تبليغاتX
نوشته هایی از ابراهیم نبوی

نوشته هایی از ابراهیم نبوی

طنز نوشته های سیاسی ابراهیم نبوی

خاتمی، اولشی! آخرشی!

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 [2007.05.21]

po_nabavi_01.jpg

بالاخره هرجا که باشد، به هر ترتیب که باشد، هر جوری که باشد، دوباره همه راهها به رم ختم می شود. فردا سالگرد دوم خرداد است و قرار است خاتمی در این مورد سخنرانی کند. از همه دوستان درخواست می شود که اگر بچه شان هم روی گاز است، ابریشم شان هم روی آتش است، لیوان وسط مهمانی توی دست شان است، بگذارند کنار و حتما به این مراسم بروند. ضمنا پیشنهاد می کنیم آدمهایی مثل هاشمی رفسنجانی و کروبی و غیره هم در برنامه شرکت کنند، یک دفعه آقای کروبی دوباره خوابش نبرد آرای انتخابات زیر و رو شود. مطبوعات اعلام کردند که اصلاح طلبان برای کاندیداتوری سید محمد خاتمی در مجلس هشتم در حال تلاش جدی هستند. به نظر من اگر خاتمی برای انتخابات نامزد شود و رای اول تهران را بیاورد، بهترین موقعیت برای آماده شدن او برای ریاست جمهوری بعدی است. سعید حجاریان گفت: « مردم به اصلاح طلبان اعتماد دارند.» البته آگاهان گفتند: اعتماد که مدتی است گم شده و پیداش نیست، اما احتمالا یک چیزهایی دارند. در همین راستا نهضت آزادی ساعت صفر شروع فعالیت های انتخاباتی را اعلام کرد و گفت: « اپوزیسیون قانونی متحد شوند.» از طرف دیگر اصلاح طلبان در انتخابات خانه احزاب هم پیروز شدند. فعلا هوا خوب است و کارها دارد گاماس گاماس پیش می رود. شلوغ نکنیم و صف را به هم نزنیم.

مجلس برود یا به روانکاو مراجعه کند؟

اکبر اعلمی، نماینده غیور تبریز که اسامی 35 نفر از سووال کنندگان از رئیس جمهور را اعلام کرده است، برخی دلایل و علل سووال یا استیضاح را چنین گفت: « خودمحوری و خود شیفتگی احمدی نژاد از یک سو و در مواردی غلبه احساس بر عقل و منطق از دیگر سو، باعث به هم ریختگی سیستم و آشفتگی امور گردیده است.» آگاهان توضیح دادند که معمولا چنین مشکلاتی با مراجعه به روانکاو و مدتی بستری شدن حل می شود و نیازی به استیضاح نیست، اما برخی دیگر از آگاهان گفتند کار از محکم کاری عیب نمی کند، اول برود به مجلس بعد سری به بیمارستان بزند.

عوامل امیرکبیر دستگیر شدند
بالاخره یک ماه بعد از اینکه دانشگاه امیرکبیر به هم ریخت و اول یک نفر، بعد سه نفر، بعد پنج نفر، بعد شش نفر و بعد هشت نفر از بچه های امیرکبیر دستگیر شدند، وزارت اطلاعات تازه امروز اعلام کرد که عوامل انتشار متون موهن در نشریات دانشگاه امیرکبیر دستگیر شدند. به نظر می رسد وزارت اطلاعات در دستگیری ها به روش زیر عمل می کند:
اول: سه نفر دانشجو را که کاملا با هم فرق دارند به شیوه تصادفی دستگیر می کنند.
دوم: با بازجویی از آنها یکی را که بیشتر از دو نفر دیگر به نظر می رسد شبیه کسی است که این کارها از او بعید نیست، نگه می دارند و دو تای دیگر را آزاد می کنند.
سوم: سه تا شبیه اولی دستگیر می کنند و خانه های شان را می گردند تا شاید یک چیزی از خانه پیدا کنند.
چهارم: کسانی که از خانه شان چیزهای جالبی پیدا شده جدا می کنند و کسانی که هیچ چیزی برای متهم کردن آنها نیست به عنوان اقدام کننده علیه امنیت ملی به دادگاه انقلاب می سپارند.
پنجم: از کسانی که چیزهای جالبی در خانه شان پیدا شده، اسامی همکلاسی های شان را می پرسند و سه نفر از همکلاسی ها را دستگیر می کنند و بازجویی می کنند.
ششم: در مورد خانواده همکلاسی های دستگیر شده بازجویی می کنند و احتمالا ده بیست نفر مشکوک، مثل بقیه مردم ایران در خانواده آنها پیدا می کنند و آنها را هم احضار و بازجویی می کنند.
هفتم: یکی از کسانی که واقعا مرتکب جرم شده، اشتباها در جایی از دهانش درمی رود و خودش را لو می دهد و وزارت اطلاعات وی را دستگیر می کند.
هشتم: وزارت اطلاعات اعلام می کند که در اثر پیگیری های مستمر عوامل مذکور را دستگیر کرد.

بازی های نیکلا کوچولو
فعلا فرانسه در تب و تاب این سیاستمداری که همه از او متنفرند، ولی تنها راه باقی مانده برای آینده است، دارد جلز ولز می کند. نیکولا کوچولو یک وزیر دادگستری زن مراکشی مسلمان جوان را به کابینه اش آورد. در کابینه اش 10 مرد و 7 زن عضویت دارند. نکته مهم این که ظاهرا مجاهدین خلق می خواستند بروند پیش او، ولی فعلا راهشان نداده. شر این آشغال ها را از فرانسه بکند، خوب است. در همین راستا، در جنوب فرانسه فستیوال فیلم کن آغاز شد و فیلم پرسپولیس که از روی اثر پرفروش مرجانه ساتراپی ساخته شده به این فستیوال رفت. رسانه های درپیتی مثل بازتاب فعلا اسم فیلم « ضدایرانی» را روی پرسپولیس گذاشته اند. اگر فیلم مثل کتاب باشد، اصلا هم ضدایرانی نیست، بلکه خیلی هم فیلم خوبی است. وسط این همه نویسنده بین المللی ایرانی تبار، ساتراپی از آنهایی است که به عنوان گزارشگر فضای ایران در جهان کارش واقع گرا و جالب بوده. وزارت ارشاد اسلامی به نمایش این فیلم در کن اعتراض کرد. آگاهان گفتند: وزارت ارشاد اسلامی غلط کرد.

جنگ اعراب با اسرائیل یا متکی؟
اوضاع مذاکره ایران و آمریکا فعلا در وضعیت شیرتوشیر به سر می برد. روزنامه کیهان شمشیر را از رو بسته که مذاکره نباید بشود. آقای خامنه ای هم در حالی که تصویرش نشان می داد که با مذاکره مخالف است، اما صدایش اعلام کرد که طرفدار مذاکره است، در مشهد رویت شد. از طرف دیگر ماست مالی داستان هولوکاست توسط متکی و جواد لاریجانی، که یک هفته است وارد صحنه شده است، شروع شد. م. ن.چ. وزیر خارجه پریروز اعلام کرد: « هر دانش آموزی می داند که هیچ کشوری از روی نقشه جهان حذف شدنی نیست.» اما ظاهرا رئیس جمهور شب زنگ زد و به منوچهر گفته که: « بی مرام! خوبه من جمعت کردم از خیابون و به اینجا رسوندمت، حالا دیگه ما رو ضایع می کنی؟» در همین راستا م.ن.چ. دیروز مواضع خود را راست کرد و گفت: « منظورم این بود که فلسطین حذف شدنی نیست، نه اسرائیل.» در همین راستا کشورهای عرب علیه دخالت متکی در اختلاف اسرائیل و فلسطین اعتراض کردند و گفتند: « ایها الاخوی! انت راس البصل او تحت البصل؟ روه روه اهنا، اصلا خودش یعنی به عرب تشی کار داری؟» و اما بشنوید از جواد لاریجانی که ظاهرا بطور اشتباهی با جروزالم پست مصاحبه کرد و مورد انتقاد خفنگ و شدیداللنگ کیهان قرار گرفت. به دنبال انتقاد کیهان از مصاحبه جواد لاریجانی با جروزالم پست؛ ستاد حقوق بشر قوه قضائیه گفت که اصلا چنین مصاحبه ای صورت نگرفته است. و راوی آن از بیخ جزو اعراب محسوب می شود. جواد لاریجانی نیز در ادامه سیاست ماست مالی هولوکاست گفت: « محو اسرائیل از نقشه زمین ساخته پرداخته رسانه های غربی است.» من فکر می کنم جواد لاریجانی کیهان و رسالت و دکتر رامین را جزو رسانه های غربی حساب کرده است. جواد لاریجانی همچنین با گریه تمام گفت: « کشورهای عربی باید برای پیشرفت اتمی ایران ارزش قائل شوند.» آگاهان گفتند: آقا جوات! اینها اصلا حالی شون نیست، ول شون کن بریم اطراف ارادان، اون ها انرژی هسته ای خیلی واردن. وسط این بکش بکش معاون طالبانی گفت: « ایران به دخالت در عراق پایان دهد.» فعلا مذاکره معلوم است و طرف آمریکایی هم تعیین شده، ولی طرف ایرانی معلوم نیست. سخنگوی وزارتخارجه گفت: « نماینده ایران در مذاکره با آمریکا هنوز مشخص و قطعی نیست.»

دروغ های رئیس جمهور
مصاحبه رئیس جمهور عجیب بود. انگار چیزی به اسم واقعیت وجود ندارد و اصلا بنا نیست فکر کنیم که ممکن است غیر از « من» کسی وجود داشته باشد که بتواند در مورد واقعیت حرف بزند. رئیس جمهور و رهبر جنبش عددسالاری معاصر، رسما اعلام کرد که تورم امسال 13 درصد است. احمد مجتهد، مشاور بانک مرکزی هم اعلام کرد که تورم امسال 17 درصد و افزایش نقدینگی 40 درصد است. البته رئیس جمهور یک حرف مهم و جالبی زد که به نظر می رسد بخش « دپرسیو» بیماری اش بر بخش « مانیای» آن غلبه کرده است. وی گفت: « اگر از من خوشتان نمی آید، حداقل دروغ نگوئید.» آگاهان توضیح دادند که از رئیس جمهور خوششان نمی آید، ولی این دلیل نمی شود که دروغ بگویند. معلوم نیست چرا رئیس جمهور فکر می کند منتقدان دولت نمی توانند این دوتا کار را با هم بکنند، هم از رئیس جمهور خوش شان نیاید و هم آمار درستی بدهند؟

و مشکلات اساسی ایران

گاهی اوقات آدم در می ماند که این دولت عزیز و محترم به کدام دلیل منطقی و حتی غیرمنطقی یا هر اصولی یا اصلا بدون هیچ اصولی، فلان کار را می کند؟ شما یک خیابان دارید به اسم « خالد اسلامبولی» که این آقای محترم رهبر و رئیس جمهور یک کشور مثل مصر را ترور کرده است. بعد التماس می کنید که آهای مصر! بیا با من رابطه برقرار کن که من به تولید انبوه خالد اسلامبولی در مصر بپردازم، آن کشور هم می گوید اسم خیابان را عوض کن، تا رابطه برقرار کنیم، شما هم این کار را نمی کنید. به نظر شما رابطه با یک کشور مهم تر است یا اسم یک خیابان؟ یا مثلا در مورد کانادا. در تمام این دنیای عظیم، یک کشور بود که مثل آدم با ایران رابطه داشت، معلوم نشد لنگه کفش مرتضوی بود یا چه کسی که زد و این زهرا کاظمی را که با اجازه رسمی دولت وارد کشور شده بود، و تنها گناهش این بود که یادش رفته بود که ایران چه جور کشوری است، را کشت. حالا دولت حاضر است رابطه اش با کانادا تا ابد به هم بریزد، ولی یک تحفه نورچشمی را حداقل از کار برکنار نکند. از طرف دیگر در تمام این دنیا یک آقای نوام چامسکی زبان شناس که من واقعا اقرار می کنم زبان شناس بزرگی است، چون توانسته زبان احمدی نژاد و گنجی را همزمان بفهمد، از ایران طرفداری می کند. دولت محترم هم خانم هاله اسفندیاری که احتمالا ایرانیان دوروبرش در آمریکا به او می گویند جاسوس جمهوری اسلامی، دستگیر کرده و به او می گوید جاسوس آمریکا. همین می شود که آقای چامسکی هم شاکی می شود که بابا اینا دیگه کی ان؟ دیروز نوام چامسکی بازداشت هاله اسفندیاری را محکوم کرد. فقط همین مانده که فردا همه استادان ایرانی مقیم آمریکا در هاروارد و برکلی و استنفورد ایران را محکوم کنند. من فقط یک چیز را هرگز نخواهم فهمید و آن اینکه این آقایان که تا یک هفته دیگر هاله اسفندیاری را آزاد می کنند و دیگر حتی اسمش را هم از زبان وزیر اطلاعات و قوه قضائیه نخواهیم شنید، چرا کاری را که هفته دیگر می خواهند بکنند، امروز نمی کنند؟ راستی کسی از رامین جهانبگلو خبری دارد؟

هفت تفاوت بین هاله اسفندیاری و فی ترنی
خیلی به این موضوع فکر کردم که تفاوت خانم هاله اسفندیاری و خانم فی ترنی ملوان که فکر می کرد قرار است به او تجاوز کنند و دارند در سلول بغلی برایش تابوت می سازند، چیست؟ به نظرم این تفاوت ها میان آنها وجود دارد که یکی را با سلام و صلوات و اهدای لباس و روسری و کادو و دیدار رئیس جمهور آزاد می کنند و این یکی را نگه می دارند.
اول: هاله ایرانی است و ممکن است عامل آمریکایی ها باشد که قرار است بعدا با ایران بجنگند، اما فی ملوانی است که انگلیسی است و به خاک ایران تجاوز کرده است.
دوم: هاله یک محقق مخالف جنگ است، فی یک جنگجوی در حال جنگ است.
سوم: فی چون مادر است خیلی برای ما ارزش دارد، اما هاله چون مادربزرگ است اصلا برای ما ارزش ندارد.
چهارم: فی وقتی به انگلیس برگشت هر چیزی هم که اتفاق نیفتاده بود گفت، اما هاله مطمئنا اگر به آمریکا برگردد چیزی جز آنچه اتفاق افتاده است نخواهد گفت.
پنجم: فی چشم سبز و موبور است و از خودمان است، هاله مومشکی و چشم سیاه است و از خودشان است.
ششم: هاله آدم تحصیلکرده ای است و ما هم که طرفدار علم هستیم و به همین دلیل کاری می کنیم که تمام ایرانیان تحصیلکرده با ما دشمن شوند و دیگر پای شان را به ایران نگذارند، اما فی تحصیل نکرده و ملوان است و این دفعه با عمه و خاله اش برای دیدار از رئیس جمهور عزیز ما می آید، البته احتمالا با ناو می روند ارادان.
هفتم: وقتی ما فی را دستگیر کردیم خیلی چیز عجیبی نبود، چون یک نظامی در منطقه جنگی یک نظامی را دستگیر کرده بود، ولی وقتی هاله را دستگیر کردیم، برای همه اتفاق عجیبی بود که فقط ممکن بود در ایران رخ بدهد.
نتیجه گیری اخلاقی: یادتان هست سالها قبل چیزی به اسم اخلاق وجود داشت؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:10  توسط ابراهیم نبوی  | 

مرد 160 کیلومتری

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 [2007.05.17]

po_nabavi_01.jpg

باهنر، نایب رئیس مجلس گفت: « احمدی نژاد می گوید سرعتش 160 کیلومتر در ساعت است.» در همین راستا از داوطلبان درخواست می شود، به ده سووال زیر پاسخ داده و بهترین گزینه را تا قبل از تصادف انتخاب کنند و پاسخ آن را به این آدرس بفرستند: میدان انقلاب، بطرف پائین، بعد از چهارراه لشگر، به سمت بهشت زهرا.

سووال اول: اگر یک قطار سرعتش 160 کیلومتر در ساعت باشد، و ترمز نداشته باشد، چه اتفاقی می افتد؟
1) اول سوت می کشد، بعد با کوه برخورد می کند و از خط خارج می شود.
2) اول از خط خارج می شود و سپس در حالی که سوت می کشد با کوه برخورد می کند.
3) چون ریل داغ می شود، صندلی راننده هم داغ می شود در نتیجه در برنامه صندلی داغ تلویزیون شرکت می کند و در حالی که به سووالات، جواب های نامربوط می دهد، با کوه برخورد می کند.
4) راننده وسط راه دوست ونزوئلایی خودش را می بیند و خودش را از قطار پرت می کند بیرون و قطار بدون اینکه سوت بکشد، وسط کوه می رود

سووال دوم: یک خودرو ساعتی 160 کیلومتر می رود و پس از یک سال، دو هزار کیلومتر عقب مانده است، علت این موضوع به کدام یک از دلایل زیر است؟
1) خودروی مذکور در مسیر مشخصی حرکت نمی کند، بلکه هر روز و هر هفته به یک طرف متفاوت با قبل با سرعت 160 کیلومتر می رود.
2) خودروی مذکور با سرعت به سمت عقب در حال حرکت است، به همین دلیل هرچه سریع تر برود، بیشتر دور می شود.
3) خودروی مذکور چون دچار مشکل فنی است، به همین دلیل فقط وقتی راه می رود با سرعت 160 کیلومتر می رود، در بقیه مواقع یا به عقب می رود، یا ایستاده است.
4) هر سه جواب غلط است، چون جواب درست را باید سخنگوی راننده اعلام کند.

سووال سوم: اگر یک خودرو با سرعت 160 کیلومتر در جاده غیراستاندارد و نامطمئن حرکت کند، چه اتفاقی می افتد؟
1) همین اتفاقی که در یک سال و نیم گذشته افتاده است.
2) بعد از یک مدت ماشین و خودش و مسافران را نابود می کند.
3) زیاد گرد و خاک می کند و همه را می ترساند و احتمالا توی دره می افتد.
4) بعد از مدتی که از شهر خارج شد و به خارج رفت، توی گل گیر می کند، برای همین صاحب ماشین او را از رانندگی بیرون شهر منع می کند و یکی دیگر را به جایش می گذارد.

سووال چهارم: اگر یک راننده بطور سرزده با سرعت 160 کیلومتر به مدت یک سال مداوم حرکت کند، چه اتفاقی برای موتور خودرو می افتد؟
1) بعد از یک سال آب روغن قاطی می کند و جوش می آورد و راننده آن می افتد به جان زن و بچه و معلم و کارگر و روزنامه نگار.
2) چون تخت گاز می رود و لنت ترمز هم ندارد، دچار سوختگی هسته ای می شود و به فکر انرژی هسته ای می افتد.
3) موتورش از کار می افتد و تورم می کند و سرعت رشد آن پائین می رود.
4) موتورش داغ می کند و سیلندر می سوزاند و بقیه راه را پیاده می رود.

سووال پنجم: اگر در یک سفر دسته جمعی یکی از رانندگان با سرعت 160 کیلومتر حرکت نموده، اما بقیه رانندگان با سرعت پائین حرکت کنند، کدام یک از حالات زیر اتفاق می افتد؟
1) راننده مورد نظر از همه جدا می شود و مورد توجه قرار می گیرد و حال می کند و در حالی که دارد حال می کند و عکسش را می گیرند، با دیوار برخورد می کند.
2) بقیه جا می مانند و فراکسیون تشکیل می دهند و از ماشین او پیاده می شوند.
3) بسرعت و تنهایی می رود به کاراکاس و وقتی برمی گردد، می بیند تمام سوختش تمام شده.
4) بعد از مدتی به عنوان تندروترین راننده سال شناخته شده و مسافران از دست او از وحشت سکته می کنند.

سووال ششم: اگر اتومبیلی سوخت کافی و ارزان داشته و یک باک ذخیره ارزی هم داشته باشد و ماشینش هم متعلق به سی سال قبل باشد و با سرعت 160 کیلومتر حرکت کند، کدام یک از حالات زیر اتفاق می افتد؟
1) به دلیل سرعت بالا و عدم استفاده از عقل، سوختش را از دست می دهد و بعد از دو سال متوقف می شود و بقیه باید او را هل بدهند تا کارش تمام شود.
2) تمام سوخت را از دست می دهد و باید با انرژی هسته ای بقیه مسیر را برود.
3) مجبور به استفاده از ذخیره سوخت می شود و آن را هم تمام می کند و قیمت بنزینش بالا می رود.
4) هم خودرو را نابود می کند، هم سوخت را تمام می کند و هم به مقصد نمی رسد.

سووال هفتم: اگر اتومبیلی با سرعت 160 کیلومتر از وسط شهر عبور کرده و اتومبیلی با چراغ روشن از روبرو بیاید، چه اتفاقی برای راننده خواهد افتاد؟
1) اول چراغ ماشین روبرو را بصورت هاله نور می بیند و بعد تصادف می کند.
2) اول تصادف می کند و بعد احساس می کند هاله نور دیده است.
3) احساس می کند هاله نور دیده است و در اولین فرصت این موضوع را برای همه تعریف می کند.
4) خودش چیزی نمی بیند، اما کسی که کنار دست او نشسته است، احساس می کند هاله نور می بیند، به همین دلیل در حالی که از ترس می لرزند، موضوع را برای بقیه و راننده تعریف می کنند.

سووال هشتم: راننده یک خودرو با سرعت 160 کیلومتر در ساعت به مدت یک سال در جاده های کشورهای مختلف اروپایی و آفریقایی و آمریکایی و آسیایی حرکت کرده است. نتیجه این اتفاق چه خواهد بود؟
1) به دلیل تندروی علیه او یک قطعنامه صادر می کنند.
2) به دلیل تندروی و عدم رعایت قوانین بین المللی علیه او دو قطعنامه صادر می کنند.
3) به دلیل تندروی و عدم رعایت قوانین بین المللی و ایجاد خطر برای همسایگان علیه او سه قطعنامه صادر می کنند.
4) همین طوری زرت و زرت قطعنامه علیه او صادر می کنند.

سووال نهم: اگر یک خودرو با سرعت 160 کیلومتر با مانع برخورد کند، نام خیابان محل تصادف چیست؟
1) شهید احمدی نژاد
2) شهید محمود احمدی نژاد
3) خیابان شهدای سوم تیر
4) اتوبان شهید احمدی نژاد( دولت سابق)

سووال دهم: اگر راننده یک خودرو در حین حرکت با سرعت 160 کیلومتر معلم کلاس اول خودش را ببیند که دارد از خیابان رد می شود، چکار می کند؟
1) چون ترمز ندارد، هیچ کاری نمی تواند بکند.
2) ماشین را می زند به دیوار و عکاس ها را خبر می کند و یک دستکش می خرد و دست معلمش را ماچ می کند و به مسیر خودش ادامه می دهد.
3) به همراهانش می گوید که حواس شان باشد تا وقتی برگشت حتما دست معلم را ماچ کند.
4) در حالی که با سرعت 160 کیلومتر دارد وسط جمعیت پنج هزار معلم معترض می رود، دست معلم کلاس اولش را ماچ می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 19:42  توسط ابراهیم نبوی  | 

اول مجلس پیچید یا دولت؟

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 26 اردیبهشت 1386 [2007.05.16]

po_nabavi_01.jpg

بالاخره معلوم نشد این مجلس در راس امور است یا دولت در راس امور است و مجلس در ذیل امور است و شاید هم اول مجلس در راس امور بود، بعدا که پیچید دولت رفت در راس امور، یا شاید هم بعد از اینکه مجلس پیچید، دولت رفت در راس امور. قضیه فرشیدی تقریبا اولین حرکت مجلس بعد از مدتی طولانی است. فراکسیون سوم هم که دو روز قبل تشکیل شد. دیروز جلسه ویژه موافقان عزل فرشیدی برگزار شد. یک آمار می گوید که 70 درصد نمایندگان موافق عزل فرشیدی هستند. از طرفی مرتضی تمدن هم از طرف فراکسیون اکثریت گفت: « نظر نمایندگان فراکسیون اکثریت نسبت به گزارش فرشیدی مثبت بود.» یعنی با این حساب 40 تا 50 درصد نمایندگان طرفدار ماندن فرشیدی هستند. ظاهرا توضیحات فرشیدی برای این نمایندگان قانع کننده بود. البته من کمی شک دارم، چون فکر نمی کنم فرشیدی بلد باشد توضیحات بدهد. ولی یک نکته را هم نباید فراموش کرد که خداوند متعال معمولا در و تخته رو با هم جور می کند، حالا ممکن است یک تخته اش هم کم باشد، ولی بالاخره جور می شود. سازمان معلمان اعلام کرد که « 90 درصد فرهنگیان، منتظر خداحافظی وزیر هستند.» واقعا که چه محبوبیتی! عجب توافق عمیقی!

مذاکرات ایران و آمریکا
هنوز قضیه مذاکره با آمریکا جدی نشده، سروصدای چپ و راست شروع شد. از یک طرف گاردین گفته که بوش قصد مذاکره ندارد و قصد جنگ دارد، اما از طرف دیگر به نظر می رسد که قصد مذاکره دارند، وگرنه نمی گفتند. من آدم ساده ای هستم؟ البته من فکر می کنم این دو تا، منظورم طبعا ایران و آمریکاست، به محض اینکه قضیه مذاکره جدی می شود، تازه یادشان می افتد که می خواستند با هم بجنگند. از یک طرف تونی اسنو، سخنگوی کاخ سفید گفته است: « مواضع ما در قبال ایران تغییر نکرده است.» جنبش عدالتخواه دانشجویی که گروهی از همان دوستداران احمدی نژاد هستند، قرار است جلوی ریاست جمهوری اجتماع می کنند. آنها هم اعلام کرده اند که: « ارتباط با آمریکا هم خیانت است و هم حماقت است.» الهام هم در پاسخ به این برادران و یا شاید در پاسخ به گروهی دیگر از برادران گفته است که: « دولت نهم مبانی نظام را در عرصه هایی چون مذاکره دور نخواهند زد.»، از طرف دیگر خود آمریکایی ها اعلام کردند که « مذاکره، پایان انزوای ایران نیست.» احتمالا به همین دلیل علی آقامحمدی گفته است که « با احتیاط وارد مذاکره با آمریکایی ها شویم.» در این وسط، خاله بازی های نمایندگان خاله خوش وردار مجلس شروع شد و ایکی ثانیه گروه دوستی پارلمانی با آمریکا را تشکیل دادند. عکس اعضای این گروه پارلمانی را اگر ببینید، از وحشت سکته می کنید. فقط اگر سعید کوچک زاده هم عضو این گروه پارلمانی شود، قضیه بکلی حل است. من فکر می کنم خیلی از این نماینده ها دارند چمدان شان را می بندند که بالاخره یک زیارتی از نیویورک بکنند. منتهی مشکل این است که هنوز معلوم نیست که مذاکره در مورد چیست و قرار است منوچ و کوندی این دفعه به هم چه چیزی بگویند. فعلا که صدر گفته است که: « مذاکرات ایران و آمریکا باید جامع باشد.» ولی خود آمریکا و ایران تاکید کرده اند که نباید جامع باشد، بلکه باید فقط در مورد عراق باشد. از آن یکی طرف آرمین گفته است که « شرایط برای مذاکره با آمریکا مطلوب نیست.» و ادامه داده است که « از بازی های روزگار این بود که تابوی مذاکره با آمریکا به دست کسانی شکسته شود که خود از سازندگان آن بودند.» البته آخر کار می بینی که هر کسی می خواهد این وسط مشکل خودش را حل کند. سخنگوی حزب الله لبنان، معلوم نشد به چه دلیل و منطقی گفته است که « مذاکره آمریکا با ایران کابینه سینیوره را به شکست خواهد کشاند.» چه ربطی دارد به کابینه سینیوره؟

زیر علم دیکتاتوری
مساله دقیقا همین است که سعید حجاریان گفته است و خیلی از آدمهایی که در فضای ایران به مدت طولانی زندگی نکرده اند، آن را براحتی نمی فهمند. ملت ایران از یک طرف از آن نظم و قانون گرایی که اساس دموکراسی است خوششان نمی آید، به همین دلیل همیشه جنبش های دموکراتیک در ایران یک چیز لوکس است، از طرف دیگر و به همان دلیل که آدمهای بی نظمی هستیم، دیکتاتوری هم در ایران پایدار نمی ماند و مردم ایران با دیکتاتوری هم آب شان توی یک جوب نمی رود. به قول آقای موسوی اردبیلی « نه این نه اون، هم این هم اون» در همین راستا سعید حجاریان گفت: « ایرانی ها ممکن است شهروندان خوبی برای دموکراسی نباشند، اما به یقین زیر علم دیکتاتوری هم سینه نخواهند زد.» حالا که بحث دیکتاتوری شد، این خبر هم امروز اعلام شد که « علی فرحبخش به سه سال زندان محکوم شد.» از سوی دیگر « میتینگ نهضت آزادی هم لغو شد.» و قضیه هاله اسفندیاری هم بیخ پیدا کرد و خانم رایس خواهان آزادی فوری هاله اسفندیاری شد. به نظر شما وزارت اطلاعات که قرار است چهار روز دیگر هاله اسفندیاری را بعد از کلی فحش و فضیحت آزاد کند، چرا همین حالا مثل آدم این کار را نمی کند؟

جهانی میان ترس و امید
فکر می کنم یک آنفلوآنزای مخصوص آمده که فقط به قسمت چپ اثر می کند. کاسترو که فعلا تاکسیدرمی شده و در حالت سینمای صامت به سر می برد. دیروز هم اعلام شد که معمر القذافی به حال اغما فرو رفت و دوستدارانش را در غمی جانکاه فرو برد. ماهاتیر محمد هم که این وسط آدم معقول و منطقی به نظر می آمد در بیمارستان بستری شد. اما حال راستگرایان در دنیای اسلام و کفر فعلا خوب است. ملک عبدالله با هاشمی رفسنجانی تلفنی حرف زد و « هاشمی رفسنجانی را از ذخائر جهان اسلام دانست.» هاشمی رفسنجانی هم گفت: « شرمنده می فرمائید، ذخیره گی از خودتونه.» از آن طرف هم احمدی نژاد مثل گربه ماست ریخته، به محض اینکه از در پاویون مهرآباد وارد ایران شد، به خبرنگاران گفت: « مصر جزو بدنه امت اسلامی است.» احمدی نژاد گفت: به حضرت عباس راست می گم، وگرنه این قدر طرفدار ما نمی شدند. حزب الله هم اول صبح دیروز در یک انتقاد شدیداللحن به احمدی نژاد در مورد تصمیمات شتابزده ای مانند برقراری روابط با مصر و تصمیم شتابزده در مورد شرکت بیمه ایران هشدار داد.

حجاب و تجاوز
یکی باید جلوی اینها را بگیرد. مثلا نیروی انتظامی و برادران حراست قصد دارند امنیت اخلاقی و اجتماعی ایجاد کنند. حالا ادعا بخورد توی سرشان. نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که سه مامور نیروی انتظامی ورامین به یک دختر 28 ساله که به عنوان بدحجاب بازداشت شده بود، تجاوز کردند. یک دختر اصفهانی هم پس از آزاد شدن از بازداشت نیروی انتظامی خودکشی کرد. در کرمانشاه هم هفته گذشته معاون حراست دانشگاه به یک دختر دانشجو تجاوز کرده بود. به دنبال این فتوحات برادران رزمنده عزیز، سردار رادان گفت: « برخورد قاطع با اراذل و اوباش، مرحله دوم طرح امنیت اجتماعی است.» ظاهرا در مرحله دوم قرار است به اراذل و اوباش تجاوز کنند. از طرف دیگر وزارت ارشاد هم اعلام کرد که طرح حجاب در ادارات به زودی آغاز می شود. معلوم نیست در آنجا هم قرار است تجاوز کنند یا فقط در این مورد قرار است حرف بزنند.

رشد رو به کاهش و تورم رو به افزایش
گوجه فرنگی گران می شود، دولت از خارج برنج وارد می کند. از طرف دیگر مشکل سیمان داریم، دولت پنج برابر نیاز داخلی شکر وارد کشور می کند. قیمت مسکن بالا می رود، دولت شروع به کاهش قیمت شیر و تخم مرغ می کند. به نظر می رسد هر کسی هر کاری بلد است دارد انجام می دهد. صندوق بین المللی پول اعلام کرد: « نرخ رشد در ایران رو به کاهش و نرخ تورم رو به افزایش است.» احتمالا احمدی نژاد تا فردا صبح اعضای صندوق بین المللی پول را برکنار و استاندار هرمزگان را به جای آنها منصوب می کند.

هم میهن و شرق
هم میهن با تیراژ بالا و کیفیت و مدیریت عالی رفت روی دکه. ظاهرا تیراژ شماره اول بالای 350 هزار نسخه بوده، شرق هم با وجود اینکه محمد قوچانی را در تیم تحریریه ندارد، خوب شروع کرده و با کیفیت مطلوبی به بازار رفته است. اگرچه دفعه های قبل هم خیلی از مطبوعاتی که توقیف شدند، چندان تندروی نکرده بودند، فقط گناه شان این بود که خواننده داشتند، اما خدا کند دوستان شرق و هم میهن یادشان نرود که ما بیش از هرچیز به روزنامه حرفه ای نیاز داریم، نه روزنامه افشاگر، به قول محمد قوچانی. برای هر دو روزنامه آرزوی موفقیت بسیار می کنیم. راستی چرا بقیه کسانی که امتیاز دارند، وارد صحنه نمی شوند؟ البته، فراموش نشود که امروز یکی دیگر از اعضای تحریریه کیهان، یعنی علیرضا ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شد. به نظرم کیهانی ها یکی دو نفر از کارگران چاپخانه و آبدارچی ها را نگه دارند که شایانفر و شریعتمداری حوصله شان سرنرود. تنهایی دل شان می پوسد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 19:38  توسط ابراهیم نبوی  | 

پدیده جدیده و دیازپام 10

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 25 اردیبهشت 1386 [2007.05.15]

po_nabavi_01.jpg

من نمی فهمم اینها چرا زور می گویند. البته در اینکه چرا زور می گویند، مشکلی ندارم. هم می فهمم چرا، هم احساس می کنم چرا، اما مشکلم این است که چرا این جوری زور می گویند؟ یک زمانی یک نفر را می گرفتند که تروریست بود. آن قدر او را می زدند تا اعلام می کرد که من دیگر ترور نمی کنم. در صدر اسلام هم این مومنان محترم، وقتی می دیدند یکی کفر می گوید، آن قدر او را می زدند، آی می زدند ها، بدجوری می زدند، این قدر می زدند تا اعلام می کرد که مسلمان هستم و شهادتین خودش را جاری می کرد، حالا بعدش می بریدند یا نمی بریدند، من خبر ندارم. حالا قضیه برعکس شده، به جای شما یک روزنامه درمی آورند و به جای شما به کسانی اهانت می کنند، بعد شما را دستگیر می کنند، بعد وقتی می گوئید من این کار را نکردم، می زنند و می گویند نه، تو باید این کار را بکنی. تو باید اهانت کنی، ما این همه بازجوی بیکار داریم که هیچ کسی نمانده تا اینها بازجویی اش کنند، پس ما برویم از خارج یکی را بیاوریم که به مقدسات ما اهانت کند؟ اعضای دفتر تحکیم وحدت رسما اعلام کردند که « ما نشریات را انتشار ندادیم.» با این وجود قاضی حداد هشت نفر از آنها را دستگیر کرد و اعلام کرد تا زمانی که دفتر تحکیم به مقدسات اهانت نکند، این افراد را آزاد نمی کند. امروز هم اعلام شد که چهل نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک احضار شده اند. قرار شد که اگر تعداد احضار شده ها بیشتر شود، از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف برای احضارهای جدید استفاده شود. آیت الله کروبی هم که با دانشجویان تحکیم ملاقات کرده بود، به آنها گفت: « عده ای سعی دارند فضای دانشگاه را متشنج کنند.» آگاهان برای آقای کروبی توضیح دادند که « عده ای سعی دارند» غلط است ، « عده ای سعی داشتند» درست است، چون الآن دانشگاه متشنج است. از طرف دیگر آیت الله منتظری هم در دیدار با اعضای تحکیم گفت: « در برابر فشارهای ناحق استقامت کنید.» اما فشارهای ناحق اعلام کردند که به دادن فشار ادامه خواهند داد. از طرف دیگر دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه شیراز هم به نصب دوربین مداربسته در دانشگاه اعتراض کردند، اما مسوولان دانشگاه اعلام کردند که دوربین هایی که در راهروها نصب شده فقط برای کنترل سرعت مجاز و بستن کمربند ایمنی است و ربطی به مسائل سیاسی ندارد.

جزایر سه گانه حق مسلم ماست
امروز رئیس جمهور عزیز و تمیز و شیک و پیک مملکت مان سفر امارات را تمام کرد و به عمان رفت. احمدی نژاد در امارات مشغول حرف زدن بود که یکهو شنید دو نفر از مقامات امارات هی به هم می گویند« مبارک، مبارک» ظاهرا داشتند تعارف تکه پاره می کردند. احمدی نژاد هم یادش افتاد که مبارک رئیس جمهور مصر است و بطور کاملا « سرزده» تصمیم گرفت همانطور که مشکل بیمه ایران را در عرض سه دقیقه حل کرد، مشکل ایران و مصر را همین دیروز صبح تا پایان وقت اداری حل کند و گفت: « ما به شکل قاطع در پی تجدید رابطه با مصر هستیم و اگر دولت مصر اعلام آمادگی کند، تا پایان وقت اداری همین امروز سفارت ایران را در قاهره برپا می کنیم.» ظاهرا احمدی نژاد که خودش می داند که رابطه ایران و مصر از سوی ایران قطع شده است، فکر کرده بود که سفارت برپاکردن هم مثل چادر برپا کردن است، اوچ ثانیه، بچه ها همگی حمله، یکی این ور یکی اون ور، چادر برپا. الحمدالله ساختمان سفارت که هست، سفیر هم که توی جوب های ارادان ریخته، هواپیمای اختصاصی هم که داریم، یک سری هم می رویم و آن مثلث های مصر را که در آن فرعونان زمان دفن هستند، می بینیم. در همین سفر گروهی از ایرانیان که اگر با آن حجاب ها در تهران بودند حالا دستگیر شده بودند، به دیدار احمدی نژاد رفتند و شعار دادند: « جزایر سه گانه حق مسلم ماست» اما وزیر خارجه امارات که در این دیدار حضور داشت، گفت: « جزایر سه گانه مال ماست» احمدی نژاد هم گفت: « جدا می خواین شون یا دارین تعارف می کنین؟ چون من قبلا ده خسرو شیرین رو دادم به آباده، خیلی خوشحال شدند، الآن اگر اینها رو می خواین بگین، همین جا بدیم، بالاخره برادری باید یک جایی به کار بیاد.» اما وزیر خارجه امارات گفت: « نه، محمود جان! این قضیه خطرناکه، شما در جریان نیستی، شما برو تهران، با بزرگترها یک صحبتی بکن، بعد اگر راضی شدن به ما زنگ بزن.» متعاقب این دیدارها، احمدی نژاد ابوظبی را به قصد عمان ترک کرد و در دیدار با پادشاه عمان گفت: « ایران و عمان در برقراری صلح و آرامش در منطقه پیشقدم شوند.» پادشاه عمان نیز فکری کرد و گفت: « حالا چرا این چیزها رو به من می گی؟ من که حرفی ندارم، شما خودت باید پیشقدم بشی.» ولی احمدی نژاد گفت: نه، رفیق! ما با کسی که نون و نمک خوردیم دیگه تا تهش هستیم، اگر می آی باهم پیشقدم بشیم، اگرنه، می خوای با هم بریم بجنگیم، هر جور شما بگی.

عظمت و مرجعیت آمریکا
مشکل صلح ایران و آمریکا هم حل شد. در حالی که دیک چنی در دیدار با پادشاه اردن اعلام می کرد که: « مناقشه ایران و آمریکا از طریق صلح آمیز حل شود.» احمدی نژاد گفت: « ایران حمله آمریکا را تلافی می کند.» وزیر دفاع هم متعاقبا از راه دور جوش آورد و گفت: « آمریکا نگران عظمت اسلام و پایان مرجعیت خویش است.» از آن طرف، آقای ترقی از طرف موتلفه گفت: « مذاکره با آمریکا طبیعی است.» آگاهان در همین راستا یک توضیحاتی در مورد مذاکره و طبیعی بودن آن و گذشته و مهاجرانی و غلط کردن و لونه جاسوسی و این چیزها دادند که ما نفهمیدیم منظورشان چیست.

چراغ افروغ فروغ دارد یا نه؟
بالاخره این فراکسیون اصولگرایان مستقل تشکیل شد و امروز انتخاب دبیر موقت و سخنگوی این فراکسیون انجام گرفت. فعلا دکتر محمود محمدی دبیر موقت کمیسیون اصولگرایان مستقل و محمدهادی ربانی نماینده شیراز سخنگوی این فراکسیون شد.هسته اصلی این فراکسیون عبارتند از عماد افروغ، محمد خوش چهره، حسن سبحانی، سعید ابوطالب، سید محمود مدنی بجستانی، محمود محمدی و محمد هادی ربانی. من فکر می کنم این فراکسیون دو فرض جلوی راه خودش دارد، یا باید از همین ابتدای کار تلاش خودش را برای کنترل دولت نشان بدهد، مهم نیست که موفق بشود یا نه، بلکه باید تلاشش را بکند. اما اگر قرار است این فراکسیون وقت کشی کند و فقط موضوعی برای جدا کردن خرج گروهی از نمایندگان از دولت، برای انتخابات آینده باشد، آنوقت چراغ افروغ هم بی فروغ می شود، البته به نظرم قضیه جدی است. باید ببینیم فرشیدی تا یکی دو هفته دیگر هنوز وزیر آموزش و پرورش هست یا نه.

محموده احمد آوا در باکو ظهور کرد
به نوشته روزنامه گوندليگ آذربايجان چاپ باكو یک خانم محترم به نام نوشابه مصطفي‌اوا كارشناس زيست شناسي جمهوري آذربايجان اخيرا ادعاي پيامبري كرده است. این خانم محترم در جمع خبرنگاران باكو ادعا كرد که از استعداد و قدرت ذاتي و خدادادي براي هدايت و اداره كردن جهان برخوردار است. وی سران كشورهاي جهان و همچنين دبيركل سازمان ملل متحد را به گفت‌وگو درباره پيشرفت جهان فرا خواند. یکی از اطرافیان وی گفت که نوشابه خانم یک سال است که هر روز به نطق های احمدی نژاد گوش می دهد و مدتی است که دائما درباره رفتن به نیویورک حرف می زند. در پی ادعای پیامبر مذکور، منابع خبری در قم با استاد مصباح گفتگو کردند. استاد مصباح گفت: « من پیامبر بودن ایشان را تکذیب می کنم، ما او را نفرستادیم.»

فرار گیسوها
مبارزه با بدحجابی که تا خشتک آقایان هم ادامه یافته و فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرده است که شلوار فاق کوتاه مردان نیز یکی از مصادیق براندازی نرم است، با شدت تمام تا فرودگاههای کشور، منظور فعلا فرودگاه مهرآباد است، ادامه یافت و از پرواز پنجاه بانوی محترم نیز جلوگیری شد. آگاهان اعلام کردند که علت این اقدام این است که نیروی انتظامی تا آخرین لحظه ای که یک نفر در ایران هست، چنان با او رفتار کند که وقتی رفت دیگر برنگردد.

هکروا و هکروالله والله خیر الهاکرین
به فاصله یک روز از انتشار مقاله ای در مورد استاد مصباح در وب سایت انتخاب که طبیعتا باعث شد ملت شهیدپرور نظراتی در این مورد صادر کنند، یکی از گروههای هکری از قم که در کلیه علوم و فنون و مسائل رسانه ای جهان، فقط به همین هک کردن علاقه وافری دارند، به انتخاب حمله کرده و دو ساعتی سایت را زمین زدند، فعلا سایت قدیمی روی آدرس است. خدا به برادران منتخب رحم کند. این آقای فقیهی هم از وقتی یک کارهای بامزه ای می کند، مثل اینکه وارد فهرست شده است.

پس چرا هست؟
فرض کنید که شما یک قانونی داشته باشید که مثلا اگر چهار نفر گواهی بدهند که کسی در دستشویی به مدت نیم ساعت پشت سر هم جیش کند و این عمل بدون لحظه ای توقف ادامه داشته باشد و در این مدت، این چهار نفر چشم هم نزنند و ساعت شان را هم کنترل کنند که کمتر از سی دقیقه نشود، در آن صورت فرد متجاش( جیش کننده) باید دو ماه زندان برود و در طول تاریخ چنین اتفاقی نیفتد و چنین رکوردی هم در کتاب گینس ثبت نشود، چه مرضی است که این قانون را جزو قوانین اعلام کنیم و هرکسی هم با آن مخالف بود، پدرش را دربیاوریم. آخر این شد کار معقول؟ این ها همه به کنار. آیت الله صانعی گفت: « راه اثبات سنگسار هیچ گاه تحقق پیدا نمی کند.»

ترانه دیازپام 10
آقا! عجب موجود اسیدی بود این کار محسن نامجو، حال کردیم سنگینگ! کلی نوآوری داشت، از موسیقی ایرانی استفاده بسیار خوبی کرده بود، از کلمه ها برای ساختن ریتم بسیار نیکو استفاده کرده بود و شعر و موضوع و بقیه که جای خودش. اسم این آدم محسن نامجوست، اسم ترانه دیازپام ده، حتما گوش کنید و یادتان نرود. آقا! کشف بود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 19:38  توسط ابراهیم نبوی  | 

پدیده جدیده و دیازپام 10

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 25 اردیبهشت 1386 [2007.05.15]

po_nabavi_01.jpg

من نمی فهمم اینها چرا زور می گویند. البته در اینکه چرا زور می گویند، مشکلی ندارم. هم می فهمم چرا، هم احساس می کنم چرا، اما مشکلم این است که چرا این جوری زور می گویند؟ یک زمانی یک نفر را می گرفتند که تروریست بود. آن قدر او را می زدند تا اعلام می کرد که من دیگر ترور نمی کنم. در صدر اسلام هم این مومنان محترم، وقتی می دیدند یکی کفر می گوید، آن قدر او را می زدند، آی می زدند ها، بدجوری می زدند، این قدر می زدند تا اعلام می کرد که مسلمان هستم و شهادتین خودش را جاری می کرد، حالا بعدش می بریدند یا نمی بریدند، من خبر ندارم. حالا قضیه برعکس شده، به جای شما یک روزنامه درمی آورند و به جای شما به کسانی اهانت می کنند، بعد شما را دستگیر می کنند، بعد وقتی می گوئید من این کار را نکردم، می زنند و می گویند نه، تو باید این کار را بکنی. تو باید اهانت کنی، ما این همه بازجوی بیکار داریم که هیچ کسی نمانده تا اینها بازجویی اش کنند، پس ما برویم از خارج یکی را بیاوریم که به مقدسات ما اهانت کند؟ اعضای دفتر تحکیم وحدت رسما اعلام کردند که « ما نشریات را انتشار ندادیم.» با این وجود قاضی حداد هشت نفر از آنها را دستگیر کرد و اعلام کرد تا زمانی که دفتر تحکیم به مقدسات اهانت نکند، این افراد را آزاد نمی کند. امروز هم اعلام شد که چهل نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک احضار شده اند. قرار شد که اگر تعداد احضار شده ها بیشتر شود، از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف برای احضارهای جدید استفاده شود. آیت الله کروبی هم که با دانشجویان تحکیم ملاقات کرده بود، به آنها گفت: « عده ای سعی دارند فضای دانشگاه را متشنج کنند.» آگاهان برای آقای کروبی توضیح دادند که « عده ای سعی دارند» غلط است ، « عده ای سعی داشتند» درست است، چون الآن دانشگاه متشنج است. از طرف دیگر آیت الله منتظری هم در دیدار با اعضای تحکیم گفت: « در برابر فشارهای ناحق استقامت کنید.» اما فشارهای ناحق اعلام کردند که به دادن فشار ادامه خواهند داد. از طرف دیگر دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه شیراز هم به نصب دوربین مداربسته در دانشگاه اعتراض کردند، اما مسوولان دانشگاه اعلام کردند که دوربین هایی که در راهروها نصب شده فقط برای کنترل سرعت مجاز و بستن کمربند ایمنی است و ربطی به مسائل سیاسی ندارد.

جزایر سه گانه حق مسلم ماست
امروز رئیس جمهور عزیز و تمیز و شیک و پیک مملکت مان سفر امارات را تمام کرد و به عمان رفت. احمدی نژاد در امارات مشغول حرف زدن بود که یکهو شنید دو نفر از مقامات امارات هی به هم می گویند« مبارک، مبارک» ظاهرا داشتند تعارف تکه پاره می کردند. احمدی نژاد هم یادش افتاد که مبارک رئیس جمهور مصر است و بطور کاملا « سرزده» تصمیم گرفت همانطور که مشکل بیمه ایران را در عرض سه دقیقه حل کرد، مشکل ایران و مصر را همین دیروز صبح تا پایان وقت اداری حل کند و گفت: « ما به شکل قاطع در پی تجدید رابطه با مصر هستیم و اگر دولت مصر اعلام آمادگی کند، تا پایان وقت اداری همین امروز سفارت ایران را در قاهره برپا می کنیم.» ظاهرا احمدی نژاد که خودش می داند که رابطه ایران و مصر از سوی ایران قطع شده است، فکر کرده بود که سفارت برپاکردن هم مثل چادر برپا کردن است، اوچ ثانیه، بچه ها همگی حمله، یکی این ور یکی اون ور، چادر برپا. الحمدالله ساختمان سفارت که هست، سفیر هم که توی جوب های ارادان ریخته، هواپیمای اختصاصی هم که داریم، یک سری هم می رویم و آن مثلث های مصر را که در آن فرعونان زمان دفن هستند، می بینیم. در همین سفر گروهی از ایرانیان که اگر با آن حجاب ها در تهران بودند حالا دستگیر شده بودند، به دیدار احمدی نژاد رفتند و شعار دادند: « جزایر سه گانه حق مسلم ماست» اما وزیر خارجه امارات که در این دیدار حضور داشت، گفت: « جزایر سه گانه مال ماست» احمدی نژاد هم گفت: « جدا می خواین شون یا دارین تعارف می کنین؟ چون من قبلا ده خسرو شیرین رو دادم به آباده، خیلی خوشحال شدند، الآن اگر اینها رو می خواین بگین، همین جا بدیم، بالاخره برادری باید یک جایی به کار بیاد.» اما وزیر خارجه امارات گفت: « نه، محمود جان! این قضیه خطرناکه، شما در جریان نیستی، شما برو تهران، با بزرگترها یک صحبتی بکن، بعد اگر راضی شدن به ما زنگ بزن.» متعاقب این دیدارها، احمدی نژاد ابوظبی را به قصد عمان ترک کرد و در دیدار با پادشاه عمان گفت: « ایران و عمان در برقراری صلح و آرامش در منطقه پیشقدم شوند.» پادشاه عمان نیز فکری کرد و گفت: « حالا چرا این چیزها رو به من می گی؟ من که حرفی ندارم، شما خودت باید پیشقدم بشی.» ولی احمدی نژاد گفت: نه، رفیق! ما با کسی که نون و نمک خوردیم دیگه تا تهش هستیم، اگر می آی باهم پیشقدم بشیم، اگرنه، می خوای با هم بریم بجنگیم، هر جور شما بگی.

عظمت و مرجعیت آمریکا
مشکل صلح ایران و آمریکا هم حل شد. در حالی که دیک چنی در دیدار با پادشاه اردن اعلام می کرد که: « مناقشه ایران و آمریکا از طریق صلح آمیز حل شود.» احمدی نژاد گفت: « ایران حمله آمریکا را تلافی می کند.» وزیر دفاع هم متعاقبا از راه دور جوش آورد و گفت: « آمریکا نگران عظمت اسلام و پایان مرجعیت خویش است.» از آن طرف، آقای ترقی از طرف موتلفه گفت: « مذاکره با آمریکا طبیعی است.» آگاهان در همین راستا یک توضیحاتی در مورد مذاکره و طبیعی بودن آن و گذشته و مهاجرانی و غلط کردن و لونه جاسوسی و این چیزها دادند که ما نفهمیدیم منظورشان چیست.

چراغ افروغ فروغ دارد یا نه؟
بالاخره این فراکسیون اصولگرایان مستقل تشکیل شد و امروز انتخاب دبیر موقت و سخنگوی این فراکسیون انجام گرفت. فعلا دکتر محمود محمدی دبیر موقت کمیسیون اصولگرایان مستقل و محمدهادی ربانی نماینده شیراز سخنگوی این فراکسیون شد.هسته اصلی این فراکسیون عبارتند از عماد افروغ، محمد خوش چهره، حسن سبحانی، سعید ابوطالب، سید محمود مدنی بجستانی، محمود محمدی و محمد هادی ربانی. من فکر می کنم این فراکسیون دو فرض جلوی راه خودش دارد، یا باید از همین ابتدای کار تلاش خودش را برای کنترل دولت نشان بدهد، مهم نیست که موفق بشود یا نه، بلکه باید تلاشش را بکند. اما اگر قرار است این فراکسیون وقت کشی کند و فقط موضوعی برای جدا کردن خرج گروهی از نمایندگان از دولت، برای انتخابات آینده باشد، آنوقت چراغ افروغ هم بی فروغ می شود، البته به نظرم قضیه جدی است. باید ببینیم فرشیدی تا یکی دو هفته دیگر هنوز وزیر آموزش و پرورش هست یا نه.

محموده احمد آوا در باکو ظهور کرد
به نوشته روزنامه گوندليگ آذربايجان چاپ باكو یک خانم محترم به نام نوشابه مصطفي‌اوا كارشناس زيست شناسي جمهوري آذربايجان اخيرا ادعاي پيامبري كرده است. این خانم محترم در جمع خبرنگاران باكو ادعا كرد که از استعداد و قدرت ذاتي و خدادادي براي هدايت و اداره كردن جهان برخوردار است. وی سران كشورهاي جهان و همچنين دبيركل سازمان ملل متحد را به گفت‌وگو درباره پيشرفت جهان فرا خواند. یکی از اطرافیان وی گفت که نوشابه خانم یک سال است که هر روز به نطق های احمدی نژاد گوش می دهد و مدتی است که دائما درباره رفتن به نیویورک حرف می زند. در پی ادعای پیامبر مذکور، منابع خبری در قم با استاد مصباح گفتگو کردند. استاد مصباح گفت: « من پیامبر بودن ایشان را تکذیب می کنم، ما او را نفرستادیم.»

فرار گیسوها
مبارزه با بدحجابی که تا خشتک آقایان هم ادامه یافته و فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرده است که شلوار فاق کوتاه مردان نیز یکی از مصادیق براندازی نرم است، با شدت تمام تا فرودگاههای کشور، منظور فعلا فرودگاه مهرآباد است، ادامه یافت و از پرواز پنجاه بانوی محترم نیز جلوگیری شد. آگاهان اعلام کردند که علت این اقدام این است که نیروی انتظامی تا آخرین لحظه ای که یک نفر در ایران هست، چنان با او رفتار کند که وقتی رفت دیگر برنگردد.

هکروا و هکروالله والله خیر الهاکرین
به فاصله یک روز از انتشار مقاله ای در مورد استاد مصباح در وب سایت انتخاب که طبیعتا باعث شد ملت شهیدپرور نظراتی در این مورد صادر کنند، یکی از گروههای هکری از قم که در کلیه علوم و فنون و مسائل رسانه ای جهان، فقط به همین هک کردن علاقه وافری دارند، به انتخاب حمله کرده و دو ساعتی سایت را زمین زدند، فعلا سایت قدیمی روی آدرس است. خدا به برادران منتخب رحم کند. این آقای فقیهی هم از وقتی یک کارهای بامزه ای می کند، مثل اینکه وارد فهرست شده است.

پس چرا هست؟
فرض کنید که شما یک قانونی داشته باشید که مثلا اگر چهار نفر گواهی بدهند که کسی در دستشویی به مدت نیم ساعت پشت سر هم جیش کند و این عمل بدون لحظه ای توقف ادامه داشته باشد و در این مدت، این چهار نفر چشم هم نزنند و ساعت شان را هم کنترل کنند که کمتر از سی دقیقه نشود، در آن صورت فرد متجاش( جیش کننده) باید دو ماه زندان برود و در طول تاریخ چنین اتفاقی نیفتد و چنین رکوردی هم در کتاب گینس ثبت نشود، چه مرضی است که این قانون را جزو قوانین اعلام کنیم و هرکسی هم با آن مخالف بود، پدرش را دربیاوریم. آخر این شد کار معقول؟ این ها همه به کنار. آیت الله صانعی گفت: « راه اثبات سنگسار هیچ گاه تحقق پیدا نمی کند.»

ترانه دیازپام 10
آقا! عجب موجود اسیدی بود این کار محسن نامجو، حال کردیم سنگینگ! کلی نوآوری داشت، از موسیقی ایرانی استفاده بسیار خوبی کرده بود، از کلمه ها برای ساختن ریتم بسیار نیکو استفاده کرده بود و شعر و موضوع و بقیه که جای خودش. اسم این آدم محسن نامجوست، اسم ترانه دیازپام ده، حتما گوش کنید و یادتان نرود. آقا! کشف بود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 19:34  توسط ابراهیم نبوی  | 

نیروی انتظامی حمایتت می کنیم

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 4 اردیبهشت 1386 [2007.04.24]

po_nabavi_01.jpg

بهتر از این نمی شد! من فکر می کنم که این بهترین وضعی است که می تواند پیش بیاید. احمدی نژاد دو سال سعی کرد نقش انقلابی ضدامپریالیست را بازی کند، اما واقعیت همین چیزی است که می بینیم و همه مخالفانش از روز اول گفته بودند. ملت نشسته بودند داشتند نرگس و شبهای برره و باغ مظفرشان را می دیدند و دل شان هم به این خوش بود که دیگر غارتگر بیت المال نداریم و بزودی مدیریت جهان را در اختیار می گیریم و به کوری چشم دشمنان ایران زمین، انرژی هسته ای هم تولید می کنیم. همه دنیا هم خبر از رئیس جمهوری می دادند که می خواهد با آمریکا بجنگد و عراق و افغانستان و ملت محروم آمریکا را آزاد کند. امروز خبر اصلی ایران خبر مبارزه با بدحجاب ها بود. من که فکر می کنم باید به این سردار رادان و سردار احمدی مقدم یک جایزه حسابی داد که کار انتخابات بعدی را راحت کردند. تمام نقطه قوت احمدی نژاد این بود که کاری به پوشیدن و نوشیدن و چیزهای دیگر مردم نداشت، مردم هم می گفتند حالا بی ریخته، چی کارش کنیم، بزرگ می شه خوشگل می شه. ولی حالا دیگر به نظر من آقای کروبی باید برود با خیال راحت بخوابد، آقای خاتمی هم برود سفر رم و برگردد و ببیند که دیگر مشکلی نیست و اصلاح طلبان هم از شر نیروی انتظامی راحت شوند. من فقط دلم می خواهد آن نابغه ای را که چنین فکری را شروع کرد، پیدا کنم و دستان مبارکش را ببوسم. البته من پیش بینی می کنم که این طرح تا یک هفته دیگر متوقف می شود و مثل هر سال دوباره همه چیز می رود سرجای خودش، ولی اگر خواستند طرح جدی و موفقی را برای مبارزه با بدحجابی پیش ببرند، طرح زیر را پیشنهاد می کنم:

اول: با توجه به اینکه آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات گفته بود: « آیا مشکل کشور نوع لباس پوشیدن جوانان است؟» اولا نیروی انتظامی باید به بدحجاب های عزیز تذکر بدهد که منظور رئیس جمهور از جوانان کسانی است که زیر پنج سال سن دارند و دولت احمدی نژاد مشکلی با لباس آنها ندارد، یا اینکه از این به بعد به کلیه کسانی که دستگیر می شوند، اعلام شود که طبق آمارهای جدید کسی که بدحجاب است، نمی تواند کمتر از چهل سال سن داشته باشد، بنابراین جمله احمدی نژاد به شکل زیر اصلاح می شود: « آیا مشکل کشور نوع لباس پوشیدن جوانان است؟ نه، مشکل کشور نوع لباس پوشیدن افراد میانسالی است که می خواهند خودشان را جوان نشان بدهند.»

دوم: با توجه به اینکه لازم است که مردم طرفدار دولت باشند تا دولت بتواند با مشت محکم توی دهان استکبار بزند و در حال حاضر دولت دارد با مشت محکم توی دهان بدحجاب ها می زند، و برای تغییر چهره پایتخت پیشنهاد می شود، کلیه بدحجاب ها از تهران به شهرستانها منتقل شده و تعدادی از خوش حجاب های شهرستانی از روی نامه های ارسالی برای رئیس جمهور تعیین شده و جمعیت شهرستانها به تهران و بالعکس منتقل شوند، در این صورت دیگر در تهران بدحجاب هم نداریم، رئیس جمهور هم مجبور نیست هر روز برود شهرستانها سخنرانی کند، همه کارها در تهران صورت بگیرد.

سوم: با توجه به اینکه بدحجاب ها در شمال تهران زندگی می کنند و خوش حجاب ها معمولا در جنوب تهران به سر می برند، پیشنهاد می شود تا زمان انتقال کامل باحجاب ها به تهران، برادران را در جنوب تهران و خواهران را در شمال تهران متمرکز کنیم و مناطقی ویژه خواهران بدحجاب درست کنیم که دور آن دیوار کشیده شده باشد و هیچ کس هم نتواند وارد آن شود، هر هفته هم با هلی کوپتر برای آنها غذا بریزیم.

چهارم: با توجه به اینکه علت اصلی مبارزه با بدحجابی مشکل گرمای کشور است که باعث می شود خواهران با شکلی زننده( که مورد علاقه خودشان و دیگران است) ظاهر می شوند، اولا دولت تلاش کند تا بسرعت زیر خیابانها را گذرگاه زیرزمینی بکشد که هم برای حمله هوایی مناسب است و هم پس از ایجاد آن عبور و مرور در خیابان ممنوع شود، در این حالت دولت می تواند سیستم سرمایش در تمام کشور ایجاد کند، بطوری که هوای گذرگاهها، بخصوص جاهایی که برادران بسیجی می روند آنقدر سرد شود که همه مجبور شوند با پالتو سرکار بروند.

پنجم: یکی از راههای دیگر این است که دولت کلیه خواهران بدحجاب را شناسایی و ستاره دار کند و آنها را بر اساس یک قرارداد با روس ها( که خیلی به قراردادهای شان پای بند هستند) از اول خرداد ماه بفرستد به سیبری که هم جلوی چشم و در ام القرای اسلام نباشند و هم اینکه در سیبری به دلیل سرمای هوا مجبور باشند از اول صبح تا آخر شب پالتو و کلاه و روسری و شال و چیزهای دیگر بپوشند.

ششم: با توجه به اینکه یکی از مشکلات اصلی کشور این نیست که خواهران بدحجاب هستند، بلکه این است که برادران حزب الله آنها را می بینند و متوجه مسائل دیگری می شوند و اگر هوا گرم نباشد این برادران اصلا متوجه این مسائل نمی شوند، یک راه حل مهم این است که هر روز صبح برادران غیور یا بروند زیر دوش آب یخ یا همیشه یک کیسه یخ به همراه داشته باشند تا جوش نیاورند و حمله نکنند.

هفتم: دولت رسما اعلام کند که کلیه برادران و خواهرانی را که دارای برجستگی های غیرمتعارفی هستند که با سیاستهای اصولگرایانه نظام تضاد دارد، این خواهران بازداشت و متهم به جاسوسی شوند، خودشان وزن کم می کنند و مشکلات کشور کاملا حل می شود.

هشتم: با توجه به اظهارات دیروز آقای هاشمی شاهرودی به نیروی انتظامی درباره طرح برخورد با بدحجابی که فرمودند که « کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ها غیر از ضرر اجتماعی منفعتی ندارد» از این به بعد به جای کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ها، پای کلانتری ها را به زنان و جوانان بکشانیم، در این حالت، هم زنان و جوانان کنترل می شوند هم ضرر اجتماعی نمی رسد، هم چیزهای دیگر.

در پایان فقط از مسوولان نیروی انتظامی درخواست می شود که تا شش ماهی دست از این تلاش بی وقفه برندارند و اگر می توانند تا زمان انتخابات بعدی به کارشان ادامه دهد. ضمنا و با توجه به همه مواردی که گفته شد، آقای احمدی نژاد به اروپا گفت: « اروپایی ها روی پای خودشان بایستند» اروپا هم پاسخ داد: یعنی راه نرویم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:36  توسط ابراهیم نبوی  | 

پاریس، تگزاس یا مسکو؟

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 3 اردیبهشت 1386 [2007.04.23]

po_nabavi_01.jpg

دیروز می خواستم مثل هر روز پای کامپیوتر بنشینم، خبرها را بنویسم و آنها را به طنز بیاورم، راستش را بخواهید اصلا حال خوشی نداشتم. از آن حال هایی بود که طنز از آن در نمی آید. بعضی روزها طعم دهان آدم چنان تلخ می شود که هیچ خنده ای نه آدمی را می خنداند و نه هیچ موضوعی در انسان طنز می سازد. در هر حال بخاطر دیروز مرا می بخشید. البته امروز هم کمی رشد کردم، از بدمزه گی دیروز درآمدم و بیمزه شدم، امیدوارم فردا خوب بشوم.

انتخابات 86 یا 87؟
مجلس امروز رای داد که عمرمجلس هفتم، هفت ماه شوخی شوخی اضافه شود و از دوره احمدی نژاد، چهار ماه شوخی شوخی کم شود. البته موافق بودم اگر از عمر آن یکی چهارماه کم می شد، اما به عمر این یکی اضافه نمی شد. به نظر می رسد که نمایندگان محترم مجلس قصد دارند تا حد ممکن انتخابات را دیرتر برگزار کنند تا احتمالا در این مدت به امیدخدا یک واقعه عجیبی رخ بدهد که مشکل حکومت را بکلی حل کند، یا در همین مدت جنگی بشود و راههای نجات باز شود، یا امام زمان ظهور کند و به عنوان تلاش برای براندازی نرم تحت تعقیب قرار بگیرد، یا بوش برود و یکی تندروتر از او بیاید، فعلا سیاست اسکارلت اوهارا در مملکت حکمفرماست. قائم مقام اعتماد ملی که هنوز خبر مجلس را نشنیده بود، گفت: « فضا برای رقبای دولت مساعد است... فاصله اصولگرایان زیاد شده.... اصلاح طلبان باید اکثریت خوبی را از مجلس به دست بیاورند.» البته آگاهان توضیح می دهند که اگر انتخابات مجلس و ریاست جمهور با هم برگزار شود، احتمالا تکلیف هر دو با هم روشن می شود، ولی این احتمال هم وجود دارد که با یک کرشمه دو کار خلاف صورت بگیرد( صورت پورمحمدی را در حال کرشمه تصور کنید.) هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: « نارضایتی معلمان خطرناک است.» آگاهان توضیح دادند: نه، چیزی نیست، نگران نباشید، پول ندارند، از یک جا قرض می کنند، بعدا دولت بعدی به آنها پس می دهد.

پاریسی ها در چهار راه سرنوشت
این قضیه مهم است. بی شک یکی از مهم ترین دوراهی هایی است که در سال 2007 جلوی پای دنیاست و هر تصمیمی برای رفتن به یکی از این راهها گرفته شود، منجر به تغییر سرنوشت جهان می شود. البته تا همین حالا باید نتیجه مرحله اول انتخابات فرانسه اعلام بشود و معلوم بشود که فرانسوی ها گرفتار یک سوسیالیست مشنگ یا یک راستگرای دیوانه یا سوسیالیستی که هیچ کس قبولش ندارد می شوند، یا اینکه این آقای نیکولا کوچولوی مجاری الاصل متولد پاریس که پدرش پیش بینی کرد که « امکان ندارد یک سارکوزی رئیس جمهور فرانسه شود، مگر اینکه این اتفاق در ایالات متحده آمریکا بیفتد» رئیس جمهور فرانسه می شود و کشوری که مارکس گفته بود، همیشه آماده انقلاب است، زیر بلیط آمریکا می برد، یا فرانسوی هایی که سالهاست دیگر کاری به ولتر و دیدرو و دانتون و ناپلئون و حتی دوگل و پمپیدو ندارند، شاهد فاجعه ای به نام خانم رویال یا ژان پیر لوپن می شوند؟ البته به نظر می رسد که انتخابات در مرحله دوم با پیروزی سارکوزی به پایان برسد، اما در فرانسه همیشه انتخاب کردن پنیر و شراب هم کار سختی است، چه رسد به رئیس جمهوری که فرانسوی های غرغرو با اخ و پیف می خواهند انتخابش کنند. البته سگولن رویال که در این مدت بارها گاف های مختلف و متعددی در مسائل سیاست خارجی داد، حرفهای بامزه ای در مورد ایران زده است. فعلا منتظر می مانیم تا معلوم بشود که مستاجر بعدی کاخ الیزه کیست. فعلا که تا ساعت 8 شب که لحظاتی قبل بود، اعلام شد که 85 درصد از فرانسوی ها در انتخابات رای دادند. فیگارو هم اعلام کرد که سارکوزی با 30 درصد و روایال با 26 درصد آرا به مرحله دوم رفتند. با این حساب خطر لوپن برطرف شد، اما خطر چپ هنوز باقی است، البته خطر راست هم همینطور، اصولا چرا همه چیز خطرناک است؟

رستوران گردان برج میلاد
دومین روز مبارزه با بدحجابی هم به خیر و خوشی نگذشت. عکس های دیروز را دیدیم، به نظر می رسد مثل تمام این بیست سال که همیشه با توپ پر تهدید مبارزه با بدحجابی آغاز می شود و بعد از یک هفته خسته می شوند و می روند پی کارشان، بازهم به قول کرمانی ها، « همو خر سیا، را آسیا» می شود. سردار رادان که معلوم نیست این نتیجه را از کجا گرفته است، گفت: « مردم تهران خواستار مقابله با بدحجابی هستند.» آگاهان پرسیدند: اگر مردم تهران خواستار مقابله با بدحجابی بودند که خودشان بدحجاب نبودند و برای مقابله با آنها تمام پلیس و بسیج و خواهر و مادر پلیس به خیابان نمی آمد؟ البته به نظر می رسد بعضی چیزها را بعضی افراد متوجه نمی شوند. آیت الله مکارم شیرازی که سالها قبل خیلی آدم منطقی و باحالی بود، گفت: « حجاب دانشجویان آمریکایی از دانشجویان دانشگاههای ایران بهتر است.» در همین راستا، خطیب نماز جمعه مشهد گفت: « جست و خیز دختران والیبالیست با اللهم عجل لولیک الفرج مطابقت ندارد.» وی اضافه کرد: « برخی اقدامات در بدنه دولت، سنگ اندازی در مقابل ظهور امام زمان است.» در همین راستا آگاهان اضافه کردند که دختران والیبالیست می توانند به جای جست و خیز که باعث می شود تا سنگ بطرف امام زمان پرتاب شود، شطرنج بازی کنند، یا اصلا بازی نکنند. و در همین وضع « بگیر و ببند و اینو بگیر پاکش کن، اینو دراز کن و اونو کوتاه کن» از یک سو و مبارزه با کلیه مظاهر اشرافیت از سوی دیگر، نصب بزرگترین رستوران گردان دنیا در برج میلاد آغاز شد. نیروی انتظامی اعلام کرد که این نیرو چون ممکن است بازرسانش در رستوران گردان برج میلاد، سرشان گیج بخورد و حال شان بد بشود، لذا از کلیه مشتریان یک چنین جای گردانی که لابد بدحجاب هم خواهند بود، تقاضا کرد که پس از صرف شام یا ناهار خودشان به زبان خوش، خودشان را به نیروی انتظامی معرفی کنند. مسوول نیروی انتظامی همچنین اعلام کرد که چون دیروز سوژه کم داشتند و احساس می کردند هنوز به اندازه کافی مردم را برای رای دادن علیه احمدی نژاد و دوستانشان آماده نکرده اند، « دو نفر از خوانندگان رپ زیرزمینی ایران بازداشت شدند و یکی دیگر( هیچ کس) تحت تعقیب است.» نیروی انتظامی شدیدا به « بو دهندگان تخمه کدو» و « کسانی که سیم سه تار می فروشند» اخطار کرد که تا هفته دیگر ممکن است آنها هم به عنوان اقدام به براندازی نرم، مجازات، بازداشت، دستگیر، متهم و شناسایی شوند.

چی شد که احساس کردند؟
مسوولان قضایی اعلام کردند که چون متهمان قتلهای محفلی کرمان، احساس می کردند که کسانی را که کشتند مهدورالدم هستند، به همین دلیل اقدام آنان جرم نیست و می توانند به ادامه احساس خود مشغول باشند. در همین راستا با برادر قدرت الله محفلی یکی از احساس کنندگان که در قتلهای محفلی دست داشت و فعلا نه تنها دست ندارد، بلکه هیچ چیز دیگری هم ندارد، مصاحبه ای انجام دادیم که آن را می خوانید.
ما: چطور شد که احساس کردید مقتولین مهدور الدم هستند؟
قدرت محفلی: دو نفر بودند، یکی شان زن بود و یکی مرد. با هم سوار ماشین بودند و معلوم بود زن و شوهر هستند، اما ما احساس کردیم مهدور الدم هستند.
ما: از کجا چنین احساسی به شما دست داد؟
قدرت محفلی: از قیافه جفت شان احساس به ما دست داد، چون خوشگل بودند و ما احساس کردیم.
ما: هر کسی خوشگل باشد، مهدور الدم است؟
قدرت محفلی: نه، بعضی ها که در فیلم یا ماهواره یا خارج هستند یا زن خود آدم هستند، مهدور الدم نیستند، ولی کسانی که آدم آنها را می بیند، ممکن است احساس کند مهدور الدم هستند.
ما: این احساس چطوری است؟
قدرت محفلی: به قیافه آنها نگاه می کنیم، اگر خوشمان آمد، معلوم است مهدور الدم هستند، اگر مثل دخترعموی خودما باشند که خوشمان نمی آید، مهدور الدم نیستند.
ما: با توجه به اینکه آنها زن و شوهر بودند، چطور احساس کردید مهدورالدم هستند؟
قدرت محفلی: ما از آنها پرسیدیم که اگر زن و شوهر هستند دلیل بیاورند، اما آنها فقط سند ازدواج را نشان دادند، ما سند را نگاه کردیم، ولی بازهم احساس مان به جای خودش باقی بود.
ما: تا به حال موارد دیگری هم پیش آمده که احساس کنید زنها و یا مردهایی مهدورالدم هستند؟
قدرت محفلی: بله، هر وقت به خیابان می رویم و زنان را می بینیم، این احساس را می کنیم، بخصوص وقتی هوا گرم می شود.

گاوبندی و خسرو و شیرین
اصولا کارها را باید ساده کرد. مثلا شما حقوق ندارید به کارمندان بدهید، مقداری پول چاپ می کنید و به آنان می دهید. یا مثلا آمریکا در حال جنگ با شماست، شما اسرائیل را تهدید می کنید. یا مثلا می خواهید مردم در مراسم استقبال از شما حاضر شوند، نفری یک سکه طلا به هرکسی آمد می دهید، همه می آیند، این ها راه های ساده ای است که هرکسی به عقلش ممکن است برسد، برای همین شما باید تلاش کنید که کارها را ساده کنید. سفر احمدی نژاد به استان فارس تمام شد و 150 موضوع مهم از جمله ساخت استادیوم و فرودگاه و سد و از این جور چیزها در یک جلسه سه ساعته همه با هم تصویب شد. اما تصمیم گیری عالی و بی نظیر و دموکراتیک احمدی نژاد در دو مورد بی نظیر بود. احمدی نژاد اسم شهر « گاوبندی» را در جا به « پارسیان» تغییر داد. او در محل سخنرانی به مردم گفت: « می خواهید اسم شهرتان از این به بعد به جای گاوبندی پارسیان باشد؟» مردم هم گفتند « الله اکبر»، احمدی نژاد هم گفت: « اسم شهر از حالا عوض شد و از این به بعد اینجا پارسیان است.» وی در مورد روستای « خسرو وشیرین» که سالها بین آباده و اقلید برسر آن دعوا بود، وسط سخنرانی تصمیم گرفت و این روستا را داد به آباده ای ها، اقلیدی های حاضر در جلسه هم ناراحت شدند و از محل سخنرانی رفتند. احمدی نژاد در پاسخ به سووال دانشجویانی که می گفتند که خیابان های شهر را دو روز قبل از سفر وی آسفالت کرده اند، در کمال قدرت و شهامت، گفت: « از ظاهرسازی متنفرم، اصلاح حقیقی با خون دل خوردن همراه است.» آگاهان توضیح دادند که با گفتن این جمله مشکل بکلی حل شد و معلوم شد هیچ ظاهرسازی صورت نگرفته و همه سراغ خانه و زندگی شان رفتند. از طرف دیگر رئیس جمهور که در حضور مردم یک بار شعری از حافظ را اشتباه خوانده بود، گفت: « حافظ، سعدی و سلسله بزرگ دانشمندان، این دیار را به بشریت معرفی می کند، امروز نیز این موضوع قابل بازسازی و احیاء است.» آگاهان توضیح دادند که منظور احمدی نژاد از دانشمندان که طبعا شاعران و نویسندگان هم جزو آنان قرار می گیرند، هر آدم معروفی است و اصولا فرق خاصی بین دانشمندان مختلف و شاعران و خطاطان و بنایان نیست، جمعا که حساب کنی همه شان چون معروف هستند و اسم شان در کتاب نوشته می شود، دانشمند هستند.

هرنامه چهل هزارتومان
این هم یک روش جدید برای بردن نفت سر سفره ملت. دفتر رئیس جمهور، برای هرکسی که به رئیس جمهور نامه بنویسد، بدون اینکه ببیند در آن نامه چه چیزی نوشته شده، از دم نفری چهل هزارتومان می فرستد. قرار است سیاست های اقتصادی رئیس جمهور در قالب اشکال زیر ادامه پیدا کند.
اول: از این پس افرادی که برای رئیس جمهور طومار در حمایت از سیاستهای دولت بفرستند، به ازای هر ده امضا یک بشکه نفت در محل دریافت می کنند، کپی شناسنامه همراه با طومار ضروری است.
دوم: از این به بعد برای مراسم دیدار رئیس جمهور بلیط فروخته می شود، یعنی هرکسی که برای مراسم حاضر شود، باید بلیط مجانی دریافت و پس از پایان مراسم در مقابل هر لاشه بلیط بیست هزار تومان دریافت می کند. در صورت همراه داشتن نامه با پاکت پر چهل هزارتومان، با پاکت خالی سی هزارتومان دریافت می کند.
سوم: اگر کسی در مراسم حضور پیدا کند و عکس رئیس جمهور داشته باشد سی هزارتومان و اگر بالای دیوار یا بالای چراغ استادیوم برود، پنجاه هزارتومان دریافت می کند. به کسانی که روی زمین غلط بزنند، یا بیهوش بشوند و یا غش کنند و یا گریه شوق بریزند، در صورت دادن تست پزشکی، نفری هشتاد تا صد هزارتومان پرداخت می شود.
به دنبال توزیع مستقیم بودجه از طریق نامه، به عنوان عملیاتی ترین بودجه جهان، اعلام شد که پس از بنزین، گاز هم سهمیه بندی می شود.

طاعون در خاش و سراوان
در ادامه حضور دائمی رئیس جمهور محبوب کشور و عدم استفاده بهینه ایشان از حمام مناسب و سیاست حضور مستمر دولت در مناطق مرزی، به نظر می رسد که طی ماه گذشته رئیس جمهور بطور محرمانه و سرزده حداقل یک بار به استان سیستان و بلوچستان سفر و در شهرهای خاش و سراوان حضور پیدا کرده است. منابع بهداشتی درمانی اعلام کردند که پس از گذشت صد سال، علائم بیماری طاعون که یکی از نشانه های ظهور احمدی نژاد است، در برخی از مردم شهرهای خاش و سراوان دیده شده است. پزشکان توصیه کردند برای بهبود این بیماران، تلویزیون و رادیو را از اتاق بیمار بیرون برده و هر نوع روزنامه و یا رسانه ای که در آن خبر یا تصویری از احمدی نژاد وجود دارد، از دسترس بیمار دور کنند. مسوولان امور بهداشت محیط همچنین اعلام کردند که « سرانه موشهای تهرانی در مناطق جنوبی تهران به هر نفر شش تا رسید و این موشها 35 درصد از استاندارد جهانی چاقترند.»

ایران و هلند
من واقعا نمی فهمم فرق دولت هلند که با دولت ایران رابطه ای بسیار حسنه دارد، با دولت انگلیس و سوئد و آمریکا و آلمان و غیره چیست؟ نامه فرح کریمی مبنی بر اینکه اگر واقعا دولت هلند قصد براندازی دولت ایران را دارد، چرا دولت ایران به این دولت هشدار نمی دهد یا رابطه اش را با آن قطع نمی کند، منتشر شد و باعث شد یکی از نمایندگان مجلس با جدیت به خودش بگوید: « چرا دولت ایران با هلند قطع رابطه نمی کند؟» این نماینده به خودش جواب داد که اگر این طور باشد همه دولتها باید با هم قطع رابطه کنند. در حالی که فقط دولت ایران با اسرائیل و آمریکا رابطه ندارد که طبیعی است که نباید رابطه داشته باشد. من می خواهم ببینم، فرق رادیوهایی که به زبان فارسی و با پول دولت های انگلیس و آمریکا و آلمان و غیره اداره می شوند، با رسانه هایی که از بودجه دولتی هلند تغذیه می شود چیست؟ فعلا همه اینها به کنار، گفته شد که شبکه تلویزیونی « هما» منظور همان داریوش سجادی است، بزودی راه می افتد.

بیچاره شدیم، بدبخت شدیم
اصولا هر چاه نفت تازه ای به معنی افزایش سه سال خریت و رفتار هردمبیل در جامعه ایران است، یعنی تا وقتی نفت یا مفت داریم، مدیر الکی و رئیس جمهور الله بختکی و مملکت بی دروپیکر داریم. دقیقا مثل این می ماند که شما در تنبل خانه شاه عباس که سی سال است کسی در آن حال کار کردن و مرتب کردن خانه را ندارید، سی تا سکه طلا پیدا کنید و خیال تان راحت شود که یک سال دیگر هم نان و آب تان در اختیار دارید و در نتیجه اصلاح این خانه را می توانید یک سال دیگر به تعویق بیندازید. در همین هیری ویری اعلام شد که « یک میدان بزرگ نفتی با 1.6 میلیارد بشکه نفت درجا کشف شد.»

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:5  توسط ابراهیم نبوی  | 

مخالفم و امضاء می کنم