید.» در این مراسم سعدی افشار هم به عنوان یکی از طنزنویسان بزرگ کشور روی صحنه رفت. براساس گفته بی بی گل عزیز تعداد آثار زیاد بود و جمعیت زیادی از برنامه استقبال کرده بودند.

بودجه و انتقاد از دولت
در حالی که صاحب عزا در نیکاراگوئه مشغول آموزش رقص سالساست، اعضای هیات دولت دارند خودشان را برای آماده کردن بودجه جر می دهند. اعلام شد که جلسات بودجه هیات دولت از ساعت 7 صبح تا 9 شب برگزار می شود. در همین درازا وزیرعلوم به دلیل فشار کاری در سی سی یو بستری شد. از طرف دیگر اعلمی، نماینده غیور تبریز در تذکر به حداد عادل گفت: « به آقای احمدی نژاد تذکر می دادید در شرایط فعلی بودجه در اولویت است.» ظاهرا نمایندگان مجلس فکر نمی کنند که خودشان هم می توانند در نطق پیش از دستور یا سووال یا استیضاح یا هر کوفت و زهرمار دیگری از رئیس جمهور سووال کنند. حداد عادل هم از دولت انتقاد کرد و گفت: « دولت مصوبات خود را هم اجرا نمی کند.» اسدالله بادامچیان هم بدنبال رفیقش باهنر از سیاستهای اقتصادی دولت انتقاد کرد و گفت: « دولت در سیاست و مدیریت اقتصادی خود تجدید نظر کند.» به دنبال همین انتقادات، 150 نماینده مجلس در مورد « اتخاذ سیاستهای مقطعی و غیرنظام مند.» در بودجه به دولت هشدار دادند. الیاس نادران توضیح داد که اولا بررسی بودجه به 67 روز کاری بدون احتساب تعطیلات نیاز دارد و ثانیا بستن بودجه با پایه نفتی 45 دلار بیش از حد خوش بینانه است. اما جان کلام توسط جان نگروپونته، مدیر اطلاعات ملی آمریکا بیان شد. وی گفت: « سیاست های اقتصادی خود ایران، از تحریم زیانبارتر است.» آگاهان توضیح دادند که برای سقوط دولت هیچ نیازی به تحریم اقتصادی آمریکا نیست، این دولت اگر با همین وضع پیش برود، تا دو ماه دیگر حتی اعضای دولت امکان تشکیل جلسه دادن را هم ندارند. اما نکته جالب در مورد گرانی لبخندی بود که بر لب وزیر مسکن نشست. وزیر مسکن در مقابل این سووال خبرنگاران که چرا مسکن گران شده است، لبخند زد و رفت. به همین راحتی.

جناح راست یکدست نمی شود؟
به نظر می رسد که اصلاح طلبان دارند خودشان را شدیدا خسته می کنند و بشکل عجیبی دارند روز و شب فعالیت می کنند، تا حدی که سایت امروز گاهی اوقات در روز یکی دو بار خبر جدید می گذارد. سایت ادوارنیوز هم که به نظر می رسید از 18 تیر سال 1378 به روز نشده بود، موفق شد به روز شود. سعید رضوی فقیه گفت: « جناح راست دیگر یکدست نمی شود.» مرتضی حاجی نیز اعلام کرد که « با اصولگرایان متعادل به ماه عسل نمی رویم، اما اعتمادمان را بیشتر می کنیم.» آگاهان تذکر دادند که با هرکس می خواهید به ماه عسل بروید، اشکالی ندارد، با راست افراطی به ماه عسل نروید.

لطفا انتقاد کنید
آقا! من مدتی است که شیوه این صفحه را تغییر دادم، اخبار روز را کاملا می نویسم و بعضی روزها خودم هم یادم می رود که قرار بود طنز بنویسم، ظاهرا به نظرم می آید که خیلی کار بامزه ای دارم می کنم، منتهی فکر می کنم احتمالا نظر شما با من یکی نیست. سووال من این است، همین روشی که دارم ادامه بدهم؟ یا مطالب را کوتاه تر کنم و بیشتر به طنز بپردازم. لطفا نظرات تان را با ای میل خودم برای من بفرستید تا ببینم دارم چه غلطی می کنم. ضمنا تصمیم گرفتم برای عید سری به طرف ارمنستان و تاجیکستان بزنم، به نظر شما در آنجا می توانم برنامه ای برای ایرانیان بگذارم؟ اصلا کسی از دوستان در تاجیکستان یا ارمنستان هست که آدم با او تماس بگیرد و در آنجا برنامه بگذارد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 1:36  توسط ابراهیم نبوی  | 


یخ زده در کاراکاس

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 24 دی 1385 [2007.01.14]

po_nabavi_01.jpg

اصولا پیروزی از چند راه به دست می آید، یکی این که دشمن را شکست دهید، یکی دیگر اینکه خبرهایی را که در آن شکست خوردید منتشر نکنید یا خبرهایی که اتفاق نیفتاده است، به عنوان اخبار پیروزی تان منعکس کنید. در همین راستا نوشته دو روز قبل آقای ابطحی را در مورد محاصره خبری مردم داخل کشور حتما بخوانید.
آقای نوری المالکی، که تا همین چند دقیقه قبل نخست وزیر عراق بود و به نظر می رسد که هنوز هم نخست وزیر باشد، گفت که « از طرح جدید بوش در مورد عراق حمایت می کند.» اما، یکی دو ساعت بعد از اعلام این خبر رسانه های کشور نوشتند که « مالکی با طرح بوش برخورد سردی کرد.» احتمالا فردا کیهان می نویسد: مالکی با طرح جدید بوش مخالفت کرد و گفت بوش باید از آمریکا برود. و تا ساعاتی بعد جمهوری اسلامی می نویسد: بوش حق ندارد به ما دستور دهد، مرتیکه الدنگ.
رسانه های کشور، همچنین در عرض یکی دو ساعت کاریکاتوریست دانمارکی را هم کشتند و جسدش را آتش زدند و بغل دفتر روزنامه توی جوب ول کردند. ظاهرا یک نشریه عرب که در دو نسخه در یکی از روستاهای ابوظبی منتشر می شود، این خبر را نوشته بود، اما شوخی شوخی دوستان ایرانی طرف را کشتند.
ولی از همه جالب تر مخالفت یک گروه بزرگ از آمریکایی های ضدجنگ با سیاستهای آمریکاست. نشریات کشور نوشتند که یک گروه ضدجنگ در آمریکا گفته است که « آمریکا با همه چیز در ایران مخالف است. قطعنامه علیه ایران نقض آشکار ان پی تی است.» نام این گروه چنین است: American Iranian Friendship Comitee و این گروه با عنوان AIFC خوانده می شود. گروه مذکور یکی دو خانواده ایرانی مذهبی هستند که یک همسایه آمریکایی دارند و کارشان ترجمه و انتشار نامه های احمدی نژاد است. این گروه در سال 2004 تشکیل شده است و تقریبا در هیچ جای آمریکا کسی این گروه را نمی شناسد. برای آشنایی بیشتر با این گروه، عکسی را که روی وب سایت گروه منتشر شده است، به عنوان اعضای گروه ضدجنگ آمریکایی ببینید.


زیرنویس عکس: عکس گروه عظیم ضدجنگ دوستی ایرانیان و آمریکایی ها که از وب سایت همین گروه برداشته شده است

و خبر دیگر اینکه احمدی نژاد با استقبال سرد کاراکاس روبرو شد. کیهان نوشت: « استقبال بی سابقه مردم کاراکاس از احمدی نژاد.» با کمال اشتیاق منتظر دیدن عکسهای استقبال پرشکوه هستیم.

نهضت ادامه دارد...
نمی دانم هاشمی رفسنجانی چون سرماخورده بود به جلسه مصلحت نظام نرفت، یا چون مصلحت نظام اقتضا نمی کرد، سرما خورده بود. در هر حال جلسه شورای تشخیص مصلحت بدون حضور این هاشمی و با ریاست آن یکی هاشمی تشکیل داد. من فکر می کنم در همین سه چهار روزی که احمدی نژاد در کاراکاس قرار است در ختنه سوران چاوز و جشن دامادی دانیل اورتگا شرکت کند، احتمالا سر و ته داستان انرژی اتمی به شکلی به هم بیاید. فعلا پیش بینی می شود تا چند روزی از میزان آلودگی هوای تهران کاسته شده و بعید نیست که در آمریکای لاتین زلزله ای، طوفانی، وبایی، طاعونی، چیزی نازل شود. البته نزول مجدد چپ ها در آمریکای لاتین در نهایت به اندازه همان طوفان و وبا زیان آور خواهد بود و خدا دو بلا را با هم نازل نمی کند...

رایس در اسرائیل، هیلاری در بغداد
همزمان با رسیدن محمود خوشگله به بانجول و بعد کاراکاس، هیلاری کلینتون به بغداد و کوندالیزا رایس به اسرائیل وارد شد. و یک روز قبل از ورود رایس به اسرائیل، اولین وزیر فلسطینی وارد کابینه یک دولت در جهان شد. دولت اسرائیل رالب مجادلی مسلمان و عرب فلسطینی تبار را به عنوان وزیر فناوری و علوم اسرائیل تعیین کرد. حماس نیز اعلام کرد بزودی جمله نابودی اسرائیل را از مرامنامه خود حذف می کند. از طرفی مسوولین وزارت فرهنگ سودان غرفه های ناشران ایرانی را در دومین نمایشگاه بین المللی کتاب سودان تعطیل کردند. دولت امارات نیز که هفته قبل وزیر خارجه اش با متکی دیدار کرده و گفته بود که دولتش تا روز قیامت از ایران حمایت می کند، روزنامه همشهری را در امارات توقیف کرد. اما فرانسوی ها چون مخالف توقیف روزنامه هستند، به جای آن از یک قرارداد اقتصادی کنار کشیدند. بانک سوسیته ژنرال فرانسه خود را از سرمایه گذاری 2.5 میلیاردی پروژه گازی پارس جنوبی کنار کشید. آیت الله سیستانی نیز که هوشمندی خودش را در مواضع دو سه روز اخیر نشان داده است، اعلام کرد که « شکست دولت، عراقی ها را نابود می کند.»

نه، تو رو خدا نه!
من فکر می کنم یکی از کابوس هایی که بعضی از آقایان شب ها می بینند این است که ایران از شرایط خطر خارج شده و خدای ناکرده ممکن است که مردم ایران در صحت و سلامت زندگی کنند. در حالی که آسوشیتد پرس « توقف غنی سازی در نطنز را اعلام کرد.» آقای فلاحت پیشه در حالی که از شنیدن این خبر توی سرش می زد و با پیژامه به خیابان دویده بود، گفت: « نه، غنی سازی متوقف نشده است.»

هم شرقی، هم غربی، هم جمهوری اسلامی سوسیالیستی
محمود قدم خیر که دیشب تهران را به مقصد آمریکای لاتین ترک کرده بود، اول وارد فرودگاه بانجول در گامبیا شد و بعد از گرفتن عکس با مسوولان حکومتی گامبیا آنجا را بلافاصله ترک کرده و وارد کاراکاس شد. در فرودگاه کاراکاس، چاوز که برای دادن گزارش به مجلس رفته بود، برای استقبال احمدی نژاد حاضر نشد و معاونش از رئیس جمهور خوش تیپ مملکت مان که تقدیم بودجه مملکت به مجلس را یک هفته عقب انداخت تا برای دیدن چاوز به ونزوئلا برود، استقبال کرد. براساس اطلاعات به دست آمده چاوز و دوستانش برخورد سردی با احمدی نژاد کردند و وی بدون اینکه هیچ کاری انجام دهد از کاراکاس عازم نیکاراگوئه شد. ضمنا به دلیل بی برنامه بودن سفر احمدی نژاد ظاهرا برنامه سفر به اکوادور هم چیزی در حد لغو است.
یک نکته از این معنی: نکته بامزه این که تعدادی از چپ های نخ نما شده سابق که در حال انجماد بسر می برند، همزمان با سفر احمدی نژاد اقدام به تمجید از سیاست های چاوز کردند. یکی از برادران خوش خیال نیز از کلیه چپ ها خواست که هرچه زودتر به سفارتخانه های ونزوئلا و نیکاراگوئه بروند و با نوشتن نامه به اورتگا و چاوز، از آنها بخواهند از احمدی نژاد و پورمحمدی بخواهد که محل دفن کشته های سال 67 را بگوید تا مشکل این برادران چپ حل شود.

معجزه پشت معجزه
بیخودی نبود که خواهر فاطمه اره عزیز( معروف به شمسی پهلوون) عنوان معجزه هزاره سوم را به احمدی نژاد داد. خبرهای اقتصادی هفته گذشته نشان داد که ممکن است دولت احمدی نژاد در حوزه سیاست خارجی و انرژی و فرهنگی و سیاسی و اجرایی نتوانسته است به اهدافش برسد، اما در حوزه اقتصاد نیز نتوانسته است به اهدافش برسد. این خبرها را مرور کنیم.
بودجه عمرانی افزایش می یابد: احمدی نژاد در سال گذشته ابتدا اعلام کرد که 70 درصد بودجه عمرانی است، یک روز بعد توضیح داد که 30 درصد بودجه عمرانی است و چند ساعت بعد معلوم شد که 14 درصد بودجه عمرانی است. وی قول داد که در سال بعد بودجه عمرانی 20 درصد می شود. امروز دولت اعلام کرد که بودجه عمرانی سال 1386 به اندازه سال گذشته خواهد بود.
جایگزینی یورو به جای دلار: دولت دو ماه قبل اعلام کرد که یورو را جایگزین دلار می کند تا بازار دلار را از بین ببرد و آمریکا را نابود کند، از هفته قبل قیمت دلار به نسبت یورو افزایش یافت.
افزایش قیمت نفت: دولت پیش بینی کرد که در صورت تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه ایران، قیمت نفت تا صد دلار افزایش می یابد، یک روز بعد از تصویب قطعنامه قیمت نفت 9 دلار کاهش پیدا کرد.
پیش بینی: ناظران اقتصادی از دولت درخواست کردند که هرکاری می خواهد بکند، فقط پیش بینی نکند.

علت گرانی کالاها کشف شد
به دنبال جستجوی بی امان نیروهای امنیتی انتظامی و اقتصادی برای کشف عامل گرانی کالاها، جوانفکر، مشاور رئیس جمهور اعلام کرد که « اس ام اس ها در افزایش گرانی نقش دارد.» کارشناسان اقتصادی دیگر عوامل گرانی کالاها را بشرح زیر برشمردند:
اول: موبایل، چون مردم با موبایل با هم حرف می زنند و احتمالا می خندند و همین موضوع باعث افزایش قیمت ها می شود.
دوم: آندرانیک اسکندریان، وی در هفته گذشته در بازیهای باشگاههای انگلیس دو بار گل زد و بلافاصله بعد از هر گل زدن قیمت مسکن و در نتیجه سایر کالاها افزایش یافت.
سوم: آنفلوآنزا، هفته قبل در جریان لغو سفر هاشمی رفسنجانی به قم معلوم شد وی دچار آنفلوآنزا شده و به دلیل خرید قرص از داروخانه توسط یکی از فرزندان یکی از کارگزاران قیمت دارو و در نتیجه مسکن و گوجه فرنگی و سیب زمینی افزایش یافته و این یک توطئه علیه دولت بشمار می آید.
چهارم: پی اچ دی، علاوه بر اس ام اس که یکی از عوامل مهم گرانی به شمار می آید، معلوم شد بی ام و و پی اچ دی و سی ان ان و هر موجود سه حرفی در خدمت رانت خواران بوده و در افزایش گرانی نقش دارد.
احمد شاه قاجار: یکی از عوامل اصلی گرانی مسکن، این بود که احمد شاه از سلطنت کنار کشید و باعث روی کار آمدن رضا شاه و در نتیجه ایجاد محمد رضا پهلوی و تشکیل مخابرات ایران و وارد شدن موبایل و ارسال اس ام اس و افزایش قیمت ها شد.

شورای نگهبان و ساعت کار بانکها
شورای نگهبان ساعت نه صبح دیروز اعلام کرد که مصوبه مجلس در مورد ساعت کار بانکها قانونی است و باید اجرا شود. اما ساعت ده صبح همین شورای نگهبان در جریان بررسی ساعت کار بانکها به این نتیجه رسید که مصوبه مجلس در مورد تعیین ساعت بانکها مغایر قانون است و تعیین ساعت بانکها در اختیار قوه مجریه است. اما با فرارسیدن بعد از ظهر دیروز همین شورای نگهبان به این نتیجه رسید که مصوبه مجلس هیچ مغایرتی با قانون ندارد و به بانکها 30 روز فرصت داد تا طبق مصوبه مجلس بازگشایی شوند. آگاهان پیشنهاد کردند که مجلس ابتدا لایحه ای در مورد ساعت کار شورای نگهبان و شیوه تصمیم گیری این شورا تصویب کند تا پس از آن شورای مربوطه در مورد مجلس و دولت تصمیم بگیرد.

حمله کنید مسلمونا، ثوابه!
در طول هفته گذشته دولت و مشاورین و وزرا و معاونین دولت و اعضای خانواده ایشان اقدام به حملات مختلف به افراد مختلف کردند. شمسی پهلوون، همسر مورد الهام سخنگوی سابق دولت، در کمال خشم و خشونت به هاشمی رفسنجانی و هرنوع فائزه و فاطمه و مهدی و محسن و یاسر و غیره حمله کرده و در نامه خود خواستار قطع همه چیز و نابودی چیزهای دیگر شد. همچنین آقای جوانفکر، مشاور رئیس جمهور نیز به اس ام اس شدیدا حمله کرده و هر چیزی را که به موبایل مربوط شود، عامل گرانی دانست. یک مشاور دیگر احمدی نژاد نیز در اثر رویت پاچه باهنر که مدتی قبل در مورد افزایش گرانی انتقاد کرده بود، به وی حمله ور شده و پاچه مذکور را دچار پارگی و شکاف سیاسی کرد. پزشکان مخصوص ریاست جمهوری پیش بینی می کنند اگر حملات متوقف نشود، پارگی نیز تا هفته آینده تشدید خواهد شد.

لوران، ولیعهد بلژیکی
شما فکر می کنید اگر در دنیا مردم رانت خواری کنند چه بلایی سر آنها می آورند؟ در هفته گذشته، لوران، ولیعهد بلژیک متهم به اختلاس 170 هزار یورو شد و این موضوع تمام کشور بلژیک را به هم ریخت. آقای ولیعهد هم به دادگستری احضار شد و در دادگستری به مدت 20 دقیقه توسط پلیس مورد سووال قرار گرفت. دادگاه هم نه یک سال طول داد و نه آبروی او را برد و نه شوخی شوخی پرونده را درز گرفت. سریعا حکم داده شد که وی مقصر است و باید تا دو ماه دیگر 170 هزار یورو پول اختلاس شده را به حساب دولت برگرداند. آیا شما می دانید که چند سال است که شهرام جزایری همین جوری بلاتکلیف ول معطل است و هزار تا پرونده اقتصادی دیگر به شرح ایضا.

می نوازند، دور می زنند، تق و تق و تق
یک هفته ای است که نواهایی از جاهایی به گوش مان رسیده و می خوانیم که می نویسند. اگرچه دوست نوازنده ما در انتخاب اعلام کرده بود که دوست ندارد خوشرقصی کند و از این کنایه ها، ولی به هر حال نوشته هایش را می خوانیم و امیدواریم او هم مثل م.ف. که بازتابش گاهی توی چشم ما می خورد، موفق باشد. هزار نفر هم طنز بنویسند کم است. من که واقعا از شرح عکس های این م.ف. واقعا ریسه می روم و غش می کنم و برایش آرزوی موفقیت می کنم. امیدوارم طنز انتخاب هم که خوب است بهتر بشود و قطعا می شود. فقط از خوانندگان عزیزی که برای نوازنده عزیز نظر داده بودند و بعضی شان فکر کرده بودند این یکی آن یکی است، خواهش می کنم به این نکته توجه کنند که شباهت در کار ادبی کاملا طبیعی است، مصاحبه خیالی که من از آن بارها استفاده کرده ام و نویسنده بازتاب هم استفاده کرده، شیوه ای است که توسط همه طنزنویسان استفاده شده است. من هم از دیگران تقلید کرده ام و تلاش کرده ام یک فرم را که مثلا فلان طنزنویس روس نوشته در زبان فارسی به خدمت خودم بگیرم. طبیعتا کسی مانند مرحوم صابری هم به نوعی از دهخدا استفاده می کرد، دهخدا هم از هوپ هوپ( صابر) تقلید کرده بود. این اشکالی ندارد. بالاخره هر اتفاقی بیفتد، ما طنزنویس ها مرجع تقلید همدیگر هستیم. من اعتراف می کنم که تذکره المقامات را که شاهکار زروئی نصرآباد بود، از او تقلید کردم. برای م. ف. بازتابانده دوربرگردانده و برای نوازنده جدید ارکستر انتخاب آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در خنداندن و آگاه کردن مردم موفق باشند. ضمنا یک نوشته هم از دارکوب خواندم که به نقل از اعتماد در گویا گذاشته شده بود و احساس کردم که خوب می نویسد، ولی نفهمیدم روزانه است یا در کدام صفحه اعتماد چاپ شده است. اگر اطلاعی از طنزهای دارکوب پیدا کردم در روزهای بعد برایتان می نویسم. اسمش بود نامه شیرین به فرهاد.

 

برای اعتراض و جلوگيري از اعدام نازنين فاتحي و دیگر زنان بیگناه ایرانی بدست واپسگرايان عربی و  اسلامي، امضا کنید و به دوستان خود نیز بگویید:

http://www.irshahbazi.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:42  توسط ابراهیم نبوی  | 

عليرضا عصار، خواننده به نام ايراني در تازه ترين آلبوم خود با نام «نهان مکن»، آهنگي تحت عنوان «هويت» را خوانده که به استقبال زياد مخاطبان مواجه شده است.

فايل صوتي و متن آهنگ «هويت» که در مدح «خليج فارس» و در پاسخ به تحريف کنندگان عربي و غربي، خوانده شده است، در پي مي آيد:
 
وقتي كه ايران هست ، خليج يعني فارس
تاريخ مي لرزد از خشم قوم فارس
جز اين اگر باشد خليج آبي نيست
بي سايه ايران، غير از فراغي نيست
صدها هزار آرش، جان در کمان دارند
ديري اگر کاري ست ، اين عاشقان دارند
وقتي اصالت را در نام مي جويند
هر بي نشان ناچار صد ياوه مي گويد
چيزي که در صلح است از جنگ مي خواهد
چيزي که در صلح است از جنگ مي خواهد
قدرت اصالت نيست، فرهنگ مي خواهد
ما وارث کوروش فرزند جمشيديم
پيروز بي برده، بت نپرستيديم
ما ريشه اي ديرين در عشق و خون داريم
ما در شب تاريخ تا صبح بيداريم

 

براي دريافت آهنگ زيباي عليرضا عصار پيرامون خليج هميشگي پارس:

هويت

 

http://bia2music.com/modules.php?name=News&file=article&thold=-1&mode=flat&order=0&sid=592

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 15:7  توسط ابراهیم نبوی  | 

عروسی که بلد نبود برقصد

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 21 دی 1385 [2007.01.11]

po_nabavi_01.jpg

به نظر می رسد که یواش یواش وضعیت خطرناک کشوردارد جدی گرفته می شود. اصولگرایان هم دارند متوجه می شوند که احمدی نژاد دارد از انرژی هسته ای به عنوان سپر دفاعی در مقابل همه ناتوانی های خودش استفاده می کند. با این اوضاعی که پیش می رود، من در ناصیه این دولت چیزی که نشان بدهد احمدی نژاد سال سوم ریاست جمهوری را آغاز می کند، نمی بینم. فعلا اوضاع چندان تعریفی ندارد. بانک تجارت آلمان، که همان کامرز بانک آلمان می شود، اعلام کرد کلیه ارتباطات ارزی خود را با بانک ها و موسسات مالی ایرانی به حال تعلیق درمی آورد. این بانک هشتمین بانک اروپایی است که چنین کاری می کند. من فکر می کنم آمریکایی ها دارند اروپا را هل می دهند که بحران در رابطه اقتصادی ایران و اروپا ایجاد کنند و طبعا بعد از آن اروپا را با ایران درگیر کنند. درست در همان حالی که دکتر اینقدی نژاد، قرار است بعد از دو روز اقامت تهران، برای دیدن فامیل و شرکت در جشن مراسم ریاست جمهوری اورتگا به سفر آمریکای لاتین برود و از ونزوئلا، نیکاراگوئه و اکوادور دیدن کند، کوندالیزا رایس، پرونده ایران را زیر بغل گذاشته و برای سفر دارد به خاورمیانه می آید تا در مورد ایران با رهبران اسرائیل، فلسطین، اردن، مصر، عربستان سعودی و کویت دیدار کند. واقعا بامزه است، خانم رایس که برای عروسی آبجی اش به خاورمیانه نمی آید، قطعا برای این می آید که منطقه را علیه دولت ایران آماده کند، درست در همین حال، رئیس جمهور کشوری که در آستانه جنگ و در وسط بحران تحریم است، دارد برای شرکت در جشن به ونزوئلا می رود. یکی نیست از این شازده سووال کند که تمام سود سیاسی و اقتصادی رابطه با این سه کشور به اندازه هزینه این سفر هست؟ جز اینکه ونزوئلا و کوبا و نیکاراگوئه و چهار تا کشور درمانده ایران را تحریک می کنند که با آمریکا درگیر شود و آنها از زیر فشارهای آمریکا دربیایند، این چه نتیجه ای برای ما دارد؟ ما اصلا چه منافع مشترکی با ونزوئلا و نیکاراگوئه داریم؟ همسایه ایم؟ برادران دینی ما هستند؟ رابطه با آنها برای ما منافع اقتصادی دارد؟ جز خودخواهی شخص احمدی نژاد( و نه حتی جمهوری اسلامی) چه انگیزه ای برای چنین سفری وجود دارد؟ به نظر می رسد که این آقای غریق فعلا در حال تشبث به حشیش ونزوئلا و بولیوی و امارات است، مثل ملانصرالدین که هر روز یک جور گول می خورد، این دولت هم یک روز گول روسیه و چین و هند را می خورد و پولش را به باد می دهد و یک روز میلیارد میلیارد به عراق و لبنان و حماس پول می دهد و حالا هم یک هفته است که سیاست نزدیکی به آمریکای لاتین و امارات متحده را در پیش گرفته اند. منوچهر میم در دیدارش با وزیر خارجه امارات( که تصویرش شبیه پسر وزیر خارجه امارات بود) گفت: « برای تحکیم ثبات و امنیت آماده همکاری با همه کشورهای منطقه ایم.» وزیر خارجه امارات هم برادری و ارادت و حمایت بی دریغ خودش را به ایران نشان داد و گفت: « امارات برای سرمایه گذاری اقتصادی در ایران آماده است.» من حدس می زنم پوتین به وزیر خارجه امارات زنگ زده و گفته است: ما که سوختیم، ولی تو اگه پول مفتی می خوای برو تهران، هر عکسی که با وزیرخارجه و رئیس جمهورشون بگیری بهت صد میلیون پول مفت می دن.

بودجه بساز و بفروشی
یک آقای محترمی به نام کردبچه با یک لباس تمیز و سروروی مرتب و موهای شانه کرده در تصاویر خبری ظاهر شد و اعلام کرد که بودجه امسال آماده است. این در حالی است که در ماه گذشته دولت فقط یک جلسه از اوقات شریف را برای بررسی بودجه گذاشته است. آقای کردبچه توضیح داد که آقای محصولی( رئیس انجمن پابرهنگان میلیاردر که تخصص در بساز و بفروشی است) و سردار ممبینی به عنوان مشاور در تنظیم بودجه حضور داشتند. به عبارت دیگر دولت اصلا در جریان بودجه نیست و احمدی نژاد بودجه امسال را داده است دست یک بساز و بنداز که بودجه را حسابی عملیاتی کند. از طرف دیگر، آقای کردبچه تلویحا توضیح داد که مسوولیت بودجه امسال با سازمان برنامه و بودجه نیست. شما فکر می کنید چرا برای دیدار از ونزوئلا، رئیس جمهور باید در طول چهار ماه ده روز و در دو سفر وقت بگذارد، اما برای تصویب بودجه سال آینده با دو جلسه سروته بودجه هم می آید. من پیش بینی می کنم که احتمالا رئیس جمهور مجلس را موظف کند که جلسات بررسی بودجه را در شهرستانهای مختلف و در کاراکاس و لاپاز تشکیل دهد. من نمی فهمم واقعا مجلس هیچ مشکلی برای اینکه بودجه امسال هنوز ارائه نشده است، ندارد؟ البته چه فرقی می کند. امروز اعلام شد که دولت در سال گذشته 3.7 برابر بیش از حد تجویز شده از درآمد نفت استفاده کرده است. یعنی به جای 14 میلیارد دلار، مبلغ 52 میلیارد دلار از پول نفت در ده ماه گذشته نابود شده است.

عروسی که بلد نبود برقصد
فکر کن شما یک عروس خانم دارید که قبل از آمدن به خانه همه امور خانه را قبضه کرده و همه فامیل داماد را تا فاصله ده کیلومتری بیرون کرده است، هشتاد میلیارد جهاز برای این خوشگل خانم داده اند و حساب بانکی 40 میلیاردی ذخیره ارزی هم دستش بوده. هیچ کسی هم حق نداشته بدون اجازه او آب بخورد. حالا بعد از یک سال آمده ای به خانه می بینی که پرده ها پاره پوره است و جهاز عروس به باد داده شده، یخچال هم خالی است و برق و تلفن و گاز هم به دلیل عدم پرداخت قبض قطع شده. حالا، این عروس خانم ما بلد نیست برقصد، می گوید زمین کج است. بعد از اینکه کلی گشتند و گشتند تا دلیل گرانی را پیدا کنند، آقای دکتر قدم خیر، اعلام کرد که علت گرانی دولت قبلی است و افزایش قیمت ها از دولت قبلی به ما ارث رسیده است. معلوم نیست چرا چیزهای خوبش ارث نرسیده و همین یکی ارث رسیده؟ و اگر دولت قبلی عامل گرانی بود، چرا در زمان همان دولت گرانی وجود نداشت؟ احمدی نژاد که قول داده است تا یک ماه دیگر ایران را یک ماهه تبدیل به یک کشور اتمی کند، اعلام کرد که کنترل قیمت ها تا سال آینده طول می کشد. احمدی نژاد گفت: « انشاء الله تا یک سال آینده با همکاری سایر قوا به جایی خواهیم رسید که این نوسانات تند را کنترل و مهار کنیم.» عروس خانم گفت: «کسانی از رانت خواران با دامن زدن به نوسانات اقتصادی، می خواهند ملت ایران از آرمان های بحق خود دست بکشند.» وی درحالی که هیچ کس حتی رفقای خودش هم از او تعریف نمی کنند، اقدام به تعریف از دولت کرده و گفت: « امسال دولت موفقیت خوبی در کاهش هزینه های جاری خود داشت.» آگاهان توضیح دادند که در این یک سال دولت هزینه های جاری خود را کاهش داد و موفق شد 38 میلیارد دلار را برای هزینه های غیرجاری نابود کند. در همین راستا، آگاهان ساعت ها فکر کردند که این رانت خوارهای نامرد گرانفروش، که این همه دست دارند و می توانند دولت را متزلزل کنند، چرا اسم ندارند که محض رضای خدا عروس خانم ما لااقل اسم شان را ببرد. اسماعیل جبارزاده از فراکسیون اقلیت گفت: « احمدی نژاد رانت خواران را معرفی کند.» سرپرست مجتمع قضائی امور اقتصادی هم اضافه کرد: « منتظریم رئیس جمهور صاحبان ثروتهای نامشروع را معرفی کند.» رئیس جمهور هم که دچار بحران « خودشیفتگی- افسردگی» است، پی موضوع را فعلا نگرفته است. من شرط می بندم که تا یک هفته دیگر احمدی نژاد موضوع رانت خواران را فراموش می کند و یک دلیل دیگر برای گرانی پیدا می کند.

ان پی تی هسته ای حق مسلم ماست
روزنامه جمهوری اسلامی یک مقاله درست و حسابی در مورد انرژی اتمی نوشت و از احمدی نژاد خواست دیگر در مورد انرژی اتمی اظهار نظر نکند. نکته این که در روزنامه امروز کیهان برخلاف همیشه هیچ دفاعی از داستان انرژی هسته ای نشده و شریعتمداری که چند ماه ختم « اورانیوم» گرفته بود، اصلا به روی مبارک نیاورده که دارند قضیه را با گاز مالش می دهند. سخنگوی فراکسیون اکثریت مجلس هم تلویحا به احمدی نژاد اخطار کرد که فقط زیر نظر رهبری در مورد انرژی هسته ای حرف بزند. و در این شرایط گل و بلبل بازرسان انرژی اتمی وارد ایران شدند. حتما فکر کردید برای دیدن شاهچراغ و تخت جمشید به ایران آمدند. ولی نه، برای بازرسی مراکز انرژی هسته ای به ایران آمدند. علی لاریجانی هم در حالی که بعد از مشکلی که به قول نیک آهنگ کوثر در چین برای دماغش پیش آمده بود، خوشبختانه نظرات خودش را اصلاح کرد و گفت: « اصرار نداریم از ان پی تی برویم.» آگاهان گفتند: ما هیچ اصراری نداریم، آرامش خودتان را حفظ کنید. علی مذکور گفت: « تا مجبور نشده ایم بیرون نمی رویم.» آگاهان گفتند: ما که مجبورتان نمی کنیم، شما هم خودتان یکی را مامور کنید که جلوی دهان احمدی نژاد را بگیرد.

بخور و سماور حق مسلم ماست
من که اطمینان دارم که ایرانیان قطعا در تولید انرژی اتمی که کاری بسیار ظریف، دقیق و حساس و خطرناک است، دقت فراوان دارند و ما اگر در تولید و مصرف نفت و بنزین و گاز مشکل داریم، همه اش تصادفی است و اصلا نشان نمی دهد که ما بلد نیستیم این انرژی ها را مدیریت کنیم. اما ظاهرا این فقط نظر من است و نظر بقیه این نیست. رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس اعلام کرد که: « گاز شهری آلوده است.» اما وزارت بهداشت که منتظر است 5000 نفر در اثر مسمومیت گازی تلف بشوند تا گزارشی از آلودگی گاز شهر به دستش برسد، گفت: « هنوز گزارشی مبنی بر آلودگی گاز شهری به وزارت بهداشت نرسیده است.» آقای پیرموذن هم که ما تا به حال فکر می کردیم چون قیافه اش شبیه محضردارهاست، دکتر نیست، معلوم شد پزشک است و به همین مناسبت، راه حل بسیار خوبی برای حل مشکل گاز آلوده پیشنهاد کرد و گفت: « هوای خانه ها در هنگام مصرف گاز شهری باید 40 درصد رطوبت داشته باشد.» به همین دلیل مجلس در حال تصویب لایحه ای است که مردم را مجبور کند در اتاق های خانه دستگاه بخور بگذارند یا همزمان با مصرف گاز دائما سماور روشن کنند تا در مصرف انرژی صرفه جویی بیشتری بشود. البته قرار است نیروی انتظامی هم یک پلیس بخور تشکیل بدهد که روزی یک بار خانه مردم را بازدید کنند که بخورشان به راه باشد. در همین راستا، آقای فتح الله امی، مدیر طرح جامع آلودگی هوای تهران گفت: « طبق آمار بانک جهانی دولت ایران در سال 2006 متحمل پرداخت 8 میلیارد دلار خسارت بابت آلودگی هوا شد.» به عبارت دیگر ما یک دهم بودجه مان برای اینکه بلد نیستیم چطور در شهر زندگی کنیم، نابود می شود. اما مهم تر از همه این ها اینکه دولت سرانجام فهمید که چگونه می تواند با مشکل آلودگی هوا مبارزه کند. این پیروزی بزرگ را به همگان تبریک می گوئیم. پیروزی بزرگ این که دولت برنامه های هفته پاک را اعلام کرد. ما هم برنامه های زیر را به عنوان یک برنامه تضمینی برای کاهش آلودگی هوا پیشنهاد می کنیم.
اول: رئیس جمهور به مدت دو ماه از کشور خارج شده و تصویر و صدای او هم پخش نشود.
دوم: برگزاری جلسات مجلس فعلا متوقف شود.
سوم: صدا و سیما تا دو ماه هیچ خبری پخش نکند و فقط سریال و فیلم سینمایی نشان بدهد.
چهارم: سوبسید بنزین برای دو ماه حذف شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 15:6  توسط ابراهیم نبوی  | 

سد سيوند را آبگيري نكنيد

«پس بنگريد سرانجام كساني كه پيش از شما بودند چه شد» - قرآن كريم

آگاهيد كه قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگه‌ي بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پاياني ساخت خود را مي‌گذراند، آغاز ‌شود.
شايسته‌ي اشاره است، تنگه‌ي بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن مي‌توان از همه‌ي اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي (باستاني، اسلامي،...) اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. هم‌چنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر زيست‌بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت.
از اين‌رو مي‌خواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نه‌تنها مطالعات جامع و دقيق كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: از میان رفتن كهن‌ترين راه بازمانده‌ي جهاني، خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ي بلاغی، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آبگيري سد سيوند، آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آبگیری سد هم‌چون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و هم‌چنين گنجینه‌ي ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل مي‌شود. سرمايه‌ي ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در يك‌سال اخير و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است - هيچ قابل قياس با سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد.
خوانندگان گرامي، هم‌ميهنان ارجمند،‏ مسئولان كشوري!
نمي‌دانيم كه از روند پر شتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين • در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان • تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه¬سالمان • كه يادمان‌هايي چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار مي‌روند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ¬هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافه‌ي عمران - افزوده مي‌شود. آبگيري و راه‌اندازي اين سد كه - به درست يا غلط - به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است.
باز تأكيد مي‌كنيم خواهان توقف ساخت سد سيوند و عدم آبگيري آن هستيم.

دوستان وبلاگ‌نويس و ياراني كه داراي تارنما (وب‌سايت) هستيد!
نيك مي‌دانيد كه يكي از نقاط اوج در اين برخورد با يادگارهاي فرهنگي، ساخت سد سيوند و آبگيري آن است. پس براي اين‌كه به نتيجه برسيم بايد بر روي يك مورد متمركز شويم و تا گرفتن نتيجه از پا ننشينيم. آيا همان‌طور كه قدرت «هم‌بستگي ملي» در خيزشي كه درباره‌ي نام هميشگي «خليج فارس» داشتيم كارساز شد، مي‌شود باري ديگر درد مشترك‌مان را فرياد بزنيم به گونه‌اي كه همه بشنوند؟
از این روی برای آنکه بار دیگر قدرت و اراده‌ي ایرانیان در دفاع از یادمان‌های نیاکانشان را به رخ تمامی جهان آزاد بکشیم تا دگر بار نه بیگانگان و نه ایرانی‌نمايان جرأت از بین بردن هویت ایرانیمان را پیدا کنند پيشنهاد مي‌شود:
در اين‌باره نوشته ی بالا را برای این منظور آماده كرديم و بر روي تارنماي  sivand.com قرار داديم. مي‌توانيد آن را براي سه روز از 17 تا 20 دي‌ماه  بر روی صفحه‌ي نخست رسانه‌ي الكترونيكي خود قرار دهيد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 21:7  توسط ابراهیم نبوی  | 

یک کشور به فروش می رسد

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 20 دی 1385 [2007.01.10]

po_nabavi_01.jpg

خیلی لازم نیست گوش تان را به زمین بچسبانید تا صدای طبل جنگ را بشنوید. منظورم قطعا این نیست که آمریکایی ها قصد دارند فردا یا پس فردا یا یک ماه دیگر ارتش شان را بفرستند به مرز ایران و وارد کشور شوند یا شهرهای مختلف ایران را بمباران کنند. نه، آمریکا این کار را نمی کند، چون اگر آمریکا به ایران حمله زمینی کند تلفات زیادی می دهد و آمریکا از دادن تلفات خوشش نمی آید. اما من فکر می کنم که از همین امروز به بعد، هر شش ساعت یک خبر تلخ در مورد ایران خواهیم شنید. و مطمئنم تمام کسانی که می گفتند که آمریکا را چنین و چنان می کنیم، در آن روزها خفقان مرگ می گیرند. آمریکا در حال قطع هرگونه رابطه ایران با کشورهای قدرتمند از یک سو، محاصره ایران توسط کشورهای اسلامی و دنیای عرب از سوی دیگر و ایجاد فضای تنش در مرزهای ایران است. همان یک ماه قبل که ایران اولین کمک مالی خودش را علنا به حماس اهدا کرد، کلید منزوی کردن ایران، تحریم و محاصره جدی ایران زده شد. من نمی دانم آقای هاشمی رفسنجانی برای زیارت جمکران به قم رفته است، یا اینکه می خواهد وضع بسیار خطرناکی که ایران در آن است برای روحانیون قم تشریح کند، در هر حال یکی از راههای گریز از این جنگ محتوم این است که جناح میانه رو بسرعت بازی را در دست بگیرد. این یکی از مهم ترین راههای نجات کشور است. البته یک راه نزدیک تر هم وجود دارد، این که مجلس با طرح سووال از رئیس جمهور زمینه پیش بردن طرح عدم کفایت سیاسی وی را فراهم کند. اگر چنین نشود، فردایی که دو سال دیگر نیست و یک سال دیگر هم نیست، بلکه حداکثر یکی دو ماه دیگر است، ایران تا گردن غرق در مصیبتی خواهد شد که شک دارم بسادگی بتواند از آن خارج شود. اصلا دست و دلم به طنز نوشتن نمی رود. حتی می ترسم از فردا وارد اینترنت بشوم و خبرها را بخوانم. احساس می کنم ضامن نارنجک را دارند می کشند و فقط به اندازه شش ثانیه فرصت داریم تا....

متکی سخنگوی وزارت خارجه امارات شد
این چند خبر را بخوانید و تلاش کنید ارتباط میان آنها را دریابید؛ دو روز قبل روسیه و دیروز چند شرکت چینی بخاطر حمایت از ایران توسط آمریکا تحریم شدند. چین از تحریم شرکتها عصبانی است. با فاصله ای نه چندان از تحریم بانک صادرات، بانک سپه توسط آمریکا تحریم شد. هواپیماهای آمریکایی به مقر نیروهای اسلامگرا در سومالی حمله کردند و آنجا را بمباران کردند. در بغداد هلیکوپترهای آمریکایی به مقر گروهی از تروریست های بعثی حمله کردند و حدود پنجاه نفر را کشتند. چینی ها، به یک اردوگاه تروریست هایی که توسط القاعده آموزش دیده بودند حمله کرده و هجده تن از آنان را کشتند. آمریکا تقریبا در تمام نقاط حساس برخوردش با ایران اقدام به تغییراتی کرده است، به دنبال تغییر زلمای خلیل زاد از سفارت عراق به نمایندگی آمریکا در سازمان ملل، سفرای این کشور در بیروت و سوریه نیز تغییر کردند. همزمان با انتخاب زلمای خلیل زاد، یک آمریکایی افغانی تبار به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، یان کی مون دبیر کل جدید این سازمان که اهل کره جنوبی است، در اولین بیانیه خود اعلام کرد: « جامعه بین المللی به چالش های هسته ای تحمیل شده از سوی ایران و کره شمالی توجه کند.» فایننشال تایمز هم نوشت: « اروپا و آمریکا آماده اعمال تحریم های دوجانبه بیشتر بر ایران هستند.» از همه اینها گذشته، درست در همان ساعاتی که جانشین فرماندهی نیروی مقاومت بسیج گفته بود که تنگه هرمز در پنجه فولادین ماست، یک زیردریایی آمریکایی در جنوب تنگه هرمز با یک کشتی ژاپنی در تنگه هرمز برخورد کرد. ظاهرا در تمام مدتی که زیردریایی آمریکایی وسط پنجه فولادین جانشین فرماندهی بسیج داشت راه می رفت، ایشان همه چیز را احساس می کرد جز عبور یک زیر دریایی را از وسط تنگه هرمز. با وجود همه این چیزها علی لاریجانی در حالی که صدایش از ته چاه درمی آمد و به نظر می رسید که قصد خیره شدن به هیچ دوربینی را ندارد، گفت: « ما اصراری نداریم که به سمت خروج از ان پی تی برویم.» اما و هزار اما که همه خبرها به زیان ایران نبود، یک خبر درخشان و جالب( گفتم درخشان که اسم این بنده خدا را بعد از مدتها در اینترنت بخوانید) حاکی از این است که منوچهر میم، کارمند سابق وزارت خارجه ایران به سمت سخنگوی وزارت خارجه دولت امارات متحده عربی تعیین شد. وی در حالی که در کنار وزیر امور خارجه امارات، که به نظر می رسد لال است و خودش نمی تواند حرف بزند، ایستاده بود، گفت: « کشور برادر امارات به هیچ کشوری اجازه نمی دهد علیه منافع جمهوری اسلامی ایران حرکتی انجام دهد.» این اولین بار در تاریخ روابط خارجی جهان است که یک وزیر امور خارجه، مواضع یک کشور دیگر را در حضور نماینده رسمی آن کشور اعلام می کند.

محمود اومد، آب خورد، رفت
من فکر می کنم این آقای دکتر اینقدی نژاد دچار احساس بدی نسبت به تهران شده است، شبیه کسی است که در جایی کار بدی می کند، بعد از بوی کاری که کرده احساس بدی پیدا می کند و دوست ندارد آنجا بماند، و به همین دلیل دیگران را وادار می کند آنجا بمانند و خودش دائما به جاهایی می رود که آدمهای جدیدی از او استقبال کنند و او را تحسین کنند. یکی از نمایندگان مجلس گفت: « اگر بودجه تا 20 دی هم به مجلس بیاید بسیار دیر است.» در همین راستا و درست یک روز بعد از اینکه احمدی نژاد از دو سفر پی در پی کرمانشاه و خوزستان به تهران برگشت، و در حالی که لایحه بودجه که دو ماه دیرتر از موعد به دولت آمده و فقط تبصره یک آن تصویب شده، وسط زمین و آسمان است، دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که سفر دوره ای احمدی نژاد از جمعه شب به آمریکای لاتین آغاز می شود. وی در این سفر به ونزوئلا، نیکاراگوئه و اکوادورمی رود و ضمنا با اوو مورالس رئیس جمهور پیژامه پوش بولیوی هم ملاقات می کند. دیروز، هوگو چاوز، لنگه واکس زده احمدی نژاد، بعد از اینکه یک شبکه تلویزیونی مخالفان خودش را تعطیل کرد، اعلام کرد که « برق و مخابرات ونزوئلا را ملی کرده است.» وی به تنهایی نظام حکومتی ونزوئلا را هم تغییر داد و نام حکومتش را جمهوری سوسیالیست ونزوئلا گذاشت. چاوز در حالی که مطمئن است آمریکا فعلا چنان درگیر خاورمیانه است که وقت ندارد سرش را بخاراند، گفت: « ما به سوی سوسیالیسم حرکت می کنیم و هیچ چیزی و هیچ کسی در این راه جلودار ما نیست.» به قول صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران لازم به یادآوری است که دو هفته قبل سید حسن نصرالله نیز با یکی از مقامات حزب کمونیست لبنان ملاقات کرد. این مقام حزب کمونیست لبنان به سید حسن نصرالله گفت: فتبارک الله احسن الخالقین.

اکثریت سرگردان، اقلیت آویزان
ما ملت همیشه همین طور هستیم. وقتی که باید تصمیم بگیریم نمی گیریم و وقتی تصمیم می گیریم کار از کار گذشته است. بعد از طرح این موضوع که گروهی از نمایندگان در مجلس قصد دارند که رئیس جمهور را برای پاسخ به سووالات خودشان به صحن علنی مجلس بکشانند، به نظر می رسد که این نمایندگان حواس شان نیست که همه مردم و حتی بسیاری از جناح های حکومتی هم منتظرند یکی شروع کند و مردم را از این مهلکه نجات دهد. حالا این قدر دست دست می کنند که زیر دریایی آمریکا وسط حوض میدان ونک از زیر آب در بیاید. حمید رضا حاجی بابایی، عضو هیات رئیسه مجلس گفت: « سووال از رئیس دولت حق نمایندگان است.» وی ادامه داد: « اما من اگر جای آنها بودم این کار را نمی کردم.» وی که کشف جدیدی کرده بود، گفت: « تا کنون هیچ رئیس جمهوری را در جمهوری اسلامی به مجلس نیاورده اند.» آگاهان توضیح دادند که تا کنون هیچ رئیس جمهوری در جمهوری اسلامی جلوی ده هزار نفر آدم با کفش پاشنه خوابانده سخنرانی نکرده بود.

یک کشور به فروش می رسد
آقا! یک پیشنهاد مفید، سازنده و سریع دارم. با این پیشنهاد اتفاقات زیر می افتد:
اولا: احمدی نژاد می تواند رئیس جمهور باقی بماند و هرکاری دلش خواست بکند، بدون اینکه برای ایران مشکلی پیش بیاید.
دوما: احمدی نژاد می تواند هرکسی را خواست به هر عنوان در هر پستی بگذارد، بدون اینکه کشور ایران دچار مشکل مدیریت شود.
سوما: احمدی نژاد با هر کشوری می تواند دوست باشد یا بجنگد و به عنوان رئیس جمهور دائما در همه جای دنیا سفر کند، بدون اینکه روابط ایران با جهان دچار بحران شود.
چهارما: احمدی نژاد می تواند یک کشور جدید شیعه را به دنیای اسلام اضافه کند و در سازمان ملل شخصا یک رای داشته باشد، بدون اینکه احتیاج به سیستم بوروکراسی وزارت خارجه داشته باشد.
پنجما: احمدی نژاد می تواند در کشوری که به اندازه توان مدیریت خودش هست، حکومت کند و مطمئنم که این کشوررا بخوبی اداره می کند.
براساس اخبار منتشره در جهان، کشوری به نام « سی آیلند» در نزدیکی انگلستان که کوچکترین کشور دنیاست و 550 متر مربع وسعت دارد، از هفته پیش برای فروش گذاشته شده است. من پیشنهاد می کنم مقامات مملکت این کشور را برای احمدی نژاد بخرند و او را همراه با زریبافان و الهام و شمسی پهلوون و داوود احمدی نژا د و پروین جان و هرکسی که دوست دارد و هر چند تا محافظ که لازم دارد، به این کشور بفرستیم و جمهوری اسلامی هم سالانه یک میلیارد دلار بودجه به این کشور بدهد تا هر کاری دل شان می خواهد با این پول بکنند. این طوری ارزان تر است.

پاپ به احمدی نژاد جواب داد
اصولا آدم بهتر است وقتی می داند که ممکن است در صورت سووال کردن جوابی را که انتظار ندارد، بشنود، آن سووال را نکند. این نشانه عقل است. من را ببین در مورد عقل با کی حرف می زنم. عقل کجا بود؟ با گذشت دو هفته از ارسال نامه احمدی نژاد به پاپ بندیکت شانزدهم، پاپ در یک جواب دندان شکن گفت: « ایران باید با جامعه جهانی همکاری کند.» وی اضافه کرد: « اسرائیلی ها حق دارند با صلح در کشورشان زندگی کنند.» آگاهان گفتند: بیا! بچه رو ول کردین به امون خدا، حالا بیایین جمعش کنین.

ایران ابرقدرت می شود
هر روز دلایل جدیدی برای تبدیل ایران به یک ابرقدرت کشف می شود. دولت اعلام کرد که از سال 1386 بنزین سهمیه بندی می شود. اگر اوضاع با همین وضع پیش برود، احتمالا سال آینده حماس به ایران کمک مالی خواهد کرد. البته باز جای شکرش باقی است که اگرچه از نظر اقتصادی مردم با مشکل مواجه هستند، حداقل از نظر امنیتی مشکل نداریم. نیروی انتظامی اعلام کرد که در نه ماه اول سال جاری، 19200 قبضه سلاح در کشور کشف شد. شما فکر می کنید در کشوری که در هر شش ماه آن یک ترور هم الحمدالله نمی شود، 19200 قبضه اسلحه کشف شده( کشف نشده اش را ول کنید) چکار می کند؟ در همین راستا و برای حفظ امنیت کشور و کاهش مشکلات اقتصادی و جلوگیری از جنگ و همزمان با اعلام این نکته توسط الهام که رئیس جمهور بزودی یک معاون علمی خواهد داشت، متین مشکین، دانشجوی دوره دکترای دانشگاه امیرکبیر از دانشگاه اخراج شد.

ای ایران ای مرز پرگهر
جان من چند بار در طول زندگی این بخش از سرود « ای ایران» را خوانده اید که « در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما؟» و فکر می کنید که اگر همین الآن اعلام کنیم که از فردا زبان رسمی کشور مثلا عربی یا افغانی یا ارمنی می شود و نام کشورمان از ایران به توران تغییر می کند و قرار است دوازده تا از استان های کشور را دولت به ترکیه واگذار کند، جز اینکه یک مشت بچه لوس ننر که اسم خودشان را بلد نیستند بنویسند و از صبح تا شب در مورد اینکه کی توالت رفتند و چه لباسی خریدند، ذرت پرتاب می کنند، در اینترنت جمع شوند و برای نجات وطن یواشکی و با نام مستعار کلیک کنند که نام خلیج فارس، خلیج عربی نشود و مشت محکمی به دهان نشنال جئوگرافی بخورد، چه غلطی می کنیم؟ اپوزیسیون مان حاضر نیست تا این حکومت عوض نشده برای ایران کاری بکند و حکومت مان هم اصلا دلش نمی خواهد سر به تن ایران باشد. هموطنان عزیز هم برای حفظ فرهنگ ایرانی یک مدال فروهر آویزان می کنند گردن شان و با دادن یک مشت فحش به خدا و پیغمبر وظیفه ملی میهنی شان را انجام می دهند و وقتی می پرسی اسم این موجود بالداری که به گردنت آویزان است چیست، تازه به جای اینکه اشتباها یاد داریوش فروهر بیفتند یاد مهرداد اوستا می افتند.... راستی من چرا دارم خودم را جر می دهم؟
خبر این که بدانید ایران بیست سال است که یکی از پنج نام اول سینمای جهان در همه جشنواره هاست و تنها کشور آسیاست که یک سینمای درست و حسابی دارد و در فاصله بیست متری هالیوود حداقل پانصد هزار ایرانی زندگی می کنند که بی اغراق نیمی از تاریخ سینمای ایران قبل از انقلاب را شامل می شوند، به همین دلیل گفته شد که تولید فیلم « مولانا»، پروژه مشترک ترکیه و هالیوود آغاز می شود. وزیر ارشاد ایران نیز همزمان با همین خبر گفت: « سینمای پلیسی آینه تمام نمای جامعه است.» من فکر می کنم اگر فردا به خودمان بگویند که تمام اشعار مولانا که تا به حال به فارسی خواندید، تکذیب می شود و اصلا مولانا شعری به فارسی نگفته و همه اشعارش به ترکی و عربی بوده، باور می کنیم. البته وقتی بی بی سی عربی ابن سینا را عرب می داند و احتمالا همزمان با این موضوع تمام کارکنان بی بی سی فارسی زبان شان لال شده بود و آنها هم که لال نشده بودند داشتند در مورد مریم دی جی خبر تولید می کردند، طبیعی است که هالیوود هم همین کار را بکند. و طبیعی است که وقتی در حضور شخص رئیس جمهور مملکت در مراسم افتتاحیه بازی های آسیایی دوحه اعلام می شود که ابوریحان و ابن سینا ایرانی نبودند، رئیس جمهورمان هم لال می شود و لابد به این دلیل که ابوریحان انرژی هسته ای را کشف نکرده بود، اصلا عین خیالش نیست و برایش سید حسن نصرالله از ابن سینا مهم تر است. و طبیعی است که وقتی آقای رضازاده وقتی در دوحه می خواهد جایزه اش را بگیرد، وقتی اعلام می کنند حسین رضازاده از جمهوری عربی اسلامی ایران، یک نفر صدایش درنمی آید و اعتراضی نمی کند و اصلا بعید می دانم که خود رضازاده تا امروز فهمیده باشد که چند کیلو فرق می کند که مملکت جمهوری عربی باشد یا جمهوری ایرانی. و طبیعی است که در همین حال آقای رحمتی، وزیر راه بگوید: « باید پل بزرگی بر روی رودخانه شط العرب ساخته شود.» باید توضیح بدهم. من نه تنها ضد عرب نیستم، بلکه خیلی هم عرب ها را دوست دارم و با ادبیات و موسیقی و فرهنگ دنیای عرب کلی حال می کنم، ولی من ایرانی هستم، و ایرانیان حداقل چهل سال در شرایط مختلف جنگیدند تا بگویند که نام این شهر اهواز است نه المحمره و نام این رودخانه اروند رود است نه شط العرب. باز خدا را شکر که ما یک مدیر میراث فرهنگی داریم که مواظب میراث فرهنگی ما هست و همین دیروز فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی اعلام کرده است که : « 2200 نفر پلیس گردشگر در کشور فعال می شود.» حواس تان باشد که این 2200 نفر پلیس قرار است 220 تا توریست را کنترل کنند که اگر خدای ناکرده آنها می خواهند از میراث فرهنگی ایران لذت ببرند، کوفت شان بشود.

حماس دولت شنود تشکیل می دهد
حماس اولین اقدام خودش را برای تشکیل دولت انجام داده و « واحد شنود» خودش را برای در نظر گرفتن همه مکالمات تلفنی فلسطینی ها فعال کرد. قرار است بعد از واحد شنود یک واحد « تعقیب و مراقبت» هم تشکیل شود و بعدا یک واحد بازجویی و ارزیابی درست کنند که بعد از آنها یک وزارت اطلاعات درست کنند و بعدا وزارتخانه های دیگر را تشکیل دهند که مردم فلسطین بخوبی اداره شوند. شما فکر می کنید چرا هرکسی با ما دوست است، یک مشکلی دارد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 22:8  توسط ابراهیم نبوی  | 

38 میلیارد دلار سوت شد

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 19 دی 1385 [2007.01.09]

po_nabavi_01.jpg

با بازگشت محمود احمدی نژاد، مسوول امور سیاحتی و زیارتی کشور به تهران، دولت پس از چند ماه تشکیل جلسه داد و در آغاز جلسه وزرا به شکلی کاملا تصادفی متوجه شدند که برای سال آینده باید لایحه بودجه را بدهند. به همین دلیل بررسی لایحه بودجه از دیروز در هیات دولت آغاز شد و بعد از ساعتها بحث و تبادل نظر، دولتی که هفته قبل در یک جلسه دویست طرح استانی را در خوزستان تصویب کرد، تبصره یک بودجه را به تصویب رساند. آگاهان احتمال می دهند که اگر احمدی نژاد دوباره از هفته دیگر هوس مسافرت به استان خراسان و شهرستانهای مختلف به سرش نازل نشود و به سفرهای خارجی دور و نزدیک نرود و جهت باد موافق و همه مخالفین در سکوت محض بسر ببرند، لایحه بودجه سال 1386 احتمالا تا پایان سال 1388 آماده می شود. در همین راستا، محمد عظیمی معاون پارلمانی نهاد ریاست جمهوری گفت: « بودجه 86 هنوز مراحل مقدماتی خود را می گذراند و تکمیل نشده است.» شاهی عربلو نماینده مجلس نیز در کمال خوش بینی و مسرت اعلام کرد: « به احتمال قوی بودجه بعد از عید تصویب می شود.» اما هادی حق شناس، یکی دیگر از نمایندگان نسبتا واقع بین مجلس گفت: « بررسی بودجه به هر حال باید در سال 85 انجام شود.»

2830 عراقی، 3600 ایرانی
رسانه ها اعلام کردند که در نیمه دوم سال 2006 میلادی 17 هزار عراقی در این کشور کشته شده اند. به عبارت دیگر در هر ماه از سال جاری حدود 2830 نفر از مردم عراق به دلیل جنگ کشته شده اند. همزمان با همین موضوع رئیس ستاد هوای پاک تهران شهرداری تهران اعلام کرد که تنها در ماه آبان سال جاری 3600 نفر از مردم تهران بر اثر آلودگی هوا کشته شده اند. آگاهان پیش بینی می کنند که احتمالا اگر جنگ ایران و آمریکا آغاز شود، ماهانه حداقل 770 نفر از مردم کشور کمتر کشته خواهند شد.

چرا استعفا نمی دهند؟
من اگر جای آقای فرشیدی بودم و نمی توانستم مشکل گرمای بچه های مدارس کشور را حل کنم، و یادم بود که وقتی نویسنده متوسط الحال روزنامه رسالت بودم، چه انتقاداتی از مسوولان وقت می کردم، حتما برای خدمت به دانش آموزان کشور استعفا می دادم و برمی گشتم به رسالت( یا سیدخندان) و به همان نویسندگی روزنامه ادامه می دادم. فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش گفت: « استعفای من مشکل حریق را در مدارس حل نمی کند.» آگاهان گفتند: شما استعفا بدهید، که معلوم شود مسوولید وگرنه بله با استعفای شماها مشکل حل نمیشود. همین وزیر گفت: « تغییر ساعت شروع به کار مدارس حرفی خیابانی و کارشناسی است.» با گفتن این جمله اساتید زبان فارسی دچار مشکلات عمیقی شده و یک ساعت و نیم در مورد عبارت« حرف خیابانی» فکر کردند، آنان در حال فکر کردن بودند که وزیر آموزش و پرورش گفت: « با داشتن 150 هزار واحد آموزشی حتی نمی توان با قاطعیت گفت که هیچ سیمی اتصال نخواهد داشت.» با شنیدن این جمله برق از جاهای مختلف کارشناسان ادبیات فارسی پرید و کلیه کلاس های ادبیات فارسی دچار حریق شد. وزیر آموزش و پرورش گفت: « احتیاج به 670 هزار بخاری 85 هزار تومانی لیزری داریم.» آگاهان تذکر دادند که هزینه این تعداد بخاری با یک حساب سرانگشتی می شود معادل 50 میلیارد تومان یا به عبارتی 50 میلیون دلار، یعنی تقریبا 2 هزارم پولی که در سال گذشته دولت از ذخیره ارزی اش مصرف کرده است. وزیر آموزش و پرورش تصمیم گرفت به همان شکل که احمدی نژاد مشکلات بین المللی را حل کرده است، مشکل گرمای مدارس را حل کند. وی گفت: « مشکلات مدرسه ای را با نوشتن نامه به وزرای دیگر حل می کنیم.»

38 میلیارد دلار سوت شد
باز خدا را شکر که دست غارتگران بیت المال از قله های ثروت کوتاه شد
و باز ده بار خدا را شکر که در مملکت دیگر ریخت و پاش و اسراف وجود ندارد.
و صد بار شکر که در مملکت دیگر سرمایه داران مرفه بی درد در دولت نیستند...
و هزار بار شکر که رئیس جمهور وقتی به دفترش آمد فرش های نفیس را از آنجا جمع کرد.
و ده هزار بار شکر که رئیس جمهور فقط به اندازه یک کارمند معمولی حقوق می گیرد...
در همین راستا، اعلام شد که علیرغم افزایش پایه نفتی، به جای 48 میلیارد دلاری که یک سال قبل در حساب ذخیره ارزی بود، موجودی حساب ذخیره در حال حاضر فقط 10 میلیارد و 400 میلیون دلار است.

اسرائیل، فتح و حماس را آشتی بدهد
یک منبع خبری که از مدتها قبل سوراخ شده بود، اعلام کرد که اسرائیل قصد حمله به ایران را دارد. ایران در واکنش به این مساله اعلام کرد شدیدا تلافی می کنیم. اما اسرائیل بلافاصله اعلام کرد که قصد حمله به ایران را ندارد. با این وجود ایران اعلام کرد اسرائیل حتی اگر به ایران حمله هم نکند باز هم ما تلافی می کنیم. در پی این امر گروهی از بهائیان ایرانی در اسرائیل با اولمرت ملاقات کردند. اولمرت برای چندمین بار اعلام کرد: ما قصد حمله به ایران را نداریم. اما برخی منابع شدیدا حزب الله اعلام کردند که اسرائیل باید بخاطر بهائیان هم که شده است به ایران حمله کند تا ما شدیدا تلافی کنیم. در این راستا که نه، ولی در یک راستای دیگر درگیری میان فتح و حماس شدیدا بالا گرفت و نیروهای فتح به مغازه های طرفداران حماس حمله کردند. و طبیعتا در همین یکی دو روز گذشته تعدادی از طرفداران فتح و حماس همدیگر را زخمی کردند و کشتند. به نظر می رسد که تنها راه حلی که برای صلح میان فلسطینی ها مانده است این است که اسرائیل یک هیات صلح را برای آشتی میان فتح و حماس تعیین کند.

ای چشم تو زیبا و لب لعل تو خوش
حداد عادل گفت: « سید حسن نصرالله شجاع ترین مرد جهان است.» سید حسن نصرالله هم گفت: ایران بهترین کشور دنیاست. یکی از نمایندگان مجلس گفت: « صدام قهرمان دنیای عرب نیست، نصرالله قهرمان دنیای عرب است» سید حسن نصرالله هم گفت: مجلس ایران دو نوع خودش بی نظیر است. یکی از مقامات کشور که ربطی به هیچ مارمولک و تمساحی ندارد نیز گفت: « سید حسن نصرالله یک معجزه است.» سید حسن نصرالله نیز اعلام کرد: الهی قربون قد و بالای همه آقایون علما برم. گفت: نصرالله سنبل است... نصرالله گفت: ایران گل است... فعلا حزب الله لبنان و دولت ایران در حال شیدایی مطلق به سر می برند و احتمالا بعد از اولین تضاد منافع خشتک همدیگر را بر سر هم خواهند کشید، این خط، این هم نشان.

در خوزستان از هر نه نفر، ده نفر بیکارند
دفتر ریاست جمهوری اعلام کرده است که در جریان سفر به خوزستان یک میلیون نفر از مردم این استان به احمدی نژاد نامه نوشتند. این دفتر اعلام کرد که تا کنون( دیروز) 300 هزار نامه باز شده و تقریبا اکثر نویسندگان نامه ها درخواست کار داشتند. براساس آمار کشور، در کل استان خوزستان حدود 5 میلیون نفر( حدود 900 هزار خانوار) زندگی می کنند. نتایج زیر از این آمارها گرفته می شود:
اول: از هر خانوار در خوزستان بیش از یک نفر به احمدی نژاد نامه نوشته و بیکار است و دنبال کار می گردد.
دوم: تقریبا همه کسانی که در خوزستان سواد نامه نوشتن دارند، یا قدرت تکان خوردن و کار کردن دارند، یا بالاتر از سن پانزده سال دارند، هم بیکارند و هم به احمدی نژاد نامه نوشته اند.
سوم: با توجه به اینکه در طول یک سال فعالیت دولت احمدی نژاد، براساس آمار وزارت کار، 144هزار فرصت شغلی برای کل کشور( که 14 برابر خوزستان جمعیت دارد) ایجاد شده است، احتمالا اگر احمدی نژاد با همین سرعتی که تا به حال اشتغال ایجاد کرده است، پیش برود، 84 سال طول می کشد تا افرادی که به احمدی نژاد نامه نوشته اند، بتوانند سرکار بروند. تا آن زمان احتمالا کره زمین سرد شده و در خوزستان مردم با سورتمه سرکار می روند.
چهارم: احمدی نژاد در در توضیح آنچه دفتر خودش گفته است، یعنی این که تقریبا تمام مردمی که برای احمدی نژاد نامه نوشتند، دنبال کار بودند، گفت: « مردم از ما حفظ حقوق هسته ای را خواستارند.» آگاهان توضیح دادند که احتمالا منظور احمدی نژاد از حقوق هسته ای همان کار و شغل است.

انتخابات آمریکا باطل شد
آیت الله طاهری گرگانی، عضو خبرگان گفت: « انتخابات آمریکا باطل است.» ظاهرا دلیل باطل شدن انتخابات آمریکا این بود که در حین رای گیری حامیان رئیس جمهور آمریکا به دلیل فشارهای مخالفان دچار رایحه خوش خدمت شده و لذا انتخابات شان باطل شد.

سینه خیز وسط چکمه ها
شما فکر می کنید به چه دلیل همه حکومتهای عاقل نظامیان را از دخالت در سیاست منع کردند؟ به نظرتان همه شان اشتباه کردند؟ یا احتمالا اندکی هم عقل در کارشان قابل مشاهده بود؟ البته من معتقدم نظامی ها خیلی آدم های خوبی هستند، اما باید طاقت بیاورند و زیاد حرف نزنند. سردار ذوالقدر، معاون امنیتی وزارت کشور و یکی از کسانی که در زمینه برگزاری انتخابات بطور تضمینی تخصص ویژه ای دارد، اعلام کرد: « 80 درصد اصولگرایان، 18 درصد مدعیان اصلاح طلبی و 2 درصد از مستقل ها رای آوردند.» آگاهان گفتند: چشم سرکار، به راست راست. بعد که حضرت سردار داشت درباره بی طرفی وزارت کشور داد سخن می داد خبرنگاران به طوری که به زندان 59 نیفتند به هم اس ام اس زدند که از همین جمله و اعداد پیداست لازم به قسم خوردن نبود سردار.
در همین راستا، جانشین فرماندهی نیروی مقاومت بسیج هم یک تخم دوزرده اتمی رها کرد و گفت: «تسلط بر تنگه هرمز که تنها راه عبور بیش از 40 درصد انرژی جهان است، ما را به حدی از قوت و توانمندی رسانده که شیشه عمر اقتصادی و امنیت انرژی جهانی در پنجه های پولادین ایران است.» توضیح: شما فکر می کنید اولین اتفاق برای شیشه ای که در پنجه فولادین قرار می گیرد، می افتد، چیست؟
برای این که کلکسیون نظامی های امروز کامل شود، جمله وزیر ارشاد را دوهزار بار بنویسیم تا معنی سینما را عمیقا بفهمیم. صفار هرندی وزیر ارشاد، در یک جمله بطور خلاصه خودش را معرفی کرده و گفت: « سینمای پلیسی آینه تمام نمای جامعه است.»
ای خدا! کجاست آن مرد سوئدی که می گفت ما را از چکمه نظامیان نترسانید؟ عجب گرفتاری شدیم، وسط دوهزار تا چکمه به مدت چهار سال باید سینه خیز زندگی کنیم.

کاراکاس به دنبال تهران
تره به تخمش می ره حسنی به باباش. بالاخره این دو تا برادر باید یک شباهتی به هم داشته باشند. در پی افزایش حجم روابط ایران و ونزوئلا، بطور طبیعی اخلاق هوگو چاوز، برادر احمدی نژاد دچار مشکلات عدیده شد. چاوز شبکه تلویزیونی RCTV را که موضعی انتقادی نسبت به دولت داشت تعطیل کرد. وزیر خارجه ونزوئلا این اقدام را گامی در جهت حفظ آزادی مطبوعات دانست.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:36  توسط ابراهیم نبوی  | 

رایحه خوش ناپلئون

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 17 دی 1385 [2007.01.07]

po_nabavi_01.jpg

و سرانجام در فاصله ای کمتر از دوسال به نظر می رسد که موج احمدی نژادی شدن سراسر ایران را گرفته است. تا چند ماه قبل بیم آن می رفت که روابط جهان با ایران قطع شود، اما بتدریج این موج قوی تر شد و حالا یواش یواش به نظر می رسد که چیزهای دیگر هم دارد قطع می شود. به دنبال قطع برق در ده استان کشور، مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران در کمال خوش خبری و مسرت گفت: « گاز همه وزارتخانه ها و ادارات دولتی از پنج شنبه گذشته، و به منظور تامین مصرف خانگی گاز قطع شده است و احتمال می رود که برق نیز در تهران قطع شود.» آگاهان توضیح دادند که اصولا برای اینکه ایران بتواند مشکلات جهان را حل کند و تبدیل به یک ابرقدرت بزرگ شود، مقدمتا باید گاز و برق کشور را قطع کنند و بعد مشکلات جهان را حل کنند. خبرنگاران گزارش دادند که « قطع گاز در برخی استان های کشور زندگی مردم را فلج کرد.» روزنامه کیهان در خبر دیروزش اعلام کرد که «مشکل گاز مناطق سردسیر امروز برطرف می شود.» اما با گذشت 48 ساعت از دیروز، هنوز امروز فرانرسیده است و لذا چون مشکل گاز مناطق سردسیر کشور حل نشده است، شرکت گاز ایران اعلام کرد که مناطق سردسیر کشور از امروز گرمسیر است و تا وقتی سردسیر نشده است، گاز این مناطق وصل نمی شود. همچنین با ادامه قطع گاز در 11 استان کشور، مردم سقز برای اعتراض به این وضع به خیابان آمدند، ولی با این وجود گازشان وصل نشد. گروهی از مردمی که به خیابان آمده بودند، در حالی که می لرزیدند، سووال کردند: « آیا داشتن حداقل امکان گرم شدن در زمستان حق مسلم ما نیست؟» دولت نیز در پاسخ به سووال آنان گفت: نه، حق مسلم شما انرژی هسته ای است و هیچ حق مسلم دیگری ندارید. دکتر اینقدی نژاد که هنوز گاز خانه خودش قطع نشده است، در کمال سرور و شادمانی و بی خیالی اعلام کرد: « ایران بزودی کلید تولید صنعتی سوخت هسته ای را خواهد زد.» دکتر اینقدی نژاد، که همچنان فکر می کند همه چیز شوخی است، در حالی که دولتش قدرت حل مشکل گاز که در این 20 سال هرگز سابقه نداشته است، ندارد، گفت: « مردم جهان از ما می خواهند نجات شان بدهیم.... روزانه دهها هزار نامه از سراسر جهان پیش من می آید که در آنها اقشار مختلف سراسر جهان ضمن بیان وضعیت نامناسب خود از ما می خواهند که ایران مقتدر بماند و روزی بتواند آنها را هم از دست طاغوتیان نجات دهد.» آگاهان اظهار امیدواری کردند که انشاء الله تا زمانی که احمدی نژاد بتواند جهانیان را نجات بدهد، خودش از سرما یخ نزده باشد.

بابا نوئل درگذشت
خدا رحمتش کند. خیلی پیرمرد خوبی بود، همیشه به بچه ها هدیه می داد و بخصوص بچه های مسیحی را در سراسر دنیا خوشحال می کرد. وقتی اول سال مسیحی می شد، هدیه های قشنگش را بسته بندی می کرد و توی جوراب بچه های می گذاشت و آنها را خوشحال می کرد. هفته قبل، درست نیم ساعت قبل از تحویل سال مسیحی، بابانوئل درگذشت. ظاهرا بابانوئل می خواست هدیه احمدی نژاد را توی جورابش بگذارد که دچار خفگی شد و درگذشت.

مبصر بخاری و بچه های لرستان
واقعا که کشور خوبی داریم. کشوری که هر روز یک کشف بزرگ در آن صورت کی گیرد. وزارت آموزش و پرورش هفته قبل اعلام کرد که از این پس کلاس ها مبصر بخاری خواهند داشت، کار این مبصر بخاری در حال حاضر این است که مواظب باشد که بخاری های نفتی و گازی به موقع روشن و خاموش شود، اما این مبصرین بخاری در آینده نزدیک می توانند تولید انرژی هسته ای کشور را در دست بگیرند و لذا نماینده رئیس جمهور در کلاس نیز به حساب می آیند. در همین راستا، دیروز یک مدرسه در روستای « المنی» در لرستان به دلیل استفاده از وسایل گرمایشی غیراستاندارد دچار حریق شد. خوشبختانه هیچ آسیبی به دانش آموزان نرسید. منظور از این که هیچ آسیبی به بچه ها نرسید این است که تصادفا این بار بچه ها در آتش سوزی کشته نشدند و فقط تعداد زیادی از دانش آموزان مدرسه زخمی و مجروح شدند.

هنر آشپزی باهنر
پیشنهاد می کنم حتما از کتاب هنر آشپزی استفاده کنید. بخصوص برای زمانی که آش اینقدر شور می شود که حتی سروصدای باهنر هم در می آید. باهنر، نایب رئیس مجلس و رفیق شخصی سابق احمدی نژاد، که به اندازه کافی فاميل درجه اول در کابينه دارد، بالاخره سروصدایش درآمد و گفت: « سطح عمومی قیمت ها در برخی موارد از کنترل بیرون رفته است.... بعضی سیاستهای کلی دولت در ارتباط با مسکن، قیمت ها را افزایش داده است...» وی که قبلا مخلص دربست دولت بود، به جبهه منتقدین دولت پیوسته و اظهار داشت: « به عملکرد دولت نهم نقد دارم.... قرار بود نفت و چیزهای دیگر را سر سفره ببریم، نشد، نباید دعوای خودمان را سر سفره مردم ببریم.» آگاهان به آقای باهنر گفتند زیاد خودش را ناراحت نکند، چون هنوز سرگنده قضیه زیر لحاف است و بوش خوش رايحه زير لحاف یا کرسی بلند نشده، احتمالا مشکلات تازه از این به بعد جدی می شود. اعلمی هم اعلام کرد که بعضی نمایندگان مجلس در حال تهیه طرح استیضاح دولت هستند. به نظرم این موضوع را نمایندگان باید جدی بگیرند. اصولا یک رئیس جمهور ممکن است بلد نباشد کشور را اداره کند، دائما اشتباهات سیاسی کند، کشور را تا مرز جنگ و سقوط پیش ببرد. در این حالت به قول آقای قرائتی می گویند که: آقای رئیس جمهور، کفایت سیاسی، چی؟ هان؟ باشه. صدا می رسد که یک سال صبر کنید... باشه صبر می کنیم.

بالاخره بریم بیرون یا نریم؟
این مجلس هم تکلیف ندارد، یک سال و نیم تهدید کرد که طرح دو فوریتی تعلیق و خروج از ان پی تی را تهیه کرده و هر روز جهانیان از ترس تصویب این طرح شب تا صبح خواب شان نمی برد، حالا که هفته قبل طرح تجدیدنظر تصویب شده، مجلس از این کار پشیمان است. البته این پشیمانی از لجاجت بر سر ادامه برنامه هسته ای بهتر است، ولی بالاخره مجلس باید تکلیف خودش و رئیس جمهور را روشن کند. علاء بروجردی مسوول فلان و فلان و فلان [مهم تر از همه کارشناس لو دادن افغان و نديدن طالبان] گفت: « مجلس با خروج از ان پی تی موافق نیست.» در همین حال کيهان از قول علی لاریجانی نوشت که او در چین تهدید کرده که « ایران از ان پی تی خارج می شود.» در حالی که وقتی مطلب کيهان را می خواندی معلوم می شد که لاريجانی همچنين غلطی نکرده بلکه مرد محترم گفته ان پی تی مطلوب ماست و در آن می مانيم. اين حسين شريعتمداری است که ديگر دارد قاط می زند. جالب اين که کيهان در روزی لاريجانی را به نادرست متهم به گفتن یاوه کرد که علاوه بر لاريجانی، منوچر متکی و حتی آقازاده هم در وصف ان پی تی حرف های جالبی زده بودند که در صفحات مختلف کيهان هم چاپ شده بود که ممکن است مسوولان آن صفحات سه سال زندانی شوند. همزمان با همین موضوع ژاک شیراک نیز برای اولین بار در طول تاریخ یک سال گذشته در مورد ایران موضع گیری کرد و گفت: « ایران جامعه جهانی را ترسانده است.» آگاهان به آقای شیراک توضیح دادند، این که چیزی نیست، دولت ایران نه تنها جامعه جهانی را ترسانده است، بلکه جامعه ایرانی را هم ترسانده است. و علاوه بر اين حسين بازجو بيش از دولت ايران آدم ها را ترسانده است می گوئيد نه از خيلی ها بپرسید. هم زمان با همین قضایا، جبهه مشارکت « خواستار مذاکرات اتمی ایران با آمریکا شد.» ولی همه این حرف ها را بگذارید کنار، این ها که گفتم هیچ کدامش ارزش ندارد، اصلا و ابدا، مهم فقط این است که آقای حاجی بابایی، عضو هیات رئیسه مجلس، درست در شرایطی که هیچ کس حوصله شوخی های بامزه و بی مزه را ندارد، گفت: « عملکرد ایران در چهارچوب قانون موجب انزوای اروپا شده است.» آگاهان در همین راستا توضیح دادند که اصولا وقتی یک کشور مثل ایران رابطه اش را با 29 کشور عضو اتحادیه اروپا تیره می کند، طبیعی است که آن 29 کشور منزوی می شوند. بر اساس همین اظهار نظر در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران، کره شمالی و ونزوئلا سه کشوری هستند که بطور فعال در صحنه بین المللی حضور دارند و 188 کشور دیگر منزوی شده اند و دارند از تنهایی دق می کنند. آمريکا که به قول مدير کيهان رييس جمهورش شب ها خواب چوبه دار می بيند.

قهرمان دنیای عرب
مدتی است مقاله ای نوشته ام در مورد مساله ما و مردم عرب، یک طرف ماجرا برمی گردد به موضع ایرانیان در مورد اعدام صدام و طرف دیگر موضوع برمی گردد به برخورد مردم دنیای عرب با این موضوع. البته معتقدم با مرگ صدام، علیرغم بسیاری از مسائلی که در این ماجرای تکان دهنده وجود داشت، جنبش تروریستی اسلامی در جهان و بخصوص در عراق ضربه سنگینی می خورد و معتقدم عراق تا مدتی دیگر آرام می شود، اما به هر حال اعدام صدام زخمی به تن تندروهای دنیای عرب خواهد بود. البته در ایران خیلی ها با اعدام صدام به این شکل مخالف بودند، از جمله آقای جنتی که از یک سال قبل راه بسیار خوبی را برای اعدام صدام پیشنهاد کرده بود و گفته بود: « دادگاه صدام مسخره است. ما در اول انقلاب هویدا را سر میز جلسه نشاندیم و بعد از رد و بدل کردن چهار جمله، یک تیر خلاص به او زدیم.» به دنبال این نظر انسانی و پر از مهر و عطوفت آقای جنتی بسیاری از هموطنان به وجد آمده و از شادمانی داشتند سکته می کردند که حسنی مبارک گفت: « اعدام صدام وحشیانه بود.» عطاء الله مهاجرانی هم در یک تحلیل بسیار غیرمنتظره نشان داد که اصولا مسلط بودن به سیاست و مسائل بین المللی چقدر مهم و بی توجهی به زمان چقدر ضروری است. مهاجرانی در مقاله اش نوشت: « صدام که تا مغز استخوان در خدمت منافع آمریکا بود، چطور می تواند قهرمان ضدآمریکایی باشد؟» آگاهان در همین مورد نکاتی را به آقای مهاجرانی تذکر دادند:
اول: زمانی که صدام تا مغز استخوان در خدمت منافع آمریکا بود، آقای مهاجرانی هم یا معاون نخست وزیر بود یا وزیر بود، ولی به همان شکل که آقای مهاجرانی الآن ماه هاست دیگر در آن کارها نیست، صدام هم در ده سال گذشته با آمریکا می جنگید.
دوم: آمریکا برای از بین رفتن حکومت صدام حداقل سیصد هزار نیروی نظامی به عراق آورد و با کمک کشورهایی مانند ایران توانست حکومت صدام را ساقط کند و نیروهای آمریکایی صدام را دستگیر کردند. آیا دلیلی بزرگتر از جنگ برای جنگجو بودن لازم است؟ آیا حمله آمریکا به صدام حسین کافی نیست که اثبات شود صدام ضدآمریکایی بود؟
سوم: اصولا همه ضدآمریکایی های منطقه ضمن اینکه ضدآمریکایی هستند، کمی هم دیکتاتور و معمولا تا حد زیادی قاتل هستند، ضدآمریکایی بودن که الزاما چیز خوبی نیست. بخصوص برای آقای مهاجرانی که فقط برای نوشتن یک مقاله برای پیشنهاد مذاکره با آمریکا نزدیک بود زودتر از اين ها از بهشت رانده شود.
چهارم: دنیا خیلی عوض شده، آقای پوتین که مامور کا گ ب بود و مهم ترین هدف زندگی اش نابود کردن آمریکا بود، در حال حاضر دوست آمریکاست. چاوز هم که زمانی نزدیک ترین دوست صدام بود، آلآن نزدیک ترین دوست ایران است. در ضمن در حالی که چند سال قبل در مراسم مرگ پاپ رئیس جمهور اسرائیل خودش را کشت تا بلکه با رييس جمهور ايران با لهجه یزدی احوالپرسی کند، الآن از بوی خوش رايحه فرسنگ ها در می رود و حاضر نیست جز با نارنجک به احوالپرسی جانشين خاتمی برود.

رایحه خوش ناپلئون بناپارت
اوضاع جناح بندی های سیاسی و رو کم کنی جناحین و جناحات و جناحون برای هم کمابیش ادامه دارد. حسین مرعشی، چهره خونسرد کارگزاران، یک میخ دیگر به تابوت رایحه خوش خدمت که پس از فوت نابهنگام رایحه اش روز به روز بیشتر آزاردهنده می شود، کوبید و گفت: « رایحه خوش خدمت یک قطب محسوب نمی شود.» از طرف دیگر با محو شدن مهرداد بذرپاش و سایر ریاحین بستان احمدی از صحنه گیتی، آقایی به نام محمود عباس زاده مشکینی، عضو فهرست حامیان احمدی نژاد ظهور کرده و گفت: « رایحه خوش خدمت هنوز ادعای پیروزی در انتخابات شوراها را دارد.» در همین راستا یکی از کسانی که به تازگی از امین آباد مرخص شده است، اعلام کرد: این که چیزی نیست، من هم تا قبل از اینکه خوب بشوم، فکر می کردم ناپلئون بناپارت هستم.

نباید افتخار کرد
یکی از خوبی های موجودات متعادل این است که حرف هایی می زنند که آدم احساس می کند همه هم عقل شان از کار نیفتاده. آقای خاتمی یک جمله منطقی و درست و حسابی و قابل اثبات در مورد انتخابات گفت: « اصلاح طلبان در نهایت مظلومیت و محرومیت نتیجه خوبی از انتخابات گرفتند.» وی اضافه کرد: « هیچ منصبی اعتبار ندارد، مگر اینکه برآمده از رای مردم باشد.» آگاهان گفتند: چشم، بهش می گیم. اما آقای خاتمی یک حرفی هم زد که خوشمان نیامد. وی گفت: « افتخار می کنم که بعد از هشت سال یک دفتر هم برای کارم ندارم.» آگاهان می خواستند برای آقای خاتمی توضیح بدهند که این که شما بعد از هشت سال هنوز یک دفتر کار هم ندارید، اصلا خوب نیست، چون شما باید در این هشت سال حتما یک تشکیلات برای خودتان راه می انداختید که در تمام شهرها و دنیا دفتر داشته باشد و کارهای شما را پیش ببرد و نیروهای طرفدارتان را منسجم کند. حالا این کار را نکردید، اشکالی ندارد، چرا به آن افتخار می کنید؟

زری زری، دراومد از دربه دری
آقا! این زریبافان ول کن معامله نیست. البته منظورم این است که ول کن احمدی نژاد نیست. بالاخره باید طرف دستش را به یک جایی بند کند. آخرین تحولات نظام اجرایی کشور( منظور سفرهای دور و دراز حامی و کامی به شهرستانهاست) انجام شد و قرار شد صادق محصولی رئیس انجمن پابرهنگان میلیاردر دبیر هیات دولت شود. الهام هم قرار شد به عنوان کوچولوترین وزیر دادگستری تاریخ ایران انتخاب شود. زریبافان هم قرار است بشود مسوول دفتر رئیس جمهور.

محمود چاخان به شهر برمی گردد
بابا! این یارو دروغگوست. رسما، در روز روشن، بدون هیچ پرده پوشی. درست یک روز قبل از سفر به خوزستان از طرف دفتر ریاست جمهوری دو خبر منتشر شد، اولی در مورد گفتگوی تلفنی جلال طالبانی و دوم در مورد ملاقات هادی ساعی با رئیس جمهور. معلوم شد که اصلا جلال طالبانی چنان حرفی که احمدی نژاد به نقل از او گفته است، نگفته و هادی ساعی هم اعلام کرد که در این مدت در تهران نبود و اصلا با احمدی نژاد ملاقات نکرد. من نمی دانم چرا کسی در مورد دروغ های رئیس جمهور از او سووال نمی کند؟ رئیس جمهور که نباید روز روشن دروغ بگوید. احمدی نژاد بعد از بازگشت از سفر خوزستان گفت: « هر جا می رویم نام ایران می درخشد.» آگاهان توضیح دادند که احمدی نژاد در این مدت یا در کرمانشاه بود و یا در خوزستان و در این دو استان هم چون جزو استانهای ایران هستند، طبیعی است که نام ایران می درخشد. البته بعید نمی دانم که فردا صبح رئیس جمهور اعلام کند که هفته گذشته با چاوز و فیدل کاسترو رفته بود به واشنگتن و جرج بوش را سه تائی حسابی کتک زدند. اصلا بعید نیست.

13 برابر شدند
اصولا آمار همینطوری است. مثلا دیروز یک مقام ارشد نیروی انتظامی اعلام کرد که زنان مجرم نسبت به قبل از انقلاب سیزده برابر شدند. آدمی که عقل نداشته باشد و این خبر را بشنود، واقعا فکر می کند مملکت این همه پیشرفت کرده، در حالی که موضوع این نیست، موضوع این است که زنان ایرانی قبل از انقلاب همان کارهایی را می کردند که امروز می کنند، مثلا آرایش می کردند، به مهمانی می رفتند، لباس های خوشگل می پوشیدند، با دوست پسرشان قدم می زدند، دیسکو می رفتند، در دانشگاه حرف می زدند، سیگار می کشیدند، سینما می رفتند و گاهی هم در فیلمهای سینمایی لخت می شدند و بازی می کردند، حالا هم بعضی از همان کارها را می کنند، ولی جرم است و برای جرم شناختن و دستگيری زن ها هزاران نفر استخدام شده اند. سیزده برابر که چیزی نیست. این دلیل نمی شود که وقتی شما در اتوبان دارید برعکس همه ماشین ها رانندگی می کنید، همه آنها چون سیزده برابر شما هستند، مجرم باشند. شاید شما دارید اشتباه می کنید. وقتی یک آدم با قيافه را که رييس پلیس بود برمی داريد و به جایش یک کسی را می گذارید که همین طوری آدم ازش وحشت دارد و تازه باجناق اینقدی نژاد هم هست. بزودی سیزده برابر به سیصد برابر می رسد. مقصودم از آن با قیافه اصلا و ابدا سردار طلائی نبود. خودتان حدس بزنید کی را می گویم.

وقتی فرق شان توی چشم آدم می رود
تا حالا مشکل مان این بود که چرا بعضی ها فرق احمدی نژاد و خاتمی را نمی فهمند، حالا گرفتار شدیم، رفیق ما فرق صدام را با خاتمی نمی فهمد. یکی از نویسندگان ایرانی نوشت: « تفاوت صدام با خامنه ای ها و رفسنجانی ها و خاتمی ها چیست؟» برای اینکه فرق این افراد توی چشم کسانی که در اثر فاصله زیاد دچار مشکل دید می شوند، نرود، برخی از تفاوت های موجود را عرض می کنیم و بقیه تفاوت ها را درز می گیرم.
اول: یکی از تفاوت های صدام با خامنه ای ها و هاشمی ها و خاتمی ها این است که خامنه ای ها خودشان با هم تفاوت دارند، مثلا یکی از آنها آقای علی خامنه ای است که رهبر کشور است، اما یکی دیگرش هادی خامنه ای است که نه تنها رهبر کشور نیست، بلکه در اعتراض به شرایط کشور در قم کتک خورد و مجروح شد. فرق هاشمی ها هم این است که یکی شان محمد هاشمی است و یکی شان اکبر هاشمی و این دو تا با هم زمین تا آسمان فرق دارند. فرق خاتمی ها هم با هم این است که یکی شان رضا خاتمی است که پزشک است و خیلی از عقاید برادرش را قبول ندارد و یکی شان محمد خاتمی است که قبلا رئیس جمهور بود که او هم خیلی از عقاید برادرش را قبول ندارد، یکی شان هم آدم معقول و مهندس و کارشناس اقتصادی است که نامش علی آقامون است. وقتی خود هاشمی ها و خامنه ای ها و خاتمی ها فرق دارند، طبیعتا با کس دیگری هم فرق دارند چرا ندارند.
دوم: اصولا وقتی آدم از راه دور به مساله نگاه می کند، همین جوری می شود. فکر می کنیم که همه این یک میلیارد چینی که شبیه هم هستند هیچ فرقی با هم ندارند. یواش یواش کار به جایی می رسد که نمی فهمیم فرق کره جنوبی و کره شمالی با چین چیست و فرق این دو تا کره با هم چیست. البته شما تقصیری ندارید، هرکسی که خودش را موظف می بیند که درباره سیاست حرف بزند، اما تلاشی برای فهمیدن اوضاع کشورش نمی کند، آخرش همین می شود که فرق دو تا آدمی را که یکی شان طرفداران آن یکی را زندانی می کند، نمی فهمد.
سوم: فرض کنید همین الآن آقای فلانی را که بیست سال است به ایران نرفته، یک دفعه وسط اتوبان صدر از هلی کوپتر پیاده کنید و به او بگوئید برو به خانه قدیمی تان. فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ مطمئنا بعد از یک ساعت چون فرق شمال و جنوب تهران و نام خیابانها را نمی داند و اصولا فرق بغداد و تهران را نمی داند و فرق گذشته و حال را هم چه بسا نداند، در شهر گم می شود و مجبور می شود یا فرق هاشمی و خاتمی و صدام را یاد بگیرد، یا اینکه یک تاکسی دربست بگیرد و در حالی که آدرس فرودگاه را می دهد، سریعا از ایران خارج شود تا به ادامه نقش تعیین کننده اش در سیاست ایران بپردازد، به همین دلیل پیشنهاد می کنم که فرق آدمهای مختلف را یاد بگیرید که حداقل وقتی با یک ایرانی که ممکن است در ده سال گذشته در ایران زندگی کرده باشد، یا به ایران سفر کرده باشد، مواجه می شوید، اسباب شرمندگی نشود.
چهارم: چون فکر می کنم بهتر است به کار اصلی مان برسیم، نه من اسم می برم، نه شما ادامه بده. همین جا قضیه را درز بگیریم بهتر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:35  توسط ابراهیم نبوی  | 

اژدها وارد می شود

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 14 دی 1385 [2007.01.04]

po_nabavi_01.jpg

حالا دیگر وضع خطرناک است. از یک طرف ایران تا یک ماه و نیم دیگر فرصت دارد که در مقابل قطعنامه سازمان ملل کوتاه بیاد و دست از این رفتار آنارشیستی بردارد. از جانب دیگر دولت ایران و بازی انقلابیگری احمدی نژاد نیز در دنیای اسلام متوقف شده و اگر احمدی نژاد و دوستان نظامی اش دست از بازی برندارند، دولت هایی چون عربستان و پاکستان و مسلمانان اهل سنت، تبدیل به دشمنان اصلی دولت ایران و جنبش تندروهای شیعه می شوند. در داخل هم روزبه روز اوضاع نابسامان تر می شود، دولت انتخابات را باخته است و در حوزه اقتصادی هم ناموفق عمل کرده است. قطع برق، قطع گاز و گرانی کالاها حاصل دولت بی عرضه ای است که با وجود داشتن بیشترین درآمد در سال جاری، نه تنها طبق بودجه خودش عمل نکرده بلکه ذخیره ارزی کشور را هم تمام کرده است. احمدی نژاد هم سر در زیر برف زمستانی کرده و به بازی بازی دیدارهای شهرستانی خودش مشغول است و تلاش می کند تا با نمایش جمعیت استقبال کننده شهرستانهای کشور، بحران عدم اقبال عمومی اش را بپوشاند. با دولتی که نه در میان نیروهای سیاسی درون حکومتی طرفداری دارد، نه با اقبال مردم مواجه است، نه پشتیبانی منطقه و جهان اسلام را دارد و نه با سازمان ملل متحد کنار می آید، ایران در وضع خطرناکی قرار گرفته که حالا دیگر بسادگی آسیب پذیر است. حسین موسویان، عضو سابق هیات مذاکره ایران گفت: « بحران باید همین جا متوقف شود.» ظریف هم با ترکیبی از ظرافت، امید مبهم و نومیدی سرشار اعلام کرد: « هنوز خیلی دیر نشده است.» هفته پیش استاد چرچیل، معروف به هاشمی رفسنجانی در حالی که لب و لوچه اش را جمع می کرد، گفت: « این قطعنامه خطرناک است.» و یک روز بعد، خاتمی با نگرانی اعلام کرد: « هاشمی راست می گوید.» اما دکتر محمود پوپول که در شهرستانهای خوزستان جوگیر تشویق حضار شده است، در کمال خونسردی و بی تفاوتی گفت: «قطعنامه چیز مهمی نیست.» از طرف دیگر من نمی دانم به چه دلیل و براساس کدام علامتی که احتمالا علی لاریجانی در آسمان برای سولانا ول کرده است، خاویر سولانا دیروز برای گفتگو با آمریکا در مورد ایران عازم نیویورک شد.( توضیح: نیویورک را همین جوری از خودم درآوردم، چون حدس می زنم که سولانا در لاس وگاس با رایس ملاقات نمی کند.) شورای نوظهور ملی ایرانی آمریکایی که یک آقایی به اسم تریتا پارسی رئیس آن است اعلام کرد: « بوش بداند، بهای شکست در عراق بسیار بیشتر از بهای مذاکره با ایران است.» فعلا اوضاع شیرتوشیر است و حدس می زنم به قول مرحوم بروس لی « اژدها وارد می شود.»

چه کسی صدام را اعدام کرد؟
دارم به این نتیجه می رسم که احتمالا کسی که اعدام شده احتمالا یکی از بدل های صدام بوده که توسط یکی از بدل های طالبانی حکم اعدامش امضا شده و یکی از بدل های مالکی نخست وزیر عراق دستور اعدامش را صادر کرده است. بعد از اعدام هم یکی از بدل های بوش گفته است که در مورد اعدام صدام نظری ندارد، یکی از بدل های خالد مشعل هم اعلام کرده که حماس اعدام صدام را ترور سیاسی می داند. به دنبال اعدام صدام و واکنش هایی که پیرامون آن صورت گرفته بود، جلال طالبانی که در گفتگوی تلفنی با احمدی نژاد اعلام کرده بود که ما صدام را اعدام کردیم چون آمریکایی ها می خواستند او را فراری بدهند، گفت: « من در جریان اعدام صدام نبودم.» از طرف دیگر مالکی، نخست وزیر عراق هم دچار افسردگی بعد از اعدام شد و اعلام کرد که دوست ندارد نخست وزیر عراق باشد و از این مقام راضی نیست. سخنگوی ارتش آمریکا در عراق نیز اعلام کرد که ارتش آمریکا در اعدام صدام نقشی نداشته است. از طرف دیگر طرح فراری دادن صدام به اردن توسط آمریکائی ها فاش شد. ظاهرا آمریکایی ها می خواستند صدام را از خودشان بدزدند و به اردن بیاورند و به خودشان تحویل بدهند تا او را از دست خودشان نجات داده و در اختیار خودشان بگیرند.

حالا که رهبرت عراقی شده پول ما رو پس بده
سه روز پس از اینکه حماس اعلام کرد که « اعدام صدام یک ترور سیاسی بوده و حماس شدیدا با آن مخالف است.» و در پی اعلام این موضوع فلسطینی ها با خیابان رفته و در سوگ صدام تظاهرات کردند، یک وزیر حماس اعلام کرد که « ما با اعدام صدام مخالف نیستیم.» آگاهان گفتند به دنبال اعلام این موضع حماس، مردم فلسطین که تا نیم ساعت قبل در عزای صدام گریه می کردند، ناگهان عزاداری خود را قطع کرده و شروع به شادمانی و رقص کردند. اما چون از ایران به آنها اطلاع داده شد که رقص هم اشکال شرعی دارد، فقط دو دستی بشکن کلفتی زده و جشن گرفتند. دولت ایران نیز در همین رابطه به دولت های عراق و آمریکا و فلسطین اخطار کرد که از هر اظهار نظری در مورد صدام خودداری کنند، چون اعدام صدام مساله داخلی ایران است و هیچ ربطی به عراق یا کشورهای دیگر ندارد. همچنین احمدی نژاد که روز گذشته از خالد مشعل خواسته بود یا نظر موافقش را درباره اعدام صدام بگوید و یا پول ایران را پس بدهد، طی یک تماس تلفنی با حماس از پس گرفتن پول اعلام انصراف کرد. از طرف دیگر دولت عراق اعلام کرد که فیلمبرداری که صحنه اعدام صدام را فیلمبرداری کرده و آن را در سراسر جهان پخش کرده، دستگیر کرد. دولت عراق از مردم جهان خواست که فرض کنند که آن فیلم را ندیده اند. دولت عراق اعلام کرد که آماده است تا هفته آینده به شکلی متناسب با قوانین بین المللی صدام را دوباره اعدام کند.

طالبان یا طالبانی؟
احمدی نژاد اعلام کرد که در گفتگوی تلفنی با طالبانی، وی گفته است که چون ما می ترسیدیم که آمریکایی ها صدام را فراری دهند، او را بسرعت اعدام کردیم، یک روز بعد طالبانی اعلام کرد که من در جریان اعدام صدام نبودم. در پی این امر، آگاهان موارد زیر را در مورد احمدی نژاد اعلام کردند:
1) احمدی نژاد اصلا با طالبانی تلفنی حرف نزده بود، منتهی چون مدتی بود با هیچ خارجی حرف نزده بود برای دیگران خالی بست و این نقل قول را کرد.
2) احتمالا احمدی نژاد بدون مترجم با طالبانی تماس گرفته و متوجه گفته های او نشده و همین جوری یک چیزی توی هوا پرانده است.
3) طالبانی به احمدی نژاد یک جمله گفته و از او خواسته این جمله را به کسی نگوید، اما همانطور که احمدی نژاد جمله محرمانه کاسترو را الکی الکی نقل کرد و باعث سکته طرف شد، نقل قول محرمانه طالبانی هم لو رفت.
4) احتمالا کسی که احمدی نژاد با او حرف زده نماینده طالبان بوده، اما احمدی نژاد اشتباها فکر کرده طالبانی است.

آی ام اسلامیک، اوکی؟

نوزده نماینده مجلس در مورد حضور آقای مشائی در یک مجلس رقص به احمدی نژاد تذکر دادند. مشائی در پاسخ به این موضوع توضیحات مفصلی داد و گفت: من پس از رقص اعتراض کردم و گفتم نو اسلامیک. وی توضیح داد که در جوانی هم برخلاف بعضی ها متدین بوده است، اما چون زیادی متدین بوده به کلاس زبان نرفته و فقط نواسلامیک را یاد گرفته است. وی مشت محکمی به دهان دشمنان خود زد و گفت من مثل احمدی نژاد فکر می کنم و بهترین حمایت احمدی نژاد از من این است که من همچنان مشغول کارم هستم. وی به خبرنگاران خارجی گفت: آی ام سرونت آف پرزیدنت آف نیواسلامیک.

الهی قربونش برم من
عشق من دوباره ظهور کرد و حرف زد و ملتی را از افسردگی درآورد. آیت الله العظمی حسنی مرجع تقلید طنزنویسان ایرانی در یک مصاحبه شرکت کرد که چون گفته هایش بسیار دقیق و مهم است، بدون هیچ دخالتی( اعم از دست یا پا یا هیچ عضو دیگری) بخشی از آن را به اطلاع می رسانم.
حسنی گفت: « اصلاح طلبان می گفتند که می شود حتی علیه خدا تظاهرات کرد و امام زمان را استیضاح کرد.» وی در مورد اهمیت کشاورزی گفت: « باید کشاورزی را توسعه داد. من نمی فهمم در ادارات چه خبر است که همه می خواهند در آن ها استخدام شوند.» وی گفت: « به احمدی نژاد پیشنهاد دادم که به هر کشاورز مقداری از کویرها را بدهید، اما نمی دانم چرا به پیشنهادم جوابی نداد.» وی در مورد اهمیت تولید کشاورزی در کویرها گفت: « اگر کویرها را آباد کنیم ولی نتوانیم محصول تولید کنیم کویرهای آباد هم روی دستمان باد می کند.» حسنی در ادامه سخنان گهربارش گفت: « اگر دریاچه ارومیه کلا خشک شود مگر چه اتفاقی می افتد؟» وی به یک موضوع مهم فلسفی در تاریخ بشر اشاره کرد و درباره ضدانقلاب گفت: « باید نسل ها عوض شود و این ها از بین بروند و یا من.» آیت الله حسنی در کمال صداقت چیزهایی را که بقیه علما به آن اعتقاد دارند ولی روی شان نمی شود، آن را بگویند گفت: « آزادی در اسلام همیشه مورد نکوهش است... ما در اسلام آزادی نداریم...کسانی که امروز از آزادی حرف می زنند به نوعی ضدانقلاب هستند.» حسنی در مورد اینکه چرا طرفدار هاشمی است، اما معتقد است با وجود اینکه هاشمی بهتر از احمدی نژاد است، اما با این وجود این احمدی نژاد بهتر از هاشمی است، گفت: « من خیلی به این دولت اعتقاد دارم، البته من خودم به آقای هاشمی رای دادم و الآن هم فقط هاشمی را اصلح می دانم... احمدی نژاد هم کمتر از هاشمی نیست و به اعتقاد من مسایلی را که هاشمی نتوانست ریشه کن کند، احمدی نژاد ریشه کن کرد.» آگاهان در این راستا خیلی فکر کردند و دیدند اگر بیشتر فکر کنند مثل حجت الاسلام میشوند و احتمالا حکم امام جمعه ارومیه به نامشان صادر میشود، از ادامه کار صرفنظر کردند.

دارا و سارا و محمود و شمسی
آقا من نمی دانم چرا وقتی تصویر احمدی نژاد را در لباس های محلی می بینم یاد عروسک دارا و سارا می افتم. فکر کنید اگر احمدی نژاد کمی قدرت پیدا می کرد و طرفدارانی مثل شمسی پهلوون و غیره همچنان در شب یلدای احمدی نژاد، از صبح تا شب هندوانه زیر بغلش می دادند، احتمالا همین توهماتش ادامه پیدا می کرد و همه میدان های شهر پر می شد از مجسمه احمدی نژاد در لباس لری و کردی و عربی و بلوچی و غیره، کانون پرورش فکری هم دو تا عروسک درست می کرد به نام های « محمود» و « شمسی» یکی شبیه احمدی نژاد و یکی شبیه فاطی رجبی. در سه روز گذشته احمدی نژاد تمام بحران های روحی افسردگی پس از انتخاباتش را در سفر به کرمانشاه و خوزستان برطرف کرد. وی به تنهایی و بدون اینکه اتفاقی افتاده باشد، رسما اعلام کرد: « ایران امروز یک ایران هسته ای است.» آگاهان بعید نمی دانند که از فردا احمدی نژاد اعلام کند که ما الآن سه ماه است که داریم از نیروگاههای اتمی استفاده می کنیم. در همین راستا، دکتر پوپول در مواجهه با جمعیت سرمازده خوزستان که روی تابلوهایی که در دست داشتند نوشته بود: « نفت و گاز حق مسلم ماست» دو روز قبل اعلام کرد: « مشت های ملت به صورت هر زورگویی نواخته می شود.» وی یک روز بعد چون دیده بود که باید کمی تندتر برود، گفت: « کسانی که مقابل ایران بایستند با سیلی کوبنده مواجه می شوند.» آگاهان پیش بینی کردند که اگر اوضاع همینطور پیش برو احتمالا جملات زیر را در هفته های دیگر از احمدی نژاد در سخنرانی خواهیم شنید:
- ملت ایران شکم بوش را با چاقو جر می دهد و انگلیس را قیمه قورمه می کنیم.
- ما با کف گرگی توی دماغ بوش می زنیم.
- ای آمریکا، ای پفیوز پدرسگ، بیا تا خواهر و مادرت را( ادامه شعار در سفر بعدی...)

گاو های قبلی و بی سوادهای فعلی
این مجلس هفتم هم پدیده جالبی است، اول تصویب کردند که شرط نمایندگی داشتن فوق لیسانس است، بعد بررسی کردند و دیدند که بخشی از نمایندگانی که این طرح را تصویب کردند خودشان لیسانس ندارند، به همین دلیل شورای نگهبان طرح را تغییر داد و اعلام کرد که « از این به بعد نمایندگان باید فوق لیسانس یا حداقل لیسانس باشند.» جان مادرتان! آخر این هم شد قانون؟ اگر حداقل لیسانس است، چرا در قانون نوشته می شود، فوق لیسانس یا حداقل لیسانس؟ روزنامه کیهان هم نه گذاشت و نه برداشت و همانطور که به اعضای مجلس قبلی گفته بود « گاو» به نمایندگان این مجلس گفت« بی سواد»

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 20:31  توسط ابراهیم نبوی  | 

دکتر گاف و رحیم خردادیان

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 13 دی 1385 [2007.01.03]

po_nabavi_01.jpg

در حالی که تمام جهان اسلام در حال انفجار است، در ایران مهم ترین موضوع روز داستان جذاب و دلپذیر حضور رحیم مشائی در یک مراسم رقص در ترکیه است. خبرگزاری فارس مدعی شد که رحیم مشائی به مدت 12 دقیقه در محل اجرای رقص بوده است، به همین دلیل رحیم مشائی که علیرغم چهره مظلوم و هیکل ریزه میزه اش به نظر می رسد که جزو گنده لات های مقیم مرکز است، پاشنه اش را ورکشید و گفت: « به موقعش خدمت خبرگزاری فارس می رسیم. به من تهمت زدند، پای تهمت هم باید بایستند.» وی از عماد افروغ و ابوطالب، نمایندگان مجلس شکایت کرد. عماد افروغ هم پاسخ داد که « رحیم مشائی توهم دارد.» و اضافه کرد: « تشنه دریافت شکایت آقای مشائی هستم.» و ادامه داد که« کوتاه نمی آیم، متقابلا شکایت می کنم.» از طرف دیگر غلومی، شوهر شمسی پهلوون، معروف به الهام، سخنگوی دولت گفت: « قضاوت در مورد سی دی مشائی با قوه قضائیه است.» اما مهم ترین اظهار نظر در این مورد توسط الهام صورت گرفت. وی به شکلی عجیب و باورنکردنی گفت: « آقای مشائی پس از متوجه شدن برنامه جلسه را ترک کرده است.» آگاهان در همین راستا، نوار صدایی را که در طول مدت رقص 12 دقیقه ای ضبط شده است، بدست آورده اند. این نوار گفتگویی است میان رحیم مشائی و یکی از دوستان که کنارش نشسته بود و با همدیگر رقص را نگاه می کردند. کارشناسان با گوش کردن این نوار فهمیدند که رحیم مشائی بینوا در تمام مدت رقص متوجه نشده بود که خانم مذکور در حال رقص است. بدینوسیله نوار مکالمه فوق الذکر که دقیقا پیاده شده است، منتشر می شود.

رحیم! یه بویی می آد، نکنه داره می رقصه؟
متن نوار گفتگو میان رحیم مشائی و محمد( یکی از دوستانش) در حال تماشای رقص
زمان و مکان واقعه: ترکیه، 15 ماه قبل
.... صدای کف زدن حضار می آید. بتدریج صدای موسیقی بالا می گیرد...
رحیم مشائی: ممد؟ یه صدایی می آد.
محمد: فکر کنم ترانه است.
رحیم: ترانه اش اسلامیه؟
محمد: فکر کنم، اگر اسلامی نبود می ریم بیرون.
رحیم: تو می گی این آقاهه چی کار می کنه؟
محمد: این که آقا نیست، خانومه، موهاش رو نمی بینی.
رحیم: پس چرا من چشمم خوب نمی بینه، فکر کردم آقاست. داره چی کار می کنه اون وسط؟
محمد: نمی دونم، فکر کنم داره می آد برامون قهوه ترک بیاره.
رحیم: فکر نکنم قهوه بیاره، چون توی دستهاش هیچی نیست.
محمد: شاید اومده برامون یک پیامی چیزی بیاره.
رحیم: نه، فکر نکنم، نگاش کن، چرا دست هاش رو بالا برده؟
محمد: ممکنه ژیمناستیک باشه، من شنیدم زنها هم ژیمناستیک می کنن.
رحیم: ولی فکر نکنم ژیمناستیک باشه، چون لباس ژیمناستیک نازکه.
محمد: من می گم نکنه اسکی روی یخ باشه.
رحیم: اسکی روی یخ نیست، وگرنه سردمون می شد.
محمد: من می گم ممکنه پرتاب دیسک باشه، چون دست هاش رو داره می چرخونه.
رحیم: آخه ممد، این چه حرفی یه می زنی! اگه پرتاب دیسک بود یه بشقاب دستش بود.
محمد: چرا اینقدر لباس تحریک کننده پوشیده؟ این که اسلامی نیست.
رحیم: ممد! نگاش کن، داره پاهاش رو می بره بالا، این چیه؟ نکنه...
محمد: من می گم شاید داره رژه می ره...
رحیم: رژه که این جوری نیست، ببین داره خودش رو چه جوری تکون می ده.
محمد: رحیم! دیگه نگاهش نکن، مسوولیت داره، شاید تئاتر باشه، اگه تئاتر باشه خیلی ناجور می شه.
رحیم: نه، تئاتر نیست، چون اگر تئاتر بود لااقل زنیکه دو کلمه حرف می زد.
محمد: ببین داره همه جاش رو تکون می ده، نکنه داره قر می ده.
رحیم: نه، قر نمی ده، من خودم قر دیدم، این جوری نیست.
محمد: رحیم! بیا بریم بیرون، سه می شه، بیرون مون می کنن.
رحیم: نه ممد، زشته، اینجا کنفرانس اسلامیه، کسی جرات نمی کنه چیزی بگه.
محمد: ولی من فکر کنم این زنه داره موسیقی می زنه....
رحیم: موسیقی می زنه؟ با چی؟ نه ممد، موسیقی اینجوری نیست.
محمد: حاجی! تو هم واردی ها، اگه موسیقی نیست، پس چرا من یه جوری شدم؟
رحیم: ممد! ببین خانومه داره دامن شو می زنه با پاش بالا، نکنه؟
محمد: نکنه چی حاجی؟ جون من بگو چی شده؟
رحیم: می گم شاید این زنه، بار یا کاباره باشه، تو چی می گی؟
محمد: نه بابا، کاباره که چراغاش خاموشه، تازه، توی نمایشگاه که کاباره نمی آرن.
رحیم: ممد! تو می گی واسه چی این زنه ده دقیقه است که داره همینجوری تکون می خوره؟
محمد: حاجی! یه چیزی بگم ناراحت نمی شی؟
رحیم: نه، بگو...
محمد: جون حاجی قسم بخور...
رحیم: به ولای علی ناراحت نمی شم.
محمد: من می گم ممکنه رقص باشه، چون همه جاش تکون می خوره.
رحیم: راست می گی. بزن بریم.
و بدین سان بود که آنان پس از 12 دقیقه فهمیدند که دارند به رقص نگاه می کنند. و بلافاصله پس از پایان رقص کف زدند و بعد از اینکه همه از سالن بیرون آمدند، بلافاصله از سالن خارج شدند.

جنگ جنگ تا پیروزی
همه دارند به جان هم می افتند، یکی این وسط حواسش باشد. از یک طرف فلسطینی ها در سوگ صدام به خیابان آمدند و در حالی که عکس صدام و عرفات را در دست داشتند، به دادن شعار علیه دولت عراق و آمریکا پرداختند. احمدی نژاد هم قرار است به خالد مشعل زنگ بزند و به او بگوید اگر یک بار دیگر به نفع صدام شعار دادید، باید پول ما را پس بدهید. از طرف دیگر لشگر جهنگوی پاکستان اعلام کرد که قصد حمله به رهبران و علمای شیعه و اماکن مقدس شیعیان را در پاکستان دارد. طالبان هم وعده داد که امسال حملات انتحاری و چریکی اش را به نیروهای خارجی افزایش می دهد. وسط این بازار شلوغ قذافی دیوانه هم از دهانش در رفت و گفت که یهودی ها و مسیحیان هم حق دارند به مکه بروند و طواف کنند. شورای عالی امور اسلامی مصر هم به حول و قوه الهی قذافی را تا اطلاع ثانوی تکفیر کرد. فعلا دارند دعوای شیعه و سنی و عرب و فارس را زنده می کنند، احمدی نژاد و حوزه علمیه قم هم شوخی شوخی دارند بنزین می ریزند روی آتش. فعلا روزی پنجاه مسلمان در جنگ با استکبار جهانی توسط همدیگر به قتل می رسند.

محمود به خوزستان می رود
باز هم محمود فتنه رفت شهرستان و نبرد با استکبار را ادامه داد. دیروز احمدی نژاد به خوزستان رفت و تا این لحظه هنوز منفجر نشده است. محمود فتنه بعد از دیدن مردم خوزستان گفت: «کشورهای غربی رو به نابودی هستند.» وی در همان حال که دولتش مشغول عقب نشینی در مورد خروج از ان پی تی است، در کمال صداقت اعلام کرد: « ما سر سوزنی از حقوق هسته ای خود عقب نمی نشینیم.» آگاهان گفتند: چشم، حتما بهش می گیم. وی که هنوز از صدام درس عبرت نگرفته است، گفت: « سرنوشت صدام برای جنایتکاران درس عبرت است.» وی در میان مردم شهرستان « فاطمه قلمبه» (سوسنگرد سابق)، حضور یافت و یکی دیگر از شیرینکاری های خودش را ارائه داد و چند جمله به زبان عربی برای مردم عرب زبان این شهر گفت. تا اینجا معلوم شده که احمدی نژاد تقریبا به همه زبانهای موجود در ایران، غیر از فارسی تسلط دارد و از هر کدام حداقل یک جمله بلد است.

دکتر گاف بازهم ارائه داد
آقا! یکی به این یارو بگوید که وظایفش چیست و چه کارهایی را حق ندارد بکند. دکتر گاف هر روز در حال ارائه یک گاف خفن است. دیروز احمدی نژاد حکم سرپرستی الهام را برای وزارت دادگستری و با حفظ سمت صادر کرد و اعلام کرد که بزودی وزیر دادگستری را معرفی می کند. اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان هم سه چهار ساعت بعد از اعلام این گاف رئیس جمهور اعلام کرد که « وزیر دادگستری را رئیس قوه قضائیه پیشنهاد کرده و رئیس جمهور از آن پیشنهادات یکی را انتخاب می کند.» اگر کار همینجوری پیش برود، از هفته آینده سفیر فرانسه و انگلیس در ایران را هم احمدی نژاد به وزارت خارجه معرفی می کند.

بادامچیان احتمالا زنده است
من فکر می کنم این اسدالله بادامچیان دچار احساس جاودانگی شده و همیشه احساس می کند بقیه در حال نابودی هستند و خودش تنها موجودی است که زنده است. یک مدتی گیر داده بود به مرحوم بازرگان و دائما می گفت: ملی گرایی مرده است. بعد از مدتی گیر داد به هاشمی رفسنجانی و رسما اعلام کرد که کارگزاران مرده اند. بعد از خاتمی هم گیر داد به اصلاح طلبان و روزی هفتاد و شش بار می گفت اصلاح طلبان مرده اند. دیروز هم یک جسد جدید کشف کرد و گفت: « رایحه خوش خدمت کارش پایان یافته و اگر هم بماند، تاثیری بر روی مسائل سیاسی نخواهد داشت.» آگاهان توضیح دادند که در حال حاضر تنها موجود زنده سیاسی در ایران جمعیت های موتلفه هستند که سن متوسط شان یک سال و نیم از خدا کمتر است. از طرفی مصطفی تاج زاده، مشت محکمی به دهان بادامچیان زده و گفت: « آن آقایی که چندبار مصاحبه کرد و گفت اصلاح طلبان مرده اند، تقدیر چنین بود که این آقا از تنها نامزد اصلاح طلبان شکست بخورد.»

یک گام تا ابرقدرت شدن باقی است
در راستای اینکه سردار رحیم صفوی هفته گذشته اعلام کرد که ایران بزودی ابرقدرت منطقه می شود، آگاهان گزارش کردند که از دیروز ایران یک گام به سوی ابرقدرت شدن برداشت و در همین راستا جریان گاز در 11 استان کشور قطع شد. لازم به یادآوری است که ایران مهم ترین منبع گاز جهان را در اختیار دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 12:21  توسط ابراهیم نبوی  | 

خوشگلا باید برقصن؟

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 12 دی 1385 [2007.01.02]

po_nabavi_01.jpg

سال 2007 میلادی آغاز شد و طبیعتا ما این سال جدید را به کلیه مسیحیان جهان، همه کسانی که تقویم شان را به سال میلادی است، به همه ایرانیانی که در فرنگ زندگی می کنند و عمونوروزشان تبدیل به بابانوئل شده است، تبریک می گوئیم. اگرچه سالی که نکوست از بهارش پیداست، ولی چون سال مسیحیان با بهار آغاز نمی شود، احتمالا اعدام صدام در پایان سال قبل و آغاز سال جدید، نمی تواند نشانگر همه سال آینده باشد، شاید هم باشد، مهم این است که ما نمی توانیم چنین پیش بینی هایی انجام دهیم.

درباره اعدام صدام
در دل هر تراژدی معمولا تعدادی کمدی وجود دارد که حال آدم را می گیرد و باعث می شود آدم در حالی که خنده اش گرفته، اشکش هم سرازیر شود. تراژدی اعدام صدام هم یکی از آنها بود. نکات عبرت آموز اعدام صدام و وقایع پس از آن به این شرح جهت ثبت در تاریخ و عبرت حضار ارائه می شود:
اول: در این مدتی که صدام دست آمریکایی های وحشی قاتل جنایتکار بود، آنها با صدام مثل آدم رفتار کردند، نه شکنجه اش دادند، نه جلوی حرف زدنش را گرفتند. بعد از صدور حکم صدام به مدت نیم ساعت به هموطنانش تحویل داده شد. عراقی ها هم صدام را به وحشیانه ترین شکلی که می شد تصور کرد، اعدام کردند. موقع اعدام با او جروبحث کردند، به کسی که قرار بود کشته شود توهین کردند، قبل از اینکه شهادتین اش را جاری کند اعدامش کردند و... واقعا چرا ماها اینقدر وحشی هستیم؟ ممکن است گفته شود که صدام هم به همین شکل وحشی بود. می پذیرم، کسانی که صدام را اعدام کردند مثل خودش بودند.
دوم: چرا صدام محاکمه نشد؟ چون احتمالا اگر عراقی ها می خواستند او را محاکمه و بازجویی کنند زیر شکنجه قیمه قورمه شده بود و آمریکایی ها هم همین هستند که می بینید. طبیعتا کلی اطلاعات نابود شد، چون کینه و درنده خویی با عدالت کنار نمی آید. با عقل هم همینطور.
سوم: کسانی که صدام را اعدام می کردند شعار می دادند: « زنده باد مقتدی، صدر زنده است،» و به شیوه شیعیان صلوات می فرستادند. شجاعت هم چیز خوبی است، تحسین برانگیز است، سی نفر آدم گردن کلفت یک نفر را که باید اعدام شود می برند در یک جای وحشتناک و به او که دست و پایش بسته است فحش می دهند و علیه او شعار می دهند. واقعا آدم از چنین شجاعتی احساس غرور می کند.
چهارم: دختر صدام حسین پدرش را شهید خواند. دختر صدام حسین غلط کرد. به قبر پدرش خندید. این مردک مرحوم این همه جنایت کرده بود، دخترش هم فعلا مشغول الواطی در بلاد اسلام است، به قبر پدرش خندید که او را شهید خواند.
پنجم: گروهی از ایرانیان هموطن که خواستار اعدام کسانی هستند که تا یک هفته قبل با هم در یک تشکیلات کار می کردند، در رثای صدام حسین کلی مقاله نوشتند. البته من هم وظیفه شناسی آنها را تحسین می کنم، من هم اگر بیست سال از صدام حسین پول گرفته بودم، لااقل یک مقاله پس از مرگش می نوشتم.
ششم: تاجیکستان از اعدام صدام اظهار نگرانی کرد. حماس این اعدام را ترور سیاسی نامید. قذافی عزای عمومی اعلام کرد. ایران می خواست سه روز جشن بگیرد. چاوز، آخرین کسی که قبل از سقوط صدام از عراق دیدن کرد، هنوز حرفی نزده است. نکته جالب اینکه دوستان ایران، مانند حماس و قذافی مواضع کاملا متضادی با ایران داشتند. من مطمئنم اگر جنگ ایران و عراق هنوز برقرار بود حماس و قذافی و چاوز کنار عراق علیه ایران می جنگیدند. البته وزارت خارجه عراق، اقدام لیبی را برای سه روز عزای عمومی برای صدام محکوم کرد و آن را دخالت در مسائل داخلی عراق دانستند. اما وزارت خارجه عراق مواضع حماس را که بسیار تندتر از قذافی بود محکوم نکرد.
هفتم: عراقی های طرفدار صدام، می گویند که آمریکایی ها و ایرانی ها صدام را کشتند. اما جلال طالبانی در گفتگوی تلفنی با احمدی نژاد گفت: « نگرانی این بود که برخی با همکاری آمریکایی ها صدام را از مجازات فراری بدهند و علیه ملت عراق توطئه کنند.» آدم نمی فهمد که آمریکایی ها علیه صدام جنگیدند و باعث روی کارآمدن طالبانی شدند، یا صدام و آمریکایی ها می خواستند علیه دولت طالبانی و نوری المالکی کودتا کنند و دولت عراق کودتا را کشف کرد و صدام را اعدام کرد.
هشتم: بعضی اوقات فکر می کنم آدمی که ذهنش فاشیست است، با فاشیست های دیگر احساس همدردی می کند، حتی اگر فاشیست دیگر قاتلش باشد. وب سایت اینرنتی بازتاب که انگار صدام حسین شوهر ننه محسن رضایی بوده، نوشت: « دهها هزار تن از مردم حویجه در غرب کرکوک اعدام صدام را محکوم کردند.... براساس این گزارش 250 عراقی در حالی که تصاویر صدام را در اختیار داشتند، با تظاهرات در این شهر، اقدام دولت عراق را مبنی بر اعدام صدام در روز قربان محکوم کردند.» معلوم نیست اگر در شهر حویجه عراق 250 نفر به نفع صدام تظاهرات کردند، از کجا معلوم است که دهها هزار نفر اعدام او را محکوم کردند. و آیا اصلا جمعیت شهر حویجه عراق ده هزار نفر هست که دهها هزارنفر در آن شهر اعدام صدام را محکوم کردند؟
نهم: دری نجف آبادی، دادستان کل کشور گفت: « سرنوشت صدام نشان داد جباران رسوا می شوند.» آگاهان توضیح دادند... که این جباران آدمهای عجیبی هستند، چون تا یک روز قبل از سقوط و دستگیری و اعدام شان هم فکر می کنند بقیه جباران هستند و خودشان قهرمانان آزادی هستند.
دهم: در این میان فقط یک نفر منطقی و نسبتا عاقلانه رفتار کرد. حافظ اسد « به مناسبت عیدقربان فرمان عفو عمومی صادر کرد.» آگاهان اعلام کردند که این عفو عمومی شامل کسانی که جرایم اخلاقی و یا سیاسی و یا نظامی و یا اداری دارند و یا به نحوی در گذشته و حال و آینده جرمی مرتکب شده اند، نمی شود، بلکه شامل سایر مجرمین می شود.
باز هم خاتمی یک حرف درست و حسابی زد و آبروداری کرد. خاتمی گفت: « نه تنها از کشته شدن صدام، بلکه از مرگ هیچ فردی حتی افراد جنایتکار خوشحال نخواهم شد.»

اگر دست به چیز بزنی غوغا خواهم کرد
آقاجان! بگذارید مودبانه حرف بزنم. دوستان! عزیزان! به قول ما ایرانیان مودب انسان که بدون پوشیدن لباس زیر و در حالتی که بخش زیرین وجودش دچار برهنگی است، آتش بازی نمی نماید؟ می نماید؟ خب، معلوم است که نمی نماید؟ تهدید بیخودی هم عامل آبروریزی می شود.

ایران: اگر آژانس انرژی اتمی ما را محکوم کند، از ان پی تی خارج می شویم.
آژانس انرژی اتمی با اکثریت اعضا ایران را محکوم کرد.
ایران: اگر ما را به شورای امنیت ببرند، از ان پی تی خارج می شویم.
پرونده ایران به شورای امنیت فرستاده شد.
ایران: اگر شورای امنیت ما را محکوم کند، از ان پی تی خارج می شویم.
شورای امنیت ایران را محکوم کرد.
ایران: اگر قطعنامه تحریم را تصویب کنند، ما از ان پی تی خارج می شویم.
قطعنامه تحریم ایران توسط شورای امنیت تصویب شد.
ایران: ما قصد نداریم از ان پی تی خارج شویم.
نتیجه گیری اخلاقی: آدمی که زیادی سخنرانی می کند و فریاد می زند گاز هم می گیرد، اما از ان پی تی بیرون نمی رود.

اول اونی که زائیدی بزرگ کن، بعدش برو کشاورزی
یک سال بعد از اینکه رهبری طی یک نامه مستقل و بسیار مهم اعلام کرد که دولت احمدی نژاد می تواند صنایع دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند و در همین راستا دولت بارها اعلام کرد که قاطعانه چنین کاری می کند و بعد از یک سال فقط 6 درصد از صنایع دولتی به بخش خصوصی واگذار شد. دیروز احمدی نژاد گفت: « دولت آماده واگذاری کلیه امور کشاورزی به کشاورزان است.» آگاهان از احمدی نژاد خواستند همان را که قبلا زائیده بزرگ کند، لازم نیست که دو تا بچه دیگر پس بیندازد.

خوشگلا باید برقصن، خوشگلا باید برقصن
در پی کشف یک فیلم از رقص یک بانوی محترم در ترکیه در حضور آقای رحیم مشائی معاون رئیس جمهور، مملکت اسلام به هم ریخته و کلیه مسلمین در حالی که می جهنمیدند، برای جلوگیری از حضور هرگونه رقاص در محضر هرگونه وزیر دست به اقدامات انقلابی زدند. نکته مهم اینکه این فیلم مربوط به یک سال پیش بود و در این یک سال چون فیلم مذکور کشف نشده بود، اسلام به خطر نیفتاده بود، اما به محض کشف فیلم مربوطه اسلام شدیدا به خطر افتاد. یک منبع دولتی اعلام کرد که: « فیلم مونتاژ شده است و انتشار آن پس از 15 ماه از یک فتنه حکایت می کند.» اما سعید ابوطالب، نماینده مجلس که سابقه فیلمسازی دارد، با غیرت تمام « هرگونه شبهه مونتاژ در این فیلم را رد کرد.» عماد افروغ نیز توپ را بعد از 15 ماه پرت کرد توی زمین احمدی نژاد و گفت: « منتظر واکنش رئیس جمهور درباره مشائی هستیم.» البته به نظر می رسد که مشائی آدم باحالی است و نسبت به سایر وزرای مملکت قابل تحمل تر است. چون ایشان یک سال قبل در مصاحبه با یک خبرنگار ترک گفته بود: « استفاده از روسری در ایران اجباری نیست... ایرانیان در ترکیه می توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند، هم بی حجاب باشند و هم با مایو بگردند.» آگاهان از آقای مشائی بخاطر این مواضع منطقی شان تشکر کرده و اعلام کردند که اتفاقا ایرانیان هم به همین دلیل همین کارها را می کنند. اما عماد افروغ گفت: « حضور معاون احمدی نژاد در مراسم رقص زنان در ترکیه وهن جمهوری اسلامی است.» آگاهان توضیح دادند که تقلب در انتخابات و توقیف مطبوعات و کتک زدن خانم ها در خیابان اصلا وهن جمهوری اسلامی نیست و جمهوری مذکور فقط با رقص وهن می شود. در همین راستا سجادپور، معاون مشائی واقعیت بسیار مهمی را که هیچ کس تا به حال به آن پی نبرده بود، اعلام کرده و گفت: « ما که نمی توانستیم بخاطر رقص نمایشگاه را ترک کنیم.» رحیم مشائی هم در حالی که سرش را پائین انداخته و همان دو دقیقه تماشای رقص بعد از 15 ماه کوفتش شده بود، گفت: « اجرای رقص در میان برنامه ناگهانی بود.... و پس از آن مجلس را ترک کردم.» آگاهان به ایشان توضیح دادند که هیچ لزومی نداشت که بعد از رقص از مراسم خارج شوند، چون دیگر مشکلی نبود، می توانستند همانجا باشند و عکس بدون رقص هم بگیرند.

نمی دونه کجا بریزه، همین جا، همین جا
داستان فیلم مربوط به مراسم رقص در حضور مشائی، مدیر میراث فرهنگی و معاون رئیس جمهور ماجرایی پیدا کرده است. مملکت عجیبی داریم. در حالی که کلی از امت شهیدپرور پیشنهاد می کردند که بخاطر مرگ صدام سه روز جشن اعلام کنیم، مجلس و برخی از منتقدان دولت درخواست برکناری معاون رئیس جمهور را کردند. چون رحیم مشائی در یک نمایشگاه در ترکیه در مخلی نشسته بود که یک خانم خوشگل داشت می رقصید. من فکر می کنم این اقدام یکی از متمدنانه ترین اقدامات رحیم مشائی و دولت احمدی نژاد بود. فکرش را بکنید، اگر مشائی در هنگام رقص این خانم محترم و هنرمند از جایش بلند می شد و مثل حزب اللهی ها به او حمله می کرد و فریاد می زد « ای زن به تو از فاطمه اینگونه پیام است، ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است.» و از آن نمایشگاه بیرون می آمد، چه آبروریزی می شد. من که طرفدار این آدم و این اقدامش بوده و همچنین خواستار اجرای یک مراسم رقص بندری بانوان در جلسه هیات دولت هستم. فکر می کنم اگر هر هفته یک بار یک گروه از بانوان رقاصه عزیز هر هفته جلوی اعضای هیات دولت رقص بندری یا رقص شکم عربی بکنند، هیات دولت کلی رفتارش درست می شود و احتمالا بسیاری از نقطه ضعف هایش اصلاح می شود.

ما داریم ابرقدرت می شویم، هورا
در پی اعلام فرماندهی سپاه پاسداران در هفته گذشته مبنی بر اینکه ایران بزودی به ابرقدرت منطقه تبدیل می شود، برخی اخبار و نشانه های تبدیل ایران به ابرقدرت منطقه در روزهای گذشته مشاهده شد. در مرحله اول گاز هفتاد درصد از مشترکان خرم آباد قطع شد. در مرحله دوم در یک تصادف زنجیره ای صد اتومبیل در منطقه کوچصفهان در حوالی رشت به همدیگر خوردند و اتومبیل ها از بین رفتند. در مرحله سوم در ماه آذر سال جاری، پنج بار قطار راه آهن( یک قطار مسافربری و چهار قطار باربری) از ریل خودش خارج شد. در مرحله چهارم کریمی راد، وزیر دادگستری ابرفدرت ایران در جاده تصادف کرد و چون ایران در حال ابرقدرت شدن است، آمبولانس دیر رسید و وزیر دادگستری در این تصادف کشته شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 15:31  توسط ابراهیم نبوی  | 

زبل خان این جا، اون جا، همه جا

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - شنبه 9 دی 1385 [2006.12.30]

po_nabavi_01.jpg

شیب جاده سقوط دولت به انتهای دره ناکامی های قابل پیش بینی از این به بعد افزایش پیدا می کند. دکتر اینقدی نژاد، فعلا به سختی گرفتار مسائل زمستانی دولت است. یک طرف ماجرا داستان بودجه و مسائل اقتصادی است و از طرف دیگر مجلس و محافظه کاران هم تا پنج شش ماه دیگر باید خودشان را برای دموکراسی انتخاباتی مجلس هشتم آماده کنند. و در این آمادگی هرکسی خرجش را از دولت سوا کند، در افکار عمومی تا حدی جلوی سقوط خودش را گرفته. آبرومندانه ترین شکل خروج از بن بست احمدی نژاد این است که مجلس وزرای بی لیاقت را استیضاح کند و بعد خودش را برای دادن طرح عدم کفایت سیاسی آماده کند. چند روزی است که دوستان سابق احمدی نژاد در حال انتقاد جدی از او هستند. علاء بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی گفت: « دولت باید به جای حل مشکلات جهان به حل معضلات و مسائل مردم داخل کشور فکر کند.» تعدادی از نمایندگان مجلس هم از برپایی کنفرانس هولوکاست انتقاد کردند. استاندارکهکیلویه هم از اینکه احمدی نژاد در جریان سفرش به این استان قول هایی به مردم داده و به آنها عمل نکرده از وی انتقاد کرد.

شکست خوردگان جهان، متفرق شوید
همچنان کرکری خواندن های بعد از انتخابات بازار داغی دارد. در آخرین بیانیه جبهه مشارکت اعلام شده است که « مسیر سخت و دشوار دموکراسی تنها با معجزه حضور مردم هموار خواهد شد.» در این بیانیه اعلام شده که براساس نتایج انتخابات، از 1854 کرسی شورای شهر در 324 شهر از 28 استان مورد ارزیابی، 39.9 درصد اصلاح طلب، 29.7 درصد نیروهای مستقل، 27 درصد اصولگرا و 3 درصد فهرست رایحه خوش خدمت بوده اند. البته دست شان درد نکند، اما به قول آن داماد لر حالا اینقدر تیرهوائی درنکنید که داماد اشتباه کند و کار دست عروس بدهد.

جیک جیک هسته ای و زمستان بی بودجه
واقعا برای موجودی که تمام بهار و تابستان جیک جیک مستانش بود، حالا فصل زمستان سختی است. بعد از یک سال جیک جیک و سخنرانی و سفرهای داخلی و خارجی و استقبال و بدرقه، دولت رسما اعلام کرد که از اول دی ماه بودجه ندارد و تمام بودجه سالانه اش را خرج کرده است. کارشناسان اعلام کردند که دولت 72 هزار میلیارد کسری بودجه دارد و بودجه سال گذشته احمدی نژاد که تحت عنوان « اولین بودجه عملیاتی کشور» اعلام شده بود، شکست خورد. رئیس جمهور اعلام کرد از دی ماه درآمدهای بودجه ای دولت تمام می شود. آگاهان توضیح دادند که سال گذشته دولت بیشترین درآمد ارزی تاریخ کشور را در اختیار داشت و علاوه بر این درآمد از تمام ذخیره ارزی نیز استفاده کرده و فعلا قرار است اسکناس جدید یک میلیون تومانی با عکس احمدی نژاد چاپ شده و هرکدامش در بازار آزاد هزارتومان فروخته شود. اما نکته عبرت آموز خرتوخر عظمایی است که در دفتر رئیس جمهور نه تنها به چشم می خورد، بلکه چشم را هم کور می کند. علی اکبر محرابیان، نماینده ویژه رئیس جمهور« اعتبار متروی تهران را به اشتباه در اختیار سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور قرار داده است.» آگاهان احتمال می دهند که چون نماینده ویژه احمدی نژاد از مترو خوشش نمی آید، ولی مادربزرگش در روستا زندگی می کند و برادرش مسوول بسیج شهرداری است، خوشش نیامده که اعتبار بودجه را به مترو بدهد. یکی دیگر از آگاهان همچنین از راز تبدیل دلار به یورو خبر داد و گفت که چون برادر احمدی نژاد در یکی از سفرهای خارجی پانصد و چهل یورو از پولش را نگه داشته بود، برای افزایش نرخ یورو از احمدی نژاد خواست که نرخ دلار را به یورو تغییر دهد. اما از همه این موارد مهم تر، اظهارات یکی دیگر از نوابغ کابینه دکتر اینقدی نژاد در مورد کشاورزی ایران است. وزیر کشاورزی، در جمع خبرنگاران اعلام کرد: « ایران توان تامین غذای 300 میلیون نفر را دارد.» وی توضیح داد که با این وجود دولت ایران نمی تواند گندم را برای 70 میلیون نفر تولید کند، و فقط می تواند مواد غذایی را برای 300 میلیون نفر تولید کند. وی همچنین گفت: دولت نمی تواند قیمت هشتصد تومان برای سیب زمینی و 110 تومان برای تخم مرغ و قیمت نان را برای 70 میلیون نفر کنترل کند، اما همین کار را برای 300 میلیون نفر می تواند بکند. وزیر کشاورزی اعلام کرد که اصلا حال و حوصله کارکردن برای کشوری که 70 میلیون جمعیت دارد را ندارد و تا زمانی که جمعیت ایران به 300 میلیون نفر نرسیده، ایشان از تامین غذای مردم خودداری می کند. و اما بشنوید از آخرین معجزه دولت احمدی نژاد، که درست در همان زمانی که کسری بودجه اش اعلام شده و خرج ماه آینده را هم ندارد، « وزیر دارائی عراق در سفر به ایران یک یادداشت تفاهم برای دریافت یک وام یک میلیارد دلاری از ایران را به امضا رساند.» دولت ایران اعلام کرد که اگر بیست نفر دیگر از ماموران ایرانی دستگیر شده و دویست نفر از شیعیان عراق منفجر شوند و دوبار دیگر هم به سفارت ایران در بغداد حمله شود، میزان این وام را می تواند تا دو میلیارد دلار افزایش دهد.
یک توضیح کوچک: تمام پولی که تا امروز در این سه سال صرف بازسازی بم شده است، 80 درصد کمکی است که قرار است ایران به عراق بکند.

منوچ، کبوتر نامه بر
در پی تاثیر وسیع نامه های قبلی احمدی نژاد به بوش و مرکل که باعث شد کاخ های ستم را به لرزه آورده و اعتراض جهانی را علیه عمه مرکل و بوش برانگیزد، منوچهر متکی( معروف به کبوتر نامه بر) نامه احمدی نژاد را به پاپ بندیکت شانزدهم تحویل داد. پاپ پس از دریافت نامه مذکور گفت:
- سلام مرا به آقای احمدی نژاد، رهبر شیعیان جهان برسانید.
متکی گفت: عالیجناب! ایشان رهبر شیعیان جهان نیستند.
پاپ گفت: پس سلام مرا به آقای احمدی نژاد رهبر شیعیان ایران برسانید.
متکی گفت: عالیجناب! ایشان رهبر شیعیان ایران هم نیستند.
پاپ گفت: پس سلام مرا به آقای احمدی نژاد رهبر ایران برسانید.
متکی گفت: عالیجناب! ایشان رهبر ایران نیستند، رئیس جمهور ایران هستند.
پاپ فکری کرد و گفت: آهان! اون یارو! ببینم توی ایران هیچ آدمی بزرگتر از این نداشتین که برام نامه بنویسه؟

تغییر ساعت بانک حق مسلم ماست
به نظر می رسد مجلس دچار دوگانگی در برخورد با احمدی نژاد است، از یک طرف گروهی از نمایندگان مشکل جدی دارند، از طرف دیگر هنوز در مجلس فراکسیون مخالفان اصولگرای دولت از اکثریت جدا نشده است. من فکر می کنم به تدریج یک فراکسیون به رهبری کسانی مانند عماد افروغ یا خوش چهره در مجلس شکل خواهد گرفت. مجلس دیروز ساعت کار بانکها را برخلاف نظر دولت تغییر داد. دولت هم اعلام کرد« تغییر ساعت بانک حق مسلم ماست.» بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر( آدم فروشان مقیم مرکز) اعلام کردند که قصد دارند کفن بپوشند و زنجیره انسانی دور بانک ها تشکیل دهند تا با این کار مشت محکمی به دهان استکبار جهانی بزنند. از سوی دیگر انصار حزب الله تهران اعلام کرد آماده است تا برای جلوگیری از تغییر ساعت بانکها عملیات استشهادی انجام دهد. ائتلاف رایحه خوش خدمت نیز اعلام کرد تغییر ساعت بانکها توطئه مفسدین اقتصادی است که با این کار می خواهند جلوی خدمات دولت را به پابرهنگان جهان بگیرند. آگاهان پیش بینی می کنند که موضوع تغییر ساعت بانک تا چند روز دیگر مهم ترین موضوع جهان اسلام شود.
از سوی دیگر مجلس بعد از سالهای متمادی بالاخره طرح تجدید نظر در همکاری با آژانس بین المللی اتمی را تصویب کرد و دولت را ملزم به تجدید نظر در همکاری با آژانس کرد. محمد رضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس دیروز گفت: « حرکات شتابزده و سیاستهای تند را در واکنش به قطعنامه شورای امنیت توصیه نمی کنم.» از طرف دیگر شورای نگهبان مصوبه مجلس را در مورد شرط فوق لیسانس برای نمایندگی رد کرد.

شمس الواعظین مجددا وارد می شود
بعضی اوقات فکر می کنم شوخی است و ما داریم خواب می بینیم که موجودی به اسم احمدی نژاد رئیس جمهور مملکت است. و جالب است که بیشتر زمانی که بیدار هستم و خبراقدامات دولت را می شنوم و می خوانم احساس می کنم خواب هستم، نه زمانی که می خوابم. وقتی می خوابم هنوز هم فکر می کنم که خاتمی رئیس جمهور است. شمس الواعظین که مدتی است بیشتر از قبل حرف می زند، و یخ پس از انتخابات تیر 84 اش آب شده، گفت: « دولت احمدی نژاد ناکارآمدترین دولتی است که با عوام زدگی می خواهد مشکلات خود را حل کند.» وی توضیح واضحات داد که: « بسیاری از مشکلات دولت ناشی از بی اطلاعی است.» آگاهان گفتند: بله، همین طور است، شما سعی کنید بیشتر چیز بنویسید.

بداخلاقی، غیر اخلاقی و زبان کلانتری
اخلاق هم موضوع مهمی است و ما از آن استفاده های زیادی می کنیم، مثلا وقتی می گوئیم « بداخلاقی های انتخاباتی» منظورمان تقلب در انتخابات است و وقتی می گوئیم فیلم « غیراخلاقی» منظورمان فیلم پورنو است. براساس اعلام نیروی انتظامی 90 هزار سی دی غیراخلاقی در تهران کشف شده است. اگر فرض کنیم چهار برابر همین مقدار سی دی کشف نشده در تهران در همین زمان پخش شده باشد، که بعید نیست، من حدس می زنم میزان توزیع و تولید و پخش سی دی های غیراخلاقی( مستهجن سابق و پورنوگرافی اسبق) از فرانسه و ایتالیا و آلمان هم بیشتر باشد. لذا در کمال امتنان این پیروزی بزرگ دولت احمدی نژاد را در کنار افزایش 18 درصدی تولید و توزیع فاحشه در کشور تبریک گفته و آرزو می کنیم که پیشرفت های هسته ای اخیر همچنان ادامه یابد. در ادامه همین پیشرفت های هسته ای نیروی انتظامی مشهد گروه خفاش های پیکان سوار که در مشهد اقدام به سرقت بانوان و اعمال غیراخلاقی با آنان می کردند دستگیر شدند. همچنین یک هفته قبل نیز یک پیرمرد هسته ای 65 ساله که با 37 زن و دختر دبیرستانی کارهای غیراخلاقی کرده و از آنان فیلمهای غیراخلاقی می گرفت، دستگیر شده و فیلم های وی برای تماشا توسط مسوولان ذیربط در اختیار آنان قرار گرفت. ظاهرا این 37 دختر و زن فریب خورده هیچ کدام شان نمی دانستند که وقتی آدم مورد اعمال غیراخلاقی قرار می گیرد، حداقل باید یک مشت و لگدی هم پرتاب کند. یکی از آگاهان توضیح داد که اصولا آدم برای جلوگیری از تجاوز به میهنش تا پای جان مقاومت می کند، نه برای جلوگیری از تجاوز به خودش. در همین راستا، یک پسر 16 ساله هسته ای هم که بنا به گزارش روزنامه ها سالها با عموی 23 ساله اش رقابت عشقی داشت( احتمالا از دو سالگی عاشق شده بود) عموی خودش را برای حل مشکل به قتل رساند.

ما رادیکال نیستیم
من از هیچ کس انتظار نداشته باشم، از لاریجانی انتظار دارم. این آدم هیچی نباشد، نابغه است، هم خودش و هم جوادشان که ممکن است جواد باشد، اما در نبوغش هیچ شکی ندارم. از این آدم دیگر نباید چنین حرف هایی شنید. علی لاریجانی، در کمال صحت و عقل و در حالی که اصلا به نظر نمی رسد قاط زده باشد، گفت: « ما دنبال رفتار رادیکال نیستیم، اما اگر آنها شروع به چنین رفتاری کنند خودشان باید پاسخگو باشند.» یکی از کارشناسان توضیح داد که اصولا ایران از نظر سیاسی کشور رادیکالی نیست، فقط می خواهد اسرائیل را از روی نقشه جهان حذف کند، آمریکا را از عراق بیرون کند، دولت لبنان را عوض کند و تنگه هرمز را ببندد و به حماس و حزب الله و سازمان های اسلامی منطقه پول و اسلحه می دهد که با پول شان همبرگر بخورند و با اسلحه شان گنجشک شکار کنند. و تازه بعد از این کارها اگر وقت کرد مسلمانان جهان را متحد کند تا دولت های شان را تغییر بدهند. چرا به دولتی که این کارهای ساده و منطقی را انجام می دهد، می گویند رادیکال؟

وزیر علوم در آستانه استیضاح
ظاهرا ماجرای وزیر علوم، به امید خدا دارد بیخ پیدا می کند و مجلس قرار است یقه اش را بگیرد، نماینده بندرعباس گفت: « زاهدی دانشجویان را به تجاوز به ناموس مردم متهم کرده است، در صورتی که اینان هیچ سابقه محکومیتی نداشته و وزیر علوم تنها قصد بی آبرو کردن دانشجویان را دارد تا کارهای خلاف خودش را پوشش دهد.» آگاهان هیچ توضیح خاصی در مورد زاهدی ندادند، چون شما خودتان عکسش را ببینید همه چیز را در مورد او می فهمید، نیاز به توضیح ندارد.

زبل خان اینجا، زبل خان اون جا، زبل خان همه جا
زریبافان، مردی که 30 هزار رای از دو میلیون رای را در انتخابات آورد، و در حال حاضر 20 ثانیه است که بیکار است و این مشکل بزرگ باید بزودی حل شود وگرنه تعادل خاورمیانه به هم می خورد، به عنوان عضو هیات مدیره باشگاه استقلال منصوب شد. وی که قبلا عضو شورای شهر بود و بعدا دبیر هیات دولت شد، احتمالا بعد از عضویت در هیات مدیره باشگاه استقلال مشاغل زیر را برعهده خواهد گرفت:
- مسوول بسیج هسته ای در سازمان آب و فاضلاب تهران
- نماینده کشاورزان خراسان جنوبی در کمیته مین یابی کل کشور
- عضو کمیسیون بازبینی سی دی های غیراخلاقی و مسوول جهانی کپی کردن از سی دی
- نماینده ایران در کمیته وزنه برداری سازمان کشورهای اسلامی

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 0:15  توسط ابراهیم نبوی  | 

لیلا فروهر، نوش آفرین و سایر شیعیان

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 6 دی 1385 [2006.12.27]

po_nabavi_01.jpg

در تمام دنیا یک دستگاه سیاست خارجی وجود دارد که کارش این است که در بازی های سیاسی بین المللی منافع یک کشور را در برابر منافع کشورهای دیگر حفظ کند. من فکر می کنم سیاست خارجی ایران در یک سال و نیم گذشته حتی یک طرح موفق هم نداشته، یعنی حتی یک پروژه سیاسی وجود ندارد که دستگاه سیاست خارجی ایران، آنرا به نتیجه برساند. اره و عوره، شمسی کوره، جمع شدند و همه همسایه ها یاری کردند تا به داداش آبجی پروین مملکت داری یاد بدهند، آخرش هم هیچی به هیچی. این همه قرارداد با روسیه و چین و هند و فروش نصف قیمت مملکت به روس ها یک طرف مصیبت، آخرش هم نه تنها روسیه که غلفتی 1.5 میلیارد بابت نیروگاه بوشهر، پول مملکت را که باید خرج حماس و سپاه قدس می شد، گرفت و در میان 15 عضو شورای امنیت همه شان علیه ایران رای دادند. همه اینها به کنار، رضایت پوتین از قطعنامه تحریم ایران موضوع مهمی است. نکته جالب تر اینکه روسیه از ایران خواسته است که نسبت به قطعنامه واکنش نشان ندهد. هادی حق شناس، نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس هفتم گفت: « اعتماد بی جا به روس ها و چینی ها کرده ایم، 1.5 میلیارد دلار برای نیروگاه اتمی بوشهر به روس ها داده ایم... و برخلاف تصور ما در قطعنامه یک نفر هم رای مخالف نداد.... در سال پیش آمریکا دشمن ما بود، اما اکنون اروپا، آسیا و حتی روسیه به ضرر ما رای می دهند، آنها با هم اجماع کرده اند.... اکنون حساب ذخیره ارزی منفی است و پول در حساب ذخیره ارزی نداریم.» البته قضیه به این سادگی ها هم نبود، همانطور که ایران پیش بینی کرده بود که در صورت تصویب طرح تحریم ایران، قیمت نفت دو برابر می شود، این اتفاق افتاد و قیمت نفت 50 سنت افزایش یافت و از 63 دلار به همان 63 دلار رسید. مجلس هم در کمال جلال و جبروت، دیروز در جلسه علنی طرح بررسی الزام دولت به تجدید نظر در همکاری با آژانس را آغاز کرد. از حالا دیگر ایران هر کاری بکند، دچار دردسر بعدی می شود و بدتر از بد خواهد شد. منوچهر متکی هم که یک سال است ختم سانتریفیوژ گرفته و نذر کرده روزی هزار بار کلمه سانتریفیوژ را بگوید و صد تا صلوات هم بعد از آن بفرستد، برای دوهزارمین بار وعده داد: « سه هزار سانتریفیوژ بزودی آماده بهره برداری می شود.» اما تا اين لحظه هیچ کس در دنیا از این قضیه سانتریفیوژها – نه وقتی آقا علی لاريجانی گفت و نه وقتی حسين شريعتمداری جیغ زد و نه وقتی متکی پراند، نترسیده و واکنشی نشان نداده اند بنابراين به نظر می رسد برای جلب نظرشان باید کار دیگری کرد مثلا احمدی نژاد بزند در گوش چاوز یا برعکس. از طرف دیگر، با پیشرفت های عظیم ایران در کشوری که بیشترین انرژی جهان را در اختیار دارد، کارشناسان برق ایران اعلام کردند که بزودی بحران خاموشی برق در ایران آغاز خواهد شد. محاسبه شيرزاد هم جالب است که نشان می دهد با همه اين هزينه ها از بوشهر به اندازه يکی از همین نیروگاه های مادر مرده فعلی هم برق نخواهیم گرفت.

وزیر ما قشنگه، ایشا الله مبارکش باد
گاهی اوقات به این فکر می کنم که این همه نابغه خوشگل چطور همزمان در یک کابینه جمع شدند؟ واقعا اتفاق میمون و مبارک و چی توزی بود. سلیمانی، وزیر ارتباطات و یکی از نوابغ معاصر که تا به حال به دلیل اینکه حرف نزده بود، زیاد از او ناامید نشده بودیم، در یک گفتگوی مطبوعاتی اعلام کرد: « قطع اینترنت ربطی به وزارت ارتباطات ندارد.» آگاهان توضیح دادند که اساسا اینترنت( اعم از قطع و وصل) به وزارت نفت و حج و زیارت مربوط است. وزیر ارتباطات، که معلوم بود تسلط عجیبی به ارتباطات دارد، گفت: « دولت نهم بلندگویی ندارد که بتواند صحبت های خود را بیان کند؛ چرا که وابسته به هیچ حزبی نیست.» آگاهان با شنیدن این جمله از هوش رفته و بعد از یک ساعت که به هوش آمدند، توضیحات زیر را دادند:
اول: در ایران شش شبکه تلویزیونی و دهها شبکه رادیویی داریم که بنا به گفته مدیرعامل آنها، « صدا و سیما خانه رئیس جمهور است» ولی ظاهرا همه بلندگوهای این شش شبکه خراب است و دولت نیاز به بلندگوهای بیشتر و شبکه های بیشتری دارد که قرار است احداث شود.
دوم: در ایران تعداد زیادی روزنامه داریم که از رئیس جمهور طرفداری می کنند و تعدادی روزنامه داریم که این کار را نمی کنند و توقیف می شوند. ظاهرا این روزنامه ها هم بلندگوی شان خراب است.
سوم: در ایران اگر حزبی روزنامه یا تلویزیون یا رادیو داشته باشد، در عرض بیست ثانیه حزب و رادیو و روزنامه توسط حکومت منفجر می شود.
چهارم: من فکر می کنم وزیر ارتباطات یا معنی دولت را نمی داند، یا معنی حزب را نمی داند یا تا به حال بلندگو ندیده است. یا در اموری دخالت می کند که به کار فنی او مربوط نیست و در نتيجه زرد می شود.

تجاوز به حقوق ملت
من هم با افزایش سن انتخاب کنندگان به هجده سال موافقم، هم با افزایش تحصیلات نمایندگان از فوق دیپلم به فوق لیسانس، اتفاقا می خواهم پیشنهاد کنم حداقل تحصیلات نامزدهای مجلس بشود دکترا، اما آقای عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان که مدتی محض تفریح متهم به جاسوسی شد، ولی چون معلوم نبود برای کدام کشور جاسوسی کرده، آزاد شد با نظرات من مخالف است. ایشان گفت: « مصوبه مجلس تجاوز به حقوق ملت است.» آگاهان توضیح دادند که اصولا مجلس هفتم در این مورد تخصص ویژه دارد.

زنده باد تجمیع انتخابات
جلالی، نماینده مجلس که گاهی اوقات حرف های منطقی هم می زند، اعلام کرد که طرح تجمیع انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در کمیسیون رد شد. وی توضیح داد که چون با طرح تجمیع، انتخاب نمایندگان مجلس همزمان با انتخابات ریاست جمهوری انجام خواهد گرفت و این به معنی افزایش مدت نمایندگی از چهار سال به پنج سال برای مجلس هفتم است، و این کار برخلاف حقوق ملت است، به همین دلیل طرح تجمیع رد شد. من فکر می کنم که مجلس این دفعه به جای اینکه اینوری غش کند، آن طرفی غش کند. یعنی طرح تجمیع حتما اجرا شود، ولی به جای اینکه دو انتخابات همزمان با ریاست جمهوری انجام شود، هر دو انتخابات همزمان با انتخاب مجلس انجام شود. و احمدی نژاد هم سه سال رئیس جمهور باشد. البته گمان می کنم بطور طبیعی این اتفاق بیفتد، چون با این وضعی که سیاست مملکت در یک سال آینده پیش می رود، احتمالا همین مجلس تا یک سال دیگر طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را تصویب می کند و انتخابات زودتر از موعد انجام می شود. به نظر من مجلس باید جدی تر به این موضوع فکر کند.

لیلا فروهر، نوش آفرین، حسنی بده بد بد

این مقامات مملکتی هم دل شان به چه چیزهایی خوش است. خودشان می گویند و خودشان از رایحه خوش شان می خندند. آقای رحمانی، رئیس دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا، بعد از کلی که فکر کرد و آمار گرفت، رایحه خوش صادر کرد و گفت: « در آمریکا 8 تا 12 میلیون مسلمان وجود دارند که حدود 2 میلیون نفر آنان شیعه هستند. 85 درصد از این شیعیان ایرانی اند.» آگاهان ادامه دادند: این ایرانیان که 85 درصد شیعیان را تشکیل می دهند، همان شیعیانی هستند که از دست حکومت جمهوری اسلامی فرار کرده و به آمریکا رفته اند. این 85 درصد شیعیان، عمدتا در لس آنجلس سکونت دارند و نام تعدادی از آنان بدین شرح است: لیلا فروهر، نوش آفرین، محمد خردادیان، بهروز وثوقی، کامران، هومن، بلاک کتز، شهرام شب پره، ضیاء آتابای، هخا، شهبال شب پره، سیاوش قمیشی، شماعی زاده، هاتف، فرامرز آصف، فرامرز اصلانی، دی جی علی گیتور، پیروز، فتانه، عارف و داریوش سجادی. در ادامه این توضیح آمده است که این گروه که 85 درصد شیعیان آمریکا را تشکیل می دهند، صاحب 25 شبکه تلویزیونی هستند که هر روز برای شیعیان برنامه پخش می کند. البته نگفته شیعیان را در حال رقص باباکرم نشان می دهد. همچنین بخشی از این شیعیان در لاس وگاس مشغول بازی هستند که دارند نذر می کنند که اگر خدا یک شانسی به آن ها بدهد در بلاک جک یا شمن، شب جمعه [ ببخشید یکشنیه هفته بعد هم بیایند همان جا و سفره بیندازند].

آنها آدم فروش نبودند
آقا! ما یک زمانی خیر سرمان سه ماه رفتیم جبهه، حداقل پنجاه تا از رفقای ما هم در دانشگاه و بیرون از دانشگاه یا شهید شدند، یا معلول شدند یا سالها بخاطر دفاع از میهن شان اسیر بودند. حالا هم هر غلطی بکنیم و با هر کسی بد باشیم، ته ذهنمان نمی توانیم به آن بچه های خوب کشور که برای دفاع از میهن شان جان شان را فدا کردند، نامربوط بگوئیم. خیلی از این بچه ها بسیجی بودند، و خودشان هم نمی دانستند که بسیجی هستند، اصلا لازم نبود بدانند، می خواستند بروند کشورشان را از دست دشمنی که به کشورشان تجاوز کرده بودند، نجات بدهند. وقتی هم که برگشتند، البته اگر برمی گشتند و زنده می ماندند، چیزی نمی خواستند بگیرند. اصلا برای گرفتن نرفته بودند. رفته بودند که با دشمن کشورشان بجنگند. این آدمها حرمت دارند. زنده و مرده شان حرمت دارد. در تمام دنیا این جور آدمها حرمت دارند. همین امروز بعد از شصت سال که از جنگ دوم جهانی می گذرد، جانبازان جنگی احترام مخصوص دارند و در هر کشور روزی مخصوص آنهاست و همه دولت ها مثل دسته گل از کهنه سربازهای کشورشان و معلولین شان نگهداری می کنند و آنها را روی چشم شان می گذارند. ولی من نمی فهمم چرا ما داریم نام و حیثیت این آدم های خوب را به لجن می کشیم؟ بسیج شده است، نیرویی که با آن تقلب انتخاباتی می کنند. جانبازان می شوند کسانی که به اسم آنها تجارت خارجی می کنند و بسیج دانشجویی تبدیل می شود به آدمهای سرکوبگری که آدم می فروشند و دیگران را لو می دهند. اصلا معنی ندارد کسی که اسمش یعنی فداکار، به هیچ قیمتی آدم بفروشد. دیروز سایت بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر را دیدم، رسما عکس و مشخصات دانشجویانی که به احمدی نژاد در دانشگاه اعتراض کرده بودند، منتشر کرده بود و به انجام عملی که در ایران به زبان فارسی به آن آدم فروشی می گویند مشغول بود. زشت است، حداقل اسم بسیج روی خودتان نگذارید و آبروی آن بزرگان را نبرید. آنها آدم فروش نبودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 0:13  توسط ابراهیم نبوی  | 

این شکست خورده ها

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 5 دی 1385 [2006.12.26]

po_nabavi_01.jpg

من هنوز نمی فهمم چرا اعضای شورای امنیت و اعضای مجمع عمومی سازمان ملل، چند کشور خاص هستند، اما دولت ونزوئلا و ساکنان جزایر بالی، جهانیان هستند؟ بنا به گزارش دفتر احمدی نژاد که مستقیما از منابع غیبی اخذ شده است، کلیه اعضای شورای امنیت پس از صدور رای علیه ایران، دچار پشیمانی و ندامت نمام شده و با گریه تمام چهار روز است که دارند به جای اشک خون می ریزند و هر چه می کنند این پشیمانی حاصلی ندارد. الهام، که به نظر می رسد این بار مورد الهام فاطی خانوم قرار گرفته است، در حالی که عین خیالش نبود، گفت: « اعضای شورای امنیت از صدور قطعنامه علیه ایران پشیمان هستند.» آگاهان از سخنگوی دولت پرسیدند: اگر اعضای شورای امنیت زار بزنند و رسما چیز بخورند، شما پشیمانی آنها را می پذیرید؟ اما سخنگوی دولت گفت: نه، هرگز. از طرف دیگر محمود پوپول( معروف به محمود پوپولیست) طی یک اظهار نظر معمولا عصبی در حالی که فکر می کرد اعضای شورای امنیت جلوی چشم او نشسته اند و همه سر به زیر انداخته و پشیمان هستند، گفت: « شما آبرویی برای سازمان ملل نگذاشته اید.... این چه شورایی است که دربست نوکر اسرائیل، انگلیس و آمریکاست؟» اما بهترین و حساب شده ترین نظریه را محمد سعیدی نابغه اتمی ایران و معاون امور بین الملل سازمان انرژی اتمی صادر کرده و اظهار داشت: « قطعنامه 1737 شورای امنیت براساس تصمیم چند کشور خاص اتخاذ شده که مبنای حقوقی ندارد و نمی توانند مفاد آن را به اجرا بگذارند.» آگاهان توضیح دادند که اصولا چون شورای امنیت سازمان ملل از چند کشور خاص تشکیل شده و نه یک کشور عام( مثل ونزوئلا) وجاهت قانونی ندارد. آگاهان اضافه کردند که شورای امنیت نباید از چند کشور خاص تشکیل شود، بلکه باید از کشورهایی مثل سوریه، ونزوئلا و کوبا و... ( آگاهان هرچه فکر کردند کشور دیگری یادشان نیامد.) به دنبال تصمیمات شورای امنیت اسامی افراد و شرکت هایی که نام آنها در تحریم آمده است، منتشر شد. در همین راستا، شیرزاد تنها سیاستمدار متخصص انرژی اتمی در کشور گفت : « در مساله انرژِی هسته ای به مرحله خطیر رسیده ایم.» حداد عادل هم که معمولا در مقابل هر موضوعی واکنش ادبی اخذ می کند، اعلام کرد: « ما نمی دانیم در برابر وضع موجود بخندیم یا گریه کنیم.» آگاهان گفتند فعلا هرچقدر دلتان می خواهد بخندید، بعدا وقت کارهای دیگر هم هست.

بازی بازی لجبازی

یکی از روش های موثر در سیاست خارجی ایران این است که وقتی ببینیم که وقت صلح کردن و کنار آمدن و امتیاز گرفتن است، شدیدا حمله می کنیم و جر می دهیم و شلوغ می کنیم و زمانی که باید حمله کنیم و درگیر شویم، یادمان می آید که باید با جهان برخورد دیپلماتیک آرام کرد. در همین راستا، بلافاصله بعد از تصویب قطعنامه شورای امنیت، مجلس شورای اسلامی که در طول یک سال قبل حداقل هفتاد بار طرح یک فوریت و دو فوریت و سه فوریت الزام دولت به خروج از ان پی تی را تصویب کرده است، یک بار دیگر این طرح را تصویب کرد. رئیس جمهور مجلس را ملزم کرد که طرح الزام دولت توسط مجلس بطور الزامی تصویب شود. همزمان با همین موضوع، ایران که شش ماه است اعلام کرده که سه هزار سانتریفیوژ مشغول کار هستند، برای بار هزارم اعلام کرد که سه هزار سانتریفیوژ راه اندازی شدند. نکته مهم این که به دنبال این اقدامات دولت ایران، همه دولت ها به رنگ زرد درآمده و از ترس مردند. خبرگزاری ها اعلام کردند که ژاپن از تحریم ایران شدیدا استقبال کرد. وزیرخارجه فرانسه نیز گفت: « سرکشی به انزوای کامل ایران می انجامد.» یک روزنامه روس هم در کمال میمنت و شادمانی اعلام کرد: « تحریم های محدود تهران نتیجه توافق مسکو و واشنگتن است.»

بهبود شرایط امنیتی
فکر کنید اگر خدای ناکرده رفتاری را که ما با دیگران می کنیم، دیگران هم با ما بکنند، چه فاجعه ای به سرمان خواهد آمد؟ مثلا یک ماه دیگر یک عده بریزند توی سفارت ایران در عربستان و همه کارمندان ایرانی را گروگان بگیرند، یا مثلا کارمند سفارت ایران را به دلیل اینکه دخترش روسری دارد، زندانی کنند و بعد از یک ماه آزادش کنند. یا مثلا تعدادی آدم را به عنوان کارشناس دعوت کنند به کشور و بعد آنها را به عنوان جاسوس بگیرند. فاجعه است؟ نه؟ در هر حال فکر می کنم داستان این طرح تحریم بدجوری بیخ پیدا کند. این آمریکایی های مستقر در عراق هم نه گذاشتند و نه برداشتند، چهار ایرانی را که به دعوت طالبانی رئیس جمهور عراق، برای بهبود شرایط امنیتی به این کشور رفته بودند، دستگیر کردند. حدس می زنم تا یکی دو روز دیگر ول شان کنند، اما اوضاع قمردرعقرب عظمائی می شود. گفته شده است که رئیس جمهور عراق از این موضوع ناراضی است. البته این رئیس جمهوری که من می شناسم بعید می دانم خیلی هم ناراضی باشد، بالاخره یک مدتی آب و نان و نمک ایران را خورده است و خودش این کاره است.

سازمان مدیریت بحران
یکی از مسوولان تولید انبوه بحران کشور، یعنی آقای پورمحمدی، وزیر محترم کشور اعلام کرد: «بایستی سازمان مدیریت بحران در کشور تشکیل شود.» در راستای همین اندیشه عمیق و مهم، برای کاهش بحران های کشور، موارد زیر پیشنهاد می شود:
اول: نیروی انتظامی اعلام کند که از امروز این نیرو هیچ کاری به هیچ چیزی ندارد و مردم هر کاری می خواهند بکنند.
دوم: وظایف وزارت کشور را از فردا سازمان توزیع گوشت و خواربار میادین تهران انجام دهد، سازمان تربیت بدنی انتخابات را برگزار کند، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مسوول سیاست خارجی کشور شود.
سوم: رئیس جمهور به مدت یک سال به جزایر بالی و توپو برود و در آنجا هر روز با طرفدارانش دیدار کند، اما حق حرف زدن نداشته باشد.
چهارم: برای از بین رفتن مطلق ترافیک و کاهش سریع دود و آلودگی هوا و رسیدن تصادفات به صفر به مردم رسما اعلام شود که به دستور دولت هیچ کس حق ندارد در خانه بماند و همه باید با اتومبیل به خیابان بروند.

گوانتانامو و ابوغریب و اوین
فرق ما با آنها همین است. ما حتی اگر بخواهیم هم نمی توانیم کاری را که با آن مخالفیم انجام بدهیم، اما آنها وقتی قرار است کاری را نکنند، واقعا نمی کنند. تمام شد. همین. لابد مثل همیشه فکر می کنید من یک غربزده هستم، این درست است، ولی ربطی به موضوع ما ندارد. زندان ابوغریب یادتان هست؟ این زندان دیگر وجود ندارد. البته هنوز زندان گوانتانامو و چند بازداشتگاه مخفی آمریکایی در سراسر جهان هنوز وجود دارد. سه سال بعد از اینکه قوه قضائیه اعلام کرد که دیگر زندان غیرقانونی و مخفی نداریم، دیروز مسوول امور زندانهای کشور اعلام کرد که « در ایران حدود صد بازداشتگاه غیرقانونی و نامعلوم وجود دارد.»

این شکست خورده ها
احمدی نژاد در کرمانشاه اعلام کرد عده ای درکار دولت دخالت می کنند و معاون وزیر عوض می کنند و تلاش می کنند تا دولت را ناکارآمد نشان دهند. به نظر شما این عده چه کسانی هستند؟ آیا اصلاح طلبانی هستند که خودشان قدرت ندارند؟ آیا اصولگرایانی هستند که مجلس را در اختیار دارند؟ آیا منظور کارگزاران است؟ من هرچه می کنم منظور دکتر پوپول را نمی فهمم. در همین راستا، دکتر غلامحسین پهلوان، شوهر خواهر شمسی پهلوان، اعلام کرد: « عده ای که از مردم شکست خورده اند، سعی می کنند برای دولت مشکلاتی ایجاد کنند. این عده به دنبال ناکارآمد کردن دولت هستند.» من هرچه فکر کردم فقط به این نتیجه رسیدم که منظور الهام از افراد مورد نظر که هم از مردم شکست خوردند، هم برای دولت مشکل ایجاد می کند و هم عامل ناکارآمدی دولت است، شخص احمدی نژاد است. اگر جواب دیگری پیدا کردید حتما به من اطلاع دهید. همین دکتر الهام مشت محکم دیگری به دهان رئیس جمهور که سه ماه قبل اعلام کرده بود، در ایران تورم کنترل شده است، زده و اعلام کرد: « دولت به دنبال کنترل تورم است.»

9 دلیل روشن، مردم بم در خانه شان زندگی می کنند؟
در مصاحبه مطبوعاتی دکتر الهام حقایق فراوانی در مورد زندگی مردم بم فاش شد. یکی از خبرنگاران گفت: تا آنجا که ما می دانیم کسی در بم زندگی نمی کند.
الهام گفت: اگر کسی در بم زندگی نمی کند، پس چطور این همه مردم رای دادند؟
خبرنگار گفت: مردم بم در کانکس زندگی می کنند...
الهام گفت: این گونه نیست( دلیل اول)، بنا به گفته رئیس جمهور( دلیل دوم) در بازدید ایشان از بم( دلیل سوم) مشکلات بم حل شده است( دلیل چهارم) و ما می دانیم( دلیل پنجم) و به ما گفته اند( دلیل ششم) که بسیاری از مردم بم( بسیاری یعنی همه، این هم دلیل هفتم) در خانه های خود زندگی می کنند. دانش آموزان بم به مدرسه می روند( کسی که به مدرسه می رود طبعا در کانکس زندگی نمی کند، دلیل هشتم) و در خانه های خود زندگی می کنند( دلیل نهم).
نتیجه گیری دولتی: و این بزرگترین افتخار در سراسر جهان است که مردم بم که چهار سال پیش زلزله خانه آنها را خراب کرده بود، در حال حاضر در خانه زندگی می کنند.

نمایندگان مجلس اینطوری باشند
در پی تصویب یک مصوبه مجلس مبنی بر افزایش سطح تحصیلات انتخاب شوندگان مجلس از فوق دیپلم به فوق لیسانس و معادل آن( منظور از معادل آن مصباح یزدی است)، مجلس در حالی که اکثریت آن در حال خواندن نماز وحشت انتخابات بودند، یک مصوبه دیگر را تصویب کرده و اعلام کردند که انتخاب شوندگان باید « پنج سال سابقه اجرایی، علمی، آموزشی یا مدیریتی در بخش های دولتی، نظامی انتظامی، عمومی یا خصوصی با تائید هیات های اجرایی و نظارتی استان ذیربط داشته باشند.»
آگاهان پیش بینی می کنند که در روزهای آینده مصوبات زیر در مورد شرایط انتخاب شوندگان مجلس به تصویب برسد:
مصوبه سوم: نامزدهای انتخاب شونده نباید سابقه چهار سال عضویت در مجلس ششم را داشته باشند.
مصوبه چهارم: نامزدهای انتخاب شونده باید دارای یک دستگاه اتومبیل زانتیا( یا معادل آن) باشند و نوع اتومبیل باید توسط هیات نظارت تائید شود.
مصوبه پنجم: نامزدهای انتخاب شده باید مادرشان( یا معادل آن) عضو بسیج باشد.
مصوبه ششم: نامزدهای انتخاب شده باید دارای تخصص در آتش زدن پرچم آمریکا( یا معادل آن) با یک کبریت باشند و این موضوع توسط بسیج و نهادهای نظامی و انتظامی گواهی شده و به تائید هیات نظارت برسد.
مصوبه هفتم: نامزدهای انتخاب شده باید مشهور به نورانی بودن( یا معادل آن) باشند و این موضوع علاوه بر اینکه باید به تصویب وزارت نیرو برسد، باید توسط هیات نظارت نیز تائید شود.
مصوبه هشتم: نامزدهای انتخاب شده در صورتی که چهار سال تجربه عضويت در مجلس هفتم را داشته باشند از ديگر محدوديت ها معاف و میتوانند همين طور يک راست وارد مجلس شوند.
مصوبات بعدی بزودی اعلام می شود.

ابوریحان، رازی، ابن سینا
در پی تهدید و اخراج و افشا و تهمت به دانشجویان سه ستاره توسط وزیر علوم، وزیر علوم سخنان خودش را تکذیب کرد و در مورد سخنان خودش اعلام کرد: « چنین صحبت هایی وقیحانه است.» دانشجویان سه ستاره هم در یک نامه شدیداللحن به وزیر علوم پاسخ دادند. حنان عزیزی بنی طرف، پسر یوسف عزیزی بنی طرف که پدرش متهم است که هم روزنامه نگار است و هم عرب است و هم از احمدی نژاد خوشش نمی آید، به دلیل فعالیتهای سیاسی و فرهنگی پدرش از تحصیل محروم شد. قوه قضائیه اعلام کرد منتظر است تا حنان عزیزی بنی طرف، مرتکب یک جرم بشود تا پدرش را مجددا زندانی کنند. در همین راستا، دکتر اینقدی نژاد، رئیس جمهور و نابغه آسفالت، دیروز گفت: « راه برای ظهور امثال ابوریحان ها و رازی ها و ابن سیناها بسته نیست.» بدنبال این اظهار نظر مقبره ابوریحان، رازی و ابن سینا بشدت لرزید. همچنین برای توضیح پیشرفت های علمی کشور، یک منبع نزدیک به یک نهاد امنیتی اعلام کرد: « شرایط به گونه ای شده است که ما هفته ای یک مدعی امام زمان داریم.»

خدا را شکر که بهتر شده

به دنبال اظهار نظر آیت الله مصباح یزدی مبنی بر اینکه باید جلوی آلودگی جوانان از سوی دنیای غرب گرفته شود، یک مقام نیروهای انتظامی اعلام کرد که در اثر پیروزی های جهانی و داخلی دولت، میزان زنان خیابانی دستگیر شده در پنج ماهه اول سال 85 نسبت به سال 84، به میزان 18 درصد افزایش داشته است. در همین راستا قرار شد رئیس جمهور و دولت کلاه شان را کمی بالاتر بگذارند.

کرکری خواندن ادامه دارد
کرکری خواندن رقبای انتخاباتی همچنان ادامه دارد. امیر محبیان که تا سیم ثانیه به انتخابات جزو منتقدین جدی دولت بود، طی یک اعلام نظر نسبتا جدی گفت: « اگر اصولگرایان یک لیست داشتند حتی یک نفر هم از اصلاح طلبان رای نمی آوردند.» آگاهان گفتند: ما هم اگر میلیاردر بودیم مشکل مالی نداشتیم. از سوی دیگر، اسدالله بادامچیان، پیشرو شعر نو راست، گفت: « ائتلاف رایحه(خ خ) برآورد غلطی از رای مردم داشت.» همچنین پروین جان، آبجی رئیس جمهور و ملکه زیبایی ارادان، در حالی که چادرش را دور کمرش بسته بود، اعلام کرد: « مگر لیست رایحه(خ خ) را دولت تنظیم کرده که اگر رای نیاورد، به معنی شکست دولت باشد؟» آگاهان توضیح دادند که لیست را دولت تنظیم نکرده بود، بلکه دولت را لیست تنظیم کرده بود، ضمنا عکس رئیس جمهور بالای لیست بود، همه افراد لیست معاون و مشاور رئیس جمهور بودند و آبجی رئیس جمهور هم نفر اول لیست بود. از همه اینها گذشته، شمسی پهلوون طی یک نامه عجیب و پر از شگفتی علائم شدید بیماری اسکیزوفرنیا را نشان داد. به دلیل اهمیت ویژه این نامه بزودی پاسخ آن را منتشر می کنیم.

دوربرگردان های انتخاب
آقا! من واقعا از این طنزهای وب سایت انتخاب لذت می برم، بسیار شیرین، بسیار جذاب و بسیار هوشمندانه است، دست نویسنده اش درد نکند. بسیار خوشحال می شوم وقتی چنین طنزهایی می خوانم. ضمن اینکه من با ایشان هزار تا اختلاف نظر هم ممکن است داشته باشیم، ولی کارش بسیار زیباست.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 0:12  توسط ابراهیم نبوی  | 

رایحه عروس تعریفی و پدر داماد

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 3 دی 1385 [2006.12.24]

po_nabavi_01.jpg

سرانجام، بعد از یک میلیون سال نوری، شورای امنیت سازمان ملل متحد طرح تحریم ایران را باتفاق آرا تصویب کرد. کیهان نیم ساعت قبل از تصویب تحریم اعلام کرده بود که « طرح تصویب نشد و تصویب آن به زمانی مبهم و نامعلوم موکول شد.» وزارت امور خارجه هم مطابق معمول اعلام کرد که « اقدام شورای امنیت فراقانونی، خارج از چارچوب و برخلاف مقررات صریح منشور ملل متحد است.» یک هفته قبل هم مجمع عمومی از نقض حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد. البته معلوم و واضح و مبرهن است که مجمع عمومی سازمان ملل یک مجمع عمومی آمریکایی است که همه کشورهای عضو آن قوانین بین المللی را نمی فهمند و از آن تخطی می کنند و فقط وزارتخارجه ایران به منشور سازمان ملل پای بند است.

هیچ ارزش ندارد

رئیس جمهور هفته قبل در کرمانشاه با اشاره به محکومیت ایران در سازمان ملل متحد، اعلام کرد که اصولا ابرقدرت ها هیچ ارزشی ندارند. وی سپس افزود: سازمان ملل متحد هم نزد ملت ها از جمله خودم هیچ ارزش ندارند. وی سپس گفت: شورای امنیت هم هیچ ارزشی ندارد. وی اعلام کرد: اصولا آمریکا و اروپا هم هیچ ارزشی ندارد، وی خاطرنشان ساخت: اصولا کسانی که بیرون از ایران زندگی می کنند هیچ ارزشی ندارند، وی با اشاره به اینکه حامیان دولت در انتخابات رای نیاورده اند، اعلام کرد: اصولا ملتی هم که به من رای نداده اند از نظر ملت ها هیچ ارزشی ندارند. وی با اشاره به مردم کرمانشاه که در حضور آنها سخن می گفت، اعلام کرد: کسانی که برای استقبال از من نیامده اند هم هیچ ارزشی ندارند. وی در پایان عصبانی شد و به مردم گفت: شما هم اگر دفعه بعد به استقبال من نیائید هیچ ارزشی ندارید. دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که رئیس جمهور هفته آینده به گیلان سفر خواهد کرد. این ذفتر اعلام کرد که به مناسبت سفر احمدی نژاد به گیلان، هفته آینده دانشگاهها، بازار، ادارات، مدارس، مهدکودکها، بیمارستان ها، اتاق های عمل، بخش سی سی یو، اتومبیلها، اتوبوس ها تعطیل است و حضور و غیاب کلیه دانش آموزان و کارمندان ادارات و نوزادانی که بیش از یک ثانیه از عمرشان می گذرد در محل سخنرانی رئیس جمهور انجام می شود.

محاصره می کنیم، خسته می کنیم، منزوی می کنیم
من فکر می کنم آمریکایی ها پروژه خسته کردن دولت احمدی نژاد و از نفس انداختن نیروی مسلمانان تندرو را در دنبال می کنند. به همین دلیل فعلا دارند کاری می کنند که دولت ایران وطبیعتا ایران را منزوی کنند. با این وضع که پیش آمده و بر اساس گفته احمدی نژاد که ایران در صورت تحریم مناسبات خود را با کشورهایی که از تحریم ایران حمایت کنند، مورد بازبینی قرار خواهیم داد، احتمالا رابطه ایران با چین و روسیه نیز به هم می خورد و از طرفی طرح رهبری مسلمانان توسط ایران هم با پروژه بلر مورد سووال جدی قرار می گیرد. از آن طرف هم آمریکا با دعوت عربستان، کویت، عراق و کشورهای عربی نیروهای خودش را در عراق حفظ می کند. وزیر دفاع آمریکا گفت: « با تمام قدرت در عراق و خلیج فارس می مانیم.» در این اوضاع و احوال خدا به داد ملت برسد، من که می ترسم.

بیایید خودمان را لو ندهیم

انتخابات تمام شد و هرچه باید اتفاق می افتاد، افتاد. معلوم است که چه کسی انتخابات را برد و معلوم است چه کسی انتخابات را باخت. و معلوم است که دولت چقدر با اقتدار انتخابات را برگزار کرد. فعلا راست ها قرار است اعلام کنند که شکست لیست حامیان دولت، به معنی شکست دولت نیست. و از طرفی اعلام کنند که اصلاح طلبان و میانه روها هم اصلاح طلب و میانه رو نیستند. باز خدا را شکر که همه می دانند چه اتفاقی در مملکت افتاده و اصلاح طلبان اگر پیش هرکسی دچار بدنامی شده باشند، پیش « صاحب رایحه» روسفیدند. در همین راستا موارد زیر را به اصلاح طلبان پیشنهاد می کنم:
اول: اصلاح طلبان از حالا تا انتخابات آینده به قول یکی از دوستان با چراغ خاموش حرکت کنند و اصلا لو ندهند که نامزدهای انتخاباتی شان در انتخابات آینده کیست. لیست شان را مشخص کنند، اما به هیچ وجه آدمهای خودشان را لو ندهند و آنها را حفظ کنند. به هیچ وجه آدمی را که برای آینده لازم دارند نسوزانند.
دوم: اصلاح طلبان نیاز به رسانه دارند، آنها باید رسانه را پیدا کنند، آن را قدرتمند کنند، مخاطب پیدا کنند، اما تا زمان انتخابات بعدی رسانه شان را اصلا سیاسی نکنند، بگذارند که در زمان آزادی فصلی انتخابات با قدرت به میدان تبلیغات بیایند.
سوم: من فکر می کنم مهم ترین کتابی که ستاد انتخابات اصلاح طلبان و حزب اعتماد و مشارکت باید بخواند، خاطرات کلینتون هاست( کتاب خاطرات هیلاری و بیل کلینتون)، در فصل مربوط به تبلیغات اتوبوسی کلینتون ها رمز یک سال کار مستمر روی تمام کشور برای جذب تک تک آدمهایی که در گوشه و کنار کشور باید رای بدهند، را می شود پیدا کرد. تازه وقتی این کتاب را خواندید می فهمید که احمدی نژاد و نیروهایش قبل از شما این کتاب را خوانده اند.
چهارم: قطعا ستاد انتخابات کشور در یک سال آینده تلاش می کند تمام نقطه ضعف هایش را برطرف کند و یک انتخابات موفق را برای بردن راست ها برگزار کند، و حدس می زنم نیروهای اصلاح طلب و میانه رو نیز تمام ضعف های خودشان و رقیب را خواهند شناخت و تلاش می کنند برای بردن در انتخابات از این شناخت استفاده کنند. برنده انتخابات مثل همیشه و در همه جا، کسی نیست که بهتر است یا حق دارد یا خداوند او را تعیین کرده است، بلکه برنده انتخابات کسی است که بازی انتخابات را بهتر انجام می دهد، افکار عمومی را به نفع خودش تغییر می دهد و پول بیشتری دارد و این پول را بهتر و درست تر خرج می کند و با حریف اش بهتر می جنگد.

یک کلام از مادر عروس و پدر داماد
اصلا مهم نیست، هر کسی می تواند هر چیزی که دلش می خواهد بگوید، حتی بادامچیان هم می تواند بگوید که « مسجد جامعی که گروه خونی اش به اصلاح طلبان نمی خورد، نجفی هم کارگزارانی است.» آگاهان پیشنهاد کردند آقای بادامچیان به جای اینکه خودش را ناراحت کند، زیر دوش آب سرد برود و مجموعه شعرنوی جدیدش را آماده کند. در همین راستای شعرنو، حجت الاسلام قوامی گفت: « اگر اصلاح طلبان رد صلاحیت نشوند، مجلس هشتم را در اختیار خواهند گرفت.»

رایحه عروس تعریفی و پدر داماد
اصولا وقتی از یک عروس خوب تعریف می کنند، باید مواظب رژیم غذایی اش باشد، باید مواظب باشد که در شرایط بحرانی انتخابات که ممکن است پروژه فشار از پائین و چانه زنی از بالا مورد استفاده قرار بگیرد، رایحه خوش خدمت صادر نکند و تلاش کند که احساس برش ندارد. در همین راستا، محمود احمدی نژاد که حامیانش در انتخابات 24 آذر شکست سختی خوردند، در کرمانشاه اعلام کرد که گروههای زیادی خواستند از عکس ما برای انتخابات استفاده کنند و با استفاده از نام ما در انتخابات پیروز شوند، ولی ما اجازه ندادیم. آگاهان اعلام کردند که در پی اعلام این نظر نام « پروین احمدی نژاد» به پروین هاشمی رفسنجانی» و سمت مهرداد بذرپاش به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور جوانان، به عنوان دبیر جوانان جبهه مشارکت، و نام مسعود زریبافان، مردی که در انتهای لیست تهران گم شد، به مسعود کیمیایی تغییر کرده و رئیس جمهور اعلام کرد که هیچ کدام از این افراد را نمی شناسد و تا به حال آنها را ندیده است. شاید با توجه به همین موضوع عروس و تعریف و رایحه و فلان و بهمان بود که پدر داماد احمدی نژاد، که تصادفا دبیر کل جمعیت کارگزاران است، اعلام کرد: « همان خدایی که دولت را سرکار آورد بنا به عللی توی گوشش زد.... میلیاردها پول در اختیارتان بود، چکار کردید؟.... به خدا اگر کار ویژه بچه های نا نبود امکان نداشت همان دو نفر هم رای بیاورند. این شکست خدایی بود.» اما دکتر رامین، تئوریسین سیاسی جوان و دبیر سیاسی رایحه(خ خ) اعلام کرد: « پیروزی ائتلاف اصولگرایان به منزله پیروزی ما نیز تلقی می شود.» آگاهان توضیح دادند که این موضوع طبیعی است و اصولا پیروزی اصلاح طلبان هم عملا پیروزی محافظه کاران تلقی شده و پیروزی هاشمی نیز در عمل همان پیروزی مصباح یزدی است و اگر خدا بخواهد پیروزی آمریکا هم به عنوان پیروزی ایران و عراق تلقی می شود و از این پس اصولا پیروزی هر کسی به معنی پیروزی هر کسی که خواست تلقی می شود.

محمود پوپول: جرج! از کاخ شیشه ای بیا بیروووووون!
احمدی نژاد در جریان سفر کرمانشاه به جرج بوش گفت: « از کاخ شیشه ای بیرون بیایید و نفرت ملت ها را ببینید...» در پی این اظهار نظر آگاهان توضیحات مختلفی ارائه دادند:
اول: احتمالا منظور از کاخ شیشه ای معلوم نیست، احتمالا رئیس جمهور می خواست بگوید « از برج عاج بیا پائین»، ولی هرچه فکر کرد یادش نیامد که جنس برج از چه چیزی بود، به همین دلیل فکر کرد اگر از شیشه باشد خیلی بهتر است، برای همین گفت از کاخ شیشه ای بیا بیرون.
دوم: براساس تعاریف موجود از کاخ، ما طبیعتا نمی توانیم کاخ شیشه ای داشته باشیم، ولی آگاهان حدس می زنند که احمدی نژاد در سفرش به نیویورک تعدادی آسمانخراش شیشه ای را دیده است و تصور کرده که منظور از کاخ همین آسمانخراش های شیشه ای است.
سوم: اصولا کسی که در کاخ شیشه ای نشسته است، طبیعی است که چون کاخ مذکور شیشه ای است، بطور معمول می تواند نفرت مردم را ببیند و برای دیدن مردم لازم نیست که از کاخ شیشه ای بیرون بیاید.
چهارم: احتمال می رود که احمدی نژاد در جایی خوانده باشد که سیاستمداران امروز در ساختمان شیشه ای زندگی می کنند، که در این صورت منظور این است که همه چیز آنها در معرض دید دیگران است، در این حالت لابد کسی که بقیه او را می بینند، لابد او هم بقیه را می بینند.
پنجم: به نظر شما اگر بوش نفرت مردم را از خودش ببیند، مثلا ببیند که همه برایش جوک می گویند، همه مسخره اش می کنند، کسانی که یک سال قبل به او رای دادند، دیگر به او رای نمی دهند و... چه کاری می کند؟ شما فکر می کنید در این مورد احمدی نژاد و بوش فرقی می کنند؟ آقای بوش! آقای احمدی نژاد! بیایید و نفرت مردم را از خودتان ببینید.
سووال: وقتی احمدی نژاد به جایی سفر می کند، گروهی از مردم جمع می شوند، برایش دست می زنند، برایش پرچم تکان می دهند و .... در حالی که وقتی بوش به میان مردم می رود، گروهی از مردم جمع می شوند، برایش دست می زنند، برایش پرچم تکان می دهند.... چه فرقی می کند؟ رمضانزاده، سخنگوی دولت خاتمی ضمن توضیح اینکه وقتی خاتمی برای بازدید از جایی می رفت، مردم از او استقبال فراوانی می کردند، بدون اینکه جایی تعطیل بشود، در حالی که در جریان سفر احمدی نژاد به کرمانشاه حتی مدارس ابتدایی هم تعطیل بود، گفت: « مردمی بودن در انتخابات مشخص می شود نه در میتینگ های مقامات.»

یک پیشنهاد به حامیان رئیس جمهور
هفته آینده احمدی نژاد به گیلان می رود و قرار است مردم گیلان از وی استقبال شایانی به عمل بیاورند. پیشنهاد می کنم که احمدی نژاد برای اینکه واقعا خودش ببیند که چقدر از مردم واقعا برای استقبال از او می آیند، مثل همه آدمهای مسوول و نسبتا باشعور به استانداری اعلام کند که مدارس و ادارات نباید تعطیل شود و هیچ کس را نباید به زور به استقبال رئیس جمهور فراخواند.

بار دیگر شهری که زیر دود خفه شد
براساس آمارهای اعلام شده جهانی، ایران در میان 146 کشور جهان، به لحاظ وضع محیط زیست در رتبه 132 قرار گرفت. قبلا هم که به لحاظ فساد دولتی در رتبه 103 قرار داشت، از نظر مصرف مواد مخدر هم در رتبه اول قرار داریم و از نظر میزان تصادفات هم در رتبه اول جهان هستیم. دیروز اعلام شد که تهران همچنان در شرایط وارونگی هوا و در مه و دود خواهد بود. در هفته گذشته روزانه به دلیل آلودگی هوا روزانه 20 تا 25 نفر در تهران مرده اند. در همین حال، آیت الله مصباح یزدی اعلام کرد: « ما باید جوانان را از آلودگی هایی که در جهان ایجاد شده، مصون نگه داریم..» در همین راستا قرار شد آقای مصباح یزدی را یک سفر به ایران ببرند تا ایشان وضع آلودگی ها را ببینند و قضاوت کنند.

مگر زور است، ظهور نمی کنم
در پی فرارسیدن سال جدید میلادی، هفته قبل احمدی نژاد که برنامه ظهور ائمه و پیامبران را کنترل می کند، اعلام کرد که حضرت مسیح همراه حضرت مهدی ظهور خواهند کرد. همچنین رئیس جمهور میلاد مسیح را تبریک گفت. و برای محکم کاری تعدادی از مسیحیان در آستانه سال نو میلادی و ظهور حضرت مسیح دستگیر شدند. گویا حضرت مسیح پیام داده است که تا وقتی پیروان ما را در ایران آزاد نکنید ظهور نمی کنم که نمی کنم. حضرت مسیح گفتند که ایشان می ترسند که ظهور کنند و قوه قضائیه ایران ایشان را هم دستگیر کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 16:33  توسط ابراهیم نبوی  | 

مخالفم و امضاء می کنم