تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

شلوارهای فاق کوتاه و براندازی نرم


ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 30 فروردین 1386 [2007.04.19]


سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نيروي انتظامي دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.

ای دل غافل
سردار گفت: « بدحجابي تبلور محسوس آن چيزي است كه در پشت صحنه رخ مي‌دهد و ما از آن غافليم.»
توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود.

تهدید ملی هفتاد درصدی
سردار گفت: « موضوع امنيت اخلاقي يك تهديد ملي است.»
توضیح: هفتاد درصد جامعه برای کل جامعه تهدید ملی محسوب می شوند و برای حفظ سی درصد از مردم از تهدید هفتاد درصد دیگر باید جلوی هفتاد درصد را گرفت.

براندازی خاموش از طریق خشتک
سردار گفت: « ترديد نكنيم كه فعاليت در حوزه امنيت اجتماعي نوعي براندازي خاموش است. »
توضیح کافی: فعالیت نویسندگان براندازی خاموش است، تجمع زنان براندازی خاموش است، تحصن معلمان براندازی خاموش است، فعالیت در اینترنت براندازی خاموش است، راه رفتن با کفش پاشنه بلند براندازی خاموش است، عرق خوری براندازی خاموش است، روسری نازک براندازی خاموش است، شلوار فاق کوتاه براندازی خاموش است، ماهواره براندازی خاموش است، مانتوی کوتاه براندازی خاموش است، شعر بلند براندازی خاموش است، انفجار اشکالی ندارد، تریاک کشیدن براندازی خاموش است، آدم کشتن با احساس مهدور الدم بودن طرف اشکالی ندارد...
سووال اساسی: این چه نظامی است که آمریکا و اسرائیل و اروپا و جهان نمی توانند آن را از بین ببرند، اما شلوار فاق کوتاه پسران و روسری نازک دختران و یک استکان مشروب آن را نابود می کند؟

تهاجم فرهنگی و عرق سگی
سردار گفت: « فاصله توليد تا مصرف مشروبات الكلي تنها 10 روزه است و به اين ترتيب توليد كنندگان تا زمان مصرف مشروبات حتي هزينه‌اي دريافت نمي‌كنند و تمامي ريسكها را مي‌پذيرند تا به اهداف تهاجم فرهنگي خود دست يابند. كشف بيش از4ميليون ليتر مشروبات الكلي در سال گذشته بسيار تكان‌دهنده است، اين در حاليست كه اين مقدار تنها 25 تا 30 درصد مقدار مشروبي است كه در كشور توزيع مي‌شود.»
توضیح: اصولا در ایران توزیع مشروبات الکلی هیچ سودی ندارد و کلیه کسانی که این کارها را می کنند، فقط برای تهاجم فرهنگی، که معلوم نیست کجای آن فرهنگی است، مشروب می فروشند و حتی اگر سودی هم ببرند، آن را برای کمک به ناشرین ضد انقلاب و روزنامه نگاران برانداز و فیلسوفان جاسوس می دهند.
توضیح دوم: آدمها اصولا دو نوعند، یا به فکر تغییر جامعه اند که برانداز هستند، یا به فکرحال کردن هستند که آنها هم برانداز هستند، نوع سومی هم وجود دارد که معتادند و اصلا توی باغ نیستند که آنها هم برانداز هستند، فقط می مانند فیلسوفان که آنها هم برانداز هستند.

چرا جلوی آن را نمی گیرید؟
سردار گفت: « تاثير مصرف قرصهاي روانگردان بيشتر از مشروبات الكلي و مواد مخدر است.» و اضافه کرد: « امروزه يك ميليون و 200 هزار معتاد روزمصرف در كشور وجود دارد كه اين آمار به اضافه 700 تا800 هزار نفري است كه به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي‌كنند.»
سووال: ایران بالاترین مصرف کننده مواد مخدر و مهم ترین مرکز عبور مواد مخدر در جهان است، به عبارت دیگر مواد مخدر از طریق ایران به بقیه دنیا می رود، خب، چرا جلوی آن را نمی گیرید؟

ماهواره هم براندازی خاموش است
سردار گفت: « بيشترين بهره‌برداري از برنامه‌هاي ماهواره‌اي بخشهاي غيراخلاقي است.»
توضیح: و به همین دلیل دولت فقط جلوی ماهواره ها و وب سایت های سیاسی را می گیرد.

چت کردن هم براندازی خاموش است
سردار گفت: « وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و انواع آموزش‌هاي غيراخلاقي و برقراي روابط نامشروع از طريق چت و ... از جمله موارد تهاجم فرهنگي است كه نيروي انتظامي به طرق مختلف خواهان برخورد با آن است.»
توضیح: در صورتی که نه مشروب می خوردید، نه بدحجاب بودید و نه فیلم سکسی پخش می کردید و نه روسری سه سانتی و شلوار فاق کوتاه می پوشیدید، خیالتان راحت باشد، در این حالت به جرم ورود به اینترنت، چت کرده، وبلاگ نویسی و خواندن وب سایت ها می توانید براندازی نرم کنید و حتما مجازات شوید.

نظرسنجی ناموسی
سردار گفت: « طبق نظرسنجي‌هاي صورت گرفته برقراري امنيت ناموسي در كشور دغدغه‌ نخست مردم است، پس از اين مساله نيز مواد مخدر و امنيت جاني و مالي مطرح مي‌شود. حوادث در كشور زياد نيست، اما مردم بسيار نگران هستند.»
توضیح اول: اصولا نظر مردم خیلی مهم است و جمهوری اسلامی برای مردم و نظرات شان ارزش زیادی قائل است، از جمله شرکت در میتینگ ها، انتخابات آزاد، نظرسنجی های غیرانتظامی و رفراندوم که جزو انواع براندازی به شمار می آید.
توضیح دوم: برای مردم ایران طبیعی است که پوشیدن شلوار فاق کوتاه و روسری سه سانتی خطر بیشتری دارد، تا اینکه کسی آنها را بکشد و یا منفجر شوند.
توضیح سوم: این نظرسنجی ها کاملا معتبر است و نیروی انتظامی کاملا آن را تائید می کند.
توضیح چهارم: انرژی هسته ای اولویت اصلی ما نیست، بلکه امنیت ناموسی در صدر مسائل است.

متاسفانه تعداد فیلمها کم است
سردار احمدي‌مقدم به فيلمبرداري‌هاي مخفي از اتاق‌هاي پرو، استخرهاي زنانه، حمام خصوصي، سرقت فيلمهاي خانوادگي‌ و انتشار آن در سطح گسترده اشاره كرد و گفت: « متاسفانه نيروي انتظامي از درصد كمي از اين جرايم مطلع مي‌شود.»
علت تاسف: برادران مجبور می شوند به جای دیدن فیلم های جدید، همان قبلی ها را چند بار ببینند.

شلوارهای فاق کوتاه و پابرهنه ها
سردار گفت: « با پوشش نامناسب برخي از آقايان از جمله بلوزهاي كوتاه و تن‌نما، شلوارهاي فاق كوتاه برخورد خواهد شد.»
توضیح: لطفا برای جلوگیری از براندازی شلوار کردی یا پیژامه بپوشید و به جای بلوزهای کوتاه، برادران نیز مانتو استعمال کنند.

پلیس ننگ را با رنگ پاک می کند
سردار گفت: « پليس كاري با رنگ لباس ندارد.»
توضیح: و این مشت محکمی است به دهان یاوه گویانی که می خواهند بگویند در ایران آزادی اجتماعی وجود ندارد.

همه چیز با ضریب ده
سردار گفت: « طي اجراي طرح افزايش امنيت اخلاقي در سال گذشته، يك ميليون تذكر ارشادي به افراد داده شد، 100 هزار تن به نيروي انتظامي ارجاع و از اين تعداد نيز 10 هزار تن به مراجع قضايي منتقل شدند.»
توضیح: نیروی انتظامی با دقت تمام عمل می کند و تمام اقداماتش قابا تقسیم به 10000 است و الکی آمار ارائه نمی دهد.

احساس کن، بهت دستور می دم، احساس کن!
فرمانده ناجا وعده داد كه تا پايان سال، احساس امنيت افراد افزايش ‌يابد.
پیش بینی: طبیعی است با این برنامه دقیق و قابل اجرایی که ریخته شده است، حتما این احساس افزایش می یابد و اگر کسی احساس نکند که امنیت اجتماعی افزایش یافته، به عنوان مرتکب براندازی نرم دستگیر و به مراجع ذیصلاح معرفی شدید می شود.

نتیجه گیری فلسفی: شما اگر کار سیاسی کنید براندازی کردید، اگر کار فرهنگی کردید براندازی نرم کردید، اگر بچه سوسول باشید و اصلا کاری به هیچ چیز نداشته باشید هم براندازی کردید، اگر هم در خانه تان بکپید و تریاک بکشید و عرق بخورید باز هم براندازی کردید، پیدا کنید کسانی را که براندازی نمی کنند؟
تقدیر و تشکر: از سوی کلیه براندازان از اینکه معلوم شده است که هفتاد درصد ملت برانداز هستند، با این وجود هشتاد درصد ملت پشتیبان حکومت هستند، تشکر می نمایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 15:26  توسط ابراهیم نبوی  | 

شلوارهای فاق کوتاه و براندازی نرم


ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 30 فروردین 1386 [2007.04.19]


سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نيروي انتظامي دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.

ای دل غافل
سردار گفت: « بدحجابي تبلور محسوس آن چيزي است كه در پشت صحنه رخ مي‌دهد و ما از آن غافليم.»
توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود.

تهدید ملی هفتاد درصدی
سردار گفت: « موضوع امنيت اخلاقي يك تهديد ملي است.»
توضیح: هفتاد درصد جامعه برای کل جامعه تهدید ملی محسوب می شوند و برای حفظ سی درصد از مردم از تهدید هفتاد درصد دیگر باید جلوی هفتاد درصد را گرفت.

براندازی خاموش از طریق خشتک
سردار گفت: « ترديد نكنيم كه فعاليت در حوزه امنيت اجتماعي نوعي براندازي خاموش است. »
توضیح کافی: فعالیت نویسندگان براندازی خاموش است، تجمع زنان براندازی خاموش است، تحصن معلمان براندازی خاموش است، فعالیت در اینترنت براندازی خاموش است، راه رفتن با کفش پاشنه بلند براندازی خاموش است، عرق خوری براندازی خاموش است، روسری نازک براندازی خاموش است، شلوار فاق کوتاه براندازی خاموش است، ماهواره براندازی خاموش است، مانتوی کوتاه براندازی خاموش است، شعر بلند براندازی خاموش است، انفجار اشکالی ندارد، تریاک کشیدن براندازی خاموش است، آدم کشتن با احساس مهدور الدم بودن طرف اشکالی ندارد...
سووال اساسی: این چه نظامی است که آمریکا و اسرائیل و اروپا و جهان نمی توانند آن را از بین ببرند، اما شلوار فاق کوتاه پسران و روسری نازک دختران و یک استکان مشروب آن را نابود می کند؟

تهاجم فرهنگی و عرق سگی
سردار گفت: « فاصله توليد تا مصرف مشروبات الكلي تنها 10 روزه است و به اين ترتيب توليد كنندگان تا زمان مصرف مشروبات حتي هزينه‌اي دريافت نمي‌كنند و تمامي ريسكها را مي‌پذيرند تا به اهداف تهاجم فرهنگي خود دست يابند. كشف بيش از4ميليون ليتر مشروبات الكلي در سال گذشته بسيار تكان‌دهنده است، اين در حاليست كه اين مقدار تنها 25 تا 30 درصد مقدار مشروبي است كه در كشور توزيع مي‌شود.»
توضیح: اصولا در ایران توزیع مشروبات الکلی هیچ سودی ندارد و کلیه کسانی که این کارها را می کنند، فقط برای تهاجم فرهنگی، که معلوم نیست کجای آن فرهنگی است، مشروب می فروشند و حتی اگر سودی هم ببرند، آن را برای کمک به ناشرین ضد انقلاب و روزنامه نگاران برانداز و فیلسوفان جاسوس می دهند.
توضیح دوم: آدمها اصولا دو نوعند، یا به فکر تغییر جامعه اند که برانداز هستند، یا به فکرحال کردن هستند که آنها هم برانداز هستند، نوع سومی هم وجود دارد که معتادند و اصلا توی باغ نیستند که آنها هم برانداز هستند، فقط می مانند فیلسوفان که آنها هم برانداز هستند.

چرا جلوی آن را نمی گیرید؟
سردار گفت: « تاثير مصرف قرصهاي روانگردان بيشتر از مشروبات الكلي و مواد مخدر است.» و اضافه کرد: « امروزه يك ميليون و 200 هزار معتاد روزمصرف در كشور وجود دارد كه اين آمار به اضافه 700 تا800 هزار نفري است كه به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي‌كنند.»
سووال: ایران بالاترین مصرف کننده مواد مخدر و مهم ترین مرکز عبور مواد مخدر در جهان است، به عبارت دیگر مواد مخدر از طریق ایران به بقیه دنیا می رود، خب، چرا جلوی آن را نمی گیرید؟

ماهواره هم براندازی خاموش است
سردار گفت: « بيشترين بهره‌برداري از برنامه‌هاي ماهواره‌اي بخشهاي غيراخلاقي است.»
توضیح: و به همین دلیل دولت فقط جلوی ماهواره ها و وب سایت های سیاسی را می گیرد.

چت کردن هم براندازی خاموش است
سردار گفت: « وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و انواع آموزش‌هاي غيراخلاقي و برقراي روابط نامشروع از طريق چت و ... از جمله موارد تهاجم فرهنگي است كه نيروي انتظامي به طرق مختلف خواهان برخورد با آن است.»
توضیح: در صورتی که نه مشروب می خوردید، نه بدحجاب بودید و نه فیلم سکسی پخش می کردید و نه روسری سه سانتی و شلوار فاق کوتاه می پوشیدید، خیالتان راحت باشد، در این حالت به جرم ورود به اینترنت، چت کرده، وبلاگ نویسی و خواندن وب سایت ها می توانید براندازی نرم کنید و حتما مجازات شوید.

نظرسنجی ناموسی
سردار گفت: « طبق نظرسنجي‌هاي صورت گرفته برقراري امنيت ناموسي در كشور دغدغه‌ نخست مردم است، پس از اين مساله نيز مواد مخدر و امنيت جاني و مالي مطرح مي‌شود. حوادث در كشور زياد نيست، اما مردم بسيار نگران هستند.»
توضیح اول: اصولا نظر مردم خیلی مهم است و جمهوری اسلامی برای مردم و نظرات شان ارزش زیادی قائل است، از جمله شرکت در میتینگ ها، انتخابات آزاد، نظرسنجی های غیرانتظامی و رفراندوم که جزو انواع براندازی به شمار می آید.
توضیح دوم: برای مردم ایران طبیعی است که پوشیدن شلوار فاق کوتاه و روسری سه سانتی خطر بیشتری دارد، تا اینکه کسی آنها را بکشد و یا منفجر شوند.
توضیح سوم: این نظرسنجی ها کاملا معتبر است و نیروی انتظامی کاملا آن را تائید می کند.
توضیح چهارم: انرژی هسته ای اولویت اصلی ما نیست، بلکه امنیت ناموسی در صدر مسائل است.

متاسفانه تعداد فیلمها کم است
سردار احمدي‌مقدم به فيلمبرداري‌هاي مخفي از اتاق‌هاي پرو، استخرهاي زنانه، حمام خصوصي، سرقت فيلمهاي خانوادگي‌ و انتشار آن در سطح گسترده اشاره كرد و گفت: « متاسفانه نيروي انتظامي از درصد كمي از اين جرايم مطلع مي‌شود.»
علت تاسف: برادران مجبور می شوند به جای دیدن فیلم های جدید، همان قبلی ها را چند بار ببینند.

شلوارهای فاق کوتاه و پابرهنه ها
سردار گفت: « با پوشش نامناسب برخي از آقايان از جمله بلوزهاي كوتاه و تن‌نما، شلوارهاي فاق كوتاه برخورد خواهد شد.»
توضیح: لطفا برای جلوگیری از براندازی شلوار کردی یا پیژامه بپوشید و به جای بلوزهای کوتاه، برادران نیز مانتو استعمال کنند.

پلیس ننگ را با رنگ پاک می کند
سردار گفت: « پليس كاري با رنگ لباس ندارد.»
توضیح: و این مشت محکمی است به دهان یاوه گویانی که می خواهند بگویند در ایران آزادی اجتماعی وجود ندارد.

همه چیز با ضریب ده
سردار گفت: « طي اجراي طرح افزايش امنيت اخلاقي در سال گذشته، يك ميليون تذكر ارشادي به افراد داده شد، 100 هزار تن به نيروي انتظامي ارجاع و از اين تعداد نيز 10 هزار تن به مراجع قضايي منتقل شدند.»
توضیح: نیروی انتظامی با دقت تمام عمل می کند و تمام اقداماتش قابا تقسیم به 10000 است و الکی آمار ارائه نمی دهد.

احساس کن، بهت دستور می دم، احساس کن!
فرمانده ناجا وعده داد كه تا پايان سال، احساس امنيت افراد افزايش ‌يابد.
پیش بینی: طبیعی است با این برنامه دقیق و قابل اجرایی که ریخته شده است، حتما این احساس افزایش می یابد و اگر کسی احساس نکند که امنیت اجتماعی افزایش یافته، به عنوان مرتکب براندازی نرم دستگیر و به مراجع ذیصلاح معرفی شدید می شود.

نتیجه گیری فلسفی: شما اگر کار سیاسی کنید براندازی کردید، اگر کار فرهنگی کردید براندازی نرم کردید، اگر بچه سوسول باشید و اصلا کاری به هیچ چیز نداشته باشید هم براندازی کردید، اگر هم در خانه تان بکپید و تریاک بکشید و عرق بخورید باز هم براندازی کردید، پیدا کنید کسانی را که براندازی نمی کنند؟
تقدیر و تشکر: از سوی کلیه براندازان از اینکه معلوم شده است که هفتاد درصد ملت برانداز هستند، با این وجود هشتاد درصد ملت پشتیبان حکومت هستند، تشکر می نمایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 15:25  توسط ابراهیم نبوی  | 

انگلیس! از اون نظر!

 

 


ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 29 فروردین 1386 [2007.04.18]


به قول این نویسندگان بخش سرویس خارجی معلوم نیست این تهران با خودش می خواهد چکار کند؟ چهار ماه است گیر داده به معلمان و هر روز یک بساطی برای مدارس درست می کند، سه ماهی است گیر داده به زنان و هر روز عده ای را یک جایی احضار و بازداشت و تهدید و زندان می کند، دو ماهی است دارد قرم قرم راه می اندازد که از اول اردیبهشت با بدحجاب ها می خواهد مبارزه کند، یک ماهی است که کسانی که مشکل داروی ام اس دارند، وسط خیابان باید صف بکشند برای گرفتن داروی ام اس که دولت وارد نمی کند تا مردم مجبور شوند داروی داخلی را که پزشکان تائید نمی کنند، مصرف کنند، در عوض همین دولت به اندازه سه برابر برنج مصرفی کشور، امسال برنج وارد کرده و نمی داند با آن باید برای کی شله زرد نذری درست کند. خب! آقای محترم، عزیز دلم، خبر مرگت، به آن برادر سپاه که واردات برنج را در اختیار دارد بگو خبر مرگش یک صدم آن پول را بدهد برای وارد کردن دارو. نمی میرند که! فعلا در شهر خبرهایی است و هر گوشه اش یک بساطی. علویه خانم، بدون ولنگاری، می گوید که هنوز شروع نشده ولی به نظرم همین روزها گیر بدهند. این علویه خانم یک موجود نازنینی است که پنجره آپارتمانش جایی است که همه جای شهر را می بیند. سرهنگ «مهدی احمدی» رئیس مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی گفت: « بدون شک هیچ شخصی حتی خانواده‌هایی که چندان به برخی مسائل پایبند نباشند، از مشاهده خانمی که مانتوی تنگ بسیار چسبان برتن کرده باشد یا شلوار کوتاه و روسری سه سانتی‌متری پوشیده باشد، خوششان نمی آید. » آگاهان موارد زیر را توضیح دادند:
اول: اصلا معلوم نیست، ممکن است خیلی اشخاص و خانواده ها که به خیلی چیزها هم پای بند هستند، اتفاقا از مانتوی بسیار چسبان با شلوار کوتاه و روسری سه سانتی خوش شان بیاید، اگر نمی آمد که نمی پوشیدند.
دوم: سالی یک بار دولت خواهران بدحجاب عزیز را تهدید می کند، بعد از یک هفته هم خسته می شوند ول می کنند. این خواهران بدحجاب عزیزتنها کسانی هستند که فعلا وقتی به ملت می گوئیم اوضاع چطور است؟ می گویند فرقی نکرده و ملت همانطوری مثل قبل به خیابان می آیند. به عبارت دیگر تنها چیزی که نشان می دهد زندگی در مملکت جاری است همین سه سانتی متر روسری است. چکارشان دارید؟
سوم: انقلاب اسلامی ایران اثبات کرد که نه آدمی مثل احمدی نژاد را می توان با زور اصلاح کرد و نه این خواهران عزیز درست بشو هستند، شلوارها هر سال یک سانت بالاتر، مانتوها هر سال یک سانت کوتاه تر و روسری ها هر سال یک سانت باریک تر می شود، با سنت تاریخی که نمی شود مبارزه کرد. حالا از من نمی شنوید، خودتان را بکشید تا یک ماه دیگر که خبرش را بدهم که خبری نیست.
البته سخنگوی نیروی انتظامی همچنین توقف خودروهایی که سرنشینان بی‌حجاب داشته باشند را توسط پلیس دخالت در حریم خصوصی افراد ندانست و گفت: « هرچند داخل خودرو حریم خصوصی افراد است، اما وقتی خودرو در انظار عمومی ظاهر شود، دیگر درون آن حریم خصوصی محسوب نمی‌شود.» آگاهان توضیح دادند که داخل خودرو فقط در شرایطی که خودرو داخل حیاط خانه پارک باشد و دیوار خانه فرونریخته باشد، حریم خصوصی است. البته مشکل نیروی انتظامی را یکی از نوابغ مجلس حل کرد. نیره اخوان بیطرف گفت: « باید عده ای زیر نظر نیروی انتظامی، به اماکنی که خانم ها در آنجا کار می کنند وارد شوند و آنها را زیر نظر بگیرند.» نیره اخوان بیطرف توضیح داد که اگر نیروی انتظامی به اندازه کافی نیروی مناسب برای ورود به اماکنی که خانم ها در آن کار می کنند، نداشته باشد، می توان خانم ها را برای کار کردن به استادیوم صد هزارنفری برد و در آنجا تعداد محدودی از نیروهای انتظامی آنها را دقیقا زیر نظر بگیرند. البته خانم اخوان توضیح نداد که وقتی نیروی انتظامی خانم ها را زیر نظر می گیرد، چه کسی باید نیروی انتظامی را زیر نظر بگیرد؟

انرژی هسته ای
مصیبت این است که وقتی می گوئیم که این دولت عرضه تولید تراکتور ندارد، چه برسد به برق هسته ای، آمریکا و انگلیس ننه مان را می برند مسافرت که ایران هم تا سه ماه بعد هم انرژی هسته ای تولید می کند و هم تا شش ماه بعد، بمب اتم می سازد. بسیار خوب، قبول، این دولت خطرناک و این رئیس جمهور علیرغم آنچه واقعیات نشان می دهد، آدم باشعوری است. چرا وقتی ایران اعلام می کند که ما به تولید صنعتی رسیدیم، این آقای مایکل لوی کارشناس مشهور «منع گسترش سلاح‌های اتمی و امنیت استراتژیک» می گوید: « پیشرفت‌های هسته‌ای ایران بسیار کم‌تر از چیزی است که مطرح می‌شود. بنا به گفته وی هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران توانسته تا حد تولید صنعتی غنی‌سازی اورانیوم دستگاههای سانتریفیوژ خود را به چرخش درآورد.» پس اگر نمی تواند شما چرا اینقدر دارید خودتان را دچار پارگی می کنید؟ آقازاده که معمولا همیشه کارهای مستمر و آرام می کند، برای مثال تا به حال در این 27 سال موفق شده 32 شغل عوض کند، گفت: « جریان مستمر نصب سانتریفیوژها در نطنز ادامه دارد.» از طرف دیگر یک شیر ناپاک خورده ای خبر داد که « همکاری اتمی ایران و کره شمالی افزایش پیدا کرده است.» ضمنا جهت اطلاع کلیه دوستداران غنی سازی و هسته آلبالو و هسته خرما و انرژی هسته ای، کلیه مشکلات جهانی تولید انرژی هسته ای حل شد و دولت گامبیا از حقوق هسته ای ایران حمایت کرد. این موضوع در دیدار یکی از مسوولان دولت گامبیا از تهران اعلام شد و احتمالا شش ماه دیگر که وزارت خارجه گامبیا ترجمه متن فارسی را در این مورد بخواند و این خبر را تکذیب کند، فعلا بیخ ریش شان مانده است.

انگلیس، از اون نظر
من مطمئنم که این فی ترنی بی ادب و دروغگو در مورد متکی و جمهوری اسلامی و نجارهایی که در زندان جمهوری اسلامی تابوت می سازند، یک چیزهایی به تونی بلر گفته است. وگرنه چه معنی دارد که این مردک خوش تیپ بی چشم و رو بعد از پنج تا بچه، برداشته جلوی صد تا خبرنگار اعلام کرده که: « اگر ايران روابط متفاوت بخواهد، ما نيز آمادگي آن را داريم.» آگاهان از شنیدن این جملات بسیار ناراحت شدند و گفتند: خواهرت روابط متفاوت می خواهد، مادرت روابط متفاوت می خواهد، بی ادب! ما هرگز روابط متفاوت نمی خواهیم، همان چیزی که خدا و پیغمبر گفته.

وصف بی مثال شیراز
فعلا شهر تهران جز مشکلات طبیعی که دارد، در امن و امان است و رئيس جمهور در استان فارس به سر می برد. این رئیس جمهور هم مثل اینکه واقعا معنی « سرعت» و این چیزها را نمی فهمد. باباجان! دولت بلر آمد سر کار در سه سال بیکاری را از 8 درصد مثلا به 5 درصد رساند. یا مثلا یک تونل می سازند به طول 8 کیلومتر در عرض سه سال. همیشه هم درست کار می کند. احمدی نژاد چون هنوز کسی باورش نمی کند، خودش هم دچار این مشکل شده که انگار دوماه قبل سرکار آمده یا تازه دو ماه دیگر می خواهد رئیس جمهور شود. احمدی نژاد در فارس گفت: « دولت مي‌خواهد با حداكثر شتاب ثروت ملي را در اختيار مردم قرار دهد.» آگاهان التماس کردند که نمی خواهد، شما با سرعت ثروت ملی را به باد ندهید، نمی خواهد با سرعت ثروت ملی را در اختیار مردم بگذارید. وي گفت: « سهم اوليه جوانان استان فارس از تسهيلات ارزان قيمت بيش از 2 هزار ميليارد تومان است كه اين تسهيلات بايد بدون پارتي‌بازي در اختيار جوانان قرار گيرد.» در همین موقع رئیس جمهور می خواست همه 2 هزار میلیارد تومان را جرینگی از جیب بیرون بیاورد و به مردم بدهد که جمعیت شعار دادند: « ما پیرو قرآنیم، پول نقد نمی خواهیم» و گروه دیگری هم فریاد زدند: « احمدی احمدی، نمی خواد نقدی بدی.» وي گفت: « شيراز مهد انديشه‌هاي متفكران و فيلسوفان و اديبان و هنرمندان و پايگاه استعداد و خلاقيت ايران زمين است و پيشروان اين ادب، هنر و ذوق در اين سرزمين هستند.» وی برای اینکه نشان بدهد خودش هم دستی در هنر و ادب دارد و چون شنیده است که شیراز یعنی حافظ و حافظ هم یعنی فال، اعلام کرد: « امروز صبح پيش از حركت به اين استان تفألي به ديوان حافظ زدم كه اين بيت آمد: خوشا شيراز و وصف بي‌مثالش - خداوندا نگهدار از زوالش.» البته منظور رئیس جمهور از « وصف» بی مثال همان « وضع» بی مثال است که این اشتباه خواندن و اشتباه گفتن در مورد احمدی نژاد طبیعی است، باز خدا را شکر که به جای شعر حافظ شعر فردوسی را نخواند. احمدی نژاد قدرتهای جهانی را تهدید کرد که باید سریعا با ایران دوست بشوید، وگرنه پدرتان را درمی آوریم. وی گفت: « بهتر است فضاي تخاصم را به فضاي دوستي تبديل كنيد، شما بايد بدانيد كه ملت ايران براي تحقق همه خواسته های قانوني و به حق خود ايستاده و سر سوزني عقب‌نشيني نخواهد كرد.»

احمدی نژاد و تئوری اعداد
مشکل احمدی نژاد این است که مفهوم اعداد را هنوز بخوبی نمی فهمد. وی که قبلا یک بار بودجه عمرانی را 70 درصد اعلام کرده و بعد از دو روز توضیح داده که منظورش از 70 درصد 25 درصد است که بعدا معلوم شده منظورش از 25 درصد همان 18 درصد است، با اشاره به اين نكته كه دولت مصمم به طراحي و اجراي برنامه‌هايي براساس اصل عدالت است، تصريح كرد: « بودجه عمراني سال 86 بيش از سه برابر بودجه عمراني سال 83 و 84 است.» وی تئوری جدیدی کشف کرد و گفت: « دولت مي‌خواهد از امسال حقوق كاركنان دولت را به صورت پلكاني افزايش دهد، به اين معنا كه آن كساني كه كمترين دريافتي‌ها را دارند، بيشترين افزايش حقوق را خواهند داشت و آن كساني كه بيشترين دريافت را دارند، كمترين افزايش دريافت را شامل خواهند بود. » آگاهان توضیح دادند که این نظریه احتمالا در همان لحظه به ذهن احمدی نژاد رسیده و ریاضیدانان و کارمندان زیاد به پله و حقوق و این چیزها فکر نکنند. همچنین احمدي‌نژاد در بخش پاياني سخنان خود به جلسه استاني هيات دولت كه قرار است در پايان هفته در شيراز برگزار شود اشاره كرد و گفت: « براي اين استان 25 تصميم اقتصادي، 60 تصميم زير بنايي (15 مورد در خصوص راه، راه‌آهن و فرودگاه)، 10 مصوبه در نفت و گاز، 35 مصوبه در امور فرهنگي، آموزشي و ورزشي و بيش از 20 مصوبه در مورد مسائل اجتماعي و بهداشت خواهيم داشت.» به عبارت دیگر در یک جلسه حداکثر سه ساعته قرار است در مورد 150 موضوع تصمیم گیری شود. یعنی برای هر مصوبه یک دقیقه وقت گذاشته می شود. احمدی نژاد برای اینکه حال استکبار جهانی را اخذ کند، به تخت جمشید رفت و دچار احساس شد و به زورگویان جهان گفت: « زورگویان جهان! به خرج ما به پاسارگاد و تخت جمشید بیایید و ببینید که در برابر قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده، عددی نیستید.» آگاهان در این مورد سووالات زیر به عقل ناقص شان رسید:
اول: حالا که ما می خواهیم حال زورگویان جهان را بگیریم و اثبات کنیم که عددی نیستند، چه مرضی است که خرج شان را هم ما بدهیم؟ خبر مرگ شان! این همه پول دارند، همان ویزا را هم بدهیم از سرشان زیادی است. به نظر می رسد احمدی نژاد از بس در این مدت با هر خارجی ملاقات کرده، اعم از ملوان و غیر ملوان، خرجش را از جیب ملت داده، فکر می کند حتی برای زدن توی پوز زورگویان هم باید ما خرج شان را بدهیم.
دوم: با توجه به اینکه استاد احمدی نژاد، نابغه معاصر قبلا اعلام کرده بود که زاویه آزادی ما 360 درجه است و گفته بود که دولت 500 برابر در افزایش کاهش دادن نسبت به ده سال قبل اقدام کرده و فرق 70 درصد و 20 درصد را نمی دانست و اصولا با توجه به مشکلات آماری این دولت، همین که احمدی نژاد می گوید عددی نیستید، زیاد نباید به دل بگیرند، این برادر ما با اعداد اصولا مشکل دارد.
سوم: من می دانم که منظور احمدی نژاد از قدرت های زورگو آمریکا و انگلیس و غیره است، اما زیاد متوجه نشدم که منظور احمدی نژاد از قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده است، کدام قدرت ها هستند؟ و مگر ما جز عراق قدرتی را به زانو درآوردیم، که آن را هم به زانو در نیاوردیم، بلکه آخرش صلح کردیم، ما با کدام قدرتی درافتادیم که بزرگتر از آمریکا بود؟
البته، طبیعی است که ما ملت بزرگ و شجاعی هستیم و در یک زمان می توانیم ده تا هندوانه را با هم حمل کنیم، یکی که چیزی نیست.

سد سیوند را احمدی نژاد شخصا آبگیری می کند
ای مخالفان آبگیری سد سیوند! ای برادرانی که همه پتیشن ها را امضا کرده و در همه نظرسنجی ها شرکت کردید! آقای احمدی نژاد دارد شخصا سد سیوند را آبگیری می کند، لطفا اگر می خواهید« همه سر به سر تن به کشتن دهید» و یا « جان تان را فدای خاک پاک میهن کنید» لطفا در مراسم مربوطه شرکت نمائید. ضمنا من متوجه نشدم که منظور از اینکه احمدی نژاد شخصا گلاب به روی شما می خواهد « آبگیری» کند، آیا می خواهد همان کاری را که در دو سال گذشته در مملکت انجام داده، بکند، یا می خواهد یک بلای جدیدی سرمان بیاورد. اگر همان قبلی است که داداش! داروخونه ما نفت نداره، شما « آبگیری» بکن و برو! در همین راستا سد ملاصدرا هم که در همین دو سال ایجاد شده بود و اصلا در گذشته کسی در ساخت آن نقشی نداشت، افتتاح شد.
منفجر شد
در ادامه پیشرفت شیعیان در سراسر جهان، تروريست‌هاي وهابي، مسجد و حسينيه بزرگ امام مهدي(عج) در نزديك بغداد را با خاك يكسان كردند. شاهدان عيني اعلام كردند: تروريست‌ها با كار گذاشتن صدها كيلوگرم مواد منفجره در اين مسجد و حسينيه متعلق به شيعيان، آن را بطور كامل ويران كردند.

معلمان و دانشجویان و زنان
فعلا جز دانشجویان که دستگیر می شوند و معلمان که زندانی هستند و زنان که به دادگاه احضار شدند و رانندگان و کارگران که قرار است دادگاه بروند و کسانی که در داخل برای خارج جاسوسی می کنند و کسانی که بیماری ام اس دارند و بقیه ملت، مشکل خاصی وجود ندارد. علی اکبر باغانی، دبیر کانون صنفی معلمان، سر کلاس درس دستگیر شد. در حال حاضر تعدادی از معلمان زندانی هستند... یکی از معلمان گفت: « انگیزه کلی کانون فقط حقوق و مزایا نیست، بلکه وضع عمومی آموزش و پرورش و محتوای آموزشی است.» به همین دلیل تعدادی از معلمان از تدریس خودداری کردند و احتمالا مدارس نیز در روزهای آینده تا حدی تق و لق خواهد بود. از طرف دیگر، در مجلس طرح استیضاح فرشیدی به جریان افتاد. در مازندران هم اوضاع توپ توپ بود. 15 دانشجوی متحصن در یک یورش شبانه نیروهای ناشناس امام زمان دستگیر شده و نه نفر آنها امروز آزاد شدند. دبیر انجمن اسلامی دانشجویان بابلسر هم بازداشت شد. در تبریز هم هوای بهاری و خوبی بود، بطوری که دانشجویان دانشگاه تبریز به دستگیری در دانشگاه مازندران اعتراض کردند. در تهران هم همه چیز عالی پیش رفت، فقط یازده فعال زن به دادسرا و دادگاه انقلاب احضار شدند. قرار است دولت فکری برای دانش آموزان، ورزشکاران، باغبانان، استادان دانشگاه و فروشندگان چینی آلات بکند که از هفته دیگر آنها هم تحصن کنند و زندان بروند.

جو سونگ هوی از کره جنوبی
ماجرای تیراندازی در دانشگاه ویرجینیای غربی که باعث کشته شدن 32 نفر شد، تقریبا بزرگترین حادثه از نوع خودش بود. حمله کننده جو سونگ هوی، 23 ساله و تبعه کره جنوبی است. این ذلیل مرده یک استاد برجسته رشته مهندسی فضا را نیز به قتل رساند. لیبو لیبرسکو استاد رومانیایی تبار دانشگاه، 75 ساله و تبعه اسرائیل راه او را سد کرد تا تعداد بیشتری از دانشجویان خودشان را نجات دهند. این خبر از آمریکای جنایتکار که فعلا همه در مورد آن ابراز تاسف کرده اند.

انتخابات در ایران
من که پیشنهاد می کنم همه آدم بزرگ های اصلاح طلب و میانه رو و حتی چهره های پرطرفدار مردمی مثل کارگردانان مهم سینما و هنرمندان و ورزشکاران برای نمایندگی مجلس نامزد بشوند. خاتمی که تا چند روز دیگر برای دیدار پاپ خواهد رفت، به نظر من برود برای رای اولی تهران، فوقش یک سال بعد، استعفا می دهد و می آید برای ریاست جمهوری. اصلا نباید تیم ضعیف فرستاد. در یک جایی نوشته شده بود که « با محوریت خاتمی، هاشمی و کروبی، پل ائتلاف اصلاح طلبان زده می شود.» آگاهان پیش بینی می کنند که شورای نگهبان حتما وسط پل ائتلاف حتما یک پی پی حسابی می کند. از سوی دیگر بادامچیان هم که به تازگی در انتخابات تهران حال همه را گرفته بود و بین سه نفر نامزدهای اصلاح طلب و محافظه کار سوم شد، اعلام کرد: « اگر تکلیف شرعی باشد و دوستان بخواهند برای انتخابات مجلس کاندیدا می شوم.» آقا! جان مادرتان! هیچ کس به این اسدالله میرزای ما تکلیف شرعی نکند و دوستانش هم تا روز انتخابات تا او را می بینند به جای حرف زدن در مورد انتخابات، در مورد شعرنو و ستاره شناسی و سریال باغ مظفر حرف بزنند، که هیچ بهانه ای برای نامزد شدن پیدا نکند. گفتم انتخابات، فرانسه هم در بد وضعی گیر کرده است. اگر سارکوزی بیاید، فرانسوی ها و خارجی های این کشور دهان شان سرویس است و لوله می شوند، اگر سگولن رویال بیاید، فرانسه برای هفت سال وارد تونل عقب ماندگی وحشتناکی می شود که احتمالا باید برود جای ترکیه و یا بشود جزو کشورهای آفریقایی. اگر لوپن بیاید که حالی می کنیم، فکر کنم حسین درخشان بشود وزیر ارتباطات فرانسه و کنفرانس بعدی هولوکاست را این دفعه در تل آویو تشکیل دهد. راستی یکی به این درخشان بگوید به من زنگ بزند من در مورد قائمی و معینی اطلاعات دارم، حاضرم به او بدهم. گفتم درخشان، این خبر هم جالب بود. « دولت اسرائیل از یک اسرائیلی مظنون به جاسوسی برای ایران بازجویی می کند.»

دانه درشت ها
آقا! ما در همان سه ماهی که زندان عمومی بودیم، در سالن شش آموزشگاه، اتاقی بود که در آن تخته بازها حکومتی می کردند و بروبچه های باحالی هم در همانجا بودند. کلی با آنها رفیق بودیم و بخش وسیعی از واژه نامه زندان را با کمک آنها نوشتم. حالا بامزه است، وقتی می خواهند اسم مفسدین اقتصادی را معرفی کنند، اسم آنها را اعلام می کنند. وقتی می خواهند اسم غارتگران بیت المال را معرفی کنند، اسم همین ها را دوباره معرفی می کنند. وقتی می خواهند اسامی رشوه گیران نفتی را اعلام کنند، دوباره اسم همین هشت تا را اعلام می کنند. برادر نقدی که پس از گذراندن زندان ناموسی و طی مراحل مقتضی فعلا ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز را اداره می کند، دانه درشت ها را که همان رفقای خودمان باشند، معرفی کرد: قاسم ممتاز، علی مشهدی اسماعیل، پیمان محبی، احمدی زمردی، عباس تقی زاده، قاسم خاکی، محمدرضا حکمی، مهرداد قطان. کلی یادشان کردیم، انشاء الله همیشه دانه درشت باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 15:4  توسط ابراهیم نبوی  | 

لولی شنگول در شیراز


ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 28 فروردین 1386 [2007.04.17]


در راستای سفر دیروز رئیس جمهور محترم کشور به شهر شیراز و استقبال گسترده تلویزیونی و عکاسی مردم از ایشان و به مناسبت این روز فرخنده و مبارک و میمون و چی توز که قرار است در آن سد سیوند آبگیری شده و پاسارگاد را در راستای 300 و 400 و غیره نابود کنیم، حافظ شیرازی که هرگز تصور نمی کرد که شهر شیراز به چنین مصیبتی دچار آید، شعری سروده است که تفسیر بخشی از آن را تقدیم می کنیم:

خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه داراز زوالش
خوشا: چه خوب، چه باحال، تیریپ صفا، عالی، این اصطلاح قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد زیاد استفاده می شد.
شیراز: نام شهری با صفا که دیروز رئیس جمهور به آنجا سفر کرده است.
وضع بی مثال: در گذشته به معنی خیلی با حال بود، ولی در حال حاضر به معنی ضایع و ناجور نیز به کار می رود.
خداوندا: ای خداوند! ای خدا! معمولا وقتی دست آدم به هیچ جا بند نمی شود، از خداوند درخواست می کند که به او کمک کند. خداوند: آفریننده جهان، خالق هستی که معمولا از ایشان برای رفع کمبودهای دولت هم استفاده می شود.
زوال: نابودی، از بین رفتن، مثال: یک سد درست می کنیم و باعث نابودی یک اثر تاریخی که قرنها وجود داشت، می شود.

معنی: شیراز خیلی جای خوبی می باشد و وضع بی نظیری دارد و ای خدا، کاری کن که در اثر این رفت و آمدها و افتتاح سد و این چیزها از بین برود.
تفسیر: خدایا! عجب گیری کردیم، یک شهر تروتمیز داشتیم که فقط یک سد سیوند کم داشت که دچار زوال شود.

به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش
آی: بیا، تشریف بیار، بیا دیگه، « آی» به جای « آخ» و « اوف» در هنگام خوردن ضربه به کار می رود. « آی» در اینجا به نوعی دعوت کردن همراه با درد و فشار گفته شده است.
فیض روح قدسی: معادل همان « هاله نور» و « معجزه هزاره سوم» است.
بجوی: جستجو کن، بگرد، تعقیب و مراقبت کن، کار اطلاعاتی کن.
صاحب کمال: گروهی از نخبگان و فیلسوفان و روشنفکران که بعدا اعتراف می کنند که جاسوس دشمن بودند و از فریدام هاوس یا بودجه نجس هلندی استفاده می کردند.

معنی: اوی! ای آقوی هاله نور! لطفا به شیراز بیایید و همزمان با آمدن تان حتما سعی کنید که روی نخبگان این شهر کار اطلاعاتی مناسب انجام دهید، تا مشکل گرانی مسکن هم کمتر شود.

که نام قند مصری برد آن جا؟
که شیرینان ندادند انفعالش

قند مصری: همان شیرینی دانمارکی سابق است که در آن زمان به آن قند مصری می گفتند، اما بعد از اینکه کاریکاتوریست روزنامه الاهرام مصر تعدادی کاریکاتور موهن کشید، اسمش را عوض کردند و گذاشتند شیرینی دانمارکی. البته قند مصری در گذشته به کسانی که در ایران مردم از آنها بدشان می آمد، ولی در مصر قهرمان ملی این کشور بودند هم گفته می شد.
شیرینان: کسانی که خودشیرینی می کنند. مجموعه ای از طرفداران دولت که خیلی موجودات شیرینی هستند، در زمان حافظ مثل برادر یا خواهر « شاخ نبات» و در زمان حاضر مثل برادر زری بافان و خواهر شمسی پهلوون و غیره، معمولا این شیرینان کارشان این بود که یا هاله نور می دیدند یا احساس معجزه می کردند.
انفعال دادن: ترتیب دادن، حال طرف را گرفتن، پوز زدن، مخش را در فرقون تیلیت کردن، دهان سرویس کردن.

معنی: چه کسی از عناصر معلوم الحال طرفداری از کاریکاتوریست های موهن کرده بود که طرفداران دولت حالش را نگرفتند؟
توضیح تاریخی جغرافیایی: ظاهرا در آن زمان هم یک عده ای دور و بر شاه شجاع و بقیه حکام شهر بودند که هر کسی حرف می زد، خودشان را شیرین می کردند و پوز طرف را می زدند.

صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی؟ چون است حالش؟

صبا: یک باد خنک که رایحه خوش خدمت هم از آن احساس می شد. در گذشته نام یک خبرگزاری هم بود، مثل « ایرنا» و « ایسنا» و « ایلنا» که فقط خبرهای دولتی را می دادند و نام « صبا» به عنوان مخفف« صادرات باد ایران» یا موسسه ای که خبرها را در جهت باد صادر می کرد، آورده شده است.
لولی شنگول سرمست: همان « م.ش.نگ» خودمان است که در گذشته ظاهرا یک جوان شهرستانی بود که زیادی قاط می زد و دائما هم به دنبال دادن خبرخوش بود.
آگهی: خبر، تبلیغات ریاست جمهوری، اطلاعاتی که از طرف دولت به مطبوعات بدهند و چاپ کنند.

معنی: ای خبرگزاری عزیز! لطفا کلیه اخباری را که از سفر اخیر ریاست محترم و شنگول و م.ش.نگ( منتخب شورای نگهبان) کشور دارید، زودتر همراه با عکس و اطلاعات لحظه به لحظه و گزارش و غیره منتشر کنید.
تفسیر: اصولا دادن اخبار تبلیغاتی سفر انواع موجودات مشنگ به شهرستانها برای کاهش گرانی ها و مبارزه با استکبار جهانی و افزایش حقوق معلمان لازم است.

گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش

شیرین پسر: ناز پسر، مشنگ جان، خوشگل پسر، عزیز دل بابا، شیرین بابا، جیگر جان.
شیر مادر: نام نوعی شیر و پودر شیر که قبلا کارخانه بیسکویت مادر برای اطفال پخش می کرد و به جای شیرمادر همراه با سرلاک استفاده می شد.

معنی: در اینجا شاعر شدیدا بحران مالی و شغلی پیدا کرده و بکلی زده زیر همه چیز. فاطمه رجبی در همین رابطه گفت: « اگر صد بار هم از این تحفه الهی بگویم کم گفته ام.» الهی درد و بلای خودت و همه آشناهات بخوره توی سر من و بچه هام و شوهرم.

مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش

از خواب بیدار کردن: یکی از کارهایی که مردم زیاد دوست ندارند و شاعر هم در آن مورد هشدار داده است.
خلوت خوش: محلی که در آن رایحه خوش صادر و تصمیم خبر های خوش گرفته می شود.
خیال: برنامه هایی که قرار است در پنجاه سال آینده در مورد انرژی هسته ای و قله های علمی و غیره اجرا شود.

معنی: خدای عزیز! اینجانب دارم تصور می کنم که با دوستان شیرین داریم به قله های پیروزی و افتخار می رسیم، لطفا تا اطلاع ثانوی مرا از خواب بیدار نکن.
تفسیر روانشناختی: یکی از بهترین حالات برای آدمها آرمانگرایی که قصد مدیریت جهان را دارند، ولی بلد نیستند کفش و جوراب خودشان را مدیریت کنند، این است که در میان دوستان شهرستانی و خارجی مورد تشویق قرار بگیرند، اما مجبور نشوند از خواب بیدار شوند.
توضیح روانشناختی: این شعر نشان دهنده وجود سندرومی به نام سندروم استکهلم، ترکیبی از مالیخولیا و پارانویا و حالت مانیا دپرسیو در شاعر است.

چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش؟

هجر: دور شدن، فراق، فاصله افتادن با چشم انداز بیست ساله، از وضع مناسب دور شدن و تا گردن در جای بد گیر کردن.
ایام: دوران، روزگار، دوره، عهد. مثال در جمله: « در ایام احمدی نژاد پدرشان بیرون رفت و مادرشان ازدواج کرد و برای خواهرشان نامزد پیدا شد.»
وصال: نزدیک شدن، به هم رسیدن، رفتن بالای قله، چسبیدن، وصل شدن، مثل سریش آویزان شدن.

معنی: ای دوست عزیز! تو که می ترسیدی به این وضع گرفتار شوی، برای چی انتخابات را تحریم کردی و فرق احمدی نژاد و خاتمی را نفهمیدی؟
هشدار بهداشتی: موقع انتخابات بعدی مواظب باشید شصت پای تندروهای راست توی چشم رادیکال های چپ تان نرود که بعدا خودتان ا لعن و نفرین کنید که این چه غلطی بود کردیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:31  توسط ابراهیم نبوی  | 

اقتصاد، مذهب اعتراض
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 26 فروردین 1386 [2007.04.15]


در راستای اینکه آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور محبوب و خوش تیپ مملکت مان لطف فرموده و گفته است که: « بیاییم بر مبنای فرهنگ انتظار، اقتصاد اسلامی را تعریف کنیم.» و با عنایت به اینکه فرهنگ انتظار با چیزهایی مثل امداد غیبی و غیب و شهادت سروکار دارد، لذا ما تصمیم داریم اقتصاد مملکت اسلامی مان را براساس فرهنگ انتظار تعریف کنیم . لذا موارد زیر به عرض می رسد:

تولید صنعتی: در اقتصاد انتظار، تولید صنعتی نقش بسیار مهمی دارد. در این شیوه برای تولید اتومبیل سمند و پراید و پژو مدتی تلاش می کنیم تا خودروهای مورد نظر تولید شود، بعد آن را روشن می کنیم و بعد از خواندن دعای فرج منتظر می مانیم تا خودروی مورد نظر آتش بگیرد و غیب شود و بعد یک اتومبیل قدیمی که بر اساس اقتصاد انتظار ساخته نشده، می خریم و سوار آن می شویم.

کشاورزی: در اقتصاد کشاورزی انتظار، بعد از اینکه تصمیم گرفتیم کشاورزی کنیم، شش ماه منتظر می مانیم که رئیس جمهور سفرش به استان ما بیفتد، تا بعد از اینکه ما به همراه خانواده به استقبال ایشان رفتیم، اعتبارات استان را بدهند و بعد درخواست زمین می کنیم، و براساس اقتصاد انتظار، شش ماه منتظر می مانیم تا نوبت زمین مان بشود. در مرحله بعد باید سه ماه و ده روز منتظر بمانیم تا چاوز به ایران بیاید و به ما یک تراکتور بدهند. و بعد از این مرحله کشت گندم یا چغندر یا گوجه فرنگی را انجام می دهیم و منتظر می مانیم که ببینیم دولت امسال پول دارد محصول ما را بخرد یا اصولا دارد محصول کشاورزان بولیوی را می خرد.

صادرات: در صادرات اقتصاد انتظار، مهم ترین چیز این است که ما بتوانیم کالاهای خودمان را به کشوری صادر کنیم که مردمش منتظرند تا رئیس جمهور برای سفر به آنجا برود. بعد از اینکه انتظار سرآمد و رئیس جمهور به سفر رفت کالای مان را صادر می کنیم.

واردات: در واردات اقتصاد انتظار، مساله اصلی این است که از کشوری باید واردات کنیم که آن کشور در سازمان ملل به ما رای موافق داده و یا از برنامه انرژی هسته ای ایران حمایت کرده است. به همین دلیل سفارش مان را ابتدا برای خرید لوازم آرایشی از آلمان می دهیم، اما به دلیل به هم خوردن رابطه با آلمان، مجبور می شویم به جای لوازم آرایشی آلمانی، از هند که از انرژی هسته ای ایران به مدت 25 دقیقه حمایت کرده است، ادویه و کاری و عود و زردچوبه و فلفل و روغن مار وارد کنیم، در این مرحله باید دو روز انتظار بکشیم تا اعلام شود که هند هم با ایران رابطه اش به هم خورده و ما قرار است از مالزی به جای لوازم آرایش، ماشین حساب و دستگاه ویدئو و چراغ قوه زیرآبی وارد کنیم. یک ماهی هم برای این انتظار می کشیم، تا اینکه معلوم می شود رابطه ما با مالزی هم به هم خورده و قرار است از این پس با امارات رابطه برقرار کنیم، چون وزیر خارجه امارات حاضر شده با وزیرخارجه ایران یک عکس سه نفره( وسطی مترجم است) بگیرد. ما هم به جای لوازم آرایش آلمانی، سفارش دشداشه و عنبر و عطرعربی و چفیه و عقال می دهیم و ضمن خواندن دعای فرج، منتظر می مانیم، اما با سفر خانم رایس به منطقه، واردات از امارات منتفی شده و چون مذاکرات مسکو آغاز می شود، ما باید به جای لوازم آرایش مقداری موشک ضدتانک و نفربر زرهی و پوتین از روسیه وارد کنیم.

توسعه: در توسعه اقتصاد انتظار، ما باید به مردم بگوئیم که آمارپیشرفت و توسعه ما چقدر زیاد بوده است. اما چون این طور نبوده، اول آمارهای سالهای قبلی را با شیوه امداد غیبی غیب می کنیم، بعد به مردم قول می دهیم که براساس اقتصاد انتظار دو ماهی منتظر بمانند تا ما خبرخوش به آنها بدهیم و بعد از مدتی که خودمان در تلویزیون ظهور کردیم، اعلام می کنیم ایران از نظر محصول کشاورزی یک میلیون تن بیشتر از سال گذشته، تولید کرده است. مردم هم برای اینکه ببینند آمار سال گذشته چقدر بوده، به منابع آماری قبل مراجعه می کنند، اما می بینند که آمارهای قبلی دچار امداد غیبی شده است.

درآمدها: در اقتصاد انتظار درآمد موضوع بسیار مهمی است، چون اولا باید شش ماه منتظر بمانید تا حقوق تان را بدهند و اگر هم جلوی مجلس اعتراض کنید به عنوان عامل استکبار به زندان می روید، یا اینکه باید دعای فرج بخوانید که وقتی درآمدتان را توی کیف تان گذاشتید و برای خرید گوجه فرنگی به میدان تره بار پشت خانه سابق رئیس جمهور رفتید، غیب نشود. ضمنا همیشه باید منتظر بمانید تا رئیس جمهور یک سخنرانی بکند و قیمت نفت بر اثر معجزات دولت افزایش یابد تا حقوق شما را بدهند.

هزینه ها: در اقتصاد انتظار، بخش هزینه ها بسیار منظم و دقیق است. در این بخش، هزینه های کلیه کسانی که منتظر هستند تا پس از شش ماه حقوق شان پرداخت شود، کلیه کشورهایی که منتظر هستند تا شما اداره دنیا را در دست بگیرید، صندوق سرخ کمک های مالی به منتظران ظهور مارکس در اکوادور و نیکاراگوئه و ونزوئلا، هزینه سفر رئیس جمهور از کوهدشت و علی آباد کتول تا توگو و ماناگوآ، هزینه کمک مالی و تحقیقاتی علمی به یهودیان منکر هولوکاست، هزینه مسلمان شدن سنی های وهابی سابق، هزینه های مربوط به کنترل اینترنت، هزینه های مربوط به سخنرانی کردن و مصاحبه و حتی سرفه و عطسه رئیس جمهور، محاسبه شده و بخشی از آن از فروش نفت، بخش دیگر آن از ذخیره ارزی و بخش دیگر آن از طریق عدم پرداخت تهیه می شود.

انرژی: در اقتصاد انرژی انتظار، دولت مقدار زیادی نفت دارد که منتظر است تا قیمتش بالا برود، مقدار زیادی بنزین باید وارد کند که منتظر است که قیمت جهانی اش پائین بیاید تا قیمت داخلی اش را بالا ببرد، مقداری گاز دارد که منتظر است تا به دلیل عدم تزریق به موقع گاز به سفره مذکور، هدر برود. و منتظر است که شش سال دیگر اگر بتدریج 164 تا سانتریفیوژش( اگر جنگ جهانی اتفاق نیفتد و آمریکا و اروپا از بین بروند و همه چیز برخلاف واقعیات پیش برود) به 60 هزار تا برسد که مقدار کمی اورانیوم تولید کند و منتظر بماند که روشها بیایند و بوشهر را درست کنند تا ملت بعد از مدتها انتظار به حق مسلم شان برسند.

سفره: در اقتصاد سفره انتظار، قرار است که ملت اگر هر روز دعای فرج بخوانند و دولت ده سالی را برای انرژی هسته ای وقت صرف کند و بعد ده سال هم برای اصلاح آموزش و پرورش وقت بگذارد، احتمالا درآمد نفت را سر سفره مردم قرار بود ببرند که این وعده نیز دچار امداد غیبی شد و معلوم شد اصلا چنین وعده ای داده نشده است.

وام ازدواج: در اقتصاد انتظار وام ازدواج چیز بسیار مهمی است، چون بهتر است جوانان وقتی که حضرت ظهور می کنند حتما ازدواج کرده باشند، لذا این جوانان باید منتظر انتخابات بعدی بمانند که وقتی نفر بعدی رئیس جمهور شد، در همان دو سه ماهی که برای دست گرمی تعدادی وام ازدواج می دهند، وام شان را بگیرند، وگرنه باید تا زمان ظهور حضرت منتظر باشند.

بانک: در اقتصاد انتظار بانک های موضوع مهمی است، اولا یک سال باید منتظر ماند که معلوم شود ساعت کار بانک ها ساعتی است که دولت گفته، یا ساعتی که مجلس تصویب کرده، یا ساعتی که دبیر شورای نگهبان از خواب بیدار می شود، ثانیا باید دو سال منتظر ماند تا معلوم شود این بانک ها براساس اصل 44 به بخش خصوصی واگذار می شود و ثانیا باید انتظار بکشیم تا معلوم شود همه بانک های ایرانی جزو تحریم هستند، یا فقط همین نود درصد آنها جزو تحریم است.

نتیجه گیری اخلاقی: انتظار چیز بسیار خوبی است، بخصوص برای کسی که وقت زیاد دارد و کار اصلا ندارد و از همه انتظار دارد و دوست ندارد کسی از او انتظار داشته باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 16:52  توسط ابراهیم نبوی  | 

یک مصاحبه با 73 زر نویس
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 23 فروردین 1386 [2007.04.12]


در راستای اینکه مرحوم علامه طباطبایی یک جلد کتاب به نام « اصول فلسفه و روش رئالیسم» نوشتند که استاد مطهری در پنج جلد آن را توضیح دادند، مصاحبه اخیر استاد حسنی با نشریه چلچراغ حاوی نکات پیچیده ای بود که از ایشان خواستیم با زیرنویس های خودشان ابهامات را روشن کنند. لذا با اجازه از استاد و نشریه چلچراغ این نوشته تقدیم می شود به ستاره شهیر شرق استاد حسنی.

من به استقبال اون نرفتم
آقاي خاتمي(1) دوبار به آذربايجان غربي آمدند و هر دو بار من به استقبالش(2) نرفتم که اين کار من هم دليل داشت و آن زمان در خطبه ها هم گفتم و روزنامه ها نيز نوشتند. خطبه هاي نماز جمعه و حرف هايم را در دو جلد کتاب(3) منتشر کردند که به چاپ هشتم (4)هم رسيد. البته يک سوم نوشته هاي اين کتاب حرف هاي من است و بقيه را نمي دانم از کجا درآورده اند(5) و نوشته اند. علت اصلي اينکه به استقبال خاتمي نرفتم اين بود که ايشان فقط از آزادي(6) حرف مي زد. آزادي مورد نظر اين آقايان را شاه(7) نيز مي گفت، امام هم از آزادي مي گفت. منظور امام هم از آزادي، رهايي از قيد طاغوت(8) بود که خوشبختانه به اين آزادي معنوي(9) رسيديم، الان که جمهوري اسلامي برقرار شده من نمي فهمم چرا خاتمي اين قدر از آزادي دم مي زند.

زرنویس قسمت اول:
1) آقای خاتمی چهار تا بود که یکی از اون ها برادرش بود که اون هم آقا نبود و فقط خاتمی بود. یکی هم احمد یا محمود بود که امام جمعه موقت تهران بود که انقلابی بود و من از اون خوشم اومد، چون با اون خیلی دعوا کرد و سوم پدرش بود که آدم محترمی بود و خودش نبود و چهارمی همون دوم خرداد بود که این به ارومیه آمد و من به استقبال اون نرفتم.
2) استقبال همین طوری نیست که آدم بره جلوی یک نفر فرودگاه یا حتی میدان، بلکه باید اهمیت داشته باشه و آدم حساب بکنه که بکنم یا نکنم.
3) یکی جلدش قرمز بود و یکی زرد که من گفتم قرمز چاپ نکن مثل زن ها، ولی اون چاپخانه چی گوش نکرد و بعدا دیدم.
4) چون هر کتاب وقتی تمام می شود آن را دوباره چاپ می کنند، چون در مغازه پیدا نمی شود و می گه نداریم، و من می گم اگر یک کتاب را می خوانی بده یک نفر دیگر هم بخواند که اسراف نشه و این برای کتاب منحرف نیست که اگر آدم خواند باید آن را در صندوق خانه قایم بکند که بچه برنداره بخونه فاسد و منحرف کننده بشه.
5) من که حساب کردم یک سوم کتاب از نوشته من بود، یک دوم کتاب چیزهایی بود که من قبول داشتم، یک سوم دیگر آن را هم اصلا قبول نداشتم و نمی دانم از کجا آورد و نصف دیگر کتاب یک چیزهایی بود که روزنامه چپی خودش اضافه کرد که من ناراحت نشدم و فقط گفتم اگر تو آدم بودی این کار را نمی کردی.
6) تو که می گی آزادی، اگر حیوانات را هم آزاد بگذاری که برداره شاخ بزنه یک گاو، این درسته؟ و آزادی به قول حافظ که گفت بنی آدم اعضای یک گوهرند باید یک آزادی الهی باشه نه غربی که غربی ها بخصوص آمریکا می گه که آزاد باش و توطئه کن و تفرقه هم بینداز که ما البته با سنی ها فرق داریم.
7) منظور شاه ملعون بود که من با آن مبارزات زیادی کردم و بعضی از ملاهای درباری از اون پول می گرفت که اگر من این را بگم تو نمی نویسی، پس تو هم آزاد نیستی ای دروغگو!
8) طاغوت اول انقلاب و زمان بنی صدر بود که به هرکسی که طغیان کند می گویند که مثل رودخانه که طغیان می کند و تمام چغندر و سیب زمینی را از ریشه در می آورد و از قبیل هویدا و چند نفر دیگر که خیلی از آنها بهائی بودند که من با انجمن حجتیه هم مخالفم.
9) معنوی خیلی چیز خوبی است که آدم باید در زندگی داشته باشد، وگرنه چه فرقی می کند با حیوان و من هرچی فکر می کنم نمی شه بگی چطوری هست، چون خیلی در مغز آدم هست و چیزهایی که در مغز آدم هست آدم نمی تونه در زرنویس هم بگه، چه برسه به چیزهای دیگر.

اگر صد میلیون رای هم آورد، فایده نداره
برخي مي گويند خاتمي 20 ميليون راي آورد اما من مي گويم اگر حتي صد ميليون(10) راي نيز مي آورد... هيچ ارزشي نداشت. اگر منظور خاتمي از آزادي همان چيزي است که مورد نظر امام خميني بود که به آن رسيده ايم و ديگر لزومي ندارد(11) بگوييم آزادي مي خواهيم، منظور اينها از آزادي همان چيزي است که مورد نظر شاه بود. من همه اينها را مي گفتم اما روزنامه ها تحريف(12) مي کردند و حقايق(13) را نمي گفتند. بشکند قلم هايي که اين حرف ها را نمي نوشت(14)... من در خطبه ها گفتم که اگر خاتمي وزير ارشاد(15) را عزل نکند به استقبالش نمي روم. خاتمي عزل نکرد من هم نرفتم، حرف مرد يکي است(16)... نتيجه آزادي که هشت سال در دوران خاتمي گفته شد، اين بود که الان خانم ها با اين وضع(17) به خيابان ها مي آيند. آيا اين آزادي است يا هرزه گري. اصلاح طلبان(18) همين بي بند و باري و هرزگي را مي خواستند و متاسفانه الان(19) هم ما نمي توانيم جلوي اينها را بگيريم. چون من هشت سال عليه دولت خاتمي حرف مي زدم. من هشت سال گفتم که ما بنده خدا هستيم و آزادي نمي خواهيم(20)، اما الان ديگر نمي گويم چون احمدي نژاد از آزادي حرف نمي زند و بيشتر دنبال عدالت(21) است.

زرنویس قسمت دوم
10) مثلا این احمدی نژاد که بیست میلیون رای نیاورد چی شد؟ حالا صد میلیون بیاره، اگر اون صد میلیون آدم فاسد باشه ارزش نداره و نباید رای اون را حساب کند.
11) من کی گفتم لزومی ندارد که تو این را نوشتی؟ من گفتم چه فایده؟ و تو این چیزها را می نویسی که مردم نمی فهمند که من گفتم و فکر می کنند من از روی دست یک نفر دیگر می نویسم که این کار را بچه ها در مدرسه می کنند که تقلب حرام است، نه در نظام شاهنشاهی که ظلم بود.
12) تحریف نکن حرف آدم را ای ضدانقلاب!
13) حقایق بر وزن قایق جمع حقیقت است که حقایق یعنی چیزهای درست و خوب مثل کشاورزی و نماز و جنگ با کفار و جهاد و اسلام و مبارزه با قلدرهایی مانند استالین و اسماعیل آقا سیمیتقو.
14) من خیلی فکر کردم روی این جمله خودم و دیدم که حتما آن قلم ها شکسته بود که این ها را نمی نوشت، چون اگر نشکسته بود که می نوشت.
15) وزیر ارشاد اون عطا بود که وقتی بچه بود شیر خر خورد و می خواست رئیس جمهور بشود و اینقدر غرور و نفس اماره داشت که الحمدالله رفت انگلیس پیش بی بی سی و اون ملوان ها که یکی از آنها یک بچه هم داشت و سیگار می کشید، ای بی شعور! تو بچه داری! زن هستی، سیگار! خاک برسرت و رفت اون جا گفت که این ها می خواست به من کار بکنه، هیچ کس اینجا به شما کار نمی کنه، چون زنای محصنه بود، مگر در یک حالت که اون را من نمی گم بخاطر سوء استفاده.
16) البته خیلی ها نامرد هستند و من با اون ها مخالفم و اسم اون ها را اینجا نمی برم، مگر اینکه هماهنگی بکنم، و بعضی زن ها هم مثل خانم غلامحسین الهام هست که حرف اون زن یکی بود و خیلی حرف های جالب در نامه نوشت که پدرش و برادرش با اون دعوا کرد ولی اگر زن من بود توی دهنش می زدم ولی چون زن اون بود، توی دهن اون نمی زنم.
17) و من چند زن را دیدم به چشم خودم که لباس اون هم تنگ بود هم کوتاه بود هم نازک و خودش هم چاق بود هم دراز هم تحریک کننده، تو به این می گی آزادی؟ ای مرگ بر این آزادی!
18) این اصلاح طلبان همان دوم خرداد بود که کمونیست و چپی و بی دین بود، از قبیل قنبر و ملانوری و قاجاری و حجاریان که اون را ترور کردند و الآن یواش حرف می زنه.
19) در این مورد توضیح خاصی نمی خواستم بدهم.
20) اگر کسی بنده خدا باشد، دیگر آزادی را می خواهد چکار کند، چون خدا به او گفت که چکار کن و اینترنت نرو و سینمای بد نرو و روزنامه منحرف نخوان، پس خیلی بی معنی بود، پس آزادی برای کمونیست و منافق و شیرین عبادی بود که تو مثلا عبادی هستی؟ اون جایزه آلبرت نوبل بخوره توی سرت!
21) من با احمدی نژاد موافقم، ولی نه اینکه گرانی باشد، البته تورم مهم نیست، چون معلوم نمی شه، ولی گران نشود چون مردم بدبخت بیچاره پس چی کار کنه، ولی اگر جنس را از کشاورز گران بخرد و به خودش ارزان بفروشه این درست بود که احمدی نژاد این طور بود و انرژی هسته ای را هم که علامت آن مثل فرفره بود برای ما درست کرد که من نمی دونم 3000 تا بود یا 164 تا، ولی هر چند تا بیشتر بهتر و اسم اون هم که می چرخه خیلی سخت بود و من یاد نگرفتم.

آنها در هرزه گردی آزاد هستند
من رئيس(22) ستاد امر به معروف و نهي از منکر استان هستم اما اصلا از وضع موجود(23) امر به معروف رضايت ندارم. با تذکر لساني(24) نمي توان کاري از پيش برد. آنها در هرزه گري آزاد هستند، اما ما آزادي نداريم(25) با آنها برخورد کنيم. اگر برخورد کنيم مي گويند گروه فشار(26) هستند و خشونت طلب(27). بسياري از زنان در حال حاضر حجاب اسلامي ندارند. در اسلام حجاب تعريف خاصي(28) دارد. برخي ها فکر مي کنند با گفتن آزادي مي توانند هرزگي و بي بند و باري را مجددا به ايران بياورند که متاسفانه اين طور هم شد(29). برخي مردان هم مثل خود شما(30) ريش شان را مي زنند. کساني که ريش خود را مي زنند از يزيديان هستند، شاه هم ريشش را با تيغ مي زد.

زرنویس قسمت سوم
22) البته من در مقابل رهبری و شهدا هیچ کسی نیستم و خدا نکند که غرور و خودپسندی بر من غالب شود که هر کس گفت من این شیطان است.( این را امام در مورد بنی صدر گفت که مثل زنهای ضعیف با روسری فرار کرد.)
23) وضع موجود یعنی همین الآن که البته دیگر دوم خرداد نیست، ولی پس چرا درست نشد من نمی دانم و این بخاطر اون ماهواره بود که من حوصله ندارم آن را نگاه کنم، بخاطر کشاورزی.
24) از قبیل بی شعور حجابت را درست کن و ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است، ارزانده
ترین لباس برای زن چادر است.
25) پس دیدید گفتم حتی ما هم آزاد نیستیم، چون غیر از خداوند کسی آزاد نیست، مگر کفار و منافقین که آنها هم آزاد نیستند.
26) چطور شد که وقتی شما فشار از پائین و چانه زنی از بالا کردید اشکالی نداشت، و گروه فشار نبودید، ولی اگر کسی لسانا و بطور ملین به آنها بگویند زنیکه بی شعور حجابت را درست کم فشار هستیم؟ پس تو هم دروغ می گویی.
27) خشونت طلبی البته در بعض موارد که اختلاف پیش می آید، مثلا بین پدر و مادر و بچه ها و همسایه و جنگ و سوسول و بدحجاب لازم است، چون گوش نمی کند.
28) بهترین نوع حجاب برای زن چادر است که باید دولت جنس مناسب و ارزان را وارد و اگر تولید کند بهتر است، که ما از چین و انگلیس وارد نکنیم بلکه به اون صادر کنیم.
29) البته دشمن توطئه های زیادی علیه انقلاب کرد که سربازان گمنام اسلام از قبیل برادر حسینی و برادر صالح از آن خبردار شدند و به موقع به ما خبر دادند که ما هم تلاش کردیم جلوی آنها را بگیریم و این ملت غیور جلوی دشمن ایستاد، ولی هیچ فایده ای نداشت، چون آخرش همانطور شد.
30) اگر دفعه بعد ریشت را بزنی مصاحبه را مثل قطعنامه امنیت که رئیس جمهور گفت کاغذ پاره است پاره می کنم می زنم توی سرت و به این اصغر هم می گویم تو را راه ندهد. فهمیدی؟

شما هم جرات ندارید چاپ کنید
شما هم جرات نداريد حرف هايم را کامل(31) چاپ کنيد، چون اگر کامل چاپ کنيد روزنامه تان را مي بندند و شما به زندان مي رويد ... برای همین نمي گويم. چون مي دانم چاپ نمي کنيد. من از روحانيون درباري خواهم گفت و شما هم نمي نويسيد و چاپ نمي کنيد. من روزنامه هم می خوانم، بخصوص کیهان(32) و اطلاعات و برخي از دوستان روزنامه هايي که بر عليه من(33) مي نوشتند را برايم مي آوردند، مخصوصا روزنامه اي که فک مدير مسئولش (صبح امروز) را قراضه کردند(34) را بيشتر برايم مي آوردند. و چند وقت پيش يک کامپيوتر(35) خريدم و مي خواستم کار کردن با اينترنت(36) را ياد بگيرم که متاسفانه ياد نگرفتم. فکر نکنيد که کودن(37) هستم و ياد نگرفتم بلکه فرصت نداشتم، اما علاقه دارم ياد بگيرم(38). و اگر ياد بگيرم حتما اي ميل(39) براي خودم درست مي کنم. ولی حوصله و فرصت ماهواره نگاه کردن را ندارم.

زرنویس قسمت چهارم
31) من با سانسور موافقم، چون جلوی فساد جوانها را می گیرد، ولی نه این که من.
32) من کیهان را می خوانم چون در صفحه دوم آن اخبار محرمانه را به صورت ریز چاپ می کند و در جریان می گذارد و بعضی تحلیل هایی که می کند از جمله آقای شریعتمداری خیلی جالب و مهم است که من هر وقت می خواهم ببینم کسی را می گیرند یا نه این را می خوانم. و چند شماره از کیهان را هم در خانه دارم و با جدول هم مخالفم چون وقت آدم را می گیرد بخاطر کشاورزی.
33) من خیلی آنهایی را که علیه من می نوشتند مطالعه کردم و متوجه نشدم منظور آنها چیست، چون آنها هم همان چیزهایی را که من گفتم گفت.
34) شخصی به نام سعید عسگر اون را ترور کرد که من چند بار تلفن زدم تهران ببینم مرد یا زنده است و حالا از اون عسگر خبر ندارم ولی این اون روز یک چیز گفت که ما در صلح مسلح هستیم، ای حجاریان! اگر صلح هستیم پس چرا مسلح، اگر هم مسلح هستیم باید با دشمن بجنگی، پس معلوم شد تو هم منافق بودی.
35) به قیمت یک میلیون و صد و بیست هزار تومان با تلویزیون بزرگ و چند متر سیم که تا آن اتاق هم می رسد.
36) البته من اینترنت را از دوم خرداد هم بدتر می دانم و حتی از روزنامه چپی کمونیست، چون روزنامه دفترش معلوم است، ولی اینترنت دفترش معلوم نیست.
37) نمره ریاضی و فیزیک من در دبیرستان خوب نبود، ولی در سایر دروس تک ماده نشدم. بلکه بخاطر مخالفت است، چون کار بی فایده است.
38) خداوند فرمود اطلب العلم ولوا بالصین، یعنی دنبال علم برو حتی اگر در چین باشد، و انسان تا موقع مرگ هم باید تلاش کند، حتی اگر موقع مرگ به چین هم رفته باشد، که البته من خیلی فکر کردم که پس مسلمانان چینی برای یادگرفتن علم کجا می روند؟ و این هم نشان می دهد که انسان آزاد نیست، پس تو هم دروغ می گوئی.
39) ای میل یک چیز کامپیوتری است که آنرا باز می کنند و برای هم می فرستند و من هنوز یاد نگرفتم. و اسم رمز هم دارد که من می خواهم اسم رهبر انقلاب را بگذارم که یادم نرود.

وقتی به اروپای خائن رفته بودم
من براي درمان(40) به اروپا رفته بودم و فرصت نکردم در شهرها بگردم. پزشکان اروپا(41) به من خيانت کردند. قرار بود 48 ساعت در يک بيمارستان بستري شوم. بيمارستان هزينه 48 ساعت را از من گرفت اما پس از 22 ساعت مرخصم(42) کردند. آنها 26 ساعت به من بدهکارند(43). وقتي پزشکان که بايد امين مردم باشند خيانت مي کنند، واي به حال بقيه مردم اروپا. کساني که شب و روزشان با سگ هايشان(44) سپري مي شود بهتر از اين نخواهند بود. دانشجوياني که زير نظر پزشکان خائن تربيت مي شوند معلوم است که چه آينده اي دارند. البته انسان هاي خوبي هم در اروپا زندگي مي کنند(45) که متاسفانه تعدادشان کم است. به نظر من سه نوع زندگي در آنجا وجود دارد: زندگي انساني، حيواني(46) و سگي. آنها (47)مي گويند صنعت، انرژي هسته اي و پيشرفت براي ايراني ها حرام است. خداوند در قرآن به مسلمانان دستور مي دهد تا به بالاترين قدرت برسند، بالاترين قدرت انرژي اتمي(48) است.

زرنویس قسمت چهارم
40) چون آن جای من خیلی درد می گرفت و دست می زدم زق زق می کرد.
41) اروپا از قبیل انگلیس و فرانسه و آلمان و سوئیس که بیشتر ساعت می سازد و هلند که گاوهای آن بسیار پهن هستند. و در سالهای اخیر مرزهای آن را برداشته و خیلی خرتوخر است.
42) در حالی که ما در ایران به یک دکتر که می رویم و می گوید دو روزه خوب می شوی، ولی پنج روز طول می کشد و آخرش هم من بمیرم تو بمیری و هرچه بدهیم نگاه نمی کند، می گوید خدا برکت بدهد که این بخاطر الهی بودن و آن اروپا بخاطر حیوانی بودن و بی دینی.
43) و اگر آنها آدم بودند هیچ وقت امانت در خیانت نمی کردند که کم فروشی کند و چیزی را بگوید و دبه کند آخرش آن هم به زبان خارجی، وگرنه اگر در شهر خودمان بود مجبورش می کردم تا ساعت آخر آن 48 ساعت مرا در بیمارستان نگه دارد، نه اینکه کار آدم را زود راه بیندازد و مرخص کند، ای پزشک خائن! تو مثلا قسم خوردی؟ بله، ولی قسم دروغ!
44) در آنجا با سگهای شان جوری رفتار می کنند که ما با بچه های مان نمی کنیم و اگر بچه من در خیابان بخواهد ادرار کند، توی سرش می زنم که شش دور بچرخد بخورد به دیوار و چسب زخم هم نمی دهم اولش که بزند روی آن.
45) از قبیل محمود آقا و حاج آقا طالبی و حاج آقا معیری و راننده سفارت و نگهبان سفارت که مراکشی بود و چند نفر دیگر که از دور دیدم.
46) حیوانی یک چیز مهم است که یعنی انسان از خودش غافل شده باشد، که خدا نکند آدم به آن روز بیفتد، چون انسان باید دائما به یاد خداوند باشد، پس این هم یک دلیل که انسان آزاد نیست.
47) از قبیل بلر و شیراک و سولانا و اسم آن زن را هم نمی برم، آدم نیست که توهین کرد.
48) انرژی اتمی به امید خدا از همین پریروز وارد مرحله صنعتی شد که البته من پیشنهاد می کنم اگر وارد مرحله کشاورزی شود بهتر است، ولی رئیس جمهور عزیز ما که در دنیا همه او را شناخته و دائم عکس او را پخش می کنند آن را درست کرد و از این به بعد هم می توانیم تا نصف شب همه چراغها راروشن بگذاریم و هم بمب اتمی داریم که دنیا به ما نمی تواند زور بگوید که قبل از آن هم نمی توانست ولی در خیال واهی خود بود.

سازمان ملل را سگ بوش اداره می کند
قوانين و دستورات اسلام مهم تر از قوانين بين المللي(49) است. جرج بوش مي گويد قوانين هم به من وحي(50) مي شود و هم به سگم. يعني هيچ تفاوتي بين فکر جرج بوش و سگش وجود ندارد. سازمان ملل هم زيرنظر افکار سگي بوش اداره مي شود. ما تابع دستورات قرآن هستيم نه جرج بوش که افکارش با افکار(51) سگش يکي است. جمعيت مسلمانان جهان نزديک به دو ميليارد نفر(52) است. اگر همه مسلمانان متحد شوند(53) هر کاري مي توانند بکنند. آمريکايي ها حضرت عيسي (ع) را فرزند خدا(54) مي دانند، اما حضرت عيسي (ع) يک پيامبر الهي است ...

زرنویس های بخش پنجم
49) قوانین بین المللی مثل کاغذپاره هایی است که روی آب می رود، ولی قوانین اسلام را هیچ کس حق ندارد پاره کند و اگر کنده شود هم باید آنرا بوسید و لب تاقچه گذاشت، نه زمین.
50) غلط کرد گفت.
51) افکار جمع فکر است و اگر آدم به خدا فکر نکند، افکارش چه فرقی با سگش دارد، آن هم سگ بوش که مثل خود او می ماند و همین بوش بود که به عراق تجاوز کرد که البته من با نصف آن موافق بودم و با نصف دیگر مخالف.
52) یک میلیارد و دویست و خورده ای که اگر درست حساب کنی قریب دو میلیارد می شود.
53) که من بعید می دانم این طور بشود، چون انگلیس از طریق اسلام آمریکایی نمی گذارد.
54) لم یلد و لم یولد... این حرف خداست، یعنی خدا بچه دار نمی شود، بیخودی هم اصرار نکن.

ما از قرآن دست برنمی داریم، بفهم!
اگر بخواهيم از اهداف مان صرف نظر کنيم بايد دست از اسلام و قرآن برداريم(55). فشارها هيچ نتيجه اي نخواهد داشت. هفتاد ميليون ايراني بايد آماده مبارزه با کفر باشند(56). هرکس هم که آمادگي دفاع از دين ندارد بايد از ايران برود. کشورهاي اروپايي مي خواهند شاه(57) و فرح به ايران بيايند. مي خواهند هرزه گري و شراب خواري را گسترش دهند. در هشت سال شوم اصلاحات(58) به اسلام و دين ضربه زدند. اين آزادي خيلي مرگبار بود. اين اصلاح طلبان نمي خواهند حسني ها(59) در مملکت تربيت شوند.

زر نویس های بخش ششم
55) ما هیچ وقت از اسلام و قرآن دست برنمی داریم، مگر اینکه این دوم خردادی و نوری و قنبر دوباره نفوذ و انگلیس و آمریکا به ما تجاوز کند.
56) البته هفتاد میلیون چند میلیون کم زیاد فرقی نمی کند، اصلش این است که باید با کفر مبارزه کنیم، حالا چه هفتاد میلیون چه هفتاد و پنج یا دو یا چند.
57) غلط کرد گفت شاه را می خواهد بیاورد، چون شاه چند سال پیش مرد، البته من خودم گفتم، ولی من هم تحت الشعار اروپا قرار گرفته بودم.
58) دوم خرداد منظورم هست.
59) اگر در این مملکت حسنی ها تربیت شود، آن وقت مشکلات این مملکت حل می شود، دیگر نه فرار مغزها داریم و نه کارگر از افغانستان می آید و نه مشکل کشاورزی

آفت به مزرعه حمله کرد
امسال يک نوع آفت(60) به زمين هايمان حمله کرده است و ديگر نمي توانيم سال آينده گندم بکاريم. سال آينده شايد چغندر بکاريم. من حدود 40 تا 50 هکتار زمین دارم. البته من با صنعتي که در اختيار کشاورزي باشد، موافقم. خوشبختانه کارخانه هاي توليد آبميوه و کنستانتره(61) زياد شده است. به نظرم مديريت کشاورزي در کشور بسيار ضعيف است، چراکه نمي تواند محصولات کشاورزان(62) را در بازارهاي جهاني عرضه کند. هر کشوري که زمين و آب داشته باشد و مردمش بيکار باشند، آن مردم بي عرضه هستند. اگر از رحمت خدا دور شويم به لعنتش گرفتار مي شويم. طرحي داده بودم و پيشنهاد کردم که در کويرها(63) کشاورزي شود، اما نمي دانم چرا اين طرح اجرا نشد و من دلسرد شدم. در ايران بين 80 تا 120 ميليون هکتار کوير وجود دارد و درياي خزر و خليج فارس دو منبع(64) سرشار آب ايران هستند. ولي ما نتوانستيم از اين آب ها استفاده کنيم. به رئيس جمهور پيشنهاد دادم بخشي از کويرها را به کشاورزان بدهند، خود من حاضرم اولين نفري باشم که پشت تراکتور(65) بنشينم و کوير را شخم بزنم. بايد آب کشاورزي در کوير را هم از درياي خزر و خليج فارس با لوله کشي و احداث کانال به کوير پمپاژ(66) کنيم. بايد به هر بيکار يک تراکتور بدهيم و برايش در کوير ايجاد اشتغال کنيم. همه بيکاران به دنبال اين هستند تا پشت ميز اداره بنشينند. بايد پشت تراکتور نشست و نه پشت ميز(67). متاسفانه ايراني ها در توليد تنبل هستند. به نظر من دوسوم اداره ها در کشور اضافي هستند و بايد تعطيل شوند. برخي فکر مي کنند که پشت ميز اداره نشستن شغل است، در حالي که اين خودش يک نوع بيکاري است. بايد کارمندان اضافي(68) ادارات را براي توليد و کشاورزي به نوبت به کويرها بفرستيم. ... نمي دانم چه محصولي در کوير به عمل مي آيد. بايد خاک کوير را آزمايش کرد و دانشمندان(69) بگويند که در کوير چه چيزي مي توان کاشت. اگر بگويند گندم يا نخود، بايد بکاريم. اگر هم بگويند درخت سيب مي توان کاشت و بايد اين کار را بکنيم. بالاخره کوير هم از خاک است و هرجا خاک باشد بايد توليد کشاورزي هم باشد. در توليد گندم به خودکفايي رسيديم، بايد در توليد تخم مرغ ، برنج، حبوبات و... نيز به خودکفايي برسيم. گندم و نخود کاشتن عبادت است. متاسفانه نژاد ايراني براي توليد به خود زحمت نمي دهد..... من ... کوير را تا به حال نديده ام. اما چون کوير از خاک(70) است مي توان در آنجا کشاورزي کرد. .... يک بار گفتم که بايد کشاورزي و توليد کنند تا بيکار نباشند. خواهران و برادراني که نمي توانند استخدام شوند بايد کشاورزي کنند. خوشبختانه دولت احمدي نژاد هم وام به طرح هاي زودبازده مي دهد، جوانان بايد وام بگيرند و توليد کنند..... امسال 30 ميليون تومان گندم فروختيم، که 15 ميليون به دو پسرم که در زمين ها کار مي کنند، رسيد و 15 ميليون هم خودم برداشتم. البته حدود 10 ميليون تومان هزينه توليد گندم ها شده بود. .... من قبل از امام جمعه بودن کشاورز بودم(71) و الان هم هستم.... من اگر مي دانستم که پس از اين همه حرف زدن جامعه به اين وضع دچار مي شود هيچ وقت اين حرف ها را نمي زدم(72). و حقوق امام جمعه هم دقيقا نمي دانم اما فکر مي کنم چهل هزار تومان باشد. و در مورد آثار باستاني هم بگویم که دو نوع هستند. آنهايي که در خدمت اسلام هستند(73) بايد حفظ شوند و بقيه بايد تخريب و نابود شوند.

زرنویس های بخش هفتم
60) آفت یک چیز کوچک می باشد که به محصول حمله و آن را از زیر خراب می کند و هر کسی که از زیر خراب شد، حالا برو روی آن مرمر درست کن، زیرش خراب شده چه فایده؟!
61) کنسانتره یک کلمه خارجی کشاورزی است که خیلی مهم است، پس ما هم می فهمیم، اینطور نیست که شما چند کلاس سواد داری فقط بفهمی، خاک برسرت!
62) از قبیل نخود و لوبیا و سیب زمینی و عدس و گوجه فرنگی، چون پنیر و کشک محصولات کشاورزی نیست، جزو لبنیات.
63) کویر یک جای دراز و پهن است که هیچ چیز در آن نیست، فقط گاهی یک پمپ بنزین یا یک شهر کوچک و یا مال مخابرات.
64) منبع دو تاست، یکی مثل یشکه بلکه بزرگتر برای آب شهر، یکی هم که علمی است یعنی محل چیزهای مهم، مثلا منبع نیرو مثل شهرستان. جمع آن منابع است که می شود چند بشکه بلکه بزرگتر.
65) تراکتور امروز از همه چیز مهم تر است، چون برای کشاورزی لازم است و ایران و چاوز که مثل ویکتور هوگو است 400 تا درست کردند و من ناراحت شدم که این 5 بار مسافرت رفت و کنار زن بی حجاب ایستاد و من چیزی نگفتم بخاطر 400 تراکتور، حتی تراکتور هم ارزش بی حجابی ندارد، چون خداوند در قرآن چند بار گفته است، بخوان.
66) پمپاژ هم مثل کنسانتره خارجی است، ولی در این با فشار بیرون می ریزد.
67) پشت میز نشستن ای جوان! خیانت است به این مملکت، اگر به فرزندان خودت فکر کنی، وگرنه من که فرزندانم بزرگ شده اند، من بخاطر خودت می گویم، اگر نمی فهمی چه فایده یک ساعت حرف بزنم یا حتی بیشتر.
68) در اکثر ادارات که من رفتم کارمندان اضافه بودند و همه یا پشت میز بودند یا توی اداره یا بیرون.
69) دانشمندان اتمی اخیرا خدمت های بزرگی کردند، ولی خیلی از آنها در آمریکا خیانت کردند که انیشتین بمب اتم را انداخت به ژاپن و یا دیگران که به آنها اشاره نمی کنم.
70) کویر از خاک است، در حالی که پارک ها از چمن و خیابان از آسفالت است و بخاطر همین من یک طرح دادم که چون خاک دارد در آن کشاورزی کنیم.
71) کشاورزی یک شغل مقدس است که شغل انبیاء بوده که البته حضرت عیسی نجار و بقیه هم مشاغل دیگر داشتند، ولی حتی یکی هم کارمند نبودند.
72) چون آنها مرا برعکس می کردند طوری که خودم هم نمی فهمیدم که این حسنی است یا روزنامه چپی کمونیستی و من خیلی ناراحت نشدم، چون فایده نداشت.
73) اینجا چیزی نمی خواستم بنویسم، فقط می خواستم بگویم که تمام شد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:0  توسط ابراهیم نبوی  | 

در سال 1385 اتفاق افتاد( قسمت دوازدهم و آخرین قسمت)
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 23 فروردین 1386 [2007.04.12]


در آخرین قسمت این مرور خبرهای اسفند سال 1385 را می خوانید؛ چرا احمدی نژاد گفت: « دولت امروز در شش جبهه در حال جنگ است»؟ نیروگاه بوشهر متوقف شد. مهلت دوماهه قطعنامه 1737 شورای امنیت تمام شد. احمدی نژاد گفت: قطار هسته ای ایران دنده عقب ندارد و ترمز این قطار را دور انداختیم. اهانت به پیامبر در آموزش و پرورش ایران. شهرام جزایری فرار کرد و دستگیر شد. حاج منصور ارضی رو در روی هاشمی و منتظری. رئیس جمهور به عربستان سعودی رفت و مورد توجه قرار نگرفت و دق کرد. سخنرانی گنجی در شورای خارجی آمریکا. دستگیری همه فعالان زن ایرانی قبل از هشت مارس. تجمع معلمان جلوی مجلس و دستگیری گسترده معلمان. چگونه علیرضا عسگری سردار سپاه در ترکیه ناپدید شد و پیدا نشد؟ دختر هسته ای شانزده ساله توسط رئیس جمهور کشف شد. پنج هزار تومانی هایی که پخش نشد. پخش تصویر گلسرخی و تقدیر از مصدق از صدا و سیما. رسول ملاقلی پور درگذشت. احمدی نژاد برای دفاع از حق هسته ای ایران به جای نیویورک به ابرقو رفت. چهارشنبه سوری ها، هرگز! فیلم 300 روی اکران سینما.... پایان.

احمدی نژاد پانصد برابر شد
وقتی ماه اسفند 85 شروع شد، احمدی نژاد در راه گیلان بود. او داشت به یک سال دیگر فکر می کرد، یک سال جنگی پر از هیجان های خارجی یا یک سال بدون جنگ پر از دردسر و درگیری داخلی؟ سفر استانی گیلان در حالی آغاز شد که احمدی نژاد اعلام کرده بود: « سال 86 سال صرفه جویی در هزینه هاست.» مردم می پرسیدند چرا قیمت ها دائما بالا می رود؟ اما احمدی نژاد جواب می داد: « من متدین ترین و والاترین کابینه بعد از انقلاب اسلامی را تشکیل داده ام.» احمدی نژاد در جمع خانواده شهدای گیلان گفت: « دولت امروز در شش جبهه در حال جنگ است.» به نظر می رسید که رئیس جمهور هنوز از اینکه انتخاب شده مطمئن نیست. وی در گیلان گفت: « دولت و مجلس باید مشکل بیکاری را برطرف سازند.» احمدی نژاد گفت: « یکی از طرح های دولت ایجاد مراکز اقتصادی زودبازده است.» وی گفت: « برای ما زشت است که در شمال کشورمان در لاهیجان بهترین چای تولید شود، اما از چای بیگانه استفاده کنیم... بر سر سفره ایرانی باید چای ایرانی باشد...» سیاست قول بده و در برو همچنان سیاست رئیس جمهور عزیز بود. در لنگرود گفت: « سهم جوانان لنگرود از تسهیلات جاری 42 میلیارد تومان است که بدون مانع تراشی و بدون تبعیض و پارتی بازی در اختیار جوانان قرار می گیرد.» رئیس جمهور در املش گفت: « سهم جوانان املش از این تسهیلات 39 میلیارد تومان است.» رئیس جمهور که حواسش نبود که دوره اش فقط چهار سال است، گفت: « ارزشش را دارد که ده سال فقط بر روی فناوری هسته ای کار کنیم تا 50 سال جلو برویم.» ماه اسفند ماه تبلیغات برای دولت بود، در همین ماه بود که ماشین حساب دفتر ریاست جمهوری هم خراب شد. احمدی نژاد گفت: « در 15 سال گذشته، سرمایه گذاری دولتی در این بنگاهها بیش از 500 برابر کاهش تصدی گری دولتی، افزایش داشته است.» آگاهان هر چه فکر کردند نفهمیدند چه چیزی 500 برابر شده است؟ وزیر علوم هم اشتباها گفت که بعد از انقلاب تعداد دانشجویان 1900 برابر شده است. به نظر می رسید ماشین حساب هیات دولت اشکال پیدا کرده است.

نیروگاه بوشهر متوقف شد
روز اول اسفند بود که صاحب خانه روس نیروگاه اتمی وسایل مستاجران را بیرون ریخت، آقازاده جیغ کشید و شهر را روی سرش گذاشت. گویا چند ماه بود اجاره خانه نداده بودند. روس ها اعلام کردند که « ساخت نیروگاه بوشهر در مهلت تعیین شده به پایان نخواهد رسید.» محمد سعیدی مسوول امور بین المللی سازمان انرژی اتمی گفت: « ایران تاخیری در پرداخت مالی قرارداد نیروگاه بوشهر نداشته است.» اما یک روز بعد، روسیه اعلام کرد که چون « ایران یک ماه است که هزینه ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر را به روسیه پرداخت نکرده است.» لذا ساخت نیروگاه بوشهر به موقع به پایان نمی رسد. دکتر احمد قریب، معاون تولید سوخت هسته ای سابق سازمان انرژی اتمی هم گفت: « آب دستمان است باید زمین بگذاریم و نیروگاه بوشهر را راه اندازی کنیم.» بی بی سی گفت: « ایران 73 میلیون دلار به روس اتم بدهکار است.» بیست روز بعد، آقازاده، مردی که از کوپن شروع کرد و به اورانیوم رسید، گفت: « روس ها درباره نیروگاه بوشهر سیاسی کاری نکنند.»، پوتین رسما گفت: « اول تعلیق، بعد بوشهر». شیرزاد هم گفت: « روس ها تا جایی که امکان دارد، ساخت نیروگاه بوشهر را به تعویق می اندازند تا درآمد بیشتری کسب کنند.» به نظر می رسید روس ها قصد راه انداختن نیروگاه بوشهر را ندارند. در روز 22 اسفند گفته شد که « نیروگاه بوشهر با امتناع ضمنی روسیه طبق برنامه راه اندازی نخواهد شد.» افتتاح بوشهر دو ماه به تاخیر افتاد. لاریجانی گفت: « روس ها نشان دادند تضمینی در تامین سوخت هسته ای ما نیست.» سفیر روسیه گفت: « راه اندازی نیروگاه بوشهر در موعد مقرر برای روسیه هم مهم است.» تا آن زمان این پروژه 8 سال و سه ماه تاخیر داشت. اما شرکت تولید انرژی اتمی ایران در نهایت امیدواری گفت: « سوخت نیروگاه بوشهر باید تا 11 فروردین 86 ارسال شود.»

همه با هم تعلیق کنیم
روز دوم اسفند، مهلت دوماهه قطعنامه 1737 شورای امنیت تمام شد. احمدی نژاد گفت: « ما به شرطی فعالیت های مان را تعلیق می کنیم که کشورهای غربی نیز فعالیت های خود را به حالت تعلیق درآورند.» دولت ایران کنار نشست تا هرکاری شورای امنیت دلش می خواهد بکند. البرادعی گفت: « تنها راه حل مشکل ایران مذاکره است.»، آمریکا هم گفت: « ما برای مذاکره به شرط تعلیق آماده ایم.» علی لاریجانی هم گفت: « مساله هسته ای ایران از طریق فشار قابل حل نیست و تنها راه آن مذاکره است.» فرصت رسمی ایران تمام شد، اما آژانس انرژی اتمی دو روز دیگر به ایران مهلت داد. متکی گفت: « ایران آماده مقابله با هر گونه اقدام نظامی احتمالی آمریکا است.» لاریجانی هم گفت: « ایران قطعا پیش شرط تعلیق را نمی پذیرد.» به نظر می رسید هاشمی و لاریجانی موفق نشدند بازی را به سوی توافق ببرند. روز ششم اسفند محمود احمدی نژاد در فاصله یک روز به صدور قطعنامه جدید و اجلاس لندن، رسما اعلام کرد که « قطار هسته ای ایران دنده عقب ندارد و ترمز این قطار را دور انداختیم.» رایس هم اعلام کرد که: « به دنده عقب نیاز نیست، همان دکمه توقف را فشار دهید.» نکته کلیدی همان بود که جواد لاریجانی گفت: « دولتمردان به جای کار زیاد کمی فکر کنند.» آمریکا اعلام کرد ما در صورت تعلیق آماده مذاکره هستیم. علی لاریجانی گفت: « ایران آماده است به درخواست آمریکا برای مذاکره پاسخ مثبت دهد.» وی گفت آنها باید « از کانال رسمی از ما درخواست کنند.» کوندالیزا رایس گفت: « امیدوارم با متکی دیداری داشته باشم.»

اهانت به پیامبر در آموزش و پرورش ایران
به نظر می آمد که سال 85 سال پیامبر نیست، بلکه سال اهانت به پیامبر است، بعد از کاریکاتورهای دانمارکی، اهانت پاپ و توهین های روزنامه های جمهوری آذربایجان، این بار قرعه فال به نام فرشیدی وزیر آموزش و پرورش ایران افتاد. در پی انتشار خبر برگزاری یک آزمون دولتی در وزارت آموزش و پرورش در روز اول اسفند، که در آن به پیامبر اسلام اهانت شده بود، برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش را به مجلس بردند و وزیر مربوطه نیز از همه مردم عذرخواهی کرد. همه چیز کنترل شد. وزیر عذرخواهی کرد، طراحان سووال دستگیر و بعد آزاد شدند، اگر این اتفاق در هر جای دیگری در دنیا می افتاد، صدها تن در جهان کشته می شدند.

شپش ها پیشروی می کنند
تمام شرایط برای تبدیل ایران به یک ابرقدرت داشت آماده می شد. روز اول اسفند و به دنبال اعلام آلوده شدن 107 هزار دانش آموز در 8 استان کشور به شپش، از سوی مسوولان بهداشت کشور گفته شد که « سالک در منطقه پل دختر در حال فراگیر شدن است.» احمدی نژاد گفت: « دشمنان در سراشیبی سقوط و خوار شدن قرار دارند و ملت ایران در مسیر صعود حرکت می کند.» در کره آمار دیگری ارائه شد. آماری که فرق دموکراسی و استبداد را نشان می داد. کارشناسان اعلام کردند که مقایسه دو کشور کره جنوبی و شمالی نشان می دهد که بچه های هفت ساله کره شمالی که در شرایط استبدادی به سر می برند، در طول سالهای استبداد و فقر 16 سانت قدشان کوتاه تر از بچه های کره جنوبی و وزن شان ده کیلو کمتراز بچه های کره جنوبی است. محتشمی یکی از اصلاح طلبان طرفداری کره شمالی گفت: « خطرلیبرال های انقلابی نما پابرجاست.»

شهرام جزایری فرار کرد
و سرانجام در روز دوم اسفند 85 اعلام شد که شهرام جزایری فرار کرد. یک جرم شهرام جزایری این بود که به کسانی رشوه داده بود که آن افراد آزاد بودند. اما بزرگترین جرم شهرام جزایری این بود که فکر می کرد ایران جای ثروتمند شدن است. شهرام جزایری سه سال در ایران کار کرد، پنج سال محاکمه شد و قرار بود که سی سال زندانی شود. به نظر می رسید که با توجه به این که دولت گفته بود که مفسدین اقتصادی باید مجازات شوند، شهرام جزایری باید آزاد می شد. روز هفتم اسفند، بلافاصله بعد از فرار جزایری جمهوری اسلامی ابتکار به خرج داد و برای شهرام جزایری دام گذاشت. مسوولان دادگاه جزایری حکم او را اعلام کردند. وی محکوم به 14 سال زندان و پرداخت 120 میلیون دلار جریمه شد. پنج روز بعد وب سایت انتخاب در یک خبر اختصاصی اعلام کرد که شهرام جزایری دستگیر شده و به ماموران ایرانی تحویل داده شده است. آصفی، سفیر ایران در امارات این خبر را تائید نکرد. پرونده جزایری از طریق اینترپول پیگیری شد و سرانجام در آخرین روز سال گفته شد که شهرام جزایری در یک منطقه روستایی در ابوظبی دستگیر شده است. عکس های وی در حالی که صورتش کبود شده بود، منتشر شد. شایع شده بود که او با لباس و آرایش زنانه از ایران رفته است، شایع شد که وی در آلمان دستگیر شده و با یک زندانی آلمانی معامله شده است، و مثل همیشه ایران کشور شایعه است و بود.

روضه حاج منصور ارضی
روز یازدهم اسفند، حاج منصور ارضی یکی از مداحان تهران که موفق شده بود ترکیبی از صدای جوادیساری، فرهنگ شعبان جعفری و ایدئولوژی نواب صفوی را وارد روضه خوانی شیعی کند، در یک روضه خوانی به افشای آیت الله منتظری و هاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: « آقايوني كه درس خونيد، شيطون خرتون نكنه، دانشجو كسي يه كه بايد توي خونة‌ امام حسين وايسته و گرنه دو زار قبول نيست! اينه، اينجوريه... می گه: جنگه، فلانه! و ايستاده جلو دولت با نيرو با تمام حرفاش! يه بار حالا يه راي آورده! در همه انتخاباتا من اول بودم! حق منو خوردند! ديشب آقاي احمدي نژاد اومده بود مي‌گفت: حاجي! به خدا قسم ما پيروزيم. به همين امام حسين قسم پيروزيم. همين روزا نابود مي شه اسرائيل. همين روزا آمريكا نابود مي‌شه. اصلاً‌ ... خبر داره! ديشب اومده بود مسجد ارك، بچه‌ها رو ببینه، سينه زد، راحت، دلش گرفته بود. مي‌گفت: ما هم سينه‌زن بوديم. حالا اومديم به اينجا رسيديم! چه جوري دارن مي‌گن! به امام حسين گروني مال داخلي‌هاست. نه مال دولت! تمام دوش بازا دور اين يارو جمع شدند. تمام ثروتمنداي بي‌درد دور اين جمع شدند! يهو درآوردند! كيا هزارهزار ميليارد گرفتن از بانك‌ها؟! در اومده! اگه به من اجازه مي‌دادن. من گفتم ، سندشم دارم! بچه‌هاي ... مشخص‌اند! اون وقت داره چه كار مي‌كنه! چرا!؟ كيا اومدند علي اصغرو کشتند،‌ اينا واقعا نماز نمي‌خوندند؟! به خدا چرا،‌حب رياست به اينجا رسوند! ... مفلوك افتاده! داد مي‌زد: من رهبرم! من رهبرم! اين شد! شروع كرد اول به فدك حضرت زهرا رو منكر شد، بعد چيزاي ديگه. بعد چيزاي ديگه، بعد هم گفت: من خودم ولايت فقيه رو درآوردم! خوب بزار تو جيبت! رفت يه گوشه‌‌اي افتاد بدبخت بيچاره، الان هيشكي اصلا يادش نمي‌كنه، قائم مقام رهبري!! كجا افتاده؟! اينطوريه بچه‌ها! بدونيد، ماهام تو كار خدا مي‌مونيم!» روضه حاج منصور ارضی مثل فیلم سکسی زهرا ابراهیمی در ابعاد وسیع پخش شد.

خبرهای خوب، از چپ و راست
بحران سیاسی ایران، بخصوص در دنیای اسلام در اسفند ماه شدت گرفت. روز یازدهم اسفند احمدی نژاد به عربستان سعودی رفت. یک سال قبل، وقتی احمدی نژاد به عربستان سعودی رفت، چهره محبوب جهان اسلام بود، بیشترین رای را در ایران داشت و مورد حمایت همه حکومت ایران بود. وقتی در اسفند 85 احمدی نژاد به عربستان رفت، دنیای اسلام با ایران مشکل جدی پیدا کرده بود، در انتخابات شوراها طرفدارانش ده درصد هم رای نیاوردند و با مجلس اختلاف پیدا کرد. این بار احمدی نژاد با دعوت خودش به عربستان رفت و با استقبال ماموران فرودگاه مواجه شد و یک ساعت بعد از ورودش اعلام شد که با پادشاه سعودی ملاقات کرده. پاکستان، عربستان، مصر، اردن، مالزی، اندونزی و ترکیه از مواضع 5+1 در مورد ایران حمایت کردند. و شش کشور بزرگ برای تصویب تحریم های شدیدتر علیه ایران به وحدت نظر رسیدند. آفریقای جنوبی که چند روز قبل از آن میزبان علی لاریجانی بود و رئیس دوره ای شورای امنیت به شمار می رفت، اعلام کرد که « فاز دوم تحریم علیه ایران دوشنبه کلید می خورد.»، ایتالیا هم برخلاف گفته علی لاریجانی اعلام کرده بود طرحی برای حل مشکل ایران ندارد. از طرف دیگر ثمرات سفر احمدی نژاد به سودان نیز به سرعت آشکار شد و به فعالیت های فرهنگی و تبلیغی ایران در این کشور وسیعا اعتراض شد. ایران هم مانع سفر نمایندگان کارگران فرانسه به تهران شد. اما پیروزی بزرگ دیپلماسی احمدی نژادی در آمریکا اتفاق افتاد که دولت آمریکا به یک هیات زنان ایرانی ویزا نداد. احمدی نژاد اعلام کرد که « ما آماده کمک به تقویت وحدت ملی در لبنان هستیم.»، دولت مصر صد عضو اخوان المسلمین را به دلیل شباهت به احمدی نژاد دستگیر کردند، همچنین دوازده نفر در عراق کشته شدند و کشتار شیعیان در یمن ادامه یافت.

سخنرانی گنجی در شورای خارجی آمریکا
اکبر گنجی که یک بار از اروپا به آمریکا رفته و مجددا به اروپا برگشته و در اتحادیه اروپا در مورد حکومت ایران سخنرانی کرده بود، در 12 اسفند دوباره به آمریکا برگشت و در شورای روابط خارجی آمریکا سخنرانی مفصل و مسوولانه ای علیه جنگ و دولت ایران کرد.

زنان بدون مردان
روز 13 اسفند بزرگترین بازداشت دسته جمعی دوران احمدی نژاد اتفاق افتاد. تقریبا همه چهره های فعال زنان کشور یک جا دستگیر شدند. این گروه که برای اعتراض به احضار نوشين احمدی ‌خراسانی، پروين اردلان، شهلا انتصاری، فريبا داوودی ‌مهاجر، و سوسن طهماسبی که برای تجمع زنان در روز هشتم مارس از دیگران دعوت کرده بودند تا در مراسم روز هشتم مارس حاضر شده و سهمیه چماق سالانه شان را از نیروی انتظامی دریافت کنند، جلوی دادگاه انقلاب جمع شده بودند، ابتدا مورد نصیحت نیروی انتظامی قرار گرفتند. و در مرحله بعد تعدادی از زنان حاضر در صحنه، زخمی شدند و برای کشف حقیقت به زندان اوین رفتند. یک روز بعد، مدیرکل زندانهای استان تهران گفته که « فعلا معلوم نیست که این چهل نفر بانوان دستگیر شده را چه زمانی آزاد کنیم، این تحقیقات ادامه دارد.» وزارت علوم بسرعت هر گونه مراسم و تجمعی را تا هشت مارس در دانشگاهها ممنوع کرد. جبهه مشارکت به دستگیری این افراد اعتراض کرد. روز 15 اسفند، هشت نفر از دستگیر شدگان زن آزاد شدند و بیست و پنج نفرشان اعتصاب غذا کردند. اعظم طالقانی که می دانست حکومت پشتوانه مردمی ندارد، معذالک گفت: « حاکمیت دارای پشتوانه مردمی نباید از تجمعات هراسی به خود راه دهد.» سهیلا جلودارزاده، نماینده تهران به زندانی شدن زنان اعتراض کرد. در مرحله بعد پرستو دوکوهکی، ساقی و سارا لقائی، نیلوفر گلکار، پرستو سرمدی، سارا ایمانیان، ناهید و فریده انتصاری با ارائه کفالت آزاد شدند. یکی دو روز بعد، جز شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده همه زندانیان زن را آزاد کردند. شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده یک روز قبل از عید آزاد شدند.

تجمع معلمان آزاد باید گردد
به شکلی کاملا غیرقابل پیش بینی و تصادفی، دومینوی تحصن های گروههای اجتماعی رخ داد. همزمان با دستگیری زنان، اجتماع چند هزار نفری معلمان روز 13 اسفند در اعتراض به وضع حقوقی شان جلوی مجلس تشکیل شد. شعار معلمان این بود که: مشکل ما حل نشه، مدرسه تعطیل می شه. یک روز بعد، مطابق معمول ارگان سپاه نوشت: « سرسلسله جنبانان اعتراض معلمان در خارج از مرزها قرار دارند.» اعتراضات معلمان ادامه یافت، روز 19 اسفند شعار معلمان به سوی تغییر وزیر جهت گرفت. آنان می گفتند فرشیدی فرشیدی استعفا استعفا، فرشیدی گفت: « دعا کنید عیدی بخشی از معلمان به سال آینده موکول نشود.» وزیر آموزش و پرورش گفت: « در مورد تظاهرات معلمان ترجیح می دهم سکوت کنم.» به نظر می رسید که دولت با یک اراده جدی مشغول ایجاد دشمنی در میان همه گروههای اجتماعی ممکن با خودش است. تعدادی روستایی در ارومیه و سلماس و خوی بازداشت شدند. دولت در یک اقدام گسترده تعدادی از معلمان را بازداشت کرد. کانون صنفی معلمان گفت: « حداقل خواسته های معلمین، عزل وزیر آموزش و پرورش است.» بزرگترین اتحادیه جهانی معلمین یعنی فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمین در خصوص برخورد امنیتی با معلمان به احمدی نژاد اعتراض کرد. کارشناسان جهانی گفتند که « ایران از نظر کیفیت زندگی در میان 195 کشور جهان رتبه 190 را دریافت کرد.» مصری وزیر رفاه گفت: « هیچ ایرانی زیر خط فقر مطلق نداریم». احمدی نژاد روز 22 اسفند گفت: « مردم ما مشکل جدی در زندگی خود ندارند.» روز 19 اسفند فاطمه حقیقت جو گفت: « حقوق بشر دارد فدای مساله هسته ای می شود.» آیت الله جنتی نیز پاسخ داد: « چهار تا اوباش و لاابالی می گویند در ایران حقوق بشر نقض می شود و دموکراسی وجود ندارد.»


مهلت دولت تمام شد
به نظر نمی رسید که پروژه کله پا شدن احمدی نژاد دارد کلید می خورد. هاشمی رفسنجانی روز 14 اسفند رسما وارد درگیری با دولت احمدی نژاد شد. وی گفت: « مهلت دولت تمام شد، مجمع برای نظارت وارد می شود.» هاشمی گفت: « در چشم انداز آمده سالی باید ده درصد اتکاء به نفت کم شود، اما در این دو سال بیشتر شده.... بودجه سال 86 بدتر از بودجه های دو سال گذشته بیشتر به نفت متکی است.» هاشمی گفت: « برای مذاکره با آمریکا افراد نیرومندی در کشور وجود دارند، ما هم کمک می کنیم.» یک روز بعد آیت الله خامنه ای در مراسم درختکاری شرکت کرد و دو نهال کاشت که احتمالا در سالهای آینده این دو نهال تبدیل به دو درخت می شود. ایشان گفت: « نباید اجازه داد فضای سبز شهرها کاهش یابد.» خبرنگاران اعلام کردند که در سال جاری ایران در رتبه 117 آلودگی هوا در میان 133 کشور قرار گرفته است. روز 19 اسفند احمدی نژاد به دیدار آیات عظام صافی گلپایگانی و فاضل و مکارم شیرازی رفت، آیت الله صافی گلپایگانی گفت: « گرانی فشار مضاعفی را بر آبرومندان کم بضاعت تحمیل کرده است.» آیت الله صافی گفت: « هرگز نباید بر این خدمت منت گذارد.» وی گفت: « در تصمیمات مهم با درایت و تدبیر لازم عمل شود.» ایشان سپس گفت: « افرادی که به مدح و ثنای افراطی و زیاد از والیان و حاکمان می پردازند، نباید نزد دولتمرد اسلامی جایگاهی داشته باشند.» پس از این جلسه وی به دفتر آیت الله مکارم رفت. آیت الله مکارم گفت: « باید شجاعانه از اشتباهات عذرخواهی کرد.» به نظر می رسید هاشمی قدرت کنترل احمدی نژاد را ندارد. پس از دیدار احمدی نژاد از قم، یکی از روحانیون طرفدار مصباح که طرفدار هاشمی شده بود، گفت که اگر وساطت هاشمی نبود، مراجع با رئیس جمهور ملاقات نمی کردند، اما یک روز بعد، الهام پاسخ داد که در خانه مراجع همیشه به روی احمدی نژاد باز بوده است. هاشمی روز 19 اسفند گفت: « سربازان واقعی اسلام و ایران قلب های مردم هستند.» کارشناسان پزشکی کشور در همین رابطه گزارش دادند که میزان سکته قلبی اخیرا بشدت اضافه شده است.

مذاکره منتفی است
پینگ پنگ مذاکره می کنیم و نمی کنیم تا پایان سال ادامه داشت. روز 14 اسفند زلمای خلیل زاد اعلام کرد: « مذاکره با تهران منتفی است.» با این وجود متکی گفت: « آمریکا برای مذاکره با ایران باید درخواست رسمی بدهد.» البرادعی نیز گفت: « ابهام در برنامه هسته ای ایران رفع نشده است.»، سلطانیه گفت: « اروپا بدون قید و شرط به میز مذاکره با ایران برگردد.» آگاهان گفتند که بعد از گفتن این جمله سران کشورهای اروپایی از ترس سلطانیه قایم شده اند و همه شان موبایل شان را خاموش کرده اند. یک هفته بعد، عراقچی نماینده ایران با زلمای خلیل زاد نماینده آمریکا در بغداد دست دادند و به فارسی احوالپرسی کردند. مشکلی هم پیش نیامد. قرار شد اجلاس بعدی در آنکارا باشد و این دفعه متکی و رایس همدیگر را ببینند.

علیرضا عسگری ناپدید شد
موضوع ناپدید شدن علیرضا عسگری معمایی عجیب بود، معمایی که ناگشوده ماند. پس از مدتی از ناپدید شدن علیرضا عسگری معاون سابق وزارت دفاع در دوره خاتمی که گفته می شد هنوز هم در مسائل امنیتی و نظامی کشور نقش دارد، روز 14 اسفند خبر گم شدن وی در ترکیه اعلام شد. منوچهرمتکی سفیر سابق ایران در ترکیه که یک بار از همین کشور به عنوان عنصر نامطلوب اخراج شده بود، در مورد مفقود شدن علیرضا عسگری معاون سابق وزارت دفاع در استانبول گفت: « از طریق مجاری دیپلماتیک پیگیر هستیم و انشاء الله پیدا شود.» متکی گفت: « ترکیه باید درباره مفقود شدن « عسگری» در خاک این کشور توضیح دهد.» روز 19 اسفند گفته شد که علیرضا عسگری سردار ناپدید شده ایرانی احتمالا توسط مجاهدین یا موساد یا سیا دزدیده شده باشد و به پایگاه اینجرلیک در ترکیه منتقل و به یکی از مقرهای پنهانی سیا برده شده است... تمام تلاش آنها برای انتقال وی به ابوغریب و گوانتانامو و گرفتن اعتراف از وی جلوی دوربین تلویزیون است. اما خبر دیگر این بود که وی به سفارت یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شده است. خانواده عسگری گفتند که وی مدتها قبل از کار دولتی کناره گرفته و به تجارت زیتون مشغول شده است. او که قرار بود در جریان بازگشت به ایران به هتلی به نام « جیران» برود، گم شده بود. فرمانده کل سپاه گفت: « ما این موضوع را زیر نظر داریم.» به دنبال این خبرها خانواده سردار عسگری که در تهران هستند با خبرگزاری جمهوری اسلامی تماس گرفتند و اعلام کردند که سردار عسگری دو هفته است که دزدیده شده است. خانواده عسگری که ابتدا گفته می شد 63 ساله است و بعدا معلوم شد 46 ساله است به سفارت ترکیه مراجعه کردند و در این مورد شکایت کردند. دو همسر و فرزندانش پناهنده شدن وی را به کشورهای اروپایی تکذیب کردند. آنها احتمال دادند که « اسرائیل یا آمریکا عسگری را دزدیده اند»، خانواده عسگری گفتند که « معاون وزیر دفاع سابق ایران پناهنده نشده است.» معمای سردار عسگری تا پایان سال ناگشوده ماند که ماند.

من هستی هستم، شانزده سال دارم
معلوم نبود که دختر مورد نظر نامش هستی است یا موفق به کشف انرژی هسته ای شده است. در اسفند 85 فیلمی از یک سخنرانی احمدی نژاد در اینترنت منتشر شد. وی در این فیلم خبر از دختری 16 ساله داده بود که با کمک وسایل ساده ای در خانه شان موفق به تولید انرژی هسته ای شده است و سازمان انرژی هسته ای نیز عملیات این دانشمند 16 ساله را تائید کرده بود. روز 14 اسفند این فیلم در مجلس پخش شد. صدیقی بناب از نمایندگان مجلس گفت: « به عنوان یک نماینده که دکترای فیزیک هسته ای دارم، اظهارات احمدی نژاد درباره ساخت انرژی هسته ای توسط یک دختر 16 ساله را عوامانه می دانم.» همزمان با همین موضوع تصویب شد که « نخبگان به جای رفتن به سربازی، پژوهش کنند.» در همین شرایط مشکل خانواده های نیازمند تاجیکستان نیز توسط احمدی نژاد حل شد و وی یک هدیه 200 هزار دلاری به خانواده های نیازمند تاجیکستان اعطاء کرد. آیت الله مکارم شیرازی نیز در کمال مسرت اعلام کرد: « ماهواره و اینترنت مهم ترین عامل مشکلات فرهنگی اند.» به مناسبت همین پیشرفت های هسته ای بود که اسکناس پنجهزار تومانی چاپ شد. روی این اسکناس نماد انرژی هسته ای بود. پس از اعلام چاپ اسکناس پنج هزار تومانی، اعلام شد که این اسکناس فعلا توزیع نمی شود.


مجلس چی کارش کرده؟
طرح سووال از رئیس جمهور روز به روز جدی تر می شد، اگرچه به نتیجه مشخصی نرسید. در روز 15 اسفند اعلمی اعلام کرد که 51 درصد مجلس طرفدار فراخوانی رئیس جمهور به مجلس هستند و 71.2 درصد مخالف احضار نیستند. علیرغم این اختلاف میان دولت و مجلس به نظر می رسید رهبری در ترکیب مجمع کفه ترازو را به نفع دولت سنگین تر کرده است. جلسه روز 21 اسفند مجمع تشخیص مصلحت برگزار شد و طی این جلسه آیت الله خامنه ای گفت: « ترکیب مجمع تشخیص مصلحت مجموعه ای از نخبگان با گرایش های مختلف و مسوولان سه قوه است.» ایشان گفت: « در مواقع لزوم مصلحت ها به ارزشها خدشه وارد نکند و موانع خودساخته در مسیر حرکت پرشتاب جامعه بوجود نیاید.» آیت الله خامنه ای اعلام کرد: « کشور در شرایط بسیار خوب و در مسیر تحرکی فوق العاده قرار دارد و نشانه های تاثیر حرکت ملت ایران در جهان نیز مشهود است.» هاشمی رفسنجانی هم از رهبر تشکر کرد و گفت: « حضور افراد صاحب نظر و علاقمند به نظام در مجمع فضایی کارشناسانه و به دور از گرایش های سیاسی در این نهاد مهم بوجود آورده است.» در ترکیب جدید مجمع پنج نفر از اصلاح طلبان حذف و 5 نفر از محافظه کاران وارد شده بودند.

حالا که رهبرت مصدق شده...
و سرانجام روز 14 اسفند 85 مرحوم مصدق بعد از چهل سال از ارتداد نجات پیدا کرد و برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی مصدق را به عنوان « عزیز سفر کرده» و « یادش گرامی باد» شناخت. چند روز قبل از آن در یک اقدام بسیار غیرعادی صدا و سیما تصاویر دادگاه خسرو گلسرخی را پخش کرده و البته رحیم پور ازغدی از نویسندگان کیهان پس از پخش تصاویر وی را کاملا بی حیثیت کرده بود. پس از پخش این تصاویر هیئت های موتلفه و فاطمه رجبی شدیدا به ضرغامی اعتراض کردند.

رسول ملاقلی پور درگذشت
روز 15 اسفند رسول ملاقلی پور، یکی از سینماگران بزرگ کشور که فیلمهایی چون نینوا، بلمی به سوی ساحل، پرواز در شب، افق، مجنون، خسوف، پناهنده، نجات یافتگان، سفر به چزابه، هیوا، کمکم کن، نسل سوخته، قارچ سمی، مزرعه پدری و میم مثل مادر را ساخته بود، در خانه یکی از دوستانش در یکی از شهرهای شمالی کشور، درگذشت. ملاقلی پور فیلمساز جنگ بود و سالها بود که برای فیلمسازی همیشه با مشکل مواجه بود. یک سال قبل نامه خداحافظی اش از سینما را نوشته بود. ضرغامی گفت: « ملاقلی پور حسی آسمانی داشت.» همه مقامات کشور درگذشت ملاقلی پور را تسلیت گفتند.

پرواز به کاراکاس
ولین پرواز تهران به کاراکاس با نوزده صندلی پر و 431 صندلی خالی و به اصرار زیاد رئیس جمهور از روز 19 اسفند آغاز شد. قرار شد این پرواز هر هفته انجام شود و این پرواز هر هفته پنج میلیارد ضرردارد.

خودم، خودم، خودم، خودم
در آستانه صدور رای شورای امنیت علیه ایران، احمدی نژاد روز 20 اسفند اعلام کرد که قصد دارد برای دفاع از حقوق هسته ای ایران در نشست سازمان ملل در نیویورک حضور یابد. خاتمی گفت: « نباید اجازه بدهیم قطعنامه جدیدی علیه ایران صادر شود.»، از طرف دیگر دولت های فرانسه و آلمان بر صدور قطعنامه جدید تاکید کردند. به دنبال اعلام تمایل احمدی نژاد برای سفر به نیویورک، نماینده چین گفت: « بسیار خنده دار است اگر او بیاید، بویژه در شرایطی که پذیرش قطعنامه در دستور کار شورای امنیت است.» نماینده روسیه نیز گفت: « این موضوع عجیب و جالب است.» نماینده آمریکا هم گفت: « تا حالا درخواست ویزا ندیده ایم، بنابراین نمی توانم بگویم چگونه امکان پذیر است.» در همین حال محمد محمدی، رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، ضمن انتقاد از سفر احمدی نژاد به نیویورک گفت: « حضور احمدی نژاد در شورای امنیت متناسب با شان و جایگاه رئیس جمهوری نیست.» محمدی گفت: « حضور روسای جمهور در زمانی که پرونده همان کشور مطرح است، معمول نیست، این حضور از موضع ضغف است و تاثیر گذار نیست.» زیبا کلام گفت: « این تصمیم حکایت از آن دارد که احمدی نژاد نه وزیر خارجه اش را قبول دارد، نه نماینده ایران در سازمان ملل و نه رئیس شورای امنیت ملی و این بدعتی است که نتایج منفی دارد.» کاظم جلالی گفت: « قطعنامه شورای امنیت علیه ایران به زودی صادر می شود.» معلوم نبود چرا احمدی نژاد چنین تصمیمی را اعلام کرده است. گفته می شد او می خواهد به تقلید از مصدق بازی انرژی هسته ای را جهانی کند. علی لاریجانی گفت: « حتما رئیس جمهور دلیلی برای حضور در شورای امنیت دارد.» وی اعلام کرد: « از قطعیت سفر رئیس جمهور به نیویورک و اصل و فرع آن اطلاع ندارم.» ترقی گفت: « این ابتکار کم نظیری در دیپلماسی است.» آمریکا هم به سرعت اعلام کرد: « آمریکا برای احمدی نژاد ویزای ورود به این کشور را صادر می کند.» اما کاظم جلالی گفت: « حضور احمدی نژاد باید دو شرط داشته باشد؛ جلسه حداقل در سطح وزرای خارجه باشد، ایران دارای پیشنهاد مشخص باشد، قطعنامه اجماعی نباشد.» اما احمدی نژاد به نیویورک نرفت. دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که آمریکایی ها ویزای او را به موقع ندادند، اما آمریکایی ها که به نظر می رسید علاقه زیادی به حضور وی در آن جلسه دارند، گفتند که ویزا را به موقع داده اند. جلسه در نیویورک تشکیل شد و قطعنامه 1747 با تحریم سنگین تری علیه ایران تصویب شد. در همان زمان احمدی نژاد به سفر استانی یزد رفت. سفری که در آن از استقبال مردم خبری نبود. محمود احمدی نژاد روز 23 اسفند به استان یزد رفت. وی در سخنرانی اش در ابرکوه گفت: « قدرت ها با جنگ تبلیغاتی به نتیجه نخواهند رسید.» اجمدی نژاد در ابرکوه گفت: « ابرقدرت ها در خواب خرگوشی بیدار شوند.» احمدی نژاد گفت: « ایران ذره ای عقب نشینی نخواهد کرد.» وی گفت: « این قدرت های جهان هستند که منزوی شده اند و نه جمهوری اسلامی دستیابی به انرژِی صلح آمیز هسته ای و بهره مندی از آن خواست تمام ملت ایران است. قدرتهای زورگو در عرصه جهانی منزوی شدند و منفور ملت ها هستند.» وی گفت: « بنشینید دور هم و کاغذ رد و بدل کنید.» احمدی نژاد گفت: « عصبانیت سودی ندارد.» وی گفت: « سرنوشت متجاوزان به حقوق ملت ها بهتر از نمرود و فرعون نخواهد ماند.» الهام، سخنگوی دولت: « احمدی نژاد برای زمان ما مثل موسی است.»

همه کارها را تعطیل کنیم
رئیس جمهور که قبلا یک بار در مورد انرژی هسته ای گفته بود اگر همه کارها را تعطیل کنیم و فقط به انرژی هسته ای برسیم ضرر نکرده ایم، در یک سخنرانی برای آموزش و پرورش در روز 20 اسفند گفت: « اگر همه کارها را تعطیل کنیم و به آموزش و پرورش برسیم، ضرر نکرده ایم.» در همین مراسم احمدی نژاد گفت: « کسانی که 15 سال هیچ کاری انجام ندادند، حالا دولت را تحت فشار قرار داده اند.» وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد: « من یکی از موفق ترین وزرای آموزش و پرورش هستم» وی گفت: « دستگیری معلمان را با توجه به عدم اطلاعم تکذیب می کنم.» در همین حال که هاشمی قصد داشت با اجرای اصل 44 دولت را تحت فشار قرار دهد، وزیر رفاه گفت: « فقط دولت احمدی نژاد می تواند اصل 44 را عملیاتی کند، چون هنوز تعلقاتی برای مدیران این دولت ایجاد نشده است.» مصری گفت: « امسال هیچ فرد حمایتی زیر خط مطلق فقر نداشتیم.» سعید لیلاز هم گفت: « انتقادات هاشمی به دولت به دو دلیل صورت می گیرد، اول به این خاطر که پس از انتخابات شوراها دیگر دولت پشتوانه مردمی ندارد، و دیگر وضع اقتصادی کشور که بخاطر اعمال دولت بسیار بد است.» به نظر می رسید هاشمی و احمدی نژاد دارند روی نیمکت به هم کمک می کنند و غلط های همدیگر را می گیرند و پاک کن به هم قرض می دهند، اما از زیر میز دارند لگد می زنند و خشتک همدیگر را جر می دهند. وزیر مسکن هم اعلام کرده که « دولت برای کاهش قیمت مسکن در سال آینده راهکارهایی در نظر دارد.» وزیر اقتصاد گفت: « همه چیز خوب است.» ظاهرا تنها مشکل کشور انرژی هسته ای بود. سعید حجاریان گفت: « چرخ های سانتریفیوژ می چرخد، ولی چرخ اقتصاد از کار افتاده است.... ما در حالت صلح مسلح هستیم.» در همان حال صلح مسلح رسول دیناروند، معاون غذا و داروی وزارت بهداشت گفت: « دولت به جای قند و شکر، خرما، کشمش و توت خشک را جایگزین می کند و با وجود گرانتر بودن آن، دولت برای حفظ سلامت پرسنل خود این هزینه ها را متقبل می شود.»

چپ هایی که فاسد می شوند
اگرچه می توان گفت که در سال 85 چپ ها در بسیاری از نقاط دنیا قدرت یافتند، اما فساد آنها نیز بزودی مشخص شد. پوتین که از ابتدای سال سرکشی در مقابل غرب را با استفاده از بازی میان جهان اسلام و آمریکا آغاز کرده بود، در پایان سال نامش جزو دیکتاتورها آمد، چاوز تصمیم گرفت خودش را رئیس جمهور مادام العمر اعلام کند، کاسترو برادرش را جانشین خود کرد. روز 21 اسفند، در شیلی خانم باشله متهم به فساد شد. میشل باشله، رئیس جمهور سوسیالیست شیلی به فساد، خویشاوند سالاری و سقوط منحنی رشد اقتصادی متهم شد. گفته شد وی مسوول اغتشاشات و آشوب های اجرای سیستم جدید حمل و نقل عمومی است و گفته شد محبوبیت وی کاهش چشمگیری داشته است. از طرف دیگر رهبر مخالفان دولت زیمبابوه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و قرار شد غلط کند. آیت الله محمد رضا حکیمی اعلام کرد: « مرگ کاسترو فاجعه بشری است.»

انرژی هسته ای حق مسلم کیست؟
در یکی از روزهای سرد اسفند ماه، یکی از هموطنان که از مراسم استقبال از ریاست محترم جمهوری در یکی از شهرستانها برمی گشت و برای اولین بار در چنین مراسمی شرکت کرده بود، در پاسخ به این سووال که شعار مراسم چي بود، اظهار داشت والله نفهميدم، ماست حق مسلم انرژي هسته ايه ، حق مسلم انرژي هسته ای ماسته، حق داريم از ماست انرژي هسته اي بگيريم ، حق مونه از انرژي هسته اي ماست بگيريم ، انرژي مون ماست شده يا ماست مون انرژي داره ، هسته مون ماست داره، یا ماستی مون هسته داره، انرژي مون حق داره هسته دار باشه ، یا هسته مون حق داره انرژي داشته باشه، ماست مون حق داره، حق مون ماست داره، مسلما ماست مون حقه، حق مون هم مسلما ماسته.... وی پس از مدتی به بیمارستان انتقال یافت.22

دولت فعلی پاک نیست
روز 21 اسفند احمد توکلی دوست و همراه سابق رئیس جمهور اعلام کرد: « دولت فعلی پاک پاک نیست.» اداره راهنمایی و رانندگی گفت: « در ده ماه اول امسال، 24 هزار نفر در تصادفات رانندگی جان خود را از دست داده اند.» یعنی میزان تصادفات حدود کمتر از نیم درصد کاهش داشته است. از طرفی وزیر علوم اعلام کرد: « حتی یک دانشجو بخاطر انتقاد از رئیس جمهور احضار نشده است.» خبر داده شد که بالاخره بعد از پنج سال « هم میهن» و « شرق» رفع توقیف و کرباسچی تبرئه شده است. ناجا اعلام کرد: « شهرداری برای چهارشنبه سوری مکان آماده می کند.»

چهارشنبه سوری ها، هرگز!
مراسم چهارشنبه سوری مانند هر سال تدارک دیده شد. در ساعات پایانی روز چهارشنبه سوری، در 22 اسفند، پلیس تهران اعلام کرد چهارشنبه سوری امسال با دردسر کمی برگزار شد. امت شهیدپرور و آتش پرست ایران، یک بار دیگر مراسم ملی، خطرناک و طرح ژنریک نافرمانی مدنی خود را برگزار کردند. فقط تا ساعت 22 دیشب 48 نفر به علت حوادث چهارشنبه سوری مجروح شدند. مواد محترقه دو واحد مسکونی در شهرک غرب را به آتش کشید. گفته شد که براساس اخبار نیروی انتظامی، چهارشنبه سوری سال 85 مرگ و میر نداشته است. البته موضوع به این سادگی ها هم نبود، چون شهرک اکباتان در کنترل عوامل عملیاتی و اطلاعاتی قرار گرفت. سردار رادان هم گفت: « هیچگونه دستگیری نداشتیم» پلیس اعلام کرد تردد موتورسواران به مدت 12 ساعت در تهران ممنوع است. پلیس از مردم خواست بعد از ساعت 24 خیابانها را ترک کنند. پلیس تهران گفت: « پایکوبی مختلط، تخریب اموال و جابجایی گروهی خط قرمز است.»

فیلم 300 روی اکران رفت
جنگ روانی با اکران بسیار پرفروش فیلم ضدایرانی 300 از هالیوود آغاز شد. فیلم که جنگ یونان و ایران را نشان می داد، چهره ای خشن و بیرحم از ایرانیان نشان می داد. 300 یونانی در مقابل هزاران سرباز ایرانی مقاومت می کردند. ایرانی هایی خشن در مقابل یونانی های دلاور. دولت که از اول سال اعلام کرده بود، این جنگ فقط یک جنگ روانی است، برای جنگ روانی 300 آمادگی نداشت. از طرف دیگر به نظر می رسید برای تیپ سازی فیلم 300 کارگردان عکس هیات وزیران احمدی نژاد را گذاشته است جلوی طراح گریم و گفته است که می خواهم همه ایرانی ها به این شکل باشند. فیلم 300 با مخالفت گسترده ایرانیان مواجه شد، سرانجام تهیه کننده اعلام کرد که این فقط یک فیلم فانتزی است، همه ایرانیان در اینترنت علیه این فیلم اعتراض کردند، اما فروش فیلم همچنان ادامه داشت و دارد.

سال 85 به پایان رفت
سال پرحادثه 1385 در حالی به پایان رفت که تبلیغات گسترده ضدایرانی در تمام جهان در حال انجام بود. دولت بحران اقتصادی سنگینی را پیش رو داشت، در یک سال 5 قطعنامه توسط شورای امنیت علیه ایران صادر شده بود و جز نشانه هایی ضعیف از عقلانیت و درایت در حکومت به چشم نمی خورد. و سال 1386 در حالی آغاز می شود که بیم های فراوان، اجازه نمی دهد که امیدهایی کمرنگ را جدی ببینیم.

ابراهیم نبوی
22 فروردین 1386
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 0:58  توسط ابراهیم نبوی  | 

تجاوز بر پلنگ تیزدندان

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 21 فروردین 1386 [2007.04.10]

po_nabavi_01.jpg

اولا که من هرچه کردم نفهمیدم چه اتفاقی افتاده است که باید جشن هسته ای بگیریم، البته نفس جشن گرفتن برای مردمی که دائما در حال عزاداری هستند، بسیار چیز خوبی است، ولی چه اتفاقی افتاده که قبلا نیفتاده بود؟ قبلا همین مقدار سانتریفیوژ فعال بود، داشت کارش را می کرد و قرار بود اضافه شود. حالا چه چیز جدیدی اتفاق افتاده است؟ البته از این ماجرا دو نتیجه می شود گرفت: اول اینکه اگر در این دنیا با قلدری پیش برویم کسی جرات ندارد نگاه چپ به ما بکند. دوم اینکه: شاهنامه آخرش خوش است. من که ته دلم روشن نیست، حالا می گوئید آدم ترسویی هستم، اشکالی ندارد، ولی این دنبکی که زده می شود، فردا صداش بدجوری درمی آید. البته یک احتمال هم وجود دارد و آن اینکه برخلاف آنچه من فکر می کنم دنیا دست یک مشت ببوی گاگول است که ما مثل آب خوردن سرشان را کلاه می گذاریم و کار خودمان را می کنیم.

خبری که همه می دانستیم

امروز بالاخره همان خبری که صد و هفتاد و سه هزار و دویست و چهل و دو بار اعلام شده بود و همه می دانستند، دوباره اعلام شد. جشن هسته ای برگزار شد و دادار دودور راه افتاد که ما وارد یک مرحله ای شدیم که قبلا نشده بودیم. آقای سعیدی مسوول امور بین المللی سازمان انرژی اتمی گفت: « این که ادعا می شود ورود به مرحله صنعتی غنی سازی به معنای نصب 3 هزار سانتریفیوژ است، صحت ندارد. ما در آستانه تولید صنعتی غنی سازی قرار گرفتیم... وی از اعلام تعداد سانتریفیوژهای نصب شده خودداری کرد.» آقازاده هم ضمن تشکر از کلیه دولت های سابق و لاحق، بحصوص دولت احمدی نژاد، گفت: « به تولید انبوه سانتریفیوژ و آغاز تولید صنعتی دست یافتیم.» یعنی اینکه قرار است تولید صنعتی را آغاز کنیم، بعدا چه می شود؟ ایران می تواند سوخت اتمی تولید کند. بعد از اینکه سوخت اتمی تولید کردیم چه می شود؟ پولدار می شویم و درآمدمان زیاد می شود. بعدا چه می شود؟ بعدا دو حالت دارد؛ یا یک دولتی داریم که بلد است کشور را اداره کند یا دولتی مثل دولت احمدی نژاد داریم که هرچه بیشتر پول دستش می دهی، زندگی ات بدتر می شود. پس نتیجه می گیریم که انرژی هسته ای خیلی چیز خوبی است و انشاء الله با این خبر خوش قطعنامه های سازمان ملل همه بایگانی می شود و از جنگ هم خبری نمی شود، آمریکایی ها هم از خلیج فارس می روند و خاورمیانه هم می افتد دست همین دولت هایی که هست و به خوبی و خوشی و در کمال عدالت و آزادی، همان طوری که تا پنج سال قبل جمهوری اسلامی و طالبان و صدام در بهشت خاورمیانه زندگی می کردند، به زندگی ادامه می دهیم، به امید آن روز

مهرورزی و گریه خوشحالی
ادامه خبرها: در جشن هسته ای امروز احمدی نژاد از خوشحالی خبری که خودش داده بود، گریه اش گرفت. سووال: چرا گریه کرد؟ جواب: چون بعد از دو سال احساس می کرد موفق شده است که یک کاری انجام دهد. علی لاریجانی هم گفت: « ایران امروز چرخه سوخت خود را کامل کرده و اگر غربی ها مایل به تفاهم با ایران هستند، وقت آن است.»، احمدی نژاد هم که خودش می داند که این کار در خدمت چیست، گفت: « تولید سوخت هسته ای ایران در خدمت گسترش صلح جهان است.» آقامحمدی هم گفت: « هیچ مساله ای در مذاکرات تابو نیست. پیام صلح و دوستی خود را به دنیا اعلام می کنیم.» متکی هم که بالاخره در یک جشن دعوت شده بود و قرار نبود نامه ای برای کسی ببرد، گفت: « روز 20 فروردین روز تجلی اراده ملت ایران در موضوع هسته ای است.» البته، به یک نکته توجه کردید یا نه؟ در این جشن هسته ای تقریبا هیچ کدام از بزرگان کشور و آدم حسابی ها کسی حضور نداشت. آمریکا اعلام کرد: « ایران به سرپیچی از خواست جامعه بین المللی ادامه می دهد.»، رویترز گفت: « احتمالا این خبر خشم غرب را برخواهد انگیخت.» بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل هم از ایران خواست به درخواست شورای امنیت تمکین کند.

چند نتیجه گیری اخلاقی از جشن هسته ای:
اول: این معادله دو طرف دارد، یا جهانیان در آن پیروز می شوند که می زنند مملکت مان را نابود می کنند، یا دولت ایران موفق می شود که می زند پدر ملت ایران را در می آورد.
دوم: ما نفت و گاز داریم، ولی آزادی و عدالت نداریم، از این به بعد نفت و گاز و انرژی هسته ای خواهیم داشت و آزادی و عدالت نداریم.
سوم: اگر قرار باشد مثل امروز که نفت صادر می کنیم و بنزین وارد می کنیم، از فردا قرار باشد نیروگاه هسته ای داشته باشیم و غنی سازی هم بکنیم، و دائما هم ریش مان دست پوتین باشد، چه اتفاقی می افتد؟
چهارم: به قول دائی جان ناپلئون: مشکل این قمر این نیست که نفخ دارد، مشکلش این است که عقل ندارد، حالا ما یک قمر داریم که هم نفت دارد، هم گاز و هم انرژی هسته ای، ببین چه سروصدایی از این قمر صادر بشود.

تجاوز بر پلنگ تیز دندان
داستان ملوانان انگلیسی هم داستانی شده است. به دنبال مصاحبه 200 هزاردلاری « فی ترنی» ملوان زن انگلیسی با رسانه های بریتانیایی که در آن گفته است: « می ترسیدم به من تجاوز کنند... ایرانی ها من را مجبور کرده بودند لباسهایم را دربیاورم.» وزیر دفاع انگلیس سریعا عرض سابقش مبنی بر آزادی فروش خاطرات ملوانان به زسانه ها را درز گرفت و گفت: « نیروهای بازداشتی دیگر حق فروختن خاطرات خود را ندارند.» یک ساعت قبل از صدور این دستور، ما با فی ترنی مصاحبه ای انجام دادیم که سیصد هزار دلار آب خورد، ولی می ارزید. به این مصاحبه دقت کنید.

ما: چطور شد شما را دستگیر کردند؟
فی( چون ایرانی هستیم با ما ندار شده و با اسم کوچک همدیگر را صدا می زنیم): ما داشتیم توی آب می رفتیم یک دفعه دیدیم به طرف ما حمله کردند، اول فکر کردیم ایتالیایی هستند، چون پرچم شان مثل ایتالیایی ها بود، ولی برعکس زده بودند، به همین دلیل...
ما: چطور فهمیدید که ایتالیایی نیستند؟
فی: وقتی با آنها انگلیسی حرف زدیم و دیدیم که به جای حرف زدن با دست هایشان با چشم و ابروی شان حرف می زنند، حدس زدیم ایتالیایی نیستند...
ما: پس مطمئن نبودید که ایتالیایی نیستند؟
فی: نه، به نظر ما ایتالیایی بودند، تا اینکه ایرانی ها توضیح دادند که ایتالیایی ها خیلی وقت است از جنگ رفته اند، بعد ما متوجه شدیم که ایرانی هستند.
ما: چرا در مقابل آنها مقاومت نکردید؟
فی: چون خیلی با خشونت به ما گفتند که باید تسلیم بشویم. ما هم دیدیم خشن هستند، با هم تصمیم گرفتیم برویم ببینیم ایران چه جوری است، راستش را بخواهید من دلم می خواست اصفهان را هم ببینم.
ما: مگر شما اسلحه نداشتید، چرا هیچ مقاومتی نکردید؟
فی: راستش را بخواهید برخوردشان جوری نبود که آدم بخواهد جنگ کند، ضمنا آنها از ما دور نبودند و نمی شد به آنها تیراندازی کرد، می ترسیدیم جنگ بشود و بزنیم همدیگر را بکشیم.
ما: در تهران چطور بود؟
فی: خیلی سخت بود، اول اینکه من را از بقیه جدا کردند، چون گفتند زن هستم و بقیه مرد هستند، من اعتراض کردم و گفتم که چرا من را جدا می کنید، آنها را جدا کنید، آنها هم همین کار را کردند، یعنی آنها را جدا کردند.
ما: کجا زندانی شدید؟
فی: نمی دانم، ولی سلول انفرادی بود و ما را برای بازجویی می بردند.
ما: چطور شد شما را لخت کردند؟
فی: به من گفتند لباس ات را دربیاور، من گفتم نه اول شما لباس تان را در بیاورید، بعد من.
ما: بعد چی شد؟
فی: آن خانم فکر کرد من لزبین هستم، به همین دلیل به من گفت مگر تو بچه نداری، خاک بر سرت!
ما: از کجا فهمیدید می خواهند به شما تجاوز کنند؟
فی: شب خوابیده بودم که صدای ریختن چیزی مثل چای در لیوان آمد، بعد در باز شد و یک نفر به من چای داد، معمولا وقتی کسی در زندان به من چای می دهد، احساس می کنم ممکن است به من تجاوز کند.
ما: آیا به شما گفته بودند که ممکن است اگر اسیر شوید به شما تجاوز کنند؟
فی: بله، گفته بودند، ولی زیر حرف شان زدند، ظاهرا ایرانی ها در جریان نبودند.
ما: بازجویی ها چطور بود؟
فی: خیلی بد، چشم من را می بستند، و من دائما فکر می کردم می خواهند به من تجاوز کنند، بعد می پرسیدند ماموریت تان چیست و بدون هیچ تجاوزی برمی گرداندند زندان.
ما: آیا شما را تهدید به مرگ هم کردند؟
فی: بله، یک روز دیدم یک نفر دارد با من ور می رود، آمدم بغلش کنم، دیدم یک زن است، گفتم چیه؟ هیچ چیز نگفت، فقط مرا اندازه گرفت، اندازه قد و دور کمر و این جور جاها، من فکر کردم حتما می خواهند مشحصات مرا به مسوولین تجاوزشان بدهند تا ببینند من برای تجاوز مناسب هستم یا نه، ولی بعدا فکر کردم ممکن است بخواهند برای من تابوت درست کنند، ولی آخرش معلوم شد می خواهند برای من لباس بدوزند.
ما: وقتی جلوی دوربین می رفتی چه احساسی داشتی؟
فی: خیلی بد بود، وقتی دوربین را دیدم مطمئن شدم می خواهند جلوی دوربین به من تجاوز کنند و فیلم پورنو بسازند، ولی می دانستم ایرانی ها فیلم پورنو تولید نمی کنند، ولی بعدا متوجه شدم که این هم دروغ است و فقط می خواهد از ما اعتراف بگیرند.
ما: بدترین چیزی که در خاطرتان هست چیست؟
فی: روز آخر بود، یکی آمد در زد، من فورا خودم را برای تجاوز آماده کردم، گفت: لباس ات را بپوش برویم. گفتم: بپوشم یا در بیاورم؟ گفت: می خواهیم برویم پیش رئیس جمهور. گفتم: نه، اون نه، نمی شود پیش یکی دیگر برویم؟ گفت: نمی خواهی آزاد بشوی؟ گفتم: پس تجاوز چه می شود؟ چیزی نگفت.
ما: اگر به شما تجاوز کرده بودند چه می کردید؟
فی: داستانش را یک میلیون پاوند می فروختم.


ذوالقدر: دیدید رفتم و برگشتم
چشم شان کور، دنده شان نرم، همین است. فکر می کنند ایرانی ها هم همین طوری هستند که مثلا یکی را ممنوع السفر کنند، طرف بنشیند توی خانه و زانوی غم بغل بگیرد، اصلا از این خبرها نیست، از فردا از روی لیست سازمان ملل همه با هم سفر به دور دنیا. در پی سفر ذوالقدر، معاون وزیر کشور که سفرش براساس قطعنامه سازمان ملل ممنوع شده است، به مسکو، این کشور توضیح داد که « سفر معاون وزیر کشور ایران به روسیه ناقض قطعنامه شورای امنیت نبود.» البته قرار شده که همه افراد لیست بعد از سفر و موقعی که مطمئن شدند که برگشته اند خبرش را اعلام دارند.

پس از چهار سال
احمدی نژاد چهار سال اش تمام شد، از دستشویی بیرون آمد و گفت: اگر کسی می خواد من دیگه کاری ندارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 14:55  توسط ابراهیم نبوی  | 

444

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 20 فروردین 1386 [2007.04.09]

po_nabavi_01.jpg

امروز 444 روز می شود که در روزآنلاین داریم برای شما می نویسیم. تا 55 روز دیگر به شماره 500 می رسیم. دوست دارم در مورد کار خودم در روز نظر شما را بدانم. برایم بنویسید.

خبر خوش
فردا روز 20 فروردین است و قرار است احمدی نژاد خبر خوش هسته ای اش را بدهد. قضیه شده مثل فیلم بانانا( موز، در ایران « انقلابی قلابی») وودی آلن، در ابتدای فیلم رئیس جمهور یکی از کشورهای آنارشیست قرار بود ترور شود، همه شهر و روزنامه نگاران و شبکه های تلویزیونی از موضوع خبر داشتند، فقط خود رئیس جمهور خبر نداشت. فعلا همه اعلام کرده اند که قرار است احمدی نژاد « فردا نصب 3000 سانتریفیوژ را اعلام کند.» و احتمالا روز بیستم فروردین را به عنوان روز پرافتخار رسیدن ایران به فنآوری هسته ای نامگذاری شود. این از خبر خوش که یک سال است هر روز دارند می دهند. اما خبر بد اینکه منوچهر میم گفت: « تاخیرهای روسیه گویای این واقعیت است که ایران باید خود به سمت تولید سوخت هسته ای گام بردارد.» الهه کولایی هم اعلام کرد که: « نباید به روسیه تکیه کنیم.»، از طرف دیگر اطلاعیه مشترک مسوولان نطنز در آستانه برگزاری روز فنآوری هسته ای صادر شد. فردا قرار است همگی نورپردازی شویم و سگ بزند و گربه برقصد. از روز بعدش خدا به همه ما رحم کند.

وحدت اسلامی ضرورت است
کنفرانس وحدت اسلامی تشکیل شد و مسلمین پس از یک سال خین و خین ریزی به فکر وحدت با همدیگر افتادند. امام جمعه نجف در این کنفرانس گفت: « موج جدید اسلام خواهی درحال شکل گیری است.» ماموران امنیتی از جمعیت خواستند از محل حادثه دور شوند که موج انفجار آنها را نگیرد. از طرف دیگر هاشمی رفسنجانی در دیدار با مفتی اعظم سوریه که به نظر خیلی اعظم نمی آمد، ولی مفتی ارزیابی می شد، گفت: « در شرایط امروزی دیگر موضوعیتی ندارد که ببینیم چه کسی خلیفه اول بوده است.» آگاهان از ترس انفجارهای بعدی هیچ نظری در این مورد ندادند. در عراق مسلمین به نظر می رسد دارند یک فیل عظیم چند تنی هوا می کنند که اگر بالا برود، حالا حالاها پائین نمی آید. مقتدا صدر که بتازگی در دارودسته اش انشعاب شده و یحتمل خودش به طرف تندروها رفته و میانه روها از او جدا شده اند، اعلام راهپیمایی در عراق کرده است. جالب این است که اعلام راهپیمایی میلیونی کرده است. این موضوع مهمی است که مسلمانان جهان تنها کسانی هستند که می دانند« فردا با حضور میلیونها تن از امت روزه دار نماز دشمن شکن جمعه برگزار می شود و مردم در آن شعار می دهند الموت لآمریکا، الموت لاسرائیل و در این جریان هفت اتومبیل منفجر، 89 نفر کشته و 126 نفر زخمی می شوند.» این از مقتدا صدر، نماینده مشنگ ها در عراق، اما آیت الله سیستانی مرجع تقلید مسلمانان جهان و عراق در دیدار با طاهری اصفهانی گفت: « به نظرات مختلف در عراق توجه می کنم.» در همین حال در انفجار محمودیه عراق تلفات سنگین باعث 18 کشته و 28 مجروح شد. اما خبر خوب اینکه صلیب سرخ اعلام کرد: « حال پنج شهروند بازداشتی ایرانی در عراق خوب است.» در لبنان حسن نصرالله بازهم کبکش مشغول اجرای اپرای خروس شد و پرسید: « چه کسی گفته آمریکا به ایران حمله می کند؟» آگاهان گفتند: خودش گفته. سید حسن نصرالله که تنها عامل ایجاد بحران در لبنان است، به شکلی کاملا مشهود اعتراف کرد: « هدف اصلی بحران در لبنان وابسته کردن کشور به اربابانی چون آمریکاست.» در افغانستان نیز اوضاع به روال سابق بود و طالبان سر یک خبرنگار افغانی را از تن جدا کردند.

دولت شیعی فاطمی علیه دولت شیعی صفوی
اما یکی از مهم ترین موضوع دنیای اسلام طرح قذافی برای تشکیل دولت شیعی به سبک فاطمیان است. اصولا قذافی در طول تاریخ زندگی اش چند نوع دولت تشکیل داده است:
25 سالگی: تشکیل جمهوری عربی شعبی لیبی
35 سالگی: تشکیل جمهوری عربی سوسیالیستی شعبی لیبی
45 سالگی: تشکیل جمهوری عربی سوسیالیستی بعثی شعبی العالمی
55 سالگی: تشکیل اتحاد جماهیری عربی سوسیالیستی اسلامی شعبی
65 سالگی: تشکیل اتحاد جماهیری عربی اسلامی شعبی لیبی
70 سالگی: تشکیل جماهیری اسلامی ضدسوسیالیستی خلقی سنی لیبی
75 سالگی: تشکیل جماهیری خیلی اسلامی خلقی ضدعربی آفریقایی شیعی بعثی
80 سالگی: تشکیل جماهیری اسلامی شیعی فاطمی خلقی العالمی
و نهضت ادامه دارد...

نکته!
به دنبال افزایش بحران در روابط ایران و عراق، ماه عسل این دو کشور که پس از 50 سال به همت آمریکای جنایتکار کنار هم قرار گرفته بودند، دوباره درحال به هم ریختن است. دیروز مقامات بالاتر ایران اجازه عبور هواپیمای مالکی را برای عبور از آسمان ایران در مسیر ژاپن ندادند. مالکی با سه ساعت تاخیر از طریق امارات مسیرش را تغییر داد.

محموده؟ بابا! ولش کن!

داستان ملوانان انگلیسی هم داستانی شده است. تازه، بعد از اینکه ماجرا تمام شد، همه به این فکر افتادند که باید چکار می کردند. راستش را بخواهید به نظر من ماجرای ملوان گیری ایران هم مثل سایر کارهای این مملکت است، احتمالا احمدی نژاد دستور داده که تعدادی ملوان را بگیرید، تا از طریق آنها معامله کنیم و بچه های اربیل را آزاد کنیم. وقتی ملوان ها را گرفتند، یادشان افتاده که باید دلیلی برای گرفتن آنها داشته باشند، وسط کار، علی لاریجانی که در تعطیلات نوروزی داشته تاریخ فلسفه غرب می خوانده از تلویزیون شنیده است که شش روز است 15 ملوان انگلیسی در بازداشت هستند، فورا رفته پبش آقای خامنه ای و ماجرا را گفته است. آقا هم گفته است: ملوان؟ ما؟ انگلیس؟ لاریجانی هم گفته: بله. آقا هم گفته است شما بروید و بگوئید احمدی نژاد به من زنگ بزند. احمدی نژاد هم قبل از مصاحبه تلویزیونی داشته خودش را آماده می کرده که اعلام کند ملوانان انگلیسی را با پنج دیپلمات اربیلی عوض می کنیم. وسط کار علی لاریجانی سر رسیده و گفته: محمود! آقا گفته آزادشون کنین. محمود هم گفته: کی؟ آقا؟ عمرا اگه گفته باشه. علی لاریجانی هم گفته: خودت زنگ بزن. محمود به تته پته افتاده و گفته: خودم؟ به خودشون؟ با همین موبایل؟ علی هم گفته: آره، زودتر. محمود هم تعظیم کرده و شماره بیت را گرفته و گفته که با آقا کار دارد. بیت هم وصل کرده به آقا. آقا هم در خانه مشغول گفت و شنود عارفانه با حدادعادل در مورد حافظ بوده که تلفن را توی سینی آورده اند و گفته اند: رئیس جمهور هستند. آقا گفته: آقای خاتمی؟ بعد یادش افتاده که احمدی نژاد رئیس جمهور است و به حداد گفته ولش کن، شما به حرف تان ادامه بدهید. تلفنچی با احترام پرسیده: آقای رئیس جمهور می پرسن چی کارشون کنم. آقا هم گفته: ولش کن بابا. بعدا زنگ بزنه. مامور تلفن هم به احمدی نژاد گفته: آقا فرمودند: ولش کن بابا. محمود هم گفته: خودشون فرمودند ولش کن؟ مامور هم گفته: پس کی گفته؟ خود آقا فرمودند. ولش کن، بعدا هم زنگ بزن. محمود هم گوشی را گذاشته و بسرعت به طرف دوربین ها دویده. علی لاریجانی پرسیده: اوی! فشفشه! کجا؟ چی شد؟ محمود هم گفته: آقا فرمودند که بخاطر رافت و رحمت اسلامی ول شون کنیم و بعدا نتیجه رو خودم شخصا تلفنی به ایشون اطلاع بدم.

یک نفر به پانزده نفر
فرمانده پایگاه هوایی اروند گفت: « پانزده نظامی انگلیسی توسط یک رزمنده ایرانی دستگیر شدند.» حسینی سخنگوی وزارت خارجه هم اعلام کرد: « انگلیس نامه عذرخواهی داده است.» وی توضیح دادکه متن نامه فاش نمی شود. حداد عادل هم در یک اظهار نظر شاعرانه گفت: « آزاد کردن ملوانان انگلیسی باشکوه بود.» اما نظر مهم را با یک نگاه کاملا شرلوک هلمز، هرکول پوارویی عطاء الله مهاجرانی داد و گفت: « ملوان گیری، یک تله انگلیسی نبود؟» آگاهان توضیح دادند که دقیقا همینطور بود، اساسا تصویب قطعنامه 1747 زیر نظر انگلیس بود و به همین دلیل جلسه نهایی آن در نیویورک تشکیل شد، بعد هم انگلیس کسانی را برای گشت فرستاد که همه جوان بودند، و دقیقا زمانی را انتخاب کرد که احمدی نژاد رئیس جمهور بود، در حالی که می توانست این کار را در زمان خاتمی یا هاشمی و یا حتی مصدق انجام دهد و اتفاقا نیروی دریایی انگلیس ملوانانی را انتخاب کرد که کت و شلوار به اندازه آنها در تهران موجود بود. به قول مش قاسم غیاث آبادی: هنوز خیلی مانده ما بفهمیم این انگلیسی های بی ناموس چه کارهایی می کنند.

در مورد ملوانان زبل
ماجرای ملوان ها بخوبی و خوشی درحال پیش رفتن است. اگر به قسمت پر لیوان نگاه کنید، چیزهای جالبی می بینید:
هم آبروی ایران رفت، هم آبروی انگلیس و هم آبروی آمریکا
هم تونی بلر پیروز شد، هم احمدی نژاد
هم ملوانان انگلیسی مثل قهرمان مورد استقبال قرار گرفتند، هم دستگیر کنندگان جایزه گرفتند.
هم تلویزیون ایران برای یک سریال طولانی کلی سوژه دارد تا مردم را سرگرم کند و هم ملوانان انگلیسی حق دارند هر کدام خاطرات شان را به مطبوعات بفروشند و میلیاردر شوند.

شانل و کریستین دیور و ورساچه
دوباره بازی موش و گربه روسری و توسری آغاز شد. فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد: « طرح برخورد با بدحجابی در تهران از اول اردیبهشت اجرا می شود. پوشیدن شلوارهای کوتاه، استفاده از شال های کوچک به عنوان روسری، استفاده از مانتوهای کوتاه و تنگ پوشیدن لباس های بدن نما از مصادیق برخورد ناجا با بدحجابی است.» آگاهان پیش بینی می کنند از زمان اجرای طرح همه خانم ها به جای شال روی سرشان دامن چین چین بیندازند، به جای شلوار کوتاه، دامن چاک دار خیلی بلند با رنگ های جیغ بپوشند. حالا صد تا مد جدید از همین طرح در می آید که شانل و کریستین دیور و ورساچه بروند جلو و بوق بزنند.

جاسوسان جهان متفرق شوید
در راستای این که وزیر نسبتا محترم اطلاعات گفته است که: « الزامی ندارد هر کسی که اهداف دشمن را دنبال می کند جاسوس باشد، ممکن است کارش اثر جاسوسی داشته باشد، ولی جاسوس نباشد.» برخی موارد جاسوسی کسی که کارش اثر جاسوسی دارد، ولی جاسوس نیست را برای اطلاع کلیه امت شهیدپرور و آدم فروش( الزاما منظورم آقای ح.د. نیست) عرض می کنیم و قبل از اینکه عرض مان را درز بگیریم، هشدار می دهیم که بچه ها! مواظب باشید، واقعا مواظب باشید:
اول) شما روزنامه نگار هستید، در یک مقاله چیزی در مورد ضرورت جمع کردن یک میلیون امضا می نویسید، در نتیجه دشمن می فهمد که در کشور شما یک میلیون نفر ممکن است چیزی را امضا کنند، بعد آن را ضربدر 70( به این عدد ضریب جیم به جیم، جاسوسی به جمعیت) می گویند، از این راه می فهمند که کشور ایران هفتاد میلیون جمعیت دارد. و بعد از روی آن می فهمند که این کشور احتمالا چون 70 میلیون جمعیت دارد، بنابراین در نیروگاه نطنز ممکن است غنی سازی هسته ای کنند و در پارچین ممکن است موشک تور ام داشته باشند، بعد نقشه آن را از مغازه می خرند، بعد اطلاعات دقیقی در مورد تاسیسات اتمی پیدا می کنند، پس شما یک جاسوس هستید.
دوم) شما یک وکیل هستید و موکل شما اعتصاب غذا کرده است و شما در مصاحبه با یک رادیوی خارجی اعلام کردید که موکل شما ممکن است بمیرد، در نتیجه سیا متوجه می شود که در ایران اعتصاب غذا وجود دارد، بنابراین می فهمند که وقتی اعتصاب غذا وجود دارد، پس لابد غذا هم وجود دارد، پس می فهمند که شما تولید گندم می کنید و حدس می زنند که چون تولید گندم می کنید، پس ممکن است کلاهک هسته ای هم داشته باشید، برای همین متوجه می شوند که در پادگانی در اصفهان انباری است که در آن موشک های دوربرد است. پس شما اگرچه خودتان فکر می کنید وکیل هستید، ولی در عمل جاسوسی بیش نیستید.
سوم) شما فیلسوف هستید و در کتابی که منتشر کردید با هابرماس فیلسوف آلمانی مصاحبه کردید، پس معلوم می شود که شما به آلمان هم رفته اید و در آلمان هم چون یهودیان زیادی کشته شدند، پس ممکن است یهودیان زیادی هم زنده باشند که بعضی از آنها برای اسرائیل جاسوسی کنند، پس شما یکی از جاسوسانی هستید که مجاهدین همان اطلاعات را سالها قبل از شما به آمریکا دادند، اما شما هم جاسوس هستید.
چهارم) شما معلم هستید و در نظاهرات برای افزایش حقوق تان شرکت کردید، خبر شما را رادیو اسرائیل پخش می کند و یکی از کسانی که فامیل شماست این خبر را می شنود و متوجه می شود که کشوری به نام اسرائیل هم وجود دارد، در حالی که تا قبل از آن نمی دانست، بنابراین شما ناخودآگاه دارید برای اسرائیل جاسوسی می کنید.
پنجم: شما یکی از اعضای مجاهدین خلق هستید و در مرکز پژوهش های مجلس کار می کنید و به مدت پنج سال خبرهای مجلس و اطلاعات محرمانه را از طریق مجاهدین به آمریکا می دهید، شما را دستگیر می کنند و به جرم تان اعتراف می کنید و چون معلوم شده جاسوس هستید شما را آزاد می کنند، اما آن چهارتای دیگر را که مشکوک به جاسوسی هستند در زندان نگه می دارند، تا چشم شان کور دنده شان نرم از این به بعد مثل آدم جاسوسی کنند، نه الکی.
نتیجه گیری اخلاقی: جاسوس خوب جاسوسی است که واقعا جاسوس باشد، نه اینکه فیلسوف باشد.

اصلاحات، آخرین خبر است
اوضاع اصلاحات در حال پیشرفت آتشین است. موسوی لاری گفت: « جز از طریق اصلاح طلبی نمی توان به کشور خدمت کرد.» ظاهرا موسوی خوئینی ها در کنار خاتمی، هاشمی و کروبی قرار می گیرد. البته من هنوز نمی فهمم چرا اینها با روحانی و چهارتای دیگر یک جامعه روحانیت بزرگ راه نمی اندازند که در این هشت ماه فرصت انتخاباتی سفرهای شهرستانی و تبلیغاتی را از حالا شروع کنند؟ البته بحران بگیر و ببند همچنان با جدیت ادامه دارد. ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده از فعالان کمپین یک میلیون امضا هنوز زندانی اند. دیروز در یک بازداشت گسترده 45 نفر از معلمان در همدان دستگیر شدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 15:55  توسط ابراهیم نبوی  | 

در سال 1385 اتفاق افتاد( قسمت دهم)

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 19 فروردین 1386 [2007.04.08]

po_nabavi_01.jpg

می خواستم این مرور را در ده قسمت تمام کنم، اما حجم حوادث چنان زیاد بود که نشد. به همین دلیل این نوشته تا دو روز دیگر ادامه دارد. در نوشته امروز چنین می خوانید: صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت برای تحریم ایران. کرکری های پس از انتخابات ادامه دارد. درگیری میان دانشجویان ستاره دا که از سوی وزیر علوم به بی ناموسی متهم شدند. دولت در سراشیبی سقوط اقتصادی، پولها تمام شد و شکاف دولت و مجلس به جرخوردن رسید. اعدام صدام منطقه را به هم ریخت، دنیای عرب در التهاب، شدت یافتن جنگ شیعه و سنی و پیدایش جنگ فارس و عرب. پخش فیلم رقص در ترکیه با حضور رحیم مشائی مجلس و دولت را درگیر کرد. چرا فرمانده سپاه گفت: ایران بزودی به ابرقدرت منطقه تبدیل می شود، دلیلش چی بود؟ سفر استانی احمدی نژاد به خوزستان. وزیر دادگستری در تصادف رانندگی کشته شد. حسنی سخن گفت: اگر دریاچه ارومیه کلا خشک شود مگر چه اتفاقی می افتد؟ گرانی سروصدای باهنر را هم درآورد. وزیر آموزش و پرورش به مجلس احضار شد، گاف پشت گاف. صدای طبل جنگ از خلیج فارس می آمد، نیروهای آمریکا به خلیج فارس آمدند. کوفی عنان رفت و بان کی مون به جای او دبیرکل سازمان ملل شد، اوه اوه اوه! وقتی بودجه سه روزه آماده می شود. سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین به مدت یک هفته به انضمام هزاران عکس در کنار دهها رهبر در جهان. پنج مقام نظامی امنیتی و دیپلماتیک و غیره ایرانی در اربیل دستگیر شدند. گاز در 11 استان کشور الکی الکی قطع شد. طرح ساعت بانکها سوژه لج و لج بازی یک سال مدام. آمریکا گفت: ایران تهدیدی برای صلح جهانی است...

شورای امنیت محکوم کرد
شب دوم دی ماه رسیده بود که تیتر روزنامه کیهان آماده شد. با تیتر درشت نوشتند: « طرح تصویب نشد و تصویب آن به زمانی مبهم و نامعلوم موکول شد.» اما یک ساعت بعد، در نیویورک، شورای امنیت سازمان ملل متحد طرح گسترده تحریم ایران را باتفاق آرا تصویب کرد. سخنگوی امور خارجه مطابق معمول همان جمله تکراری را گفت: « اقدام شورای امنیت فراقانونی، خارج از چارچوب و برخلاف مقررات صریح منشور ملل متحد است.» به نظر می رسید آمریکا و اروپا یک هجوم همه جانبه را تدارک دیده است. از یک سو خسته کردن دولت احمدی نژاد و از نفس انداختن نیروی مسلمانان تندرو و منزوی کردن ایران شیعه، از جانب دیگر به هم زدن رابطه ایران با متحدان مالی چینی و روسی که در رای گیری علیه ایران رای داده بودند و در سوی سوم مثلث از بین بردن هژمونی انقلابی ایران در دنیای اسلام و دنیای عرب و درگیر کردن ایران با مسلمانان و اعراب. تونی بلر سریعا به متحد کردن اعراب علیه ایران مشغول شد. وزیر دفاع جدید آمریکا گفت: « با تمام قدرت در عراق و خلیج فارس می مانیم.» در داخل ایران، دولت سعی داشت موج بی کفایتی خود را در عرصه سیاست خارجی با هجوم تبلیغات دولتی بپوشاند. الهام دو روز پس از صدور قطعنامه گفت: « اعضای شورای امنیت از صدور قطعنامه علیه ایران پشیمان هستند.» احمدی نژاد گفت: « شما آبرویی برای سازمان ملل نگذاشته اید.... این چه شورایی است که دربست نوکر اسرائیل، انگلیس و آمریکاست؟» محمد سعیدی، معاون بین الملل انرژی اتمی گفت: « قطعنامه 1737 شورای امنیت براساس تصمیم چند کشور خاص اتخاذ شده که مبنای حقوقی ندارد و نمی توانند مفاد آن را به اجرا بگذارند.» شیرزاد تنها سیاستمدار متخصص انرژی اتمی کشور گفت : « در مساله انرژِی هسته ای به مرحله خطیر رسیده ایم.» حداد عادل اعلام کرد: « ما نمی دانیم در برابر وضع موجود بخندیم یا گریه کنیم.» خطر جنگ و تحریم احساس می شد، پورمحمدی که سالها خطرات امنیتی را چشیده بود، گفت: « بایستی سازمان مدیریت بحران در کشور تشکیل شود.» اگرچه در داخل دولت تلاش می کرد بی کفایتی خود را در تشدید دشمن ستیزی بپوشاند، اما نمایندگان مجلس دولت را مورد سووال قرار می دادند. روز پنجم دی ماه هادی حق شناس، نماینده مجلس گفت: « اعتماد بی جا به روس ها و چینی ها کرده ایم، 1.5 میلیارد دلار برای نیروگاه اتمی بوشهر به روس ها داده ایم و برخلاف تصور ما در قطعنامه یک نفر هم رای مخالف نداد، در سال پیش آمریکا دشمن ما بود، اما اکنون اروپا، آسیا و حتی روسیه به ضرر ما رای می دهند، آنها با هم اجماع کرده اند.» پیش بینی های بی حساب و کتاب سرداران غلط از آب درآمده بود. پس از قطعنامه قیمت نفت به دوبرابر شد و نه حتی یک دلار، فقط پنجاه سنت، اضافه شد. منوچهر متکی برای هزارمین بار تهدید کرد: « سه هزار سانتریفیوژ بزودی آماده بهره برداری می شود.» در روز هشتم دی ماه علی لاریجانی فعال تر از دیگران وارد صحنه شد و گفت: « ما دنبال رفتار رادیکال نیستیم، اما اگر آنها شروع به چنین رفتاری کنند خودشان باید پاسخگو باشند.»

مجلس طرح دو فوریتی را تصویب کرد و پشیمان شد
شمشیر کهنه وقتی از غلاف بیرون کشیده شد، فقط صدای ریختن زنگ هایش گوشخراش بود. بلافاصله روز چهارم دی، بعد از تصویب قطعنامه شورای امنیت، مجلس شورای اسلامی که در طول سال قبل بارها طرح یک فوریت و دو فوریت الزام دولت به خروج از ان پی تی را تصویب کرده بود، یک بار دیگر این طرح را تصویب کرد. رئیس جمهور مجلس را ملزم کرد که مجلس دولت را ملزم کند که دولت مصوبه الزام مجلس برای الزام دولت به خروج از ان پی تی را تهیه کند، همه می دانستند این بلوف هرگز اجرا نمی شود. ایران پس از شش ماه که هر روز اعلام می کرد سه هزار سانتریفیوژ مشغول کار است، تهدید کرد که سه هزار سانتریفیوژ را فعال می کند. ژاپن از تحریم ایران شدیدا استقبال کرد. فرانسه گفت: « سرکشی به انزوای کامل ایران می انجامد.» یک روزنامه روس نوشت: « تحریم های محدود تهران نتیجه توافق مسکو و واشنگتن است.» آمریکایی ها توپ را وسط زمین دولت و مجلس ایران پرت کردند، جایی که دعوای تازه ای در حال آغاز بود.

کرکری خواندن های پس از انتخابات
دوم دی ماه، حتی خود بادامچیان هم می دانست که شمارش آرا ایراد داشته است، اما همه پذیرفتند که بازی را ادامه دهند. یک هفته پس از اعلام نتایج هر گروهی تلاش کرد به جامعه اثبات کند که اکثریت در اختیار اوست. بادامچیان گفت: « مسجد جامعی که گروه خونی اش به اصلاح طلبان نمی خورد، نجفی هم کارگزارانی است.» حجت الاسلام قوامی هم دست بالا را گرفت و گفت: « اگر اصلاح طلبان رد صلاحیت نشوند، مجلس هشتم را در اختیار خواهند گرفت.» در این میان شکست خورده اصلی به کرمانشاه رفته بود تا با دیدن انبوه جمعیت روستاها و شهرهای کوچک تصاویر تلویزیونی را در اختیار داشته باشد. احمدی نژاد در کرمانشاه اعلام کرد که گروههای زیادی خواستند از«عکس ما» برای انتخابات استفاده کنند و با استفاده از نام ما در انتخابات پیروز شوند، ولی ما اجازه ندادیم. پدر داماد احمدی نژاد، که تصادفا دبیر کل جمعیت آبادگران بود، گفت: « همان خدایی که دولت را سرکار آورد بنا به عللی توی گوشش زد.... میلیاردها پول در اختیارتان بود، چکار کردید؟.... به خدا اگر کار ویژه بچه های ما نبود امکان نداشت همان دو نفر هم رای بیاورند. این شکست خدایی بود.» اما دکتر رامین اعلام کرد: « پیروزی ائتلاف اصولگرایان به منزله پیروزی ما نیز تلقی می شود.» احمدی نژاد بازی دن کیشوتی اش را با آسیاهای بادی بوش ادامه داد و در جریان سفر کرمانشاه به جرج بوش گفت: « از کاخ شیشه ای بیرون بیایید و نفرت ملت ها را ببینید...» اما رمضانزاده، سخنگوی دولت خاتمی توضیح داد وقتی خاتمی برای بازدید به جایی می رفت، مردم از او استقبال فراوانی می کردند، بدون اینکه جایی تعطیل بشود، در حالی که در جریان سفر احمدی نژاد به کرمانشاه حتی مدارس ابتدایی هم تعطیل بود. سخنگوی دولت سابق گفت: « مردمی بودن در انتخابات مشخص می شود نه در میتینگ های مقامات.» اما توپ سخنگوی دولت موجود پرتر از این حرف ها بود. الهام گفت: « عده ای که از مردم شکست خورده اند، سعی می کنند برای دولت مشکلاتی ایجاد کنند. این عده به دنبال ناکارآمد کردن دولت هستند.» یکی از خبرنگاران از الهام که در مصاحبه مطبوعاتی چهارم دی شرکت کرده بود، پرسید: « تا آنجا که ما می دانیم کسی در بم زندگی نمی کند. » الهام گفت: « اگر کسی در بم زندگی نمی کند، پس چطور این همه مردم رای دادند؟» اگرها و اماها شکفتند و شکوفا شدند، امیر محبیان گفت: « اگر اصولگرایان یک لیست داشتند، حتی یک نفر هم از اصلاح طلبان رای نمی آوردند.» اما اسدالله بادامچیان که سنش سی سالی بیشتر از محبیان بود، واقعگراتر از او گفت: « ائتلاف رایحه برآورد غلطی از رای مردم داشت.» پروین احمدی نژاد هم به دفاع از برادرش گفت: « مگر لیست رایحه را دولت تنظیم کرده که اگر رای نیاورد، به معنی شکست دولت باشد؟»

نگذاریم جوانان آلوده شوند
حتی تا دی ماه سال 85 هم مسوولان کشور ایران فکر می کردند که جوانان کشورهای دیگر جهان قرار است جوانان وطن ما را آلوده کنند. آمارهای سال 85 تکان دهنده بود؛ ایران در میان 146 کشور جهان، به لحاظ وضع محیط زیست در رتبه 132 قرار گرفت. به لحاظ فساد دولتی در رتبه 103 قرار داشت، از نظر مصرف مواد مخدر در رتبه اول قرار داشت و از نظر میزان تصادفات در رتبه اول یا دوم جهان بود. روز دوم دی اعلام شد که تهران همچنان در شرایط وارونگی هوا و در مه و دود خواهد بود. در هفته اول دی ماه روزانه 20 تا 25 نفر به دلیل آلودگی هوا در تهران مردند. روز هشتم دی ماه براساس اعلام نیروی انتظامی 90 هزار سی دی غیراخلاقی در تهران کشف شد. پلیس اعلام کرد یک پسر 16 ساله که سالها با عموی 23 ساله اش رقابت عشقی داشت، وی را به قتل رساند. روز چهارم دی یک مقام نیروهای انتظامی اعلام کرد که میزان زنان خیابانی دستگیر شده در پنج ماهه اول سال 85 نسبت به سال 84، به میزان 18 درصد افزایش داشته است. آیت الله مصباح یزدی گفت: « ما باید جوانان را از آلودگی هایی که در جهان ایجاد شده، مصون نگه داریم..»

ماموران ایرانی دستگیر شدند
اولین بار خبر در روز چهارم دی، چنین اعلام شد. نیروهای آمریکایی چهار کارشناس نظامی ایرانی را که به دعوت طالبانی رئیس جمهور عراق، برای بهبود شرایط امنیتی به این کشور رفته بودند، دستگیر کردند. خبر هشدار دهنده بود، کسی هشدار را جدی نگرفت.

وحشت از انتخابات
نتیجه انتخابات آذر، مجلس را به وحشت انداخت، آنها اول شرایط انتخاب شوندگان را تغییر دادند و بعد بحث بر سر همزمانی انتخابات راه افتاد. روز چهارم دی ماه و در پی تصویب یک مصوبه مجلس مبنی بر افزایش سطح تحصیلات انتخاب شوندگان مجلس از فوق دیپلم به فوق لیسانس، مجلس یک مصوبه دیگر را تصویب کرد که« انتخاب شوندگان باید « پنج سال سابقه اجرایی، علمی، آموزشی یا مدیریتی در بخش های دولتی، نظامی انتظامی، عمومی یا خصوصی با تائید هیات های اجرایی و نظارتی استان ذیربط داشته باشند.» یک روز بعد عبدالفتاح سلطانی، حقوقدانی که بسادگی متهم به جاسوسی و به دشواری آزاد شده بود، گفت: « مصوبه مجلس تجاوز به حقوق ملت است.» طرح همزمانی انتخابات مجلس و ریاست جمهوری نیز مطرح بود. جلالی، نماینده مجلس اعلام کرد که چون با طرح تجمیع، انتخاب نمایندگان مجلس همزمان با انتخابات ریاست جمهوری انجام خواهد گرفت و این به معنی افزایش مدت نمایندگی از چهار سال به پنج سال برای مجلس هفتم است، و این کار برخلاف حقوق ملت است، به همین دلیل طرح تجمیع رد شد. شورای نگهبان روز هشتم دی مصوبه مجلس را در مورد شرط فوق لیسانس برای نمایندگی رد کرد.

ابن سینای دانشمند و زاهدی که وزیر علوم شد
اظهارات وزیر علوم مبنی بر اینکه دانشجویان اخراجی که با نام ستاره دار خوانده می شدند، فساد اخلاقی داشتند، مجلس را به واکنش واداشت. خود وزیر علوم، در مورد سخنان خودش اعلام کرد: « چنین صحبت هایی وقیحانه است.» دانشجویان سه ستاره هم در یک نامه شدیداللحن به وزیر علوم پاسخ دادند. احمدی نژاد گفت: « راه برای ظهور امثال ابوریحان ها و رازی ها و ابن سیناها بسته نیست.» بدنبال این اظهار نظر مقبره ابوریحان، رازی و ابن سینا بشدت لرزید. روز هشتم دی نماینده بندرعباس گفت: « زاهدی دانشجویان را به تجاوز به ناموس مردم متهم کرده است، در صورتی که اینان هیچ سابقه محکومیتی نداشته و وزیر علوم تنها قصد بی آبرو کردن دانشجویان را دارد تا کارهای خلاف خودش را پوشش دهد.» وزرای کابینه گوئی همگی جمع شده بودند که دردسرهای جدیدی ایجاد کنند. سلیمانی، وزیر ارتباطات اعلام کرد: « قطع اینترنت ربطی به وزارت ارتباطات ندارد.» آگاهان توضیح دادند که اینترنت به وزارت نفت و حج و زیارت مربوط است. وزیر ارتباطات که دولتش شش شبکه تلویزیونی و دهها شبکه رادیویی و چندین روزنامه داشت، روز پنجم دی ماه گفت: « دولت نهم بلندگویی ندارد که بتواند صحبت های خود را بیان کند؛ چرا که وابسته به هیچ حزبی نیست.» هزاران کیلومتر آن طرف تر سخنان بی حساب و کتاب صادر می شد. رحمانی، رئیس دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا، بعد از کلی که فکر کرد و آمار گرفت، گفت: « در آمریکا 8 تا 12 میلیون مسلمان وجود دارند که حدود 2 میلیون نفر آنان شیعه هستند. 85 درصد از این شیعیان ایرانی اند.» تمام ایرانیان لس آنجلسی با این آمار جزو شیعیان آمریکا بشمار می آمدند. لیلا فروهر و شهرام شب پره آماده عملیات استشهادی شدند.

دولت در سراشیبی
دولتی که تا چهار ماه قبل به نظر کاملا مقتدر می رسید در سراشیبی سقوط قرار گرفت. از یک طرف داستان بودجه و مسائل اقتصادی بود و از طرف دیگر مجلس و محافظه کاران هم تا پنج شش ماه دیگر باید خودشان را برای دموکراسی انتخاباتی مجلس هشتم آماده می کردند. در این آمادگی هرکسی خرجش را از دولت سوا می کرد، در افکار عمومی جلوی سقوط خودش را گرفته. دوستان سابق احمدی نژاد به انتقاد جدی از او پرداختند. روز هشتم دی ماه علاء بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی گفت: « دولت باید به جای حل مشکلات جهان به حل معضلات و مسائل مردم داخل کشور فکر کند.» تعدادی از نمایندگان مجلس از برپایی کنفرانس هولوکاست انتقاد کردند. استاندارکهکیلویه هم از اینکه احمدی نژاد در جریان سفرش به این استان قول هایی به مردم داده و به آنها عمل نکرده از وی انتقاد کرد. دولت اعلام کرد که از اول دی ماه بودجه ندارد و تمام بودجه سالانه اش را خرج کرده است. کارشناسان اعلام کردند که دولت 72 هزار میلیارد کسری بودجه دارد و بودجه سال گذشته احمدی نژاد که تحت عنوان « اولین بودجه عملیاتی کشور» اعلام شده بود، شکست خورده است. رفتارهای دولت هم بی حساب و کتاب بود و هم پر از اشتباه. علی اکبر محرابیان، نماینده ویژه رئیس جمهور« اعتبار متروی تهران را به اشتباه در اختیار سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور قرار داده بود.» درست در چنین شرایطی که دولت در بن بست مالی بود، در روز هشتم دی وزیر دارائی عراق در سفر به ایران یک یادداشت تفاهم برای دریافت یک وام یک میلیارد دلاری از ایران را به امضا رساند.» در بیرون از دولت و حکومت هم انتقادها جدی بود. شمس الواعظین که یخ پس از انتخابات اش آب شده، روز هشتم دی گفت: « دولت احمدی نژاد ناکارآمدترین دولتی است که با عوام زدگی می خواهد مشکلات خود را حل کند.» وی گفت: « بسیاری از مشکلات دولت ناشی از بی اطلاعی است.»

فراکسیون منتقدین دولت از اصولگرایان جدا شد
فرض می کنیم این خبر درست باشد که یکی از اصلاح طلبان که با باهنر در سفری هوایی همراه شده از او بشنود که ما مجبوریم از دولت دفاع کنیم، شما چرا انتقاد نمی کنید؟ برای زیر سووال بردن دولت، به اندازه کافی سووال و سوژه وجود داشت. همین موضوع بود که ریشه فراکسیون جدید را به وجود آورد. به نظر می رسید مجلس دچار دوگانگی در برخورد با احمدی نژاد است، گروهی از نمایندگان به رهبری کسانی مانند اعلمی و افروغ و خوش چهره در مجلس از اکثریت جدا شدند. مجلس دیروز ساعت کار بانکها را برخلاف نظر دولت تغییر داد. محمد رضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس دیروز گفت: « حرکات شتابزده و سیاستهای تند را در واکنش به قطعنامه شورای امنیت توصیه نمی کنم.»

اعدام صدام، کبریت در انبار باروت
روز هشتم دی ماه، از صبح خبری اعلام شد که به موجب آن صدام حسین قرار بود تا 48 ساعت بعد اعدام شود. از ساعت 12 شب بغداد نخوابید، گروهی در سراسر جهان از وحشت دیکتاتور و گروهی شادمان از انتقام و گروهی دیگر با احساسی از خفت و ذلت به دوربین های تلویزیونی که تا ساعت شش صبح خبر مرگ صدام را گزارش لحظه به لحظه می کردند، چشم دوختند. تا زمانی که صدام دست آمریکایی ها زندانی بود، همه چیز بخوبی پیش رفت. آنها با صدام مثل یک زندانی رفتار کردند. بعد از صدور حکم، وی برای اجرای حکم به مدت نیم ساعت به هموطنانش تحویل داده شد. عراقی ها هم صدام را به وحشیانه ترین شکلی که می شد تصور کرد، اعدام کردند. تنها تصویر پخش شده به وسیله یک موبایل دوربین دار چند ثانیه از اعدام را ضبط کرد. چند ساعت بعد، تصویر روی اینترنت بود، مهم ترین تصویر سال 85 همین چند ثانیه بود. عاملین اجرای حکم موقع اعدام با او درگیر شدند، به او توهین کردند، و قبل از اینکه شهادتین اش را جاری کند اعدامش کردند. در هنگام اعدام صدام صدای این شعار می آمد که « زنده باد مقتدی، صدر زنده است.» اعدام کنندگان به شیوه شیعیان صلوات می فرستادند. این چند ثانیه تصویر تمام معادلات منطقه را به هم ریخت. دختر صدام حسین پدرش را شهید خواند. تاجیکستان از اعدام صدام اظهار نگرانی کرد. حماس این اعدام را ترور سیاسی نامید. قذافی عزای عمومی اعلام کرد. ایران می خواست سه روز جشن بگیرد. از یکسو طرفداران صدام می گفتند که آمریکایی ها و ایرانی ها صدام را کشتند. اما جلال طالبانی در گفتگوی تلفنی با احمدی نژاد گفته بود: « نگرانی این بود که برخی با همکاری آمریکایی ها صدام را از مجازات فراری بدهند و علیه ملت عراق توطئه کنند.» فلسطینی ها در سوگ صدام به خیابان آمدند و در حالی که عکس صدام و عرفات را در دست داشتند، به دادن شعار علیه دولت عراق و آمریکا پرداختند. همزمان با همین موضوع، لشگر جهنگوی پاکستان اعلام کرد که قصد حمله به رهبران و علمای شیعه و اماکن مقدس شیعیان را در پاکستان دارد. طالبان وعده داد که در سال جدید میلادی که با اعدام صدام تمام شده بود، حملات انتحاری و چریکی اش را به نیروهای خارجی افزایش می دهد. در ایران اوضاع به گونه ای دیگر بود. دری نجف آبادی، دادستان کل کشور گفت: « سرنوشت صدام نشان داد جباران رسوا می شوند.» اما خاتمی گفت: « نه تنها از کشته شدن صدام، بلکه از مرگ هیچ فردی حتی افراد جنایتکار خوشحال نخواهم شد.» مرگ صدام، باعث چند بحران در منطقه شد؛ از یک سو ایران به عنوان قاتل صدام در میان مسلمانان و کشورهای منطقه که صدام را قهرمان دنیای عرب می خواندند، منزوی شد. جنگ شیعه و سنی بالا گرفت و جنگ فارس و عرب به آن اضافه شد. جهان اسلام با ایران فاصله ای جدی گرفت.

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
درست در زمانی که فیلم اعدام صدام تمام جهان را تکان داده بود، یک فیلم دیگر در ایران دست به دست می گشت. روز یازدهم دی ماه بود که پخش فیلم رقص زنی در یک گرد هم آیی اسلامی در ترکیه که رحیم مشائی مدیر میراث فرهنگی در آن حضور داشت، مجلس و دولت را به هم ریخت. فیلم متعلق به یک سال قبل بود و رقص مراسم جنبی یک سمینار فرهنگی بود. یک منبع دولتی اعلام کرد که: « فیلم مونتاژ شده است و انتشار آن پس از 15 ماه از یک فتنه حکایت می کند.» اما سعید ابوطالب، نماینده مجلس که سابقه فیلمسازی داشت « هرگونه شبهه مونتاژ در این فیلم را رد کرد.» عماد افروغ نیز توپ را توی زمین احمدی نژاد پرت کرد و گفت: « منتظر واکنش رئیس جمهور درباره مشائی هستیم.» مشائی یک سال قبل در مصاحبه با یک خبرنگار ترک گفته بود: « استفاده از روسری در ایران اجباری نیست، ایرانیان در ترکیه می توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند، هم بی حجاب باشند و هم با مایو بگردند.» عماد افروغ گفت: « حضور معاون احمدی نژاد در مراسم رقص زنان در ترکیه وهن جمهوری اسلامی است.» سجادپور، معاون مشائی اعلام کرد: « ما که نمی توانستیم بخاطر رقص نمایشگاه را ترک کنیم.» رحیم مشائی گفت: « اجرای رقص در میان برنامه ناگهانی بود. ما پس از آن مجلس را ترک کردم.» آگاهان به ایشان توضیح دادند که هیچ لزومی نداشت که بعد از رقص از مراسم خارج شوند، چون دیگر مشکلی نبود، می توانستند همانجا باشند و عکس بدون رقص هم بگیرند. خبرگزاری فارس مدعی شد که رحیم مشائی به مدت 12 دقیقه در محل اجرای رقص بوده است. رحیم مشائی گفت: « به موقعش خدمت خبرگزاری فارس می رسیم. به من تهمت زدند، پای تهمت هم باید بایستند.» وی از عماد افروغ و ابوطالب، نمایندگان مجلس شکایت کرد. عماد افروغ گفت: « رحیم مشائی توهم دارد.» و اضافه کرد: « تشنه دریافت شکایت آقای مشائی هستم.» و ادامه داد که« کوتاه نمی آیم، متقابلا شکایت می کنم.» الهام، سخنگوی دولت گفت: « قضاوت در مورد سی دی مشائی با قوه قضائیه است.» الهام به شکلی عجیب و باورنکردنی گفت: « آقای مشائی پس از متوجه شدن برنامه جلسه را ترک کرده است.» نوزده نماینده مجلس به احمدی نژاد تذکر دادند. مشائی در پاسخ توضیحات مفصلی داد و گفت: من پس از رقص اعتراض کردم و گفتم نو اسلامیک.

ایران بزودی به ابرقدرت منطقه تبدیل می شود.

در دی ماه احساس خود ابرقدرت بینی در کل مسوولان بطور اعم و در مسوولان نظامی بطور اخص اوج گرفت. به دنبال شکوفه زدن این احساس، نشانه های آن پیدا شد. فرمانده سپاه گفت: « ایران بزودی به ابرقدرت منطقه تبدیل می شود.» ، بلافاصله پس از این اظهار نظر، گاز هفتاد درصد از مشترکان خرم آباد قطع شد. در مرحله دوم در یک تصادف زنجیره ای صد اتومبیل در منطقه کوچصفهان در حوالی رشت به همدیگر خوردند و اتومبیل ها از بین رفتند. در مرحله سوم کریمی راد، وزیر دادگستری ابرقدرت ایران در جاده تصادف کرد و چون ایران در حال ابرقدرت شدن است، آمبولانس دیر رسید و وزیر دادگستری در این تصادف کشته شد. یک روز بعد از اینکه صفوی گفت: « ایران بزودی به ابرقدرت منطقه تبدیل می شود.» جریان گاز در 11 استان کشور قطع شد. مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران گفت: « گاز همه وزارتخانه ها و ادارات دولتی از پنج شنبه گذشته، و به منظور تامین مصرف خانگی گاز قطع شده است و احتمال می رود که برق نیز در تهران قطع شود.» خبرنگاران گفتند: « قطع گاز در برخی استان های کشور زندگی مردم را فلج کرد.» کیهان اعلام کرد که « مشکل گاز مناطق سردسیر امروز برطرف می شود.» با ادامه قطع گاز در 11 استان کشور، مردم سقز برای اعتراض به این وضع به خیابان آمدند. احمدی نژاد اعلام کرد: « ایران بزودی کلید تولید صنعتی سوخت را خواهد زد.» وی گفت: « مردم جهان از ما می خواهند نجات شان بدهیم.... روزانه دهها هزار نامه از سراسر جهان پیش من می آید که در آنها اقشار مختلف سراسر جهان ضمن بیان وضعیت نامناسب خود از ما می خواهند که ایران مقتدر بماند و روزی بتواند آنها را هم از دست طاغوتیان نجات دهد.» قبل از اینکه احمدی نژاد موفق به نجات مردم جهان شود، یک مدرسه در روستای « المنی» در لرستان به دلیل استفاده از وسایل گرمایشی غیراستاندارد دچار حریق شد. خوشبختانه هیچ آسیبی به دانش آموزان نرسید. فقط تعداد زیادی از دانش آموزان مدرسه زخمی و مجروح شدند.

کشورهای غربی رو به نابودی هستند
احمدی نژاد سه روز پس از اعدام صدام حسین به استان خوزستان سفر کرد. وی در سخنرانی اش گفت: «کشورهای غربی رو به نابودی هستند.» وی اعلام کرد: « ما سر سوزنی از حقوق هسته ای خود عقب نمی نشینیم.» احمدی نژاد گفت: « سرنوشت صدام برای جنایتکاران درس عبرت است.» رئیس جمهور کلکسیون شیرینکاری هایش را کامل کرد و چند جمله به زبان عربی برای مردم عرب زبان این شهر گفت. این در حالی بود که نیروهای عاقل کشور احساس خطر می کردند. روز سیزدهم دی ماه حسین موسویان، عضو سابق هیات مذاکره ایران گفت: « بحران باید همین جا متوقف شود.» ظریف اعلام کرد: « هنوز خیلی دیر نشده است.» هاشمی رفسنجانی گفت: « این قطعنامه خطرناک است.» درست پس از قطعنامه 1373 بود که هاشمی وارد معادله سیاسی شد و دعوای وی با احمدی نژاد آشکارتر شد. همانطور که هاشمی خطر جنگ را هشدار می داد، احمدی نژاد گفت: « قطعنامه چیز مهمی نیست.» وی رسما اعلام کرد: « ایران امروز یک ایران هسته ای است.» عکس های جمعیت سرمازده خوزستان تابلوهایی که در دست داشتند نشان می داد، روی تابلوها نوشته بود: « نفت و گاز حق مسلم ماست» احمدی نژاد که روز دوازدهم دی گفته بود : « مشت های ملت به صورت هر زورگویی نواخته می شود.» روز سیزدهم دی ادامه داد: « کسانی که مقابل ایران بایستند با سیلی کوبنده مواجه می شوند.» دفتر ریاست جمهوری اعلام کرده است که در جریان سفر به خوزستان یک میلیون نفر از مردم این استان به احمدی نژاد نامه نوشتند. این دفتر اعلام کرد که تا کنون300 هزار نامه باز شده و تقریبا اکثر نویسندگان نامه ها درخواست کار داشتند.

دولت هر روز نه گاف
گاف دادن های احمدی نژاد همچنان ادامه داشت. به دنبال درگذشت کریمی راد، وزیر دادگستری در تصادف اتومبیل، احمدی نژاد حکم سرپرستی الهام را برای وزارت دادگستری و با حفظ سمت صادر کرد و اعلام کرد که بزودی وزیر دادگستری را معرفی می کند. اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان توضیح داد که « وزیر دادگستری را رئیس قوه قضائیه پیشنهاد کرده و رئیس جمهور از آن پیشنهادات یکی را انتخاب می کند.»

چه کسی صدام را اعدام کرد؟
تازه پس از مرگ صدام بود که همه کسانی که آرزوی مرگش را می کردند، شاید بخاطر شکل بدی که مرگ وی منعکس شد، خودشان را از زیر بار این مسوولیت کنار کشیدند. جلال طالبانی گفت: « من در جریان اعدام صدام نبودم.» معلوم شد که ماجرای گفتگوی تلفنی احمدی نژاد و طالبانی از اساس دروغی از سوی احمدی نژاد بود، دفتر ریاست جمهوری خبر ملاقات هادی ساعی با رئیس جمهور را منتشر کرد. هادی ساعی گفت در این مدت در تهران نبود و اصلا با احمدی نژاد ملاقات نکرده است. مالکی، نخست وزیر عراق هم دچار افسردگی بعد از اعدام شد و اعلام کرد که دوست ندارد نخست وزیر عراق باشد و از این مقام راضی نیست. سخنگوی ارتش آمریکا در عراق نیز اعلام کرد که ارتش آمریکا در اعدام صدام نقشی نداشته است. از طرف دیگر طرح فراری دادن صدام به اردن توسط آمریکائی ها فاش شد. ظاهرا آمریکایی ها می خواستند صدام را از خودشان بدزدند و به اردن بیاورند و به خودشان تحویل بدهند تا او را از دست خودشان نجات داده و در اختیار خودشان بگیرند. در مقابل موجی که در دنیای عرب برخاسته بود که صدام را قهرمان دنیای عرب می دانست و الجزیره به آن دامن می زد، حداد عادل گفت: « سید حسن نصرالله شجاع ترین مرد جهان است.» حسنی مبارک روز شانزده دی گفت: « اعدام صدام وحشیانه بود.» عطاء الله مهاجرانی در مقاله اش نوشت: « صدام که تا مغز استخوان در خدمت منافع آمریکا بود، چطور می تواند قهرمان ضدآمریکایی باشد؟»

حسنی به من گفت، چی گفت؟
در میان آن همه خبرهای بد فقط حسنی می توانست روزنه امیدی برای مردم باشد. آیت الله حسنی مرجع تقلید طنزنویسان ایرانی در روز 12 دی در یک مصاحبه شرکت کرد. وی گفت: « اصلاح طلبان می گفتند که می شود حتی علیه خدا تظاهرات کرد و امام زمان(عج) را استیضاح کرد.» وی در مورد اهمیت کشاورزی گفت: « باید کشاورزی را توسعه داد. من نمی فهمم در ادارات چه خبر است که همه می خواهند در آن ها استخدام شوند.» وی گفت: « به احمدی نژاد پیشنهاد دادم که به هر کشاورز مقداری از کویرها را بدهید، اما نمی دانم چرا به پیشنهادم جوابی نداد.» وی در مورد اهمیت تولید کشاورزی در کویرها گفت: « اگر کویرها را آباد کنیم ولی نتوانیم محصول تولید کنیم کویرهای آباد هم روی دستمان باد می کند.» حسنی در ادامه سخنان گهربارش گفت: « اگر دریاچه ارومیه کلا خشک شود مگر چه اتفاقی می افتد؟» وی به یک موضوع مهم فلسفی در تاریخ بشر اشاره کرد و درباره ضدانقلاب گفت: « باید نسل ها عوض شود و این ها از بین بروند و یا من.» آیت الله حسنی گفت: « آزادی در اسلام همیشه مورد نکوهش است... ما در اسلام آزادی نداریم...کسانی که امروز از آزادی حرف می زنند به نوعی ضدانقلاب هستند.» حسنی در مورد اینکه چرا طرفدار هاشمی است، اما معتقد است با وجود اینکه هاشمی بهتر از احمدی نژاد است، اما با این وجود این احمدی نژاد بهتر از هاشمی است، گفت: « من خیلی به این دولت اعتقاد دارم، البته من خودم به آقای هاشمی رای دادم و الآن هم فقط هاشمی را اصلح می دانم... احمدی نژاد هم کمتر از هاشمی نیست و به اعتقاد من مسایلی را که هاشمی نتوانست ریشه کن کند، احمدی نژاد ریشه کن کرد.»

هنر آشپزی باهنر
آش گرانی چنان شورش درآمده بود که باهنر هم فهمید. باهنر، بالاخره سروصدایش درآمد و در روز شانزدهم دی گفت: « سطح عمومی قیمت ها در برخی موارد از کنترل بیرون رفته است.... بعضی سیاستهای کلی دولت در ارتباط با مسکن، قیمت ها را افزایش داده است...» وی اظهار داشت: « به عملکرد دولت نهم نقد دارم.... قرار بود نفت و چیزهای دیگر را سر سفره ببریم، نشد، نباید دعوای خودمان را سر سفره مردم ببریم.» اعلمی اعلام کرد بعضی نمایندگان مجلس در حال تهیه طرح استیضاح دولت هستند. احمدی نژاد روز بیستم دی گفت: « انشاء الله تا یک سال آینده با همکاری سایر قوا به جایی خواهیم رسید که این نوسانات تند را کنترل و مهار کنیم.» وی گفت: « کسانی از رانت خواران با دامن زدن به نوسانات اقتصادی، می خواهند ملت ایران از آرمان های بحق خود دست بکشند.» اسماعیل جبارزاده گفت: « احمدی نژاد رانت خواران را معرفی کند.» سرپرست مجتمع قضائی امور اقتصادی اضافه کرد: « منتظریم رئیس جمهور صاحبان ثروتهای نامشروع را معرفی کند.» به دنبال جستجوی بی امان نیروهای امنیتی انتظامی و اقتصادی برای کشف عامل گرانی کالاها، جوانفکر، مشاور رئیس جمهور اعلام کرد که « اس ام اس ها در افزایش گرانی نقش دارد.»

تغییرات در دولت، نه چندان زیاد
در شانزدهم دی در دولت احمدی نژاد تغییراتی اتفاق افتاد، قرار شد صادق محصولی رئیس انجمن پابرهنگان میلیاردر دبیر هیات دولت شد. الهام هم قرار شد به عنوان کوچولوترین وزیر دادگستری تاریخ ایران انتخاب شود. زریبافان هم قرار شد بشود مسوول دفتر رئیس جمهور. پس از بازگشت احمدی نژاد از دو سفر استانی پی در پی ، دولت پس از چند ماه تشکیل جلسه داد و در آغاز جلسه وزرا به شکلی کاملا تصادفی متوجه شدند که برای سال آینده باید لایحه بودجه را بدهند. به همین دلیل بررسی لایحه بودجه در هیات دولت آغاز شد و بعد از ساعتها بحث و تبادل نظر، دولتی که هفته قبل در یک جلسه دویست طرح استانی را در خوزستان تصویب کرد، تبصره یک بودجه را به تصویب رساند. محمد عظیمی معاون پارلمانی نهاد ریاست جمهوری گفت: « بودجه 86 هنوز مراحل مقدماتی خود را می گذراند و تکمیل نشده است.» شاهی عربلو اعلام کرد: « به احتمال قوی بودجه بعد از عید تصویب می شود.» اما هادی حق شناس گفت: « بررسی بودجه به هر حال باید در سال 85 انجام شود.» اعلام شد که علیرغم افزایش پایه نفتی، به جای 48 میلیارد دلاری که یک سال قبل در حساب ذخیره ارزی بود، موجودی حساب ذخیره در حال حاضر فقط 10 میلیارد و 400 میلیون دلار است. یکی از نمایندگان مجلس روز 19 دی گفت: « اگر بودجه تا 20 دی هم به مجلس بیاید بسیار دیر است.»

به سوی سوسیالیسم تخیلی
دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد سفر دوره ای احمدی نژاد از جمعه شب به آمریکای لاتین آغاز می شود. وی در این سفر به ونزوئلا، نیکاراگوئه و اکوادورمی رود. هوگو چاوزاعلام کرد که « برق و مخابرات ونزوئلا را ملی کرده است.» وی به تنهایی نظام حکومتی ونزوئلا را هم تغییر داد و نام حکومتش را جمهوری سوسیالیست ونزوئلا گذاشت. چاوز گفت: « ما به سوی سوسیالیسم حرکت می کنیم و هیچ چیزی و هیچ کسی در این راه جلودار ما نیست.» مجلس در بحران بود و شاید بدترین زمان برای یک سفر خارجی بود، اما دل احمدی نژاد برای چاوز می تپید. بحث برسر اینکه سووال بکنیم یا نه در مجلس جدی شد. حمید رضا حاجی بابایی، عضو هیات رئیسه مجلس گفت: « سووال از رئیس دولت حق نمایندگان است.» وی ادامه داد: « اما من اگر جای آنها بودم این کار را نمی کردم.» وی که کشف جدیدی کرده بود، گفت: « تا کنون هیچ رئیس جمهوری را در جمهوری اسلامی به مجلس نیاورده اند.»

وزیر آموزش و پرورش در مجلس
در پی ایجاد حریق در مدارس کشور و مشکل ایجاد گرما، فرشیدی به مجلس احضار شد. فرشیدی گفت: « استعفای من مشکل حریق را در مدارس حل نمی کند.» آگاهان گفتند: شما استعفا بدهید، قطعا مشکل حریق در مدارس حل می شود. همین وزیر گفت: « تغییر ساعت شروع به کار مدارس حرفی خیابانی و کارشناسی است.» وزیر آموزش و پرورش گفت: « با داشتن 150 هزار واحد آموزشی حتی نمی توان با قاطعیت گفت که هیچ سیمی اتصال نخواهد داشت.» وزیر آموزش و پرورش گفت: « احتیاج به 670 هزار بخاری 85 هزار تومانی لیزری داریم.» وی گفت: « مشکلات مدرسه ای را با نوشتن نامه به وزرای دیگر حل می کنیم.»

ایران، اسرائیل و فلسطین
یک منبع خبری اعلام کرد که اسرائیل قصد حمله به ایران را دارد. ایران گفت شدیدا تلافی می کنیم. اما اسرائیل بلافاصله اعلام کرد که قصد حمله به ایران را ندارد. در پی این امر گروهی از بهائیان ایرانی برای جلوگیری از حمله اسرائیل به ایران با اولمرت ملاقات کردند. درگیری میان فتح و حماس شدیدا بالا گرفت و نیروهای فتح به مغازه های طرفداران حماس حمله کردند. و تعدادی از طرفداران فتح و حماس همدیگر را زخمی کردند و کشتند. به نظر می رسد که تنها راه حلی که برای صلح میان فلسطینی ها مانده است این است که اسرائیل یک هیات صلح را برای آشتی میان فتح و حماس تعیین کند. حماس در 19 دی اولین اقدام خودش را برای تشکیل دولت انجام داده و « واحد شنود» خودش را برای در نظر گرفتن همه مکالمات تلفنی فلسطینی ها فعال کرد.

صدای طبل جنگ
از بیستم دی ماه 85 خیلی لازم نبود گوش تان را به زمین بچسبانید تا صدای طبل جنگ را بشنوید. آمریکا ناو آیزنهاور را به خلیج فارس فرستاد. هاشمی گفت می خواهد به قم برود. معلوم نبود هاشمی رفسنجانی برای زیارت جمکران به قم رفت یا اینکه می خواهد وضع خطرناک کشور را برای روحانیون قم تشریح کند. روسیه و چند شرکت چینی بخاطر حمایت از ایران توسط آمریکا تحریم شدند. با فاصله ای نه چندان از تحریم بانک صادرات، بانک سپه توسط آمریکا تحریم شد. هواپیماهای آمریکایی به مقر نیروهای اسلامگرا در سومالی حمله کردند و آنجا را بمباران کردند. در بغداد هلیکوپترهای آمریکایی به مقر گروهی از تروریست های بعثی حمله کردند و حدود پنجاه نفر را کشتند. چینی ها، به یک اردوگاه تروریست هایی که توسط القاعده آموزش دیده بودند حمله کرده و هجده تن از آنان را کشتند. به دنبال تغییر زلمای خلیل زاد از سفارت عراق به نمایندگی آمریکا در سازمان ملل، سفرای این کشور در بیروت و سوریه نیز تغییر کردند.

کوفی عنان رفت، بان کی مون آمد
همزمان با انتخاب زلمای خلیل زاد، یک آمریکایی افغانی تبار به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، یان کی مون دبیر کل جدید این سازمان که اهل کره جنوبی است، در اولین بیانیه خود اعلام کرد: « جامعه بین المللی به چالش های هسته ای تحمیل شده از سوی ایران و کره شمالی توجه کند.» از همه اینها گذشته، درست در همان ساعاتی که جانشین فرماندهی نیروی مقاومت بسیج گفته بود که تنگه هرمز در پنجه فولادین ماست، یک زیردریایی آمریکایی در جنوب تنگه هرمز با یک کشتی ژاپنی در تنگه هرمز برخورد کرد. متکی که از زبان وزارت خارجه امارات حرف می زد، گفت: « کشور برادر امارات به هیچ کشوری اجازه نمی دهد علیه منافع جمهوری اسلامی ایران حرکتی انجام دهد.» کامرز بانک آلمان اعلام کرد کلیه ارتباطات ارزی خود را با بانک ها و موسسات مالی ایرانی به حال تعلیق درمی آورد. این بانک هشتمین بانک اروپایی بود که چنین کاری می کرد. همزمان با سفر تفریحی احمدی نژاد به ونزوئلا، نیکاراگوئه و اکوادور، رایس به خاورمیانه آمد تا در مورد ایران با رهبران اسرائیل، فلسطین، اردن، مصر، عربستان سعودی و کویت دیدار کند.

جمهوری اسلامی علیه جمهوری اسلامی
در داخل کشور اصولگرایان بطور جدی رفتار احمدی نژاد را نقد کردند. روزنامه جمهوری اسلامی در یک مقاله مفصل در مورد انرژی اتمی، از احمدی نژاد خواست که دیگر در مورد انرژی اتمی اظهار نظر نکند. سخنگوی فراکسیون اکثریت مجلس به احمدی نژاد اخطار کرد که فقط زیر نظر رهبری در مورد انرژی هسته ای حرف بزند. در این شرایط بازرسان انرژی اتمی وارد ایران شدند. علی لاریجانی گفت: « اصرار نداریم از ان پی تی برویم.» وی گفت: « تا مجبور نشده ایم بیرون نمی رویم.» آسوشیتد پرس روز 23 دی اعلام کرد: « توقف غنی سازی در نطنز را اعلام کرد.» اما فلاحت پیشه گفت: « نه، غنی سازی متوقف نشده است.» سیاست خارجی کشور در بحرانی از امیدهای مبهم و نومیدی های روشن دست و پا می زد. به نظر می رسد که احمدی نژاد از هرگونه اظهار نظر در قضایای هسته ای و غیره ممنوع شده. روزنامه کیهان یک کلمه هم در مورد انرژی هسته ای نمی نوشت.

پاسخ مختصر و صریح
با گذشت دو هفته از ارسال نامه احمدی نژاد به پاپ بندیکت شانزدهم، پاپ در یک جواب دندان شکن گفت: « ایران باید با جامعه جهانی همکاری کند.» وی اضافه کرد: « اسرائیلی ها حق دارند با صلح در کشورشان زندگی کنند.» پاسخ پاپ صریح و مشخص بود.

بودجه کشور در دست سرداران و سرمایه داران

روز 20 دی آقای محترمی به نام کردبچه با یک لباس تمیز ظاهر شد و اعلام کرد که بودجه امسال آماده است. آقای کردبچه توضیح داد که آقای محصولی و سردار ممبینی به عنوان مشاور در تنظیم بودجه حضور داشتند. معلوم شد دولت اصلا در جریان بودجه نیست و احمدی نژاد بودجه امسال را شخصا و با حضور یکی دو مشاور نظامی داده است از طرف دیگر، آقای کردبچه تلویحا توضیح داد که مسوولیت بودجه امسال با سازمان برنامه و بودجه نیست. در همین روز اعلام شد که دولت در سال گذشته 3.7 برابر بیش از حد تجویز شده از درآمد نفت استفاده کرده است. یعنی به جای 14 میلیارد دلار، مبلغ 52 میلیارد دلار از پول نفت در ده ماه گذشته نابود شده است.

گاز شهر آلوده است
بحران یکی پس از دیگری می رسید. رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس در روز بیستم دی اعلام کرد که: « گاز شهری آلوده است.» اما وزارت بهداشت گفت: « هنوز گزارشی مبنی بر آلودگی گاز شهری به وزارت بهداشت نرسیده است.» آقای پیرموذن گفت: « هوای خانه ها در هنگام مصرف گاز شهری باید 40 درصد رطوبت داشته باشد.» آقای فتح الله امی، مدیر طرح جامع آلودگی هوای تهران گفت: « طبق آمار بانک جهانی دولت ایران در سال 2006 متحمل پرداخت 8 میلیارد دلار خسارت بابت آلودگی هوا شد.»

طرح جدید بوش برای امنیت عراق

همانطور که بسته پیشنهادی اروپا را احمدی نژاد اشتباها از پنجره اتومبیلش دور انداخت، طرح بیکر نیز به سرنوشت بسته مذکور دچار شد. بوش طرح جدید خود را برای امنیت عراق اعلام کرد. اولین موضوع طرح، قطع کامل نفوذ ایران از عراق بود. نوری المالکی گفت: « از طرح جدید بوش در مورد عراق حمایت می کنیم.» اما، یکی دو ساعت بعد رسانه های کشور نوشتند که « مالکی با طرح بوش برخورد سردی کرد.» رایس پس از دیدار از اسرائیل به دیدار ابومازن رفت و به او گفت که ما « به تشکیل کشور مستقل فلسطینی پایبندیم.» ابومازن هم گفت: « دستگاههای امنیتی فلسطین باید به سلاح مجهز شوند.» همزمان با سفر رایس، هیلاری کلینتون، بعد از بغداد به کابل رفت و با حامد کرزی دیدار کرد. نیکلاس برنز هم گفت: « اگر ایران غنی سازی در تاسیسات نطنز را حتی بطور موقتی متوقف کند، آمریکا حاضر است با ایران وارد گفت و گو شود.» حسینی، پیشنهاد آمریکا را ریاکارانه خواند. اما احمدی نژاد در کاراکاس در گفتگو با الجزیره گفت: « ایران در شرایط عادلانه و مناسب منعی برای گفتگو با آمریکا ندارد.» شرایط احمدی نژاد برای گفتگو با آمریکا بشرح زیر اعلام شد: « آمریکا باید موجودیت و استقلال دولت منتخب عراق و حق تعیین سرنوشت ملت این کشور را به رسمیت بشناسد.» وی همچنین گفت: « ما رژیم صهیونیستی را برسمیت نمی شناسیم.» احمدی نژاد در مورد توقف غنی سازی هیچ چیزی نگفت. در روز 24 دی علی لاریجانی با پادشاه عربستان دیدار کرد... هیچ جزئیاتی در مورد گفتگوهای آنان منتشر نشد.

دیپلمات های امنیتی پاسدار سپاه قدس؟
نیروهای آمریکایی به محلی در اربیل حمله کردند و پنج ایرانی را دستگیر کردند. ایران این افراد را دیپلمات و دفتر مذکور را کنسولگری خواند. اما مقامات نظامی آمریکا در عراق گفتند که: « ایرانیان دستگیر شده در عراق از اعضای سپاه پاسداران هستند و با سپاه قدس ارتباط داشته اند و مسوولیت رساندن کمک های نقدی و اسلحه به جنگجویان مخالف حضور نیروهای ائتلاف در عراق را برعهده داشته اند.» سخنگوی دولت عراق هم گفت: « دفتر دولت ایران در اربیل که مورد حمله نیروهای آمریکایی قرار گرفته یک دفتر دیپلماتیک نبود.» واعظی، وزیر امنیت عراق گفت: « افزایش نیروهای آمریکایی در جهت اجرای طرح امنیتی بغداد است.» وی گفت: « پشتیبانی آمریکا از نیروهای عراقی، به درخواست فرماندهی عراق است.» محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات نیز در حالی که اصلا به روی خودش نمی آورد که قضیه پنج دیپلمات چیست، پس از دیدار با مقامات امنیتی عراق اعلام کرد که: « بطور کلی در مورد گروگانگیری بحث شد، اما به صورت جزئی نه.» اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس با صدای بسیار آهسته و آرام گفتند: « مسوولان دولت به جای سخنان غیرضروری و گاه نسنجیده اجازه دهند پرونده هسته ای در مسیر صحیح خود پیگیری شود.» ظاهرا منظور آنان سخنگوی وزارت خارجه بود که دیروز گفت: « غنی سازی در نطنز متوقف نشده است.» محمد عطریانفر گفت: « موضع لاریجانی در مورد پرونده هسته ای بسرعت به دیدگاههای دولت در گذشته نزدیک می شود.»

دیدار در کاراکاس
دو سفر استانی احمدی نژاد پس از اعدام صدام و کمی پس از قطعنامه 1737 و سفر وی به کاراکاس از یک سو نشان می داد که رهبران کشور نمی خواهند وی را جلوی ویترین بگذارند، از سوی دیگر مخالفت های داخلی را در جناح طرفدارش افزایش داد. در کاراکاس جشن برقرار بود، چاوز درست چند روز قبل از این دیدارشبکه تلویزیونی RCTV را که موضعی انتقادی نسبت به دولت داشت تعطیل کرد. وزیر خارجه ونزوئلا این اقدام را گامی در جهت حفظ آزادی مطبوعات دانست. همزمان با رسیدن احمدی نژاد به بانجول و بعد کاراکاس، هیلاری کلینتون به بغداد و کوندالیزا رایس به اسرائیل وارد شد. یک روز قبل از ورود رایس به اسرائیل، اولین وزیر فلسطینی وارد کابینه یک دولت در جهان شد. دولت اسرائیل رالب مجادلی مسلمان و عرب فلسطینی تبار را به عنوان وزیر فناوری و علوم اسرائیل تعیین کرد. حماس اعلام کرد بزودی جمله نابودی اسرائیل را از مرامنامه خود حذف می کند. از طرفی مسوولین وزارت فرهنگ سودان غرفه های ناشران ایرانی را در دومین نمایشگاه بین المللی کتاب سودان تعطیل کردند. دولت امارات نیز روزنامه همشهری را در امارات توقیف کرد. فرانسوی ها نیز از پروژه گازی پارس جنوبی کنار کشید. در کاراکاس اوضاع روبه راه نبود، چاوز که برای دادن گزارش به مجلس رفته بود، برای استقبال احمدی نژاد حاضر نشد و معاونش از رئیس جمهور استقبال کرد. ساعتی بعد، احمدی نژاد در دیدار چند ساعته با چاوز اعلام کرد که « آماده است صدها میلیارد دلار برای پروژه های مالی دیگر کشورها صرف کند تا از استیلای آمریکا جلوگیری کند.» هوگو چاوز گفت: « مرگ بر امپریالیسم آمریکا» چاوز به نقل از یک پیرزن ونزوئلایی که در سال گذشته اولین بار تراکتور دیده است، گفت: « این پیرزن چهل سال است کشاورزی می کند، اما نمی دانسته تراکتور چه کارآیی دارد.» در این مراسم هوگو چاوز کتابی را که در مورد آیت الله خمینی به زبان اسپانیولی چاپ شده بود به احمدی نژاد ارائه داد، احمدی نژاد نیز بدون اینکه توضیح بدهد که اگر کسی در ایران طرفدار تفکر سیمون بولیوار باشد احتمالا زندانی می شود، کتاب فارسی ای را در مورد بولیوار به چاوز هدیه داد. هوگو چاوز با اشاره به اورتگا و مورالس و احمدی نژاد گفت: « هر روز تعداد ما بیشتر می شود و حتی می توانیم یک گروه موسیقی تشکیل دهیم و من نوازنده تنبور خواهم شد و «اوو» مورالس می تواند خواننده گروه باشد.» احمدی نژاد از کاراکاس به ونزوئلا رفت و پس از یک سال و نیم که همیشه با بیست نفر محافظ برای سفر می رود، درحالی که سوار ماشین دانیل اورتگا شده بود و اورتگا رانندگی می کرد، از محله های فقیرنشین ماناگوآ دیدن کرد. احمدی نژاد در ماناگوآ اعلام کرد که « تهران قصد دارد که در عملیات ریشه کن کردن فقر در فقیرترین کشور آمریکای لاتین شرکت کند.» احمدی نژاد اعلام کرد که شرکت های ایرانی بزودی 40 هزار واحد مسکونی در ونزوئلا می سازند و بخشی از مشکل مسکن ونزوئلا را حل می کنند. محمود احمدی نژاد در دیداربا اورتگا جمله ای را که دیروز از چاوز یادگرفته بود، تکرار کرد و گفت: « ما امروز در دنیا تنها نیستیم. نیکاراگوئه، ایران، ونزوئلا و کشورهای انقلابی همه با هم هستیم و با هم خواهیم ایستاد.» احمدی نژاد سپس برای شرکت در تحلیف رئیس جمهور جدید اکوادور به این کشور رفت و به عنوان تنها مقام غیر آمریکایی در این مراسم شرکت کرد. مسکو، کشف تازه ای کرد و یکی از نمایندگان دومای روسیه گفت: « سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین پاسخ سفر رایس به منطقه بود.»

ساعت بانک ها موضوع اصلی کشور
شورای نگهبان ساعت نه صبح روز 23 دی اعلام کرد که مصوبه مجلس در مورد ساعت کار بانکها قانونی است و باید اجرا شود. اما ساعت ده صبح همین شورای نگهبان در جریان بررسی ساعت کار بانکها به این نتیجه رسید که مصوبه مجلس در مورد تعیین ساعت بانکها مغایر قانون است و تعیین ساعت بانکها در اختیار قوه مجریه است.

جشنواره طنز قالیباف
بی تردید در دوران احمدی نژاد شکوفائی طنز بیش تر از پیش شده بود. جشنواره عبید در داخل کشور برگزار شد و منوچهر احترامی برنده جایزه آن شد. م.ف. در وب سایت بازتاب در ستونی به نام دوربرگردان انتقادات جدی و شیرینی از دولت می کرد، نیک آهنگ کوثر و فرجامی نوشتن طنز را با جدیت شروع کردند. سایت انتخاب نیز ستون طنز خود را آغاز کرد. از سوی دیگر جشنواره طنزی از طرف شهرداری تهران برگزار شد و تعداد زیادی از طنزنویسان کشور در آن شرکت کردند. قالیباف که در این مراسم سخن می گفت، اعلام کرد: « جرات حضور در جمع طنزپردازان بسیار سخت تر از رفتن به جبهه و جنگ است.» رویا صدر، معروف به بی بی گل، در مورد جشنواره طنز قالیباف نوشت: « تا به حال به عنوان یک طنزنویس، اینقدر احساس سرافکندگی و خجالت نکرده بودم.... اکبر عبدی در این جلسه از قالیباف خواست به طنزنویسان خانه بدهند، منوچهر آذری هم گفت: ما بیکاریم، به ما کار بدهید.» در این مراسم سعدی افشار هم به عنوان یکی از طنزنویسان بزرگ کشور روی صحنه رفت. براساس گفته بی بی گل عزیز تعداد آثار زیاد بود و جمعیت زیادی از برنامه استقبال کرده بودند.

بودجه و سالسای لاتینی
در حالی که صاحب عزا در نیکاراگوئه مشغول آموزش رقص سالسا بود، اعضای هیات دولت داشتند خودشان را برای آماده کردن بودجه جر می دادند. از روز 24 دی اعلام شد که جلسات بودجه هیات دولت از ساعت 7 صبح تا 9 شب برگزار می شود. وزیرعلوم به دلیل فشار کاری در سی سی یو بستری شد. اعلمی، در تذکر به حداد عادل گفت: « به آقای احمدی نژاد تذکر می دادید در شرایط فعلی بودجه در اولویت است.» حداد عادل هم از دولت انتقاد کرد و گفت: « دولت مصوبات خود را هم اجرا نمی کند.» اسدالله بادامچیان هم بدنبال رفیقش باهنر از سیاستهای اقتصادی دولت انتقاد کرد و گفت: « دولت در سیاست و مدیریت اقتصادی خود تجدید نظر کند.» به دنبال همین انتقادات، 150 نماینده مجلس در مورد « اتخاذ سیاستهای مقطعی و غیرنظام مند.» در بودجه به دولت هشدار دادند. الیاس نادران توضیح داد که اولا بررسی بودجه به 67 روز کاری بدون احتساب تعطیلات نیاز دارد و ثانیا بستن بودجه با پایه نفتی 45 دلار بیش از حد خوش بینانه است. اما جان کلام توسط جان نگروپونته، مدیر اطلاعات ملی آمریکا بیان شد. وی گفت: « سیاست های اقتصادی خود ایران، از تحریم زیانبارتر است.» در مجلس فراکسیون جدید درحال تشکیل بود، تعداد امضاهای سووال از احمدی نژاد به پنجاه نفر رسید. در همین روز مجلس با اعلام مخالفت خود با یک طرح و یک لایحه دو فوریتی اجازه برداشت پیاپی از صندوق ذخیره ارزی را نداد.

ایران تهدیدی برای صلح جهانی است
علائم فیزیکی جنگ برای ایران جدی تر شد. وزیر دفاع آمریکا گفت: « دلیل افزایش فعالیت های آمریکا در خلیج فارس مقابله با ایران است.» سولانا گفت: « ایران از حمایت گروههای خرابکار دست بردارد.» جرج بوش گفت: « ایران تهدیدی برای صلح جهانی است.... هر ایرانی در عراق دستگیر شود، با وی برخورد می کنیم.» از طرف دیگر ارتش آمریکا اعلام کرد که نیروهای تازه نفس آمریکایی وارد بغداد شدند. سایت آفتاب نوشت که هشیار زیباری به سی ان ان گفته است که دفتر اربیل کنسولگری بود و دستگیرشده ها دیپلمات بودند و دولت عراق در جریان رفت و آمد آنها بود. اما رادیو فردا به نقل از رویترز نوشت که بنا به گفته هشیار زیباری « ایرانی های دستگیر شده دیپلمات نیستند و حتی کارت شناسایی که نشان دهد کارمند وزارت خارجه هستند را ندارند، اما مقامات محلی در جریان رفت و آمد آنان بودند.» در همان حالی که 21000 نیروی تازه نفس آمریکا وارد بغداد شده است و خانم رایس هنوز از در بیرون نرفته، خانم کلینتون وارد می شود و نماینده دشت آزادگان از سقوط یک هواپیمای جاسوسی آمریکا در مرز دشت آزادگان خبر می داد، خانم رایس گفت: « حتی صحبت از حمله به ایران حطرناک است.» علی لاریجانی برای جلب حمایت چین به پکن رفت ولی فیلسوف دیپلمات پشت دیواربلند چین و درهای بسته ماند. از طرفی لاریجانی پیام رئیس جمهور و رهبری را برای اینکه عربستان میان آمریکا و ایران میانجیگری کند، به پادشاه عربستان تقدیم کرد. سعود الفیصل در دیدار با رایس گفت: « از اهداف استراتژی جدید بوش در عراق حمایت می کند.» مالکی گفت: « درباره موفقیت طرح امنیتی بغداد خوشبین هستم.» در بغداد صدای بلندی برخاست و در انفجاری که جلوی دانشگاهی در بغداد رخ داده بود، حدود 70 نفر کشته و صد نفر زخمی شدند. اما ماجرا به اینجا خاتمه پیدا نکرد. در روز 27 دی هشت کشور عرب، شامل مصر و اردن و کویت و عربستان و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که تا یک ماه قبل اکثریت جمعیت شان به ایران به عنوان نوک حمله جنگ اسلام و آمریکا نگاه می کردند، همگی رفتند بغل دست آمریکا و علیه ایران بیانیه صادر کردند. شیخ محمد آل صباح وزیر خارجه کویت هم به عنوان سخنگوی این هشت کشور گفت: « دخالت های ایران در عراق همه ما را نگران کرده است. به همین دلیل ما در بیانیه خود از تمایل خود به افزایش نیروی آمریکا در عراق برای ثبات عراق سخن گفته ایم.» دولت ترکیه سفرای خود در ایران، عربستان سعودی، عراق و سوریه را به آنکارا احضار کرد. افغانستان اعلام کرد: « آمریکا هرگز از حاک ما برای حمله به ایران استفاده نخواهد کرد.» بوش گفت: « تشکیل پایگاههای نظامی در خلیج فارس به معنی جنگ با ایران نیست.» سخنگوی بوش هم گفت که اطمینان می دهد « حمله به ایران شایعه است.» احمدی نژاد در گفتگو با العربیه گفت: « آمریکا جسارت آغاز جنگ دیگری را ندارد.» متکی به شروان وائلی وزیر مشاور امنیت عراق گفت: « دولت عراق مسوول دیپلمات های ربوده شده است.» انگلیسی ها امروز « محمد الفرطوسی فیلمبردار شبکه ایرانی العالم را در بصره بازداشت کردند.»

چرا سفر رفتی؟ تو بی خبر رفتی؟
پس از بازگشت احمدی نژاد از کاراکاس انتقاد از سفر وی جدی تر شد، مجلس نیز صریحا رودرروی او ایستاد، تقریبا کسی از احمدی نژاد دفاع نمی کرد. تقریبا همه جناح ها و رسانه های شان از سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین انتقاد کردند. خوش چهره گفت: « سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین در فصل بودجه توجیه ندارد.» وزیر مسکن کابینه در روز 27 دی در مجلس به سووالات نمایندگان پاسخ داد. سعیدی کیا گفت: « دولت برای کاهش قیمت مسکن لایحه فوریتی ارائه می کند.»حداد عادل گفت: « مردم و مجلس راه حل فوری تری نیاز دارند.» حداد عادل اضافه کرد: « دولت آبی بر آتش گرانی مسکن بریزد.» احمدی نژاد تلاش کرد از سفرش دفاع کند. وی گفت: « سفرم بسیار موفقیت آمیز بود.» احمدی نژاد برای اثبات موفقیت سفرش گفت: « یکی از نشانه های موفقیت سفرم، عصبانیت نظام سلطه است.» علی لاریجانی هم در مورد سفرش به عربستان که هنوز آغاز نشده ناکام ماند، گفت: « نتایج مذاکره با عربستان بسیار مثبت بود.» لاریجانی گفت: « آمریکا و انگلیس به دنبال تراشیدن دشمن فرضی در منطقه هستند.» در بیرون از دولت همه اعلام نگرانی می کردند و دنبال راه حل می گشتند. مرعشی گفت: « ضرورت دخالت هاشمی در پرونده هسته ای احساس می شود.» عبدی گفت: « از مواضع هاشمی در مسائل هسته ای حمایت می کنم.» زیباکلام نیز گفت: « اینکه ما بدون هیچ انعطافی در مقابل قطعنامه بایستیم، دقیقا همان چیزی است که بوش و رادیکالهای کاخ سفید می خواهند.» زیبا کلام گفت: « دولت نهم کاری کرد که اجماع جهانی علیه ایران شکل گرفت.» وی سووال مهمی را پرسید که: « برنامه هسته ای برای مملکت است یا مملکت برای برنامه هسته ای؟»

شهرام جزایری در دادگاه
شهرام جزایری در حالی که روزهای دفاع دادگاه چند صد ساله اش را به عنوان یکی از قربانیان سیاست در اقتصاد می گذراند، گفت: « چون به کسی وابسته نیستم گرفتارم.» وی ادامه داد: « در ایران به راحتی می شود پولدار شد.» جزایری گفت: « 160 میلیارد تومان سرمایه دارم.» وی ادامه داد: « به شیوه پول درآوردنم افتخار می کنم.»

عجیب ترین طلاق سال
در روزهای آخر دی 85 ماجرای عجیبی رخ داد. در نیویورک عجیب ترین طلاق سال به دادگاه رفت. همسر خاخام موشه آریه فریدمان بخاطر روبوسی شوهرش با احمدی نژاد از او تقاضای طلاق کرد. عکس فرنچ کیس خاخام و مردی که می خواست اسرائیل را از روی نقشه جهان حذف کند، در همه نشریات جهان چاپ شده بود.

.... ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 15:49  توسط ابراهیم نبوی  | 

وحدت عملی و وحدت عملی ها!

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 19 فروردین 1386 [2007.04.08]

po_nabavi_01.jpg

این انگلیسی های خائن با آن چشم های چپ کور شده شان اصلا موجودات قابل اعتمادی نیستند. همان بهتر که آزادشان نمی کردیم و یک جنگ سوم جهانی راه می افتاد، هم کت دادیم، هم کالاهایی به عنوان سوغاتی دادیم، هم دوقاز و نیم بالا دادیم. این شد دیپلماسی؟ همانطوری که عقلا قابل پیش بینی بود، اما اصلا به فکر مسوولان محترم مملکتی خطور نکرده بود، ملوانان انگلیسی خائن متجاوز، بخصوص آن پسره قدکوتاه که به نظر 15 ساله می آمد، به محض رسیدن به لندن، در یک مصاحبه مطبوعاتی حضور پیدا کردند و هرچی دهان شان می آمد، بار مسوولان محترم و رئوف و مهربان و مهرورز ایرانی کردند. تازه این رئیس بنیاد شهید را بگو که می خواست به آنان به عنوان اسیر کارت آزادگی هم بدهد که سرماه بروند سفارت ایران در انگلیس حقوق شان را بگیرند و بعد هم کلی خاطره از دوران اسارت شان بنویسند. البته حسینی سخنگوی امور خارجه این کنفرانس خبری را تحریف حقایق خواند. از سوی دیگر معلوم شد که پاپ در نامه ای به آیت الله خامنه ای از وی درخواست آزادی 15 ملوان انگلیسی را کرده بود. احمدی نژاد هم مثل قماربازی که دو میلیون باخته، ولی حال بلوف زدن را کرده است، گفت: « اقدامی که ما در مورد ملوانان انگلیسی انجام دادیم یک عمل انسانی بود و در این مورد ما به پیروزی و شکست فکر نمی کنیم.» نکته آخری که آدم را وامی دارد که فکر کند داستان رافت و عصمت و فاطی و مهری دروغ است، اظهارات روح الله حسینیان به عنوان شاهد روباه ساده دل ماست که گفت: « رافت احمدی نژاد به انگلیسی ها یادآوری رفتار عمرمختار، رئیسعلی دلواری و عزالدین قصام است.»

چگونه بازداشت شدیم؟

یکی از نظامیان انگلیسی بی ادب که این همه هم تخمه و آجیل می خورد و دائما می پرسید این پسته های شما چرا اینقدر درشت است، در حالی که رئیس جمهورتان اینقدر کوچک است؟ گفت: « در آب های عراق بازداشت شدیم.» وی که انشاء الله هرچی آجیل در روزهای عید خورده رودل کند، ادامه داد: « پس از انتقال به تهران، ما را به جایی با سلول سنگی بردند و در زمان خروج چشم ما را می بستند و می گفتند یا اعتراف کنید که وارد آبهای ایران شدید یا این که باید هفت سال در زندان بمانید.» وی گفت: « عصرها برای هواخوری یا بازی شطرنج بیرون برده می شدند که در همان زمان از آنها فیلمبرداری شده و از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پخش شده است.» یکی از همین آزادگان انگلیسی خائن گفت: « اعترافات پروپاگاندا و بازی تبلیغاتی بود.» وی در مورد نحوه دستگیری شان گفت: « آنها عصبی و پرخاشگر بودند و ما تصمیم گرفتیم با آنها همکاری کنیم.» وی که هنوز فرق زن و مرد را مثل فریبرز رئیس دانا نمی فهمد( فعلا کاری به هیچ چیز شیرینی نداریم) گفت: « فی ترنی را بخاطر قوانین اسلامی از پیش ما بردند.»، وی توضیح داد: « مدام به ما اخطار می کردند که با هم حرف نزنیم.» وی که خبر مرگش اعتراف کرده بود که وارد خاک ایران شده است، در انگلیس گفت: « ما هیچ وقت عذرخواهی نکردیم که وارد آبهای ایران شده ایم و همیشه گفتیم که در آبهای عراق مشغول انجام وظیفه بوده ایم.» وی که هنوز نمی فهمد که در ایران همین جوری نیست که یک هفته فکر کنند و تصمیم بگیرند و بعد یواش یواش به طرف بگویند که تو آزاد هستی، گفت: « روز دوازدهم ما را با چشم بسته به جایی بردند و بعد به ما کت و شلوار دادند و بعد از آن توانستیم گفت و گوی مطبوعاتی رئیس جمهوری ایران را تماشا کنیم و آنجا فهمیدیم که می خواهند ما را به خانه بفرستند.» خاک برسر این انگلیسی ها هم اهمیت سورپرایز کردن را نمی فهمند، نمی دانند که ساعت شش در ایران فکر می کنند و ساعت هفت عمل می کنند. بنا به نوشته نشریات انگلیسی خائن: « نظامیان انگلیسی ادعا کردند که در سلول انفرادی بودند، حالت اعدام را برای آنها بوجود می آوردند.» از طرف دیگر رئیس نیروی دریایی سلطنتی انگلیس گفت که نیروهایش با شرافت و شجاعت عمل کردند. البته ظاهرا در انگلستان چون هنوز کسی معنی اعتراف تلویزیونی را نمی داند، « اعتراف به اشتباه خود و عذرخواهی خشم بسیاری را برانگیخت.» در همین راستا و در کمال حیرت و ناباوری « سفیر ایران در لندن، از انگلیس خواست در آزادی پنج ایرانی بازداشت شده در اربیل و بحران هسته ای، ایران را یاری کند.» اما هنوز این سووال برای خیلی افراد باقی است که « چرا این گروه نظامی بدون هیچ درگیری دستگیر شدند؟» و چرا اعتراف کردند؟ و اصولا قصد ایران از این عملیات چه بود؟ و چرا اگر این افراد دستگیر شدند، آزاد شدند؟

فواید دستگیری، بازجویی، نمایش تلویزیونی و آزادی ملوانان انگلیسی چه بود؟
اول: مسوولان ایرانی فکر می کردند که چیزی به نام دوربین و فیلمبردار فقط در ایران وجود دارد و در انگلیس از این جور چیزها وجود ندارد، به همین دلیل اصلا به این موضوع فکر نکردند که ممکن است که همین کارهایی را که ایرانی ها با ملوانان کردند، انگلیسی ها هم بلدند بکنند.
دوم: اصولا یک اشتباهی در این ماجرا وجود داشت، در ایران وقتی کسی مجبور به اعتراف می شود، بعدا او را آزاد می کنند، او هم به خانه می رود و می فهمد که دیگر نباید کاری کند که پایش به سلول انفرادی برسد، منتهی مشکل بازجویان این بود که یادشان نبود این انگلیسی ها خانه شان در خیابان ستارخان و پاسداران نیست، بلکه در لندن است.
سوم: چرا مردم دنیا باید باور کنند کشوری که خشتک شهروندان خودش را روی سرشان می کشد، الکی الکی کت و شلوار برای انگلیسی ها که خودشان عمری تولیدی کت و شلوار در دنیا داشتند، می خرد؟
چهارم: آدم ساده لوح آدمی است که فکر می کند بقیه حرف هایش را می پذیرند، در حالی که ممکن است بقیه هم عقل داشته باشند.

دستگیری اشتباهی و ادامه آن
نکته مهم این است که اگر فرض کنیم اظهارات آقای بارزانی درست باشد که « آمریکایی ها، ایرانی های اشتباهی را دستگیر کردند.» یعنی در واقع می خواستند کسان دیگری را دستگیر کنند، اما پنج نفر ماموران ساختمان مذکور در اربیل را دستگیر کردند، مساله این است که حالا چرا ول شان نمی کنند؟ شرفی، دیپلمات ایرانی که برخلاف دیپلمات های انگلیسی با کت و شلوار خودش و نه با اسکورت ویژه بلکه وسط بیابان رها شده است، گفت: « ماموران سیا من را شکنجه کردند.» از توضیحات وی برمی آید که در عراق چندین حکومت وجود دارند که در حال کنترل همدیگر هستند، ولی ما نفهمیدیم این ماموران کجای شان مربوط به سیا بود؟ و اگر هم بود چه فرقی می کرد؟

این دفعه تیمور، آن دفعه اسکندر
بله، دوستان! در حقیقت این آندرانیک تیموریان بود که با زدن دو گل برای بولتون کلی به تیم خودش و دوستداران ایرانی فوتبال حال داد، آندارنیک اسکندریان یکی دیگر از هموطنان ارمنی ما بود که در مجیدیه جوش کاربیت لوله اگزوز می دهد، خیلی هم دستش خوب است.

توسعه بده، جر نده
به نظر می رسد که تازه عواقب قطعنامه 1474 دارد معلوم می شود. محمود احمدی نژاد که از این پس به همین نام وی را می خوانیم، چون پسر خوبی شدیم، گفت: « توسعه روابط با کشورها از اصول سیاست خارجی ایران است.» وی برخی روش های توسعه روابط با کشورها را به این شرح اعلام کرد:
اول: اسم اسرائیل را از روی نقشه جهان پاک می کنیم، در نتیجه رابطه ایران با اسرائیل توسعه پیدا می کند.
دوم: یک بودجه دو میلیارد دلاری در یک صندوق سرخ با همکاری دیوانه اعظم، چاوز برای نابودی آمریکا اختصاص می دهیم، در نتیجه رابطه ایران با آمریکا توسعه پیدا می کند.
سوم: به اروپا اعلام می کنیم که حاضر نیستیم با شما همکاری کنیم و به سفارتخانه های شان حمله می کنیم، در نتیجه رابطه با اروپا هم توسعه پیدا می کند.
چهارم: به حزب الله و حماس کمک مالی می کنیم تا علیه دولت شان وارد درگیری شوند، در نتیجه رابطه مان با لبنان و فلسطین به اوج توسعه( تعالی سابق) می رسد.
پنجم: سایر موارد بعدا به عرض می رسد.

وحدت عملی و وحدت عملی ها
عید هم آمد و رفت و کلی اسباب طرب مهیا شد. حالا در شیراز باز یک حرفی است، شراب و شیراز بالاخره یک جوری هم خانواده اند، اما اینکه در قم ده نفر بخاطر مصرف عرق سگی جان خود را از دست دادند و عده ای هم در بیمارستان هستند، جای بسی حیرت و شگفتی دارد. مطابق معمول شنیدیم و غمگین شدیم که 770 نفر از هموطنان در تصادفات نوروزی کشته شدند. از طرفی نیروی انتظامی اعلام کرد که در جریان دستگیری 53 نفر از معتادانی که تازه ترک کرده بودند، در یک پارتی با شکلی زننده و در حالت مستی، بسیاری از مشکلات کشور حل شده است. قرار است این عده تعهد بدهند که بلافاصله بعد از آزاد شدن دوباره معتاد شوند تا دیگر دستگیر نشوند. آقای رسول صدیقی بناب، نماینده مجلس هم اول سال مژده داد که « ایران بالاترین نرخ تورم را در منطقه دارد.» و در همین راستا بود که آیت الله مکارم شیرازی گفت: « باید به صورت عملی وحدت ملی داشته باشیم.» آگاهان گفتند: چشم، عملی اش رو هم داریم!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 15:50  توسط ابراهیم نبوی  | 

در سال 1385 اتفاق افتاد( قسمت نهم)

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 16 فروردین 1386 [2007.04.05]


po_nabavi_01.jpg

در این بخش از مرور وقایع سال 1385 برخی وقایع اواخر پائیز را می خوانید که: انتخابات شوراها و خبرگان برگزار شد؛ اصلاح طلبان متحد شدند، اصولگرایان قاطی کردند، تحریمی ها در لاک سکوت رفتند و میانه روها پیروز شدند. اعتراض دانشجویان به احمدی نژاد و آتش زدن عکس او، دروغگو! برو بیرون! چگونه حمایت مالی علنی جمهوری اسلامی از حماس و حزب الله بحران فلسطین و اسرائیل را به بحران داخلی در لبنان و فلسطین تبدیل کرد؟ و چگونه شد که در بازیهای آسیایی قطر، ایران کشوری عربی و ابن سینا و رازی عرب نامیده شدند؟ درگیری میان ایران و عراق یواش یواش شروع می شود. طرح بیکر مطالعه شد، اما طرح بوش اجرا شد، چرا؟ و ناگهان... سقوط هواپیمای آنتونف سپاه در مهرآباد و کشته شدن 37 نفر از سپاهیان در این سانحه. سفر احمدی نژاد افسرده به کرمانشاه و رفتن به قله های اتمی. وقتی تمام همسایگان با حمایت انگلیس شروع به مخالفت با ایران می کنند. و چرا احمدی نژاد مرد سال مجله تایم نشد؟ قطعنامه سازمان ملل علیه نقض حقوق بشر در ایران درست در روزی که نه اعدام در ایران صورت گرفت....

کیف مصری
بالاخره نمایندگان مجلس هفتم اینقدر گیر دادند، تا وزیر رفاه را برداشتند و مصری را جاش گذاشتند. به دنبال انتخاب مصری، اقدامات وزیر مذکور برای ایجاد رفاه در خانه ملت آغاز شد. ایشان نیم ساعت بعد از دریافت رای اعتماد، پنجاه نفر از نمایندگان مجلس را در « وزارت رفاه و امور مجلس» دعوت کرد و بعد از پذیرایی شایان ذکر از آنان، به هر کدام از آنها یک کیف سامسونیت و هدایایی به ارزش یازده میلیون و پانصد ریال داد. دو سه روز بعد، وزارت رفاه و امور مجلس ، اهدای کیف های یک میلیون تومانی را تکذیب کرد و اعلام کرد که این تعداد کیف اصلا قابل نمایندگان عزیز را نداشت.

قبل از برگزاری انتخابات
محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت گفت: « ماه عسل دولت رو به اتمام است.» اصلاح طلبان روی یک لیست توافق و ائتلاف کردند. ابراهیم اصغرزاده خرجش را جدا کرد و گفت لیست خودش را می دهد. ابراهیم یزدی گفت: « از لیست واحد اصلاح طلبان حمایت می کنیم.» البته هنوز چنین لیستی موجود نبود، اما در حال آماده شدن بود. موسوی لاری گفت: « برخی نمی خواهند تب و تاب انتخابات جدی شود.» حزب اعتماد ملی اعلام کرد: « در همه کشور کاندیدا داریم.» از طرف دیگر ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کردند: « به دلیل رد صلاحیت ها امکان رقابت نداریم.» اما یک کلمه هم بشنوید از مادر عروس. سید محمد خاتمی گفت: « اصلاح طلبان تاکنون در زمینه ائتلاف خوب پیش رفته اند.» محمد علی نجفی از « تحریمی ها خواستند که پای صندوق بیایند.» روز هفتم آذر بالاخره اعلام شد که فهرست 15 نفر از اصلاح طلبان برای شوراها قطعی شده است. خاتمی وارد میدان شد و کروبی نیزاین فهرست را تائید کرد. موسوی لاری هم اعلام کرد که « هاشمی رفسنجانی از اصلاح طلبان حمایت می کند.» خاتمی گفت: « انتخابات شوراها فعلا یگانه سنگر دفاع از جمهوریت در ایران است.» بهزاد نبوی اعلام کرد: « آگاه سازی جامعه تنها راه ما برای تحمیل انتخابات آزاد است.» یک روز بعد، مرتضی حاجی گفت: « با اعتماد ملی به توافق صد درصدی می رسیم.» کروبی هم از خر شیطان پیاده شد و گفت: « به سمت تفاهم حداکثری با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان پیش می رویم.» کروبی گفت: « از اقدامات نیروهای غیبی در انتخابات نگرانیم.» روز نهم آذر لیست ائتلاف اصلاح طلبان از طرف اصلاح طلبان و اعتماد ملی منتشر شد. مرتضی حاجی اعلام کرد. « فرماندار سابق گرگان به دلیل اقدام علیه نظام جمهوری اسلامی رد صلاحیت شد.» همچنین صلاحیت سه نفر از اعضای شورای شهر اصفهان که قبلا توسط هیات اجرایی تائید شده بود، توسط هیات نظارت رد شد. روز دوازدهم آذر بود که بهزاد نبوی حرف اصلی را زد و گفت: « حضور گسترده مردم در انتخابات تخلفات انتخاباتی را بی اثر می کند.»

دود سفید از هیچ جای اصولگرایان بلند نشد
در ستاد اصولگرایان اوضاع خراب بود. روز هفتم آذر بدون هیچ دلیل شناخته شده ای مهندس چمران گفت: « خداوند اصولگرایان را می شناسد و آنها که اصولگرا هستند، خودشان را می شناسند.» بیادی، دوست و یارغار احمدی نژاد، دولت را متهم کرد که در انتخابات دخالت می کند. حداد عادل گفت: « امیدوارم باز هم دود سفید از دودکش اصولگرایان بلند شود.» اما سید احمد خاتمی، نومیدانه گفت: « شکست شرافتمندانه بر پیروزی غیراخلاقی در انتخابات ترجیح دارد.» طرفداران احمدی نژاد نیز که رهبری دخالت آنان را در انتخابات ممنوع کرده، ستادهای طرفداران دولت را تشکیل دادند، با اسامی حامیان عدالت و دولت، حامیان امام اول و دوم، حامیان هاله نور، حامیان دوازده امام، حامیان تپه های پاستور و با تشکیل این ستادها طابق النعل بالنعل، پیروی از رهبری را انجام دادند. مریم بهروزی اعلام کرد: « پروین احمدی نژاد حذف شد.» چمران، در نقش فاگین، در کمال ناامیدی اعلام کرد: « هنوز امید رسیدن به لیست واحد وجود دارد.» صادق زیباکلام گفت: « احمدی نژاد باعث شکاف راست شد.» آگاهان توضیح دادند که به این نوع پارگی معمولا شکاف نمی گویند، به نظر می رسد اوضاع و احوال مربوطه در منطقه راست محل مذکور جرخورده است. خوش چهره گفت: « جریان حامیان دولت خودش ماهیت دولتی دارد.» اولین تجمع انتخاباتی گروههای حامی دولت برگزار شد. یکی از دانش آموزانی که در این نشست حضور یافته بود، به یکی از خبرنگاران گفت که نمی داند برای چی در این مراسم شرکت کرده است. او گفت که از طرف مدرسه آنها را برای شرکت در این مراسم آورده اند. مهرداد بذرپاش گفت: « هرجا هتاکی هست، ما هم هستیم.» در انتخابات خبرگان قضیه آنقدر پیچیده بود که تقریبا بدون مترجم نمی شد فهمید قضیه چیست. آیت الله موسوی بجنوردی روز هفتم آذرگفت: « نظارت شورای نگهبان باید استطلاعی باشد»، وی که متوجه شده بود ما منظور ایشان را نفهمیدیم، گفت: « نظارت خبرگان بر رهبری نوعی عزیمت است نه رخصت.»

رد صلاحیت ها از حد گذشت، آما
روز پانزدهم آذر« اسامی 1271 داوطلب تائید صلاحیت شده شورای شهر تهران اعلام شد.» تقریبا همه آدمهای سرشناس رد صلاحیت شدند. آرمین گفت: « سازمان مجاهدین و حزب مشارکت در انتخابات خبرگان نه فهرست می دهیم و نه از لیستی حمایت می کنیم.» شمس الواعظین از « تلاش محافظه کاران برای ایجاد فضای سرد انتخاباتی» خبر داد. رضا خاتمی گفت حضور گسترده مردم باعث جلوگیری از نفوذ و تقلب می شود. محمد قوچانی گفت: « می خواستیم دموکراسی را سر سفره های مردم ببریم.» مناظره تاج زاده و اسدالله بادامچیان برگزار نشد، بادامچیان گفت: « تاج زاده نیامد، چون دانش او از من کمتر است.» ابطحی خبر داد که تاج زاده اساسا از این جلسه بی اطلاع بود. ابراهیم اصغرزاده در نقش اولیورتویست اسم گروه انتخاباتی اش را از « شهروندان ناراضی» به دلیل مخالفت برخی از مسوولان به « جنبش مظلومان شهر» تغییر داد. سایر اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو از نتیجه سه انتخاب گذشته درس گرفتند. سعید رضوی فقیه در واکنش به تحریمی های دانشجو در روز هجده آذر گفت: « متاسفانه برخی جریانهای دانشجویی که باید پیشرو و پیشگام باشند، انفعال را ترویج می کنند.» میردامادی گفت: « برای حمایت از ائتلاف مرز نداریم.» کروبی گفت: « در انتخاباتی هستیم که امکانات نابرابر داریم.» الهه کولایی گفت: « انتخابات شوراها بهترین فرصت فراروی ماست.». و از همه جالب تر اظهارات صریح فرخ نگهدار، چپ سابق بود که اعلام کرد که: « تحریم انتخابات یعنی غلبه نظامی گرایان بر کشور.» فرخ نگهدار گفت: « آرزو دارم صندوق های رای به سود نیروهای لیست ائتلاف، به پیش کسوتی شیخ مهدی کروبی پر شود.»

مردی که زیاد اشتباه می کرد
آمدن هاشمی همراه با اشتباهات همیشگی اش آغاز شد. روز 18 آذر دفتر هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: « من هیچ سخنگوئی ندارم.» روزنامه های محافظه کار نوشتند: « تکذیب حمایت هاشمی از لیست اصلاح طلبان.» هاشمی به محض ورود به انتخابات یادش افتاد که رفیق رهبری است. وی اعلام کرد: « در سال 68 مهم ترین مخالفت با رهبری یک فرد را، خود مقام معظم رهبری داشتند.» در همین اوضاع و احوال یکی از روحانیون که معلوم نبود دشمن هاشمی است یا با او عناد دارد، گفت: « مقام معظم رهبری به هاشمی گفتند که حضور شما در انتخابات خبرگان واجب است.» عباس کاکاوند، مردی که از راست آمد، اما چپ نشد، گفت: « 24 آذر، آغاز افول احمدی نژاد است.»

ستاره پروین و قله داداشم
پروین احمدی نژاد وارد انتخابات شد. وی که مثل خیلی از خواهران زینب در این سالها مدیر مدرسه دخترانه بود و احتمالا در پاک کردن ماتیک و لاک از روی لب و ناخن دخترها سابقه داشت، گفت: « سابقه فعالیت سیاسی من به پیش از ریاست جمهوری برادرم بازمی گردد.» پروین گفت: « اگر یک پرنده یک بال داشته باشد و یک بال نداشته باشد، آن پرنده نمی تواند پرواز کند.» وی اظهار داشت: « هیچ شکافی در جریان اصولگرا نیست.» پروین احمدی نژاد اعلام کرد: « نهادهای کشور وقتی هماهنگ تر باشد، عقلائی است، مثل یک مدرسه...» از سوی دیگر زری هم به کمک پری آمد. زریبافان سرانجام برای شرکت در انتخابات شوراهای شهر و روستا در تهران روز 19 آذر از سمت دبیری هیات دولت استعفا داد. قالیباف نیز که یک طرف اصلی دعوا بود، اعلام کرد : « عقبه من در اصولگرایان است.» منتهی به نظر می رسد که اگر چه عقبه اش در اصولگرایان است، اما جلوی او طرف سوسولگرایان است.

تبلیغات بر دیوارهای یخ زده
از بیستم آذر، تبلیغات انتخاباتی شورای شهر شروع شد. راست ها با لیست های متعددی که اکثرا رایحه خوش حدمت می دادند و اصلاح طلبان با یک لیست دو طرف تبلیغات قرار گرفتند. حسین شریعتمداری از اصولگرایان خواست حداقل روی دوازده نفر توافق کنند تا این تعداد رای بیاورند. صدا و سیما هم کلیه میکروفون هایش را دست دولت داد. از طرفی خبر وحشتناک مثل بمب توی سر مردم خورد: « حفاظت صندوق های رای برعهده بسیج قرار دارد.» گروههای مختلف سعی کردند با نشان دادن شهردار، موضع شان را مشخص کنند. مرعشی، سخنگوی کارگزاران گفت: « ما از عملکرد قالیباف راضی هستیم.» اصغرزاده گفت: « مدیریت از نوع کرباسچی به بن بست رسیده است.» بازی تحریم به شکل ضعیف و با اغلاط املایی شروع شد. حنیف یزدانی نوشت: « چگونه نیروهای سیاسی و اجتماعی حاظر( اشتباه از نویسنده است نه من) می شوند، چهره و سرمایه اجتماعی و سیاسی خویش را در بازی های قدرت طلبانه سیاسیون اقتدارطلب به حراج بگذارند؟» در مقابل آرمین گفت: « باید جامعه را برای مشارکت حداکثری در انتخابات قانع کرد.» سازمان ادوار دفتر تحکیم با درد و رنج بسیار در روز 20 آذر اعلام کرد: « به جریان اقتدارطلب و پوپولیست طرفدار دولت رای ندهید.» روز انتخابات فرا رسید و ماه آذر، تکلیف احمدی نژاد را روشن کرد.

اولین نتایج آرا اعلام شد
انتخابات برگزار شد. رایحه خوش خدمت در انتخابات شهرهای بزرگ موفق نشد اکثریت را به دست بیاورد. در انتخابات خبرگان هاشمی رفسنجانی رای اول تهران را بدست آورد. در شورای شهر بازی برای تغییر نتیجه شروع شد. از همان ساعات اولیه انتخابات تعدادی از صندوق های رای گم شد. کروبی با همان لطافت لری خودش گفت: « مگر صندوق رای گیری تغار ماست است که گم شود.» اعلام نتایج آرا نشان می داد که:
1) سیستم رای سازی نظامیان در سراسر کشور دیگر جواب نمی دهد.
2) لیست حامیان دولت و مصباح یزدی رای نیاورد.
3) بازهم سروصدای رای ملت نشانه تقویت نظام است، ادامه یافت و بی اثر بود.
4) داستان تحریمی ها تمام شد و مردم فهمیدند تحریم به ضررشان است.
5) دولت فهمید که اگر تقلب نکند، در هر انتخاباتی بازنده است.
6) اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو فهمیدند باید برای آینده رسانه داشته باشند.
7) معلوم شد افکار عمومی منجمد نشده و تغییر نکرده، بلکه ساکت است.

بذر را پاشیدند، ثمره را هاشمی برد
ظاهرا بذری را که حامیان دولت پاشیده بودند، ثمره اش را هاشمی برد. در حالی که حامیان دولت قبل از انتخابات اعلام کرده بودند که 18 میلیون رای آماده دارند و احتمالا سی میلیون نفر از فهرست رئیس جمهور در انتخابات حمایت می کنند، هر سه فهرست حامیان دولت در انتخابات شوراهای استانها، خبرگان و میاندوره ای شکست خورد. از طرف دیگر اصولگرایان اعلام کردند که اکثریت را در شورای شهر به دست آوردند، حزب اعتماد ملی هم اعلام کرد که اکثریت را به دست آورده است. عماد افروغ ، از تاخیر دولت در اعلام نتیجه انتقاد کرد. آگاهان نیز گفتند: اصلا خوبیت ندارد که رئیس جمهوری که در سراسر جهان محبوب است، در کشور خودش حتی بیست درصد لیست انتخاباتی اش هم رای نیاورد.


انتخابات به بدترین شکل برگزار شد
تقریبا همه می دانستند که انتخابات هر مشکلی نداشته باشد، این مشکل را دارد که با بی کفایتی و بی فکری برگزار شده است. ستاد انتخابات کشور تا یک هفته قبل می دانست چه نتیجه ای را باید اعلام کند، اما نمی دانست آرا را باید با دست بشمارد یا با کامپیوتر، هنوز کامپیوترها را نصب نکرده بودند، حوزه ها مشخص نبود و آئین نامه شمارش آرا تنظیم نشده بود.

نتیجه انتخابات بزودی اعلام می شود
بیست و هشتم آذر، تقریبا از ساعاتی پیش از پایان رای گیری پورمحمدی گفت که: « نتیجه قطعی انتخابات شوراها اگر اتفاق خاصی رخ ندهد تا فردا ظهر اعلام می شود.» این اتفاق نیفتاد. ستاد انتخابات کشور تلاش کرد تا به هر زحمتی شده است نام پروین احمدی نژاد را در لیست بالا بیاورد و تا حد ممکن اصلاح طلبان را از فهرست برندگان شورای شهر حذف کند، اما از آنجا که رقبای دولت، یعنی اصولگرایان قدرتمند رای بالایی آورده بودند، تقلب ها چندان تاثیری نداشت. در انتخابات مجلس تهران که قرار بود دو نفر انتخاب شوند، ثمره هاشمی دوازده ساعت بعد از اعلام نام جلودارزاده و غفوری فرد به عنوان برگزیدگان انتخابات میاندوره ای تهران، گفت: « تا آنجا که من شنیده ام، غفوری فرد و بادامچیان دارای اکثریت هستند.» وی بلافاصله افزود: « نتیجه انتخابات عوض شد.» معاون همان ثمره هاشمی گفت: « همان غفوری فرد و جلودارزاده دارای اکثریت هستند.» رایحه خوش خدمت از وزارت کشور خواست که آرای تهران را بازخوانی کند. اسدالله بادامچیان نیز از وزارت کشور خواست که آرا را دوباره بخوانند. شیخ قدرت علیخانی گفت: « نسبت به لیست اعلام شده شورای شهر تردید داریم، زیرا خبرهایی که به ما می رسید، چیز دیگری بود و شمار اصلاح طلبان در لیست قبلی بیش از لیست فعلی است.» تقریبا همه نمایندگان مهم اصولگرای مجلس برگزاری انتخابات را بسیار نامطلوب توصیف کردند. گرامی مقدم، سخنگوی اعتماد ملی نیز اعلام کرد: « نتایج اعلام شده آرای شورای شهر تهران واقعی نیست.» کروبی گفت: « آنها که گفته اند رای مصلحتی است، دخل و تصرف در آن را حرام نمی دانند.» شهر فردا، ارگان ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کرد که سردار ذوالقدر، ثمره هاشمی و دانشجو برای تغییرآرای تهران در فرمانداری جمع شده اند. علاء الدین بروجردی گفت: « وقتی کاندیداهای اصلاح طلبان در نقاط مختلف کشور رای آورده اند، یعنی انتخابات سالم برگزار شده است.» اما مهدی کوچک زاده گفت: « حضور حتی یک بازمانده از دوران گذشته ( اصلاح طلبان) در شورای شهر به ضرر ملت است.»

همه پیروز شدند
یک روز بعد، غیر از حامیان دولت که دچار افسردگی بعد از زایمان شده بود، همه جناح های شرکت کننده در انتخابات خودشان را پیروز قطعی انتخابات خواندند. صفدر حسینی با اعلام آمار پیروزی اصلاح طلبان این ادعا را کرد. بلافاصله وب سایت بازتاب نتیجه انتخابات شوراها را پیروز قطعی اصولگرایان خواند. خوش چهره گفت: « خودشیفتگان در انتخابات شکست خوردند.» عماد افروغ گفت:« نتیجه انتخابات یک « نه» بزرگ بود به خودشیفتگی، احساس گرایی و درک سطحی از عدالت.» محسن رضایی اعلام کرد: « از نتایج انتخابات برای تضعیف دولت استفاده نشود.» باهنر گفت: « تمام اصولگرایان حامی دولت هستند.» باهنر همچنین دستور صادر کرد که: « شکست حامیان احمدی نژاد به معنای شکست دولت نیست.» سردار ذوالقدر، اعلام کرد: « تخلف انتخاباتی کذب محض است.» وی گفت: « ما از 1200 رایانه برای شمارش آرای شورای شهر تهران استفاده کرده ایم و با هر رایانه پنج نفر کار می کنند.» طبق آمارهای منتشره در مورد مجلس خبرگان توسط وزارت کشور که در سایت بازتاب و انتخاب منتشر شد، برای اولین بار در تاریخ ایران و جهان تعدادی صندوق رای شمارش شده و آرای آن محاسبه شده، اما به جای اینکه با افزودن آرای جدید، میزان آرای بعضی نامزدها اضافه شود، آرای آنان کم شده بود. از طرف دیگر بنا به اعلام وزارت کشور، پنج صندوق شورای شهر تهران که چهار روز بود مفقودالاثر بود، پیدا شده و بعد از چهار روز به سایت آقامحمدی تحویل داده شد. تا روز سی ام آذر هنوز مشکلی جدی به نام پروین احمدی نژاد وجود داشت، مشکلی که باعث شد شمردن ششصد هزار رای یک روز طول بکشد، ولی شمردن چهل هزار رای آخری دو روز طول بکشد؟ وزارت کشور تلاش کرد تا جای پروین احمدی نژاد از نفر هشتم به نفر هفتم منتقل شود. این کار میلیونها خرج برداشت.

نتیجه انتخابات را خراب نکنید
از یک سو اصلاح طلبان می گفتند در انتخابات تخلف شده است، و راست می گفتند و از سوی دیگر مدعی بودند که براساس آرای اعلام شده آنان در انتخابات پیروز شده اند، و راست می گفتند. روز 29 آذر بود. خاتمی گفت: « اصل انتخابات را نباید زیر سووال ببریم.... وحدت اصلاح طلبان یک دستاورد بزرگ برای کل کشور بود.» خاتمی اضافه کرد: « حیف است شیرینی حضور 28 میلیونی مردم در انتخابات را با شبهات تلخ کنیم.» وی همچنین یک حال مجانی به هاشمی داد و گفت: « رای بالای هاشمی نشان داد ایشان مورد توجه مردم هستند.» ماشاء الله شمس الواعظین هم گفت: « ائتلاف اصلاح طلبان در جمع کردن آرای خاموش موفق شد.» رمضانزاده، سخنگوی دولت خاتمی گفت: « مهم ترین پیام انتخابات این است که حامیان جریان حاکم تنها 3 درصد رای آوردند.» علیرضا رجایی هم پیش بینی کرد که: « روند پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آتی ادامه می یابد.» یک نتیجه قطعی حامیان دولت را آزار می داد، فهرست حامیان احمدی نژاد در هر سه انتخابات باخته بود. جوانفکر، مشاور رسانه ای رئیس جمهور گفت: « میان دولت و ائتلاف رایحه خوش خدمت هیچ ارتباطی وجود ندارد. و دولت جز برگزاری دقیق و قانونمند انتخابات و پاسداری از رای ملت، هیچ نقش دیگری در انتخابات نداشته است.» از طرف دیگر امیررضا واعظ آشتیانی، عضو شورای دوم و نامزد رایحه خوش خدمت شکست را پذیرفت و گفت: « هرکسی گفته احمدی نژاد سی میلیون رای می آورد، خودش جواب بدهد.» همزمان با اولین پیروزی اصلاح طلبان ، راست ها بلافاصله تصمیم گرفتند دادفر، نماینده مجلس سابق را زندانی کنند. مصطفی تاج زاده گفت: « اقتدارگرایان با زندانی کردن دادفر می خواهند شکست های خود را تحت الشعاع قرار دهند.» اما، حکم زندان محمد دادفر توسط رئیس قوه قضائیه متوقف شد و این آقای باحال و بامزه و دوست داشتنی که گاهی اوقات خیلی چیزهای خوبی هم می نویسد، زندان نرفت. از طرف دیگر منصور اسانلو نیز مجددا آزاد شد.

کاخ سفید نظر نمی دهد
یک روز پس از اعلام نتایج، سخنگوی کاخ سفید با متانت با این سووال برخورد کرد: وقتی حامیان دولت بوش در انتخابات شکست خوردند، احمدی نژاد این شکست را پیروزی ایران قلمداد کرد، حالا که حامیان دولت احمدی نژاد درانتخابات شکست خوردند، شما چه نظری دارید؟ سخنگوی کاخ سفید از دادن هر پاسخی به این سووال خودداری کرد.

دانشجوی ستاره دار و بی ستاره ها
همزمان با فعال شدن جو سیاسی ناشی از انتخابات، دانشگاهها نیز تا حدی فعال شدند، اگرچه در سال 85 دو پدیده در دانشگاهها ایجاد شد، از یک سو مهاجرت گردانندگان تحکیم به فرنگ جریان رادیکال تحکیم را کمرنگ کرد، از طرف دیگر انفعال در تمام جریانهای دانشجویی دیده می شد، حاصل این انفعال جریان چپی بود که سیاست داخلی و خارجی اش شبیه احمدی نژاد بود، اما ظاهرا مارکسیست بود. وزارت اطلاعات شدیدا در شکل گیری چپ مارکسیست و جریان انفعال تلاش می کرد. در بیستم آذر، تریبون آزاد در پلی تکنیک تشکیل شد و چهار کلمه حرف حسابی در آن زده شد. در عرض یک سال و نیم شعار« دشمن تبعیض و فساد، محمود احمدی نژاد» در پلی تکنیک به « محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» تبدیل شد. تدریجا و در پایان پائیز بالاخره یخ دانشگاهها هم آب شد و بعد از مدتهای طولانی که دانشگاه پروژه قبرستان سازی را پشت سر گذاشت، تجمع بزرگ دانشجویان در روز دانشجو برگزار شد و دانشجویان اعلام کردند « دانشگاه زنده است.» به نظر می رسید قضیه تا حدی جدی است.

دانشگاه زنده است
از طرف دیگر احمدی نژاد در کمال شهامت پا به لانه زنبور گذاشت. رئیس جمهور برای اینکه به دانشجویان نشان بدهد هیچ ترسی از حضور در میان آنان ندارد، به دانشگاه رفت، دانشجویان هم برای اینکه نشان بدهند اصلا از حضور رئیس جمهور در دانشگاه خوششان نمی آید، خشتک او را به سرش کشیدند. در این معادله هر دو طرف به وظیفه ملی و میهنی خودشان عمل کردند. روز بیستم آذر احمدی نژاد خودش را به دانشگاه امیرکبیر دعوت کرد. طبیعتا دانشجویان هم وقتی با چهره و کلمات وی مواجه شدند، عصبانی شدند، یکی از آنها در مورد اخراج دانشجویان ستاره دار سووال کرد. وی احساس طنزش گل کرد و با حالتی مسخره گفت: « ستاره دارها را ستوان می کنیم.» دانشجویان که اصلا از این شوخی لوس خوششان نیامده بود، با صدای بلند گفتند: « عامل تبعیض و فساد، محمود احمدی نژاد» و ادامه دادند« دروغگو! برو بیرون» و شروع کردند به سوزاندن عکس احمدی نژاد. احمدی نژاد هم که احساس « خود شهید بینی اش» گل کرده بود، گفت: « افتخار من سوختن در راه تعالی این ملت است.» احمدی نژاد دانشجویان را عامل بیگانه خواند و گفت آنان از بیگانگان پول گرفته اند. با این وجود به رفتارهای « شهرستانی پسند» خودش ادامه داد و گفت: « با این وجود من شما را دوست دارم.» دانشجویان هم عصبانی شدند و به دادن شعارهای شان ادامه دادند. احمدی نژاد گفت: « شما بی حیا هستید.» و ادامه داد: « شما به من توهین می کنید، اما من جواب شما را با آرامش خواهم داد.» احمدی نژاد بعدا اعلام کرد: « ما دانشجویان را به صلابه می کشیم.» یکی از اعضای بسیج دانشجویی امیرکبیر در مورد این مراسم گفت: « توهین کنندگان به احمدی نژاد از قبل سازماندهی شده بودند.... حضور رئیس جمهور خوب و با محتوا بود. ... این پاسخی بود به کسانی که می گفتند رئیس جمهور جرات حضور در دانشگاه را ندارد.» بلافاصله محسن میردامادی در یک اظهارنظر شتابزده گفت: « توهین به رئیس جمهور منتخب مردم را محکوم می کنیم.» در پی اظهارات محسن میردامادی، محمد علی نجفی، نامزد شورای شهر اصلاح طلبان گفت: « سخنان میردامادی موضع شخصی وی و جبهه مشارکت است.» وی ادامه داد: « اتفاقات دانشگاه امیر کبیر نتیجه سیاستهای غلط وزارت علوم است.» رمضان زاده گفت: « حضور احمدی نژاد در دانشگاه برنامه تبلیغاتی برای انتخابات بود.» شاخه دانشجویی جبهه مشارکت اعلام کرد: « اعتراض دانشگاه نتیجه سیاستهای دولت در دانشگاه است.» عطریانفر گفت: « احمدی نژاد باید از دانشجویان عذر بخواهد.» دو روز بعد، به دنبال هو شدن رئیس جمهور محبوب سابق، وزیر کشور که برای سخنرانی به دانشگاه شیراز رفته بود با استقبال دانشجویان مواجه شد و خشتک اش در کمال مهرورزی به سرش کشیده شد. در اواسط آذرماه « دانشجویان پلی تکنیک مانع حضور زاهدی در کلاس درس این دانشگاه شدند.»

کاریکاتوری از دنیای اسلام
واقعیت این بود که کاریکاتوری از دنیای اسلام کشیده می شد. هرکسی هر رفتاری علیه مسلمانان می کرد، بلافاصله گروهی مسلمان، گروه دیگری از مسلمانان را می کشتند. اصولا یکی از مشکلات سال 85 این بود که وقتی یک کاریکاتور ضد اسلامی در دانمارک چاپ می شد، بلافاصله بیست نفر از مسلمین ترتیب یک انفجار را می دادند، و صد نفر دیگر از مسلمین را می کشتند. در یک عملیات فاجعه بار در شهرک صدر 202کشته و 250 زخمی شدند، در این عملیات سنی ها شیعه ها را کشتند. از ماه آذر دعوای مسلمانان از یک سو به جنگ شیعه و سنی کشیده شد، از سوی دیگر بین حماس و فتح درگیری پیش آمد و خاورمیانه وارد التهاب شدید شد. به دنبال انتشار مقاله « رافق تقی» نویسنده روزنامه « صنعت» در جمهوری آذربایجان، آیت الله فاضل لنکرانی حکم ارتداد و مرگ رافق تقی را اعلام کرد.

ابن سینا و ابوریحان بیرونی عرب بودند؟
یکی از وقایع ویژه ای که به موازات جنگ شیعه و سنی داشت پیش می رفت، ایجاد درگیری میان اعراب و فارس ها بود. مسابقات آسیایی دوحه آغاز شد و در همان آغاز مسابقه قطری ها با اعلام اسامی بزرگان ایرانی در تاریخ مانند ابوریحان بیرونی و ابن سینا به عنوان دانشمندان عرب، برای خودشان تاریخ تولید کردند. این اتفاقات جلوی چشم رئیس جمهور کشورمان رخ داد. یکی از خبرنگاران از احمدی نژاد پرسید: آیا شما اعتراضی به اینکه گفته شده ابن سینا و ابوریحان بیرونی عرب بودند و ایرانی نبودند، ندارید؟ وی در پاسخ اعلام داشت: اینها که گفتید چه کسانی هستند؟ کسی از احمدی نژاد سووال نکرد که چرا به این موضوع واکنش نشان نداده است، اما در روز پانزده آذر علیرغم پخش فیلم حضور احمدی نژاد در مراسم رقص و پایکوبی هندی و مصری در دوحه که توسط بیش از یک میلیارد بیننده دیده شده است، دفتر احمدی نژاد اعلام کرد که وی در آن زمان در استادیوم حضور نداشته است.

ما و عراق همدیگه رو دوس داریم
طبیعی بود که وقتی دعوای شیعه و سنی و فارس و عرب شکل بگیرد، دولت های ایران و عراق هم از هم فاصله می گیرند. در حقیقت بدنبال جنگ لبنان، این فاصله گرفتن آغاز شد. احمدی نژاد گفت: « هیچکس نمی تواند ملتهای ایران و عراق را از هم جدا کند.» البته به نظر می رسید دو موجود در چهل پنجاه سال گذشته این دو ملت را از هم جدا کردند: دولت ایران و دولت عراق. اولین درگیری حضوری در دیداری که متکی و بانا( سفیر عراق) داشتند، رخ داد. « بانا» سفیر عراق در حالی که از اظهارات متکی بسیار ناراحت شده بود، گفت: « ایران از جنگ در عراق سود می برد.» وی به متکی گفت: « اگر از بدبینی و دورویی خودداری کنید، به نفع شما خواهد بود.» بانا گفت: « تحلیل متکی اشتباه است. و بدون حضور نیروهای آمریکایی، جنگ داخلی واقعی شروع می شود.» سیدعبدالعزیز حکیم هم گفت: « صدامی ها و تکفیری ها می خواهند عراق به نقطه صفر بازگردد.» در ادامه بحران شیعه و سنی در عراق در حمله به دو خانواده شیعه 9 نفر کشته شدند و دو روز قبل تروریست ها گنبد سلمان فارسی را تخریب کردند. در این درگیری 17 تروریست کشته شدند و 4 تن از آنان دستگیر شدند. آگاهان توضیح دادند که عملیات تروریستی در عراق دیگر شباهتی به تروریسم ندارد، چون وقتی 17 نفر در یک عملیات تروریستی کشته می شوند، لابد دویست نفر در عملیات بوده اند که 17 تا کشته شدند، این دیگر اسمش تروریسم نیست، اسمش جنگ جهانی است. آمریکا طرح جدیدی برای عراق در نظر گرفت. این طرح براساس مطالعاتی که بیکر کرده بود، نبود.

طرح بیکر و طرح بوش
گروه مطالعاتی بیکربررسی های دقیقی در مورد عراق و ایران کرده بودند. جانشین رامسفلد گفت: « گفت و گوی مستقیم با ایران در اولویت برنامه هایم است.» از طرف دیگر طرح بیکر در مورد عراق منتشر شد. جرج بوش اعلام کرد که از طرح بیکر حمایت می کند. براساس طرح بیکر که تحقیقات گسترده ای در مورد ایران انجام داده است، بالاخره دولت بوش متوجه شد که ایران و عراق دو کشور مستقل هستند و شیعه و سنی دو گروه از مسلمانان به شمار می روند. احمدی نژاد اعلام کرد: « تنها شرط ما برای مذاکره با آمریکا خروج آمریکا از عراق است.» عبدالعزیز حکیم به بوش التماس کرد که تو را به حضرت ابوالفضل فعلا از آمریکا نروید. لاریجانی هم ضمن تائید نظرات عبدالعزیز حکیم اعلام کرد: « شرط کمک ایران به آمریکا ارائه جدول زمانی خروج نیروها از عراق است.»

فیفا علیه علی آبادی ها
مجادله فیفا و دولت احمدی نژاد تقریبا در تمام طول سال 85 ادامه داشت. فیفا می گفت دولت حق دخالت در فوتبال را ندارد، در حالی که احمدی نژاد و بالطبع رفقایش هرچه فکر می کردند معنی این کار را نمی فهمیدند و آن را دخالت فیفا در امور داخلی فوتبال ایران می دانستند. سرانجام در روز چهارم آذر دعای امت شهیدپرور و احمدی نژاد مستجاب شد و فیفا ایران را به دلیل دخالت دولت در اداره امور فوتبال از تمام فعالیتهای بین المللی معلق کرد. سه روز بعد از سوی فیفا این تصمیم تا یک ماه لغو شد و به ایران یک ماه دیگر فرصت داده شد. شاید برای نشان دادن یک شیرینکاری برای به دست آوردن فیفا بود که علی آبادی در یک لحظه ابتکار مهمی به ذهنش خطور کرد. وی گفت: « بازیهای آسیایی می تواند بصورت مشترک توسط ایران و یک کشور دیگر برگزار شود» وی اعلام کرد: « ایران آمادگی دارد که مسابقات آسیایی مردان را برگزار کند و یک کشور دیگر هم مسابقات زنان را برگزار کند.» این پیشنهاد را حتی خود علی آبادی هم جدی نگرفت. علیرغم زیبایی های روزافزون فوتبال ایران در سطح جهان، در داخل نیز زیبایی های فوتبال چشمگیر بود. درروز هفتم آذر، در جریان مسابقه فوتبال میان دو تیم صنایع اراک و تربیت یزد، تماشاگران اراکی و مسوولان تیم اراک میهمان نوازی را به حد اعلا رساندند و داور مسابقه صنایع اراک و تربیت یزد به نام « فرشید افشار» از سوی تیم میزبان کتک خورد. و چون احساس می شد این تنبیه کافی نیست، ایشان مورد فحاشی تماشاگران و مسوولان باشگاه و تیم صنایع اراک قرار گرفت. و برای اثبات اینکه ما ایرانیان چقدر به بازی دوستانه و جوانمردانه و پوریای ولی و این قبیل مزخرفات قدیمی احترام می گذاریم، داور مسابقه را به کلانتری بردند و وی را مورد بازجویی قرار دادند.

انحراف به چپ، چرخش به راست
تقریبا در هر ماه از سال 85 احمدی نژاد 25 بار به مسوولان امور جاده ای اخطار می داد که جلوی تصادف را بگیرید، به همین دلیل در روز پنجم آذر در تصادف محور ساوه به همدان که بین یک اتوبوس و یک تریلی رخ داد، از 25 مسافر 12 نفر کشته شدند. دلیل این تصادف تجاوز به چپ اعلام شد.» در اواسط آذرماه دولت ایران اعلام کرد که برای صادرات تصادف از ایران، تولید پیکان در سودان آغاز شد. این در شرایطی بود که تولید پیکان در ایران با مشکل جدی مواجه شده بود. مشکل ترافیک و تصادف با جدیت و عدم درک ادامه داشت. پورمحمدی طی یک اظهار نظر کاملا متفاوت با هر نظر عاقلانه دیگر، گفت: « با افزایش یک میلیون اتومبیل ترافیک افزایش پیدا نکرده است.» شاید به دلیل عدم حل مشکل اتومبیل بود که در ماه آذر خبر عجیبی اعلام شد. گفته شد که هواپیمای فوق سبک با قیمت کمتر از خودروی سواری تولید شد. از این هواپیما برای حمل و نقل مسافر و سمپاشی استفاده می شود. منصور اوجی شاعر بزرگ ایرانی درک مشکل حرکت هر نوع موتوری را توسط ایرانیان به این شکل مطرح کرد و اعتراف کرد: « از وقتی شعر در من جوشید، ماشین را به در و دیوار می زدم! بنابراین ماشین را کنار گذاشتم.» در آسمان نیز اوضاع بخوبی زمین نبود. روز ششم آذر در سقوط هواپیمای روسی آنتونف سپاه پاسداران در فرودگاه مهرآباد، 37 سرنشین کشته شدند. اسامی کشته شدگان منتشر شد. بنا به گفته فرماندهی سپاه، افراد ارشد سپاه در میان این گروه نبودند. آیت الله شاهرودی گفت: « باید جلوی این مسامحه کاری ها گرفته شود.» از سوی دیگر فرماندهی سپاه اعلام کرد: « این هواپیمای آنتونف فقط چهار سال کار کرده بود.» همچنین رحیم صفوی جمله نامربوطی را بیان کرد و گفت: « انفجار هواپیما در هفته بسیج معنا و مفهومی را در بردارد.» در کنار تمام این شایستگی ها و همچنین برای اثبات توانایی های ایران در مورد کنترل انرژی های مختلف، در روز پنجم آذرماه 85 « در گازگرفتگی یک مدرسه ابتدایی در جنت آباد تهران 27 دانش آموز مسموم شده و 18 تن از آنان به بیمارستان منتقل شدند.»

تخیل نکنید، واقعیت را هم نشان ندهید
مشکل هر دو تا بود، هم نمی شد واقعیت را نشان داد و هم از فیلمساز خواسته می شد تخیل نکند. آیت الله ناصر مکارم شیرازی فرمودند: « باید نمایشنامه ها و فیلمنامه های ما طبق اصول اسلام و انقلاب تنظیم شود که به کسی در این راستا آسیبی وارد نگردد.» معلوم نبود که از نظر آقای مکارم آن راستا، کدام راستاست. همچنین آیت الله جوادی آملی اعلام کرد: « صدا و سیما در تولید فیلم، از تخیل پرهیز کند.»

دلی اوغلان، آی دلی اوغلان!
در تمام جهان دیوانه ها با قدرت درحال پیش روی بودند. دکتر حسن عباسی، در دانشگاه خلیج فارس بوشهر گفت: « چیزی به نام اسرائیل در سال 2035 در زمین وجود ندارد.» وی مطمئن بود که دولت احمدی نژاد تا آن موقع وجود دارد. در آن سوی جهان، معمرالقذافی با 200 محافظ وارد نیجریه شد و چون دولت نیجریه فقط با ورود هشت اسلحه موافقت کرد، قرار شد اسلحه های اضافی را به دولت نیجریه تحویل دهند. قذافی برای اعتراض مدتی مسیر تا محل برگزاری جلسه را پیاده رفت، اما دوباره برگشت. فاطی رجبی، همسر مورد الهام، پس از انتخاب هاشمی، در یک نامه عربده کش دوباره سروکله اش پیدا شد و اعلام کرد که ملت ایران به هاشمی رفسنجانی رای نمی دهند. اما عجیب ترین واقعه برگزیده دیوانگان این ماه، مانور نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در روز هشتم آذر بود. فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی گفت: « آمریکا در مانور آخر خلیج فارس در برابر مانور ایران شکست خورد.» آگاهان توضیح دادند که بدنبال این پیروزی عظیم بخشی از کسانی که در مانور نقش نیروهای آمریکایی را بازی می کردند، دستگیر شده و فعلا در حال بازجویی هستند. همچنین چند نفر از نیروهای فرضی آمریکایی نیز شهید شدند که قرار است برای تشییع جنازه اجسادشان را به آمریکا بفرستند.

همایش سترگ ایرانیان
جلسه بزرگ همایش سترگ ایرانیان خارج از کشور برگزار شد. در این جلسه که قرار بود با سخنان احمدی نژاد که مورد علاقه مفرط ایرانیان خارج از کشور است، آغاز شود، احمدی نژاد حضور نیافت، چون به مازندران رفته بود، اما به جای او دبیر شورای ایرانیان خارج از کشور قرار بود شرکت کند، که او هم در این جلسه شرکت نکرد. و سرانجام این جلسه خود بخود برگزار شد و در آن تمام مشکلات ایرانیان خارج از کشور مطرح و بسرعت حل شد.

ارتش صد میلیونی ایجاد باید گردد
آخرین سفر احمدی نژاد قبل از انتخابات به مازندران صورت گرفت. در این سفرمردم تنکابن شعار دادند « مازندران غربی استان باید گردد.» احمدی نژاد قول داد که اگر مردم مازندران قول بدهند که به سرعت بچه دار بشوند، این منطقه استان خواهد شد. وی همچنین در یک اظهار نظر شگفت انگیز اعلام کرد: « با اقدامی انقلابی مشکل کمربندی تنکابن را حل می کنیم.» احمدی نژاد همچنین دو روز پیش اعلام کرد: « بزودی جشن تثبیت هسته ای را برگزار خواهیم کرد.»

نان های غیرقانونی دستگیر شوند
دولت با تمام نیرو برای حل مشکل مردم تلاش می کرد. روز هجدهم آذر اعلام شد که واردات گندم طی 8 ماه اول سال 85 افزایش 1100 درصدی داشت. قیمت نان افزایش یافت، اما استانداری تهران اعلام کرد: « افزایش قیمت نان غیرقانونی است.» یکی از کارشناسان اقتصادی اعلام کرد: « دولت اصلاحات موفق ترین دولت تاریخ ایران در زمینه اقتصاد است.» یک روز بعد، محمود احمدی نژاد اعلام کرد که به مناسبت دهه فجر برای مردم توضیح خواهد داد که علت گرانی چیست. ایشان فکر می کرد که مردم ناراحتند چون نمی دانند علت گرانی کالاها چیست. هنوز متوجه نبود که وظیفه رئیس جمهور توضیح دادن علت گرانی نیست، بلکه از بین بردن گرانی است. واقعا خودت عجب گیر رئیس جمهوری افتادی! در عوض شهرداری تهران اعلام کرد که در راستای جمع و جور کردن عواقب تصمیم گیری ها و اقدامات اخیر رئیس جمهور محبوب سابق، بزودی ده هزار مخزن جدید زباله در تهران نصب می شود.

حزب الله و حماس بحران می سازند و می شوند
به دنبال اعلام علنی کمک مالی 250 میلیون دلاری ایران به حماس در ماه آذر و همزمان با اعطای کمک مالی ایران به حزب الله از طریق مستقیم و کمک برای بازسازی لبنان، تنش در لبنان و فلسطین بالا گرفت. به نظر می رسید یک شیطان با چیرگی تمام در حال به جان هم انداختن مسلمانان و کشتن آنان توسط همدیگر است. روز نوزدهم آذر رهبر انقلاب پس از اینکه ایران اعلام کرد 250 میلیون دلار به حماس کمک مالی می کند، در دیدار با اسماعیل هنیه رئیس حماس گفت: « یقین دارم روزی سرزمین فلسطین به دست فلسطینیان اداره خواهد شد.» دو روز بعد از این دیدار سه کودک فلسطینی توسط حماس که دو روز قبل 250 میلیون دلار پول از جمهوری اسلامی دریافت کرده است، کشته شدند. این سه کودک در درگیری میان فتح و حماس به جای پدرشان به قتل رسیدند. در افغانستان هم هشت کودک در انفجار طالبان کشته شدند. سه روز قبل هم در انفجار گروههای تندروی اسلامی در عراق دو خانواده شیعه با بچه ها و زن و سایر اعضا کشته شدند. همزمان با اعلام کمک ایران به حماس حزب الله لبنان به خیابان آمد و نافرمانی مدنی را برای سقوط دولت سینیوره ادامه داد. نصرالله گفت: « حزب الله تا زمان سقوط دولت نیروهایش را در خیابان نگه می دارد.» از طرف دیگر حسن نصرالله هم گفت که ما می خواهیم دولت را ساقط کنیم، اما قصد جنگ داخلی نداریم. سینیوره هم گفت: مساله اصلی ما اسرائیل است و نباید وحدت ملی لبنان به خطر بیفتد. شهرداری تهران نیز اعلام کرد: « بازسازی بخشی از بیروت را انجام می دهد.» از سوی دیگر احمدی نژاد پس از کنفرانس هولوکاست از تمام پیروان ادیان الهی خواست که برای نابودی اسرائیل متحد شوند. بلافاصله بعد از صدور این دستور ، وزارت اطلاعات اقدام به دستگیری وسیع برخی از مسیحیان در رشت، کرج و تهران کرد. همزمان با همین دستور ، 38 مفتی و رهبر وهابی عربستان سعودی خون شیعیان را مباح دانستند.

در یک قدمی قله اتمی
در آخرین روزهای آذرماه، شکست در انتخابات باعث افسردگی شدید در احمدی نژاد شد. دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که احمدی نژاد برای دیدار استانی به کرمانشاه می رود. وی به کرمانشاه رفت و به مردم کردستان مژده داد که در یکی از دیدارهای بین المللی لباس کردی خواهد پوشید. به دنبال این اعلام نظر، کریستین دیور و شانل از احمدی نژاد درخواست کردند که به عنوان مدل در برنامه زمستانی مدل لباس های فرانسه شرکت کند. احمدی نژاد در روانسر گفت: « دوران ابرقدرت ها به پایان رسیده است.» احمدی نژاد گفت: « در یک قدمی قله بلند هسته ای ایستاده ایم.» دو روز بعد، احمدی نژاد در هرسین آن یک قدم را هم برداشت و گفت: « جوانان ایران بدون اتکا به زورگویان، فناوری هسته ای را به صورت کامل در اختیار دارند.» پس از دیدار احمدی نژاد از کرمانشاه یکی از اصولگرایان اعلام کرد: « کسانی که ادعای شکست دولت را می کنند، بگویند که مردم کرمانشاه در این هوای سرد چرا از احمدی نژاد استقبال کردند؟» اعلام رسیدن ایران به قله اتمی با موج سرور و شادمانی در منطقه روبرو شد، وزیر خارجه کویت بلافاصله از برنامه های اتمی ایران ابراز نگرانی کرد. پادشاه بحرین با شنیدن اظهارات احمدی نژاد اعلام کرد که جزایر سه گانه متعلق به ماست و « از رسانه ها خواست همچنان بر عربی بودن خلیج فارس تاکید کنند.» حجت الاسلام حکیم نیز از ترس احمدی نژاد از بوش خواست که عراق را حالا حالاها ترک نکند. دولت عربستان نیز که علاقه خاصی به احمدی نژاد دارد، آمریکا را تهدید کرد که در صورت خروج از عراق این کشور به گروه های سنی و ضدشیعه عراق کمک مالی و تسلیحاتی خواهد کرد. در قطر نیز استقبال شدیدی از ایران صورت گرفت و در بازیهای آسیایی این کشور جمهوری اسلامی ایران به نام جمهوری عربی ایران خوانده شد. اما موج ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی مواضع احمدی نژاد از این هم فراتر رفت و پس از حمایت قاطع ایران از ملت فلسطین گروه حماس به جای جنگ با اسرائیل از کمک های مالی ایران استفاده کرد و تعدادی از اعضای فلسطینی فتح را مجروح کرده، دو کودک را به قتل رساند و تعدادی را زخمی کرد. فعلا در اثر مساعی داهیانه رئیس جمهور نابغه ایران، جنگ اسرائیل و فلسطین تبدیل به جنگ فلسطین با فلسطین و مقاومت عراق علیه آمریکا، تبدیل به جنگ مسلمانان شیعه علیه مسلمانان سنی شده است. در همین راستا، یک اسرائیلی در نشریه یدعوت آهارانوت نوشت: « متشکریم محمود! تو زندگی را برای اسرائیل بسیار آسانتر ساختی.» دکمه قرمز را تونی بلر فشار داد. وی در روز 29 آذرگفت: « ایران تهدیدی استراتژیک برای منطقه است.» سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد: « اظهارات بلر دخالت آشکار و مخرب در منطقه است.» حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت: « اروپا مسیر بدی را انتخاب کرده است.» قبلا هم معلوم شده بود که آمریکا مسیر غلطی را انتخاب کرده است. دنیای اسلام هم که دنباله روی آمریکاست.

مرد سال، بی مرد سال
وحشت از جنگ باعث شد تا مجله تایم در سال 85 مرد سال که به احتمال قریب به یقین احمدی نژاد بود را برگزار نکند. روز 26 آذر مجله تایم اعلام کرد که امسال از اعلام نام مرد سال خودداری می کند و لذا احمدی نژاد که قرار بود عنوان مرد سال تایم را کسب کند و عکسش برای دومین بار روی جلد این مجله چاپ شود، به این عنوان برگزیده نخواهد شد. از سوی دیگر بالاخره مشکل شیرین عبادی حل شد. وی گفت: « اوضاع ایران در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد بدتر شده است.»

چرخش در سازمان ملل
در آخرین روز پائیز سال 85 مجمع عمومی سازمان ملل متحد با 72 رای موافق، 50 رای مخالف و 55 رای ممتنع از موارد نقص حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد. متکی اعلام کرد: « صدور قطعنامه علیه ایران فقط به پیچیده تر شدن شرایط کمک می کند.» جمهوری اسلامی هم برای اثبات نظر مجمع عمومی سازمان ملل، یک روز بعد، شش نفر را در زندان اوین و همان شب سه نفر از متهمان بمب گذاری اهواز را اعدام کرد. آگاهان توضیح دادند که علت همزمانی نه اعدام با قطعنامه سازمان ملل در یک روز ، این بود که مسوولان قضایی کشور می ترسیدند مبادا کسی برایش سووال پیش بیاید که چرا سازمان ملل ایران را مخالف حقوق بشر دانسته است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 18:52  توسط ابراهیم نبوی  | 

تست ملوانی نیروی دریایی انگلیس

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 16 فروردین 1386 [2007.04.05]

po_nabavi_01.jpg

در راستای این که به میمنت و مبارکی و غیره، پانزده ملوان انگلیسی در آستانه میلاد پیامبر و عروج حضرت عیسی(ع) و عید پسح یهودیان وسط کنفرانس مطبوعاتی عفو شده و بلافاصله با رئیس جمهور دیدار کرده و آزاد شدند، لذا تست چهارگزینه ای زیر جهت درک عمیق مطلب برای کلیه امت شهیدپرور منتشر می شود. از کلیه پاسخگویان تقاضا می کنیم به درست ترین گزینه پاسخ داده و نتیجه را برای عمه تونی بلر ارسال کنند.

سووال اول: چرا برادران بسیج دانشجویی روز اول تقاضای اعدام ملوانان انگلیسی را کردند، ولی بعدا دولت ایران این ملوانان را آزاد کرد؟

جواب 1) برای اینکه اگر این افراد را اعدام کرده بودند، نمی شد بعدا آنها را آزاد کنند؟
جواب 2) برای اینکه بسیج دانشجویی در جریان « قدرت و شوکت» بودند، اما در جریان « رافت و میمنت» نبودند؟
جواب 3) برای اینکه در آن موقع قطعنامه 1474 تازه صادر شده بود و هنوز کسی حواسش به ملوانان انگلیسی نبود، اما بعد از یک هفته مردم قطعنامه را فراموش کردند؟
جواب 4) برای اینکه وظیفه بسیج دانشجویی این است که بترساند، وظیفه رئیس جمهور هم این است که خبر خوش بدهد.

سووال دوم: با توجه به رافت و کرامت اسلامی وقتی برادران عصبانی جلوی سفارت انگلیس می روند، از این به بعد باید چه کار کنند؟

جواب 1) اول باید همه اعضای سفارت را دستگیر کرده و صبر کنند تا وقتی مسیح عروج کرد و پیامبر به دنیا آمد و عید پسح رسید به آنان کت و شلوار یک رنگ بدهند و آنها را ماچ کنند و آزاد کنند؟
جواب 2) باید دور سفارت خندق بکنند و در آن آب بیندازند و وقتی دیپلماتها در حال فرار وارد آب شدند، انها را به عنوان ملوان دستگیر کنند و در روز عروج و میلاد و پسح آنها را آزاد کنند؟
جواب 3) باید اعضای سفارت را دستگیر کنند و بعد از اینکه نیروی انتظامی را هم کتک زدند، منتظر قطعنامه سازمان ملل بمانند و بعد در روز عروج و میلاد و پسح دیپلمات ها را بفرستند نیروی دریایی تا آموزش ملوانی ببینند و بعد آنها را آزاد کنند.
جواب 4) دیپلمات با ملوان فرق دارد.

سووال دوم: چرا ملوانان انگلیسی که به آب ایران تجاوز کرده بودند، دستگیر و پس از اعتراف آزاد شدند؟
جواب 1) چون قطعنامه 1474 صادر شده بود و کاری جز این نمی شد کرد.
جواب 2) باید این ملوانان را دو ماه قبل پس از قطعنامه 1373 دستگیر می کردند.
جواب 3) چون برای عفو ملوانان انگلیسی اول باید آنها را دستگیر می کردند.
جواب 4) اصولا اعتراف کردن یکی از موضوعات عادی در ایران است.

سووال سوم: چرا ملوانان انگلیسی را با دیپلمات های ایرانی که دست آمریکا هستند، معاوضه نکردند؟
جواب 1) چون قضیه جدی می شد و ممکن بود بیخ پیدا کند.
جواب 2) چون انگلیس با آمریکا فرق دارد؟
جواب 3) چون ملوان روی آب کار می کند و دیپلمات زیرآب؟
جواب 4) چون امروز رئیس جمهور کت و شلوار سفید پوشیده بود و برای معاوضه باید کاپشن می پوشید.

سووال چهارم: چرا رئیس جمهور برای کودک فی ترنی که مادرش آزاد شد، خوشحال شد، ولی وقتی شادی صدر در زندان بود و دخترش چند روز دور از مادرش در خانه بود، خوشحال نشد ؟
جواب 1) چون فی ترنی یک مادر خارجی بود، ولی شادی صدر یک مادر داخلی بود.
جواب 2) چون شادی صدر ملوان نبود.
جواب 3) چون بهشت زیر پای مادران انگلیسی است، ولی زیر پای مادران ایرانی فمینیست نیست.
جواب 4) چون فی ترنی به انگلیس برمی گردد و تعریف می کند که ایرانی ها چه جور آدمهایی بودند، ولی شادی صدر خودش می داند ایرانی ها چه جور آدمهایی هستند؟

سووال پنجم: چرا بعد از اینکه تونی بلر به ایران اولتیماتوم 48 ساعته داد، ملوانان 24 ساعت بعد از آن آزاد شدند؟
جواب 1) چون 24 ساعت از 48 ساعت کمتر است؟
جواب 2) چون 48 ساعت از 24 ساعت بیشتر است؟
جواب 3) چون وقت تلف کردن فقط برای غنی سازی خوب است؟
جواب 4) هر سه پاسخ فوق صحیح است؟

سووال ششم: بنا به گفته رئیس جمهور، چرا درانگلیس سخت‌ترین ماموریت‌ها یعنی گشت‌زنی دریایی باید به یك مادر واگذار شود، چرا تمدن غرب به ارزش‌های خانواده بی اهمیت است؟
جواب 1) چون در انگلیس کار پیدا نمی شود و مثل ایران نیست که هر زنی بتواند بسرعت یک کار خوب پیدا کند و ایکی ثانیه پولدار شود.
جواب 2) چون در انگلیس مردم بخاطر پول وارد ارتش می شوند، در حالی که در ایران مردم میلیونها تومان پول می دهند و سربازی شان را می خرند.
جواب 3) چون زنهای انگلیسی همه شان نمی توانند استریپ تیز کنند و بعضی از آنها مجبورند وزیر بشوند، اما تعداد وزرا محدود است.
جواب 4) چون در انگلیس همه زنها نمی توانند زن آقای الهام بشوند و در مورد معجزات رئیس جمهور کتاب بنویسند و دائما به سفر بروند.

سووال هفتم: آقای احمدی نژاد گفت: « متاسفانه دولت آقای بلر راه جنجال آفرینی را انتخاب كرده و موضوع را به شورای امنیت كشاند.» به نظر شما چرا بلر این کار را کرد؟

جواب 1) چون بلر نمی دانست سالگرد عروج مسیح نزدیک است؟
جواب 2) چون بلر نمی دانست عید پسح یهودیان نزدیک است؟
جواب 3) چون بلر نمی دانست میلاد پیامبر نزدیک است؟
جواب 4) هر سه پاسخ صحیح است.

سووال هشتم: چرا آقای احمدی نژاد گفت: « از دولت بلر می‌خواهم كه نظامیان مذكور را به جرم پذیرش اشتباه خود مجازات نكند.»؟
جواب 1) چون احمدی نژاد خیلی گوگول است؟
جواب 2) چون احمدی نژاد فکر می کند ما خیلی اسگل هستیم؟
جواب 3) چون احمدی نژاد فکر می کند بلر خیلی گاگول است؟
جواب 4) چون در ایران هفته ای شش نفر اعدام نمی شوند؟

سووال نهم: چرا همزمان با آزادکردن ملوان‌های بریتانیایی در كنفرانس رسانه‌ای امروز، رئیس جمهورنشان درجه 3 شجاعت به فرمانده مرزبانان جنوب غرب كشور اعطا كرد؟
جواب 1) چون اگر آنها ملوانان را دستگیر نکرده بودند، رئیس جمهور نمی توانست آنها را عفو کند و در نتیجه مردم داشتند به قطعنامه فکر می کردند؟
جواب 2) چون واقعا دستگیری این ملوانان خیلی کار شجاعانه ای بود؟ در ضمن موضوع قطعنامه 1474 هم این وسط در حال مالش قرار می گرفت؟
جواب 3) چون تعدادی مدال موجود بود که اول فکر کرده بودند مدال ها را به انگلیسی ها بدهند، اما بعدا فکر کردند به آنها کت و شلوار بدهند و به ایرانی ها مدال بدهند که این وسط قضیه قطعنامه هم ...مال بشود؟
جواب 4) چون قطعنامه 1474 موضوع مهمی بود؟

سووال دهم: از موضوع آزادی ملوانان انگلیسی چه نتایج اخلاقی می توان گرفت:
جواب 1) آدم وقتی چاه نکنده است، مجبور است ملوان ها را آزاد کند؟
جواب 2) دردسر آدم را پیدا نمی کند، آدم دردسر را پیدا می کند؟
جواب 3) آدم برای اینکه نشان بدهد بخشنده است، باید کسی وجود داشته باشد که او را ببخشد؟
جواب 4) همه کارهای احمدی نژاد اشتباه نیست، گاهی اوقات به او تذکر می دهند و مجبور می شود کار درستی انجام دهد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:43  توسط ابراهیم نبوی  | 

فمینیسم بالینی

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 15 فروردین 1386 [2007.04.04]

po_nabavi_01.jpg

سال نو مبارک. امیدوارم مثل هر سال به اندازه کافی وقت هدر داده باشید و کسانی را که تا سال دیگر نخواهید دید دیده باشید و خوب خوابیده باشید. در شهر فعلا خبری نیست، هیچ چیز در امن و امان نیست. ستارگان تصادفا می درخشند، خیابان ها همچنان شلوغ است. قرار است تا هفته آینده همه شهر با انرژی هسته ای که از 20 فروردین حق مسلم ماست، دوغ، کره، شیر و سایر لبنیات، تمام کشور چراغانی شود. فعلا ملوانان انگلیسی سوژه روز هستند و برای داشتن یک سوژه خوب هیچ چیز بهتر از ملوان و آن هم ملوان انگلیسی در وقت گذراندن موثر نیست.

و آن چهارده مرد خبیث و یک زن معمولی
خلاصه داستان: پانزده ملوان انگلیسی که خودشان معتقدند در خط وسط اروندرود در حال گشت زنی بودند و ما معتقدیم در آب ایران داشتند گشت زنی می کردند، توسط نیروهای ایرانی دستگیر شدند و براساس فیلم های نمایش داده شده، فعلا این افراد دارند یاد می گیرند چطور روی فرش چهارزانو بنشینند، چطوری اتل متل توتوله بازی کنند، چطوری سفره پهن کنند و از سماور برای خودشان چای انگلیسی بریزند. البته جدا از همه مکافات و بدبختی ها، آخرش اسم بدنامی روی ما می ماند، وگرنه این 15 ملوان که اطلاعات ندارند، ایرانی ها هم که ایکی ثانیه با آنها رفیق می شوند و بعد احتمالا برای کلی از مجردهای شان زن پیدا می کنیم، فقط تریاکی نشوند خوب است. خانم ملوان انگلیسی هم که دارد روسری بستن را یاد می گیرد، می ماند مراسم چهارده تا ختنه سوران. اول کار قضیه زیادی جدی بود، انگار نه انگار که ایرونی بازی است. به همین خاطر نخست وزیر انگلیس گفت: « ایران هیچ توجیهی برای نگهداری ملوانان انگلیسی ندارد.» سردار فیروزآبادی هم که انگار « پل رودخانه کوای» را منفجر کرده است، گفت: « ملت از بازداشت متجاوزان به حاکمیت ملی شادمان شدند.» اتحادیه اروپا هم بعد از قطعنامه فوری سازمان ملل گیر سنگین داد که: « این بازداشت مغایر قوانین بین المللی است... بی قید و شزط آزاد کنید.» معاون اول رئیس جمهور هم جواب داد که: « مساله تفنگداران با جوسازی انگلیسی به این زودی حل نمی شود.» اما بلر گفت: « دنبال رویارویی با ایران نیستیم.»، علی لاریجانی هم که امسال را با شور و شوق آغاز کرد، انگار نه انگار که بی خیال شده باشد. وی گفت: « نیازی به محاکمه ملوانان انگلیسی نیست، مذاکرات بریتانیا و ایران آغاز شده است.» دری نجف آبادی، دادستان کل کشور هم با حالتی که انگار این کار را در عمرش یک میلیون بار کرده، گفت: « امیدواریم مساله تفنگداران انگلیسی نیازی به رسیدگی قضایی نداشته باشد.» دیروز جلال شرفی دیپلمات ربوده شده ایرانی در عراق آزاد شد. همین دیروز هم بلر گفت: « در روز آینده « حساس» خواهد بود.» آخرش هم قضیه به اسم ابتکار احمدی نژاد برای حل بحران تمام شد و قرار شد که هیات نظامی انگلیسی به تهران سفر کنند. و اما هدف گروگانگیری ملوانان انگلیسی چیست؟

پشت صحنه: علی بیخ و محمود زبل
توصیف صحنه: علی بیخ، محمود زبل، زری طلا، علاء الدین زیدان، منوچ هندی و چند سردار سپاه نشسته اند. زمان: یک روز بعد از قطعنامه 1474
علی بیخ: حالا با این یکی قطعنامه چی کار کنیم؟
منوچ میم: نمی شه حالا یک مقدارخیلی کمی تعلیق کنیم؟
علی بیخ: بد فکری نیست، فعلا فشار زیاده، یه دوماه تعلیق می کنیم، تا بعد
سردار صفوی: کا! حالا نمی شه دوتا موشک بزنیم بعد تعلیق کنیم؟ مو خودمون می بافیمشون و می روفیمشون و سه تا آرم سپاه می زنیم رو آیزنهاور، شب اسمشه می ذاریم ناو « ذوالفقار»
علی بیخ: نه، این مساله را باید کلی و جزئی کنیم و بعد حد یقف آن را پیدا کنیم.
منوچ میم: اگر بخواین من برای ملاقات با این زنیکه در خدمتم.
محمود زبل: من می گم آزادشون کنیم که اونها هم ول کنن.
علی بیخ: کی رو آزاد کنیم؟ معلم ها رو؟
محمود زبل: نه بابا! اون ها رو نگه داریم، همین گروگانها رو آزاد کنیم.
سردار صفوی: گروگانهای سپاه رو می گی؟ اونها توی منطقه سبزن و دست مون بهشون نمی رسه.
محمود زبل: نه بابا، همین گروگانهای اون ها رو آزاد کنیم.
علی بیخ: گروگانی نداریم، کی رو آزاد کنیم؟
محمود زبل: می گیریم، بعد تا بیان تکون بخورن غنی سازی می کنیم، انرژی هسته ای رو می بریم به ارادان و گرمسار و منم خبر هسته ای رو می دم، بعد مذاکره می کنیم.
علی بیخ: من نمی فهمم، کی رو آزاد می کنیم؟ کی رو می گیریم؟ چطوری؟
محمود زبل به منوچ میم: برو سر کوچه یه تمبر بخر یه نامه دارم برای گامبیا، زودی بیا.
منوچ می رود، محمود و سرداران بیرون می روند، علی می ماند و حوضش. می گیریم شون، بعد هم آزادشون می کنیم، فهمیدین؟ به همین راحتی.

پدر دکتر سروش یهودی بود
مشکل بشریت احتمالا تا هفته آینده حل می شود. فقط چند تا کار ساده مانده است، اول اینکه باید پنج میلیارد مسیحی مسلمان شوند، 13 میلیون یهودی هم باید اسلام بیاورند، احتمالا سه میلیارد نفر باید ختنه شوند، احتمالا برای مسلمان شدن این افراد چهار جنگ جهانی راه می افتد که بعید است کمتر از یک میلیارد نفر از آنها کشته شوند، بعد همه که مسلمان شدند، تازه بحث شروع می شود که ولایت فقیه داریم یا نداریم؟ چون احتمالا تا آن موقع در میان شیعیان ممکن است کسی دیگر ولایت فقیه را قبول نداشته باشد. دکتر محمد علی رامین با شهروند مصاحبه کرد. وی در این مصاحبه گفت: « بشریت هیچ راه دیگری ندارد، جز این که برای تامین سعادت خودش، سیستم ولایت فقیه را بپذیرد.» البته آگاهان اعلام کردند با وضعی که فعلا بشریت دارد، به نظر می رسد که علاقه خاصی به سعادتمند شدن ندارد، بنابراین ممکن است به سه میلیارد ختنه هم نیاز نباشد. دکتر محمد علی رامین گفت: « گویا پدر بزرگ دکتر سروش یهودی بوده است.» ظاهرا دکتر رامین آلمانی تبار است و سی سالی است که به ایران آمده و اطلاعات دقیق گشتاپو را در مورد همه یهودی های جهان دارد، بنابراین به اظهارات وی در مورد حاج فرج شک نکنید.

فمینیسم بالینی
اصلا هم شوخی ندارند، من نمی فهمم چه کاری از این قانونی تر ممکن است؟ صد نفر آدم می خواهند از یک میلیون نفر امضا جمع کنند که پیشنهاد کنند یک قانون عوض شود، نه درگیری درست کرده اند و نه شهر را شلوغ کردند. بیچاره ها هم دائما هرکی می رسد یکی می زند توی سرشان. امروز پنج تن از اعضای کمپین « یک میلیون امضاء» بازداشت شدند، سارا ایمانیان و شوهرش و سعیده امین با گذاشتن وثیقه آزاد شدند و ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به 209 رفتند. اما مصاحبه عفت ماهباز و شهلا شفیق با عنوان فمینیسم اورژانس جالب بود. انواع دیگر فمینیسم به شرح زیر است:
فمینیسم سرپایی: شما زن هستید و طبیعتا طرفدار حقوق زنان هستید، اما فمینیست نیستید، تصادفا برای خرید گوجه فرنگی به میدان هفت تیر می روید و علاوه بر هفت تیر با باتوم هم مواجه می شوید، در نتیجه هم مطالعات تان را در مورد فمینیسم شروع می کنید، هم برای درمان به کلینیک می روید.
فمینیسم داخلی: شما در خانه طرفدار فمینیسم هستید، ولی به خیابان که می روید مجبورید طرفدار انرژی هسته ای باشید.
فمینیسم بالینی: این مرحله پبشرفته فمینیسم است، در این مرحله شما تازه 62 هزار امضا جمع کردید که به دلیل وکالت احضار می شوید و به دلیل برخورد قانونی بستری می شوید. جای قانون تان درد می گیرد و شوهرتان بر بالین شما می ماند تا 30 میلیون شوهر دیگر بر بالین همسرشان بروند.
فمینیسم پلاستیک: در این حالت شما اصلا فمینیست نیستید بلکه برای جراحی بینی به مطب دکتر آمده اید، با زنی مواجه می شوید که او دماغش به دلیل گفتگو با همسرش واقعا شکسته است، در این حالت فمینیست می شوید.
نتیجه گیری اخلاقی: فمینیسم از جاهای مختلف شروع می شود ولی به جای مشخصی می رسد.

رفراندوم هسته ای
اتفاقا فکر خیلی خوبی است. من پیشنهاد می کنم دولت جمهوری اسلامی برای اینکه هم مشکل حسین درحشان حل شود و بتواند بدون فحش خوردن از حکومت و وزارت دفاع کند، و هم مشت محکمی به دهان آمریکا بزند، یک رفراندوم هسته ای برگزار کند. در این حالت حتی یک هفته هم دولت وقت داشته باشد که از رفراندوم برای غنی سازی دفاع کند. به شیرزاد و سایر کارشناسان هم هیچ فرصتی برای مخالفت ندهند، بعد از یک هفته همین وزارت کشور رفراندوم برگزار کند و ببینیم واقعا چند درصد از مردم طرفدار غنی سازی هسته ای هستند، این جوری آدم می تواند بگوید ملت طرفدار حق مسلم شان هستند، زنده باد خانم عبادی که این فکر خوب به ذهنش رسیده است و فکر بدی به ذهنش نرسیده است. در همین راستا، احمدی نژاد گفت که برای بیستم فروردین اخبار هسته ای در راه است. البته ظاهرا قرار است معلوم شود که ما موفق به غنی سازی هسته ای شده ایم و بالاخره این موجود ضعیف البنیه یک کاری در زندگی اش کرد، حداقل دلمان خوش باشد که یک دلیلی وجود داشت. در همین راستا نشست خبری احمدی نژاد به چهارشنبه( که خبرهای خوش هسته ای خوب پخته شود) موکول شد. وزیر ارشاد هم گفت: « حال جسمانی رئیس جمهور خوب نیست.... ناراحتی او ناشی از رنج مشکلات است و وی نیز بی رحمانه از خود کار می کشد.» پزشکان ویژه دلایل زیر را برای بیماری رئیس جمهور برشمردند:
1) آب به آب شدن: زیادی مسافرت رفته است.
2) ضعف بینایی: زیادی فلاش دوربین توی چشمش خورده.
3) هوا به هوا شدن: زیادی به سفر شهرستانی رفته.
4) چشم خوردن: بدون اینکه چشم زخم ببندند به گردنش و اسفند دورش دور کنند قرص قمر را می فرستند وسط یک مشت گرگ، آنها هم چشم می زنند، الهی قدش سر چشم شان دربیاید.
5) مرض قند: به نظر می رسد که کسی که اینهمه هر هفته شکر زیادی می خورد، طبیعی است که مرض قند می گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 15:3  توسط ابراهیم نبوی  | 

در سال 1385 اتفاق افتاد( قسمت هشتم)

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 15 فروردین 1386 [2007.04.04]

po_nabavi_01.jpg

در این قسمت وقایع ماه آبان سال 85 را مرور می کنیم و به این وقایع می پردازیم، رقابت های انتخاباتی آغاز شد، تحریمی ها در سکوت، تندروها متفرق و میانه روها به صف. ده نمکی وارد می شود. چرا احمدی نژاد از همه خواست بچه دار شوند؟ فاطمه رجبی و عشقی ناکام، اگر برای این تحفه الهی بمیرم هم کم است. پیروزی دموکرات ها در آمریکا خودبخود پیروزی ما هم هست. امتحان خبرگان برگزار شد. محمود به صدا و سیما رفت و همه از او عکس گرفتند. پروین احمدی نژاد با یک دماغ وارد شد. تظاهرات حزب الله برای سقوط سینیور سینیوره. و داستان کشته شدن دانشجوی سبزواری و کتک خوردن دانشجوی ایرانی در لس آنجلس....
ابن سینا نداریم، در عوض ادیسون داریم
در نیمه دوم سال 85 داستان پیشرفت های علمی و انجام امور محیرالعقول بسیار مورد توجه قرار گرفت. به نظر می رسید دولت چون نمی تواند کار معقول خودش را براحتی انجام دهد، علاقه دارد که کارهای عجیب و غریب بکند، اساتید دانشگاه اخراج شدند و دانشمندان زیر 25 سال جای آنها را گرفتند، دائما مخترعینی کشف می شدند که با یک چیزهای عجیبی مثل پریز برق و آرمیچر و لوله آفتابه و بدنه آبگرمکن، موشک و انرژی هسته ای و هواپیما درست می کردند. در حالی که دولت نمی توانست بطور طبیعی خودش را اداره کند، تصمیم می گرفت آفریقا و اروپا و آمریکای لاتین را اداره کند. در اواحر مهرماه سال 85 بنا به گزارش خبرگزاری انتخاب، رضا کهولی مخترع برگزيده ايران در سال 2005 ميلادي گفت: « اولين وسيله نقليه مسافت كوتاه جهان را به عنوان دومين اختراع خود در زمينه هوافضا بزودي در جشنواره لندن ارايه مي كند.» رضا کهولی، ادیسون امت حزب الله اضافه كرد: « اين وسيله 20 متر طول و يك هزار كيلومتر سرعت دارد و قادر به حمل حداقل 20 نفر مسافر و حداكثر 200 نفر را دارد، ضمن آن كه وزن آن در حالت خالي 2300 كيلوگرم بوده و قادر به حمل 4220 كيلوگرم است.» رضا کهولی گفت: « وسيله نقليه هوايي اختراع شده وي، فروردين ماه سال آينده در تبريز به پرواز در مي آيد.»( تا این لحظه که 15 فروردین است اختراع مذکور در تبریز به پرواز درنیامده است، از آقای کهولی خواهش می کنیم زودتر پروازشان را انجام داده و یک ملت را از نگرانی دربیاورند.) كهولي که با وجود جوانی نشان داد که دندان مسوولان را دقیق شمرده است، گفت: « در يك كشور اسلامي با سلاح تقوي و صرف فعل خواستن و با الهام از فرمايشات مقام معظم رهبري هر كار غيرممكني را ممكن مي كنيم.» وي با وجود دريافت پيشنهادهاي تحصيل در برترين دانشگاههاي جهان ترجيح داد كه در دانشگاه تبريز در رشته مكانيك ادامه تحصيل دهد. وب سایت انتخاب نوشت: « این مخترع در حال حاضر 18 سال سن دارد در طول دوران تحصيلي خود از زمان نوجواني توانسته است نزديك به 16 اختراع ارايه كند.»آگاهان توضیح دادند که رضا کهولی در سال 2005 مخترع برتر جهان نشد، بلکه یکی از چهل و هشت نفری بود که در یک نمایشگاه اروپایی یک جایزه گرفت.
استارت انتخابات شوراها زده شد
با فرارسیدن ماه آبان فضای انتخابات شوراها علیرغم سردی هوا داغ شد. سردار طلایی، فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ که هفنه اول آبان استعفا داده بود و اعلام کرده بود که علت استعفای او شرکت در انتخابات شورای شهر نیست، برای شرکت در انتخابات شورای شهر ثبت نام کرد. در مدت ده روز 117 هزار نفر دیگر برای انتخابات شورای شهر نامزد شدند. سه نفر از اعضای کابینه خاتمی، یعنی احمد مسجد جامعی( یخ ترین وزیر خاتمی)، محمد علی نجفی( خوش تیپ ترین وزیر خاتمی) و اسحاق جهانگیری( زیباترین وزیر خاتمی) در انتخابات شوراها ثبت نام کردند. همچنین هر دوازده عضو سابق شورای شهر که برای آنها مقام دنیوی و جیفه دنیا پشیزی ارزش نداشت، برای انتخابات بعدی داوطلب شدند تا اثبات کنند که مقام دولتی و دنیوی برای آنان از عطسه بز هم ارزش کمتری دارد. در همین راستا زریبافان، جوان بیکار و در جستجوی سرنوشت نیز برای شرکت در شورای شهر ثبت نام کرد. معصومه ابتکار و اشرف بروجردی و تعداد دیگری از آدمهایی که اسم شان حداقل یک بار و حداکثر دو سه بار شنیده شده است، نیز در انتخابات نامزد شدند. رمضان زاده، سخنگوی تر و تمیز و نسبتا خوش تیپ دولت خاتمی گفت: « باید کشورداری را روی ریل قبلی برگردانیم.» یک هفته پس از ماه آبان فهرست اصلی اصلاح طلبان در تهران بوسیله شورای نگهبان تائید شد. اصلاح طلبان تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت کنند و به کسی که کمتر مزخرف است، رای دهند. آرمین گفت: « مهم ترین، مفیدترین و تنها راهبرد پیش رو رویکرد اصلاح طلبانه است.» آگاهان توضیح دادند که وقتی یک راه تنها راه است، دیگر چه اهمیتی دارد که مهم ترین و مفیدترین راه هم باشد؟

احمق با حافظه خوب و احمق با حافظه ضعیف
آلبرتو فرناندز، یکی از مقامات آمریکایی اعلام کرد: « در عراق احمقانه عمل کردیم.» آگاهان ضمن تائید این اظهارات آقای فرناندز، اعلام کردند که فرق احمق خوب و احمق بد این است که احمق خوب دو سال بعد از اینکه فهمید حماقتی انجام داده است، به این حماقت اقرار می کند و تلاش می کند حماقتش را اصلاح کند، اما احمقی که واقعا احمق است، حتی پس از گذشت بیست سال، وقتی نامه آیت الله خمینی در مورد اشتباه در جنگ ایران و عراق منتشر شد، از اینکه چنین نامه ای پخش شده ابراز ناراحتی می کنند و اصرار عجیبی دارند که حماقت انجام شده، به صورت یک پیروزی بزرگ نشان داده شود.

آزاد باید گردد، نابود باید گردد
و بالاخره بعد از شش ماه تنها مردی که در ماجرای روز زن دستگیر شده بود، یعنی موسوی خوئینی نماینده سابق مجلس و یکی از نیروهای اصلاح طلب با یک وثیقه 150 میلیونی آزاد شد. در حالی که وزیر علوم داشت دائما از دبیرستان ها برای دانشگاهها استاد کشف می کرد، نیروهای اصلاح طلب از دانشگاه اخراج شدند. روز نهم آبان، برای پیشرفت بیشتر کشور در زمینه های علمی و فرهنگی و آموزشی، آقایان حجاریان و کدیور از دانشگاه اخراج شدند. اما مشکل فقط در اینجا نبود، تعدادی امام زمان نیز دستگیر شدند. نیروی انتظامی اعلام کرد که در سال 85 رکورد دستگیری امام زمان های مختلف شکسته است. یکی از ائمه زمان اعلام کرده بود باید به طرف مسجد جمکران نماز بخوانید.

رادیکال های متفرق، میانه روهای متحد
تقریبا در هر دو جبهه یک بازی پیروز بود، میانه روهای راست و چپ متحد بودند، اما تندروهای هر دو گروه دچار بحران شدند. محافظه کاران امیدوار بودند تا رادیکال ها انتخابات را تحریم کنند، اما نیروهای میانه روی اصلاح طلب کار را در دست شان گرفتند، در داخل و خارج کشور، نیروهای تندرو که استدلال های شان در تحریم انتخابات بی نتیجه مانده بود، در لاک سکوت رفتند. شورای نگهبان در شهرستانها رد صلاحیت گسترده کرد، اما در تهران رد صلاحیت ها به گستردگی شهرستانها نبود، و در شهرستانها رد صلاحیت گسترده موجب اعتراض نیروهای اصلاح طلب و از جمله مجاهدین انقلاب شد. تقریبا تا اواخر آبان، از طرفی محافظه کاران و دولتی ها نتوانستند به فهرست مشخص برای انتخابات شوراها برسند. چمران از نرسیدن اصولگرایان به فهرست واحد ابراز تاسف کرد. تاج زاده گفت: « در انتخابات شوراها در حقیقت انتخاب اصلی بین دولت 9 روز یک بحران، با دولت 9 روز یک گاف است.» وی همچنین گفت: « منتظرم ببینم آقای سعید عسگر کی رئیس دانشگاه می شود.»

این سیاستمداران متجاوز و خشن!
در اسرائیل، رئیس جمهور ایرانی تبار این کشور دچار بحران اخلاقی شد، وی ابتدا به یک مورد تجاوز به عنف، بعدا به چهار مورد و سپس به نه مورد تجاوز به عنف متهم شد. کم کم قضیه داشت به دختر یاسر عرفات و نیکول کیدمن و مریم رجوی می رسید که موشه کاتساو را به دادگاه کشاندند. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور و رئیس مافیای روسیه در گفتگو با با ایهود اولمرت رئیس کابینه اسرائیل، گفت: « به رئیس جمهوری خود سلام برسان، عجب آدم خشنی! تجاوز به دهها زن؟ از کاتساو انتظار نمی رفت. همه ما متعجب شدیم. همه ما به او حسودی می کنیم.»

اخراجی ها به سینما می آیند
در سال 85 اتفاقات فرهنگی نسبت به چند سال قبل از آن کمرنگ شد. مخملباف و بهمن قبادی تقریبا از فیلمسازی در داخل ایران صرف نظر کردند. جذابیت های بصری احمدی نژاد نیز خودش دلیلی بود روشن که مردم دنیا به جای شکل داستانی واقعیت ایران، شکل مستند آن را در این هاله نور ببینند. شاید برجسته ترین چهره سال سینمای 85 مسعود ده نمکی بود. وی که قبل از این از مرز احمدی نژادی بودن رد شده و توسط فلسفه و علم سیاست و هنر و سینما الحمد الله فاسد شده بود، پس از روی کار آمدن احمدی نژاد نامه بامزه ای به او نوشت، وی دو مستند ضعیف در کارنامه اش داشت، اما با یک گروه حرفه ای مشغول ساخت فیلم اخراجی ها شد. در ماه شهریور در یک مصاحبه به طعنه به جناحین سیاسی گفته بود که « دعوا نکنید، با هم بخورید.»، ده نمکی در ماه آبان در پاسخ به این سووال که فکر نمی کند سرنوشتی مانند مخملباف داشته باشد، بدون اینکه به استعداد خودش نگاه کند، گفت: « من مخملباف نمی شوم» البته فیلم « اخراجی ها» به مهم ترین فیلم پوپولیستی سال تبدیل شد و رکورد فروش را هم شکست و مسعود ده نمکی در دوران احمدی نژاد، چهره سینمای ایران شد. اما اتفاقات در ادبیات نیز جریان داشت، وزارت ارشاد تولید کتاب را با مشکل مواجه کرد، مجوز کتابها لغو شد، رمان هیلدا پیرزاد بعد از بارها چاپ، برای مدت چند روز مجوز نگرفت تا تحت فشار افکار عمومی دوباره زیر چاپ رفت. در روز هشتم آذر 85 سیروس شاملو در مورد پدرش نوشت: « این که شاملو هرگز به سانسور تاسی نکرد و همواره به بی عدالتی نه گفت، مفت ترین دروغ جهان معاصر است... شاملو انسانی دوشخصیتی و مالیخولیایی بود... او آدمی به شدت ترسو و وحشت زده و چاپلوس بود.» به نظر می رسید جمله سیروس شاملو انتقام جوانی باشد که سالها پس از مرگ پدر هنوز هم مجبور است زیر مجسمه او زندگی کند.

اول فکر کنید بعد بگوئید چند تا بچه کافی است؟
معمولا در سه مورد آدمها به فکر بچه دار شدن می افتند، وقتی که امید به آینده پیدا می کنند، وقتی حس می کنند عشق تمام وجودشان را احاطه کرده است و وقتی که احساس مسوولیت می کنند. به نظر می رسد که نزدییک شدن احمدی نژاد به اولین روزهای یک پدربزرگ، و اینکه او امیدوار بود همه مردم ایران امیدوار باشند که آینده بهتر از گذشته است و عشقی که او نسبت به خودش داشت، باعث شد که در اوایل آبان نظریه وحشتناکی از سوی احمدی نژاد ابراز شود که فقط می توانست در شرایط مصرف بالای تکیلا یا کنیاک یا خوردن اکس به آدم دست بدهد، محمود احمدی نژاد رسما اعلام کرد: « نه تنها دو تا بچه کافی نیست، بلکه بسیار کم است.» البته من نمی دانم این جمله حسین شریعتمداری که در اولین روز آبان نوشت: « بسیجی بی ترمز است.» تا چه حد به جلوگیری نکردن از چیز و بچه دار شدن مربوط باشد، ولی موضوع افزایش جمعیت از سوی احمدی نژاد بحرانی جدی در کشور ایجاد کرد. کسانی که احمدی نژاد را می شناسند، می دانند که این جمله فقط می تواند ناشی از یک حس لحظه ای وی باشد، ولی متاسفانه این حس لحظه ای یک رئیس جمهور بود. احمدی نژاد در ماه آبان به این نتیجه رسیده بود که ایران باید یک ابرقدرت بزرگ شود و هرچه فکر می کرد بهترین راه برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت بزرگ، تبدیل ایران به یک کشور 150 میلیونی بود. در همین راستا بود که مریم بهروزی اعلام کرد: « روزی را خدا می دهد، بچه دار شوید.» منیره نوبخت نیز گفت: « خانواده های ایرانی دوست دارند تا با برخورداری از تعداد بیشتری فرزند، خانواده ای گرم تر و صمیمی تر داشته باشند.» اما فاطمه رهبر گفت: « افزایش جمعیت شوخی رئیس جمهور بود.» در همین زمان احمدی نژاد گفت: « ایران به قدرت بلامنازع جهان تبدیل می شود.» وی در شهر پاکدشت، اعلام کرد: « خاورمیانه در حال فوران و توفان خشم ملت هاست.» احمدی نژاد گفت: « امروز دولت انگلیس بسیار ضعیف است.»

داستان عشق فاطی و شمس ارادونی
پس از انتشار کتاب« احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم» و نامه های عربده کش فاطی رجبی، وی مدت یک ماهی منتظر ماند تا ببیند اتفاق خاصی می افتد یا نه، بعد با شدت بیشتری به کارش ادامه داد. او که در زندگی گذشته، حال و آینده اش جز اینکه مورد الهام شوهرش بود و فرزندی نیز از این موضوع ناشی شده است، دل به احمدی نژاد بست. وی در سخنرانی خود در یکی از شهرهای استان یزد، در مورد احمدی نژاد گفت: « اگر جان بدهم برای این تحفه الهی کم است.» وی گفت: « خوردن، راه رفتن و خفتن او از جنس مردم است.» فاطی گفت: « شاید این حرف از منظر سیاسی خنده دار باشد، ولی احمدی نژاد اسم امام زمان را احیا کرد.» فاطی رجبی گفت: « بدون وابستگی زبانم دراز و قلمم تیز است.» شاید همین گفته ها باعث می شد که احمدی نژاد بگوید: « مردم دنیا در انتظار تلفن ما هستند.» در روز پنجم آبان یک روانکاو با مطالعه رفتار و گفتار احمدی نژاد گفت که وی روزبروز از نظر روانی مشکلات بیشتری پیدا می کند. روز بیستم آبان 85 یکی دیگر از معجزات احمدی نژاد آشکار شد. وی به معجزه ای که در آمریکا در هنگام سخنرانی اش اتفاق افتاد اشاره کرده و گفت: « وقتی در آمریکا سخنرانی می کردم، مردم آنجا از صندلی های خود بلند می شدند و احساسات خود را نشان می دادند.» در پی اعلام این موضوع پزشکان بسیار شگفت زده شدند. چون چنین چیزی در تاریخ آمریکا بی سابقه بوده و تا قبل از احمدی نژاد آمریکایی ها معمولا یا به سخنران حمله کرده و شدیدا او را گاز می گرفتند. یا به جای گوش دادن به سخنرانی، باباکرم و سالسا می رقصیدند، یا در هنگام سخنرانی با پاره آجر به سخنران حمله می کردند و یا اینکه بعد از سخنرانی به جای اینکه احساسات شان را نشان دهند، آنرا توی دست شان می گرفتند و احساسات شان را قایم می کردند.

مسابقات هولوکاست برگزار شد
در روز 12 آبان نتیجه مسابقات کاریکاتور هولوکاست اعلام شد. بنا به اعلام صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، برنده اول این مسابقه ضمن تشکر اعلام کرد که چون جانش در خطر است، نام او را اعلام نکنند و جایزه را برایش نفرستند. برنده دوم این مسابقه هم که یک فرانسوی بسیار معروف است، از دریافت جایزه خودداری کرد و از ترس سکته کرد. برنده سوم نیز که از مسلمانان شجاع خاورمیانه است، اعلام کرد که قصد دریافت جایزه و اعلام نامش را ندارد. بنا به گفته آگاهان این اولین مسابقه بین المللی است که هیچ یک از برندگانش حاضر به پیروزی در آن نشدند.تعدادی از کاریکاتوریست های طرفدار فلسطین و مخالف اسرائیل نیز اعلام کردند که حاضرند برای نابودی اسرائیل بمیرند، اما می ترسند که کاریکاتورشان چاپ شود.

کشتی اشکانی با چهل خمره
وسط این هیر و ویر که از یک طرف به دلیل سد سیوند پاسارگاد داشت زیر آب می رفت و از طرف دیگر خشتک مشائی مدیرعامل میراث فرهنگی برسر ماجرای شبی در سالن رقص، در دست سعید ابوطالب بادبان شده بود، در روز 12 آبان یک کشتی اشکانی که در آن چهل خمره بزرگ قرار دارد، در خلیج فارس کشف شد. معلوم نبود در آن خمره ها چه چیزی بوده، اما معلوم بود که ترشی هفت بیجار نبود.

دموکرات ببرد، جمهوریخواه بمرد
روز 22 آبان 85 انتخابات آمریکا به خوشی و میمنت برگزار شد و دموکرات ها در انتخابات برنده شدند. بلافاصله بعد از پیروزی دموکرات ها جرج بوش به رئیس جدید مجلس نمایندگان زنگ زد و پیروزی را به او تبریک گفت و چند ساعت بعد هم دانلد رامسفیلد استعفا داد و کنار رفت تا اگر قرار است بوش یک آدم متعادل را می شناسد به جایش بگذارد. یک روز بعد علاء الدین بروجردی نابغه سیاست خارجی ایران گفت: « نتیجه انتخابات آمریکا یک پیروزی برای ایران است.» یک هفته پس از این موضوع بود که معاون رئیس جمهور اعلام کرد: « هفده دعوا میان ایران و آمریکا حل نشده است.»

باز هم حرف زد
سفرهای استانی در آبان ماه نیز جریان داشت. این بار کاک محمود در کردستان حضور یافته و در حالی که لباس کردی پوشیده بود، اعلام کرد: « تمام قدرت های عالم امروز در پرونده هسته ای در مقابل ملت ما زانو زده اند.» احمدی نژاد که قصد داشت همه چیز را در ایران عملیاتی کند، گفت: « همه استعدادهای کردستان باید عملیاتی شوند.» احمدی نژاد که یادش رفته بود که خودش هم در خور این کشور نیست،گفت: « آمار کنونی کشته شدگان کشورمان در خور این کشور نیست.»، وی گفت: « مردم به قوانین احترام بگذارند.» وی توضیح اضافه داد که منظورش فقط قوانین داخلی و آن هم در زمان ریاست جمهوری خود اوست. احمدی نژاد گفت: « باید ترافیک را با مدل خودمان مدیریت کنیم.» به نظر می رسید که فقط مشکل ترافیک نیست. احمدی نژاد، خودش و بدون اینکه خجالت بکشد، گفت: « دنیا به سرعت در حال احمدی نژادی شدن است.» وی گفت: « من به تمام قاره های جهان جز یک قاره سفر کرده ام و می دانم در آنجا چه خبر است.» در همین راستا کارشناسان توضیح دادند که رئیس جمهور برای درک عمیق آمریکا به مدت چهار روز در این قاره بوده و این قاره را بخوبی می شناسد.

حامیان انگلیسی های هلندی آمریکایی کثیف
تا قبل از اینکه تکلیف این حسین با آن حسین روشن شود و این یکی کاملا درخشان شود، معلوم نبود چرا همزمان با انتخابات شوراها، سایت روزآنلاین تعطیل شده است. کیهان ابتدا درباره وابستگی روزآنلاین با اسرائیل نوشت و سپس وابستگی اسرائیل به آمریکا از طریق فریدام هاوس به عنوان یکی از بخش های روزآنلاین را اعلام کرد و آنگاه نوشت که مشارکت و روزآنلاین و گویا و رادیو زمانه و پنتاگون و موساد، همگی زیر نظر پارلمان هلند و این پارلمان زیر نظر عوامل اطلاعاتی انگلیس است. روز 18 آبان روزنامه کیهان طی مقاله ای که در مورد وب سایت روز اعلام کرد که این وب سایت به دلیل اینکه حامیان مالی اطلاعاتی انگلیسی از آن ناراضی بودند، تعطیل شده است. واقعیت این بود که حسین درخشان به دلیل اخاذی سایت روزآنلاین را تعطیل کرده بود.

معجزه 106
سفر به شهرستانها به عنوان سیاست رسمی دولت توسط کلیه عوامل دولت دنبال می شد. داوودی معاون رئیس جمهور گفت: « انصافا در خراسان جنوبی معجزه شده است.» آگاهان پیشنهاد کردند که از این پس به جای اینکه خودشان از خودشان تعریف کنند، از خبرنگاران بخواهند که آنها از دولت تعریف کنند و به آنها پول بدهند. برای اثبات پیشرفت های دولت، سازمان شفاف سازی جهانی اعلام کرد که دولت ایران از سال 2004 که در رتبه 88 فساد اداری بود، در سال 2005 به رتبه 92 و در سال 2006 به رتبه 106 سقوط کرد. به عبارت دیگر در اثر تلاش های بی وقفه احمدی نژاد برای جلوگیری از مافیای قدرت، در طول دوسال فساد اداری در کشور افزایش یافته است. آگاهان می گفتند اگرچه دولت از نظر فساد اداری فاسدتر شده است، اما از نظر اخلاقی اصلاح شده است. در پی جداسازی اتاق کارکنان زن و مرد در سازمان تامین اجتماعی که از سوی یکی از هواداران ناموس و احمدی نژاد صورت گرفت، رئیس نهاد رهبری در دانشگاهها خواستار کنترل پوشش و آرایش در دانشگاهها شد. این دو مقام اعلام کردند که علت این امور، تلاش برای پیشرفت های علمی کشور و رسیدن ایران به استقلال علمی است و هیچ منافاتی با شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور که گفته بود ما وقتی روی کار آمدیم به پوشش و جداسازی کاری نداریم، ندارد.

آخرین مقام سابق و اولین مقام بعدی
برخی جمله ها از بعضی آدمها در سال گذشته جاودانه شد. داریوش همایون، یکی از آخرین مقامات رژیم سابق که امیدوار است یکی از اولین مقامات رژیم بعدی باشد، در تاریخ 18 آبان 85 گفت: « تا سیاسی کاران ایرانی پاسداری گذشته های خود را نخستین تکلیف خویش می شمارند از آنان به عنوان نیروهای سیاسی نمی توان نام برد.»

امتحان خبرگان برگزار شد
از میان صد و چهل داوطلب شرکت در انتخابات مجلس خبرگان که در امتحان کتبی این مجلس شرکت کرده بودند، فقط حدود ده درصد آنها در امتحان قبول شدند. آیت الله صانعی اعلام کرد: « از رد صلاحیت افراد شناخته شده، متدین و انقلابی متاسفم.» ظاهرا در این امتحان که در مورد قرآن و احادیث و احکام الهی برگزار شد، خداوند متعال و آقا امام زمان نیز به صورت مخفیانه حضور پیدا کرده بودند که هر دو پس از خواندن سووالات چون جواب ها را نمی دانستند، امتحان را بی سر و صدا ترک کردند. خداوند متعال در مصاحبه با خبرنگاران بدون حد و مرز گفت: « این آیاتی که از قرآن پرسیده بودند و این احکامی که خودم سالها قبل صادر کردم، یادم نبود.»

صدا و سیمای محمود
شب بود، ماه در آسمان بود، اواخر آبان بود. همزمان با نزدیک شدن انتخابات لازم بود که صدا و سیما استقلال خودش را حفظ کند، به همین دلیل احمدی نژاد از صدا و سیما بازدید کرد و گفت: « اطلاع رسانی درست و به موقع از ضروریات جامعه است.» احمدی نژاد به کارکنان رادیو گفت: « خود را برای تبدیل شدن به رسانه ای بی بدیل در جهان آماده کنید.» وی از ضرغامی خواست که به وضع کارکنان رده پائین خود برسد. در پاسخ به رئیس جمهور، آقای ضرغامی مدیر عامل صدا و سیما نه گذاشت و نه برداشت و گفت: « رسانه ملی، خانه رئیس جمهور است و حتما روی این رسانه در جایگاهی تاثیرگذار، حساب جدی باز کند.» وی که متوجه بود چه حرفی می زند، در دیدار از صدا و سیما گفت: « قصد داریم 60 هزار سانتریفیوژ ایجاد کنیم.» وی در دیدار با کارکنان انرژی اتمی گفت: ما بزودی قصد داریم سه شبکه تلویزیونی ایجاد کنیم.

ستاره پروین در حجاب تاریک شب
با آغاز ماه آذر داستان تحریم انتخابات نیز مورد توجه قرار گرفت. روشن بود که محافظه کاران وضع شان خراب است و اصلاح طلبان هیچ کاندیدایی ندارند که به او رای بدهند. غفوری فرد گفت: « هیچ وقت در لیست اصولگرایان اینقدر پراکندگی نبوده است.» بادامچیان نیز گفت: « هرکس حاضر به ائتلاف نباشد گرفتار گرگ بیابان می شود.» متعاقب این اوضاع عسگر اولادی گفت: « احمدی نژاد باید همکارانی را انتخاب کند که با او ارتفاع کمتری داشته باشند.» آگاهان توضیح دادند که اگر همکاران احمدی نژاد از او هم ارتفاع کمتری داشته باشند، دیگر نمی شود آنها را دید و باید با ذره بین دنبال شان گشت. اصلاح طلبان انتخابات را دو قطبی کردند. تحریمی ها در لاک سکوت رفتند. مهم این نبود که ائتلاف اصلاح طلبان بتواند در هر دو انتخابات و در همه شهرها پیروز شود، مهم این است که پیروز شود. در تهران بنا به گفته مرتضی حاجی رئیس ستاد اصلاح طلبان، شش نفر در لیست اصلاح طلبان قطعی شدند. قرار شد شهرفردا به سردبیری محمد قوچانی ارگان اصلاح طلبان در انتخابات باشد. این بهترین انتخاب در چنین شرایطی بود. از طرف دیگر کروبی و حزب مورد اعتمادش، به یک لیست شصت نفره برای انتخابات رسیدند. هاشمی وارد صحنه انتخابات شد. وی دقیقا برخلاف احمدی نژاد اعلام کرد: « خلق ثروت یک ارزش است.» وی گفت: « افتخار حکومت ها برقراری دموکراسی است.» هاشمی در اصفهان گفت: « مردم انتخابات آتی را جدی بگیرند.» محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت گفت: « منطقی ترین راه ائتلاف است.» در جبهه مقابل به نظر می رسید که همه ترسیده اند. بادامچیان پس از دیدن یک فیلم وحشتناک گفت: « هر کس در انتخابات ائتلاف نکند، گرفتار گرگ بیابان می شود.» گرگ مذکور روز بعد سراغ باهنر رفت. باهنر گفت: « خطر تکه پاره شدن اصولگرایان در انتخابات وجود دارد.» از طرف دیگر عسگراولادی اعلام کرد که « اصولگرایان باید زودتر اجماع کنند.» اما مهم ترین موضوع اینکه احمدی نژاد گفت: « اگر شورای شهر تهران را از دست بدهیم انتخابات آینده ریاست جمهوری را هم از دست می دهیم.» احمدی نژاد برای بردن انتخابات از خواهرش نیز استفاده کرد. پروین احمدی نژاد که در طول انتخابات از وی یک دماغ عظیم و مقدار زیادی پارچه سیاه دیده شد، فوق لیسانس داشت و مدیر مدرسه بود و طبیعتا کسی که مدیر یک مدرسه باشد، چهره سیاسی و مطلع در جریان اوضاع است. مهرداد بذرپاش مشاور احمدی نژاد و یکی از مهم ترین نامزدهای مورد تائید وی برای شورای شهرگفت: « عالم و آدم و جن و انس منتظرند تا نتیجه انتخابات شوراها مخالف تفکر حامیان احمدی نژاد باشد، البته در این زمینه دستاویزی وجود ندارد، چرا که رئیس جمهور بیش از بیست میلیون رای را همراه خود دارد.»

هشتاد درصد حرفش را باور نمی کنند
در اوایل آذر آمار مهمی اعلام شد. براساس اعلام ایرانیوز « به نقل از اسکای تی جی 24 فرانسوی، مردم اروپا و بخصوص فرانسه اعلام شده است که از هر ده نفر هشت نفر اظهارات احمدی نژاد را باور نمی کنند.» معنی این حرف این بود که توهم احمدی نژاد در دنیا در حال برطرف شدن است.

نصرالله، ماشاء الله، مبارک
حسن نصرالله، اعلام کرد که دولت سینیوره آمریکایی است و باید برود. روز دوم آذر حسن نصرالله گفت: « ما هرگز نیروی تحت قیمومیت ایران و سوریه نبودیم.» دو روز بعد از اینکه حسن نصرالله اعلام کرد که کابینه فواد سینیوره آمریکایی است و حزب الله با آن مبارزه می کند، پیر جمیل، وزیر صنایع کابینه لبنان با 24 گلوله کشته شد. نماینده جنبش امل هم بدون اینکه توضیح بدهد که این ترور کار چه کسی بود، اعلام کرد: « جریان فکری طرفدار آمریکا و اسرائیل از ترور جمیل سود می برد.» از طرف دیگر حسنی مبارک رئیس جمهور مادام العمر مصر که فکر می کند هنوز هجده ساله است و احتمالا امیدوار است مثل فراعنه مصر اگر مومیایی شود هزارسال دیگر زنده باشد، گفت: « تا زنده ام رئیس جمهور مصر می مانم.» شیمون پرز گفت: « احمدی نژاد نسخه فارسی هیتلر است.»

و در میان آن همه خبرهای بد
در میان آن همه خبرهای بد، این یک خبر خوب بود. پیروزی دو بر صفر ایران بر کره جنوبی باعث خوشحالی کلی از مردم شد. بعد از یک سقوط سنگین در جدول فیفا، در اوایل آذر تیم ایران که پس از بازدید احمدی نژاد از این تیم در عرض سه ماه از مقام 22 در جدول فیفا به مقام 47 جدول سقوط کرده بود، در رده بندی دیروز فیفا اولین تیم آسیا شد و در جدول رده بندی فیفا پنج ردیف بالاتر رفت.

دانشجو در سبزوار کشته شد
در پی کشته شدن یک دانشجوی تربیت معلم سبزوار که در حال گفتگو با همسرش بود، توسط یک دانشجوی بسیجی با ضرب چاقو، دانشجویان شهر سبزوار به این اقدام اعتراض کردند. وزارت علوم نیز بلافاصله اقدام به طلاق همسر مقتول نامبرده کرد و اعلام داشت: « دانشجوی مقتول مزاحم ناموس مردم و دانشجوی قاتل به این مزاحمت معترض بوده است.» در همین روز مسوولان دانشگاه یو سی ال ا در ساعت 11 شب از یک دانشجوی ایرانی درخواست می کنند که کارت شناسایی خودش را نشان دهد. این دانشجو کارت شناسایی اش را نشان نمی دهد. پلیس هم بعدا می آید و از همین دانشجو می خواهد کارت شناسایی اش را نشان دهد. وی این کار را نمی کند. در نتیجه با پلیس درگیر می شود و پلیس او را کتک می زند. دانشجویان آمریکایی فردا در دفاع از این دانشجو واکنش نشان می دهند. چند روز بعد، در اوایل آذرماه انجمن اسلامی دانشجویان علامه اعلام کرد که یکی از دانشجویان این دانشگاه به نام سید شفیع رضایتی در اثر سهل انگاری مسوولان دانشگاه درگذشته است. وی که در مراسم تحصن برای قتل دانشجوی سبزواری که هفته قبل با چاقو توسط یک دانشجوی بسیجی کشته شده بود، شرکت کرده بود، در این مراسم دچار ناراحتی قلبی شد.... جسد وی در حالی که هنوز زنده بود به مدت پانزده دقیقه کف کلاس افتاده بود، اما هیچ امکان درمانی برای امدادرسانی وجود نداشت. پس از 45 دقیقه که هیچ کمکی سر نرسید وی فوت کرد. پزشک دیر رسید، آمبولانس نیز 22 دقیقه بعد از خبر دادن آمد. و در جعبه کمکهای اولیه دانشگاه هم هیچ وسیله امدادرسانی نبود. وزیر بهداشت اعلام کرد: ما آماده کمک رسانی به مردم آفریقا هستیم. همزمان با این اتفاقات در تهران، به دلیل اینکه تعداد دانشجویان بسیجی به اندازه کافی نبود و تعداد چاقو نیز در محل وجود نداشت، « 43 دختر و پسر شرکت کننده در یک مجلس پارتی فقط دستگیر شدند.»

.... ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 14:48  توسط ابراهیم نبوی  | 

در سال 85 اتفاق افتاد( قسمت ششم)

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 12 فروردین 1386 [2007.04.01]

po_nabavi_01.jpg

در این قسمت مرور می کنیم بر بسته ای که از اروپا آمد و بی پاسخ ماند، احمدی نژاد برفراز قله های جهان چشم ها را خیره می کند، برق در تهران قطع شد و آب در مشهد جیره بندی شد، اما ایران همچنان مدینه فاضله ماند، رئیس جمهور نظراتش را درباره هولوکاست پس گرفت، رضا عابدینی برنده جایزه بنیاد پرنس کلاوس شد، داستان پخش جهانی فیلم رضا هلالی و همسرش در پشت آن دودها و بازیگران نرگس و زرین دهن، تبلیغات دولتی در هفته دولت و آزاد شدن جهانبگلو از زندان، درست یک هفته پس از اینکه معلوم شد پرونده اش پیچیده است....

بسته بندی با اعمال شاقه
ماجرای بسته پیشنهادی غرب در ماه شهریور همچنان مورد توجه بود. پاسخ این بسته تهیه و ارسال شد. کوفی عنان خواهان پاسخ مثبت ایران به پیشنهادهای غرب شد، لاریجانی هم گفت: « چشم، ایران با نگاه مثبت، پاسخ بسته پیشنهادی را تهیه کرد.» اما آیت الله خامنه ای گفت: « غنی سازی ادامه خواهد یافت.» جرج بوش در کمال یاس و نومیدی گفت: « سخنان رهبر ایران حرف رسمی و قطعی تلقی نمی شود.» متکی گفت: « به اصل مذاکره برای حل مسائل هسته ای ایرانی پای بند هستیم.» اما آصفی جواب داد: « تعلیق در دستور جمهوری اسلامی نیست.» ایران پاسخ بسته پیشنهادی را به صورت مکتوب داد، اما متن جوابیه به یکی از زبانهای مرده دنیا نوشته شده بود که فقط سه نفر در دنیا آن را می توانستند بخوانند، لاریجانی هم علیرغم اصرار غربی ها مبنی براینکه حالا چی نوشتید؟ گفت: من چه می دونم، خودتون بخونید. در همین حال مسوولان اتمی ایران مژده دادند که ایران به تولید آب سنگین نزدیک شدند. همین مسوولان به شکلی کاملا دلسوزانه اعلام کردند که « آب سنگین برای درمان سرطان بسیار مفید است.» در اواسط ماه هم لاریجانی و هم سولانا اعلام کردند که مذاکرات دارد به نتیجه می رسد. رویترز اعلام کرد که لاریجانی پیشنهاد تعلیق دو ماهه سولانا را پذیرفته است، اما علی اصغر سلطانیه که از لو رفتن خبر ناراحت شده بود، موضوع را تکذیب کرد و گفت اصلا تعلیقی در کار نبود. لاریجانی هم در مورد پاسخ بسته پیشنهادی گفت: « شرمنده، پاسخ ما تا حدودی مبهم و غیرشفاف بوده است.»

بالا، بالا، بالاتر، احمدی نژاد بر فراز آشیانه باخته
احمدی نژاد در ماه شهریور در بالاترین موقعیت خودش قرار گرفت. وی گفت: « از زمانی که آمریکایی ها به عراق آمده اند، مساله شیعه و سنی درست شده است.» وی به آمریکا گفت: « شما صدام را علم کرده بودید و او را بردید، خب دیگر عراق را ترک کنید.» احمدی نژاد اعلام کرد: « 114 کشور عضو سازمان ملل، 57 عضو سازمان کنفرانس اسلامی، 11 کشور عضو اکو و هشت کشور گروه جی هشت بر حق ملت ایران تائید کردند.» محمود احمدی نژاد که تا 48 ساعت دیگر باید منتظر رای شورای امنیت باشد، جرج بوش را به یک مناظره بدون سانسور دعوت کرد. لاریجانی هم اعلام کرد: « ایران آماده است بر مبنای ان پی تی مذاکره کند.» فرانسه پاسخ داد که: « مذاکره می کنیم، اما بعد از تعلیق.» احمدی نژاد گفت: « دولت نهم بدون اتکا به احزاب و متکی به ملت و با نذر و نیاز و دعا سر کار آمد.

خدای انرژی، برق قطع شد

برق تهران به شکلی گسترده و در زمانی طولانی قطع شد. همزمان اعلام شد که صادرات برق ایران به عراق 20 برابر می شود. از سوی دیگر بحران آب در مشهد بوجود آمد و مردم این استان با بی آبی مواجه شدند. سوولان وزارت نفت اعلام کردند که مصرف بنزین در ده سال گذشته دو برابر شده است. و در عوض مسوولان عراقی اعلام کردند که « ایران روزانه یک هزار تن گاز مایع به عراق صادر می کند.»

هولوکاست فعلا بی هولوکاست
به دلیل اجلاس گروه پنج بعلاوه یک رئیس جمهور گفت: « ما برای هیچ کشوری حتی اسرائیل خطری محسوب نمی شویم.» کوفی عنان قصد دارد به ایران سفر کند. آصفی گفت: « حاضریم صحبت های اروپایی ها را در خصوص تعلیق غنی سازی بشنویم.» اروپایی ها گفتند: « پاسخ ایران فاقد چیزی است که شورای امنیت به دنبال آن است.» آصفی گفت: « اروپا پاسخ ایران را با حضور قلب بنگرد» وی تاکید کرد: « اروپا به دور از کج خلقی پای میز مذاکره بیاید.» کوفی عنان دومین روز سفرش را به تهران گذراند. وی با هاشمی رفسنجانی، متکی، لاریجانی، احمدی نژاد ملاقات کرد. کوفی عنان پس از دیدارش با احمدی نژاد گفت که ایران قبول نمی کند که غنی سازی را قبل از مذاکرات تعلیق کند. سولانا گفت: « اروپا به ایران دو هفته فرصت می دهد تا موضع نهایی خود را در مورد تعلیق اعلام کند.»

رضا عابدینی بر فرش قرمز ملکه هلندی
روز اول شهریور 85 اعلام شد که رضا عابدینی، گرافیست صاحب سبک ایرانی برنده برترین هنرمند سال 2006 آسیا، آفریقا، اقیانوسیه، آمریکای لاتین و حوزه کارائیب شد. جایزه به مبلغ 100 هزار یورو به او اهدا شد. این جایزه در سال گذشته به یک کاریکاتوریست از آفریقای جنوبی اهدا شده بود. و سال پیش از آن نیز محمود درویش شاعر فلسطینی این جایزه را گرفته بود. تا کنون رخشان بنی اعتماد، سید ابراهیم نبوی و موسسه آشیانه کتاب از ایران جزو برندگان دوم ایرانی این جایزه بودند.

مدینه فاضله آسفالت باید گردد
سال 85 سال وقایعی باورنکردنی بود، وقایعی که وقوع هرکدام از آنها در یک کشور به تنهایی می توانست آن کشور را مورد توجه همه مردم جهان قرار دهد. در اوایل شهریور، « زهرا» نامادری 16 ساله، « رومینا» دختر همسر سایق شوهرش را با چاقو کشت. پدر رومینا گفت: « با یک دختر 16 ساله ازدواج کردم. فکر کردم چون کم سن و سال است می تواند بخوبی با رومینا ارتباط برقرار کند. رومینا تنها دارائی من بود.» یک قاتل 28 ساله خون آشام در انزلی شش قربانی اش را پس از تجاوز با زدن ضربه دست و از طریق خفه کردن کشت. در تاریخ 22 شهریور بر اثر انفجار توالت شهرداري آستارا، 9 نفر مجروح و روانه بيمارستان شدند. كرامت گل گشتي یکی از حاضرین در صحنه گفت: « در اين حادثه ديوار ضلع غربي اين سرويس بهداشتي و قسمتي از سقف با تمام توالت‌هاي آن تخريب شد و شدت انفجار به حدي بود كه كارگر مذكور شهرداري به طرف رودخانه مرداب كه چندين متر با اين سرويس بهداشتي فاصله داشت پرتاب شد.» در 30 شهریور در جریان فوتبال در شهرری در اعتراض به رفتار داور، میان طرفداران دو تیم درگیری با چاقو رخ داد و یک نفر به قتل رسید. در همین روز در همدان، یک گروگانگیر همدانی بعد از نه ساعت گروگانگیری با دخالت نیروی انتظامی گروگانهایش را آزاد کرد. وی به جای اینکه دیگران را گروگان بگیرد، زن، مادر زن و چند نفر از اقوام خودش را گروگان گرفته بود. اورژانس کشور در هفته دوم شهریور اعلام کرد: « در هفته گذشته 172 نفر در حوادث شهری و جاده ای جان باختند.» در روز 26 شهریور، در جریان درگیری میان زن و شوهری که می خواستند از هم طلاق بگیرند، در دفترخانه طلاق، مرد به جای اینکه زنش را طلاق بدهد چاقو کشید و زن مجروح و به بیمارستان منتقل شد. یک هفته بعد در تهران در جریان خرید میان یک فروشنده گران فروش و یک خریدار عدالتجوی خشن، درگیری رخ داد و خریدار با چاقو فروشنده را زخمی کرد و به بیمارستان فرستاد. سه روز بعد در تهران دختری برای حفظ شرافتش از بالای طبقه چهارم پائین پرید و به قتل رسید. و در شهر اراک، پدری که مطمئنا پدر بوده است، نوزاد 25 روزه خود را بر اثر ضرب و شتم کشت. در مشهد نیز در نزاعی که در مقابل دادگستری رخ داد، مردی گوش یکی از کسانی را که با او اختلاف داشت برید و سه نفر با میله آهنی کشته شدند. اما خشونت های حقیقی نشانه همه مشکلات ایران نبود، در عرصه مجازی، براساس آمارهای ارائه شده توسط گوگل، ایرانیان در جستجو به دنبال کلمه سکس که در جهان اسلام اهمیت ویژه ای یافتند و به مقام چهارم رسیدند، در میان ده کشور اول، هفت کشور یعنی پاکستان، مصر، ایران، مراکش، عربستان، ترکیه، مسلمان بودند. اما همه واقعیات تلخ نبود، در 8 شهریور، به مناسبت هفته دولت، « از چاق ترین، لاغرترین، کوتاه ترین و بلندترین مدیر وزارت ارتباطات تقدیر شد.» همچنین برای هزارمین بار معاون وزارت بهداشت وعده داد که :« واکسن ضد اعتیاد در ایران ساخته می شود.» البته دولت با تمام نیرو برای کاهش بحران های اجتماعی تلاش کرد. در هفته آخر شهریور در مشهد 30 هزار بسته آب رایگان توزیع شد. علت توزیع آب رایگان این بود که شهر مشهد با بحران بی آبی روبروبود. اما شاهنامه وقایع شهریور 85 آخرش خوش بود. « سینا که در جریان خرید حشیش در تهران با سیروس درگیر شده بود، برای حل اختلافش با وی او را کشت و قرار بود 30 شهریوراعدام شود. وی پای چوبه دار از قاضی خواست که برای آخرین بار نی بزند، قاضی هم رضایت داد. قاتل مذکور چنان نی محزونی نواخت که خانواده شاکی به گریه افتادند و رضایت دادند و این قاتل از مرگ نجات یافت. آیت الله خامنه ای هفته اول شهریور گفت: « تنها راه نجات بشریت این است که در جهان حکومت اسلامی بشود.»

اگر آنها یوتیوب دارند، ما هم سی دی داریم
سال گذشته سال یوتیوب در جهان و به دلیل سرعت اینترنت در ایران سال سی دی های ممنوع بود. سی دی شرکت مشائی در مراسم رقص در آنکارا، سی دی سخنرانی احمدی نژاد در مورد هاله نور و دختر شانزده ساله، سی دی های حسن عباسی در همه جا پخش شد، اما دو سی دی سرنوشتی دیگر داشتند، سی دی بازیگر سریال پر بیننده نرگس که در حقیقت یک سی دی پورنو بود، به گفته مسوولان قضایی و انتظامی چرخه مالی چند ده میلیارد تومانی داشت و احتمالا اگر همه چیز قانونی بود، بازیگرانش می توانستند مثل آنانیکول اسمیت مرحوم که در سال گذشته کشته یا خودکشی شد، میلیونر شوند، اما یکی شان گریه کرد و دیگری به اعدام محکوم شد. سی دی دوم مربوط به رضا هلالی، امینم حزب الله بود که در آن مهم ترین مداح کشور همراه با یک خانم لی پوش در حال تریاک کشیدن بودند. این سی دی توسط رقبای مداح پرطرفدار پخش شد. یکی از سایت های اینترنتی با دو نفر از طرفداران « هلالی» مصاحبه کرد. یکی از آنان گفت: « فیلم ساختگی است، البته خود حاج رضا در فیلم واقعی است، اما آن خانم قطعا به فیلم اضافه شده است.» یکی دیگر از طرفداران حاج رضا گفت: « تقصیر خود حاج رضاست، وقتی از سبک های شاد در مداحی استفاده می کند باید منتظر این مسائل هم باشند.» البته در ایران همه چیز به شوخی می گذرد، بر اثر پخش این سی دی طرفداران هلالی زیاد شدند، اما ماجرای فساد اخلاقی در مورد یکی از سناتورهای جمهوریخواه و یک کشیش اوانجلیست باعث شد تا آن دو برکنار شوند. اگرچه در جامعه ایران اخلاق بشدت حاکم است، اما بی اخلاقی تا وقتی دلیل سیاسی نداشته باشد، چندان هم محکوم نیست. در تاریخ اول شهریورالهام سخنگوی دولت اعلام کرد: « دولت در جمع آوری آنتن ها نقشی ندارد.»

خوشبختانه تعطیل شد
اگرچه خودش آدم خوش تیپ و تمیزی است، و لباس پوشیدنش شبیه وزرای هلندی می ماند، اما عقایدش کمابیش شبیه مورالس است، این مشکل را فریبرز رئیس دانا که در سال گذشته گروهی را مجبور کرد که در گیشا کتکش بزنند، نیز دیده می شود، ابراهیم اصغرزاده رهبر حزب همبستگی برای شرکت در یک مبارزه همه جانبه انتخاباتی درست همان کاری را که همه می کنند، نکرد، وی دو ماه قبل از آغاز انتخابات در روز 5 شهریور اعلام کرد: « حزب و روزنامه همبستگی تعطیل شد.» نکته مهم این بود که تعطیل این حزب مثل فعالیتش هیچ اثری بر هیچ چیزی نگذاشت.

دولت از همه بهتر است
همزمان با رسیدن هفته دولت، تبلیغات دولتی شدیدا آغاز شد. در حقیقت تبلیغاتچی ها به جای تبلیغ برای دولت، تبلیغ احمدی نژاد را می کردند. در دومین روز شهریور اعلام شد که نمایشگاه عکس دولت بزودی برگزار می شود. گروه زیادی از کسانی که موفق به دیدن این عکس ها شده بودند دچار سکته شدند و از ترس درگذشتند. یکی از نزدیکان رئیس جمهورعلت مشکلات روحی رئیس جمهور را اعلام کرد و گفت: « رئیس جمهور روزانه سه ساعت می خوابد و غذا بسیار کم می خورد.» احمدی نژاد گفت: « من تا کنون با 100 رئیس جمهور ملاقات کرده ام و قریب به اتفاق آنها در طول مذاکرات شان یکی از خواسته های شان این بوده که ما به آنها در سازماندهی اقتصاد، آموزش و فرهنگ شان کمک کنیم. آنها ما را به عنوان یک الگو انتخاب کرده اند.» غلامحسین الهام گفت: « احمدی نژاد شخصا به 11000 نامه پاسخ گفته است.» احمدی نژاد اعلام کرده است که با 100 رئیس جمهور در این 400 روز ملاقات کرده است، همچنین در هفده سفر استانی نیز حداقل 51 روز از وقت او گذشته است. به عبارت دیگر 324 روز از 400 روز دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد به برقراری ارتباط با دیگران گذشته است. یعنی 80 درصد از وقت رئیس جمهور صرف ارتباط شده است. در 20 درصد وقت دیگر 2600 مصوبه تصویب شده و کارهای دیگر انجام گرفته است. معلوم شد رئیس جمهور مملکت در 80 درصد وقتش با دیگران ملاقات می کند و 20 درصد از وقتش را برای اداره کشور می گذارد. علت مشکلات کشور تا حدی معلوم شد. وزیر صنایع اعلام کرد: « صادرات محصولات صنعتی 99 درصد رشد داشته است.» همچنین دیروز سد طالقان که 25 سال است در حال ساخت بود، توسط احمدی نژاد افتتاح شد.

یک مصاحبه، صد میکروفون
قرار بود احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری هر دو هفته یک مصاحبه مطبوعاتی برگزار کند، سومین مصاحبه مطبوعاتی رئیس جمهور پس از یک سال با حضور صدها میکروفون برگزار شد. وی در پاسخ به اینکه چرا اجاره مسکن افزایش یافته است؟ گفت: « بهای مسکن افزایش نیافته است. البته در شهرهای بزرگ قیمت مسکن افزایش داشته است و ما از این موضوع خوشحال نیستیم.» وی گفت: « این دولت کوچکترین تعرضی به هیچ کس نمی کند، حتی به کسانی که از مرز انتقاد منصفانه از توهین و تحقیر وارد می شوند.» احمدی نژاد گفت: « اکنون دولت از همه مطبوعات حمایت می کند، اما ظاهرا این کافی نیست. برای اینکه مطبوعات بتوانند از چهره های عالم تر و دانشمند تر و صاحب نظر تری استفاده کنند. به همین دلیل دولت حمایت های خود را به طریق مناسبی افزایش خواهد داد و اجازه می دهیم شرکت ها آگهی را به مطبوعات بدهند.» وی گفت: « فضای باز دولت نهم، در 15 سال اخیر سابقه نداشته است.» رامین جهانبگلو در زندان بود، اکبر محمدی در زندان کشته شد و منوچهر محمدی از ایران خارج شد. نیروی انتظامی اعلام کرد که همه ماهواره ها باید جمع آوری شود، همین نیرو اعلام کرد که 48806 ریسیور ماهواره جمع آوری شده و به 64 هزار زن بدحجاب اخطار داده شده است.

پرونده پیچیده جهانبگلو
پرونده رامین جهانبگلو فیلسوفی که به دلیل بازگشت به ایران زندانی شده و متهم شده بود که با مرحوم پرویز شاپور و چند نقاش و مجسمه ساز قصد انقلاب نارنجی داشتند و اصولا شخصیت سیاسی نبود، دست قاضی مرتضوی افتاد. مرتضوی روز هفتم شهریور گفت: « پرونده جهانبگلو پرونده ای پیچیده است.» درست یک روز بعد از اینکه قاضی مرتضوی اعلام کرد که در مورد جهانبگلو نمی تواند نظری بدهد، چون پرونده اش پیچیده است، رامین جهانبگلو بعد از چهار ماه آزاد شد. یک هفته بعد، یعنی در روز 14 شهریور رامین جهانبگلو پس از آزادی، شخصا در ایسنا حضور یافت و گفت: به این دلیل با ایسنا مصاحبه می کنم که قبلا ديده بودم در مطالبي كه منتشر مي‌كرديد صادقانه عمل مي‌كرديد. اصولا شخصيتي مثل اكبر گنجي يك جور آدمي است، آدمي مثل من هم آدم ديگري است. محسن كديور هم ممكن است آدم ديگري باشد. من هيچ وقت آدم سياسي نبودم. البته هيچ برخورد خشني نكردند...و به من هيچ فشار جسمي و روحي وارد نشد و از همان ابتدا بازجويي‌ها مودبانه بود. من نه راهزن هستم، نه تبهكار و نه قاچاقچي؛ اما حدس مي‌زدم كه به دليل ارتباطم با خارجي‌ها است، چون كنفرانس زياد مي‌رفتم. اتهامي كه به بنده تفهيم شد اقدام عليه امنيت ملي و ارتباط با بيگانگان است. اتهام جاسوسي به بنده تفهيم نشده است. طبيعتا تجربه سخت و تلخي است؛ اما صادقانه عنوان مي‌كنم كه تحت هيچ فشار روحي و جسمي نبودم. من اعلام کردم که وکیل نمی خواهم و فكر كردم اگر خودم كار را دنبال كنم بهتر است. علت اینکه وزنم کم شده به خاطر اين است كه تجربه‌ي زندان نداشتم. غذايم عوض شده بود و همچنيني به اين دليل كه دور از خانواده بودم. البته وضع غذا خوب بود. علت دستگيري من با فروپاشي نرم يا از درون ارتباط پيدا ‌مي‌كرد . من ديگر در زمينه‌اي كه تحقيق مي‌كردم كار نخواهم كرد، نه به خاطر اينكه چون زندان رفتم اين احساس را مي‌كنم. فكر مي‌كنم از آن كاري هميشه دوست داشتم بكنم،انحراف و لغزشي صورت گرفته است. انگيزه انجام اين كار از طرف من شايد به دليل جاه‌طلبي روشنفكري بود، و يا اينكه روشنفكري بايد جهاني باشد. من دلم مي‌خواست جهاني باشم .

شمسی از حج بازمی گردد
شمسی پهلوون از سفر حج رسیده و نرسیده، چادرش به کمر بست و جوراب حسین شریعتمداری را کشید سرش. وی چنین شلیک کرد: « هجمه بی سابقه وکلای مجلس که به دروغ پردازی و فحاشی و تهمت زنی پرداختند.»، کیهان « دروغ پردازی کرده و تخریب نموده...»، « زیر چکمه های شریعتمداری قرار گرفته ام»، « مانور لگدمال کردن تفکر و عقیده اینجانب...»، «قیم مآبی همیشگی کیهان»، « لگدهای شریعتمداری بر اندیشه من»، وی« داوطلب شلیک تیر خلاص به اینجانب گردید.»، « تخریب هولناک من»... وی که مانند احمدی نژاد دچار احساس « خود امام زمان بینی» شده است گفت: « کیهان بر آن شد تا فروپاشی خانواده کوچک و سالم مرا شاهد و ناظر باشد. بی تردید می گویم از این فتنه که از علائم آخرالزمان است.» علی دوانی، پدر همسر سخنگوی دولت، از دخترش شدیدا انتقاد کرد و ضمن اعلام این نکته که دخترش ناراحتی روانی دارد و عصبی و تندخو است، اعلام کرد که: « اگر این کارها تکرار شود رابطه پدری و فرزندی ما قطع می شود.» وی اعلام کرد که « دکتر الهام هم از این کار همسرش ناراضی است.» چند روز بعد صادق الهام در پاسخ به دائی اش نوشت: « دهان مادر من با پول بسته نمی شود.» صادق الهام نوشت: « من به عنوان یک دانشجو که در فضای سیاسی بزرگ شده ام، امروزه از سوی دانشجویان بسیاری به جهت این حرکت سخیف مورد انتقاد می باشم.»

.... ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 1:47  توسط ابراهیم نبوی  | 

در سال 85 اتفاق افتاد( قسمت پنجم)

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 12 فروردین 1386 [2007.04.01]

po_nabavi_01.jpg

در این نوشته ها وقایع سال 85 را مرور می کنیم. در ماه مرداد سال 85 جنگ لبنان علیرغم ناراحتی متکی از پایان جنگ تمام شد، اکبر گنجی که از اروپا به آمریکا رفته بود از ملاقات با جرج بوش خودداری کرد و در عوض به دیدار نوام چامسکی روشنفکر مخالف بوش، شان پن روشنفکر بازیگر و سپس بازیگران روشنفکر هالیوود رفت. تق مشکلات اقتصادی دولت درآمد و نشانه های بحران اقتصادی بتدریج آشکار شد. اصلاح طلبان وارد فعالیت انتخاباتی شدند و یواش یواش از زیر پرده بیرون خزیدند. چاوز برای هزارمین بار از ایران دیدار کرد. شورای امنیت ایران را به تعلیق محکوم و تا ماه آگوست به ایران مهلت داد. اکبر محمدی در زندان رژیم گرفت و در اثر رژیم گرفتگی کشته شد. روزنامه جمهوری اسلامی نام مرحوم پرویز شاپور را جزو انقلابیون مخملی همکار جهانبگلو اعلام کرد. شبکه تلویزیونی هما تعطیل و شبکه رادیویی زمانه راه افتاد. فوتبال ایران از رده 19 به رده 45 سقوط کرد....

نامه هایی ننوشتیم و شد ایامی چند
سال 85 سال نامه نویسی بود، شدیدترین نامه ها از سوی احمدی نژاد و فاطمه رجبی ارسال شد. احمدی نژاد در نامه هایش رهبران جهان را به اسلام دعوت کرد و فاطی رجبی تلاش کرد تا مسلمانان ایرانی را از دین متنفر کند. آنگلا مرکل، دومین کسی که نامه الفنون به سوی او شلیک شده بود، اعلام کرد « این نامه ارزش پاسخگوئی ندارد.» اما بالاخره مشکل رئیس جمهور حل شد و وی در روز 26 مردادماه موفق شد، دو رئیس جمهور پیدا کند که برای آنها نامه بنویسد و منتظر بماند تا شاید آنان احتمالا به نامه هایش جواب دهند. دو نامه احمدی نژاد به بشاراسد و رئیس جمهور سودان منتشر شد.

شیر تو کاسه می جوشد، نصرالله می خروشد

جنگ سی و چند روزه میان اسرائیل و حزب الله دست هر دو گروه را رو کرد. معلوم شد اسرائیل با وجود داشتن سلاح اتمی و ارتشی بسیار قوی که بارها بر اعراب پیروز شده است، نمی تواند در جنگی این چنین غلبه کند، از طرف دیگر حزب الله نیز ثابت کرد با وجود صدها موشکی که به شهرهای اسرائیل شلیک کرد، نتوانست ضربه مهمی به این کشور بزند. تا روز سی ام تیرماه 300 لبنانی کشته و 100 پل از جمله بزرگترین پل خاورمیانه تخریب شد. تقریبا در مقابل هر ده موشک حزب الله، یک اسرائیلی مجروح شد، در روز هفتم تیر ماه 90 موشک حزب الله که به شهرهای اسرائیل شلیک شده بود، ده تن را مجروح کرد. در جریان شلیک 67 کاتیوشا 4 نفر اسرائیلی زخمی شدند. در طول این مدت 51 اسرائیلی از جمله 18 غیرنظامی کشته شدند. روز یازدهم مردادماه خبر حمله به روستای قانا و کشتار گروهی غیرنظامی توسط اسرائیل در تمام دنیا انعکاس یافت. در اثر این حمله تعدادی کودک نیز کشته و مجروح شدند. در همین روز در انفجار یک مسجد در افغانستان هشت نفر از جمله سه کودک کشته و چهار کودک مجروح شدند. این عملیات توسط طالبان صورت گرفت. حسن نصرالله، از دولت لبنان خواست که مذاکرات برای تبادل اسرا را انجام دهد. نکته این که انگار دولت لبنان در این جنگ بیطرف بود. تونی بلر، ایران و سوریه را تهدید کرد که اگر جلوی حزب الله را نگیرند با این دو کشور برخورد می کنند. در روز سیزده مرداد آیت الله خامنه ای در سخنرانی شدیداللحنی گفت: « دنیای اسلام تا کی باید وجود سراپا فتنه و شر رژیم صهیونیستی را تحمل کند؟» در لبنان جنگ توسط اسرائیل گسترده تر شد. اسرائیل از دستگیری شماری از اعضای حزب الله خبر داد. حزب الله هم در عوض اعلام کرد که «عملیات اسرائیل در بعلبک شکست خورده است.» اروپا و خاتمی اعلام کردند که « حزب الله تروریست نیست.» احمدی نژاد هم گفت: « جنایات اسرائیل حتی از چنگیز و مغول هم سر نزده است.» کار به جایی رسید که مل گیبسون هم گفت: « یهودیان مسوول تمامی جنگهای جهان هستند.» سید حسن خمینی پس از تجاوز اسرائیل به بیروت گفت: « عروس خاورمیانه» به « مادر مقاومت» تبدیل شده است.

مشتی بی غیرت بر اعراب حاکم اند
در حقیقت جنگ لبنان باعث شد تا شکاف میان ایران و دنیای عرب باز شود. حزب الله که سالها با خوشنامی در لبنان زندگی کرده بود، متهم به وابستگی به جمهوری اسلامی شد. در همان روزهای اول جنگ احمدی نژاد گفت: « مشتی بی غیرت در برخی کشورهای اطراف حاکمند.» روز یازدهم مرداد مقتدی صدر گفت: « اعراب، فقط حرف بی فایده می زنند.» در روز27 در پی ادعای سخنگوی وزارت خارجه مبنی بر اینکه ایران به حزب الله کمک تسلیحاتی و مالی نمی کند و صرفا حمایت معنوی می کند، دولت ترکیه یک هواپیمای کمک های معنوی ایران به لبنان را بازرسی و از حمل آن به لبنان جلوگیری کرد. کمک های معنوی ایران هشت کانتینر موشک نور از نوع C802 و سه سکوی پرتاب این موشک ها بود. همچنین وزیر اطلاعات کشور نیز گفت: « سربازان حزب الله نمونه ای از تربیت شدگان اسلام ناب محمدی و آموزه های امام و رهبر انقلاب هستند.» پیش از این در روز یازدهم مرداد سپاه محمد( لشگر عظیم استشهادیون) برای نابودی اسرائیل از تهران به سوی بیروت حرکت کرد. این سپاه وقتی به مرز رسید، به دلیل مخالفت وزارت خارجه تعدادشان رسید به چهل نفر. احمدی نژاد هم با رفتن مسلمانان ایران به لبنان مخالفت کرد و تعداد این سپاه عظیم به شش نفر رسید. دولت ترکیه اعلام کرد باید پرچم های حزب الله را کنار بگذارند. در همین حال که اسرائیل در حال بمباران شدید بود و لبنانی ها کشته می شدند، در هفتمین روز مرداد، وزیر اطلاعات گفت: « در اوج اقتدار خارجی هستیم.»

و جنگ بالاخره تمام شد
در تهران اوضاع دیگری برقرار بود، دانشجویان معترض ایرانی به جای اینکه خودشان به کمک مسلمین بروند، اتومبیل سفیر عربستان را برای دقایقی متوقف کردند. آنها به سفیر عربستان گفتند: شما چرا به عنوان یک کشور اسلامی به لبنان نمی روید تا با اسرائیل بجنگید؟ در روز دهم مرداد اسرائیل آتش بس 48 ساعته را اعلام کرد، اما بلافاصله خودش آتش بس را شکست. رئیس شورای سیاسی حزب الله لبنان هم گفت: « حزب الله در این جنگ پیروز شده است.» در این جنگ هر کسی نتیجه خودش را گرفت. خاویر سولانا گفت: « حزب الله بین ایران و لبنان، یکی را انتخاب کند.»، رهبران ایران گفتند: « حزب الله اسرائیل را شکست داد.»، جرج بوش گفت: « اسرائیل حزب الله را شکست داد.» سرانجام در روز 22 مرداد 85 بالاخره شورای امنیت سازمان ملل از طرفین درگیر در لبنان خواست که آتش بس کنند، حزب الله هم این موضوع را پذیرفت، ظاهرا اسرائیل هم این موضوع را پذیرفت، فقط متکی با این پیشنهاد شورای امنیت مخالفت کرد. از 25 مرداد به فاصله چند روز پس از آتش بس میان حزب الله و اسرائیل، حزب الله با میلیونها دلار پول ایرانی بازسازی لبنان را آغاز کرد. حاصل جنگ اسرائیل و حزب الله این بود: حسن نصرالله تبدیل به قهرمان دنیای عرب و سپس متهم به پیروی از ایران شد، توجه جهان از پرونده غنی سازی ایران برای مدتی معطوف به لبنان شد و اسرائیل فهمید که دیگر توانایی نظامی مشکل این کشور را حل نمی کند. اسرائیل نیاز به کسی داشت که بتواند افکار عمومی جهان را با دولت و کشور اسرائیل همراه کند، احمدی نژاد این کار را کرد.

کابوی نصفه شب
اصولا رفتن به هالیوود آرزوی بسیاری از جوانان است. اکبر گنجی توانست بالاخره به هالیوود برود. در مرداد ماه هوا بس ناجوانمردانه گرم بود، به دلیل جنگ لبنان احساسات ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی نیز در اوج خودش بسرمی برد. پس از اعلام نافرمانی مدنی توسط گنجی در خارج از کشور، موج گسترده ای علیه او در ایران آغاز به کار کرد. بسیاری که نمی دانستند جمله مقاله شان را با فحش دادن به چه کسی آغاز کنند، اکبر گنجی را دوباره کشف کردند. برخی نیز تلافی تمام این سالهای حمایت بدون انتقاد را درآوردند. در سی ام تیرماه عباس عبدی گفت: «اکبر گنجی شاید بتواند یک کوچه بن بست در تهران را تصرف کند.» مسعود بهنود پرسید: « آیا اکبر گنجی باید با بوش ملاقات کند؟» یک هفته بعد، گنجی که به آمریکا رفته بود، دعوت کاخ سفید را نپذیرفت. وی اعلام کرد: « سیاستهای کنونی آمریکا به ارتقای دموکراسی در ایران کمک نمی کند.» وی گفت: « ما حاضر نیستیم به دریوزگی به درگاه آقایان برویم.» وی گفت: « بوش و بلر اعتراف کردند که در سالهای گذشته در مسائل ما نقش داشته اند.» البته نیاز به دلیل خاصی نبود، ولی فریبرز رئیس دانا نیز به عنوان یکی از بقایای چه گوارا در گیشا، علیه گنجی موضع گرفت و رفتن وی را به آمریکا نوعی راستگرایی دانست. شاید همین برخوردها بود که راه گنجی را به سوی تپه های هالیوود باز کرد. در پی ملاقات اکبر گنجی با نوام چامسکی و رورتی زبانشناس و فیلسوف، در روز پانزده مرداد گنجی با شان پن و یک هفته بعد با گروهی از بازیگران و کارگردانان چپ آمریکایی در هالیوود ملاقات کرد. این ملاقات مهمی بود، چرا که بسیاری در آمریکا برای ضدیت با بوش فورا سراغ احمدی نژاد می رفتند، و در هر حال ما که شیرین عبادی نیستیم، ما می دانیم که بوش و احمدی نژاد فرق دارند. سفرهای دور و دراز اکبر که در فرنگ تبدیل به کامی شده بود، با حامی اش، باعث شد در 26 مرداد اسدالله بادامچیان در یک اظهار نظر شدیداللحن علیه مشارکت بگوید: « تئوریسین اندیشه مشارکت اکبر گنجی است که در آمریکا فعلا به دنبال توطئه است.» مشارکت نیز در یک پاسخ شدیداللحن تر گفت: « کسی که فرق مشارکت و گنجی را نداند یا جاهل است یا مغرض.» آگاهان گفتند: یا بادامچیان. ظاهرا در روز هفتم مرداد 85 حبهه مشارکت اسلامی یک کارگاه یک روزه آموزش مفاهیم جنسیتی برگزار کرد تا کسانی که تفاوت احمدی نژاد و خاتمی را نمی دانند در این دوره شرکت کنند.

دولت مشکلات اقتصادی را حل می کند
از ماه مرداد صدای دنبکی که احمدی نژاد از سال قبل زده بود، درآمد. اقتصاددانان هشدار دادند که تا پایان سال بر میزان تورم و گرانی ها بسیار افزوده خواهد شد، دولت ضمن آن که می گفت بسیار می گوید و بسیار می خندد، ادعا می کرد که هنرمند نیز هست. در سی تیر 85 الهام گفت: « سیاستهای اقتصادی دولت مثبت بوده و موجب رفاه مردم می شود». سعیدلو، مردی که به تدریج از آغاز سال تا پایان آن فید اوت شد و رو به تاریکی رفت و محو شد، اعلام کرد: « نمره دولت احمدی نژاد بیست است.»، در پانزدهم مردادماه آیت الله خزعلی که آخرین جورابش را در دوره ناصرالدین شاه خریده بود، گفت: « عملکرد دولت احمدی نژاد عملکردی بوده که چشم ها را به هم دوخته است.» خزعلی گفت: « احمدی نژاد باید از تخت بیمارستان بترسد.» آقای خزعلی در مورد احمدی نژاد اضافه کرد: « ايشان جوش مردم را دارد و به فكر مردم است.» یک هفته بعد، رئیس جمهوری که جوش مردم را داشت و چشم ها را به هم دوخته بود، در 23 مرداد گفت: « نرخ تورم در تیر ماه امسال 10 درصد بود که این میزان طی چهل سال اخیر بی سابقه است.» وی اعلام کرد: « دولت طی 11 ماه گذشته نرخ تورم را از 14.5 درصد به 10 درصد رسانده است.» رئیس مجلس نیز به عنوان نماینده دولت در ملت گفت: « نظر ما در مورد نرخ تورم همان نظر رئیس جمهوری است.» قرار شد هرکس اعلام کند که آمار تورم کشور 16 درصد است، دشمن اسلام و جاسوس اسرائیل است. در راستای اظهارات مرکز آمار ایران مبنی بر اینکه « در سال گذشته بیکاری کاهش یافته است»، وزیر کار و امور اجتماعی مشت محکمی به دهان مرکز آمار ایران زد و اعلام کرد: « پارسال 320 هزار نفر در کشور از کار اخراج شدند.» حداد عادل گفت: « برخی گرانی ها نه دست دولت است، نه دست مجلس.» از طرف دیگر خط فقر در اثر یک زلزله دویست ریشتری تکان خورد و در 11 مرداد 85 آقای مجید یارمند، از سوی سازمان مدیریت کشور گفت: « هیچ شاغلی در ایران زیر خط فقر نیست.» وی اعلام کرد که خط فقر 200000 تومان است.

دخترک سیگار فروش
اتفاقات جالب در کشور همچنان در حال وقوع بود. روز سی تیر منیژه حکمت که مجوز فیلمش را نگرفت، تصمیم گرفت روبروی وزارت ارشاد سیگارفروشی کند. در روز 19 مرداد حجت الاسلام راشد یزدی گفت: « زن پاکنویس خلقت است.» ظاهرا منیژه حکمت برخلاف نظر راشد یزدی نه تنها پاکنویس خلقت نبود، بلکه نسخه قابل مطالعه ای هم نبود. واقعیات نشان می داد که فروش سیگار شاید شغل مناسبی برای یک کارگردان نباشد، چون دست زیاد شده بود، در 18 مرداد باند خفاش سیاه کرج دستگیر شد. این باند داروی مسکن و مخدر و مرفین می فروختند. یک روز بعد اعلام شد فعالیت گشت های موتورسوار ارشاد در تهران بزودی آغاز می شود. و از 22 مرداد نیروی انتظامی پس از جمع کردن دیش های ماهواره در یکی دو استان، اعلام کرد که دیش های ماهواره را در کل شهرها جمع می کند. در همان روز نوزادی با چهار دست، چهار پا و چهار گوش در ارومیه به دنیا آمد. اما این عجیب ترین واقعه ارومیه در مرداد 85 نبود، چرا که ده روز قبل از آن آیت الله حسنی امام جمعه ارومیه گفت: « من می گویم جلوی این قرتی ها و مانتوهای بالای زانو را بگیرید... چطور شما این افرادی را که مثل سگهای ولگرد جامعه را به شهوت می کشاند نمی بینید، در حالی که من پیرمرد هفتاد و شش ساله آنها را می بینم.» آگاهان بسیار دقت کردند تا موفق شدند که مانتوهای بالای زانو و خود زانو و جاهای دیگر مربوط به زانو را ببینند، اما موضوع سگهای ولگرد، حل نشده باقی ماند.

چهره های تازه، حرف های کهنه
همزمان با نزدیک شدن انتخابات، ماجرای حذف و عدم تائید صلاحیت نامزدهای اصلاح طلبان آغاز شد. روز سی تیر جمیله کدیور گفت: « اصلاح طلبان سراغ چهره های جدید بروند.» در پی این فرمان مهم، بسیاری از اصلاح طلبان سبیل شان را زدند، بسیاری ریش گذاشتند، بسیاری که منتقد سلمان رشدی بودند، به نوشتن رمان و آموزش زبان عبری پرداختند و عده ای نیز چهره های ناشناخته ای مانند کروبی و خاتمی و تاج زاده را وارد میدان کردند. امیرعباس فخرآور، چهره ای که به زور اعلام کرده بود زندانی سیاسی و رهبر مخالفان کشور است و همه سیاستمداران ایرانی و آمریکایی را با اسم کوچک نام می برد، به آمریکا رفت و گفت: « باید رژیم چنج بشود، همانطور که به مایکل لدین گفتم.»، سعید حجاریان، اعلام کرد: « اصلاح طلبان در شرایط فعلی به سمت همگرایی حرکت می کنند.» بهزاد نبوی هم گفت: « منفعت اصلاح طلبان در گرو ائتلاف است.» در 30 مرداد 85 عزت الله سحابی گفت: « اگر امروز مصدق بود، اولویت را به دموکراسی می داد.» و در 16 مرداد اسدالله بادامچیان جمله ای را که شش ماه بود، حفظ شده بود، تکرار کرد که: « موضع اصلاح طلبان موضع ذلت بود.» اما اولین پیروزی اصلاح طلبان، پس از سوم تیر 84 در 16 مرداد در انجمن صنفی روزنامه نگاران اتفاق افتاد و روزنامه نگاران اصلاح طلب در انتخابات انجمن صنفی دوباره رای آوردند.

کاپشن های ایرانی، تی شرت های آفریقایی

ممکن است من عاشق گل روی احمدی نژاد نباشم، که هستم. ممکن است من معتقد نباشم که این مردک لیاقت ندارد که مرد سال 2006 یا 1385 باشد که معتقد هستم که اگر فقط یک مرد سال باشد، احتمالا همین آدم است، ممکن است من معتقد باشم که احمدی نژاد یک سوء تفاهم است، ولی واقعا معتقدم که این سوء تفاهم خودش یک پدیده انقلابی است، مثل خیلی پدیده های انقلابی دیگر. در سال 85 احمدی نژاد تبدیل به خبرسازترین چهاره جهانی شد، در تایستان و با گرم شدن هوا و بخصوص جنگ لبنان و اوج گیری حرکت هایی در خاورمیانه و بخصوص تا قبل از اعدام صدام این اتفاق موجود بود، اما کم کم فهمیده شد که این پدیده مثل بسیاری از پدیده های دیگر به قول فلان نوازنده به کیشی می آیند و به فیشی می روند. در 16 مرداد در تظاهرات ضد اسرائیلی مسلمانان تانزانیا، برخی از مردم این کشور تی شرت هایی با عکس احمدی نژاد را پوشیدند. احمدی نژاد همزمان تلاش کرد هم تروتسکی صادرکننده انقلاب شود و هم استالینی که کمربندها را سفت می بندد. در سفر استانی اردبیل در ماه مرداد، احمدی نژاد گفت: « کمربندها را برای ساخت ایران ببندیم.»، وی از موضع زورو افزود: « نباید تسهیلات بانکی در اختیار عده ای خاص قرار بگیرد.» اما کمی بعد در موضع « کی بود کی بود من نبودم» قرار گرفت. وی که یک هفته قبل از انتخابات اعلام کرده بود که درآمد نفت را سر سفره مردم می برم، و در خرداد 85 اعلام کرد من چنین چیزی نگفتم. در 22 مرداد در مقابل این سووال یکی از خبرنگاران که «فکر می کنید به چند درصد از شعارهای تان درباره عدم استفاده از ماشین ضد گلوله پای بندید؟» گفت: « من کی این حرف ها را زدم؟» شاید در همین راستا بود که در روز 27 مرداد خوش چهره طی نامه ای از الهام پرسید: « شعار « انتقاد کنید، جایزه بگیرید» احمدی نژاد نمایشی بود؟»

پنجمین سفر سندباد
عشق و عاشقی این دوبرادر دلخسته همچنان ادامه داشت، این بار در ماه مرداد هوگو چاوز، به ایران سفر کرد. وی مورد استقبال احمدی نژاد قرار گرفت. احمدی نژاد گفت: « چاوز برادر و انشاء الله همرزم من است.» رهبری نیز در دیدار با چاوز گفت: « دوران آمریکا در جهان به پایان رسیده است.» چاوز در مورد همکاری های عمیق ایران و ونزوئلا گفت: « ایران و ونزوئلا تا به حال 400 تراکتور مشترک تولید کرده اند.» شاید در اثر دیدن باجناق بازی و اخوی بازی های ایرانی بود که پس از رفت و آمدهای مکرر هوگو چاوز به ایران، وی برادرش « ادن» را به عنوان معاون خود منصوب کرد. در کوبا نیز « رائول» برادر کاسترو در یک جانشینی سلطنتی به جای برادر بیمارش حکومت را در دست گرفت. تاثیرات بین المللی احمدی نژاد فراوان بود. در هفتم مرداد 85 صفرمراد نیازاف با پیراهن آستین کوتاه از احمدی نژاد استقبال کرد.

شمسی پهلوون وارد می شود
انتظار نمی رفت که مهم ترین حامی احمدی نژاد، حتی در روزهایی که بازی او مشخص شده بود، فاطمه رجبی یا فاطمه دوانی یا فاطمه الهام یا فاطی زجبی یا فاطی رجوی یا شمسی پهلوون باشد، اما او نیز چنانکه دیده شد از دنده چپ احمدی نژاد برخاسته بود. وی برای دفاع از احمدی نژاد، سیاست حمله به خانواده هاشمی( اعم از پسر و دختر و عمه و خاله) و خاتمی را آغاز کرد. مسیح علی نژاد، خبرنگاری که در دوران احمدی نژاد جزو کتک خوردگان مطبوعاتی قرار گرفته بود، در تاریخ هفتم مرداد نوشت: « همسر الهام از کجا الهام می گیرد؟» آگاهان در حالی که قر می دادند، گفتند: همین جا، همین جا.... اما برادر الهام در پی انتشار نامه دو هفته قبل همسر الهام برادر زن الهام از رفسنجانی و خاتمی و کروبی عذرخواهی کرد و گفت: « نوشته های خواهرم، پرخاشگرانه و خارج از نزاکت است.» فاطمه رجبی نوک نیز قلمش را به سوی ضرغامی گرفت و نوشت: «ضرغامی از قطب زاده بدتر است.» بی مناسبت نیست که وقتی در مورد فاطی رجبی معروف به فاطمه اره حرف می زنیم، به یاد بیاوریم که در 28 مرداد سال 85، شعبان جعفری که همیشه نامش در چنین روزی بر سر زبانها می آمد، در آمریکا درگذشت.

شورای امنیت محکوم کرد

و سرانجام بازی « من بدو آهو بدو» ی احمدی نژاد منجر به ارسال پرونده ایران به شورای امنیت شد و شورای امنیت هم روز ششم مرداد 85 ایکی ثانیه با اجماع ایران را محکوم کرد و برای توقف غنی سازی تا پایان ماه اوت فرصت دادند. بعد از این ضربه تا مدتها مسوولان سیاست خارجی کشور گیج بودند، در حقیقت تازه بعد از افتادن کار به دست شورای امنیت بود که ایران ماجرا را جدی گرفت. البته روز 26 مرداد متکی گفت: « برای قطعنامه شورای امنیت ارزشی قائل نیستیم.» ولی بعد در دیدار با وزیر خارجه مالی گفت: «ایران برای مذاکره با غرب حتی در خصوص تعلیق غنی سازی اورانیوم نیز آمادگی دارد.» علی لاریجانی هم گفت: « قطعنامه در سیاست های اتمی ما تاثیری ندارد.» اما رئیس جمهور در اردبیل اعلام کرد: « به هیچ وجه در سیاست اتمی تجدید نظر نمی کنیم.» ولی معلوم نبود که منوچهر متکی چرا گفت: « آماده مذاکره جدی هستیم.»؟ و معلوم نبود این نوع متکی با چه کسی و به چه دلیلی و کجا می خواهد مذاکره کند. پس از رفتن پرونده ایران به شورای امنیت علی لاریجانی در سیاست خارجی فعال تر شد، اما جدال گروههای قدرت در میان اصولگرایان بر سر کشاندن پرونده به جنگ یا ورود به معامله سیاسی ادامه داشت.

اکبر محمدی در زندان مرده شد
تقریبا بخش اعظم عمر دو برادر دانشجویی که در واقعه هجده تیر و پس از آن، نام شان دائما بر سر زبان ها بود، یعنی اکبر و منوچهر محمدی در زندان گذشت. منوچهر مدتها قبل از رفتن به زندانی طولانی، به عنوان رهبر خودخوانده دانشجویان ایرانی چندی به آمریکا رفت و تقریبا با هر کسی که دعوتش کرده بود ملاقات کرد، اما ظاهرا اکبر مظلوم تر بود. در روز یازدهم مرداد 85 اکبر محمدی، شوخی شوخی بعد از نه روز اعتصاب غذا در زندان اوین درگذشت. وزیر دادگستری گفت: « آقای محمدی در مدت بازداشت قریب 595 روز غیبت و مرخصی داشت.» وی گفت: « ایشان حالش خوب بود، یک دفعه افت فشار شدید پیدا کرد و قبل از انتقال به بیمارستان درگذشت. » به دنبال درگذشت اکبر محمدی که انعکاسی نه چندان گسترده داشت، منوچهر محمدی نیز به آمریکا رفت و در گرداب تلویزیونها و جریانهای بی شمار شرق آمریکا غرق شد و ماند و ماند. دو روز یعد و هنوز ماجرای اکبر محمدی تمام نشده، احمد باطبی که چهار روز قبل زندانی شده است، اعتصاب غذایش را شروع کرد. احمد باطبی که در مرخصی بود، در هنگام مرخصی دستگیر شد و به زندان رفت.

لشگر کلاه مخملی های رامین جیم
شوخی جهانبگلو در ماه مرداد هم ادامه داشت. گروهی که او را دستگیر کرده بودند، امیدوار بودند در جریان دستگیری او بتوانند مجموعه فعالیت های نهادهای مدنی و سازمانهای غیردولتی را که بسیاری از آنها با اطلاع دولت به سازمانهای خیریه و فرهنگی جهان رابطه داشتند، به صورت یک شبکه سیاسی نشان دهند و بعد آن را به نیروهای سیاسی و منتقد داخلی وصل کنند، کاری که پیش از این با سیامک پورزند نیز کرده بودند. به همین دلیل بود که کیهان روز 12 مرداد نوشت: « جهانبگلو می خواست شبکه ای به نام « وب» راه بیندازد.... و فعالان را به هم وصل کند.» این شوخی با فهرست نیروهایی که قرار بود توسط جهانبگلو سازماندهی شود و نام آنها در روزنامه جمهوری اسلامی 21 مرداد چاپ شده بود، کامل شد. این روزنامه لشگر مخملی ها را بدین شرح اعلام کرد: « سید حسین نصر، رامین جهانبگلو، لوریس چکناواریان، آیدین آغداشلو، پرویز تناولی، کامبیز درم بخش، نادر مشایخی و پرویز شاپور...» اکثر کسانی که در این لیست بودند در ایران یا آمریکا مشغول کار هنری بودند و پرویز شاپور سالها بود که مرده بود. با این وجود مرتضوی و محسنی اژه ای بازی جهانبگلو را تا مدتی بعد ادامه دادند.

تمیزها بروند
سیاست زدودن نیروهای عاقل و منطقی و تمیز و مجرب ادامه داشت، شاید آصفی یکی از آخرین کسانی بود که بیشترین طاقت را برای حضور به عنوان سخنگوی وزارتخارجه احمدی نژاد آورد. آصفی که سالها در دوران خاتمی سخنگوی وزارت خارجه بود، از 15 مرداد رفت و حسینی به جای او سخنگوی این وزارتخانه شد. البته خودمانیم حسینی هم به چشم برادری بدچیزی نبود. یکی از آخرین حرف های بامزه ای که آصفی گفت این بود: « بوش باید به این سووال که چگونه با تقلب رئیس جمهور شد، پاسخ دهد.» احمدی نژاد گفت: بله، ما که معلومه چطور رای آوردیم، شما باید جواب بدی.

هما پرواز کرد
یکی از مهم ترین پدیده های سال 85 شکل گیری و گسترش فعالیت رسانه های خبری و سیاسی اصلاح طلب در خارج از ایران بود. تقریبا بسیاری از رسانه های وابسته به دولت های اروپایی مانند رادیو بی بی سی و آلمان و فرانسه و رادیو فردا، نیروهای روزنامه نگاری که در اثر فشارهای داخلی به فرنگ مهاجرت کرده بودند، جذب کردند. دولت آمریکا با اعطای یک وام 75 میلیون دلاری به صدای آمریکا بر مدت پخش و تنوع برنامه های این شبکه افزود. از سوی دیگر یک تلویزیون اصلاح طلب که بیشتر از مواضع محافظه کاران میانه رو دفاع می کرد، اما اصلاح طلبان را هم وارد بازی رسانه ای کرده بود و اثر خوبی هم بر افکار عمومی مردم ایران داشت، از هجدهم مرداد به نام شبکه « هما» بطور ناخواسته تعطیل شد. داریوش سجادی در این شبکه موفق به فعالیتی زنده و پویا، اگر نه حرفه ای شده بود. از 22 مرداد یعنی چهار روز پس از مرگ هما، رادیو زمانه توسط مهدی جامی، از کارکنان سابق شبکه بی بی سی فارسی و با همکاری نیک آهنگ کوثر و کار فنی حسین درخشان در هلند راه افتاد. البته در کنار این گروه شوخی هایی نیز جدی گرفته نشده، وب سایتی به نام شهرزاد نیوز به همان بازی های قدیمی سی سال گذشته رسانه ای چپ ها ادامه داد و گذار که نام فریدام هاوس( خانه آزادی) را بر پیشانی داشت، به خانه ارواح تبدیل شد. حسین درخشان که تقریبا در این مدت تلاش کرده بود به یکی از این موسسات نزدیک شود، از یک سو و حسین شریعتمداری از سویی دیگر تلاش کردند چنان بنمایند که این رسانه ها همگی از وزارت خارجه آمریکا پول می گیرند و قصد براندازی حکومت را دارند.

اصلاح طلبان به پیش می روند، اما یواش
با نزدیک شدن انتخابات شورای شهر، وسوسه دانستن اینکه در این انتخابات میزان محبوبیت دولت تازه احمدی نژاد سنجیده می شود، نیروهای سیاسی را به فعال شدن در انتخابات کشاند. تقریبا می شود گفت که آنچه قرار بود یک هفته پس از اعلام نتایج معلوم شود، بیشتر اهمیت داشت تا اتفاقی که در اثر انتخاب افراد رخ می داد. وزارت کشور بحث تعویق انتخابات را مطرح کرد. در روز 22 مرداد، موسی پور از طرف وزارت کشور ضمن اعلام به تعویق افتادن انتخابات گفت: « با شورای نگهبان توافق کردیم.» اما کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد: «مشکل قانونی وجود دارد.» علی جنتی هم گفت: « هنوز زمان تغییر نکرده است.» محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت شد. ضمنا دکتر مصطفی معین گفت: «غیر مذهبی ها هم می توانند به جبهه دموکراسی و حقوق بشر بپیوندند.» روز 19 مرداد موسوی لاری گفته بود: « قصد داریم شخصیت هایی مردد را برای حضور در انتخابات خبرگان قانع کنیم.» کروبی گفت: « اگر اصلاح طلبان مواضع خود را شفاف بیان نکنند، نیروها پراکنده می شوند.»

از رده 19 به رده 45
اولین نشانه های رفتن برانکو در بازیهای تیم ملی فوتبال کشور که با دلسردی از آلمان بازگشته بود، دیده شد. در 26 مرداد در اولین بازی پس از برانکو، محمود فکری در کمال خونسردی گفت: «سوریه در حد ایران نیست، با اختلاف سه گل سوریه را شکست می دهیم.» لذا در یک بازی خسته کننده، پر از اشتباه و کسالت آور، تیم ملی ایران که مزین به 9 بازیکن استقلالی بود، به عنوان قوی ترین تیم آسیایی در ده سال گذشته، با سوریه ضعیف ترین تیم آسیایی مساوی کرد. تیم فوتبال ایران از رده 19 به رده 45 فوتبال جهان سقوط کرد. آثار احمدی نژادی شدن در همه جا دیده می شد.

همه چیز رو به راه است
یکی از مشخصه های دولت جدید این بود که هر مسوول و مقام و وزیری در مورد همه چیز حرف می زد، جز چیزهایی که به خودش مربوط بود. وزیر علوم به جای وزیر جهاد کشاورزی گفت: «حجم و سرعت عملیات عمرانی دولت جدید در سطح روستاها و شهرها در کشور نسبت به گذشته شتاب و رشد چشمگیری داشته است.» هاشمی رفسنجانی به جای مسوولین انرژی هسته ای اعلام کرد: « تحقیقات صلح آمیز هسته ای ایران ادامه خواهد یافت.» علی لاریجانی به جای وزیر نیرو گفت: «در آینده به 20 هزار مگاوات برق اتمی نیاز داریم.» حداد عادل به جای وزیرخارجه گفت: « نگاه سیاست خارجی ایران به سوی آفریقاست.» آقای شاهرودی به جای وزیر اقتصاد و دارایی گفت: « باید در اقتصاد از سیستم های مدیریتی و نظارتی برنامه ریزی شده کشورهای توسعه یافته الگوبرداری کنیم.» وزیر آموزش و پرورش به جای دبیر جامعه روحانیت اعلام کرد: « دولت نهم صد درصد در خط ولایت فقیه است.» آقای مصباح یزدی اعلام کرد: « به هر سیدی احترام نگذاریم، جعفر کذاب هم سید بود.» وزیر بهداشت در 31 مرداد اعلام کرد: « بیشترین آرای رئیس جمهور متعلق به دانشجویان است.» وی در همان سخنرانی گفت: « تشکل های دانشجویی بازیچه گروههای سیاسی شده اند.»

..... ادامه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 14:0  توسط ابراهیم نبوی  | 

در سال 1385 اتفاق افتاد( قسمت چهارم)

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 12 فروردین 1386 [2007.04.01]

po_nabavi_01.jpg

در چهارمین بخش از مرور یک سال وقایع سیاسی ایران در سال 1385، در این نوشته موارد زیر را می خوانید: داستان بسته پیشنهادی غرب در مقابل تعلیق غنی سازی کی آن بسته همی گم شدن کرتاهه و ایران پاسخ ندادی و هشت کشور صنعتی پرنده ایران همی به شورای امنیت فرستادی و آصفی گفت: اوی ی ی. داستان افزایش قیمت ها و آن کی احمدی نژاد گفت گرانی کالاها واقعی نیست، پس تقصیر مطبوعات و بازار جهانی بود. و داستان بازگشت آن لشگر شکست خورده که برانکو برای همیشه رفت و دائی گم شد و دادکان گفت من به سه چیز افتخار می کنم. و داستان آن احمدی نژاد کی برای ما فاجعه بودی و برای افرنگیان قهرمان می نمودی، ای زورو، برو! و داستان آن اعتصاب غذای بی دلیل که اکبر گنجی در جهان راه انداختی که چی؟ و حکایت آن تونل رسالت کی ده عروس و داماد از آن پای کوبان بیرون آمدندی و گفتی کوچه تنگه نسبتا عروس قشنگه نسبتا و دو تن از آن ده طلاق گرفتی تا حال. و داستان کیم جونگ ایل در کره شمالی که آزمایش موشکی در روز استقلال آمریکا کردی و موشک وی در دریای ژاپن افتادی زرتی. و داستان جنگ لبنان که در تیرماه شروع شد....

ahmadichouzmotki.jpg

پوپولیسم ملی می شود
فرقی نمی کند که لیبرالیسم باشد یا مارکسیسم یا نیهیلیسم، یک باره می بینی همه ملت ایران علاقمند می شوند که دو سه ماهی هم به جای بازی با ماهی آکواریوم دنبال سه تار یا ذن یا نیهیلیسم یا پوپولیسم بروند. این جوری است. جالب این است که وقتی هم تصمیم می گیریم واقعیتی را کشف کنیم آن واقعیت را نه تنها در زمان حال کشف می کنیم، بلکه به زور ثابت می کنیم که کورش لیبرال و داریوش سوسیال دموکرات و خشاریارشاه پوپولیست بوده اند، حالا اشکالی ندارد! در مورد خودتان هرکاری می کنید، بکنید، چکار به تاریخ دارید؟ ربیعی، مسوول امور کارگری، امنیتی، اصلاحات در اقشار تحتانی جامعه و امور مربوط به موجودات محبوب، گفت: « حاكميت در ايران همواره علاقه مند به رابطه مستقيم با توده ها بوده است.» على اكبر جوانفكر، مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور هم دم به دم پوپولیستی ربیعی داد و در گفت وگو با ايسنا گفت: «مردم به دولت نهم بيشتر از دولت هاى گذشته اعتماد دارند و احساس آرامش بيشترى مى كنند». هاشم آغاجري هم که فکر کرده بود در دوران اصلاحات، شریعتی هشت سالی دموکرات بوده، چطور است در این دوره عدالت خواهی هم هشت سالی سوسیالیست بشود، گفت: «شريعتي عدالت را به عنوان يكي از ابعاد وجود بشرمی دانست.» در رابطه با قضایای کارگری و سوسیالیستی معاون دبير كل خانه كارگر در تیرماه سال 85 گفت: «وزير كار و معاون او مي خواهند صنعت ر ا به نابودي بكشانند.»

در آن بسته پیشنهادی چه بود؟
شاید کسی بخوبی نفهمید که در آن بسته پیشنهادی غرب به ایران چه چیزهایی بود، لاریجانی می گفت آب نبات و شکلات است. احمدی نژاد که هر سندی را کاغذپاره می داند، می گفت مشتی کاغذ پاره است. اروپایی ها می گفتند در آن بسته پیشنهادی، چیزهای بامزه و جالبی( احتمالا شوکولات سوئیسی) است. اما دو موضوع مهم بود؛ اول اینکه آمریکا و اروپا انتظار داشتند که به بسته مذکور زودتر جواب داده شود، اما طرف ایرانی می گفت که نباید جز برای کارهای مهمی مثل به هم ریختن منطقه عجله کرد. شایع شده بود که چون پسر اجمدی نژاد از بسته پیشنهادی خوشش آمده، آن را برداشته و هرچه مقامات سیاسی و خارجی و عمه و خاله و باجناق اصرار می کنند، آنرا پس نمی دهد. و به همین دلیل اصلا معلوم نیست در بسته پیشنهادی چیست. ایران اعلام کرد که جواب بسته پیشنهادی را اواخر مرداد می دهد. در اوایل تیر بود که جرج بوش گفت: « آخر مرداد براى پاسخ به يك پيشنهاد به طرز وحشتناكى طولانى است.» متكي هم گفت: «محدود كردن زمان پاسخ به بسته پيشنهادي غیر منطقي است.» علی لاریجانی که بتدریج نقش وزیرخارجه « آقا» را بازی می کرد و زوج موفقی با سولانا( چقدر هم به هم می آمدند) تشکیل داده بود، روز شانزده تیر هرگونه زمان بندی برای پاسخ دادن را بکلی رد کرد. علی که دلش برای خاویر تنگ شده بود، اعلام کرد که برای دیدار با سولانا به اسپانیا می رود. اما بعدا ترسید در اسپانیا گاو شاخش بزند، به همین دلیل تصمیم گرفت در بروکسل به دیدار سولانا برود. در اواسط تیر ایران اعلام کرد که امشب لاریجانی با سولانا در بروکسل شام می خورد، ولی هیچ حرفی نمی زنند. قرار شد دو نفر از طرف شورای امنیت ملی ایران و سازمان ملل بالای سر آن دو نفر بایستند و به محض اینکه یک کلمه در مورد توافق حرف زدند با چوب پشت دست شان بزنند. اما لاریجانی دو سه بار سرما خورد و سولانا چند شب پای میز شام خوابش برد تا اینکه روز 21 تیرعلی لاریجانی در جریان دیدار با سولانا گفت که « بسته پیشنهادی غرب فقط عیبش این است که از ایران می خواهد که غنی سازی را تعلیق کند.» سولانا هم گفت که اصولا ما داریم این بسته را می دهیم که تعلیق کنید، وگرنه مغز خر نخوردیم که این همه شکلات و آب نبات بسته بندی کنیم. اما علی لاریجانی سر حرفش باقی ماند و با فلسفی ترین شکلی گفت: «تعلیق را معقول نمی دانیم.» در روز 21 تیر سران گروه هشت از ارسال پرونده اتمی ایران به شورای امنیت حمایت کردند. آصفی گفت: « ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت به معنی نفی مذاکرات است.» با ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، پیش بینی همه کسانی که فکر می کردند پرونده به شورا نمی رود درست از آب درآمد.

پاشنه آشیل در چاله اقتصاد
اصولا یکی از برنامه های احمدی نژاد برای تغییر سیاسی کشور، این بود که دولت از اقتصاد بیرون برود، حالا به کجا می رود، مهم نبود. مهم این بود که از اینجا بیرون برود، می خواهد برود کاراکاس یا بیروت، این دیگر مهم نبود. اما دولت روز بروز بیشتر در اقتصاد دخالت کرد. علی قنبری نماینده مجلس ششم و متخصص ایلات و عشایر گفت: « دولت هرچه سریعتر از اقتصاد بیرون برود.» محسن رضایی هم گفت: « تا کنون دولت سر راه مردم ایستاده بود.» محسن رضایی که در کلیه تشبیهاتش از چیزهای بزرگی مانند شیر و فیل و دایناسور و پلنگ و غیره استفاده می کند، گفت: « دولت در حال حاضر تبدیل به یک دولت پنگوئنی شده است و یک بدن سنگین روی پاهای ضعیف و ناتوان قرار گرفته است.» یک وب سایت اینترنتی در مورد سلامت و وضع مالی پنگوئن مورد نظر تضمین کافی را داد و گفت: « حقوق استانداران احمدی نژاد دومیلیون وششصد هزار تومان است.» اما در شهر اوضاع خراب بود، گروه وسیعی از ملت با افزایش قیمت بسیاری از کالاها( احتمالا منظور گرانی است) مشکل داشتند. حداد عادل که فکر می کرد گرانی وجود ندارد، بلکه شایعه است، گفت: «گرانى ها را بزرگ نكنيد.» کارشناسان ضمن نشان دادن موجودی غول پیکر که دائم بزرگتر می شد، گفتند: این خودش بزرگ هست، ما بزرگش نکردیم.

احمدی نژاد: مقصر گرانی مطبوعات است
در روز بیستم تیرماه محمود احمدی نژاد سیاست خود را در مورد واقعیات اعلام کرد و گفت: « گرانی ها جنگ روانی است که مطبوعات و مخالفان راه انداخته اند.»( مطبوعات را تعطیل کنید، قیمت ها پائین بیاید)، « قیمت شیر به دلیل اشتباه یک فرد سی تومان در هر لیتر اضافه شد و در نتیجه قیمت لبنیات هم بالا رفت.»( احتمالا آن فرد هاشمی رفسنجانی بود که روزی یک پارچ شیر می خورد)، احمدی نژاد افزایش قیمت آهن آلات را ناشی از جنگ روانی دشمن دانست، گفت: « متاسفانه به بهانه افزایش قیمت جهانی فولاد، قیمت فولاد را هم در ایران افزایش دادند.... بطوری که قیمت آهن آلات 30 تا 40 درصد افزایش یافته است.» احمدی نژاد در مورد افزایش قیمت مسکن گفت: « قیمت اجاره مسکن بدون هیچ دلیل خاصی بیش از 20 درصد افزایش یافته است، در حالی که هیچ بحرانی در اقتصاد کشور رخ نداده است.» مشکل بزرگ احمدی نژاد این بود که وجود خودش را به عنوان یک بحران نمی توانست قبول کند. احمدی نژاد گفت: « دولت احمدی نژاد به صراحت اعلام می کند که با افزایش قیمت حبوبات مخالف است.» وی گفت: این در حالی است که همه دولت های جهان با افزایش قیمت حبوبات موافقند. احمدی نژاد گفت شایعاتی که درباره سهمیه بندی بنزین وجود دارد نادرست است و گفت: « جوسازی در مورد سهمیه بندی بنزین غلط است و این برنامه از قبل وجود داشته است.» احمدی نژاد راه حل مشکلات اقتصادی کشور را ارائه داد. وی در یک طرح ابتکاری و دقیق و کارشناسانه اعلام کرد: « حتی اگر لازم باشد از راهکارهای مختلف استفاده می کنیم.» مصاحبه تیرماه احمدی نژاد وضع اقتصادی کشور را معلوم کرد. معلوم شد که دولت نمی خواهد و نمی تواند جلوی افزایش گرانی را بگیرد. دولت وزارت اطلاعات را مامور کرد تا کلیه حبوبات، تیرآهن، شوفاژ، گاوهای شیرده، آقای فولادی، کلیه کسانی که در مسکن سکونت دارند، تحت نظر قرار دهد تا متوجه شوند که کدام عوامل خارجی قیمت ها را افزایش داده اند.

دادکان به سه چیز افتخا